چند وقت پيش تو وبلاگ ايشون صحبت از اسلام شد...پانته آی عزيز
اينگونه شروع کرد:
(( مسلمون بودن به معنی عمل کردن به نص صريح قرآنه. اينطور که من ميبينم اگر قرآن و محمد رو قبول داريد يعنی حجاب اجباری رو قبول داريد، تازيانه زدن زنان رو قبول داريد، کشتار ديگرانديشان رو قبول داريد، سنگسار رو قبول داريد، قوانين قرون وسطايی اسلامی رو قبول داريد، ظلم رو قبول داريد.))
من در کامنتها براشون نوشتم:
((ببينم...اون جمله ات رو که نوشتي و افشين آزاد هم در کامنتهاش
با افتخار نقل کرده رو قبول داري...!؟ کجاي قرآن تو در مورد سنگسار حکمي ديدي...؟! کجاي قرآن ديدي که نوشته دگر انديشان رو بايد کشت...؟!؟! کجاي قرآن امر به تازيانه زدن زنان!! به طور مطلق شده!؟(مجازات تازيانه مجازاتيست که در قرآن براي جرايمي از جمله زنا براي زن و ((مرد)) وضع شده در صورتيکه ۳ شاهد شهادت بدن در موردش - يعني به گونه اي در ملاء عام! باشه!) ...ببينم در کجاي قرآن حجاب اجباريست...!؟اون آيه اي که نقل کردي رو ميشه بگي کدوم کلمه رو به معناي مقنعه! ترجمه کردي...اون آيه فقط به پوشش سينه ها و اندامهاي شرمگاهي اشاره داره...در ضمن در حد توصيه است...در ضمن خطابش به مومنين هست و نه مسلمين...!! فرق بين مومن و مسلم رو ميدوني شما...!؟با تمام احترامي که برات قائلم ولي دلم ميخواد سرت فرياد بزنم...!چرا در مورد چيزي که اطلاعي بهش نداري اينگونه يکطرفه فضاوت ميکني!؟اگر اطلاع داري که بيا و بحث کن..بيا و از نوشته ات دفاع کن...ببينم ميتوني!؟ بيا و جواب پرسشهاي من رو بده...!! منتظرم! ))
ايشون فرصتی برای جواب دادن و پيدا کردن آيات قرآنی از من خواستن
و من ادامه دادم:
((سلام...پانته آي عزيز...زحمت نکش...بگذار بهت بگم...کل قرآن رو هم که زير و رو کني نميتوني آيه اي و حتي کلمه اي در مورد سنگسار پيدا کني...اگه اينکار رو کردي من همينجا اعلام ميکنم که تف به اون قرآن و به اون اسلام...!! بگذار بهت بگم...يادته بهت گفتم نميخوام باهات بحث کنم چون نه وقتش رودارم و نه انگيزش رو...ولي وقتي ميبينم ناآگاهانه دروغ به کلام خدا ميبندي آمپرم ميره بالا...پانته آي عزيز...سخن گفتن در مورد اسلام و انتقاد اينچنيني به اسلام بايد پشتوانه داشته باشه...نميگم اظهار نظر نکن...تو در بيان عقايدت آزادي...ولي وقتي مياي چنين حرفهايي رو بدون شناخت به اسلام نسبت ميدي (فقط با استناد به شنيده ها!!) اونوقت به من حق بده آمپر بچسبونم...! ميدوني...اين چنين برخوردهايي رو که ميبينم دلم ميگيره...حالم از همه چيز و همه کس به هم ميخوره...فکر ميکنم اين بدويت و اين تحجر و اين تعصب تو عمق جوامع مترقي هم ريشه دونده..حس ميکنم پانته آ و پانته آ ها به غير از پوشش و ظاهر چه فرقي با اون مزدور حزب اللهي دارن که نا آگاهانه اسلام رو چماقي کردن براي کوبيدن حقايق...!تو هم همون کار رو ميکني...علت رفتارهاي اون نا آگاهي و تعصب دينيه و علت کارهاي تو نا آگاهي و تعصب ضد ديني!! هر دوتا تون دارين از نا آگاهيتون خرج کوبيدن حقايق ميکنين...!! دلم بد جور گرفته...!
پانته آ جان...نگذاريم تعصب کورمون کنه! ))
ايشون در جواب من اينگونه شروع کردن:
(( تو به اين مسئله توجه نداری که اسلام فقط از قرآن تشکيل نميشه.
اسلام از قرآن تشکيل ميشه و سنت، يعنی رفتار و گفتار محمد، که به باور مسلمين از گناه بری و معصوم بوده. همين محمد که قرآن رو از طريق وحی الهی برای مسلمانان آورده در آخرين خطبهاش - حجةالوداع - ميگه: ای مردم… طفل از بستر به وجود میآيد، و نصيب زناكار، سنگ است… (نهجالفصاحه، مجموعهء كلمات قصار حضرت رسولالله اكرم، ترجمهء ابوالقاسم پاينده) ))
و ادر ادامه چندين حديث از ائمه آوردن مبنی بر اينکه حکم سنگسار ريشه
اسلامی داره و باز هم اشاره کردن که در قرآن آيات زيادی مبنی بر کشتار
کفار و دگر انديشان وجود داره.
من در جواب ايشون عرض کردم:
((
سلام...ممنون از توجهت...اوکي...منم نميخوام به شخص
شما چيزي رو اثبات کنم...ميدوني پانته آي عزيز...گفته
بودي اسلام فقط قرآن نيست...!! صحبت از حديث و
روايت کردي...به خيلي از چيزهاي ديگه فقط اشاره کردی
و ازشون رد شدي...کاش فرصتي بود و تک تک از
تمام شبهات رفع ابهام ميکردم...ولي باور کن من در اين
مورد وظيفه اي ندارم...فکر ميکني من سايتهاي ضد دين
رو سر نزدم...؟ فکر ميکني نميدونم چي نوشتن و چيه
چيزهايي رو به اسلام منتسب کردن...فکر ميکني از
ادله فرآنيشون بي خبرم...!؟ به خدا براي تک تک
مطالبشون جواب دارم...ولي بحث کردن با کسي که
خود رو دشمن دين و نه منتقد دين ميدونه بي فايده
است...!يکبار سالها قبل چنين بحثي رو در محيطی
ديگر داشتم...نتيجه اش چه شد...؟! کساني که در ابتدای
بحث قرآن رو فاقد هرگونه ارزش علمي و عملي ميدونستن
و با قاطعيت ميگفتن قرآن نوشته هاي يه عرب باديه نشين
در ۱۴۰۰ سال پيشه مقام محمد رو در انتهاي بحث به يک
نابغه و يک پيشگو ارتقا دادن و هيچوقت قبول نکردن که
چنين مطالبي از محمد نيست که از خداي محمده...!!
بهت گفتم خسته تر از اوني هستم که بخوام بحثي در اين
مورد بکنم...از طرفي هم يک اشتياق باعث ميشه که
نتونم آروم بگيرم...اشتياق اينکه بتونم حقانيت اسلام رو
اثبات کنم...اشتياق اينکه دقيقا براي تک تک شبهاتي که
مطرح کردي و مطرح کردن جواب دارم...و در راس اون
آياتي که ميگي(( اشاره به کشتار نامسلمانان داره...!!)) .
لينکي که به اون دادي رو هنوزنرفتم...ولي مثل روز ميدونم
منظور کدوم آياته و دلم ميخواد بدونم اگه وقت بگذارم و
بهت ثابت کنم چنين چيزي صحت نداره و اين افرادي که
به چنين آياتي اشاره ميکنن سر و ته آيه رو ميزنن آيا توان
و جسارت اقرار به اشتباهت در تو هست...!؟ ميدوني
پانته آي عزيز...تمام مخالفين دين از يک يا دو مرجع براي
کوبيدن دين اسلام استفاده ميکنن...همه ايرادها تکراريست...
همه اونها جواب داره و پاسخ داده شده...واقعا خدا جد آباد
علي دشتي رو بيامرزه که يک بار قرآن رو خوند و نکاتی
رو که ميتونست از اونها با استفاده از جهل خواننده هاش
در جهت تخريب دين استفاده کنه گلچين کرد...!!شايد بدونی
بارها و بارها کتاب ۲۳ سال ايشون مورد نقد متفکرين
ديني قرار گرفته و از تمام شبهاتي که مطرح شده
رفع ابهام شده...!به هر حال...بگذريم...فقط اشاره به
آيه و حديث کردي...من فقط مقاله اي رو که هفته
پيش در مورد اسلام و امامت نوشتم اينجا قرار ميدم...اميدوارم
خوندنش برات روشن کننده خيلي چيزها باشه...
(البته اميدوارم مطلب رو با کپي- پيست کردن بتونم
منتقل کنم و الا تايپ مجددش از حوصله و توانم خارجه)
اين مقاله الان چند روزي هست که در سايتي جلوي چشم
مسمانان دو آتشه قرار داده شده و هنوز جوابي به اون داده نشده...:
و بعد هم مقاله ام رو در زيل اين متن قرار دادم(البته مقاله يکم طولانيست
و در نظر خواهی روز ۲۰ اکتبر وبلاگ پانته آ موجوده...و در اون به نحوی
نشون دادم که احاديث نميتونن مرجع و معياری برای شناخت اسلام
باشن و اسلام ناب رو فقط بايد از متن قرآن استخراج کرد ...)
به هر حال مشغول بحث بوديم که سر و کله اين آقا پيدا شد که:
((سلام خانم پانته آی شجاع و عزیز . عجیب ترین چیز
دینداران این هست که با تعصب و غیرت از کتابی دفاع
می کنند که حتی تا به حال به آن نگاهی هم نینداخته اند .
یعنی آنها در قرآن نخوانده اند که باید کافران را کشت
و بدجوری هم کشت؟ شاید هم خوانده اند و طبق مصلحت
خود را به نفهمی می زنند ؟ نمی دونم .))
به هر حال اين حرف ايشون برای من يکم سنگين تموم شد و ازشون
دعوت به بحث کردم و خواستم که ادعای خودشون رو ثابت کنن :
((آقاي کاوه عزيز...من اگه به شما ثابت کنم اين يک مورد به
خصوص رو حاضر هستين اقرار به تعصب کور خودتون بکنين؟!
حاضر هستين اون نقاب روشنفکر!! رو از چهره تون بردارين
تا همه با چهره اصليتون بيشتر آشنا بشيم...!!؟
تا کي پشت ژست ها و اطوارهاي روشنفکري!! ميخوايم
تفکر قرون وسطاييمون رو مخفي کينم...!؟
جناب کاوه...شما که من رو متهم به نخوندن قرآن ميکنی
لطف کن شماره آياتي رو که در اونها امر به کشتار کفار
(به صورت مطلق) شده بيار تا با هم صحبت کنيم...البته
شماره اون آيات رو من بهتر از شما ميدونم...دلم ميخواد
به اين بهانه هم که شده شخص شما يکبار لاي قرآن
رو باز کني...!!البته اگه قرآني هم در دسترس هم نيست
مهم نيست...سايتهاي ضد دين زيادي وجود داره که
شماره اون آيات رو ليست کرده...من بي صبرانه منتظرم
براي شروع بحث! بياين و يکبار من رو که در عمرم قرآنی
رو نخوندم جلوي همه ضايع کنيد...! منتظرم))
ايشون اينگونه شروع کردن:
((سلام شراگيم عزيز . قرآن را باز کن و برو سوره ي توبه .
آيه ي ۵ را بخوان . اگر نمي خواهي خودم هم آن را مي نويسم :
پس از آنکه ماه هاي حرام درگذشت آنگاه مشرکان را هرجا يابيد
به قتل برسانيد و آنها را دستگير و محاصره نماييد و از هر سو
در کمين آنها باشيد . ( در ادامه گفته اگر توبه کردند آنها را
ببخشيد خب ما که توبه نمي کنيم چه؟)...نوشته اي: به صورت
مطلق. عزيز دلم اين آيه به نظرت مطلق نيست؟ ميگه يا حرفم
رو قبول کن يا مي کشمت . اين به نظرت عطوفت اسلامي هست؟))
و افزودن:
((
اون سوره ي توبه فقط يک مثال بود . آيه هاي بسياري از قرآن
به اين موضوع اختصاص پيدا کرده . ولي يک چيز ديگر . در قرآن
آيه هاي فراواني وجود دارد که کافران را به عذاب ابدي وعده
داده است. به نظر تو وقتي يک مسلمان اين ها را مي خواند
با خودش نمي گويد حالا که خدا هم مي خواهد اين ها را عذاب
دهد چرا من اين کار را نکنم؟ او هم به جان کافران مي افتد .
چون خدايش در جهنم اين کار را خواهد کرد . براي
چاپلوسي هم چيز بدي نيست.جهنم خداي مهربان شما
را آخوند ها دارند در ايران مي سازند . اعتراضي هست؟ ))
من هم که از نحوه بحث و استدلال اين جماعت روشنفکر
مطلع بودم به زعم خودم ضربه آخر رو اينگونه وارد کردم:
(جاهايی رو که قرمز نوشتم
يه کم با تامل بخونين تا آخر بگم جريان چيه!)
((
سلام...حسب الامر رفتم و سوره توبه رو باز کردم...
جناب کاوه فقط آيه ۵ رو بخونم...!؟ قبل و بعدش رو
نبايد خوند...!؟ ميدوني مثه کي ميموني...؟ مثه اون
بنده خدايي که اومد و در قرآن (( لا اله)) رو ديد
و ((الا الله)) رو فاکتور گرفت و جاهلانه حکم داد
در خود قرآن آمده که خدايي وجود نداره...!!
بگذارين سوره توبه رو از ابتدا بخوانيم که بدانيم موضوع
چست...فقط اميدوارم بعد از خواندن اين سطور باز
هم بتونيم در خدمتتون باشيم و دلم ميخواد قبل از اينکه
به مبحث جديد رو راه بندازي واضح و آشکار بگي که چرا
يک روشنفکر! بايد از خوندن آيات سوره توبه نتيجه بگيره
که در اسلام فرمان به قتل کفار داده شده و مطالب بالا
رو بنويسه...!! اوکي؟
سوره توبه :
(( ۱- خدا و رسولش بيزار است از مشرکيني که پيمان بستند
۲- پس چهار ماه در زمين سير کنيد و بدانيد که نميتوانيد
الله رو عاجز کنيد و خدا رسوا کننده کافران هست
۳- اين اعلاميست از طرف خدا و رسولش بر مردم در روز
((حج اکبر)) بدرستيکه خدا بيزار است از مشرکان و
رسولش نيز پس اگر توبه کرديد آن بهتر است براي شما
و اگر اعراض کرديد پس بدانيد که شما غير عاجز
کننده خدائيد پس کافرين رو به عذابي دردناک بشارت بده
۴ـ به جز مشرکيني که با شما عهد بستند و نقصي به شما
نرساندند و بر عليه شما هم پشت نشدند پس تمام گردانيد
بر ايشان پيمانشان را تا مدتشان به درستيکه خدا دوست
دارد پرهيزکاران را ۴- پس چون ماه هاي حرام منقضي شد
بکشيد مشرکان رو هرجا که يافتيد و بگيريدشان و حبس کنيدشان
و در هر گذاري بر کمينشان بنشينيد پس اگر توبه کردند و نماز
رو بر پا داشتند و زکوه دادند پس راه ايشان را باز کنيد بدرستيکه
که خدا بخشنده و مهربان است ۵- و اگر يکي از مشرکين پناه
آورد به تو پس پناه ده او را تا کلام خدا رو بشنود پس او را به
محل امني برسان اين به اين دليل است که آنها قومي هستند
که نميدانند ...)) و در ادامه در آيات ۱۳ و ۱۴ ادامه ميده:
((۱۳- آيا کارزار نميکنيد با کساني که شکستند پيمانشان را
و قصد کردند به بيرون کردن رسول و ايشان اول بار آغاز
کردند(جنگ را) پس آيا ميترسيد از آنها پس سزاوارتر است
که از خدا بترسيداگر مومن هستيد))
قبل از اينکه وارد بحث بشم خواهش ميکنم يکبار ديگه خودت
برو و آيات فوق رو بخون...حقيقت اونقدر واضحه که شايد
نيازي به هيچ توضيحي نداشته باشه...فکر نميکنم هيچگونه
بتوني چشمت رو بر اين آيات روشن ببندي...شايد تو از
اين آيات فقط به ((... پس بکشيد مشرکان رو هرکجا که يافتيد...))
علاقه داشته باشي...!! ولي کاوه عزيز خوشبختانه حقيقت
اونقدر روشنه که جز دلهاي بيمار و افکار مغرض نميتونن
چيزي رو که شما عنوان کردي به کلام الله نسبت بدن...!
براي اين بود که بهتون گفتم خودتون به قرآن مراجعه کنيد
تا شايد با خوندن چنين آياتي که در سايتهاي ضد دين سر و تهش
رو ميزنن تا چهره دين رو غير منطقي و خشن جلوه بدن
رو کامل بخونين و قبل از اينکه وارد بحث بشين بتونين بيشتر
تفکر کنين...ولي خوب ظاهرا شما با قرآن ميونه اي نداري و
دلت ميخواد قرآن رو به صورت پاره پاره و از لابلاي سايتهاي
ضد دين بيرون بکشي...! خوب گوش کن:
سوره توبه همونجوري که از محتوايش پيداست شان نزول خاصی
داره و اين سوره بعد از فنح مکه در مورد (( مشرکين پيمان
شکن مکه)) نازل شد...بعد از اينکه مسلمين و مشرکين پيمان
صلح حديبيه رو امضا کردن مبني بر اينکه مسلمين و مشرکين
تا ده سال در صلح زندگي کنن و امکان تردد آزاد بين سرزمينهای
مکه و مدينه وجود داشته باشه بعد از چند سال مشرکين اين
پيمان رو زير پا ميگذارن و اقدام به قتل عده اي از مسلمين
که براي زيارت خانه خدا راهي مکه شده بودند ميکنن و عملا
صلحنامه حديبيه رو زير پا ميگذارن...همين امر علت لشکر کشي
مسلمين به مکه ميشه که سر انجام بدون کشته شدن حتي يک
نفر از مشرکين مکه بدون خونريزي فتح ميشه... بعد از فتح
مکه ميمونه مجازات مشرکين پيمان شکن مکه که دستشون
رو به خون مسلمين آلوده کرده بودن...سوره توبه در حقيقت
همانگونه که در قرآن ذکر شده اعلاميست از خدا و رسولش
در روز (( حج اکبر)) براي تعيين نحوه برخورد با اين مشرکين
پيمان شکن...در اين سوره بعد از اينکه خدا برائتش رو
از اين ((مشرکين پيمان شکن)) اعلام ميکنه به اونها
۴ ماه وقت ميده که از سرزمينهاي تحت تسلط مسلمين
خارج بشن...البته اين مجازات فقط مربوط به مشرکيني هست
که طبق همون آيات: اولا پيمان شکسته باشن دوما توبه
نکرده باشن و سوما عليه مسلمين هم پشت و همپيمان
شده باشن...
خوب...خدا ۴ ماه به اينها فرصت ميده...چيزي که در دوران
جاهليت اصلا رسم نبوده و اگر دو قبيله با هم صلحنامه
بسته باشن و قبيله اي اين صلح رو زير پا بگذاره ريختن
خون قبيله پيمان شکن امري مرسوم بوده...ولي خدا
در اين آيات ۴ ماه به مشرکين پيمان شکن مکه فرصت ميده
تا با وجود خطري که وجودشون براي جامعه نوپای
اسلامي داره بتونن در سرزمينهاي غير اسلامي(مثل حبشه
يا ايران يا يمن) آزادانه زندگي کنن و اعتقاداتشون رو حفظ کنن...
و در ادامه آيات (که مورد توجه خاص شما بوده!!) اعلام ميکنه
اگر چنين نکردند و بعد از چهار ماه نه توبه کردند و نه از
سرزمينهاي اسلامي خارج شدند و هنوز هم بر عليه جامعه
مسلمين هم پشت و هم پيمان شده بودن ((اونها رو هرکجا
که يافتيد بکشيد و يا زنداني کنيد)) (فراخور مقدار جرمشان)...
البته اينجا هم دستور به کشتار مطلق نميده و اعلام ميکنه فراخور
درصد خطري که براي مسلمين دارن بکشيد و يا زنداني کنيد...
و باز هم جالبه بعد از تمام اين اتمام حجتها بر مشرکين اگر
مشرکيني بعد از اين ۴ ماه هنوز در سرزمين مسلمين بر عليه
مسلمين اقدام ميکردن و توبه هم نکرده بودن و فرضا مسلمين
اونها رو ميگرفتن و ميخواستن حکم خدا رو در موردشون(که زندان
يا مرگ بوده) اجرا کنن به محض اينکه توبه کنن و نماز رو بر پا
دارن و صدقه بدن به مسلمين دستور داده که حتي اين مسلمان شدن
مصلحتي رو هم از ايشون بپذيرن و آزادشون کنن...!! و باز هم
رافت اسلامي فراتر از اينها ميره و اضافه ميکنه اگر مشرکي با همان
شرايط ذکر شده بعد از ۴ ماه هيچ کدام از اينها روهم انجام نداد
و بر عقايدش نيز پابرجا موند اگر فرضا از ترس جانش به پيامبر
پناه آورد پيامبر بايد به اون پناه بده و آيات قرآن رو براي اون
بخونه و سپس به جايي امن راهنماييش کنه تا امکان تفکر در
مورد آيات خدا رو داشته باشه و علتش هم ناداني بعضي مشرکين
ذکر شده...!
البته باز هم در متن آيه تاکيد شده که مشرکيني که به پيمانشون
وفادار موندند و عليه مسلمين اقدامي نکردن مشمول اين آيات
نميشن و ميتونن آزادانه و ضمن حفظ دين و آئينشون در سرزمينهای
مسلمين زندگي کنن...!
ميبيني کاوه عزيز...ميبيني...!؟ چنين برداشتي که شما از اين آيه
کرده بودين به جز سفاهت و يا غرض ورزي ميتونه چي رو برسونه...!؟
ميدوني براي چي نميرم و تو وبلاگهاي ضد دين با اصحاب روشنفکرش!
بحث کنم...!؟ علتش همينهاست...دلم ميخواد بعد از خوندن متن
من نظر صريحت رو در مورد همين آيات بدونم...دلم ميخواد بدونم آيا
باز هم ميگي ((در قرآن آمده بايد کافران را کشت، بد جوري هم کشت!))
کاوه عزيز...به خدا قصدم فقط و فقط بيان حقايقه...حقيقت چيز يکه
هميشه به علت غرض ورزي عده اي فداي مصالح شخصي
و گروهي شده...!نمونه اش رو ديديم...قضاوتش رو به
خودت و به بقيه خواننده ها واگذار ميکنم...
در ادامه صحبتت که به کفار اشاره کرده بودي...و اينکه چرا
خدا تا اين حد بر کفار سختگيري ميکنه و اونها رو به عذابهای
سهمگين الهي وعده ميده...(البته مطالب ديگه اي هم
اضافه کرده بودي که مسلمين با خوندن اين آيات پيش
حود ميگويد حالا که خدا ميخواد اينها رو عذاب کنه چرا من
نکنم!؟
نميدونم اين شبهه ات ارزش پاسخگويي داره يا نه...!
هيچوقت يک انسان مسلمان خودش رو جاي خدا نميگذاره
و چنين حرف خنده داري نميزنه!!
بعيد ميدونم حتي معني واژه کافر رو بدوني...البته خيلي ها
هستن که نميدونن و فکر ميکنن به ((غير مسلمين)) کافر
اطلاق ميشه... در مورد معني واژه کافر هم مدتها پيش
مطلبي نوشتم که در زيل همين نامه در صورت امکان قرارش ميدم ))
خوب...تا اينجا خوندين!؟ فکر ميکنين اين دوست روشنفکرمون در
جواب من چه گفت...؟! سکوت کرد...؟! به اشتباهش اعتراف کرد!؟
خير...از اونجا که تيپ روشنفکر! هيچموقع اشتباه نميکند و هميشه من
بچه مسلمانم که مغزم منجمد شده و علی گلابی! استدلال ميکنم
ايشون بدون ذره ای کم آوردن اينها رو خطاب به من نوشتن...قضاوتش
با شما:
((سلام شراگیم . نوشته ای آیات مربوط به مشرکینی هست که توبه نکرده اند . توبه یعنی چه؟ غیر از اینکه از چیزی که اعتقاد داریم بازگردیم؟ خب میگه یا از اعتقادت بگذر یا می کشمت . این که خیلی واضح است . دوم . نوشتی اگر بعد از ۴ ماه به پیامبر پناه آوردن باید پیامبر آیات قرآن براش بخونه و بعد اون رو به جایی راهنمایی کنه تا تفکر کنه و علتش نادانی مشرکین ذکر شده . جناب شراگیم فکر می کنی اون مشرک بعد از تفکر چاره ای جز قبول اسلام داره؟ من هم بودم از ترس جونم قبول می کردم . خدای مهربان شما نگفته بعد از تفکر اگر هنوز بی دین ماندیم با ما باید چه کار کنند؟ چرا شما دیندار ها فکر می کنید که هر تفکری صد در صد به دینداری ختم خواهد شد و بقیه اگر در این باره فکر کردند و به دین نرسیدند به قول تو مغرض و سفیه هستند . تو که از مخالفان فکریت مغرض و سفیه یاد می کنی ، خب حکومت دینی هم مغرض ها و سفیه ها را می کشه دیگه . ضمنا نوشتی با توجه به فراخور خطری که مشرکان دارند زندانی یا کشته شوند . این میزان خطر را چه کسی تعیین می کند؟ نوشتن یک کتاب ممکن هست به راحتی خطر الحاد داشته باشد . سلمان رشدی فقط یک کتاب نوشت . و خطرش زیاد تشخیص داده شد . دوباره میگم هرجا سخن از عطوفت اسلامی آوردی گفتی که خداوند فرصت می دهد تا مشرکین توبه کنند . چرا روراست نیستی؟ یعنی خدا فرصت می دهد از عقایدشان برگردند . یعنی فقط همون عقیده ای که پیامبر دارد را بپذیرند . خب این اسم دیگه ای غیر از دیکتاتوری داره؟ پس من مشرک اگر نخواهم توبه کنم چه باید بکنم؟ این را به من بگو. الان باید دیسکانکت شم اگر چیز دیگری مانده بود بعدا می نویسم . به امید روزهای بهتر. ))
فقط برای روشن تر شدن موضوع قسمتهايی از مطلبم رو که ايشون
موقع خواندن فاکتور گرفتن!! رو با قرمز در بالا مشخص کردم!:)
حالا بگين من بايد به بحث ادامه بدم يا حق رو به ايشون بدم...!؟!؟