شراگیم
« فلسفه اخلاق 2 | صفحه اصلی | گرد این آتش رقصتان بیهوده است »
دغدغه

یه چند وقتیه دیگه دست و دلم به نوشتن نمی ره...یعنی حقیقتش یه چیزایی حسابی مغز وامونده م رو مشغول کرده...یه مقدار تناقضات مختصری وجود داره که باید برطرف بشه...در مورد چیستی و چرایی جهان و انسانه...به هر حال اگه همه عمرم رو هم سر این تناقضات توی سر و مغز خودم بزنم بازم ارزشش رو داره...یعنی مطمئنم یه روزی میاد که وجود خدا با یه برهان خیلی قاطع اثبات می شه...یه چیزی فراتر از برهانهای بعضا کشکی و کتره ای نظم یا علیت...البته همین برهان علیت رو هم تا قبل از نظریه کوانتوم باز شاید می شد یه جورایی روش حساب کرد...ولی خوب این فیزیک کوانتومی حسابی زیر پای این برهان رو خالی کرده...یعنی توی فیزیک کوانتوم نظریه ای هست که می گه در ابعاد هسته های اتم دیگه رابطه علت و معلولی وجود نداره...یعنی اصل جهانشمول علیت همچین جهانشمولِ جهانشمول هم نیست انگار...! البته به هر حال یه نظریه است ولی حتی بدون در نظر گرفتن اون هم باز برهان علیت یه پاش میلنگید...چون اگه من بخوام برای حذف تسلسل به یک واجب الوجودی که همیشه بوده معتقد باشم هیچ دلیل علمی وجود نداره که بخوام اسم اون وجود واجب الوجود رو بگذارم خدا...یعنی وقتی من خودم رو وسط این نردبوم بی انتهای علیت می بینم و زیر پام رو نگاه می کنم به یه سری علت و معلولهایی می رسم که پشت سر هم و به ترتیب ردیف شدن...همینجوری که به مبداء حیات نزدیک تر می شم همه چیز مبهم و مبهم تر می شه و نهایتا ممکنه برسم به نظریه بیگ بنگ...حالا دنبال کشف علت این بیگ بنگ بزرگ هستم و چون نمی تونم علتی براش مترتب بدونم(که البته طبق نظریه فیزیک کوانتوم اصلا برهان می تونه همینجا خاتمه پیدا کنه) معتقد به موجود پیچیده و خارق العاده ای می شم که از این قاعده مستثنی ست و اسمش رو هم خدا می گذارم...می فهمین چی می خوام بگم...؟یعنی اگه قراره چیزی برهان علیت رو که می گه هر پدیده علتی دارد نقض کنه خب چرا راه دور بریم...همون بیگ بنگ رو میتونیم به عنوان علت العلل اولیه که نیازی به علت هم نداره معرفی کنیم و دیگه قدم در عالم پر رمز و راز مابعدالطبیعه نگذاریم...!

به هر حال اگه از نظریه کوانتومی هم فاکتور بگیریم دیگه کمتر ذهن فعال و پویایی می تونه با چنین برهانهایی اقناع بشه حتی علمای روشنفکر و اصیل دینی هم دیگه روی چنین برهانهایی مانور نمی دن... البته ماتریالیستها هم با اصل علیت مشکلی ندارن و همونها هم در چیستی و چرایی پله نخست این نردبام انگشت به دهان مانده اند ولی فرق دین باوران با اونها در اینه که اونها می گویند نمی دانیم فرضا چه چیزی باعث اون انفجار اولیه شده ولی شاید روزی علم بتونه به این سوال جواب بده و دین باوران می گویند پدیده ای که از تیر رس علم بیرونه و دارای قدرت بی نهایت هست و دارای صفات ویژه ایست و بی نیاز از هر علتی ست آفریننده و مبداء کائنات هست.

دقیقا اینجا همون نقطه ایه که علم باوران به دین باوران چنگ و دندون نشون می دن...یعنی واقعیت هم همینه که در طول تاریخ همیشه اعتقاد به نیروهای غیبی و اعتقادات مذهبی باعث رخوت و سکون و انجماد اندیشه و مانعی بر سر راه علم بوده و محاکمه گالیله و گالیله ها و پیدایش رنسانس اثباتی برای این مدعاست...

البته حتما متوجه هستید که منظور من از دین و مذهب عقاید و رسومی بوده که به عنوان دین در طول تاریخ رایج بوده و اکثرا توسط شیفتگان قدرت به عوام الناس برای تثبیت موقعیت خود خورانده شده...!

من مطمئنم اگر جهان آفریننده ی با شعور و هدفمندی داشته باشد وجودش از نظر عقلی قابل اثبات است و من هم به دنبال کشف و فهم چنان دلایلی هستم و اگر غیر از این باشد یعنی اگر عقل را به درگاه چنان آفریننده ای راهی نباشد اصولا حکیم بودن چنان آفریدگاری (در یک باور دینی) زیر سوال می رود چرا که تنها سلاح و ابزاری که به انسان داده است و به وسیله آن او را متمایز و برتر از موجودات دیگر قرار داده و قاعدتا باید در راه رسیدن به کمال خود و شناخت هستی مورد استفاده قرار دهد عملا بلا استفاده مانده است. در این صورت ترجیح می دهم که آفریننده ای نداشته باشم و بعد از مرگ به مشتی خاک تبدیل شوم تا بعد از مرگ در جوار چنان خدای بی تدبیر و احمقی قرار بگیرم!

به هر حال...برهانی که این چند وقته فکرم رو مشغول کرده و به نظر می رسد برهان محکم و قابل قبولی باشد(حداقل در مقایسه با برهانهای نظم و علیت) برهان از پیش تعیین شده گی ست...به محض اینکه با خود کنار بیایم و اشکالات چنین برهانی را در ذهن حل کنم(اگر اصولا چنین چیزی میسر باشد) در موردش خواهم نوشت...!

به هر صورت حرکت در این مسیر حتی اگر به هیچ اثباتی هم منتهی نشود باعث رشد و بالندگی اندیشه است...کشف حقیقت هستی تنها محرک برای دنبال کردن چنین بحثهاییست و آگاهانه زندگی کردن هم کمترین پاداش چنین جستجوییست...حتی اگر این آگاهی چشم را به دهان سردِ مکنده ای بگشاید که تمام این راههای پیچاپیچ را به نقطه تلاقی و پایان می رساند.

توسط در July 2, 2004 6:26 PM |
نظرات
نیما چپردار   ( web | email )

سلام دوست گرامی

به جهت اهمیتی که این موضوع برای خودم در مقطعی از زمان داشت و البته دارد,برداشت شخصی خودم را می نویسم .
1.نه تنها علیت برهان ضعیفی نیست بلکه از بدیهیات است,به همین خاطر تصور نشود که ماده گرایان علیت را مردودو می شمارند.در هر دو تفکر الهی و مادی به علت اللعل خواهیم رسید با این تفاوت که ماده گرایان علت العلل را "ماده" می انگارند و شعور و آگاهی ( جوهر) را زاده ی ماده می دانند اما معنا گرایان علت العلل را یک شعور و آگاهی (جوهر) یعنی همان خدا می دانند که ماده زاده ی آن است.

از نظر بنده,خرد و منطق به هیچ عنوان نمی تواند بپذیرد که ماده ی بی شعور و آگاهی بتواند قائم به ذات و علت العلل باشد و شعور و آگاهی که واقعیتش به اثبات عینی رسیده است را از خود ترشح کند!

2.در خصوص کوانتوم هم باید عرض کنم که نسبیت و کوانتوم بر خلاف تصور سطحی از آنها,به شدت و با قوی ترین استدلالات علمی حضور نیروی آگاه الهی را در تمام هستی تایید می کنند. اگر دوست داشته باشید منابع معتبری را می توانم معرفی کنم تا مطالعه فرمایید.

3.موضوع آخر اینکه ما نباید "تجربیات شخصی" را دست کم بگیریم چرا که با قدری تامل چنان واضح و عمیق حضور الهی را با (وقایع از نظر تصادفی بودن محال) در می یابیم که دیگر به عینیت میرسیم

اگر با اخلاق و رعایت احتیاط و احترام و منصفانه و عاری از تعصب و با توکل موضوع را بنگریم,به زیباترین یقینها دست خواهیم یافت,بدون کوچکترین شکی.

می بخشی که به درازا کشیده شد,در این زمینه اگر مایل به تبادل نظر با هم بودی با من تماس بگیر.
سپاسگذارم
نیما چپردار 21/6/87


September 11, 2008 12:23 AM
diana   ( web | email )

mahya dorost mige
vaghti mordi hame chizo mifahmi


February 6, 2007 12:46 AM
diana   ( web | email )

ba harfe mahya kamelan movafegham
jedanam vaghtyi mordi hamasho mifahmi


February 6, 2007 12:45 AM
هستی   ( web | email )

سلام
من اصلا با حرفای شما کاری ندارم و به آدمای بی منطقی که نظرای مسخرشونو نوشتن . طرف حسابم صاحب این سایته که در نهایت بی سوادی نمی دونه دات نت حوزه کاریش شبکه و نته و در حیطه این حرفا نیست به شما پیشنهاد می کنم اول حوزه کاریتونو بشناسید بعد برید چرندو پرند تو سایتتون بزارید و 4 تا آدم ابیکار رو دور خودتون جمع کنید .


November 15, 2006 3:44 PM
ناشناس   ( web | email )

نويسنده: قابيل
شنبه، 9 آبان 1383، ساعت 5:5

بببين ما خدا رو خودمون ساختيم و يه سري تفكرات درباره اش داريم كه بازم خودمون ساختيم. حالا موريس مترلينگ ميگه : اگه خدا رو برداري و حذف كني اونوقت ناداني خودت رو به جاي اون ميذاري و ميپرستي. و ديگه اينكه دنبال اين نباش كه عليت چيه! اين مال كلاس اولي هاس. به اين فكر كن كه خدا و ما از اول بوديم. نه خدا رو كسي ساخته نه ما رو . يعني ما هم خداييم. منتها هر كسي جرات نداره اينو تو مغزش فرو كنه. و از محدوديتي كه ساخته خارج بشه. كتاب/خداوند بزرگ و من / اثر مترلينگ تلنگر بزرگيه.

E-mail: suicideoft@yahoo.com
URL: ghabilha.persianblog.com


نويسنده: صبورا(سنجاب)
شنبه، 9 آبان 1383، ساعت 1:21

سلام .حالتون خوبه؟ جالب بود..اين موقعيت مطمئنا تو زندگی هر کسی تو لحظات مختلف بوجود ميياره اونو ميميرونه ودوباره متولد ميکنه.............سالم وسربلند باشين......خدانگهدار

E-mail: وارد نشده است
URL: saboorajanam.persianblog.com


نويسنده: سوسن
شنبه، 9 آبان 1383، ساعت 1:17

سلام دوست عزيز بحث جالبی بود استفاده کردم

E-mail: وارد نشده است
URL: sousanevahshi.persianblog.com


نويسنده: بعد از سلام چه می گوييد ؟
پنجشنبه، 7 آبان 1383، ساعت 18:8

سلام شراگيم/ دلم برات تنگ شده بود / هميشه در سلام باشی /

E-mail: وارد نشده است
URL: afterhello.persianblog.com


نويسنده: makan
پنجشنبه، 7 آبان 1383، ساعت 16:41

معذرت می خواهم ... ولی متوجه نشدم ... خدا برای چه کاری لازمه ؟ شايد ... هرچند آزادی يعنی اينکه شما بتونی دنبالش بگردی ... ضمنا اين شعر شاملو را هم پيشنهاد می کنم وقت کرديد مطالعه کنيد ... ؛ و آنگاه زمين به سخن آمد - کتاب : مدايح بی صله ؛ به من هم سر بزنيد. خوشحال می شوم . ميم.

E-mail: makanmeh@yahoo.com
URL: makanmehdigholi.persianblog.com


نويسنده: Arastu
پنجشنبه، 7 آبان 1383، ساعت 14:22

می خواستم بهت یاداوری کنم که یکی از دلایل وجود خدا واینکه ایجاد جهان تصادفی نیست وجود نظم در سرتاسر این جهانه, نظمی غیر قابل انکار که نمیشه اونو نتیجه تصادف دونست: "این ترکیب و ترتیب بحکمت الهیه و قدرت قدیمه بیک نظم طبیعی حاصل گشت و چون بنظم طبیعی درکمال اتقان و مطابق حکمت در تحت قانون کلی ترکیب و امتزاج یافت .واضح است که ایجاد الهی است نه ترکیب و ترتیب تصادفی.زیرا که ایجاد اینست که از هر ترکیبی کائنی موجود شود اما از ترکیب تصادفی هیچ کائنی موجود نشود"

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: کفتار
پنجشنبه، 7 آبان 1383، ساعت 4:21

باز که زدی تو خط شررو ور!!!!!!!!!!!!

E-mail: وارد نشده است
URL: aardwolf.persianblog.com/


نويسنده: mahsa
چهارشنبه، 6 آبان 1383، ساعت 22:50

سلام شراگیم جان. امیدوارم حالت خوب باشه.یعنی الان را که میدونم حالتون خوب است.امیدوارم که تا آینده.......... هم همین طور باشه.(مفهوم شد که منظورم رو چی نوشتم.)

E-mail: www.tolooe_shafagh@yahoo.com
URL: وارد نشده است


نويسنده: موخی
چهارشنبه، 6 آبان 1383، ساعت 20:51

شگی جان......................يواش بابا تند نرو سر از فيلترينگ در مياری ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

E-mail: mookhi@gmail.com
URL: pesaron.persianblog.com


نويسنده: شهروند درجه صفر
دوشنبه، 4 آبان 1383، ساعت 17:34

سلام ... بابا فيلسوف ... کتاب دنيای سوفی نوشته يوستين گوردر رو حتما بخون جواب بسياری از سوالاتت توشه... شايد هم خونده باشيش؟ ... اگه نخوندی حتما بخون ... بدرود

E-mail: وارد نشده است
URL: mkh121.persianblog.com


نويسنده: mosafer
دوشنبه، 4 آبان 1383، ساعت 6:36

با پاراگراف آخرش کاملا موافقم.واقعا هم همينطوره آدم اگه با عقلش جلو بره خيلی بهتره و اگه عقل به جائی راه نداشته باشه اونجا همون بهتر که نباشه.فکر کردن به خدا تنها چيزيه که تو زندگی هنوز واسم رنگ نباخته!با دين و مذهب هم من که به جائی نرسيدم نميدونم ترجيح ميدم از همون فکر و انديشيدن به يه جائی برسم.اگر چه اینجوری خیلی به آدم سخت میگذره و یا ممکنه آدم ببازه اما مهم نیست همین قدر که مثل دیگران نباشم برام بسه به جائی رسيدی حتما حتما بنويس .با اجازه!

E-mail: mosafer7250@yahoo.com
URL: mosafer.co.sr


نويسنده: عزیزدوردونه
يكشنبه، 3 آبان 1383، ساعت 20:45

بسیار مشتاقم بدانم این برهان از پیش تعیین شدگی شما چیست!؟ :)

E-mail: وارد نشده است
URL: omila.com


نويسنده: sepanta
يكشنبه، 3 آبان 1383، ساعت 16:53

اقا اولا که اون پست قبليت مارو کشت از خنده...اون تيکه خای ژاژيدن عجب هنری بود خداييش:))...اما در مورد اين پستت منم تو همين تفکراتی هستم که تو هستي....به نظر من شايد ما در درون خدا هستيم! و هرکدوممون لازمه زندگی اون يکی! چون بعضی وقتها اتفاقاتی ميبينم که فکر ميکنم حتما يک انرژی هوشمندی داره اين دنيا رو اداره ميکنه...اما من هم پاسخی و دليلی منطقی بر اين ها ندارم....اما به يک چيزی سخت پايبندم که اگر خدايی هم وجود داشته باشه هر فردی خودش بايد درک کنه و نميشه اون رو به کسی با دليل برهان ثابت کرد.....راستی ما خونمون رو عوض کرديم حال کرديد سر افرازمون کنيد

E-mail: وارد نشده است
URL: sharesokhte.blogspot.com


نويسنده: Credence
يكشنبه، 3 آبان 1383، ساعت 11:1

مسئله بعدی مخالفت با اعدامه که امروزه کلاس شگرفی رو به همراه مياره مثل این میمونه که ری بن بزنی به چشت!:)... فقط کافيه بنويسی من با اعدام بيجه ها و خفاش ها مخالفم چون انان بيمار روانی هستن و نبايد کسيو از زندگی ساقط کرد هرچند ان کس خودش هزارن کس ديگر را از زندگی محروم کرده باشد! اونوقته که ميبينی آدرس سايتت چطور مثل يک میکروب تکثير پيدا ميکنه و کلی مطرح ميشی!! و من همينجا به تو پيشنهاد ميدم که پا فراتر بذاری و اعلام کنی که حتی جنايت های اين دسته از افراد رو نبايد به روشون اورد.. چون ممکنه دل آزرده بشن! . خلاصه اينکه پسر جان درسته هميشه با تجزیه و تحلیل افکار خودت دريچه ی جديدی رو به روی آدم باز ميکنی و تنوع و گوناگونیی رو در ایده ها پدید میاری ( خواه درست یا نادرست!) که یکی از اصول تکامله اما متاسفانه این مسائل جذابیت خودش رو از دست داده! و چه فايده داره اگر بهت گفته بشه که بيصبرانه در انتظار نتايج حاصل از تفکراتت هستند چون به هر حال ۹۰ درصد اطرافيات ممکنه ملول بشن و خواهان اين باشن که زودتر از اين فازا بيای بيرون!

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: Credence
يكشنبه، 3 آبان 1383، ساعت 11:0

.. اها فيلترينگ!! مهمترين و شايد حياتی ترين مسئله در دنيای امروز! عوض اين بچه مثبت بازيا و حقیقت جویی ها يکم فحش و دری وری به زمين و آسمون بده تا فيلتر شی.. دوتا فاکتور مهمی که امروزه شديدا مورد عنايت آقايون فيلترچی قرار ميگيره لاييک بودن و سياسی بازی در آوردنه! به اين دو عمل کن که نون تو ايناس! :) زيتونو ببين! برای اين بشر همين بس که فيلتره سايتش! و البته دات کامی! حالا اگه بياد تا صب اون تو واسه ملت خالی ببنده و این توهمات رو به ذهن خواننده اش تزریق کنه که: من خيلی آدم با شعور و فهميده ای هستم!، وقتی دارم با يه نفر حرف ميزنم خوب به حرفاش گوش ميدم .. وسط حرفش نمیپرم، قضاوت بیجا و عجولانه نمیکنم و دست تو دماغم نميکنم :) بعد پس فردا بياد بسياار مغرضانه به وبلاگ ياسی حمله کنه و باعث بشه طرف وبلاگشو ببنده و یا مثل یک انسان عهد حجر متعصبانه در مورد عقاید دیگرون که به مذاقش خوش نمیان سخن پراکنی کنه.. گو هيچ ملالی نيست.. همه اين تناقضات در سايه ی فيلترينگ قابل چشم پوشيه! محتوا و واقعيت ها پشمه!

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: Credence
يكشنبه، 3 آبان 1383، ساعت 10:58

lol هــــــــــی شراگيم... شراگيم! خيلی پرتی پسر! عوض نوشتن اين اراجيف! بيا در مورد موضوعات مطرح دنيای امروز سخن بران!! واسه این مزخرفات! دیگه تره هم خرد نمیکنن! برو فمنيست شو بچه... روزبه رو ببين ... آخييی چقدر مورد عنايت دوستان مونث قرار گرفته! یکی نیست بگه آخه آدم عاقل تو اگه خواهان حق و حقوق از دست رفته ای اول برو یه فکری به حال خودت بکن! تو این جامعه اون کسانی که بیشتر بهشون ظلم شده مردان! والا من راضیم سهمم از ارث نصف مرد بشه اما جاهلیتم زبانزد خاص و عام نباشه! یا اگرمثل فرناز ( امشاسپندان) اومدی يه داستان آبگوشتی دوران جاهليت قيصر ميصر هم تعريف کردی که چميدونم يه سيبيل از بنا گوش در رفته اومده باسن و سينه هاتو گرفته برای اینکه خفت و خواری زن رو نشون بدی و فعالیت های فمنیست طلبانه ات رو برجسته تر جلوه بدی اصلا فکر نکنی که ملت بهت ميخندنااا ! نهه! چون احمق تر از اونين که این چیزا رو بفهمن ..یکی نیست بگه آخه بابا ملت انقدر پيشرفت کردن و انقدر وفور نعمت :) هست که دیگه کسی نمیاد به تو با اون تیپی که وصف کردی حمله ور شه مثل جاهلای دوران شاه وزوزک!! :)

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: صادق - ارزشیها
شنبه، 2 آبان 1383، ساعت 23:43

برادر یا خواهر عزیزم. راه حق مسیری نیست که به راحتی بتوان آن را دید و برگزید. لطفا به ما هم سری بزنید، مطمئنا برای رسیدن به صراط حق به گرمی دست شما را می فشاریم. یا حق

E-mail: arzeshiha@yahoo.co.uk
URL: arzesh-ha.blogspot.com


نويسنده: گروه حقایق دین
شنبه، 2 آبان 1383، ساعت 22:45

سلام شراگيم عزيز...تا دین و مذهب دکان نان و تامین زندگانی است، متصدیان ان نمی گذارند مردم بیدار شوند.این نوشته ای بود از استاد فقید آیت الله العظمی سید ابوالفضل ابن الرضا برقعی..یاحق

E-mail: haghayeghedin@yahoo.com
URL: haghayeghedin.persianblog.com


نويسنده: بابا محمد
شنبه، 2 آبان 1383، ساعت 21:57

سلام پسرم (: همه چيز در تناقض و نسبی‌ست ... پس حقيقت هميشه دست نيافتنی‌ست ....

E-mail: Baba.Mohamad@Gmail.com
URL: babaMohamad.Tk


نويسنده: naarenj8
شنبه، 2 آبان 1383، ساعت 20:11

چی می گی شراگيم؟

E-mail: naarenj8@yahoo.com
URL: naarenj8.persianblog.com


نويسنده: فرين
شنبه، 2 آبان 1383، ساعت 16:4

من خيلی وقت بود اينجا سر نزده بودم...چقدر تغيير می بينم تو اين وبلاگ و توی شما...

E-mail: fareen@gmail.com
URL: tereza.malakut.org


نويسنده: شبح
شنبه، 2 آبان 1383، ساعت 14:16

شراگيم جان! خوب داری مي‌ری جلو. من هم قبلا اين راه را رفتم به زودی ملاقات‌ات خواهم کرد! راه‌های رسيدن به خدا به اندازه‌ي تمام انسان‌ها که آفرينده‌ی خدای خودشان هستند زياد است اما راه عقل يگانه است و تو را به مقصد واحدی مي‌رساند زيرا حقيقت خارج از ذهن ما در تحليل نهایی واحد است. آن‌چه متفاوت است بازتاب اين حقيقت واحد در ذهن ملون ما ست.

E-mail: shabah@shabah.org
URL: www.shabah.org


نويسنده: شبح
شنبه، 2 آبان 1383، ساعت 14:4

شراگيم جان! خوبه دست و دل‌ات نمی ره وگرنه چقدر مي‌نوشتي؟ حالا وقتي خوندم چی نوشتي وفضل‌تر مي‌نويسم.

E-mail: shabah@shabah.org
URL: www.shabah.org


نويسنده: mahya
شنبه، 2 آبان 1383، ساعت 12:51

عاقلان نقطه پر گاره وجودند ولی ، عشق داند که درين دايره سرگردانند ...:) ميگم زياد غصه نخور می ميری همه اينارو می فهمی :))!!!

E-mail: وارد نشده است
URL: zeroabsolu.blogspot.com


April 2, 2006 6:30 PM
نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.