چند وقت پیش توی وبلاگ شبح انتقادی داشتم به اندیشیدن در چهارچوب ایسمهای مشخص و احساس تعلق داشتن به یک جریان فکری خاص که همونجا با اعتراض عدهای مواجه شدم که بحثهایی رو هم به دنبال داشت. حرف من این بود که نمیتوان و نباید در سایه درختی آرمید و از ثمر درختی ارتزاق کرد که ریشههای آن در زمان و مکانی دیگر و در ذهنی دیگر گسترده شده است. و همونجا جامعه آرمانی خودم را به گونه ای ترسیم کردم که به تعداد افراد آن، مکتب فکری و ایسم وجود داشته باشد. البته عملا دستیابی به چنین مدینه فاضلهای ممکن نیست ولی داشتن چنین اعتقادی و حرکت به سوی تشکیل چنین جامعهای به عقیده من خود پیشرفت بزرگیست برای رها شدن از بردگی فکری.
هفته گذشته در روزنامه مقالهای خواندم به مناسبت دویستمین سالروز درگذشت ایمانوئل کانت. مقاله بدون مقدمه با جملهای از کانت آغاز میشود:
« روشنگری، خروج آدمیست از نابالغی به تقصیر خویشتن خود.»
در ادامه نویسنده به تجزیه و تحلیل مقالهی معروفی از کانت تحت عنوان «روشنگری» میپردازد که با جمله فوق آغاز شده است. کانت در ادامه نابالغی را چنین معنا میکند:
« و نابالغی، ناتوانی در به کار گرفتن فهم خویش است بدون هدایت دیگری.» و در مورد « به تقصیر خویشتن خود » توضیح میدهد که:
« به تقصیر خویشتن است این نابالغی، وقتی که علت آن نه کمبود فهم بلکه کمبود اراده و دلیری در به کار گرفتن آن باشد بدون هدایت دیگری.»
هنوز لذت و نئشگی خواندن چنین جملاتی در روحم فروکش نکرده بود که کانت با جملاتی دیگر این لذت رو به اوج رساند:
« تن آسایی و ترسوییست که سبب میشود بخش بزرگی از آدمیان، با آنکه طبیعت آنان را دیرگاهیست به بلوغ رسانیده و از هدایتِ غیر رهایی بخشیده، با رغبت، همه عمر نابالغ بمانند و دیگران بتوانند چنین ساده و آسان خود را به مقام قیم ایشان برکشانند.»
نویسنده مقاله در ادامه از قول کانت میافزاید: «برای هر فرد به تنهایی، سخت دشوار است خود را از نابالغیای که سرشت دومین او شده است بیرون بکشد. او دیگر آن را دوست هم می دارد، و به راستی از به کار گرفتن فهم خود ناتوان است زیرا هرگز به وی چنین فرصتی را ندادهاند.» و ادامه میدهد: « خرد آسان طلب ترجیح میدهد به جای اندیشیدن جانفرسا، به نسخههای حاضر و آماده و قواعد و فرمولهای موجود رو کند و هرگونه تغییر در این قواعد را مزاحم تن آسایی میشمرد. چنین خردی با رفتاری آزاد و هنوز به قاعده در نیامده خو نکرده است و آن توانایی را در خود ندارد که پای پرواز بیرون گذارد و از سر گودالهای بزرگ و ژرف بپرد. دلیری میخواهد تا نسخههای آماده، آیات مقدسی که روح را اجازه پرواز نمیدهند، ایدئولوژیهای فروکاهنده، کلمات قصار و راه حلهای از پیش ساخته را ترک کرد و روح و ذهن را پرورد و خود را از نابالغی رهانید و گامهایی استوار در پهنه روشنگری برداشت.» و باز هم در ادامه جملهای نغز از کانت را نقل میکند که:
« با یک انقلاب شاید براندازی خودکامگی فردی و زورگویی آزمندانه و یا قدرتپرستانه به دست آید. اما اصلاح واقعی شیوه تفکر از آن بر نمیآید و خام داوریهای تازه در کنار خام داوریهای کهن، افزار راهبری توده عظیم اندیشه باختگان میشود.»
هیچ لذتی بالاتر از این نیست که آدم اندیشهها و یا تجربیات فلسفی خودش رو در ذهن کسانی پیدا کند که در جای دیگر و در زمان دیگری میزیستهاند و دست بر قضا اسم و رسمی هم برای خود داشتهاند. ولی نکته مهم اینجاست که اندیشه من اعتبار خود را فقط و فقط مدیون تعلقش به دستگاه فکری شخص من است و نه به واسطه وجود دانشمند و فیلسوفی به نام کانت.اینگونه است که ایسم ها در نظر من فاقد معنا و مفهوم میشوند...اگر با رنج و زحمت و پس از تاملات و تفکرات طاقت فرسا صاحب دستگاه فکری و جهانبینی ای شدی که دست بر قضا مو به مو با آرای به طور مثال «مارکس» یکسان بود(که چنین چیزی نزدیک به محال است!) نمیتوانی و نباید خود را مارکسیست بخوانی...باید بگویی که شخصی به نام مارکس هم در سالهای نه چندان دور زندگی میکرد که دست بر قضا مانند من فکر میکرد. مارکس و امثال مارکس شهرت خود رو مدیون همان اندیشه باختگانیند که در طول تاریخ انگل وار (بخوانید پروانه وار) گرد او جمع شدند و از اندیشههای بکر او ارتزاق کردهاند.
ناگفته نماند که منظور اندیشه هایی در حوزههایی غیر از علم و تکنولوژیست گو اینکه در حوزههای اخیر هم پذیرش دربست و بدون چون و چرا گاهی باعث سکون و رخوتی بازدارنده ــ مشابه توقف 1000 ساله علم در قرون وسطا و یا حتی دوران فرمانروایی نیوتون بر علم ــ میشود. ولی با این وجود تداوم و گسترش علم و تکنولوژی تا حدود زیادی منوط به وجود روندی تدریجی و پیوسته و تجربی توام با اعتماد به عالمان و اسلاف علمی قبلیست...یعنی دیگر امروز برای پرتاب یک ماهواره به فضا کسی به صحت عدد پی شک نمیکند و در صدد کشف مجدد آن بر نمیآید و یا برای ساختن یک خودرو روند ساخت از ابداع و اختراع شیء گردی به نام «چرخ» شروع نمیشود!
اما در حوزههایی مانند فلسفه و منطق و اخلاقیات و جهانشناسی و مهمتر از همه آنها خداشناسی و کشف بزرگترین معمای بشر که کیستیم و مبداء و مقصدمان کجاست دیگر تکیه به آرای بزرگان نشان دهنده همان «صغارت و نابالغی خود خواسته» فکریست که کانت در مقاله خود به آن اشاره میکند. صغارتی که علت آن نه کمبود فهم و شعور که نداشتن جسارت در به کار گرفتن آن (به علت کاهلی و یا ترسویی) باشد. اینگونه است که قریب به اتفاق مردم همه عمر دنباله رو و مقلد باقی میمانند و گوسفند وار منتظر میمانند تا چوپانی پیدا شود و هدایت گله آنها را به دست بگیرد... عدهای تحت هدایت ناجی خود عمری را زیر سایه مذهب میآرمند و مفاتیح و کتاب مقدس و توضیح المسائل نشخوار میکنند و کلیسا میروند و به امام زمان متوسل میشوند و عدهای زیر سایه لامذهبی و روشنفکری کاپیتال تورق میفرمایند و به مارکس و هزار چیز دیگر توسل میجویند. و عده دیگری هم بینا بین این دو گروه به کل کرکره مغزها رو پایین کشیدند و جز خورد و خفت و جفت عملا توانایی اندیشیدن به مسائل دیگر رو از دست دادهاند.این گروه اخیر گوسفندانی هستند که نیازی به راهنما در خود احساس نمیکنند نه به این دلیل که به مرحله «روشنگری» مورد نظر کانت رسیدهاند بلکه به این دلیل که چشمانشان دیگر به جز علفهای تر و تازه پیرامونشان چیزی را نمیبیند و نیازی نیز جز این در خود احساس نمیکنند.
من معتقدم تا وقتی انسانهای دنباله رو وجود دارند وجود ظلم و جنگ و تبعیض و سایر مفاسد اجتماعی ناگزیر خواهد بود...اثبات این امر بسیار ساده است.
نويسنده: bahar
يكشنبه، 22 آذر 1383، ساعت 20:55
movafagh bashi ghalam khubi dari ba afkari boland
E-mail: b_mh58@yahoo.com
URL: royaiebahar.blogspot.com
نويسنده: mosafer
شنبه، 21 آذر 1383، ساعت 19:28
دوبار خوندم . اين حرف که آدم نبايد پيرو ديگری باشه رو يه بار پاش وايسادم و کاخی که ساخته بودمو خراب کردم چون همش مال ديگران بود و نه من!اگر چه بهای سنگینی هم پرداختم.اما اينکه آدم بخواد خودش يه راهی و پيدا کنه ويا يه ايسمی و واسه خودش و يا يه مکتب به نام خودش خيلی سخته .واسه همين هم من الان هيچی هيچيم .
E-mail: mosafer7250@yahoo.com
URL: mosafer2004.persianblog.com
نويسنده: شيدا
شنبه، 21 آذر 1383، ساعت 11:36
سلام !!! خوبي ؟!؟؟!؟؟!؟!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من الان مدرسه ام!!! اصلا نخوندم چي نوشتي !!!! فقط اومدم بگم كه بهت سر زدم نگي بي معرفت بود !!!!!!! ( تندرست و شاد و هميشه شيدا باشي !! بدرود ! )
E-mail: pshnx@yahoo.com
URL: o0booshveg0o.persianblog.com
نويسنده: محسن.ش
شنبه، 21 آذر 1383، ساعت 3:14
سلام عمو جان/ فرصت ندارم نوشته ات را تا انتها بخوانم، تا نيمه که خواندم حظ کردم، کلی کيفور شدم/ حتمن می خوانم/ راستی، من اين شراگيم رو دوست دارم! چند صباح پش اين صفحه بدجور خاله زنکی شده بود(می دانم به دل نمی گيری!) آن حرف ها را بگذار واسه چن تا خاله شلخته و فخری چسو و فاطمه اره که جز جنباندن فک و خوردن و آشاميدن و ريدن چيزی از زنده گی نمی دانند/ به هر حا زنده باد شراگيم ما
E-mail: moh3n1985@yahoo.com
URL: digitalkelk.persianblog.com
نويسنده: Virus
شنبه، 21 آذر 1383، ساعت 0:46
ناپلئون هیل : دانستن کافی نیست ؛ باید به دانسته خود عمل کنید . http://groups.yahoo.com/group/Silver_Lake_110/join
E-mail: DataBus@Gmail.com
URL: DataBus.persianblog.com
نويسنده: اهمیتی نداره
جمعه، 20 آذر 1383، ساعت 23:18
حال آدمهايی مثل تو رو درک می کنم که فقط با يه نگاه سطحی به یه کتاب مثل همون کتاب راسل قرون وسطی رو ۱۰۰۰سال اعلام ميکنند و با زير سئوال بردن ديگران سعی دارند خودی نشون بدهند و همه رو عين خودشون می بينند . تکيه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف نه ... قشر تو قشر واپس خوردست.
E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است
نويسنده: fall
جمعه، 20 آذر 1383، ساعت 16:58
خواستم همون جا کامنت بذارم اما ديدم ترکيب هشتادتايشو بهم نزنم بيتره ... بيخود از اين اداها واسه ما نيا ... طی کرديم باهم... هر کامنت 30$ البته اين واسه کامنتهاييه که افق دید نزدیکی دارند .. اونايی که دورند مثل رجب مجب، يه چيزی هم بايد ازشون بسونی تا با هم نصف کنيم، يک سومشو تو ميبری هرچی هم تهش موند مال من ... خب از اونجايی که تنها خوری تو مرامت نيست اون يه سومو با من تقسيم ميکني که خيرشو ببيني! دیگه هرچی هم واست موند میدونم میخوای وقف کامنت گذاران افق نزديک کنی وگرنه حتما با من قسمتش میکردی ....
E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است
نويسنده: امیر حسین
جمعه، 20 آذر 1383، ساعت 13:44
سلام بر رفيق دانشمند و والامقام و زن زليل خودم
E-mail: وارد نشده است
URL: لونه
نويسنده: مهرنوش
جمعه، 20 آذر 1383، ساعت 0:33
فکر ما بی سوادا هم باش خوش تیپ .
E-mail: وارد نشده است
URL: medadsiah.persianblog.com
نويسنده: saye
جمعه، 20 آذر 1383، ساعت 0:9
oooookkkkkkkkkeeeeeeeyyyyy
E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است
نويسنده: عاطفه
پنجشنبه، 19 آذر 1383، ساعت 21:47
با اين توضیحات کامل جای هيچ بحثی باقی نمی ماند چون دربست با همش موافقم فقط من در اين زمينه يک مشکلی دارم اونم اينکه با آدمهای اطرافم که اين شيوه عملکرد براشون قابل هضم نيست و با توسل به زور می خوان منم مثل خودشون فکر و عمل کنم بايد چه کرد؟
E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است
نويسنده: علي اكبر كرماني
پنجشنبه، 19 آذر 1383، ساعت 7:14
سلام دوست من . خوشحالم که جايگاهی اينچنين والا يافتهای و چشمانتظار بالاترين حد هستم که لياقتش را داری . پايدار باشی
E-mail: kermanialiakbar@gmail.com
URL: kermanialiakbar.blogspot.com
نويسنده: عزیزدوردونه
پنجشنبه، 19 آذر 1383، ساعت 1:41
خوب مطلب اصلا جای بحث ندارد عزیز دلم اعلام موافقت یا مخالفت ما هم از ارزش آن چیزی کم نمیکند پس اوکی .... :))
E-mail: وارد نشده است
URL: www.omila.com
نويسنده: lili
چهارشنبه، 18 آذر 1383، ساعت 17:45
اينم بگم که من با حرفات ایندفعه خيلی موافقم/
E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است
نويسنده: lili
چهارشنبه، 18 آذر 1383، ساعت 17:43
يه ساعته دارم می خندم به اين آموزش زبان نصرت. ظاهرا خيلی احساس بهش دست داره که اول از همه اومده همچين تبليغی رو جای نظرقالب کرده
E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است
نويسنده: آموزش زبان نصرت در 90 روز
چهارشنبه، 18 آذر 1383، ساعت 15:14
آموزش مکالمه زبان انگليسي نصرت در 90 روز آخرين روشي است که در دنيا در زمينه آموزش زبان انگليسي پديد آمده است. اين روش که بهترين و سريعترين و همچنين موفق ترين روش آموزش زبان انگليسي در دنياست توسط يک متخصص زبان انگليسي ابدا ع شده است و موسسه نصرت آنرا به فارسي در آورده است تا اين متد قابل استفاده براي فارسي زبانان شود جهت اطلاعات بيشتر به وب سايت ما مراجعه نماييد(ورژن جديد و قديم شامل 93 درس ) همچنين آدرس وبلاگ ما http://english90day1.persianblog.com
E-mail: English90day@Yahoo.Co.Uk
URL: WWW.DR-NOSRAT.TK
April 2, 2006 6:00 PM