شراگیم
« آی آدمها | صفحه اصلی | دو راهی »
آخرین مطلب گربه ای

الان یکی دو هفته ست که ما فقط داریم همدیگه رو تحمل می کنیم...نه اینکه جای من رو تنگ کرده باشه ها...نه...فقط دیگه خوشم نمیاد ازش...وقتی که سر کارم که که سر کارم وقتی هم میام خونه یه تیکه غذایی می ندازم جلوش و خودم می رم توی اتاق و در رو می بندم...اونم از قیافه ش پیداست که حوصله من رو نداره...وقتی که خونه م لابد توی دلش می گه این مرتیکه کی می ره سر کار که انقدر جلوی چشمم نباشه...! هه...! مسخره نیست...؟ از توی جوب در آوردمش و حالا برای من آدم شده...! فکر می کنه من نوکر باباشم...یه موقع بود یه دونه هسته انار مینداختم جلوش تا شب با همون سرش گرم بود و بی سر و صدا باهاش بازی می کرد...الان روزی نیست که یا قابلمه رو از سر گاز نندازه یا گوشه کتابهام رو دندون دندون نکنه...پرده پذيرايی و مبل نازنين من هم که شده تاب و سرسره آقا... این محیا هم الان یک ماهه که می گه میام و می برمش و هنوز که هنوزه خبری ازش نيست...تازه بیاد هم بعید می دونم این گربه بهش پا بده...یک پاچه ورماليده ايه که دومی نداره...همین چند روز پیشا مریم اومده بود ببرتش...همچین فت و فینی بهش کرد و همچین بادی انداخت توی اون دمش که منی که از ببر بنگالش نمی ترسم کپ کردم چه برسه به اون بنده خدا...نه اینکه غریبه ترس باشه ها...نه...شاهدم همین رفیقم علی که گفتم خیلی خر شانسه...گربه هه از سر و کول خودش و خانومش وقتی میان اینجا بالا می ره...ولی این دختره که اومد ببرتش حضرت عباسی انگار جن دیده باشه...حالا نمی دونم به خاطر تیپ و آرایش خفن این دختره بود یا اینکه واقعا فهمیده بود که اومده بکنتش توی گونی و ببرتش...!
به هر حال فوق فوق فوقش من تا دم عید بتونم نگهش دارم...عید دارم می رم مسافرت...تا اونموقع اگه کسی نیومد ببرتش یه اردنگی می زنم توی کونش و میندازمش بیرون...والّله...! بدهکارش که نیستم...همین که از آب و گل در آوردمش و سه ماه زمستونی بهش پناه دادم باید کلاهش رو بندازه بالا...!
به هر حال برای بار آخر می گم...خیلی جدی هم می گم...هرکی این گربه رو ببره یک وعده ناهار بعلاوه ی دو حلقه سی دی شو و یا فیلم (هر نوع فیلمی که فکرش رو بکنین!) به انتخاب خودش مهمون منه...اممممم...دو تا بلیط استخر هم بهش می دم...فقط برای اینکه مطمئن شم که همین که پاش رو از در گذاشت بیرون گربه هه رو ول نمی ده توی خیابون باید به محض اینکه رسید خونه به من زنگ بزنه و من صدای گربه م رو از پشت گوشی بشنوم...والا من راضی نیستم و اون ناهاری رو که توی خونه من خورده از گوشت سگ مرده ی ارمنی هم حروم تر می شه بهش...بعدا نگین که نگفتی ها...!

پانویس مرتبط:
این آخرین مطلب گربه ای منه...اصلا دیگه گربه دیدی ندیدی...خودمم بعضی وقتها از اینهمه جلف بازی توی وبلاگم خجالت می کشم...یکی نیست بهم بگه آخه مرتیکه...برو یه نیگا تو آینه به خودت بنداز...خوب...که چی؟ رفتم انداختم...خیلی هم خوشتیپم...یه کم فقط شیکم دارم اونم با ورزش درست می شه...نه اینکه حاالا فکر کنین شبیه بامشادم ها...یه کم...امممم...چه جوری بگم...؟ اگه یه آدم معمولی زیاد آش بخوره چه شکلی می شه؟ من آش نخورده اون شکلیم...اممممم...دیگه هیچ نقصی ندارم...اوکی بابا...دماغم هم توی آفسایده...نه اینکه حالا سه متر توی آفساید باشه ها...یه ابسیلون توی آفسایده...کمک داور باید خیلی دندون گرد باشه تا آفساید دماغ من رو بگیره...ولی خدا وکیلی به جز این دو تا که گفتم دیگه مو لای هیچ درزی م نمی ره...!
چی می گفتم؟ آهان...وبلاگم هم نه تنها جلف نیست که خیلی هم سنگينه...! فقط یه کم باید گربه ش رو کم کنم...

پانویس غیر مرتبط:
یارب سببی ساز که یارم به سلامت
باز آید و برهاندم از بند ملامت

خاک ره آن یار سفر کرده بیارید
تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت


توسط در January 21, 2006 12:37 AM |
نظرات
سعیده   ( web | email )

فکر می کنم فقط یه قسمت از زندگی شما به درد بخور بوده ؛ زمانی که گربه رو از جوی آب در آوردین و تا روزی که ازش با دل و جون پذیرایی کردین .
جلف بودن خودتون و وبلاگتون از زمانی آغاز شده که چشم ندیدتون به این حیوان با نمک افتاده و راجع بهش اینجوری قضاوت می کنین .
پسرم از شکم و دماغ گنده ات خجالت بکش !!


August 21, 2006 2:35 PM
ناشناس   ( web | email )

نويسنده: شیدا ( آئینه ای ... )
يكشنبه، 9 بهمن 1384، ساعت 20:9

همون پسوردت رو بده من آپ می کنم به جات!!!!!!!

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.Com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: والنتين
يكشنبه، 9 بهمن 1384، ساعت 16:51

سلام . وبلاگ جالبی داری. همشو خوندم . با وجدانت هم در مورد متنی که در مورد فمنیست نوشته بودی موافقم . منم گربه داشتم . گربه خوب نيست . سگ خوبه . با وفاس. ولی من از سگ می ترسم . گربه ی من خيلی دردسر بود . لوبيا پلو دوست داشت و تازه اونم بايد با اين قاشق کوچيکا بهش می دادی . همستر هم داشتم . اونا رو خيلی دوست داشتم . دو تا بودن . بچه دار هم شدن . ولی يه روز اومدم خونه ديدم مامانم پسشون داده . می گفت مريضی داره . ولی خودشم خيلی دوسشون داشت . مال من يه نژاد خيلی ناز و خوشگل خاص بود که کلی گشته بودم تا پيداشون کردم . به هر حال خوشحال می شم به من هم سر بزنی . منتظر پيام های سبزت هستم . در پناه حق .

E-mail: وارد نشده است
URL: zhuanita.persianblog.com


نويسنده: شیدا ( آئینه ای ... )
يكشنبه، 9 بهمن 1384، ساعت 1:47

دوست دارم وقتی که می بینم دیر آپ می کنی...

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: aida
شنبه، 8 بهمن 1384، ساعت 3:1

دلتم بخواد!اصلا همون ۳ ماه هم کوفتت بشه!لياقت می خواد گربه نگه داشتن!

E-mail: وارد نشده است
URL: sooskemehrabo0on.persianblog.com


نويسنده: Virus
شنبه، 8 بهمن 1384، ساعت 1:18

از اصطكاك طولاني زندگيم خسته ام ... احساس مي كنم دستي در باد رهاست ... چشمي به در روبرو منتظر است ...نمي دانم اين در كجاست و نميبينم اين دست را .. ... جستجو مي كنم اما نمي يابم اين پله پرواز را شعله آرزو درون من فسرد ه است و من زورقي به گل نشسته ام .. آتشكده اي خاموش شعله اي هميشه در باد وحشي رها ....آزرده از دست خشن باد .. من صدا مي زنم و صداي من در باد گم مي شود ... زنگوله اي به در آويخته در باد ... همواره مي كوبد : من سايه گذران عمر بيحاصل توام .. اي دريغ از تو اگر كام نگيري از بهار! كاشكي زودتر زورق خود را به ساحل افكنده بودم .. كاشكي ... ! روزهاي زيادي گذشته است و نهنگها كنار قايق من خودكشي كرده اند ....نمي دانم كدام روز هفته بود كه قاصدكي در نسيم در دستان خشك من لغزيد .. به او گفتم قاصدك دلت تردتر از برگ گل بنفشه هم كه باشد اميدوار باش ... و قاصدك دست مرا سفت در آغوش گرفت !( ؟ )

E-mail: DataBus@Tebyan.org
URL: DataBus.persianblog.com


نويسنده: dragon83_ms
جمعه، 7 بهمن 1384، ساعت 22:50

سلام: ببينم ميای اين لينکدونی رو هی خاموش و روشن ميکنی؟ با اين کارا کامنتا ۱۰۰ تا نميشه که./..

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: روباه دم بریده
جمعه، 7 بهمن 1384، ساعت 17:27

خيلی بی رحم و دل گنده ای. همين... چطور ميتونی با يه حيوون زبون بسته اينکارو بکنی؟ تو شايد متوجه نيستی ولی اون داره با تو لجبازی ميکنه. بذار بره يه جائی که دوستش دارن و باهاش خوب رفتار ميکنن اونوقت برو با اون دو تا چشمات ببين چقدر رفتارش عوض ميشه.

E-mail: وارد نشده است
URL: foxkid.blogfa.com


نويسنده: nazanin
جمعه، 7 بهمن 1384، ساعت 6:54

دوستان عزيز...... جوانان ؛ دانشجويان ؛ زنان ؛ انسانهای اگاه و مبارز از حرکت اعتراضی کارگران شريف شرکت واحد حمايت کنيد. همراه شويد .

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: می یو
جمعه، 7 بهمن 1384، ساعت 2:18

خواسته هاي ما به شرح زير مي باشد. ۱- آزادي بي قيد و شرط و فوري منصور اسانلو ۲- انعقاد پيمان ششم ما تا رسيدن به خواسته هايمان اعتصاب را ادامه خواهيم داد. جوانان ، زنان و مردم مقاوم تهران شما نيز به اين حركت اعتراضي بپيونديد و از كارگران و رانندگان شريف اتوبوس راني حمايت كنيد. منتظر حضور سبز شما در اين مقاومت سراسري هستيم. انجمن جوانان وبلاگ نويس در تهران-6دي gholeh501z@yahoo.com

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: می یو
جمعه، 7 بهمن 1384، ساعت 2:17

انجمن جوانان وبلاگ نويس در تهران هموطنان روز شنبه به تاريخ هشتم بهمن ماه، ما کارگران و رانندگان سنديکاي اتوبوس راني شرکت واحد تهران در راستاي خواسته هاي صنفي خود اعتصاب خواهيم نمود. از آنجايي که به هيچ کدام از خواسته هاي سنديکاي شرکت واحد توجهي نشده است و بارها مسئولين مختلف قول مساعد داده اند که به خواسته اي اعضاي سنديکا رسيدگي خواهند کرد. ولي همه اين قول و قرار ها فقط در حد حرف باقي مانده است. لذا ما اعضاي هيئت مديره سنديکاي شرکت واحد تهران اعلام ميداريم که روز شنبه8بهمن ماه مجددا اعتصاب خواهيم نمود و تا رسيدن به خواسته هايمان اعتصاب را ادامه خواهيم داد.

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: negar
جمعه، 7 بهمن 1384، ساعت 0:29

واااااااااااااااای شبيه گربه شدم از بس تعريف کردی

E-mail: khaleesoskee@yahoo.com
URL: sooosk.persianblog.com


نويسنده: سلام
پنجشنبه، 6 بهمن 1384، ساعت 13:24

خلاصه اگر ديدين دستتون از همه جا كوتاه شد، به شرط اينكه نخواهين دوباره پسش بگيرين، مي تونين اون را داخل يك جعبه مثلا زنبيل هاي مدرن براي پيك نيك بگذارين و توسط يكي از اتوبوسها به اينجا بفرستين...جسارتا پول جعبه، هزينه آژانستون تا ترمينال و دستخوشي راننده را هم من حاضرم بدم...(جسارتا را به خاطر اين گفتم، چون تو پستها وكامنتهاتون مدام از دادن پول و سي دي و...روي اين گربه معصوم، صحبت كرده بودين.) راستي اين حق رو هم دارين بعدن اگه گذارتون افتاد، به ديدنش بيايين! ولي حق سرپرستي با اولياء جديد محفوظ خواهد ماند. البته دركل ميدونم مطمئنا اين كارها نياز به هماهنگي دارد و براتون دردسرسازه...ولي اقلا به عنوان سوپاپ اطمينان كمي دلتون قرص مي شه!!! اميدوارم بتونين يه سرپناه موقت براش پيدا كنين و مجبور نشين برا هميشه از دستش بدين!

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: سلام
پنجشنبه، 6 بهمن 1384، ساعت 13:24

سلام مرسي از جواب سريعتون...در ضمن بايد بگم كه كاملا دركتون ميكنيم! 11روز از عيد سالي كه گربه داشتيم ما حاضر بوديم روزي هزار تومان به يكي بديم+غذا ووسايل حمامش، كه برامون موقتا اين مدت نگهش داره! ولي مرد بيچاره كه نگهبان مجتمع مسكوني مون بود دفعه بعدش كه دوباره اين پيشنهاد را بهش كرديم، آنچنان نه ايي گفت كه انگار ما داريم مي گيم، بيا يه بچه معلول را بي اجر و مزد نگهداري كن!!! حتي نپرسيد كه برا چند روز مي خواهين سرپرستي بشه؟!!! در حاليكه به علت داشتن امتحان اينبارحدود 35-40هزارتومان پول مفت گيرش مي اومد،چون فقط ميخواست يه سرپناه امن بهش بده... از اونجاييكه من مطمئن بودم اين گربه نبايد دردسر زيادي داشته باشه، حدس زدم رفقاش سر بسرش گذاشتن... اين شد كه به فرد ديگري باز با اين شرايط سپرديم، ولي وي نميدونست گربه ما ميتونه پنجره كشويي ايوان خونه رو باز كنه، از آنجايي كه خونه اون هم يه حالت آپارتماني داشت وسويت ها به هم شبيه بودن، فكر كنم گربه هه ديگه نتونست برگرده

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: memol
چهارشنبه، 5 بهمن 1384، ساعت 22:28

پاک کن همه کامنتهايه من و پاک کن که شر ميشه:(( بدووووووووووووووووو يادت نره ها ممول

E-mail: وارد نشده است
URL: www.memol125.blogsky.com


نويسنده: Nazi
چهارشنبه، 5 بهمن 1384، ساعت 20:17

سلام شراگيم عزيز، من دو روزه دارم دنبال اين سايت گربه ايت ميگردم... ميدوني دفعه قبل تا به خودم بيام، برق رفت ومن يادم نبود كجا قضيه اين گربه رو خونده بودم... من و شوهرم هر دو پزشك هستيم و هر دو عاشق گربه، هنوز كه هنوزه داريم با خاطره گربه نازنيني كه 5/1سال قبل داشتيم زندگي مي كنيم!!! خوب اين براي اكثر ايرانيها قابل قبول نيست، ولي براي هردومان اصلا اهميت ندارد... تنها مشكل كه احتمال دارد پيش بيايد اين است كه ما شيراز هستيم و شما را نمي دانم!! ولي با كمال ميل حاضريم آن را از شما بپذيريم... لطفا با ايميل من تماس بگيريد

E-mail: namany03@yahoo.com
URL: وارد نشده است


نويسنده: negin
چهارشنبه، 5 بهمن 1384، ساعت 19:13

تازه شروع کرديم ... يه سر بزنين

E-mail: n_luminous_85@yahoo.com
URL: parizatiss.persianblog.com


نويسنده: surena
چهارشنبه، 5 بهمن 1384، ساعت 10:6

بهههههههههههههه پس آق شری خودمون بوده. خب هرکی اسم تابلو انتخاب ميکنه بايد اينارم تحمل کنه. مگه خدا چند تا شری آفريد يا چند تا سنديگو بوجود اومده. هان؟؟؟؟ خب يکی . مام صاف اومديم سراغ همون يکی. ولی آقا خداييشو ميگما. خيلی باحالی. ميدونم خودت ميدونی اما گفتم بزار مام بگيم به دلت نمونه. آقا خوش باشی. راسی نترکيدی که هنوزُ از زور بادمجون خوردن:D

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: علی
چهارشنبه، 5 بهمن 1384، ساعت 0:6

قبلن ها زياد ميومدم اينجا! / يه مدته فاصله افتاده بود! / ... / بايد همشونو بخونم حالا! / ... / پايدار باشی - لطفا! / ....... ع.ش

E-mail: وارد نشده است
URL: alishiravi.persianblog.com


نويسنده: زیتون
سه شنبه، 4 بهمن 1384، ساعت 23:15

من برای نمی‌دونم چی‌چی درمی... اتوبوس‌درمی؟ مترو درمی... آهان تاکسی‌درمی حاضرم بیام ببرمش:)

E-mail: وارد نشده است
URL: z8un.com


نويسنده: rajoo hendustani
سه شنبه، 4 بهمن 1384، ساعت 23:6

سلام شری جون ، من اپ کردم يه سر به ما بزن خوشحال مي شم

E-mail: وارد نشده است
URL: www.hendustan.blogfa.com


نويسنده: شراگیم
سه شنبه، 4 بهمن 1384، ساعت 22:47

ای بابا...سورنا جان منو ياد بچه گيام انداختی...اين سايت رو همون اول که راه افتاد ما راه انداختيم...من اون موقع توی شرکتی بودم که کارهای تبليغاتی اين شرکت رو انجام می داد...اون عضويتم هم مربوط به همون روزهای اول افتتاح سايته...!ولی خيلی جالبه برام که اونجا عضوی و از اون جالب تر اينکه رد منو اونجا پيدا کردی...!:)

E-mail: وارد نشده است
URL: www.sandiego.persianblog.com


نويسنده: surena
سه شنبه، 4 بهمن 1384، ساعت 16:1

سلام بر شری خودمون. مطلب گربه ای ات که خوب بود . حالا اون به کنار. همين الان تو سايت چيچک بودم. تو هم اونجا عضوی؟ آخه ما تو دنيا يه سنديگو داريم اونم شری خودمونه. گفتم شايد مثل من از زور بيکاری عضو اون سايتی. حالا شوخی يا جدی منتظر جوابما.

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: شراگیم
سه شنبه، 4 بهمن 1384، ساعت 13:58

آخی...! بابا ديگه اينجوريا هم که اين مهمان دیروزم می گه نيست...يه کم فقط بچه م حرارتيه...يعنی اهل لوس بازی و خرخر کردن و پشت چشم نازک کردن برای آدما نيست...مرد بارش آوردم!:)

E-mail: وارد نشده است
URL: www.sandiego.persianblog.com


نويسنده: محمد
سه شنبه، 4 بهمن 1384، ساعت 11:23

سلام ما آپ کرديم.

E-mail: وارد نشده است
URL: mitcollege.blogfa.com


نويسنده: مهمان ديروزت
سه شنبه، 4 بهمن 1384، ساعت 11:12

به نظر من بهترين راه برای یافتن اون فلک زده‌ای که قبول کنه گربه‌ی شراگیم خان رو متحمل بشه اینه که شراگیم بیاد یه عکس کلوزآپ از پشت دو تا دستاش بذاره تو وبلاگش! اون وقت بعد از مشاهده‌ی اون دست‌های آش و لاشی که میلی‌متر به میلی‌مترش زخم و زیلی و خراش خورده است، معلوم می‌شه که کدوم شیر دامداران خورده‌ای حاضر می‌شه با این ببر بنگال هم‌خونه بشه! پیشی فدق‌الذکر که دیروز به محض ورود من به منزل شراگیم با فت و فین و فش و فوش ابراز ارادت و احترام فرمودند، بعدش هم که خواستم باهاش دوست بشم، همچین که از ناز و نوازش‌هام سوءاستفاده‌ی لازم رو می‌برد یاد اجداد وحشی‌اش می‌افتاد و می‌پرید و به پنجول و دندون خدمت دست و بالم می‌رسید و الان آثار محبتش روی دستان مونده !! (والبته لبه‌ی پاره شده‌ی آستین بلوز بافتنی‌ام!) خلاصه دریغ از نوک سوزنی مهربانی و دوستی که شراگیم خان یاد این پسره‌ی تخم جن داده باشه! این از تجربه‌ی عینی من. گریه‌ای که من دیدم، جاش همون تو کوچه و میون زباله‌هاس که بشه سر دسته‌ی گربه دزدا!

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: حامین
سه شنبه، 4 بهمن 1384، ساعت 7:17

از صميم قلبم برای اون گربه بيچاره متاسفم شراگيم! خيلی دلم سوخت !

E-mail: Hamin.chob@Gmail.com
URL: Haminpersia.persianblog.com


نويسنده: elahe
سه شنبه، 4 بهمن 1384، ساعت 1:28

ميبری ميدوزی...تنت ميکنی...چه خبره ديگه جايی واسه پیامهای ديگران نيست!

E-mail: وارد نشده است
URL: yemshan.persianblog.com


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
دوشنبه، 3 بهمن 1384، ساعت 22:41

شراگيم جان شما پسوردتون رو بدين به من٬ من می رم پاک می کنم براتون :ي‌

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: شراگیم
دوشنبه، 3 بهمن 1384، ساعت 21:24

کاپیتان عزیز... اینکه چی بوده بین شما و چی شده مشکل خودتونه...اصلا احتیاج نبود بیای اینجا این مدلی جار بزنی...کامنتت راستش یه جوری بود...هرجور فکر می کنم می بینم بعیده یک آدم بزرگ بیاد و همچین حرفهای کودکانه ای بزنه...!! به هر حال اگر عجله نداشتم کامنتت رو پاک می کردم...اگر واقعا در همین ابعادی باشی که در این کامنت نشان دادی که بعید می دانم مرضیه ای که من می شناسم (در حد همین وبلاگش) دشمن تو باشد...یعنی خیلی باید ابعاد خود را تغییر دهد تا با نویسنده آن کامنت بخواهد کل کل و یا دشمنی کند...!

E-mail: وارد نشده است
URL: www.sandiego.persianblog.com


نويسنده: فرانك
دوشنبه، 3 بهمن 1384، ساعت 20:35

هی...هی...هی... قبل از اينکه منو بياره تو خونه ش چيا که ننوشت از خوبيام... اونوقت حالا هنوز هيچی نشده می خواد... موندم پس فردا چجوری می خواد زن بگيره... طفلی دختر مردم... منم که بی زبون.... ميوووووو( زوزه ای )

E-mail: وارد نشده است
URL: faranak0002.persianblog.com


نويسنده: captain
دوشنبه، 3 بهمن 1384، ساعت 13:55

salam - na shoma mano mishansid na man shomaro - faghat pm haye shomaro to site marzieh didam - mano on ye zamani dost bodim - vali hala doshmanaye khobi baraye ham shodim - be har hal - faghat mikhastam begam ziad gole harfasho nakhori - chon eien akhonda faghat balade harfaye ghashang ghashang bezane - zaher sazie khobi mikoneh - mo la darzesh nemire - enghadar barat khoshgel harf mizaneh ke keif koni - vali agar dostesh hasti va ertebat az nazdik bahash dari - movazeb bash gol nakhori - kheili avazi maghror khodkhah va nafahm ee - - khosh bashi - captain

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: ashk kochike
يكشنبه، 2 بهمن 1384، ساعت 23:39

گربه منم يک سليطه !!!! ای که گويش و پرسش ننما ...گوشت فقط چرخکرده ميل ميکنه گوشت پخته هم بزاری جلوش قهر ميکنه مبل و پرده و در ديوارو ميکنه انقدرم ميدوه تا از نفس بيوفته ...! حالا اينا به تو چه ربطی داره ک ه ميگم من؟!

E-mail: وارد نشده است
URL: ashkenasim.persianblog.com


نويسنده: سحر
يكشنبه، 2 بهمن 1384، ساعت 23:26

۱. چرا آرشيو ت اين مدليه :( ۲. واه پسر چه ميکنی تو! ۳. مارا بس مستفيض کردی با سطور ِ رقم شده ات... رفتی تو ليست سفيد! (يعنيضد سياه!)‌ ۴. پوينده و پاينده باشی! (چرا؟!)

E-mail: وارد نشده است
URL: crypt.persianblog.com


نويسنده: شراگیم
يكشنبه، 2 بهمن 1384، ساعت 22:8

دوست قديمی جان...مفت می دم...صد و پنجاه هزار تومن...توسن دی.ايکس کوهستانه...زين ژل سله رويال فرانسه هم روشه...کمک جلو و طبق قامه و اين دنگ و فنگاش هم حرفه ايه...اممم...ديگه جونم برات بگه که سيستم دنده ش هم شيمانو آسراست...يعنی بعد از اليويا بالاترين سيستم دنده شيمانو روش سواره...تیوپ هاش هم ضد خاره...خلاصه اکازيونه اکازيونه...هرکی نخرتش ضرر کرده...!راستی جريان اين دخترای گلسار چيه که برای ما غش کردن و ما خبر نداريم...آخه يه دو سه ماهی من زياد می رفتم محله گلسار رشت و ميومدم...ولی جان خودم خبری نبود...!

E-mail: وارد نشده است
URL: www.sandiego.persianblog.com


نويسنده: يك دوست قديمي
يكشنبه، 2 بهمن 1384، ساعت 20:23

سلام بر آن مرد كه با تي شرت قرمز و با دوچرخه در بازارچه آمد / سلام بر آن فرزند برومند و غيره و ذلك كه دختران گلسار برايش از آن طرف غش مي كنند / و دعا مي نماييم كه جهت باقي مرضاي اسلام و مسلمين و غيره ذلك از آن طرف غش بفرمايند / شراگيم مي خرم ... شما قيمت برفرماييد ... ارگ هم نخرم يك پلاكارد برات مي زنم تا مشتري پيدا كنم / آن مرد مرد مردستان است نامش شراگيم

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: نازلی
يكشنبه، 2 بهمن 1384، ساعت 19:48

اون که ميو ميو ميکرد برات/خونه رو کثيف ميکرد برات / خودشو لوس ميکرد برات/ ميخوای بذاری بره؟؟ تا اينجا شد ۲تا ببينم بعدی کيه؟

E-mail: وارد نشده است
URL: http://weblog.zendehrood.com/tooloo


نويسنده: شهروند درجه صفر
يكشنبه، 2 بهمن 1384، ساعت 18:2

سلام ... اين نيز بگذرد .. ظاهرا گذشت؟ هان؟ نگذشت؟ می گذرد ... بدرود

E-mail: وارد نشده است
URL: mkh121.persianblog.com


نويسنده: سوسن
يكشنبه، 2 بهمن 1384، ساعت 17:1

من جان بيارم بر او پيشكش و سوغات/ تا رو بشويم من از شرم وخجالت /سلام دوست عزيز بام همون شراگيم خودموني

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
يكشنبه، 2 بهمن 1384، ساعت 13:33

( ولنتاین هم گوش کنه ) راستی من منظورم از جمله ی تاريخی « کم آوردم تو اين لعنتی » اين بود که تو اين زندگانی لعنتی کم آوردم‌م‌م حله ؟؟؟ اون ا‌غ‌ق‌غ هم تو زندگی بود نه وبلاگ..........!!!!!!!! حالا هی بگو اي‌ی‌ی‌ی اغ‌ق‌غ يهنی چه؟!

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: ولنتاین
يكشنبه، 2 بهمن 1384، ساعت 10:52

این شیدا اینجا رو با یه جای دیگه عوضی نگرفته؟ اینجا دوست داشتنیه چه با گربه چه بی گربه! وزن و وزین هم ربطی به دوست داشتنی بودن نداره. حله؟ بفروش گربه رو! آگهی کن روزنامه . نگران قیافه ات نباش . با اون زبونت جبران می کنی (چشمک) ببینم بوی عشق و عاشقی نمی ده اینجا؟؟؟ شراگیم؟؟

E-mail: valentinein2005@gmail.com
URL: valentine-2005.blogspot.com


نويسنده: marzieh
يكشنبه، 2 بهمن 1384، ساعت 9:14

بعدنشم در مورد اون چيزی که گفتی همه ميذارن و ميرن !!!! ببين خداييش تنها چيزی که در هيچ کجای زندگی نقش پررنگی رو بازی نمی کنه همين چهره و قيافست... بهتره جای چهره يکم اعتماد به نفس داشته باشی باور کن ... خود من هر کسی می پرسه چه شکلی هستی ميگم قيافم رو خودم دوست دارم و اصلاْ هم دليل نداره که همه دوسش داشته باشن ولی از اونجايی که خوش اخلاقم!!!!! چهرم هم قشنگ به نظر ميرسه!!!!!!!!!!!!!!! هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

E-mail: وارد نشده است
URL: www.sarzamin-e-tanhayi.persianblog.com


نويسنده: marzieh
يكشنبه، 2 بهمن 1384، ساعت 9:11

شری عزيز من از همين جا ازت عذر ميخوام ولی بببین ؛اول فکر کردم ماده س ولی وقتی بردمش خونه کاشف به عمل اومد که نره..؛ آخه می دونی يه کوچولوش تقصیر من بود من فقط بخش تفکرات تو رو اشتباه گرفتم اکتشافاتتون رو فراموشم شده بود!!!! چيکار کنم يه سر داريم هزار و بيست و دو تا سودا؟!!!!! حالا هم از گربهه هم معذرت ميخوام آخه طفلک از چشم پاکی و نجابتش بوده که با دختر جماعت نمی سازه يا هم که زياد به همجنس عادت کرده!!!!!!!!!!!!!! حالا هم عيب نداره يه همجنس باحال کماکان با همون مشخصات براش ترتيب بدی حله!!!!!

E-mail: وارد نشده است
URL: www.sarzamin-e-tanhayi.persianblog.com


نويسنده: سحر
يكشنبه، 2 بهمن 1384، ساعت 0:13

:)):))) يه چيز ميگم بخندی چون منم که فهميدم تا الان خنديدم :)) من يه متن ديگه تو يه وبلاگ ديگه خوندم نمی دونم چرا کامنتشو برا تو گذاشتم :)) اگه ديدی اين کامنت اصلا به متنت ربط نداشت واسه همين بود.... موقع امتحاناست ديگه... انتظار بيشتری نميشه داشت...اون گربه بيچاره هم ول کن بابا له شد زير ژات د آخه مردم آزار مگه حمايت از حقوق مصرف کننده نمی دونی؟! در مورد لحن دعوايی اخرين پست: نمی زارن آدم مثل آدم زندگيشو کنه يه چی ميگن قاطی ميکنيم اهههه اون گربتو بده می خوام خفش کنم!!!

E-mail: وارد نشده است
URL: crypt.persianblog.com


نويسنده: elahe
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 21:45

salam khoobi?baba gorbehe gonah dare to ro khoda nandazesh to khiaboon ,to ke ta inja omadi zendegisho saro samoon bede bad velesh kon hala bezar aroosi kone bad bego bere ye khone vase khodesho zanesh dasto pa kone

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 21:40

ميرم کامنتت رو تحريف می کنم

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 21:40

خيلی بی تربيتی.. خيلی

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: marzieh
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 19:40

راستی یه پیشناهد کوچولوی دیگه هم مونده بیا جای همه چی یه ماهی کوچولو بگیر هر وقت هم شیطونی کرد تهدیدش کن که سرخش می کنی و می خوریش !!!!!!!! البته بعدش باور کن جای خالیش خیلی حس میشه .. من یه ماهیه کوچولوی طلایی دم پری داشتم به این ماهی!!! ولی چند وقت پیشا مردش .. آخ به تنگش نیگا که میکنم جیگرم کباب میشه ... آخه میومد و از دستم غذا میخورد بعد از ۲ سال همچین دوسش داشتم که نگو فقط نمی دونستم جنسیتش چیه!!!‌آخه نه سگ بود نه گربه نه قناری که بشه فهمید چه جنسیه ولی خوب هر چی بود که با هم خوب کنار میومدیم .. روحش شاد

E-mail: وارد نشده است
URL: www.sarzamin-e-tanhayi.persianblog.com


نويسنده: marzieh
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 19:35

تازشم بهتره آدم سيرت زيبا داشته باشه تا صورت زيبا ......... باور کن من خيلی ها رو می شناسم که دماغشون اين هواست و يه عالمه هم شيکم دارن (همين رئيس خودم!!!!) ولی آدم خوب و دل رحمی هستند!!!! و خوبه آدم جای همه چی پيشونيش بلند باشه ........ d: هااااااااااااااااا

E-mail: وارد نشده است
URL: www.sarzamin-e-tanhayi.persianblog.com


نويسنده: marzieh
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 19:34

۳- بيخود هم سعی نکن اون گربهرو به يه دختر قالبش کنی!!!! آخه اونجوريا که می گفتی خودش خانوم خانوماست خوب طفلک بيخود نيست که از دختر جماعت خوشش نمياد!!!! تصور کن خودتو بندازن به جون يه مرد گردن کلفت سبيل پهن!!! خوشت مياد... بيا و يه مردونگی ديگه هم در حقش کن پنجولاشو بذار تو پنجول يه گربه جوون خشگل خوشتیپ ( که نه شيکم داشته باشم نه دماغش تو آُوسايد باشه!!!!) هااااااااااا

E-mail: وارد نشده است
URL: www.sarzamin-e-tanhayi.persianblog.com


نويسنده: marzieh
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 19:31

۲- اين که بيا و يه عکس ۱۰ در ۱۲ از خودت بذار تو سايت با کليه مشخصات شخصی و غيره و شخصی تمامfavorite وproperties هات!!! بعدنشم کليه توقعاتت رو بيان کن و بيا و الله وکيلی يه آدرسی شماره ای چيزی هم بده که خواستگارات حيروون و سرگردون نشن!!!! اين بهتر از اينجوری ريزه ريزه تعريف کردن بيده هااااااااااااااااااااااااا.......

E-mail: وارد نشده است
URL: www.sarzamin-e-tanhayi.persianblog.com


نويسنده: سحر
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 18:47

آخی چه دله پری داری:))

E-mail: وارد نشده است
URL: crypt.persianblog.com


نويسنده: marzieh
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 18:37

می دونی از کدوم اخلاقت خوشم مياد ... اين که به روش سامورايی هی از خودت تعريف می کنی بعدنشم اون گربهرو بهونه می کني٬ حالا منم به عنوان يه دخمر کوچولو يه چندتا راه بهت ژيشنهاد ميدم خودت يکيشو انتخاب کن خوب: ۱- اول که گربه اصلاْ حيوون باحالی هم نيستش(يواشکی بگم که خواهرم منو نکشه!!!) خدائيش بی چشم و رو تر از گربه خودشه٬‌جاش يه سگ بگير در ازای يه تيکه استخون تا ۴۰ سال بعد (سگش نژاد اصليه بالای ۴۰ سال عمر ميکنه!!) دمش رو هم برات تکون ميده ) ها اااااااااااااااااا

E-mail: وارد نشده است
URL: www.sarzamin-e-tanhayi.persianblog.com


نويسنده: يك دوست قديمي
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 18:31

سلام و هميشه در سلام شري / آن مرد آمد / آن مرد با دوچرخه در بازارچه امد / آن مرد هميشه تي شرت قرمز به تن دارد / من آن مرد را دوست دارم / آن مرد رفت / براي شعرت هم آميني از ته دل / براي گربه هم بايد زبان فرانسه فرابگيري ... نا مرتبط

E-mail: وارد نشده است
URL: afterhello.persianblog.com


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 17:34

راستی مهم تر از همه !! من آپديت شدمم

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 13:56

البته آقايون دماغ زيبائی شون وقتی بيشتر می شه که عصبانی می شن ... دماغ شون قرمز می شه... ابهت ش بيشتر می شه ... !!!

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 13:55

در ضمن ... دماغت رو من ديدم .. دروغ نگو... واقعا آفسايد ه ... !!! همون قدر که قدت بلنده .. دماغت هم درازه ... !!!

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 13:47

خی يعنی من از اون گزبه هم کمتر م ؟

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 13:46

سرما خوردم ٬ شديد

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 13:46

حاشا كه من از تو جور و جفاي تو بنالم بيداد لطيفان همه لطف است وكرامت

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: شراگیم
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 13:44

ای بابا...شيدا جان خدا بد نده...! دستت هم درد نکنه...!! اينهمه وبلاگ...صاف بايد ميومدی تو وبلاگ من بالا می آوردی؟؟! ؛)

E-mail: وارد نشده است
URL: www.sandiego.persianblog.com


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 13:0

اق‌غ‌ق‌غ‌ق

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 12:56

دارم بالا ميارم ... !!

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 12:51

حالم داره به هم می خوره

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 12:33

داغ کردم کم آوردم تو اين لعنتی..

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: شيدا ( آئينه اي برابر آئينه ات مي گدارم تا..)
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 12:33

شراگيم ..!! ببخشيد.. مطلبت رو نخوندم ... اصلا نمی دونم چی نوشتی ... !!! اصلا نمی دونم کجا داد بزنم .. می خوام داد بزنم يه جائی... ديگه ته خطم ...

E-mail: Sheida.Nehzati@Gmail.com
URL: o0booshveg0o.co.sr


نويسنده: mah
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 11:50

1-برای پانویسه غیر مرتبطت :ایشالله ...2- این دماغی که میفرماین چیز جدیدی نیست چون دماغ ما ایرانیها وجه تمایز و همه تشخصه ما ایرانیها نسبت به ممالک دیگر در این کره خاکیست سیاره های دیگه نرفتم تا فرق اونارو از نظر تشابه به دماغ با خودمون تمییز دهم ... تکبیر ... 3- برای شکم (خندق بلا) مبارکتان غصه نخورین طرف که بیاد اینقدر کفرتو در بیاره که خودش بشه رژیم لاغری ... 4- در ضمن خوشحالم که قراره این راز بقا تموم شه ... گرچه من میمیرم برای مستند مخصوصا مستند 5 از شبکه تهران که تقریبا حولو حوشه ساعت 10 پخش میشه ...دیگه بسه

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: tejarat Internety
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 7:12

سلام . شعرت قشنگ بود . راستی بپا دفاع از حيوانات حالتو نگيره

E-mail: mohammad_alr@yahoo.com
URL: avalekhat.persianblog.com


نويسنده: شهـــــلا
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 4:11

درود بر شری آمریکایی جان؛ من عاشق گربه سانان هستم ولی نمیدونم چرا از این نوعش اصلن خوشم نمیاد وگرنه برای نجات این بیچاره هم که بود میامدم و یه فکری به حالش میکردم یا دست کم میاوردمش اینجا و به انجمن گربه دوستان می سپاردمش... و اما در مورد تیپ خودت خیلی بی انصافی کردی، خوب شیکم رو که به قول خودت میتونی با ورزش و بادی بیلدینگ(اگر وقت پیدا کنی) درستش کنی و در مورد دماغ و آفساید و اینا هم بگم که، آقا مگه دکتر زیبایی تو ایران قحطی شده؟! یه مقدار پول کم (در برابر مبالغ هنگفت اینجا) میدی و میاریش تو ردیف دماغ هنر پیشه های روز، عزیزم...دی... تا درودی دگر بدرود.

E-mail: وارد نشده است
URL: 21mehr.com


نويسنده: mARYAM
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 3:9

اينم آخرين کامنتی که درباره ی اون افعی مينويسم - وگرنه وبلاگ مزلف تو که کامنتيدن نداره ! - : خيلی رذالت ميخواد خدائيش ، عين مربی های ترشيده و خوش قلب مهد کودک جلوش ظاهر شدی ، براش اسم انتخاب کردی و اونم چه اسمی ! ، آرمان مندانه ميخواستی نجاتش بدی از اون منزل ويران ، ... ديگه چی ؟ آها نه اصلا به من چه که نصفه شبمو دارم با جلف ترين نوع وبگردی هدر ميدم ؟ هييييی گربه هه ، حسن خلقی ز خدا ميطلبم خوی ترا .

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: دزدکی
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 1:5

آقا اگه گربه ات نره يه زن خوب براش سراغ دارم

E-mail: وارد نشده است
URL: dozdaki.blogfa.com


نويسنده: sara
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 0:56

چييييز خورش کردن پسرم.چيييز خور

E-mail: وارد نشده است
URL: inbus.blogspot.com


نويسنده: اروس
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 0:32

:)))))))))) از دست تو! خوبه یه گربه بیشتر نداری ها! اگه مسول یه باغ وحش بودی چه علم/الم شنگه ای راه می نداختی! :)))))

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است


نويسنده: گوشزد
شنبه، 1 بهمن 1384، ساعت 0:20

هيهات كه از شش جهتم راه ببستند آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت

E-mail: وارد نشده است
URL: gooshzad.persianblog.com



April 2, 2006 8:40 PM
نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.