ظاهرا هنوز پس لرزه های آن نوشته 31 آگوست ادامه دارد...چند روز پیش یک ایمیل داشتم از دخترخانومی که امیدوارم مشت نمونه خروار نباشد...به هر حال بدون هیچ توضیح اضافه ای متن نامه ایشان و جوابی را که به آن نامه دادم اینجا قرار می دهم...شما خود حدیث مفصل بخوانید از این نه چندان مجمل:
سلام وعرض ادب ويك معذرت خواهي به اين بزرگييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
شرمنده ام وظاهرا حرفم شما رو ناراحت كرده ولي قصد اهانت نداشتم.گفتم كه وقتي نظراتتون رو خوندم اونطور فكر كردم وتازه وقتي پست غيرت وبي غيرتي رو خواندم جواب بدي دادم.البته نظرم عوض نشده ولي امروز كه جواب شما رو خواندم فكر كردم بهتره يكم بيشتر پستهاي شما رو بخونم واينكار رو هم كردم .هم در مورد دانشيان وگلسرخي وهم پستي كه براي 21 ساله ها ممنوع كرديد.
وقتي نظرتونو در مورد اون دو شهيد وهمقطارنشون خوندم به شما احنست گفتم ،راستش هميشه از اينكه نسل ما وجوانترها نسبت به كسانيكه براي اعتقادشان كشته مي شوند (چه ايراني وچه غيره .چه مجاهد وچه به اصطلاح منافق)بي تفاوت هستند ويا حتي كلمات ركيك به كار مي برند دلم مي گرفت.از قدر شناسي شما خوشم اومد ولي نمي دونم چطوركسي كه آرزوي داشتن يك اعتقاد و داره اونم اعتقادي كه بشه به خاطرش جنگيد .جان داد مي تونه اينقدر مادي باشه كه حاضر به خاطر چند ميليون پول شخص مورد علاقه اش رو از دست بده.شما نوشتيد كه اگر دوست دخترت شرايط 50-50شما رو قبول كنه مي تونه با شما ازدواج كنه.اصلاچطوريه كه شما بايد سر سختانه سر حرفتان بمونيد ولي خانم وخانواده بايد به خاطر شما از خواسته هاشون كنار بكشن.
برام سخته قبول كنم كه حالا كه يك مرد پيدا شده كه حداقل توي حرفاش زن رو فقط از ديد جنسي نگاه نمي كنه وفكر نمي كنه هر زني دم دستش بود بدون در نظر گرفتن نظر طرف مقابل براي رفع نياز اونه؛شرطش براي ازدواج داشتن يك كار خوب براي خانمه.واقعا اگر دوست دختر شما با اين محاسن ارزنده كه گفتي ،كار خوبي پيدا نكنه باهاش ازدواج نميكني يا اصلا برات مهم نيست در چه شرايط ومحيطي بايد كار كنه.من با توجه به نظرات تمام پولكي شما به اين نتيجه رسيدم كه از نظر اين اقا كار خوب مساوي درامد خوبه بدون در نظر گرفتن بقيه شرايط.
...
حالا دارم به شما مي گم بله حرف شما متين :مردها قرار نيست كه بخاطر يك مسله طبيعي مسئول بالا وپايين عزيزانشان باشند واتفاقا من هم كمي اينو قبول دارم چون فكر مي كنم به عنوان يك زن بالغ وكسي كه بخاطر كارش بايد در جامعه طردد كنه بايد بلد باشم چطور از خودم دفاع كنم وچه عكس العملي در برابر ديگران نشان بدم واز اينكه كسي بخاطر من رگ گردنش بزنه بيرون اصلا خوشم نمياد ولي اين دليل نميشه كه فكر كنم همسرمدر برابر من مسوليتي نداره.
آقاي عزيز عشق داشتن ودوست داشتن محترمه ولي براي به دست اوردنشان بايد بهايي پرداخت ؛شما پرداخت مالي رو قبول نداريد پس حداقل بايد در رفتار يا تعهد از خودتان مايه بگذاريد ويك مطلب ديگه در پست ديگري نوشتيد كه مادرتان تا الان كرايه خانه شما را مي داده خب چطور شما انتظار داريد مادرتان كه شايد شما به عنوان يك فرزند هيچ فايده خاصي براش نداريد كرايه خونه شما رو بده ولي همسرتان كه هم از نظر جسمي روحي وعاطفي براي شماست هيچ خرجي برايتان نداشته باشه...
...به شخصه اصلا با مهريه اونم از نوع بالا اعتقادي ندارم جنس مردان جامعه ما انقدر خراب هست كه زن را به تب مي گيرند تا به مرگ راضي شه ودر نهايت مهريه رو ببخشه وقانون ما انقدر كثيف و بي ارزش كه مهريه اي را كه قران وپيامبر به صراحت مي گويند عندالمطالبه است قسط بندي مي كنند براي هزاره بعدي .همان مهريه اي كه قرار ه پشوانه زن باشه انقدر با اقساط كم درنظر ميگرند كه كفاف شام شب هم نشه...حرف من مهريه نيست .حرف مسويت پذيريست.
نظرتان در مورد مسله سكس در ايران را تا 90 درصد قبول دارم ولي نه همه ان را شما نوشتيد هر كسي مي تواند سليقه جنسي خودش را بشناسد .خوبه ولي وقتي نتونه ازش استفاده صحيح كنه بنظرشما چكار ميكنه؟خيلي راحت .استفاده نا صحيح كه اتفاقا اينجاكار خراب ميشه بعبارتي شازده پسرا ميشن همونهايي كه به نظر خودتون مثل سگهاي گرسنه ميريزن تو خيابان ودخترها هم كه ديگه ...يك مثال ساده:انسان تا غذايي رو نخورده طبعا هوس هم نمي كنه وشايد اصلا بهش فكرنكنه ولي وقتي يكبار غذا روخورد وخوشش اومددائما هوس همون غذا به سرش ميزنه واگه نتونه بخوره چي؟در مورد مسائل جنسي هم همينطور وقتي كسي سليقه جنسيش رو پيدا كرد ولي نتونست به روش درستي برطرفش كنه دنبال روش غلطش مي ره وبد بختانه اين حس مثل غذا خوردن نيست كه با يك غذاي ديگه شكمتو پر كني ومسله تموم شه .
آقا شراگيم با يك پزشك زنان صحبت مي كردم وايشان مي گفت كه(( دختر ها بخاطر اينكه بعدها در ازدواج مشكلي برايشان پيش نياد از روشهاي غير معمول استفاده مي كنند كه يكي از دلايل شيوع بيماري هپاتيت است)).يا روانشناس يك دبيرستان دخترانه مي گفت(( الان ما از بچه ها نمي پرسيم دوست پسر داري يا نه؟مي پرسيم رابطه جنسيتان در چه حديه؟))مي دانيد يعني چي؟بد بختانه هنوز ديدن فيلمهاي سكس در جامعه ما ودر خانوادها بشدت سركوب ميشه ونتيجه اين شده واي به روزي كه مردم ازادانه بخواهند پاي اين برنامه ها بنشينند....
در نهايت مي خوام بهتون بگم بعضي از نوشته هاتون انقدر منطقي وتاثير گذاره تا مي تونه تا مدتها در ذهن بمونه ولي بعضيها ادمو شوكه ميكنه :يعني اين همون نويسنده است؟
بعد از وبلاگ نقطه ته خط ونيك آهنگ كوثر از وبلاگ شما خيلي خوشم اومد .خوب استدلال مي كنيد وخوب مي نويسيدوالبته طنزخيلي قوييي داريد..اميدوارم رنجشي در كار نباشه .اون كامنت صرفا نظرم بود والبته شوخي كه شما بد تعبير كرديد.پوزش مي خوام و اميدوارم منظورم را درك كنيد...باسپاس فراوان
اما جواب من :
سلام دوست من...خوشحالم که کمی از آن موضع غیض و نفرتی که به من نگاه می کردی نزول کردی...به هر حال مساله فراتر از چند میلیون تومان است...
...مساله سر فلسفه چنین عملیست...به نظر من مناسبات مالی را وارد مسائل عاطفی کردن درست مانند این است که یک رابطه عاطفی را تا حد یک معامله و خرید و فروش سطحش را پایین بیاوریم...به نظر من دختری که کرامت خود را در مقدار مهریه اش ببیند بخواهد یا نخواهد بر روی خود قیمتی گذاشته است...دختری که تعیین مهریه را برای خود حتی اگر به خاطر باورهای غلط خانواده اش باشد بپذیرد به نظر من بزرگترین توهین را به شخصیت خود روا داشته است...مهریه در قانون در ازای داشتن حق طلاق برای مرد و حتی در ازای داشتن حق چند همسری برای مردان برای زنان مقرر شده است...مثل این است که ماشینی را قولنامه کنی و متعهد شوی هرگاه از خرید آن پشیمان شوی باید مبلغی را به صاحب ماشین بپردازی...من متاسف و متعجبم که چطور شما و خیلی های دیگر چشم و گوش بسته چنین چیزهایی را بر خود روا میدارید...؟من طلاق دادن یک طرفه زن را و حق چند همسری را و حق کتک زدن زنان بله قربان نگو را همانقدر غیر انسانی و بدوی میدانم که این چیزها را میدانم...متاسفانه در روابط زن و مرد در ایران وقتی پای پول وسط می آید چشم همه کور می شود و دیگر هیچ زن معترضی نمی بیند که مبلغی را که مرد موظف است به عنوان نفقه به او بدهد و یا به عنوان مهریه و شیر بها و... پرداخت کند در اصل قیمتی ست که بابت خریدن زن می پردازد...یعنی هرجا که صحبت از حق و حقوق مردان در مقابل زنان است همه فریادها به آسمان بلند است که این چه قانونیست که به مردها اجازه می دهد چهار همسر اختیار کنند و چه کنند و چه کنند...ولی وقتی پای مبلغ معامله وسط می آید هیچکس نمی بیند که این مبلغ به قول شما چند میلیون تومان بهاییست که مردها برای داشتن همین حقوق می پردازند...همانطور که زنها هزاران سال خرید و فروش شدند و در قالب کنیز و روسپی به خانه ی مردان رفتند امروزه هم کمی محترمانه تر و در قالب همسر نقش هزاران هزار ساله خود را در قبال مردان ایفا میکنند...دشمنی من با مهریه و مانند آن نه به خاطر منافع کوتاه مدت خودم (که به قول تو مهریه را چه کسی داده و چه کسی گرفته!) که به خاطر این است که از خرید و فروش احساس و عاطفه ام منزجرم...
به هر حال بحث دفاع کردن سر سختانه از حرف خودم و یا احیانا کوتاه آمدن از آن نیست...من با دلیل و برهان حرف خودم را می زنم...اگر دختری حرفهای من را منطقی و اصولی یافت که دیگر دعوا نداریم...مثل دو انسان عاقل و بالغ با هم آشنا می شویم و ازدواج میکنیم و زندگی میکنیم...اگر هم حرفهای من برایش غیر قابل هضم و فهم بود که قطعا دختری نیست که من بتوانم دوستش داشته باشم و تحملش کنم...به هر حال جذاب ترین جنبه ی وجودی یک زن قبل از اینکه چشم و ابروی زیبا و اندام قشنگش باشد افکار زیبای اوست و مطمئنا نمیتوانم کسی را با افکار خاله خانباجی گری و ارتجاعی کنار خود تحمل کنم ولو اینکه چشم و ابروی زیبایی داشته باشد.
من اگر به دوست دخترم می گویم باید برای زندگی مشترکمان تلاش کند تا از نظر اقتصادی در مضیغه نباشیم به خاطر همین اعتباریست که برای وجودش قائل هستم...به خاطر این است که به او به چشم عروسکی که باید شبها در کنار من بخوابد و روزها سر طاقچه بگذارمش و سر کار بروم نگاه نمیکنم...من وضع مالی متوسطی دارم...درآمدم خرج مخارج روزانه خودم را به زور می دهد...طبیعیست که اگر میخواهم کسی را وارد زندگی ام کنم توقع داشته باشم که بر گرده های من سوار نشود...یک قسمت ماجرا این است که با ازدواج کردن در کنار ارضای نیازهای جسمی و عاطفی ام میخواهم زندگی راحت تری داشته باشم...میخواهم دغدغه های کمتری داشته باشم...نمیخواهم مثل خیلی از مردها بعد از ازدواج یک شیفت کاری که میکنم را بکنم دو شیفت و اخر شب جنازه ام را به خانه ببرم و همسر گرد و قلمبه ام در خانه با یک دیس برنج و یک کاسه خورش به استقبالم بیاید...!تقسیم کردن یک زندگی با دیگری یعنی زندگی را با همه ابعاد آن منجمله از بعد اقتصادی با دیگری شریک شویم...
مسئولیت یک زندگی مشترک همانطور که از اسمش هم پیداست مشترک است...من اگر صاحب یک کارخانه ای بودم و ماهیانه دهها میلیون تومان در آمد داشتم شاید ترجیح میدادم که هرچه همسرم خواست برای خوشحال کردنش برایش انجام دهم...نه به عنوان وظیفه ام که به عنوان محبتی که خود خواسته و در صورت امکان انجامش میدادم...همانطور که ممکن است روزی همسرم به خاطر تمکن مالی ای که دارد از این قبیل کارها برایم انجام دهد...اما بحث بر سر این است که من چه تمکن مالی داشته باشم و چه نداشته باشم هیچگاه مناسبات مالی یکطرفه را در زندگی ام به عنوان وظیفه و یا به عنوان بهایی برای رسیدن به یار وارد نمیکنم و معتقدم که یاری که رسیدن به او مستلزم پرداخت پول و دادن چک و سفته باشد از جنس همانهاییست که تن فروشی میکنند...منتها تن فروشی رسمی و محترمانه و تا حدودی ندانسته!
مادر من هم نه به عنوان وظیفه که به علت تمکن مالی اش و به خاطر کمک کردن به من هر شش ماه یکبار مبلغی را برای کمک به گذراندن اموراتم برایم میفرستاد...نه من توقعی داشتم و این را وظیفه او میدانستم و نه او چنین بود...امسال هم که این کار را نکرد نه من گمان کردم که از وظیفه اش عدول کرده است و نه او احساس شرمندگی کرد...خیلی راحت گفت که دست و بالم تنگ شده و امسال خودت باید اجاره خانه ات را بدهی...اتفاقا از آن موقع به بعد که دیگر مناسبات مالی (ولو در قالب مادرفرزندی) بین ما تمام شد احساس خیلی بهتری به او دارم و فکر میکنم که چقدر سایه کمک های او بر سرم سنگین بود و رابطه زیبای مادر فرزندی را ناخودآگاه تحت الشعاع قرار داده بود...!
این جمله ات اوج فاجعه را نشان می دهد: "...ولي همسرتان كه هم از نظر جسمي روحي وعاطفي براي شماست هيچ خرجي برايتان نداشته باشه"
هیچ کسی برای هیچ کسی نیست...هرکس در درجه اول متعلق به خودش و در درجه دوم متعلق به هستی ایست که در آن قرار گرفته است...(یکی از دیالوگهای فیلم ده که خیلی دوستش دارم چیزی در همین مایه هاست)...این چه نگاه اشتباهیست که می گوید زن برای مرد نفع دارد و متعلق به مرد است و پس مرد باید بهای استفاده کردن از زن را بدهد؟ یکبار به جمله ای که گفته ای فکر کن...! اشکال تو این است که زن را متعلق به مرد می دانی و لابد مرد را متعلق به زن نمیدانی و اعتقاد داری که مرد میتواند هم زمان متعلق به سه نفر دیگر هم به جز همسر خودش باشد...یا اینکه اعتقاد داری مکانیزم جسمی زنان به گونه ایست که مردان به زنان محتاجند و در ازای رفع نیازشان باید قدر شناس زن و یا پرداخت کننده بهای استفاده کردن از زنانشان باشند...! واقعا یعنی هیچ مردی از نظر جسمی و روحی و عاطفی متعلق به زنش نیست؟ پس این چه نوع استدلال و استنتاجیست که با چنین فرضیه ای به چنین نتیجه درخشانی می رسی که پس مرد باید خرج زنش را بپردازد!!؟
در مورد قسمت آخر نامه ات هم دقیقا دلیل تمام این ناهنجاریهایی که در جامعه میبینی ممنوع بودن و تابو بودن سکس و داشتن نگرش های آمیخته با خرافات و تعصب به نیازهای جسمی زنان و مردان است...هرچقدر در این زمینه بیشتر صحبت شود و هرچقدر فضای جامعه بازتر شود و هر چقدر در مورد این پدیده ی عجیب و غریب و زیر زمینی بیشتر عادی سازی شود جامعه سالم تر و بانشاط تری خواهیم داشت...میل جنسی یکی از قویترین امیال در بین تمام گونه های جاندار روی کره زمین است...هرچیزی در طبیعت حکمتی دارد و از آنجا که شدت این میل رابطه مستقیم با بقای نسل جاندارن دارد در طی فرآیند تکامل این نیاز بعد از نیاز به خوردن و آشامیدن قوی ترین نیاز و میل در بین گونه های مختلف جانوری و منجمله انسان شده است...وقتی گلوی این میل بینوا را بگیری و فشار دهی از یک جا گندی بالا می آید که باید بیایی و تماشا کنی...در جامعه ای که سکس خارج از ضوابط مقرر شده در آن تابو و گناه است و مجازات دارد و مردم برای تخلیه میل جنسی خود با هزار و یک عامل بازدارنده روحی و روانی (به خاطر تعلیمات مذهبی و باورهای سنتی خانوادگی و...) و فیزیکی (مجازات قانونی و برخوردهای تنبیهی با متخلفان) مواجهند می شود ایران که مثل شیلنگی که سرش را گرفته باشی و نگذاری آبی خارج شود بعد از مدتی از صد سوراخ آن آب به بیرون فواره می زند و دیگر نه می شود جمعش کرد و نه می شود امیدی به بهبود اوضاعش داشت...!
به هر حال من معمولا عادت ندارم جواب نامه کسی را با این تفصیل بدهم و معمولا به ذکر چند کلمه تشکر آمیز بسنده میکنم و اگر حرفی هم باشد سعی میکنم انرژی ام را برای مباحثه با یک نفر در ایمیل هدر ندهم و اگر حرفی ارزش شرح و بسط داردآن کار را در وبلاگم انجام می دهم که مخاطبین بیشتری داشته باشد...اما به هر حال چیزی در نامه ات بود که قلقلکم داد جوابت را بدهم...نمیدانم چند سالت است و با چه طرز فکری بزرگ شده ای اما همینقدر میدانم که نویسنده آن نامه اول انسان شجاعیست که به خاطر مطلبی که نوشته آمده و عذر خواهی کرده و دوم انسانیست که متاسفانه قربانی نادانسته ی سنتهاییست که هزاران سال بر جامعه مردان و زنان ما فرمانروایی کرده و هر دوره رنگی عوض کرده و خود را در قالبی جدید تثبیت کرده است...سنتهایی که متاسفانه در همه ی آنها مرد خریدار بوده است و زن فروشنده...مرد مصرف کننده بوده و زن کالای مصرفی...مرد پردازنده بوده و زن دریافت کننده...مرد تصمیم گیرنده و رهبر و فرمانده بوده و زن حرف شنو و مطیع و فرمانبردار...و در این داد و ستد به زعم من غیر انسانی قربانیان واقعی هم زنانی بوده اند که به قول فروغ سالها در لا به لای تور و پولک آرمیده اند و هم مردانی که با اسیر کردن و اجازه رشد و استقلال ندادن به زنان عملا تمام بار زندگی را به تنهایی بر دوش کشیده اند.
پ.ن: بعد از این دو نامه این دوست خوبم یک ایمیل دیگر برای من نوشت و بر بعضی مواضع خود پافشاری کرد که البته از نظر من نکته قابل بحث و جساراتا منطقی و جالب توجهی در جواب ایشان نبود...ترجیح دادم به جای ادامه دادن آن مکاتبه که داشت کسالت بار می شد مطلب را در اینجا منتشر کنم و اگر نیاز بود از جواب ایشان در قسمت نظرخواهی استفاده کنم و بحث را در آنجا پی بگیریم.
پ.ن: تنها انگیزه ام از پابلیش کردن این دو نامه کنجکاوی ام بود که بدانم چند درصد زنها و دخترهای ایرانی مهریه را حق مسلم خود میدانند و برای آن چانه می زنند و چند درصد زنها و دخترهای ایرانی گرفتن نفقه از همسرانشان را جزء حقوق بدیهی خود می شمارند و میخواهم بدانم کسانی که این چیزها را جزء حقوق خود می دانند چقدر به سایر حقوقی که ما به ازای این حقوق شارع مقدس! برای مردان تعیین کرده است احترام میگذارند و آن را می پذیرند...!(حق و حقوقی مثل حق طلاق...حق چند همسری...حق کتک زدن...و...)
پ.ن: تعارف نکنید...خودتان باشید...اولین کسی که حاضر شود بدون مهریه و یا بدون توقع گرفتن خرجی از مرد (نفقه) و به صورت کاملا برابر ازدواج کند یک جایزه بی نظیر پیش من دارد.
پ.ن: در آخر اینکه چند خطی از این نامه و پاسخ آن به علت بی ارتباط بودن با بحث اصلی حذف شده است.
458ed90003aadab85836278afee420b1
November 11, 2006 11:34 PM
سلام. معلومه که من حاضرم. قبل از اينکه شما اين بحثو مطرح کنين همين قصدو داشتم. خيلی خوشحال شدم که همچين بحثی رو مطرح کرديد. در ضمن نوشتنتونو دوست دارم. خيلی روون می نويسيد.
October 31, 2006 10:37 PM
آقا اين آرشيو رو می خوندم به نظرم اومد يه جورايی همکاريم . که من کار رو جز اين چيز ديگه ای نمی دونم .دو تا نکته :اول اينکه چه جوری می شه اون کتابی که گفتی داری ترجمه می کنی رو گير آورد حالا يا اصلش يا اگه ترجمه کردی متنش و دوم اينکه يه سری به اينجا لطف کن بزن گزارش سفر پارسالمه . سوم امسال يه سفر پياده روی رفتم به جلفا که يه چيزايی در موردش تو وبلاگم هست .خوشحال می شم نظر بدی . چهارم اينکه اميدوارم يه سفر باهات تا يه جاهايی بريم اگه مايل بودیhttp://sharghnewspaper.com/841001/html/spc13.htm ا
October 4, 2006 4:31 PM
دوست عزيز
از کامنت دونی وبلاگ گوشزد اومدم اينجا. اين روز ها بحث های جالبی تو اين زمينه تو وبلاگ ها طرح می شه. اين نامه باعث شد برم اون مطلب ۳۱ آگست رو هم بخونم. نمی خوام فقط تعريف و تمجيد کرده باشم ولی با توجه به سن و سالت بايد آفرين بگم به اين پختگی و طرز فکر. مخصوصا از نظری که تو وبلاگ گوشزد در مورد س.کس داده بودی لذت بردم.
پ.ن. در ضمن جايزه من فراموش نشه. چون مهريه من يه شاخه گل بود اون هم برا اينکه گفتن با هیچي نمی شه عقد شرعی رو انجام داد!
October 3, 2006 3:18 AM
سلام.
بحث واقعا خوبیه.
ما نیاز داریم که خیلی بیشتر بهش پرداخته بشه.
با بیشتر بخش های عقاید شما موافقم.
بعضی صحبت های دوستان هم که در نظرات اومده جای فکر داره.
واقعا در جامعه ما به زن ظلم میشه.ولی در کنارش گاهی وقت ها زنانی هم هستند که عرصه زندگی رو بر شوهر خودشون تنگ می کنن.
بیشتر مشکلات زوج های ما ناشی از همون مسائل مالیه که نیاز به یک فرهنگ سازی عمیق داره.
به سهم خودم از این که این بحث رو ایجاد کردید تشکر می کنم و امیدوارم که موفق باشید.
October 2, 2006 11:21 PM
آيلين عزيز: (شماره ۵۲)
پيدا کردن کار هم برای زنان مشکل است و هم برای مردان...اينگونه هم نيست که هر شرکتی که برای استخدام کارمند زن آگهی ميدهد صرفا قصد سوء استفاده داشته باشد...من اداره کاريابی ندارم...خودم هم شغل خودم را با هزار مصيبت و پارتی بازی پيدا کرده ام...من هم امنيت مالی ندارم...موقع تمديد قراردادها هر اتفاقی ممکن است بيفتد...مشکلات اينچنينی برای همه وجود دارد...برای زنان و دختران البته کمی بيشتر...ولی من مطمئنم کسی که به دنبال کار باشد دير يا زود کار مورد نظرش را پيدا ميکند...
September 30, 2006 10:05 AM
شماره ۵۱ عزيز:
حرف بر سر همين چيزهاست...ما می دانيم که قانون مشکل دارد و نسبت به زن و مرد تبعيض هايی در آن صورت گرفته است...اما اگر دادن نفقه و مهريه و مانند آن را تبعيضی برای مردان بدانيم و بگوييم اين تبعيض به تبعيض هايی که بر زنان می رود در! آنوقت تا قيام قيامت همين آش است و همين کاسه...يعنی زن به خاطر زن بودنش در ازای پرداخت مبالغی (که مرد بايد به او بپردازد) بايد تمام آن چيزهايی که گفتم و گفتند را بر خود هموار کند و مرد هم به نوبه خود در ازای به دست آوردن آن حقوق (حق سروری...حق مالکيت...حق مردانگی!) بايد جان بکند و بهای ريالی آن را بپردازد...قانون را نمی شود کاری کرد...اما به راحتی می شود با قرار دادن شروط ضمن عقد و يا با تنظيم وصيتنامه جلوی اجرای اين قوانين تبعيض آميز را گرفت...بگذار قانون هم برای آنهايی باشد که به آن اعتقاد و التزام دارند...کسانی که فی نفسه روابط زن و مرد را این گونه صحیح تر و عادلانه تر میدانند...باور کن نود درصد زنها و مردهای ایرانی با همین قوانین راضی اند...نود درصد زنها اگر هم ته مانده ای از شرافت و غرور و عزت نفس در وجودشان باشد وقتی ببینند خواستگار گرامی با ماشین و خانه و درآمد هنگفت از راه رسیده است و یک شبه قرار است از خانه پدری به خانه پر زرق و برق شوهر بروند دیگر بی خیال این چیزها می شوند و ترجیح میدهند در ازای آسایش و آرامشی که کنج مطبخ ها و خانه های مجلل به دست می آورند عمری آسوده و بدون دغدغه های مالی زندگی کنند...همان ماجرای سگ ها و گرگهایی ست که اخوان ثالث در یکی از شعرهایش به زیبایی به تصویر کشیده است...
به هر حال من نمیخواهم شریک زندگی ام سگ خانگی باشد...خیلی از مردها دوست دارند...آنقدر که اگر کمرشان زیر خرج و مخارج زندگی هم بشکند هیچگاه راضی نمی شوند همسرشان از کنج آشپزخانه اش بیرون بیاید...
اما من اگر کسی را به عنوان شريک زندگی ام انتخاب کنم همه چيز را با او شريک می شوم...يعنی وظيفه او ميدانم که برای تامين هزينه های زندگی مشترکمان تلاش کند...همانگونه که من تلاش ميکنم...همانطور که وظيفه خودم ميدانم که در انجام کارهای خانه مشارکت کنم...به هر حال زندگی همه اش اين حساب و کتابها و تقسيم و تشريک وظايف نيست...اما اولين قدمش همين چيزهاست...
به هر حال استدلال شما برای توجيه مهريه دارای اشکال اساسی ست...من ميگويم زن کنيز مطبخی نيست که در ازای به خدمت گرفتنش بهايی برای آن پرداخت کنیم و شما می گوييد چون زن ها (بخوان کنيزهای مطبخی) از حقوق برابری با مردان در قانون و عرف برخوردار نيستند اين مهريه و مانند آن ميتواند به عنوان تنها ابزار در دست زنان کفه ترازو را کمی به سود آنان سنگين تر کند...اين يعنی پذيرفتن اين معامله...همانطور که يک کلفت خانه نميتواند به ارباب خود اعتراض کند که چرا تو بايد بنشينی و من بادت بزنم (چون ارباب بلافاصله به او ميگويد پس برای چی به تو حقوق ميدهم!؟)...يک زن خرجی بگير هم حق ندارد اعتراض کند که چرا چنين است و چرا چنان است...من می گويم بايد بندهای اين قرار داد را تغيير داد و اين قرار داد خدماتی را به يک قرارداد شراکت تبديل کرد...يعنی همان بندهايی که تو به آن معترضی و مهريه را ما به ازای چنان حقوقی برای مردها ميدانی را باید هنگام عقد نامه حذف کرد و يا تغيير داد...به اين می گويند شروط ضمن عقد...يعنی دور زدن قانونی که به زعم من عادلانه و مطابق کرامت انسانی زنان و مردان نيست...بگذار قانون برای همانهايی باشد که نیازمند اینند که شارع مقدس! وظایف زن و شوهری شان را به آنها دیکته کند...خيلی ها با اين قانون خوشبختند...نگاه مردسالارانه به زنها و به زندگی مشترک در فرهنگ این مردم ریشه دارد...خیلی ها را می شناسم که عاشقانه عمری در خانه های شوهرانشان آشپزی و رفت و روب کرده اند...خیلی از مردها را می شناسم که تمام عمر عاشقانه دویده اند که به قول خودشان شرمنده شکم زن و بچه هایشان نباشند...قانون برای آنهاست...یک گرگ نمیتواند با چیزهایی که یک سگ آنها را خوشبختی میداند سر کند...هرکدام به تيره ی خود تعلق دارند.
September 30, 2006 10:00 AM
شراگيم من حاضرم با اين شرايط ازدواج کنم . فقط اون اقا ۱ کار دائمی به من بده که ۲ شرط داشته باشه . ۱-امنيت جانی ۲ -امنيت مالی .
من مهر و امضا می کنم که حاضرم تمام عمر مثل ۱ دوست در کنارش باشم . همه چی هم ۵۰ -۵۰
September 30, 2006 12:30 AM
بايد کلی نگاه کنيد.در قانون ارث اگر مرد فوت کند و بچه نداشته باشند بيشتر اموالی که حاصل دسترنج دونفره زن و مرد هم بوده می رسد به برادر خواهر مردُ و زن اگر مهريه نداشته باشد که بتواند از روی سهم ارث بردارد ، بايد اموال مشترکشان را بدهد به فاميل شوهر مرده اش و از صفر شروع کند.
بنابراین تا قانون ارث درست نشود ، نمی شود بدون مهریه ازدواج کرد.در بدست آوردن مال سهیم شد و بعد اگر بچه ای درکار نبود همه ی دسترنجش را از دست داد.(یا اگر هم بچه ای بود اموال زن وقتی زنده است چرا باید برسد به بچه اش؟)
یا در زندگی مشترکی که زن برای پاسپورت و کار کردن و هزار ماجرای دیگر لازم نباشد از شوهرش اجازه بگیرد، و درواقعه دستور بگیرد،منصفانه است که کار هم بکند.
در ضمن زنهای ایرانی که کار هم می کنند و نیمکی از هزینه های زندگی را هم بر دوش می کشند، شب که خسته می رسند خانه باز امور نظافت و بچه ها و آشپزی با آنهاست و مرد خانه راحت می شینه روزنامه می خونه.اگر مسوولیت خانه داری با هردو مساوی است انصاف است که زن هم خرج زندگی را بدهد.اما از آنجایی که کلا اینجوری نیست نه.
و بخصوص وقتی پای بچه ای دربین است خواهی نخواهی بیشتر مسوولیت با زن است.درحالیکه بچه و خانه و زندگی مال هردوست.حساب این ها چی میشه؟
September 29, 2006 7:17 PM
خانه از ياي بست ويران است ............ و در يک کلام سوسياليسم راه رفع ستمکشی از زنان و مردان است . يس زنده باد ازادی برابری ... برچیده باد قوانین زن ستیز اسلامی.
September 29, 2006 11:15 AM
خب من انگار يه سری نکته ديگه رو هم يادم رفته بود.. کامنت 31 (دختر ساروي) رو که ديدم يادم اومد! بحث حضانت بچه هم هست که قانون بطرز ناجوانمردانه ای به نفع مرداست و همچنین خروج از کشور! بنابراين نظر قبلیم modify می شه!
اينکه گفتی در دنيای غيرمجاز دخترا و خانواده هاشون راضی به نبود مهریه نميشن، برای پسرها و خانواده هاشون هم همین داستان برقراره! با شناختی که من از جامعه سنتی ایرانی دارم احتمالاً اولین چیزی که به ذهن پسر و خانواده ش میرسه اینه که طرف از اولش به فکر طلاق و جداییه و اهل زندگی نیست!
یو سی؟
September 29, 2006 1:00 AM
به نظر من مهریه نه برای الان بلکه برای گذشته ها بوده که زنها اجازهی کار در بیرونو نداشتن و موظف به کار خونه و خونه موندن بودنخب طبعا پشتوانهی مالی
و منبع در آمدی هم برای زندگی جز همسرانشون نداشتن و اگه مهریه نبود اگر زن به نحوی از شوهرش جدا میشد یا همسرش حال نمیکرد بهش
خرجی بده پشتوانه ای داشته باشه که با اون بتونه زندگی کنه...مهریه نه برای امروزه که زنها میتونن به راحتی کار کنن وخرج خودشونو در آرن!!
من مهریه رو سنتی میدونم که مدتهاسا از تاریخ انقضاش گذشته...مهریه برای جامعهی سنتی بوده نه مدرن...
September 28, 2006 2:12 PM
ميبينی؟ تقريبا همه حاضرن قيد مهريه رو بزنن اما.... همين اما و اگرها وقتی وارد دنيای واقعی ميشه مانع از اين ميشه که اونقدرم که ابراز کردن روشنفکرانه عمل کنن! همه حرفای تو درست اما بيشتر شبيه افسانه هاست! دنيای واقعی رو چه به اين حرفا؟! به هر حال هر زن ايرانی اگر گلاويز يک مرد نشه چطور گليم خودش رو از آب بکشه بيرون؟ « اما اکثريت زنهای ما توان مالی برای ساپورت کردن خودشون رو ندارن» به اين جمله دقت کن؟! اين يعنی نفی کردن تمام حرفايی که در متن نوشته ات هست! من نميدونم پس اين جماعت با کدوم حرف تو انقدر سرسختانه موافقند؟ مردم طوری از حق و حقوق خودشون حرف ميزنن انگار از بابا طلبکارند... بيشتر به جای اينکه به چشم يک همراه و کسی که ميتونه توی زندگی بهشون نيرو و عشق و اميد بده و بعضی از نياز های همديگرو رفع کنن نگاه کنن بهش به چشم يک آدم طلبکار نگاه ميکنن! کسی که حق و حقوقش رو بايد از حلقوم طرف بکشه بيرون! کدوم حق؟ کدوم حقوق؟ یک زن رو در حد یک موجود وابسته و دست و پا چلفتی و محتاج که برای گذران زندگی دست به فروش خود و گدایی مهریه میزنه پایین میارن! من نميفهمم در مقابل اين همه حق و حقوقی که به اصطلاح برای مردها تعيين شده آيا يک نه گفتن و عمری آزاد زندگی کردن انقدر سخته؟ بفرماييد خير.... توی جامعه ايی که زنان و دختران اون پيدا کردن شوهر رو از افتخارات خودشون به حساب ميارن از دست دادن يک خواهان چرب و چیل که دست اویز خوبی هم باشه حماقتيست نابخشودنی! به جان خودم نباشه به جان شما واقعيت جز اين نيست! من هم جنسای خودم رو ميشناسم ... من دارم باهاشون از نزديک زندگی ميکنم! ميخوای هزار نمونه واست مثال بيارم؟ از همون تحصيلکرده های به اصطلاح مدرنش؟ تو از اطرافيات چی ميبينی پس؟ همون تحصيلات و دک و پز رو؟ يه سوال هميشه برام مطرح بوده.. چرا خانم هايی که انقدر دم از حق و حقوق پایمال شده اشون در قبال آقایون ميزنن حاضر نميشن با بخشيدن مهريه حق طلاق رو داشته باشن؟ گمون نمیکنم با چنین شرطی (بخشیدن مهریه) مردی باشه که حاضر نشه حق طلاق رو به همسرش بده! و یا اگر هم چنین مردی وجود داشته باشه باید از همون ابتدا نتیجه گرفت که این اقا دیکتاتور تشریف داره و یوغ بندگی رو برات به ارمغان میاره و باید کنار بکشی! گرفتن حق طلاق به این معنی نیست که تمام حق و حقوقت ( میگم چه حق و حقوقی) زنده میشه اما بزرگترین دستاوردش اینه که هر زمان احساس کردی انسانیتت زیر پا گذاشته میشه و نابرابریی وجود داره حق انتخاب این رو داشته باشی که بمونی یا بری. تصور میکنم در چنین شرایطی موندن و سوختن و ساختن ظلمیست در حق خودت و شخصیتت! و حالا حق و حقوقی که بعضی ها با اشک و آه و در ماندگی ازش یاد میکنن: مثل نصف بودن دیه و یا ارث! در مورد ارث یا شاید مرده خوری باز هم اينجا مسئله ماديات است نه کرامت و شخصيت انساني! و باز هم نزول شخصيت زن در حد يک زالو! اينجا هم زد و خورد برای اينه که زن بيشتر تلاش و ثمره ی تلاش خودش رو ناديده بگيره و دنبال اين باشه که از جايی خودش رو اويزون کنه و تامين باشه! :) در مورد ديه بفرماييد شما که مُرديد بر سر مرده ی خودتون هم چونه ميزنيد؟ که به چند جنازه ی شما رو ميخرند؟ :) ... باور کن اگر اين مسئله يعنی کمتر بودن ديه برای مردان مطرح بود باز يه عده قشون کشی ميکردن که چرا اينطوره؟ حتما مردن زن و يا صدمه ديدنش شگون داره که بيشتر از مرد براش پول ميدن!! :) و در نهايت با اين کوته فکری ها و قال و مقال های بيهوده والا اگر ميگفتن شهادت سه زن و يا بشتر برابر يک مرده من تعجب نميکردم!! نمیخوام درستی یا غلطی این قوانین رو اثبات، تایید و یا رد کنم ..بیشتر حرفم سر اینه که نباید شخصیت و مقام زن رو به عنوان یک انسان در این مسائل خلاصه کرد. اينها مشت نمونه ی خروار بود .. میخوام بگم حق و حقوقی که ازش دم میزنند هم چیزی تو مایه های همون مهریه و بندلیبک شدن به دیگرانه... هنوز زن ها خودشون رو باور ندارند فکر میکنن حتما باید از جایی براشون برسه تا بتونن خودشون رو تامین کنند! عرضه ی اینکه به تنهایی از پس تامین خودشون بربیاند رو ندارند انگار و اعتراض میکنن! .. حقی که از درون ادم نجوشه حق آدم نیست .. و این زنها بر سر ناحق چک و چانه میزنند! کامنت ها جای بحث نداشت .. خواستم جواب سوالت رو بگیری... امیدوارم گرفته باشی. معذرت هم نمیخوام اگر مطلب طولانی شد.
September 28, 2006 12:48 PM
اولن جايزه ی منو لطفن سريعتر به دستم برسونيد. بعد اينکه همه حرفات درست اما اينها که تو نوشتی تو بهشت خدا خوبه که اجرا بشه . دنيای آدم های واقعی قوانين خاص خودشو می طلبه. حالا اينکه خود اين قوانين کشور ما باعث هزاران مشکل شده رو قبول دارم. اما تا چنين قوانينی وجود داره کنارش هم (من فکر می کنم) بهتره که مهريه هم وجود داشته باشه. ميگی که بهتره با صلح از هم جدا شن/ اما اکثريت زنهای ما توان مالی برای ساپورت کردن خودشون رو ندارن. اگه حتی حق طلاق هم به هر دو طرف داده باشه نبودن مهريه خودش يه مانع برای طلاق می شه. بماند که همين الان که مهريه هم هست بی شمار آدم هايی رو می شناسم که به خاطر ترس از نبود ساپورت مالی حاضرت هر روز کتک بخورن و تحقير بشن. تکبير ؛)
September 28, 2006 9:49 AM
,man hode 3 mahe pish bedune mehr va baghiye in masael ba pesari ke dusesh dashtam ezdevaj kardam,,ma har do kharej az iran budim,pedar madaramun iran!!!vali barnagashtim iran,haminja bedune hich mehriye va kharjaye ezafe arusi raftim va masjed aghd kardim be ghole maaruf alan fagaht madrake ezdevaje inja ro darim,,hichvaght eteghadi be mehriye nadashtam,be nazaram vaghti gharare zendegi be ham bokhore dige un omre rafte va zarbee ke be adam mikhore ba hich pooli darman nemishe dar toolr zendegi ham ke dige jibe man va jibe shoharam nadarim ke bekhad endalmotalbe bashe,vaghti darim baham kharj mikonim vaghti nadarim khob har do nadarim ,man moghe ezdevaj zandegimo va ghalbamo va ruhamo gozashtam vasat ina ba hich pooli ghabale avaz kardan nist,,
September 28, 2006 3:17 AM
شعارم رو اصلاح ميکنم......... زنده باد ازادی برابری.. برچيده باد قوانين زن ستيز اسلامی.........
September 28, 2006 1:10 AM
يکبار و برای هميشه ملت ما بايد تکليف خودش رو با مذهب روشن کند . اديان و از جمله دين اسلام و فوانين مسخره ان که توهين مستقيم به شعور و هويت انسانهاست به زباله دان تاریخ بیندازند .....ببینید دوستان. يا ما جيزی رو قبول داريم يا نداريم اگه قبول داريم که خوب همينه که هست و اگه اين قوانيين ضد زن و ارتجاعی رو قبول نداريم بايد براش کاری کنيم به هر طريق و شيوه ای که ميدانيم ( روی سخنم با زنان بخصوص است) و اگه براش کاری نميکنيم خوب اش همانست و کاسه همان....... واقعيت اينست که اکثر مردان ما چون از اين قوانين ضد زن نقع میبرند باشنیدن این سخنان رگهاری گردنشون همانند بیضه علیل اسلام متورم میشود و میگویند ما مسلمانیم و اعتقاد داریم دروغ میگویند و فریبکارند يشت این باور و اعتقاد.... منافع شخصی...مالی ..و هراران استفاده دیگه خوابیده که میخواهند بااین حربه انها را تامین کنند..... بعضی از زنان مومنه هم به همین ترتیب............. در رابظه با مهریه هم متاسفانه چون فوانین و شرایطی که توسط وجود این قوانین به زن تجمیل میشود از زن جمایت نمیکند زنان ما مجبور میشوند که رل کالا را در این معامله اسلامی عقد ونکاح بيدیرند..... تنها راه حل سالم ياکسازی کردن اموزش و يرورش (ازهمان بچگی و عدم مغز شویی انها) از مذهب و برفرای یک جامعه ازاد و سکولار میباشد که در ان انسانها جدا از جنسیت و مذهب با عملکردهای انسانیشون ارزیابی میشوند . واین کار مهم بر عهده زنان ازاده ایران است که يرچمدار این ازادی خواهند بود....زنده باد ازادی ... برچيده باد قوانين زن ستيز اسلامي
September 28, 2006 12:48 AM
سلام. من حاضرم بدون مهريه و نفقه ازدواج كنم اما با حقوق مساوي با يك مرد.دور از بكن و نكن با داشتن حق طلاق و خروج از كشور.به شرطی که من هم شريک واقعی زندگی باشم. مهريه تنها اهرم فشار زن برای نامردی نامردهاست همين که اگر حقوق برابر داشته باشند نيازی به آن نيست. تنها راهی که مرد فرزند را به زن بدهد. مهريه يعنی پاسخ زور به حرفهای زور يک مرد!
September 28, 2006 12:24 AM
از همه ی دوستانی هم که به هر ترتيب در اين بحث همراهی کرده اند و می کنند ممنونم...اين يکی دو روزه سرم شلوغ بود و نرسيدم وارد بحث شوم و با اينکه اکثر کسانی که کامنت گذاشته اند موضع تقريبا همسانی با من داشته اند ولی به هر حال بعضی پاسخها جای بحث و گفتگوی فراوان داشت...به هر حال اکثر نقطه نظرات جالب و اميدوار کننده و حتی غرور آفرین است...در جامعه ای با این سطح بمباران آموزشی و تبلیغاتی از سوی رسانه ها و حتی خانواده ها هنوز بسیارند کسانی که گردن به رسنی که برایشان بافته شده است نمی نهند و حقوق از دست رفته خود را مطالبه ميکنند...برای من فقط يک سوال باقی ميماند که چرا در دنيای واقعی هرچه ميبينيم همان چيزهاييست که در دنيای مجازی همه يکصدا نفی اش می کنند؟ يعنی دور و بر خودم (با اینکه اکثر نزدیکانم افرادی دارای تحصیلات و حتی فاقد فاکتور اعتقادات مذهبی هستند) حتی يک خانواده را هم سراغ ندارم که به اين رسم و سنتها در عمل پشت پا زده باشند و کاملا برابر ازدواج کرده و یا راضی به ازدواج عزیزانشان شده باشند...؟
September 27, 2006 11:06 PM
يونس عزيز (۲۲ الی ۲۹ و ۳۷) :
ممنونم...مطالبی که نوشته بودی آنقدر جامع و کامل بود که حيفم آمد چيزی به آن اضافه کنم...به هر حال اميدوارم خواننده های اين مطلب کامنتهای تو را هم مرور کنند...حق مطلب را ادا کرده ای.
September 27, 2006 10:52 PM
سلام
به قول اسماعیل فصیح :زنان درهنگام ارث نصف مردودرهنگام طلاق هیچ حساب می شوند.شماهیچ کوچه ای رابه نام هیچ شهیده ای ندیده اید.
سرازدواج خودم که رسید متوجه شدم حق طلاق درعقدنامه برای زن فقط به صورت فرمالیته است.
اگرجای یک دختر بودید می فهمیدید که حق ما اززندگی هیچی نیست و اگر خودت خواستی که حقتو بگیری قانون دهنتو می بنده ...
September 27, 2006 7:33 PM
با کسب اجازه از شری عزيز
از انجايی که از وظايف شوهر صحبت شد بهتر ديدم طبق قانون کنونی و شرع قسمتی از وظايفی که برای زن در نظر گرفته شده بنويسم شايد کسانی که وظيفه شوهر را متذکر شده اند وظايفشان را هم بدانند:
حت سلطه قرار دادن دیگران نیاز به ابزار دارد.قانونی که شما در جهت تامین منافعتان وضع میکنید یکی از بهترین ابزارهاست.قانون مدنی ایران شماره ی 1105 ،در رابطه ی زوجين رياست خانواده از خصايص شوهر است.روی کلمه خصیصه دقیق شوید اگر میگفت حق شاید میشد بحث کرد و به نتیجه رسید ولی وقتی میگوید خصیصه دیگر جای بحث باقی نمیگذارد.مثلا شور بودن خصیصه نمک است و جای بحثی ندارد.وقتی ریاست خانواده با مرد است تمکین و اطاعت از او چیزی غیر عادی به نظر می آید؟!!!!!
تمکین و نشوز یکی از مباحث حقوق خانواده است. تمکین به معنای انجام وظایف زناشویی و نشوز مقابل ان است.البته از دیدگاه فقها زن غیر ناشزه علاوه بر تمکین در مقابل استمتاعات ، بایستی مطیع تام وتمام زوج نیز باشد. و بدون اجازه او حتی برای عیادت والدین خویش هم از خانه خارج نشود.
طبق ماده 1108 قانون مدنی " هر گاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود."
استحقاق نفقه در عقد دایم مشروط به تمکین زوجه است، مگر اینکه زوجه دارای عذر شرعی باشد، که در اینصورت هر چند زوجه از ادای وظایف زناشوی خودداری می کند ، ولی معذالک مستحق نفقه می باشد. قانون مدنی در مورد مانع مشروع و نیز ادای وظایف زوجیت توضیح نداده است .
نشوز در لغت به معنای ارتفاع و سرکشی است ، که از سوی هر یک از زوجین می تواند صورت گیرد ، ولی آنچه که در این ماده بعنوان موجب زوال استحقاق نفقه مطرح می باشد ، نشوز زوجه در مقابل زوج تعبیر شده است.قانون مدنی ما، از یک سو مرد را وا میدارد که به زن خود نفقه بدهد یعنی لباس،خوراک،مسکن وی را آماده کند و از طرفی چنان زن را در قید و بند قرار می دهد که هر گونه عملی و رفتاری اگر مطابق با خواسته ها و معیارهای مرد نباشد او را از دریافت نفقه محروم کرده حتی بر چسب سرکش و گستاخ نیز به او می دهد.
آنچه در مورد مانع مشروع به نظر میرسد عذر شرعي مثل ايام عادت يا مسائل پزشكي است و غير آن مانع مشروع در نظر گرفته نميشود و عملا به خواست زن براي برقراري ارتباط جنسي و به هیچ عنوان به روحیات زنانه توجه نشده است.
جامع المسائل جلد یک
سؤال 1666 :زن در چه صورتى ناشزه مى شود؟
جواب: در صورتى كه بدون اذن شوهر از خانه خارج شود يا خود را براى لذتهاى جنسى در مواقعى كه شوهر مى خواهد، بدون عذر شرعى مثل ايام عادت در اختيار او قرار ندهد، و از موجبات نفرت مرد پرهيز نكند.
استفتائات-آیت الله شیرازی
سئوال 1552 ـ ناشزه شدن زن در چه صورتى است و در چه صورت شوهر براى همسرش ناشزه مى شود ؟
جواب بسمه تعالى در صورتى كه زن براى استمتاع شوهر تمكين نكند و نيز درمواردى كه بدون اذن شوهر به صورت قهر و اعراض از منزل خارج شود , بلكه بنابر احتياط در مطلق موارد , خروج از منزل بدون اذن زوج نـاشـزه مـى شـود .
و مـرد نيز چنانچه با وجود تمكن نفقه لازم زوجه را ندهد , ناشز مى شود , واللّه العالم .
September 27, 2006 6:09 PM
سلام..من فکر ميکنم اگه قرار ياشه يه روز با يکی زير يه سقف تحت هر تعهد و مشروعيتی بخواهيم زندگی کنيم.. ديگه بايد اينقدر واسه هم ارزش قائل باشيم که نخواهيم هرروز حق و حقوق همديگه رو ياد هم بياريم... به قول چارلی چاپلين که تو نامه اش به دخترش نوشت: دخترم در اين دنيا کسی لياقت آن را ندارد که دختری حتی ناخنش را بخاطر او عريان کند..من معتقدم تو بايد متعلق به کسی باشی که او روحش را بر تو عريان کرده باشد..
حالا اگه قرار باشه اين شرط برقرار باشه ..که نيازی به قرار دادهای کاذب نيست
وگرنه بهتره که آدم تنها بمونه ولی ايده هاشو برا خوشبختی حفظ کنه. ولی از اونجا که نميشه به آقايون اعتماد کرد.. اونهم تو کشور عقب مونده ای مثل ايران ...که به قول خود شما آستانه تحريکشون خيلی پايينه و ....هر چی حواست جمع تر و زرنگ تر و محافظه کارتر بهتر... به نظر من قوانين اسلام متناسب با ۱۴ قرن پيشه .. چون تو جامعه ای که دختر رو زنده به گور ميکردند..اگه پیامبر بيشتر از اون حرف ميزد..نه تنها کسی مسلمان نميشد بلکه به سنگ ميزدن تو سر پيامبرو... يعنی مهريه ديگه اعتبار نداره .. مثل اروپا بايد از روزی که ازدواج می کنيم نصف نصف تو همه دارايی مرد شريک باشيم حتی يه خط تلفنش... و... بعدش اگه خواست طلاق بده يا بگيريم و... قشنگ از نظر قانونی ثروتش نصف بشه ... حالش جا بياد..يه من ماست چقدر کره داره...در مورد نفقه هم حرفای شما درست زن کار کنه که بهتر ولی مردها ی جامعه ما که به پشتوانه چند قرن مردسالاری زبونشون خيلی درازه...وظيفه دارن خواسته های خانم را در حد معقول(البته خواسته های منطقی) برآورده کنند..وگرنه ترجيحا به همون سيستم دوست دختريشون ادامه بدن و فکر زن گرفتن رو هم نکنند.
September 27, 2006 3:40 PM
به راحتي باهات مخالفم...
زندگي كه خاله بازي نيست كه با اين حرفا بگذره. آقايون كلن به فشارهايي مثل مهريه و نفقه نياز دارن. چون اگه اين فشارها و محدوديت ها نباشه ...خدا مسي دونه كه چي مي شه. از اونجايي هم كه نمي شه كاري كرد كه بين زن و مرد ازدواج يا رابطه اي صورت نگيره... پس مهريه و نفقه واجبه... اصولا خدا كه مردها و زن ها رو آفريده فهميده كه چي بايد ميونشون وجو داشته باشه كه زبون آقايون دراز نباشه...
جايزه هم مال خودت
September 27, 2006 9:06 AM
سلام شری جونم.با يه خاطره ديگه از خوابگاه دخترونه به روزم .منتظرم .بای
September 26, 2006 8:20 PM
این همه داستان نیست رفیق روی دیگرش !
و این منم زنی در هر صورت ،فروشی
http://diilemaj.blogspot.com/2006_03_01_diilemaj_archive.html
September 26, 2006 11:48 AM
شراگيم جان فکر کنم بايد همه جايزه ها رو به من بدی.من ۱۲ سال پيش ازدواج کردم و به امريکا امدم.ازدواجی سنتی با اجازه بزرگترها بله. پدرم مهريه ای برايم معين کرد و همسرم هم پذيرفت.ولی من که از اصل با مهريه و اين مسخره بازيها مخالف بودم قبل از امدن به امريکا مهريه ام را قانونا به همسرم بخشيدم و البته پدرم هنوز از اين اقدام شجاعانه من خبر ندارد.نميخوام ناراحتش کنم.ولی امروز که ۱۲ سال از اون موقع ميگذره احساس خوبی دارم و فکر نميکنم که فروخته شده ام.و در نظر همسرم هم از جايگاه والاتری برخوردارم.با تو کاملا موافقم و نظرت رو قبول دارم.انشاالا زودتر کارت درست بشه و بيای اينجا. سربلند و شاد باشی.
September 26, 2006 10:16 AM
درود بر شراگيم عزيز
چند جمله در پاسخی که به اين دختر خانوم دادي واقعن جالب و تاثير گذار بود و واقعن از جوابت لذت بردم من با تو کاملن موافقم !!اما فرهنگ جامعه ما و قوانين ناقصی که وضع شده به ما اجازه نميده مطابق انچه که نظر و عقيده ماست رفتار کنيم و تصميم بگيريم ..من به عنوان يک زن نه مهريه رو حق مسلم ميدونم و روی خودم قيمت ميگذارم نه وظيفه مرد نگون بخت ميدونم که شکم منو سير کنه و من تو خونه ش مفت بخورم و جفت بندازم و اين واقعن واقعن نظر شخصی منه!! قراره که صادق باشيم چون ما در اين دنيای مجازی همو نميشناسيم اما با توجه به قوانين ناقصی که وضع شده و هميشه از مرد جانبداری کرده و تو سر زن نگونبخت زده فکر نميکنی نيازه که يه جورايی زن جای پاشو محکم کنه!!(تاکيد ميکنم اصلن نظر خودم این نيست با توجه به زندگی های ناکامی که اطرافم ديدم دارم ميگم)....
مهریه میتونه به عنوان پشتوانه زن باشه ..یه امتیاز..من به کرات دیدم که زنها با بخشیدن مهزیه خودشون-چون قابل ملاحظه و سنگین بوده ومرد توان پرداختشو نداشته - تونستن از شوهرشون امتیاز بگیرن مثلن برای همیشه حضانت فرزندشونو از شوهرانشون گرفتن!!
خیلی تلخه!! مث یه معامله س از نوع کثیفو تهوع اورش...ولی از این جور مردها در اطراف ما زیادن!!
فکر میکنی قشر بی سوادو پایین شهری این جورین ؟؟نه!! در قشر تحصیل کرده و امروزی نمونه های زیادی دیدم!! ...
زندگی رو در کنار همسرش شروع کرد از زیر صفر در عرض ۱۰-۱۵ سال صاحب یه زندگی خوب و ایده ال شد بعد زنش دلشو زد خیلی راحت رفت ازدواج کرد اونهم با صمیمی ترین دوست زنش که موکلش هم بود!! ..خوب این زن نباید به خاطر حفظ غرور و هویت انسانیش در این رابطه میموند و با بخشیدن مهریه ش فرزندانشو از این نا مردگرفت!! ...ونمیدونی چقدر تلخه..و این زن از اقوام نزدیک منه!! که مث یه مرد پا به پای شوهرش اومده بود!! و من از کارهای خدا در شگفتم! و البته عدالت خدا رو هم دیدم که چه به روز اون مرد اومد که از حوصله این بحث خارجه و بی ربط!
خلاصه که باهات موافقم شری جان اما نیاز یه یک فرهنگ سازی بسیار گسترده داره که مردها از این طرز فکر سوء استفاده نکنن!!
وزنها هم جای پاشونو تو زندگی محکم ببینن.خیلی از خونواده هامهریه رو واسه چنین روز هایی که مثالش رو زدم سنگین تعیین میکنن..وگرنه ارزش وجودی یه زن خیلی بالاتر از این حرفاست...خیلی ..زن جنبه های زیادی داره که شاید مردها برای کشف این جنبه های بکر هزار سال وقتم کمشون باشه ..این همه پیچیدگی های روحی و عاطفی و جاذبه فقط در برابر مثلا ۱۰۰۰ تا سکه ...نا عادلانه ست ..خیلی..
طرز فکرتو ستودنیه و من شعورتو تحسیتن میکنم و باهات هم عقیده م اما خوب چه
میشه کرد .........
September 26, 2006 9:46 AM
قسمت پایانی:
از طرف دیگر این را هم در نظر داشته باشید:در عرف جامعه ایران طلاق نهایت بدبختی یک زن است و زن بیوه یا طلاق گرفته به عنوان زن دست دوم پنداشته می شود.یک نکته قابل تامل در مورد دخترانی که به بکارت خود مینازند و به عبارتی خود را دست نخورده میدانند این است که بعد از طلاق دیگر چیزی هست که موجبات تفاخرشان باشد یا اینکه این غشاء نازک که خود این عزیزان در تبلیغ و ارزشی کردن آن کوشیده اند موجبات سرخوردگی و دسته دوم نگاشته شدنشان را فراهم میکند؟
نکته جالب توجه آن است که اگر بعد از ازدواج طلاق صورت گیرد اگر هنوز دختر باکره باشد نیمی از مهریه و اگر در جریان این ازدواج پرده بکارت مرتفع شده باشد تمام مهریه تعلق میگیرد!!!
از شراگيم گرامی برای پرداختنش به این موضوع سپاس گذارم.شري عزیز ببخش که خیلی طولانی شد.
September 26, 2006 12:01 AM
قسمت ششم:
به نظر میرسد بهتر است به شروط ضمن عقد مندرج در سندهاى نكاح فعلى، شرط ضمن عقد زير (مندرج در كتاب صحيفه نور، جلد ،۱۰ صفحه ،۷۸ امام خمينى (ره)) اضافه شود
براى زنان محترم شارع مقدس راه سهل معين فرموده است تا خودشان زمام طلاق را به دست گيرند. به اين معنى كه در ضمن عقد نكاح اگر شرط كنند كه وكيل باشند در طلاق به صورت مطلق، يعنى هر موقعى كه دلشان خواست طلاق بگيرند و يا به صورت مشروط، يعنى اگر مرد بدرفتارى كرد يا مثلاً زن ديگرى گرفت، زن وكيل باشد كه خود را طلاق دهد، ديگر هيچ اشكالى براى خانم ها پيش نمى آيد و مى توانند خود را طلاق دهند
پس اگر شرط فوق به شرایط ضمن عقد اضافه گردد دیگر دلیل فوق برای وجود مهریه منتفی خواهد بود و نکته دیگری که در اين ميان وجود دارد سوء استفاده هايی است که بر اساس آن، زنان با مطالبه مهريه های کلان به قصد کلاهبرداری ازدواج و بلافاصله درخواست طلاق می کنند سپس مهريه خود را يا يکجا و يا به صورت ماهيانه دريافت می کنند در صورت حذف مهریه به شکل کنونی آن و از طرفی برقراری حقوق اقتصادی برابر و حقوق اجتماعی همسان و ... بطور مثال حق طلاق برای هر دو ,زوج و زوجه, از سوء استفاده های کنونی جلوگیری میشود .
September 25, 2006 11:59 PM
سمت پنجم:
مهریه و حقوق اجتماعی
حق طلاق انحصاراً برای زوج-قانون 1133 مدنی ایران-مرد هر زمان که بخواهد می تواند زنش را طلاق دهد
يكى از علل بالا بودن ميزان مهريه، پيچيده تر شدن جامعه و عدم امكان شناخت كافى زن و مرد از يكديگر است. لازمه تسهيل نكاح در جامعه پيچيده كنونى، اين است كه چنانچه پس از عقد، هر يك از طرفين متوجه شد كه اشتباه كرده است و يا فريب خورده است و امكان سازش با وضعيت جديد را ندارد به راحتى بتواند عقد را منحل ساخته و خود را رها نمايد
درحالى كه زوج به راحتى از اين امكان رهايى از نكاح برخوردار است، موارد درخواست جدايى براى زوجه محدود و مشخص است. نكته قابل تأمل اينكه همين موارد محدود مشخصاً غالباً با تفسيرهاى مضيق سنتى و مردسالارانه، محدودتر و مضيق تر مى گردد. در اينجا مهريه بالا، حربه اى است كه با آن مى توان زوج را كه انحصاراً حق طلاق دارد، وادار به موافقت با جدايى نمايد.
September 25, 2006 11:57 PM
قسمت چهارم:
یک نکته بسیار جالب توجه در ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران این است که جمعیت دانشگاهی که باید بخش عظیمی از نیروی کار کشور را تشکیل دهند به میزان 67 درصد دختران و 33 درصد پسران در دانشگاه ها تربیت میشوند ولی ابزارهای محدود کننده برای فعالیت اجتماعی و اقتصادی این 66 درصد , فراوان است.
در شروط ضمن عقد، بندی است که طبق آن اموالی که بعد از ازدواج به دست آمده باشد به هنگام جدايی به نسبت مساوی بين زن و شوهر تقسيم خواهد شد، با استفاده از این بند باید کمتر زنی نگران حقوق اقتصادی خود بعد از طلاق باشد ولی به دلیل شفاف نبودن فعالیت های اقتصادی در ایران حتی این بند هم بدون توجه به شفاف سازی فعالیتهای اقتصادی کارساز نخواهد بود.
ولی اگر شفاف سازی مسائل اقتصادی محقق گردد با استفاده از شرط فوق دیگر عملا حقوق اقتصادی زوجین تامین میگردد و نیاز نیست که مهریه منبع تأمين كننده مالى آتيه زوجه باشد.
September 25, 2006 11:56 PM
قسمت سوم:
مهریه و حقوق اقتصادی
زوج میتواند مانع كار زوجه خود شود و بخواهد که زوجه فقط خانه دار باشد-عدم مسئوليت زن در قبال مسائل اقتصادي خانواده
با توجه به قوانين ، عرف و سنت حاكم بر ايران در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد بايد عهدهدار مخارج روزانه و لباس و مسكن و احتياجات ديگر زن از قبيل دارو و طبيب بشود و زن خواه ناخواه بايد مرد را به عنوان رئيس خانواده بپذيرد (قانون مدنی ایران شماره ی 1105 ،در رابطه ی زوجين رياست خانواده از خصايص شوهر است) و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت كند(قانون شماره ی 1117آمده است:شوهر می تواند زن خود را از حرفه يا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی يا حيثيات خود يا زن باشد منع کند).در مقابل احترام و اطاعتِ همسر و فرزندان، پدر متعهد مي شود كه از آنان حمايت كرده و احتياجات مادي، اجتماعي و روحي آنان را برآورده كند.زوج میتواند مانع كار زوجه خود شود و زوجه فقط خانه دار باشد.با توجه به اين ديدگاه كار در خانه براي زن و كار در بيرون از خانه براي مرد نوعي تقسيم كار است ولی از طرفی معمولا اموال و مواهب مالي زندگي به نام و متعلق به مرد است ؛ و مرد به دليل اينکه فعاليت اقتصادي را بيش از زن به عهده دارد خود را صاحب همه ي مواهب مادي خانواده تلقي مي کند ؛ پس با توجه به قوانین و موارد فوق مهريه بايد طوري در نظر گرفته شود که جبران کننده ي مافات براي زن باشد و به نوعي پشتوانه و وثيقه ازدواج قرا گيرد و در صورت جدايى، منبع تأمين كننده مالى آتيه زوجه باشد.
September 25, 2006 11:55 PM
قسمت دوم:
بزرگترین دلیل غیر منطقی وجود مهریه،تاكيد مفرط بر مهريه به عنوان ارزش زن است.مهريه به عنوان تنها تكيهگاه زن ايراني به عنوان تضمين آينده تلقي ميشود و به تدريج اين سيستم قيمتگذاري بر روي زن كه فينفسه اهانت به ذات انساني اوست، علاوه بر يك سلاح به يك ابزار ارزشي براي خود زنان مبدل شده است! هر چه ميزان مهريهي دختري بالا باشد، تفاخر او بيشتر است.ولي حقيقت امر اين است كه همه ميدانيم نه ميزان مهريه بالا به طور مطلق موجب ثبات زندگي ميشود و نه موجب ارزش و اعتبار زن نزد همسر وي خواهد شد
از طرفی با توجه به قوانین موجود دلایل منطقی هم وجود دارد.از آنجایی که در قوانین زوج مى تواند مانع كار، تحصيل، خروج از كشور و حتى خروج از منزل زوجه بشود و علاوه بر اين، حق نگاهدارى فرزندان بعد از ۷ سالگى و حق جدايى را دارد، درحالى كه زوجه (كه معمولاً فقط خانه دار است) و از همه اين ابزارها محروم است و به سادگى حق جدايى و رهايى ندارد، در چنين شرايطى، مهريه تنها ابزار موجود است كه مى تواند تا حدى جلو سوءاستفاده هاى احتمالى طرف ديگر را بگيرد و با اين ابزار جلب موافقت او را براى جدايى يا كسب حضانت فرزندان را بنمايد.
September 25, 2006 11:55 PM
قسمت اول:
درود بر دوستان گرامی.اول فکر میکنم نوشته آقای خالدیان هم در این مورد بسیار مفید است و به عنوان مقدمه بسیار خواندنی
http://noqte.com/blogs/blog.php?code=99
بعضی معتقدند مهریه،هدیه و پیشکش است که مرد به زن میدهد
http://www.sharh.com/archive/000534.html
بعضی هم میگن هدیه و پیشکش اجباری نیست و اصل هدیه این است که بی اجبار و غافلگیرانه باشد و برای هدیه قانون نمی گذارند اگر هم کسی بگوید شما برای ازدواج حتما باید هزار تا سکه هدیه بدهی آن وقت است که بازهم معنای هدیه از بین می رود.این همان قانون است.
http://www.alefba.net/archives/000810.html
توجه به این نکته لازم است که در جامعه کنونی مهریه به عنوان هدیه و پیشکش دیده نمی شود .بر اساس قانون، مهريه نوعی قرارداد و معامله توافقی محسوب می شود و طبق اصل آزادی قراردادها ماده ۱۰ قانون مدنی، دولت حق دخالت و ايجاد محدوديت در آن را ندارد.
September 25, 2006 11:52 PM
شراگيم عزيز سلام.
اول از همه موضع شخصی خودم رو در باره اين موضوعی که شما گفتيد می گم من شخصا به مهريه نفقه اجرت المثل و تمامی موضوعات مشابه اعتقادي ندارم . اما آيا اعتقاد نداشتن من، شما و افرادی مثل ما در اصل ماجرا و واقعيت های موجودی که خواسته و ناخواسته ما رو در گير کرده تاثيري مي زاره.
ساختار فرهنگي اجتماعي سياسي و اقتصادي ما زن رو وابسته متوقع و در عين حال بدبخت بار اورده.
كم نيستند زناني كه تمام حيات و مماتشون به همسراشون وابسته است زناني كه اگه يه لقمه نون بهشون ندن واقعا و واقعا گوشنه مي مونن.
تو سيستمي كه هيچ مركز حمايتي وجود واقعي نداره زن رو وارد چالش خودش با خودش مي كنيم.
صحبت من صحبت از يه زن تحصيل كرده كه دستش به دهنش مي رسه نيست صحبت من صحبت از زني است كه هيچي نداره.
اينكه من از گرفتن نفقه خوشم نمي ياد و مهريه رو يه جور معامله تن در برابر پول مي دونم هيج گره اي از گره هاي كور زني كه چشمش رو دوخته به دست و دهن شوهرش باز نمي كنه.
شراگيم عزيز ما در ايران زندگي مي كنيم.
مادر كشوري زندگي مي كنيم كه وقتي عسر و حرج زن رو به خاطر رفتار نامتعارف جنسي شوهرش مطرح مي كني نتنها قبول نمي كنه بلكه از يكي از ائمه حديث نقل مي كنه كه چه لذتي بالاتر از اين مي تونه باشه!
بحث بالا مربوط مي شه به زني كه نه پول داره نه درآمد.
مصيبت اونجائي كه زنهاي تحصيل كرده و كساني كه خودشان روي پاي خودشون هستتند نيز به اين موضوع اعتقاد دارند .
ما احتياج به كار فرهنگي داريم ولي بايد بسترش رو آماده كرد.
افسوس كه اين مزرعه را آب گرفته
September 25, 2006 3:02 PM
شراگیم عزیز سلام.با کلمه کلمه نوشته هات موافقم من هم همه صحبت های شما رو در مورد ازدواج قبول دارم.با اینکه یه دخترم توی خانواده ای که مهریه هاش چند هزار سکه ای اصلا از این خرید و فروش ها خوشم که نمیاد هیچ.متنفرم.علاوه بر قبولی نظرات شما معتقدم تمام امکانات و ... بعد از زندگی مشترک بین افرادی که با این شیوه ازدواج می کنند به دست می یاد باید از نظر قانونی بسته به درامد به نام خانم و آقا باشه.من همیشه با همین تفکر زندگی کردم .خیلی از دوستام منو خل فرض کردن که حتی اینقدر عرضه نداره که وقتی میره بیرون دوست پسرش دنگ غذاشو بده.یا بعضی هابهم می گفتن اون اصلا تو رو دوست نداره و گر نه چه کسی رو دیدی که با دست پسر بره مسافرت یا هر جای دیگه خودش خرج خودش رو بده. اما تمام اینها ا ز فرهنگ غلط اونها که فکر میی کنن همه مردهای عالم برای این افریده شدند که از صبح سحر ۳ شیفت کار کنند تا خرج خانمها رو بدند. که من هم اگر می خواستم خیلی بهتر از انها می توانستم با اداهای زنانه و ناز کردن از این مرد و ان پسر بخواهم پول غذایم یا هزینه تفریح و مسافرتم را بدهد در ازایش من برایش دلبری کنم.اما ارزش خود وتوانایی های خود را به عنوان یک انسان نه یک زن خیلی بیشتر از ان می بینم که در برابر خرج زندگیم خودم را بفروشم به کسی که مجبور شوم صبح تا شب به او بله قربان ویم و برای مسلم ترین حقوق یک انسان از او اجازه بگیرم که ایا د ازای نان و پنیر و چای شیرین صبح میتوانم به ورزش صبح گاهی بروم. بعد از پایان رابطه با دوست پسرم که بر خلاف خلیی رابطه ها بدون جر و بحث دارد به پایان خود نزدیک می شود هیچ ناراحت نیستم چون رابطه مان را در ازای پرداخت حق نان و اب وقبض موبایل من به عنوان دوست دختر و موجود ذلیلی که نمی تواند از عهده خود بر اید واوشاهزاده سوار بر اسب سفیدی که می اید تا نیازهای مرابراورده کند قرار نداده بودیم.و من ادا واحساساتم را نفروختهام احساس بدی نسبت به خودم ندارم.در مورد ازدواجم هم همین کار را خواهم کرد. جانم را به بهای مهریه ام نمی فروشم که بعد ها بگویم مهرم حلال جانم ازاد.شخصیت و ازادیم را هم نمی فروشم .و سهمم را از زندگی مشترک خواهم دادولی ازادیم را به هیچ بهایی نه
September 25, 2006 1:35 PM
اما جهان و هر چه در آن است ،برای کودک تازگی دارد، او را به شگفت می اندازد. بزرگترها اینطور نیستند اکثر جهان را چیزی عادی میشمارند.......
مطمینم که این متن رو خوندی شک ندارم، با شناختی که ازت داشتم طرح پ ن یکی مانده به آخرت یکم رنجیده خاطرم کرده......
شاید فرهنگ ،سنت در انسانها رخنه کند ولی سطح فهم انسانها هیچگاه یکسان نمی ماند مگر به خواست خودش شاید بسیاری از بانوان ایرانی هنوز مغروق در سنتهای سست عنکبوتی مهریه و نفقه باشند اما بنظرت دختری نیست که ارزش وجودی خودش درک کرده باشه تحصیلات داشته باشه در آمد از من و شما بیشتر داشته باشه و در ازدواجش بدنبال مردی نباشه که خرجش رو بده؟؟؟!!!
تا الان کم و بیش بهت غبطه میخوردم بهمین وبلاگت به سطح مطالعت به قلم بی نظیرت .....ولی امروز خیلی خوشحالم که یکی از این دخترهایی که شما برای پیدا کردنش جایزه گذاشتی تو زندگیمه و .......
September 25, 2006 12:32 PM
آقای شراگيم عزيز
نه برای دريافت جايزه يا هيچ چيز ديگری بلکه به خاطر اينکه عقايد مشابهی داريم با نظرات شما موافقم.من به عنوان يک زن در جامعه مرد سالار ايران اگه روزی بياد که احساس کنم شريک زندگيم از من خسته و دلزده شده يا هر بهانه ديگری حاضرم همه داراييم را بدهم که از شر اين شراکت خلاص شوم نه اينکه مهريه را وسيله ای دفاعی برای طلاق ندادنم قرار دهم.احساس و روح من با ارزشتر از هر چيز مادی است که در دنيا وجود دارد پس برای حفظ روحم حاضر به پرداخت هر بهايی هستم .
September 25, 2006 9:38 AM
اگر بگم مهریه نمیگیرم دروغ گفتم. اتفاقاً فکر میکنم که مهریه رو هم باید داد و هم باید گرفت! منتها مهریه باید در حدی باشه که همون موقع عقد طرف بتونه بده و خیالش رو راحت کنه. مهریه حکم خرید انسان رو نداره بلکه فقط یه هدیه است و باید در حد هدیه باقی بمونه.
در مورد حق ازدواج مجدد... خوب من یه حق وکالت طلاق میگیرم (با گرفتن حق طلاق فقط شرایط با مردها برابر میشه و اکثر اوقات بازهم همون آش و همون کاسه، اما حق وکالت طلاق به زن اجازه میداده حتی بدون اطلاع شوهر خودش رو از طرف اون طلاق بده) و اون هم یا من رو دوست داره که نیازی به همسر دوم نداره و یا دوستم نداره که خوب میتونه بره با هرکی میخواد باشه و من هم زندگی خودم رو میکنم. استقلال داشتن همین خوبی رو داره.
September 25, 2006 9:34 AM
خب من حاضرم بدون مهريه و باشرايط برابر و بدون اينکه روی گرده های کسی سوار بشم و تلاش کنم يه قسمت از مخارج زندگی رو تقبل کنم ... ازدواح کنم .
September 25, 2006 9:29 AM
سلام. متنو پيامارو خوندم. بحثش مفصله . به عقايد خواننده برميگرده. نميشه گفت درست مطلق چيه. اما بی تاثير نيست . خوش باشی
September 25, 2006 7:59 AM
به نظر من هيچ آدمی مالک آدم ديگه نمی تونه باشه حتی پدر و مادر ها هم نمی تونن ادعا مالکیت داشته باشن........مالکیت قانون های خودش وداره که تو آدمها اگه بخواد اجرا بشه یه چیزی میشه تو مایه های برده داری........ازدواج یک تفاهم دو طرف است عرضه و تقاضا نیست که در مقابل وفاداری و محبت و آغوش زن مرد موظف به دادن خرج خوراک و پوشاک.غیرو ذالک .....زن باشه .....شايد اشکال تو وجود زن شرقی حس وابستگی اش به يک نيروی برتر که متاسفانه نيروی برتر و مرد می بينه نه خودش......
مهريه وسیله ای که می تونه موندن زن تو خونه ی شوهر به هر قيمتی ضمانت کنه و می تونه بعد از جدايی مهريه رو مطالبه کن اگه تقاضای طلاق و مرد داده باشه ......که معمولن همچين چيزی نيست.......پس مهريه يه آزادی پوچ می شه برای زن. البته این جا ایران و نمیشه در مورد مهریه نسخه پیچید......هرچند به شخصه قبولش ندارم........
در مورد اشتغال منم با شما جناب شراگيم موافقم
............
اينکه ادم بدنش و نيازهاش و سليقه جنسی خودش و بشناسه به طبع روايط جنسی مطلوب تری و می تونه داشته باشه
و به ارگانسم بدنی هر کسی هم مربوط
من آزادی جنسي رو وقتی قبول دارم که از کودکی به بچه ها آموزش جنسی بدن
September 25, 2006 3:49 AM
سلام شراگيم جان ......
بی مقدمه .... اگه بگم من اين کار رو کردم و الان ۴ سال از ازدواجم می گذره باور می کنی؟ وقت ازدواج هر دو دانشجو بوديم .... یک سال بعد از ازدواج من به دلايل کاملن شخصی انصراف موقت از تحصيل دادم و از اون موقع تا حالا پا به پای شوهرم کار کردم و افتخار می کنم که مبلغ قابل توجهی از بدهی های زمان اردواجمون به خانواده ی همسرم رو من پرداخت کردم ..(اين بدهی ها هيچ کدوم چيزی نبود که به خواست من خريده شده يا انجام شده باشه ..... هر خرجی که -به خواست خودشون برای ما- کردن ازمون پس گرفتن) .... از کاری که کردم ناراحت و پشيمون نيستم ولی تنها چيزی که من رو تا سر حد جنون آزار می ده اينه که شوهرم به طور علنی می گه پدر و مادر تو با اينکه می دونستن ما بدهی داريم هيچ کمکی به ما نکردن ..... با اينکه خانواده ی من اگه بيشتر از خانواده ی همسرم برای ما خرح نکرده باشن کمتر از اونها هم هزينه نکردن .......
پدر و مادر من به مهريه اعتقاد نداشتن و توی عقد نامه ی من چيزی به جز يک قرآن و يک شاخه نبات نيست ......
البته اين موضوع دردسر زيادی هم از طرف خانواده ی شوهرم برام درست کرده جون اونها به شدت مادی گرا هستن و ارزش هر چيزی رو با قيمتی که روش گذاشته می شه می سنجن ...... با توجه به مسايلی که برای من از طرف اونها و خود شوهرم پيش اومده الان معتقد هستم که مهريه بعضی وقتها به عنوان عامل باز دارنده ی خوبی عمل می کنه ...... مخصوصن وقتی که نفس ارزش گذاری برای دو خانواده فرق داشته باشه ...... خانواده ی من مهريه نخواستن چون همون عقيده يی رو داشتن و دارن که تو داری ....... ولی برای خانواده ی همسرم هر چيزی که خوب و با ارزش هست بايد قيمت خيلی بالايی روش باشه و اين قيمت بايد حتمن با يک عدد و رقمی مشخص شده باشه ........ فکر می کنم جوبت رو کامل داده باشم .......
پ.ن. دليل انصراف من از تحصيل به هيچ وجه مسايل مادی ما نبود و نيست ..... و ديگه اينکه من از سن ۱۵ سالگی کار می کردم و حتا توی خونه ی پدری بچش بزرگی از خرج هام هميشه پای خودم بود و جساب و کتابش هم دست خودم ..... کارش هم گاهی نگارش و بیشتر ويرايش نامه های اداری و پرونده های پدرم بود که چون وفتی برای بازخوانی و تایپ اونها نداشت به من سپرده بود ...... در دوران دانشجويی هم همين کار رو ادامه دادم با اين تفاوت که برای چند نشريه و چاپحونه کار می کردم ..... الان هم توی يک شرکت حمل و نقل دريايی کار می کنم و سوپروايرز بخش وارداتش هستم
September 25, 2006 3:35 AM
فک کنم واسه اين اصن اين چيزا پيش اومده که مردها حاضرن واسه بدن زن پول بدن ولی زنا نه (خيلی کم) و یه جور احساسه دین دارن که بدنه این قیمت داره ازین چرتو پرتا.. و تو ايران هم شرايط شغلی واسه زنا کمتره خیلی کمتر تاوانشو شاید مهریه بده..
من خودم ۱۰۰٪ با تو موافقم شری جون.. راستی منو يادت هست يا نه؟؟ سارا.. ۲ سال پيش باهات زياد چت مي کردم آيديم تو ادليستته
September 25, 2006 2:10 AM
با درود بر شراگیم عزیز ..... و همه انسانهای روشن اندیش....... متن بسیار زیبا وتفکر برانگیزی بود و به نکات بسیار درستی اشاره کردی در این رابطه برایت مفصل خواهم تاییید تا بدانیم که ریشه ها از کجاست و چگونه میتوان این سنت های ارتجاعی را که بخشی از ان حاصل قوانین قرون وسطایی مذهب و نوع نگرش ان به زندگی انسانهاست را عقب راند و یک جامعه برابر و انسانی داشت . درد ما یکی دوتا نیست واین بحث بحث جالب و مفصلی است متاسفانه الان باید برم ولی برمیگردم و نکاتی رو که بهش بدرستی اشاره کردی بررسی میکنیم زن... مرد ... سکس... ارابطه ازاد و برابر و زناشویی.
September 25, 2006 12:36 AM
شراگیم جان
لطف کن و امشب به خواب من نیا!!!
دیشب اومدی نگذاشتی تا صبح بخوابم بسکه حرف زدی!!!
ابرو به خواب یکی از این خانم های مهربان و نازک خیال که دوستت دارن!
ما رفتیم بخوابیم ...با اجازه
من با ستاره موافقم
June 30, 2007 11:39 PM