چند ماه پیش مطلبی نوشته بودم که در آن در حد بضاعتم به مساله ی سکس در ایران و مقایسه آن با کشورهای غربی پرداخته بودم... با وجود اینکه آن مطلب چند ماه است به آرشیو پیوسته و دسترسی به آن دیگر برای خواننده های عادی چندان آسان نیست اما هر روز توسط عده ی جدیدی خوانده می شود و بر تعداد کامنتهایش افزوده می گردد...اینکه چگونه عده ای هنوز آن مطلب را از بین خروارها نوشته پیدا میکنند و می خوانند و نظر می دهند یک جواب بیشتر ندارد و آن این است که اکثر کسانی که اخیرا مطلب مورد نظر را خوانده اند و احیانا برایش کامنت گذاشته اند با سرچ کلماتی مثل "سکس" و "زن لخت" و " فیلم پورنو" و نظایر آن در موتورهای جستجو به این وبلاگ و به آن نوشته ی خاص هدایت شده اند...تا اینجای کار چیز عجیبی وجود ندارد...ماجرا وقتی بغرنج می شود که می بینم تقریبا تمام نظردهنده های اخیر آن مطلب چنان از سخنان گستاخانه و عقاید ناموس بر باد ده من به خشم آمده اند و دچار غیرت دینی و یا ناموسی شده اند که بیا و تماشا کن...حداقل انتظار طبیعی من این بود که این افراد که در اینترنت به دنبال مطالب زیر شکمی هستند اهل حال باشند و یکجورهایی بیشتر با عقاید شیطانی من همسو باشند.
و نکته ی کنکوری تقریبا نود درصد کامنتهای اخیر وجود غلطهای املایی فاحش در آنهاست که از سطح سواد و معلومات بالای نویسندگان آن حکایت میکند...از آنجا که حیفم آمد آن نظرات در نظرخواهی آن پست خاک بخورد و خوانده نشود و جواب داده نشود چند تایش را اینجا برای نمونه می آورم و در حد امکان جواب میدهم :
اولین کامنت متعلق به "یه دختر جوون" هست...ایشون بعد از خواندن آن نوشته چنین مرقوم کرده اند:
" واقعا"برات متاسفم ......از نوشته هات فهمیدم آدم الاف و بی سوادی هستی .من دنبال چی اومده بودم چی گیرم اومد ؟ تو از خداخجالت نمیکشی؟ من دختر مذهبی ای نیستم ولی از وقتی این رو خوندم فهمیدم کثافتهایی مث تو تو جامعه زیادن پس باید وقتی میرم بیرون مواظب خودم باشم چون اگه یکی مث تو فیلمهایه مزخرف ببینه و بیاد بیرون ممکن واسیه من مزاحمت ایجاد کنه.تو باعث شدی من نسبت به داداشای خودم بد بین بشم .میدونی چقدر گناه داره که من فکرای بد درمورد اونا کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خودت رو بگذار جای بچه های دانشگاه گیلان که یه فرمول فیزیک کشف کردن!!!!یا اون پسر جوونی که الآن توی اتاق عمل مشغول جراحی یه انسانه و دعای چند میلیون آدم پشت سرشه اما تو نفرین چند میلییون نفر !!!!!!!!!!!!!!تورو خدا بس کنید دیگه تا کی به فکر این چیزهایید؟من مخالف این کارا نیستم ولی از راه مشروع نه کثافت کاری .من مطمئنم که تو خانواده ی درست حسابی نداری واگر نه برات این چیزها رو روشن میکردن.در آخر می خواستم دوستانه بگم اگه خودت هدایت نمیشی جوونای دیگر رو منحرف نکن.((( از کرج)))"
(من هرچه فکر کردم که این دختر جوان کرجی با سرچ چه کلماتی و به دنبال چه چیزی به وبلاگ حقیر پا گذاشته بودند چیزی دستگیرم نشد و فقط توانستم حدسهایی بزنم...اما اینکه چه چیزی گیرشان آمده ظاهرا چیز دندان گیری نبوده که اینطور برآشفته شده اند...به هر حال به خاطر اینکه نسبت به برادرهای محترمش بدبینش کردم و باعث شدم فکرهای بد بد! در مورد آنها بکند از ایشان صمیمانه عذر خواهی میکنم...و از اون چند میلیون نفری!! هم که آن مطلب رو خوانده اند و شبانه روز مشغول لعن و نفرین بنده هستند حلالیت میخواهم و قول می دهم منبعد فقط از راههای مشروع دنبال این کثافتکاریها باشم...!
در ضمن...اینکه آن بالا نوشته "الاف" منظورش زبانم لال "علاف" نبوده ها...میخواسته بنویسد "الاغ" و چون مطمئن نبوده که الاغ را با غین مینویسند یا با قاف حرف "ف" را که در صفحه کیبورد بین دو حرف مورد نظر بوده پیدا کرده و آن را زده است که از قدیم گفته اند خیر الامور اوسطها...این را گفتم که یکوقت حمل بر کم سوادی ایشان نشود!)
کامنت بعدی را علی آقا گذاشته اند:
"شما که میگید در شرق و غرب کسی به زن لخت هم نگاه نمی کند به خاطر این است که چشم و گوششون پر شده از این کثافت کاریهایی که خودشون هم توش موندن که شامل کاواره خانه های فساد هست خوب وقتی در یه جایی این همه ارضای جنسی راحت باشه مسلما دیگه غریضه ای نمی مانه که به کوچه و خیابان کشیده بشه حالا از لحاظ شرعی هم حساب نکنیم خلاصه بگم هر که شهوتش در میاد راست سراغ این مکانها را میگیره این یکی از اون عادت هایی هست که در غرب یک زن راحت تو خیابان میگرده در صورتی که همان زن لخت ممکنه یک ساعت قبلش تو همان کاواره داشته کاره یکی رو راه مینداخته این هست که به خیال ما در جامعه غرب امن و امان هست ولی هیچ هم اینطور نیست شما این همه بی بندو باری و وحشیانه گری رو خیال میکنی از کیه از همان غرب و شرقی هست که شما داری سنگ امن و امانیش به سینه میزنی "
(دقت کنید به کلمات "کاواره" و " غریضه" و نیز ترکیبات بدیع و زیبای " کاواره خانه های فساد" ،" شهوت در آمدن" و " وحشیانه گری" )
نفر بعدی آقا مرتضی امینی اینگونه فرموده اند که :
"این چه چرت پرتیه که گفتی ازخودت خجالت نمیکشی چرا شرق وغرب رو به ما مقایسه کن ببین مارو با اسلام ناب مقایسه کن ببین ما چقدر عقبیم ای که زنا ودخترای مردم چه رفتاری داشته باشند که اقایون خوششون بیاد از خودت خجالت نمیکش تو درگناه تمام کسانی که به انحراف کشیده میشوند شریکی حیف توهین به طرز تفکرشما
ما مسلمونارو با غربیها مقایسه میکنی اونا تو لجن زندگی میکنن
منو تو در خانواده محترم
از خودت خجالت بکش بجای این چرت وپرتها یه فکر خوب بیار ممنون امینی"
(هرکس بتونه این دو خط رو برای من ترجمه کنه ممنونش می شم: " چرا شرق وغرب رو به ما مقایسه کن ببین مارو با اسلام ناب مقایسه کن ببین ما چقدر عقبیم ای که زنا ودخترای مردم چه رفتاری داشته باشند که اقایون خوششون بیاد از خودت خجالت نمیکش.")
یه نفر دیگه بدون نام اینگونه غیرت و خشمش رو سر من خالی کرده :
" واقعا خرفت زده تورو یا مست بودی یا ناموس نداری یا اصلا تو خواهر و مادرتم **** که هتمنم همین توره "
(من نمیدونم این خرفت چه حشره ایه که آدمو می زنه اما اگه منو خرفت زده!! تو رو هم "هتمن همین تور" زده که این مدلی نوشتی!)
نفر بعدی ملا سعید از اصفهان بود که اینجا رو با پی.ام.سی اشتباه گرفته بود و ضمن دادن یه پیام اخلاقی – شرتی! برای عشقش نیلوفر توی اصفهان هم تبلیغات کرده :
امیدوارم همه ادما به هرچیزیکه دوستش دارن برسن اما به شرتیکه مجاز باشه یه دوری هم برای من بزنن ببینن انیکه من دوسش دارم رو نمیتو نن بهم برگردو نن my love niloofar in Esfahan
(برم یه دور بزنم ببینم میتونم عشقش رو بهش برگردونم یا نه...!!)
این هم موضع گیری یک پسر 15 ساله که اگر بابایش بفهمد در اینترنت چه چیزهایی را سرچ میکند با اردنگی از پای کامپیوتر بلندش میکند:
"من یک پسر 15 ساله ام
کی به شما اجازه داده همچین چرت و پرت هایی رو به خورد ما بدین؟ها!!!!
همین شمایین که جوونا رو منحرف میکنین.
یعنی چی برو سایت سکسی هر غلطی دلت خواست بکن؟
این کارا رو که میکنین هر کس شیر بشه و این کارا رو بکنه شما هم در گناهش شریکین.ای خدا!!!!
نگذار اینا به هدفشون برسن.
انشاءالله"
(ای گربه.........................بیا منو بخور...!!)
الهام عزیز نیز اینطور نوشته اند:
" انسان اگر اکتیو باشه اگر در جامعه انقدر جاافتاده و کاری باشه اگر استعداد های خودش را به مرحله اجرا بزاره هیچ وقت سراغ نوشتن این مسائل نمیره
شما با این قدرت نوشتاری بالا سعی کن حرف ته ته دلت رو بنویسی نه مسائلی که فکر می کنی برای خواننده جالبه. حتما موفق تر میشی"
(والا الهام جان منم خواستم حرفای ته ته دلم رو بنویسم که اینجوری شد...منتها تقصیر من چیه که ته ته دلم به آلت تناسلی م ختم می شه؟!)
البته برای اینکه فکر نکنید صرفا تمام مخالفین من آدمهای از مرحله پرتی هستند حیفم آمد نظر دوست خوبم سعید را نیاورم:
"جالب بود نزرات منم توش بود."
(سعید جان من اون نزراتت رو قربون برم...! بذار همون توش بمونه...!)
یا یه جای دیگه دوستی با عنوان " چشم باز" در تائید فرمایشات بنده فرموده اند :
"جرا نمیخوایم با مسائل درست برخورد کنیم؟ جرا نمیخوایم قبول کنیم سکس مثل اب حیاطیه"
(احتمالا منظورشون این بوده که سکس مثل شیر آب حیاط خونه سرش یه شیلنگ وصله که باهاش بشه گل های باغ زندگی رو ابیاری کرد...)
زیاده جسارت است.
