شراگیم
« شکست طرح اعتکاف...! | صفحه اصلی | اپیدمی حماقت...! »
...

همیشه یکی از کابوسهای من کمک کردن تلفنی به افرادی بوده که از کامپیوتر هیچ سر در نمیارن...مثلا طرف دو روزه کامپیوتر خریده و هنوز کار کردن با ماوس براش مثل سوزن نخ کردن میمونه و اونوقت میزنه به سرش که خودش کامپیوترش رو فرمت کنه و بعد پارتیشن بندی کنه و بعد ویندوز نصب کنه و وسطش که گیر میفته زنگ میزنه به آدم که فلانی الان چی کار کنم...
امروز عصر یکی از دوستان ایمیلی رو برای من فوروارد کرد که نشون میداد توی انگلستان متصدی های مراکز مشاوره ی تلفنی مایکروسافت چه می کشن از دست بعضی مشتریانشون...خیلی جالبه و حیفم اومد شما رو بی نصیب بگذارم...:

مکالمات تلفنی واقعی ضبط شده
در مراکز خدمات مشاوره مایکروسافت در انگلستان


مرکز مشاوره : چه نوع کامپیوتری دارید؟
مشتری : یک کامپیوتر سفید...
*
مشتری : سلام، من «سلین» هستم. نمی تونم دیسکتم رو دربیارم
مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟
مشتری : آره، ولی اون واقعاً گیر کرده
مرکز : این خوب نیست، من یک یادداشت آماده می کنم...
مشتری : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درایو ... هنوز روی میزمه .. ببخشید ...
*
مرکز : روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟
*
مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : سلام ... من نمی تونم پرینت کنم.
مرکز : میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و ...
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی!
*
مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمیتونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اما کامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه ...
*
مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
مشتری : نه.
*
مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟
مشتری : یه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خریده .
*
مرکز : و الآن F8 رو بزنین .
مشتری : کار نمی کنه.
مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟
مشتری : من کلید F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته...
*
مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه .
مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟
مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم .
مرکز : کیبوردتون رو بردارید و 10 قدم به عقب برید .
مشتری : باشه.
مرکز : کیبورد با شما اومد؟
مشتری : بله
مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا نیست؟
مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه ... اون یکی کار می کنه !
*
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست .
مشتری : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
*
یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه ...
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری : پنج تا ستاره.
*
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید ... Internet Explorer
*
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه !
*
مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟
مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از 4 ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟
مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتری : من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از 4 ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید؟
*
مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می نویسم .
مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟
مشتری : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟

بعد التحریر:
ایرج میرزا یه شعری داره که اینجوری شروع میشه :

بر سر در کاروانسرایی...تصویر زنی به گچ کشیدند
ارباب عمائم این خبر را...از مخبر صادقی شنیدند
گفتند که واشریعتا خلق...روی زن بی نقاب دیدند!
آسیمه سر از درون مسجد...تا سر در آن سرا دویدند
ایمان و امان به سرعت برق...میرفت که مومنین رسیدند
این آب آورد آن یکی خاک...یک پیچه ز گِل بر او بریدند
ناموس به باد رفته ای را...با یک دو سه مشت گِل خریدند
چون شرع نبی از این خطر جست...رفتند و به خانه آرمیدند...والی آخر...

حالا حکایت ماست...!نمیدونم کدوم مخبر پدر سوخته ای رفته چغلی (شایدم چقلی) اینجا رو کرده که ارباب عمائم اینطور نگران شدن و با یک دو سه مشت گل از جنس فیل + تر میخوان ناموس به باد رفته ی اسلام و مسلمین رو بهش برگردونن... نگران از دست دادن مخاطبینم نیستم...کسی که نتونه یا نخواد به خودش زحمت بده و یه فیل + ترینگ چسکی رو دور بزنه همون بهتر که وبلاگ منو نخونه... البته یه چیزی هم هست...میدونین...بعضی آی اس پی ها کاسه های داغ تر از آش هستن...یعنی به جای اینکه منتظر بشن لیست سایتهای ممنوعه از طرف مخابرات به دستشون برسه و بعد اقدام به فیل + ترینگ کنن خوش رقصی میکنن و سر خود شروع به کشف! و فیل + تر کردن سایتها و وبلاگهای آنچنانی میکنن...توصیه من اینه که از این آی اس پی های مزدور و پفیوز و دستمال به دست حتی المقدور اینترنت نخرید اگر هم خریدید یک راهی برای دور زدن فیل + ترش پیدا کنید!

توسط در February 19, 2007 8:56 PM |
نظرات
ذغال   ( web | email )

واقعا جالب بود


March 11, 2007 9:55 AM
ناشناس   ( web | email )

mesle hamishe


March 7, 2007 8:42 PM
.....   ( web | email )

dige dige.....


March 7, 2007 8:40 PM
نيم وجبي   ( web | email )

پس کجايی بابا ؟ ميدونی خيلی تنبل شدی ؟ اگه نميای خبر بده ديگه سر نزنيم.


March 3, 2007 11:45 PM
نيم وجبي   ( web | email )

پس کجايی بابا ؟ ميدونی خيلی تنبل شدی ؟ اگه نميای خبر بده ديگه سر نزنيم.


March 3, 2007 11:45 PM
سمیه   ( web | email )

اریک جان تبریکات ویژه مرا جهت تشرف میمونت به مکتب کمالی از اعماق دلم پذیرا باش عزیز دل خواهر(جزاکم اله خیرا).
فقط موردی به ذهن ناقص بنده خطور کرده که من باب امر به معروف و... به عرضتان میرسانم :شما هم اکنون میبایست نامی در خور برای خود انتخاب بنمایید و این نام غرب زده را که لکه ننگی بیش نیست درگذشته ی لجن آلود خود واگذارید.این حقیر نام(قربت اله) را شایسته ی شما میدانم.
به امید توفیقات روز افزون....

بی بی گلم بابا همون جا میموندی شما ،خبری نیست اینجا .خدا وکیلی داشتیم حال جهنمو میبردیم .

راستییییییی خوبی شراگیم جان؟؟؟(اینو واسه این گفتم که معلوم بشه اینجا کامنت دونیه کیه)


February 25, 2007 11:46 PM
eric   ( web | email )

ای الناز اريک فروش
فروختيم فقط برای يه بوس


February 24, 2007 6:38 PM
آرایه   ( web | email )

شراگيم!
هنوز كه بهت شك نكردم!خودت با زبون خوش بيا و اعتراف كن با اين دلقك چه كردي؟يا چه ميكني!!!كه اينقدر برات كامنت ميذاره؟خدايي چيزخورش!!!كردي انگار!!!!از اين ۱۱۲۶ تا كامنت؛فكر كنم ۱۰۰ تاش مال دلقكه! :)))


February 24, 2007 6:02 PM
نویده   ( web | email )

يعنی ترکيدم حسابی!!!در مورد فيلتر هم تبريک ميگم


February 24, 2007 4:43 PM
پسرهمسایه   ( web | email )

سلام
ببخشید ما داشتیم توی کوچه پشتی بازی میکردیم که توپمون اشتباهی افتاد تو وبلاگ شما میشه لطفا توپو بندازین تو وبلاگ خودمون!!!.
لینک وبلاگمونو براتون گذاشتم.مرسی.


February 24, 2007 3:52 PM
بنگولی   ( web | email )

چند روز پيش يکی از دوستان تماس گرفته که به دادم برس که کامپيوترم سوخته!!! از اونجا که معاينات تلفنی فايده نداشت شال و کلاه کردم و رفتم بالا سر بيمار، فکر ميکنی با چی مواجه شدم؟ دو شاخه کامپيوتر که اون پشت برای خودش ول ميگشت!!! عزيزم فراموش کرده بود که کامپيوتر رو به برق وصل کنه!


February 24, 2007 3:13 PM
elnaz   ( web | email )

آقای کمالی به اين اريک اعتماد نکن اومده تو وبلاگ من برام بوس گذاشته استغفرالله... من گفته باشم معصومه خانوم رو به اين ندين بدينش به داداش من تازه اسمشم ابولفضله خارجی‌گينی نيست...


February 24, 2007 2:22 PM
بي بي   ( web | email )

به گل دختر: تو جدي جدي مي‌شيني همه ي كامنت ها رو مي‌خوني؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! بابا خيلي گلي. جدي مي‌گم. دوستت دارم يه عالمه. من فكر مي‌كردم خود شراگيم هم پيام ها رو نمي‌خونه.
راستي دل به هم خوردن دلايل مختلف داره . من پيشنهاد مي‌كنم اول دلايل ديگه رو بررسي كني اگه منفي بود و اگه من به سهم خودم در دل به هم خوردگيت سهيم بودم هزار تا عذر مي‌خوام. چيكار كنم براي جبران فقط به فكرم رسيد بيام اين پيام رو بذارم برات!!!!! البته مثل بعضي از اين داروها ممكنه اولش حالت رو بدتر كنه ولي در دراز مدت تاثير مي‌ذاره. مواظب خودت باش گل دختر.


February 24, 2007 1:55 PM
eric   ( web | email )

گل دختر عزيز در صورت بهم خوردن حال ميتوانيد به درمانگاه مراجعه کنيد نه اينکه اينجا تشريف بياريد
توصيه های ايمنی را جدی بگيريد
اريک ساجده جان بی بی خاندان کمالی از قرن سوم هجری .......................... و کليه کسانی که بيش از ۳ کامنت گذاشتند و باعث بهم خوردن حال گل عزيز دختر مان شدند.


February 24, 2007 12:38 PM
گل دختر   ( web | email )

همش اریک ،آقای کمالی،بی بی،ساجده خانم .
بسه دیگه حالمون به هم خورد
شراگیم باریکلا خوب ملتو می ذاری سر کار
خوشمان آمد.


February 24, 2007 12:17 PM
eric   ( web | email )

شالوم ما اينجا هستيم تا بگويم هرگز رفيق را نخواهيم فروخت و شراگيم تا انقلاب مهدی ما به دنبال تو شوهار (( همان شعار در ازمنه ماضی )) خواهيم داد و هر شات ويسکی را با اين نقمه نيوش جان خواهيم نمود:
به سلامتی سه تن
رفيق (( منظور شاعر شراگیم و دلقک است ))

ناموس (( منظور شاعر ساجده عفيفه ؛ بی بی ؛ غزل : ديدار ؛ انا : مومو ؛ رخسارک؛ ان شرلی؛ سميرا ؛........................
............................................ و الی اخر و کلا همه دخترکان در بلاد اسلامی است))


وطن (( منظور شاعر دهکده جهانی است))


February 24, 2007 11:51 AM
آنا   ( web | email )

وای خدا خفه شدم از بس نيومدم برات چيز بنويسم . نظر خاصتی راجع به اين پستت ندارم برای اينکه ضايع ميشم هر حرفی بزنم . و اما بعد چرا خالي ميبندي كه من كامنت تو رو پاك كردم تا بعد براي اينكه دلت و خنك كني به من بد وبيراه بگي خوبه من هم الكي بيام بهت بد وبيراه بگم تا دلم خنك بشه ... تازه بعد از اونكه يه كاري كردم همه بهت حسودي كنن . هي بهم بگن چرا همش ميگي شري جون .. شري جون .


February 24, 2007 11:22 AM
faribabahari   ( web | email )

درود برشما حالا خوبه بلد نيستند در ايران چی که همه استاد کامپيوترند و خودشون گند ميزنن و ادعا هم دارن


February 24, 2007 12:25 AM
پدرو   ( web | email )

من نميدونم بحث اسلام چه ربطي داره به شركت مايكروسافت كه اينجا ميان مينويسن اسلا اله اسلام بله.در ضمن زيبا بيد ممنون.دي


February 23, 2007 8:50 PM
کفتار   ( web | email )

http://www.youtube.com/watch?v=tHqnSe3EqpA


February 23, 2007 3:31 PM
کفری!   ( web | email )

داشتم معقول بری این آقای کمالی اظهار لحیه می فرمودم، یه هو اتفاقاتی افتاد و متن ناتمام و بی امضام رفت سرِ منار. اونم دو بار! مثل این که دست های مشکوکی در کارند تا منو ضایع کنند. نه آقا، ما نیستیم. اصلن کمالی جان! هر چند تا دلت خواست بذار!


February 23, 2007 2:26 PM
ناشناس   ( web | email )

آقای کمالی!!!!!!!!!!!!
کشتی ما را با ااین همه علامت های استفهام! پدر جان متن باید خودش آدم رو بخندونه با متعجب کنه. تو مثل این که فدرت درک خواننده های وبلاگ شراگیم خان جان رو دست کم گرفته ای و هی زور در شیر فهم (تو نخوان خر فهم!) کردنشان میزنی.
عزیزِ برادر! این که جلوی هر جمله ات بسته به این که چقدر بخوای ما رو بخندونی سه تا، چهار تا یا پنج تاعلامت استفهام میذاری اصرافه. اصراف. اصر


February 23, 2007 1:53 PM
ناشناس   ( web | email )

آقای کمالی!!!!!!!!!!!!
کشتی ما را با ااین همه علامت های استفهام! پدر جان متن باید خودش آدم رو بخندونه با متعجب کنه. تو مثل این که فدرت درک خواننده های وبلاگ شراگیم خان جان رو دست کم گرفته ای و هی زور در شیر فهم (تو نخوان خر فهم!) کردنشان میزنی.
عزیزِ برادر! این که جلوی هر جمله ات بسته به این که چقدر بخوای ما رو بخندونی سه تا، چهار تا یا پنج تاعلامت استفهام میذاری اصرافه. اصراف. اصر


February 23, 2007 1:52 PM
شكيبا   ( web | email )

از ميناي عزيز براي راهنماييش سپاسگزارم اقاي كماليم اطفا ادرس مكانيكيشون رو بدن لازم ميشه!


February 23, 2007 11:46 AM
شكيبا   ( web | email )

از ميناي عزيز براي راهنماييش سپاسگزارم اقاي كماليم اطفا ادرس مكانيكيشون رو بدن لازم ميشه!


February 23, 2007 11:46 AM
اقای کمالی !   ( web | email )

به بی بی :

دوست عزيز . ضرری که از شما دوستان جاهل به اسلام می رسد بيش از کينه ورزی دشمنان پرکينه ای مانند اين اقای به اصطلاح شراگيم است !
بلی !!! ما اينجا برای مشتری جمع کردن و تبليغ نيامده ايم !!! ما به دنبال اين منافع دنيوی نيستيم !! و چه خوب گفته رهبر فرزانه انقلاب : ما شبفتگان خدمتيم و نه تشنگان قدرت !!
ما به دنبال انيم که فلان خانواده فقيری که به هزار رنج و مصيبت فرزندشان را بزرگ کرده اند و برای او رايانه !! تهيه کرده اند . خدای نکرده فرزندشان با خواندن ترشحات مغز مريض اين اقای به اصطلاح شراگيم گول نخورد و فاسد نشود !!!
بلی !!! اگر دشمنان قسم خورده اين نظام از وسايل فوق مدرن مانند رايانه استفاده می کنند . مانيز به همين وسايل متوسل ميشويم و سر مار را در لانه خودش می کوبيم !!!! بلی ! با چماقث افشاگری و روشنگری !!
خوشبختانه ما به تکنولوژی گذاردن کامنت دست يافته ايم !!!! اگر روزی به لطف خدا راه افتتاح وبلاگ را هم کشف کرديم !!! ( که ان روز به لطف خدا دير نيست ! ) در آن صورت ديگر نيازی نيست که از وبلاگ دلقک استفاده کنيم . چون اين اقای به اصطلاح دلقک هزار مرتبه از شراگيم بدتر است و به تنها چيزی که فکر می کند گمراه کردن دختران معصوم و اطفای آتش غرائز حيوانی خويش با آن دختران ساده لوح و خوش باور است !!!!
بلی !!!! مطمئن باشيد که همچنان که نظام اسلامی به راز اتم ! دست يافت . خانواده کمالی نيز با کوشش و تلاش شبانه روزی به راز ايجاد وبلاگ دست خواهند يافت !!!!
به اميد آن روز !!!


February 23, 2007 11:30 AM
بي بي   ( web | email )

اي كمالي چشم دريده!! ببين تو رو خدا اينجا رو اومد و كرد بيلبور تبليغاتي خودش و وقتي كارش گذشت و مشتريهاش رو جمع كرد كاسه كوزه ش رو جمع كرد و رفت خونه ي خودشون!! اين جماعت همه شون همينجورين. انتخابات كه يادتون نرفته؟ قبلش با بعدش دیدید که چه قدر توفیر داره!!!!!
شراگيم جون! مادر! تو غصه نخور! من قول مي‌دم خودم بيام بهت سر بزنم و هر از چند گاهي جور بقيه شون رو هم بكشم. آره. چه كنيم ديگه اين بزرگتران كه اغلب بايد جور ناداني كوچكترها رو بكشن!!! در ضمن از رفتن ساجده هم غصه نخور. خودم برات يه بهترش رو پيدا مي‌كنم. اونم آمريكايي اصل فابريك. ميد اين يو اس آ. تا به سلامتي اگه كارت درست شد و رفتي يو اس آ يه چند پله اي جلوتر باشي. الهي بگردم برات. مي‌دونم الان بغض كردي و از دوري كمالي و اريك و ساجده و اينا نمي‌دوني سرت رو به كدوم ديوار بكوبي. ......اي روزگار........


February 23, 2007 6:43 AM
نازنين   ( web | email )

از کی تا حالا بايد فکر کنی تا اسم من رو يادت بياد خيلی با معرفتی بابا بيشتر از اونی که فکر می کرديم


February 23, 2007 12:13 AM
بهاره   ( web | email )

وایییییییییی دل درد گرقتم از بس خندیدم
((= چه کامنتدونی با حالی شد .در همین راستا از روح بی بی , خانواده ی آقای کمالی و اریک تشکر می کنم(به خاطر روز تشکر(; ) نمی دونم چرا اریکو زودتر کشف نکرده بودم , امروز توی کامنتدونی دلقک دیدمت (:


February 22, 2007 11:00 PM
مینا   ( web | email )

به روز کن انجا رو ديگه جناب ِ زند...!


February 22, 2007 9:10 PM
eric   ( web | email )

جديدا ايادی استکبار جهانی ميخوان در يک اقدام ضد انسانی و بشری و ضد محيط زيست شراگيم رو بايکوت کنن ولی من اعهلام ميکنم(( همان اعلام در نثر قدما)) شراگيم از بندگان خالص خداست و ما حمايت بی دريغ خودمون رو از ايم شراگيمک اعهلام ميداريم.


February 22, 2007 8:12 PM
کتی   ( web | email )

بابا آقای کمالی بیا برو در خونه خودتون گل کوچیک .آقای اریک بیا دست این پدرزنت رو بگیر وردار ببر اصلا حوصله اش رو نداریم


February 22, 2007 6:19 PM
ahoo   ( web | email )

واسه اين تخته سياه هم يه آرشيو درست کن من دو تا جمله قبلی رو ميخوام!


February 22, 2007 4:41 PM
اقای کمالی !   ( web | email )

با توجه به اين که اين وبلاگ فاسد و خود فروخته است و تبديل به مکان مناسبی برای تجمع يک مشت افراد بيکاره و لا ابلی .کسانی که برای خدمت به دشمنان اين مملکت صف کشيده اند و نمی توانند پيشرفت اين مملکت را ببينند ...بنابراين من و خانواده ام در هجرتی شجاعانه که به خودی خود تمثيلی از هجرت پيام بر اکرم می باشد و....
از اين لحظه به بعد . خانواده کمالی و تمام کسانی که به هر نحوی با اين خانواده در تماس هستند به وبلاگ عقايد يک دلقک مهاجرت می نمايند و بنابراين :
تمام کسانی که تفاوت بين اسلام آمريکائی و ناب محمدی معتقدند !
تمام کسانی که به دروغين بودن افسانه هولوکاست اعتقاد دارند !
تمام کسانی که به پيشرفت و ابادانی اين مملکت ايمان دارند !
تمام کسانی که از اين اقای به اصطلاح شراگيم متنفرند و از او تبری می جويند !!
و غيره و غيره و غيره !!
تمام اين دوستان واجب است که در طی يک عقب نشينی تاکتيکی و بازگشت پيروزمندانه به مواضع قبلی ! به وبلاگ عقايد يک دلقک تشريف ببرند و از آنجا طی يک اتحاد مقدس !! به نبرد و جهاد با تمام کفار صهيونيستی ادامه دهند !
خلاصه اين که بريم دم خونه خودمون بازی کنيم !!
وعده خداوند حق است و پيروزی نزديک !!
نصر من الله و فتح القريب !!!
مرگ بر اين شراگيم خود فريب !!!


February 22, 2007 12:57 PM
eric   ( web | email )

شراگیم عزیز
کدوم خط مهم نيست جات توی قلبم در رديف کسايی ثبت شده که شجاعانه برای اگاهی ذهنه خفته گان و اسيران خرافه ميجنگند.
believe me brother . you have your own place in my heart . i never ever put you down. i m as good as my words
mi amour


February 22, 2007 11:34 AM
eric   ( web | email )

خطاب به شراگيم عزيز
شراگيم خيلي بابا!!!! يك بار ديگه بيا مطلب رو بخون خط 32 و 33 و 34 رو بعد بهم فحش بده . تازه من شما ها رو هم مورد خطاب قرار دادم به مناسبت روز جهاني تشكر كه بيايم از همه كسايي كه ميشناسيم و بهمون بد كردن مثل محمود خوشگله تشكر كنيم. من بميرم يه بار ديگه متن رو دقيق بخون بعد به من بگو چشم سفيد :
از شراگيم متشكرم كه شجاعانه هر چيزي رو كه به ذهنش ميرسه و فكر ميكنه درسته مينويسه و ايضا از دلقك خان كه با خلق اين خانواده كمالي ما را در ورطه عشقي مجازي انداخت
اين چيزي هستش كه توي متن نوشته شده در خط 32و 33 و34 تو چطور نديدي عسلكم . ماه شب چهارده . يه بار ديگه متن رو بخون
You're blaming me sharagim? Ohhh come on! Don't put me down. I'm on your side . make up your mind and Stop deluding yourself! Please read that article once again . I like you man . I m fan a man I m humanist maybe the last humanist.
-------------------------------------------
اوه...ساری اریک جان...البته من مقصر نیستم ها...من تا سه چهار خط اول رو که دیدم گفتم این بابا از ما تشکر بکن نیست...بعد رفتم ته نوشته ت رو هم نیگا کردم گفتم شاید اونجا تشکر ویژه میژه ای چیزی کرده باشی...اونجا هم خبر ی نبود...به هر حال حق بده بهم که انتظار نداشته باشم که آدمی به مهمی و خوبی من در خط 34 ام ازش تشکر بشه...فکرش رو بکن...یعنی من از غزل و آیدین و ساسان و اشکان(فکرش رو بکن این اشکانه فقط یه سیلی بهت زده و اسمش توی لیست بالاتر از منه) و فلاح سوپری محله تون که قول میدم تا حالا کلی کرده توی پاچه ت و شری و سلیما و سلمل و رخساره و نیمول و بیل گیتس کمترم... ؟
(ارادتمند شراگیم)


February 22, 2007 11:02 AM
شراگیم زند(2)   ( web | email )

وبلاگ دلقک با شراگیم جوبنت شدن؟ من خبر ندارم؟ مگه این دلقک خودش وبلاگ نداره؟ اینجا الان کجاس وبلاگ شری آمریکایی؟ یا آقای کمالی؟


February 22, 2007 9:57 AM
elnaz   ( web | email )

مگه اين محدثه کوچولو معتاده که همه‌ی س‌ها رو ش ميگه؟؟؟ از آقای کمالی عزيز بعيده دخترش معتاد باشه!!! در هر صورت گفته باشم مواظب دخترت باش با رفيق ناباب نشست و برخواست داره.استغفرالله...


February 22, 2007 9:43 AM
eric   ( web | email )

شما اول بگو روح بی بی هستی يا خود بی بی ؟ چرا ترجمه که زياد دارم يک متن المانی و سه تا تحقيق انقليزی (( همان انگليسی در نثر قدما)) ولی بی بی که قرنها از خدا عمر گرفتی بگو با درد جانکاه عشقققققققققققققققققق (( چند تا قاف اضافه نشان دهنده تاکيد است بر شدت و حدتش)) چه کنم ؟
راستی مگر کمال کمال گرای پدر زن ما اين پسره دستمال به دست چاپلوس .....م زاده فرزاد حسنی است که بياد تفسير کند(( اگه يکی بياد به من بگه از اين فرزاد حسنی چاپلوس تر توی دنيا کيه: اگه اقا بود دو تا شات شيواس ريگال مهمون من ؛ اگه خانوم بود : اجازه ميدم از ساجده جان هم اجازه ميگيرم ميزارم اون خانوم منو ببوسه))
خانوم ها در صورت اشتباه گفتند هم ميتوانند مرا ببوسسند :((
يعنی ناراحتم از اين اتفاق!


February 22, 2007 8:22 AM
بي بي   ( web | email )

اريک . ترجمه نداری؟ کار و زندگی نداری؟ آقای کمالی شما هم يک کمی بيشتر وقت صرف خانواده کنيد. می‌توانيد به اتفاق خانواده اخبار تماشا کنيد و بیایید برای ما تفسیر کنید!!! شراگيم من می‌دونم همش تقصير اين اريکه که تو رو تحريک کرد و دلت از دست من شکست. راستی اريک جون يه صدای ملايم تر برا شکستن دلت انتخاب کن. چرق چروق چيه پسر؟ بذار ديلينگی جیرینگی یه چيزی تو اين مايه ها. مگه دلت چوبيه که موقع شکستن صداش چرق چوروقه؟ بابا مگه نمی‌خوای اين ساجده عاشقت بمونه؟


February 22, 2007 8:05 AM
بي بي   ( web | email )

نه. نه. من ديگه تو تله نمی‌افتم. دست از شيطنت برداريد و مثل من!!! عاقل شيد. كمالي ممنونم ازت. هميشه مي‌گن آدم بايد همه جور آشنايي داشته باشه به درد مي‌خوره من باورم نمي‌شد. ولي خدائيش آدم تو جهنم پارتي داشته باشه نمي‌دونيد چه كيفي داره... ديدي؟ داشت پام كم كم ليز مي‌خورد (چونه م باز گرم مي‌شد) بيفتم تو تله!! بابا شماها مگه كار و زندگي نداريد؟ اهه


February 22, 2007 7:58 AM
eric   ( web | email )

راستی ساجده ايی که همچون مائده اسمانی هستی : من مقلد شما هستم :))


February 22, 2007 7:47 AM
eric   ( web | email )

افتاب از کدوم طرف دراومده مهربون شدی !! ببخشيد کمی اتمسفر ما را گرفت و خواستيم حرکات ايذايی نماييم . ای مجسمه طهارت ای اسوه پاکی ای مقلد دامه براکات ای خود دامه برکات ؛ قبل از اينکه بنده حقير سراپا گناه در ان شب کذايی وجود جنت مکان خلد اشيان کمال کمال گرای پدرتان را شهود کنم کمی در بلاد فرنگ و سرزمينهای چين و ماچين (( در نثر قدما هر جايی غير از ام القری اسلام و مکان ظهور اقايمان چين و ماچين حساب ميشد)) کله پزی ميکرديم و کمی از لسانهای اجنبيان را تلمذ فرموديم اما اسکولار شیپ مان تقاضهای نامشروع داشتند وهی در حدود ۵۰ ميليون عکس و سند و فيلم از هلو و کاست را به نشان ميدادند و ميگفتند که اقرء ؟! ولی ما پاسخ داديم : هلو معمولا ميوه ايی خوشمزه يا جوانان فريب خورده در محلمان تا دختر خانومي عفيفه را ميبينند ميگويند : عجب هلوي است (( ما هرگز از اين قرتی بازيها نکرديم و مزاحم نواميس ملت نشديم)) و کاست ((( با فتحه کاف و ضمه سین ))هم که در دستگاه ضبط صوت ميگذارند تا سخنرانيهای مولايمان را گوش کنيم. ولی اجنبيان گفتند هلو و کاست چيز ديگری است . نظر ما هم ساجده عفيفه همان نظر شماست . ما سگ کی باشیم در مورد هلو و کاست (( با فتحه کاف و ضمه سین)) نظر دیگری داشته باشیم .راستی اگر فرصت داشتيد بعد از نماز که گفتید و رفتید و انشالله تعالی فرجه ال حرمین الشرفین با هم برویم کمی پیست و لاستیک ببریم و برویم بالا و از روی برفها سر بخوریم پایین البته اگر اجازه بدهید بنده شما را در اغوش میگیرم تا از روی لاستیک نیوفتید البته من یکی از این چوبهای بچه قرتی ها را که اسنول بوورد میخوانندش دارم ولی چون غربی بازیست حا شا و کلا .
دوستدار شما کسی که لامپ ۱۰۰۰ نور خدایی را قورت داده و الان خودش در حال نور افشانی است . اریک.
راستی ساجده من این داستان کسانی که راست هستند یا راست شدند چیست که شما برای محدثه جان شیرین زبان میخوانید؟


February 22, 2007 7:43 AM
الهه حمیدی   ( web | email )

دلقک خانواده ی آقای کمالی از ايميل و وبلاگ شما استفاده ميکنن.ـتو همه ی کامنتينگا)گوشزد بفرمايين که عقوبت دنيوی و اخروی داره.يعنی چی واقعا اين کارا؟چيو ميخوان ثابت کنن که تا حالا نتونستن؟


February 22, 2007 7:30 AM
ساجده کمالی !   ( web | email )

اقای اريک . اميدوارم در سايه توجهات اقا امام زمان باشيد .
خدا به شما توفيق بدهد . معلوم است که در زبان انگليسی تبحر خاصی داريد . واقعا بهترين راه برای صدور انقلاب و رساندن پيام انقلاب به مستضعفين عالم همين است ! بدين وسيله هم می توان بطلان افسانه دروغين هولوکاست را ثابت کرد !
من دوست دارم که اول از همه با افکار و عقايد هم اشنا شويم . بنابراين مختصری راجع به خودم توضيح می دهم و سئوالی هم از شما دارم !
من مقلد رساله اميد مستضعفان جهان دامت برکاته هستم ! شما مقلد کدام مرجع تقليد هستيد ؟؟
به نظر من بهترين راه برای شناخت فرد مقابل همين است ! افرادی که به بهانه اشنا شدن و امر مقدس ازدواج ساعتها !! در باره موضوعات مختلف و چه بسا مبتذلی صحبت می کنند مشخص است که قصد ازدواج ندارند . وقتی می توان با يک سئوال به بهترين وجه پی به روحيه فرد مقابل برد ديگر چه نيازی به صحبت های متفرقه و ان هم با يک فرد نامحرم است ؟؟
در ضمن نظر شما درباره افسانه دروغين هولوکاست چيست ؟ اين برای من بسيار مهم است و لطفا به اين دوسئوال من پاسخ دهيد !
انشالله فردا در بعد از نماز جماعت از حاج اقا پيشنماز مسجد خواهش می کنم تا برای من استخاره کند و بعد تصميم می گيرم !


February 22, 2007 2:26 AM
محدثه کوچولو شیرین زبون!   ( web | email )

شلام !
من محدثه کوچولو هستم و هنوز چند شال مونده تا تکليف بسم !!
انقدر دوشت دارم زود تکلیف بسم مثل ابجی شاجده هی برم حموم غشل کنم !
اینجا خونه همون اقا سراگیمه که بوش بدجنس بهش پول میده ؟
تازه یه چیزی بگم دلتون بسوزه ؟ امروز اقاجونم می گفتش که عید میریم مشد پابوش اقا !
من تازه یاد گلفتم نماژ بخونم . بعد نماژ هم برای رهبر انقلاب دعا می کنم و به بوش بدجنس و شارون و شراگیم هم لعنت می فرشتم !
ابجی شاجده هر روز برام کتاب داشتان راشتان می خونه و تازه ما قراره واسه اقا جونم یه شاعت اذان گو هم بخریم !
به امید ان روژ !!


February 22, 2007 2:15 AM
eric   ( web | email )

روح بی بی من ساجده جان علی رغم محجبه بودن و مجسمه عفت و طهارت بودن بسيار open mind هستند و مرا ميشناسند که اسوه وفاداری هستم.


February 22, 2007 1:49 AM
روح بي بي   ( web | email )

اريك تو وسط پيام هاي من چه مي‌كني؟؟؟؟؟؟ فكر نمي‌كني ساجده خانم ممكنه حسسسساس باشه ناراحت بشه؟


February 22, 2007 1:46 AM
روح بي بي   ( web | email )

بله درست شنيدي نوشتم بدي اي خوبي اي اگه از ما ديديد حلال كنيد چون دارم مي‌آم!!!!!!!!!!!!! راستي شراگيم آخرين سوال: فكر نمي‌كني اگه اينجا برا پيام ها محدوديت طول مطلب مي‌گذاشتي بهتر بود؟ چي گفتي؟ . باشه خب پس خودت خواستي. ببين تقصير من نيست. راستش من وقتي پيام قبلي رو كه تو اين پنجره ي كوچولو تايپ كرده بودم فرستادم و بعد كه اومد ديدم چه قدر نوشته ام گفتم لابد يه چند تايي فحش آبدار تو دلت به بي بي داده اي كه كلاس اينجا رو پايين آورده با اين پرچونگي هاش. مي‌دونم بابا : كم گوي و گزيده گوي چون در. ولي نمي‌دونم چرا اينجا در دهنم كه باز مي‌شن بستنش با كرام الكاتبينه!


February 22, 2007 1:44 AM
eric   ( web | email )

روح بی بی عزيز
در راه معشوق اگر ديوان اريک و ساجده را بسرايم باز هم کم است اگر اريک و ساجده را بصورت اپرا اجرا نمايم حتی به کرشمه ايی از ان چشمان فتان نميارزد . راستی بلاخره تهديد من مبنی بر اين که اگر فيل تر را از وبلاگ شری شراگيم ستاره و تلخک برندارند من ۱۰ استامينو فن ميخورم کار ساز شد و فيل تر را به باغ وحش برگرداندند چون من يک پست را اختصاص داده بودم به اين امر ! البته قصد داشتم مثل ان باطری ساز (( همان بابی ساندز )) احتسابه قضا کنم ساجده جان مرا نهی فرمودند . گفتند نميخواهم شب سرم را بر بالين نامردی ديگر بگذارم و در عنفوان جوانی بيوه گردم که من شاهزاده رويا هايم را در کور راه وبلاگ شراگيم و در بيداد گاه حوادث تازه يافته ام any way, روح بی بی عزيز ما مثل يک جفت کفتر عاشق داريم زير سايه خير اقای کمالی تدارک زندگی جديد مان را ميبينيم و من بايد به فکر وام ازدواج باشم وگرنه حسابم با کرام ال کاتبين است


February 22, 2007 1:43 AM
روح بي بي   ( web | email )

مژده مژده. امشب اخبار با كمال افتخار اعلام كرد كه شهرام جزايري فرار كرد!!! خب اگه اون تونست منم مي‌تونم از جهنم فرار كنم ديگه؛ گرچه باور كنيد يا نكنيد اينجا يه چيزاييش خيلي بهتر از اونجاست. مخصوصا خطوط پرسرعت اينترنتيش. و هواي گرمش. تازه كلي هم چيز ياد مي‌گيرم. راستي اينا از من هي مي‌پرسن سد سيوند چي شد؟ آبگيري شد يا نه؟ مي‌گم نمي‌دونم كجاست! مي‌گن باطبي چي شد؟ مي‌گم نمي‌دونم كيه! مي‌گن اون يكي چي شد؟ مي‌گم نمي‌دونم. مي‌گن بنزين چي شد قيمتش ؟ مي‌گم نمي‌دونم. ولي خدائيش اين يكي خبر براشون خيلي حياتيه. آخه رو قيمت سوخت اثر مي‌ذاره. تو جهنم هم كه مي‌دونيد مصرف سوخت خيلي بالاست. البته قديما از هيزم استفاده مي‌كردند الان گاز سوزش كرده اند. خلاصه هر چي اينا مي‌پرسن من بلد نيستم. يكي از جالب ترين پرسش هاشون اين بود: عيدي كارمندان دولت امسال چه قدره؟ اين هم بهشون ربط داره ديگه. رقم كه اعلام شه يه عده سكته مي‌كنند و تموم مي‌كنند و ميان اينور. حالا يا بهشتي مي‌شن يا جهنمي. درهر صورت اينا بايد به فكر جا و مسكن باشن برا ازدياد جمعيتشون. اينا به شدت اهل برنامه ريزي هستند. مثل ما كه نيستند يه هو غافلگير مي‌شيم با يه بارون يا برف زمستون! امروز يكيشون با كمال وقاحت برگشت گفت: خاك تو سرت كنن. تو چه جور بي بي اي هستي؟ تو كه هيچي نمي‌دوني!!!! باور كنيد همين توهين اونم از يك اجنبي كافي بود برام انگيزه اي بشه برا فرار. وقتي گفتند شهرام جونم فرار كرده نور اميد در دلم تابيد. گفتم پس مي‌شه. كمالي جون هوام رو داشته باش كه دارم مي‌آم راستي كمالي جون ديگه شهرام فرار كرد لازم نيست هي براش ميوه و شيريني بفرستي ها!!!! بفرست برا خودم. اريك جون - ببينم اين دختر كمالي حسود نباشه يه وقت- آدرسم رو اشتباه نوشته بودي ها ولي پيامت رو خوندم. داري خيلي تند مي‌ري ها. از ما گفتن بود. راستي شراگيم اگه فيلترت رو برداشته اند اون رو مديون من و بعضي! از اين دوستان هستي. آخه لابد اينا ببخشيد منظورم آن افراد محترم و محترمه بود- اومدن ديدن يه سري خل و چل - با عرض پوزش از كمالي و اريك و بقيه ي ياران- اينجا افتادن به جون هم و بساط عروسي راه انداخته اند. گفته اند بابا اين شراگيم خواننده هاش كه اين باشن خودش هم حتما قاتي داره!!!! هر وقت مطمئن شدي خطر رفع شده بگو عاقل شيم مادر. آبرو مابرو كه هيچي باور كن عقل و هوش هم ديگه برا من يكي نمونده. آخه من كه مثل اينا جوون نيستم. يه هو ديدي تو اين حالت كما موندم و برنگشتم. بعد نمي‌گي بچه هام با يه مادر خل چيكار كنن؟!!!!!! همسرم كه لابد پيشنهاد مي‌دي بره يه زن عاقل بگيره. ولي بچه هام چيكار كنن؟؟؟؟ من كه مثل كمالي عرضه ندارم بيام رو نت برا دخترم شوور پيدا كنم!!!!! كمالي برام يه كلاس بذار. حالا حالا ها وقت دارم كه اين مورد رو ياد بگيرم تا بچه هام بزرگ شن! بدي اي خوبي اي اگه از من ديديد حلال كنيد چون دارم مي‌آم


February 22, 2007 1:27 AM
بهاره   ( web | email )

خبر خوووووووووب.توي كرمانشاه باز شدي!اصلا همه‌ي فيلترهاي اينجا يهو شكسته شد!هم تو و هم دلقك.تبرررررريك.اميدوارم جاهاي ديگه هم جدي نباشه.


February 22, 2007 12:05 AM
خاله ریزه   ( web | email )

سلام دوست جون ...خوبی ؟! قرار وبلاگی منتظرتيم hami83.persianblog.com


February 21, 2007 11:58 PM
eric   ( web | email )

ببخشيد : مهتات همان معتاد خودمان به نثر قدما است .


February 21, 2007 11:26 PM
eric   ( web | email )

خطاب به روح بی بی در ادرس زير :
جهنم . سان ست بلوار . شماره ۶۶۶ .
روح بي بی عزيز . امشب در بهشت غوغا است . يک چشم يکصد و بيست و چهار هزار پيغمبر اشک است يک چشمشان خون .
توهين به ساحت مقدس اقای کمالی جنت مکان و خلد اشيان؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از جانب ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حاشا و کلا
never ever
das ist unmoglich
اگر سر به سر تن به کشتن دهيم
از ان به که توهين به پدر زن کنيم
(( استعداد داری )) کف برو تو کارش !
الهی خدايا تو را به خون حسين بن علی تو را به دو دست بريده حضرت عباس قمر بنی هاشم . هرکس که از استکبار جهانی و صهيونيست جنايتکار و صدام يزيد کافر و منافقين کوردل و طالبان و پاکستان که عبدالمالک ريگی را پناه داده است و انقليز (( انگليس در ادبيات قديم)) پول گرفته تا خانواده همسر عفيفه ای مرا ترور شخصيت کند : و ابروی اين پاسبانان بوستانهای عفت و طهارت ؛ بوستان ناموس ملت ؛ بوستان وليعصر و غيره و ذالک را بريزد : برطبق فتوای مجتهدين امشب کرم اسکاريس ميگيرد و هپاتيت ميگيرد و ايدز ميگيرد و انفولانزای مرغی هم ميگيرد و جنون گاوی هم ايضا ميگيرد و و و بزار يادم بياد و و خواهرش در دانشگاه ازاد قبول ميشود و ميرود دانشگاه ازاد قرص ايکس ميخورد و مهتات ميشود و کراک ميکشد و بيشتر مهتات تر ميشود.
خدايا خدايا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی کمالی را نگه دار از عمر ما (( جميع وبلاگ نويسان و کله پزان و وبلاگ خوانان و کله پاچه خوران )) بکاه بر عمر کمالی (( علی الخصوص بنده منزل ؛ ساجده جان ان مجسمه عفت و طهارت و ان معصومه محترمه)) افزا .
بنده ديگر عرضی ندارم. همه را به خدا ميسپاريم و انشالله تعالی فرجه الشريف برويم و ديگر برنگرديم.
ساجده عزيزم بگو تا خون بريزم.
ساجده پا طلايی ؛ بابا تو چقدر بلايی
الهی موشا بميرن دستتو گاز نگيرن !!!
توپ تانک فشفشه ؛ اونی که به پدر زن من فحش داد ؛ حيا کن : تيم ملی رو رها کن.


February 21, 2007 11:14 PM
قصه   ( web | email )

:)


February 21, 2007 10:04 PM
روح بي بي   ( web | email )

توضيح: منظورم از دومي پيام ۷۴ بود يعني سطر بالايي تو پيام قبليم.


February 21, 2007 9:50 PM
روح بي بي   ( web | email )

قابل توجه شماره ي ۷۴:
اقاي كمالي اصل فابريك!
اقای کمالی اصلی فابریک !

بابا ديگه نيازی به هولوگرام ديدن نبود. اين دو تا مثل هم نيست. معلوم شد دومي تقلبيه.
متقلب! زود بياد خودت رو معرفی کن ببينم کی جرات کرده به کمالی جونم توهين کنه؟! اريك؟! نكنه كار تو باشه مادر؟ سر به سر پدرزنت نذار. خوبيت نداره ها. البته اگه خودتي


February 21, 2007 9:49 PM
ahoo   ( web | email )

ديروز فکر کردم فيلتر شدی چون تو دانشکده مينوشت مشترک گرامی دسترسی به سايت مورد نظر بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ممکن نيست!


February 21, 2007 7:42 PM
اقاي كمالي اصل فابريك!   ( web | email )

کمالی خر است!


February 21, 2007 6:11 PM
ليلا و امين   ( web | email )

لیلا : از اونجايی که خودم نرم افزار خوندم از خوندن اين سوال و جواب ها بسيار مشعوف شدم ! چرا ؟؟؟ چون فقط خودم به درد بی درمون جواب دادن به خنگ و خل ها دچار نيستم ... ها ها ها

يکی از دانشجوهای فوق ليسانس دانشکده يه روز ازم پرسيد که چرا نميتونه اطلاعاتش رو توی فلاپی کپی کنه ؟! فکر ميکنی چيکار ميکرد ؟؟؟ يه سری مطلب رو از اينترنت کپی می کرد و ميخواست همونجوری بدون ذخيره در يه فايل داکيومنتی ، توی فلاپی پيست کنه !!!

امان از ذهن بيسواد و بی تفاوت به سواد !!!


February 21, 2007 4:13 PM
eric   ( web | email )

ای بزرگواران ای از خاندان تزار روسيه رومانوف محترم تر ای همنشينان خانواده های پيامبران در بهشت ای نگهبانان بوستان عفت و طهارت و ايضا بوستان ناموس ملت و بوستان پارک مسگر اباد ! منت خدای را که عز و جل که طاعتش موجب غربت است و به لطف اندرش بر باد دهنده شياطين و پشت و رو کننده اهل و عيال . از اين که اين بنده حقير سراپا تقصير را غلامی قبول نموديد بسی خوشنودم و الان به جان ناموسم (( ساجده جان )) دارم با خودم اعمال کريه ای دانس سامبا و سالزا انجام ميدهم (( قربان جسارتا حال ساجده جان چطور است؟)) و ايضا در داخل بيت محقرمان که کم از بيت رهبری نيست يک افتاب بالانس که تبديل به مهتاب شد با يه دو وارو جمع زدم . ای کمال کمال گرايان ؛ ای کمالی اورجينال هلو گرام دار اصل که حتی اين تايوانی های از خدا بيخبر و چينی های سوسک و جک و جانور خور هم نميتوانند بدل شما را توليد کنند؛ قربان محاسنتان در باب شرط اول (( جسارت نباشه ؛ ختنه)) من تا قبل از تابيدن نور ايمان به قلبم ؛ پدرانم و اجدادم از پيروان موسی کليم الله بودند(( همانی که ۶ هزار سال پيش موبايل داشت و با خدا در کانکشن کلامی بود)) و همانطور که ميدانيد (( بی ادبی است مرا ببخشيد )) موسی ۶ هزار سال پيش (( ببخشيد روم به ديفال گلاب به روتون )) اونجايش را بريد !!! که بهتر از مال شما نباشد بد تر هم نيست . منهم که به دنيا امدم در همان ۷ روز اول (( ببخشيد الهی بميرم از نسوان محترم عرذ ميخوام)) زدند و اونجايمان را به قول اجنبی ها circumcision کردند و ما الان خيلی بهتر از شما نباشيم بدتر نيستم البته از نظر اونجايمان . و دوم قربان من سگ که باشم که شروط شما را انجام ندهم . قربان
اگر لازم باشد ميدهيم که يک بار ديگر هم ببرند (( اصلا اگر امر بفرماييد ميدهيم از ته ببرند ولی بعد نيمدانيم چطور بايد برايتان نوه توليد کنيم ببخشيد نسوان محترم اين قسمتها را نخوانند خصوصی و فاميلی است)) در باب اسلام هم من سگ اسلام هستم . عشق مرا کور کرده است . اصلا بگوييد چه بگويم ميگويم فقط عربی مان افتضاح است عفو کنيد .
قربانتان . اريک داماد اينده .
الهی من بميرم برای محدثه جان که تازه نماز ياد گرفته. ای کمال کمالات بده ادرس انان که ميخواهند خانواده همسر عفيفه مرا ترور شخصيت کنند . به روح خدا قسم ياد ميکنم همشان را ختنه کنم .
يا حق . ما رفتيم ولی به زودی با برنامه های جديد برميگرديم چون پشت اين ستاره حلبی قلبی از طلا داريم . بوس بوس


February 21, 2007 1:41 PM
روح بي بي   ( web | email )

آره مثلا من بدبخت فقط گناهم اين بوده كه دل شراگيم رو شكستم. بعد اينجا زنه رو آورده اند كه قلب بچه ش رو در آورده و خورده تازه بقيه اش رو هم گذاشته تو فريزر برا وعده هاي بعدش! باور كنيد. مي‌گم كه ما سر به زير و تو سري خوراشيم. این ایرانی های بدبخت ببین به چه جرایمی میان اینجا بعد این خارجی ها رو ببین. مثلن یارو مشروب خورده و زده ده نفر رو کشته. بعد مال ما اومده یه ته استکان خورده ببینه چه مزه ای می‌ده. تازه می‌گه همه رو بالا آوردم. باز می‌گن همون که نیت کردی مست کنی کافیه که بیای اینجا. يه يارو اينجاست كه اين مسئولين اينجا دائم جلوش دولا و راست مي‌شن. فكر كنم يه پستي مقامي چيزي داشته يا پارتيش خيلي كلفته. بيشتر از اين نمي‌تونم توضيح بدم آخه مي‌ترسم برگردم رو زمين و برام دردسر شه! در ضمن آق کمالی منم يو آر ال گذاشتم که بفهمن اصلم! ولی فابريک بودن هولوگرام می‌خواد. يادت نره


February 21, 2007 1:29 PM
روح بي بي   ( web | email )

راستي يادم رفت بگم اينجا اين قدر سرعت بالاست و راحت خط مي‌ده و از فيلتر هم خبر ي نيست كه دائم هوس مي‌كنم بيام رو نت. اگه جهنم اينه پس... اون جايي كه من توش زندگي مي‌كردم كه خيلي خفن تر بود. اسمش چي بود اين كشور نازنين؟؟؟؟؟؟؟ ولي بچه ها اين جوك ها كه درست مي‌كنن مي‌گن جهنم ايراني ها اينجور و اونجور و قيف نداره و قير نداره واينا همش كشكه. جهنم ايراني و خارجي نداره. همه قاتي پاتي ان. شايد هم برا همين زورشون نمي رسه فيلتر كنن! آخه خلافكارهاي خارجي كه مثل ما سر به زير و گوش به حرف كن نيستند


February 21, 2007 1:24 PM
روح بي بي   ( web | email )

سركار خانم كمالي من اگر جناب كمالي رو خودموني و -كمالي جون - صدا مي‌كنم موجب نگراني شما نشوم. من به چشم مادر بزرگ و فرزندي - جون - مي‌گويم. البته تا به حال مادر و فرزندي بود ولي كار از محكم كاري عيب نمي‌كنه. مادربزرگ فرزندي باشه مطمئن تره. در ضمن اين آقاي كمالي شما رو خيلي دوست داره. من اينجا شنيدم كه از الان سفارش شما رو كرده كه بهترين جا رو براتون در نظر بگيرن. فكر همه چيز رو كرده. فقط كافيه شما قدم رنجه بفرمائيد خودتون ملاحظه مي‌كنيد! به اميد ديدار


February 21, 2007 1:13 PM
روح بي بي   ( web | email )

ببين كمالي جون چون بهت مديونم و مشخصه كه سفارشم رو كرده اي و اينجا تو جهنم حسابي هوام رو دارن و بهم كباب كوبيده و سبزي خوردن مي‌دن اونم با دوغ. برا همين بهت مي‌گم. اينجا اين خلافكارها كه واردن مي‌گن فقط براي اين كه اصل رو از بدل مشخص كني بايد برچسب هولوگرام داشته باشي. درست مثل محمود. آره جونم. برو مثل محمود برا خودت برچسب هولوگرام تهيه كن. بابا منظورم چاي محموده شما چرا زود فكرتون مي‌ره جاي ديگه؟؟؟؟!!!!!!! البته مي‌دونم دست خودتون نيست. عشق و علاقه است ديگه. من هم مبتلام. نگو كه دركت مي‌كنم. در ضمن هواي اين اريك رو داشته باش. همسرتون گويا با اين وصلت موافق نيستند. بنده ي خدا رو به مركز دولتي نفرستيد. بابا مگه باهاش پدركشتگي داريد؟ باور كنيد دولتي ها دقت عملشون خوب نيست. يه هو.... ببخشيد. از ما گفتن بود. ميان مي‌گن روح بي بي بي تربيت شده. بيا و خوبي كن! حالا دختر نمي‌خواهيد بهش بديد قرار نيست كه بچه ي مردم رو ناقص كنيد. من كلاس خياطي كه مي‌رفتم معلمم مي‌گفت :صد بار اندازه بگير يه بار ببر. شما فكر مي‌كنيد تو مراكز دولتي اينا رو به هنرجوهاشون ياد مي‌دن؟ كلاس ما هم كه ياد مي‌داد خصوصي بود كه معلممون اين قدر دل مي‌سوزوند وگرنه كه مي‌گفت اول ببر بعد اندازه بگير اگه كج شد باز ببر اون قدر ببر تا صاف شه! اگر هم نشد تمرين كردي و برشت خوب شده. بار بعد كارت درست تر مي‌شه! خلاصه اينجورياست.


February 21, 2007 1:05 PM
خانم كمالي   ( web | email )

به همسر عزيزتر از جانم كه انوار الهي اي كه از ايشان ساطع مي شود به زندگيم بركت و صفا و عطر الهي بخشيده:
حاج آقا از شمابعيده اين حرفارو بزنين. اصلا اين چه كاريه كه شما اسم كوچيك منو انداختين سر زبونا. منكه نبايد بيام با اسم كوچيك كامنت بذارم بعدشم آدرس بدم كه هر كي از راه رسيد اين وبلاگ بي سرو صاحاب شراگيمو بخونه و هر دري وري كه خواست برامن بفرسته. پس غيرتتون كجا رفته؟ پس اون حجب و حيا و نجابتي كه از من توقع داشتين به دخترامون ياد بدم چي؟ بايد اونارو زير پا بذارم؟ پناه بر خدا حاج آقا دور كنيد از خودتون اين شكو ترديدو كه ايمانتونو مي سوزونه


February 21, 2007 12:49 PM
اقای کمالی اصلی فابریک !   ( web | email )

بسيار جالب است ! ملاحظه می کنيد يک سری قلم به دست مزدور که تا مغز استخوان خود را به اجانب فروخته اند ! کسانی که فکر و ذکرشان خدمت به دشمنان این ملکت است ..و ..و..
بلی !!! اخیرا مشاهده شده که یک سری افراد بی ریشه و بی هویت ! با نامهای جعلی به جای همسر گرامی من و علی الخصوص دختر مومنه اینجانب کامنت می گذارند و به خیال خام خود تصور می کنند می توانند من و خانواده ام را ترور شخصیت کنند !!
و چه خیال خامی ! این کور دلان که از مشاهده خورشید حقیقت عاجزند ! خفاش وار با یکدیگر متحد شده و سعی در هتک حیثیت خانواده کمالی و حرمین شریفین !! دارند !!!
بنابراین این جانب اقای مهدی کمالی بدین وسیله انزجار و نفرت مقدس ! خود را از این کوردلان نابینا اعلام می دارم و به اطلاع امت شهید پرور و همیشه در صحنه می رسانم که :
هر کامنتی که به نام یکی از اسامی مقدس !! من یا خانواده ام منتشر شده و در ذیل آن آدرس وبلاگ دلقک و ای میل وی نباشد صد در صد جعلی و تقلبی و از درجه اعتبار ساقط است !!!!
بلی ! بلی ! بلی ! همین طور که ملاحظه فرمودید با این کامنت انقلابی مشت محکمی بر دهان این اجانب خود فروخته و نوکران آمریکای جهانخوار و مداحان این اقای به اصطلاح شراگیم کویبده شد و چسان رسوا شدند !!!
در ضمن مدارک محکمی درباره رشوه و شانتاز این افراد خود فروخته و اخذ دلار و پول از امریکای جهانخوار در دست که بزودی در اختیار امت شهید پرور قرار خواهد گرفت !!
بلی ! بلی ! بلی !
کامنت های خانواده کمالی اصل را با مارک عقاید یک دلقک از نزدیکترین نمایندگی مجاز خانواده کمالی بخواهید !!!
امضا : اقای مهدی کمالی ( با فتح م ! )
معصومه خانم کمالی !
فرزندان : اقا مجتبی و اقا مصطفی !
ساجده خانم ( شاخه گلی از بوستان عفت و پاکدامنی و عطر ایمان ! )
محدثه کوچولو شیرین زبون که تازه نماز رو یاد گرفته !!


February 21, 2007 12:27 PM
جودي   ( web | email )

اريك و جماليها ايضا بي بي و روحش!
دستتون درد نكنه. يه حالي به اين كامنتدوني دادين


February 21, 2007 12:10 PM
ناشناس   ( web | email )

اريك و كمالي جور اين پست بيمزتو كشيدن


February 21, 2007 12:06 PM
خانم كمالي   ( web | email )

پسرم اريك جان سلام
از اينكه همسرم و دخترم ساجده توانستند نور ايمان به پروردگار را به قلبت بتابانند و تو در مسير حق و هدايت الهي قرار گرفتي خدا را شكر مي گويم و از خداوند منان خواستارم اين وصلت مبارك و ميمون باشد. پسرم من به عنوان مادر ساجده بااين وصلت موافقم اما نظر نهايي را همسرم آقاي كمالي بايد بفرمايند. فقط شما قبل از اينكه تشريف بياريد خواستگاري تشريف ببريد مركز ختنه تهران و مسلمان بشيد چون ما اصلا به غير مسلمان دختر نمي دهيم. بعد از ختنه شدن انشااله بيا پيش حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج آقاي محلمون اشهد بگو و بعدش به سلامتي و مباركي اين نكاح انجام شود.

پ.ن: دخترم ساجده از اينكه اومدي اينجا و به اين پسره نخ دادي اصلا خوشم نيومد. از وقتي رفتي دانشگاه انقدر دريده شدي . ولي خوب تو ديگه بزرگ شدي خودت بايد تصميم بگيري ولي حواست باشه رو حرف پدرت حرف نزني.


February 21, 2007 11:45 AM
eric   ( web | email )

ای بی بی دو عالم (( ببخشيد ! ای روح بی بی دو عالم)) شما که زمانی که خود بی بی در اين دنيا بود اينقدر بی رحم نبودی . شما که خودت عاشق بودی . دلت مياد با ابکش کنار اين عفيفه ای عقيقه و سرور دختران بهشت بزنی توی سرم! چرق چروق چرق (( قلبم شکست در اين صحنه)) اما شراگيم عزيز . اقا جان اگه تو الان بری توی غار يا لک يا چند جايی ديگه مه تنها باشی اين قوم الظالمين کله منو ميکننن . چون اينها بودن که سر شراگيم رو بردار کردن. تحقیرش کردن اون مقاله رو که دسیسه یکی از یاران دشمن بود رو بر سرش کوبیدند هی و این جوان ناکام از سرای باقی رفت و اونوقت.................
اینا میان سراغ من و من مثل جیسون بورن باید دوباره فرار کنم از کلکته تا ماداگاسکار از کاراکاس تا هلسینکی . از کلیولند اوهایو تا بریسبان یک گروه از اینها به رهبری روح بی بی مرحوم و متشکل ارايه و مونيکا و ......................... تا اخرش ساجده خانوم عفيفه و محجبه و باکمالات بيشوهر بشه .
راستی بابت اون جمله منزجر کننده که رفتی جلوی خونه ناموس ما گفتی : منکه ازت نميگذارم خدا هم ازت نميگذاره که هيچ شيطان هم ازت نميگذاره.......
I\'m here on the ground with my nose in it
since the whole thing began!
I\'ve nurtured every sensation
man has been inspired to have
I cared about what he wanted
and I never judged him!
Why? Because I never rejected him,
in spite of all his imperfections!

I\'m a humanist.
Maybe the last humanist.


February 21, 2007 10:17 AM
جوجو   ( web | email )

خوشبختانه امروز تونستم بدون فيلتر شکن سايتت رو باز کنم .درباره سوالی که پرسيدی.راستش آی اس پی ما تو رشته ولی درباره روند فيلتر شدن اينجوريه که خود مخابرات ليست بزرگی از سايتها و يا وبلاگهای معروف رو داره و این خودشه که تو وهله اول اونا رو فیلتر می کنه اما به کل آی اس پی ها دستور داده که اگر خودشون سایت یا وبلاگ به ظاهر مستهجن یا مورد داری پیدا کردن و از دست مخابرات در رفته فیلترش کنند. واسه همينه که بعضی ها می تونن بدون مشکل وارد يه سايتی بشن بعضی ها حتما بايد از فيلتر شکن استفاده کنند.

از اين نمونه خنگ بازيها ما هم تو آی اس پی مون داريم. طرف زنگ ميزنه به پشتيبانی ميگه به بخشيد خانم چرا من نمی تونه مکالمه خارج از کشور داشته باشم با کارتتون؟
منم ميگم واسه اينکه کارت ما کارت اينترنته
:-)


February 21, 2007 9:51 AM
روح بي بي   ( web | email )

اريك تو هم دست از اين تحريكات بردار وگرنه همونجا جلو مهمونا آبكش پر از آب رو مي زنم وسط ملاجت. البته اگه ساجده زنت بشه و تو داماد باشي. من كه چشمم آب نمي‌خوره.


February 21, 2007 9:42 AM
sfh   ( web | email )

سلام شراگيم
من از خواننده های هميشگی وبلاگتم اما کمترنظر مينويسم
اين بارم اومدم بگم که نبايد عکس العمل نشون داد چون اونوقته که اينا فکر ميکنن کارشون خوبه و اداامه ميدن بی تفاوت باشی بهتره


February 21, 2007 9:41 AM
روح بي بي   ( web | email )

هي راستي فكر كنم كمالي سفارش منو كرده بود. رفتارشون با من مثل كسانيه كه تصور مي‌كنن اصلاح شدني باشه!!! جناب كمالي جبران مي‌كنم. ايشالله برا عروسي ساجده خانم خودم ميام تو آبكش آب مي‌آرم !


February 21, 2007 9:40 AM
روح بي بي   ( web | email )

وايييييييي. من مردم از خجالت. آخرش مردم از دست شما و خونم افتاد گردنتون. شراگيم تو كه خيلي با جنبه بودي فكر كنم همنشيني با رفيق حسسسسساس اينجوريت كرده. يك كم تو انتخاب دوستان دقت كن. من هم اينجا از تو جهنم دعات مي‌كنم. به كمالي هم ديگه زياد توجه نكن. آخه دلم برات تنگ مي‌شه دوست دارم ۱۲۰ سال ديگه اينجا ببينمت! من البته قرار بود برم بهشت ولي با گناهي كه مرتكب شدم و دل تو رو شكستم يه راست فرستادنم اينجا. بي انصافا حتي نذاشتن يه كلمه حرف بزنم. گفتند: بي بي خانم تو همين كه دهنت باز شه كلي وقت ما رو مي‌گيري. يك كلمه و دو كلمه تو مرام تو نيست! هر چي گفتم بابا مگه اينجا نظرخواهي وبلاگه؟ من جدي جدي تو كلمه بيشتر حرف نمي‌زنم ولي به خرجشون نرفت. برا همين بدون كوچكترين فرصتي من رو فرستادند اينجا تو طبقات بالاي جهنم. ولي هواش به بدي اون پايينا نيست! فكر كنم اينجا پنت هاوسش باشه! اريك اين آتيش ها رو تو روشن كردي ها. وگرنه شراگيم تو لك برو نبود. بيا درستش كن خودت نازش رو بخر تا من يه جوري جيم شم برگردم


February 21, 2007 9:27 AM
مونیکا   ( web | email )

سلام
ببین اینجا هم گاهی بلاگت راه نمی ده یعنی یه وقتایی این جمله مزخرف مشترک گرامی .... می کوبه تو سرت یه وقتیم چشم ما به جمال بلاگتون روشن می شه.
شراگیم جان یه انتقاد کوچیک ربطی هم به این پست نداره.
یکمی به قومیتها بیشتر احترام بزار من اصلا بحثم سر افغانیها نیست اما گاهی جای مزاح رو با تمسخر عوض می کنی.امیدوارم از اون تهرانیهای از خود متشکر نباشی که بچه های جای دیگر رو اخ می دونن و فکر می کنن هوش و فرهنگ مختص تهرانیهاست و بس.
راستی این شعر خیلی ظریف و جالب بود مرسی
موفق باشی


February 21, 2007 9:14 AM
eli   ( web | email )

man midonam to akharesh ba man ezdevaj mikoni


February 21, 2007 8:58 AM
شراگیم   ( web | email )

اريک جان...جانا سخن از زبان ما می گویی...! تازه تقلب چيه...؟من که با همين زبون الکن خودم گفتم متن رو يه بنده خدايی برام ايميل کرده...یه جوری میگن شراگیم گاف داده و مچش رو گرفتیم و تقلب کرد و از این حرفا که انگار من گفتم پرینت این مکالمه ها رو خودم شخصا از تلفنخونه مایکروسافت توی انگلستان گرفتم و برای اولین بار دارم منتشرش میکنم...آخه چه مردومونی هستیم ما ...؟! اگه اين نوشته رو قبلا توی وبلاگ يا مجله ای خونده بودم که نميومدم با اين ذوق و شوق براتون تعريف کنم...
فعلا تا اطلاع ثانوی توی لکم...حوصله هیچکدومتون رو هم ندارم :( شماها از اونایی هستین که اگه یه نفر آدم خجالتی بعد از کلی کلنجار رفتن با خودش بخواد توی جمع یه جوک به خیال خودش دست اول تعریف کنه به وسط هاش که میرسه میدوین توی حرفش و میگین بهش برو بابا...بی مزه...این که تکراری بود...یخ کنی با این جوک گفتنت...و طرف رو با این حرف نابود میکنین و حس جوک گفتنش رو در نطفه خفه میکنین...اگه آدم مرام داشته باشه تا ته جوک رو گوش میده و برای اینکه طرف ضایع نشه یه هر هری هم میکنه آخرش...همون که گفتم...بد مردمونی شدیم ما...!!:(


February 21, 2007 8:27 AM
eric   ( web | email )

بزرگواران عزيزان دلبران سيمين تنان پری رويان مه پيکران شوی داران بي بی يان
بابا حالا يک بار این شراگیم اومد یه تقلب کو چولو کرد همه ما اونهایی که یک نیمچه سوادی داران و اونهایی هم که همون رو نداران مثل من این مطلب رو خوندیم یا به عینه دیدیم . بعد از ۴ قرن يکبار ديگه بيدادگاه تفتيش عقايد داره در مورد اين شراگيم بيچاره تشکيل ميشه . دليلی نداره در لفافه ماچ بوسه خيلی باحالی اين گاف کوچولو رو چماق کنيم بزنيم تو سر اين شراگيم . اين پسرک تو پست قبلی در مورد دختر ايداه الش مطلب گذاشت و با فاصله کمی هم اين پست رو رو کرد . خوب معلومه چون هنوز در هوای سيمين تن رويايی خودش بود و از طرفی دوستش هم اين مطلب رو براش ميل کرده بود اومد ثواب کنه دل دوستش رو به دست بياره که اينطوری شد . حالا اينو هی به رخش بکشيد. هی بگید چلچراغ و نمی دونم حسین اقا شبستری این مطلبو گذاشته بوده تو بلاگش يه کاری بکنيد اين دوباره دپرس بشه بره تو غار گوشه عزلت اختيار کنه يا مثل اقای کمالی (( حال صبيه محترمه چطوره قربان؟)) بره ثبت نام کنه بشه سرباز امام زمان؟ همين رو ميخوايد؟ راستی جناب کمالی برای اين امام زمان کجا ثبت نام ميکنند من هم دلم ميخواد فدايی ايشون باشم .
(( مارسل به من ميگه خاک بر سر ساجده کمالی نديده ات. پاچه خوار ساجده ذليل ))


February 21, 2007 6:04 AM
پانی   ( web | email )

برای من که فلتر نيستی. راستی من يه سوال بی ربط بپرسم اينکه بعضی وقتا از رو آی پی کامنت گذارات مچشون رو ميگيری چه مدليه؟ مگه آی پی ديناميک نيست؟ چه جوری آی پی اونها تو دو تا نظر خواهی مختلف يکيه؟


February 21, 2007 2:11 AM
آرایه   ( web | email )

شوي گرامي ما اين را برايمان ايميل كرده بود و بسي مثل شما باهاش ذوقيده بود!
يك بار اومدم ديدم كه تكراري بيد.
گفتم اي بووووووي!
يكي اينجا اراجيف خوشگل و باب طبع مينوشت كه اون هم داره به دسته گشاد هولان ميپيونده!
نكن اين كارو شراگيم!
حيف كه اينجا شكلك بوسه نداره!!!!
:*)
شد؟!


February 21, 2007 1:09 AM
سوسن   ( web | email )

شراگيم به نظرخودت تقلب نکردی ؟


February 20, 2007 10:47 PM
بي بي   ( web | email )

راستي اين رو هم مي‌نوشتي كه يه بار بي بي خانم كيس كامپيوتر رو مي‌زنه زير بغلش - بگو ماشالله!- مي‌ره دم مغازه و مي‌گه: آقا اين خراب شده جاليوانيش در نمي‌اد!!!!!


February 20, 2007 9:47 PM
بي بي   ( web | email )

شراگيم جون مي‌گم وبلاگ رو بسپر دست جناب كمالي و ساجده خانم و اريك خان و خودت رو راحت كن! تازه از بار گناهانت هم كلي كم مي‌شه. اريك هم كه ديگه به راه راست هدايت شده و مورد نداره. مطالب و نظرات اينا از مطالب وبلاگت بيشتره. در ضمن اين مطلب تكراري چي بود اينبار گذاشته بودي؟ حالا ما كه برومون نياورديم ولي چند وقت قبل گذري شبيهش رو تو وبلاگ زهرا خانم! ديده بودم.


February 20, 2007 9:45 PM
آیدا   ( web | email )

سلام
ميدونی ... من از اين ادم ها يک جورايی خوشم مياد .. يک جورايی باحالند ... يک جورايی همچين خنگوليشون ادم را قلقلک ميده .. من هم از اين تلفن ها زياد دارم .. البته توی زمينه های ديگه ... کلی باهاشون ميخندم .. حرص خوردن که فايده ای نداره ...


February 20, 2007 9:13 PM
لیلا   ( web | email )

اول اینکه شعر ایرج میرزا خیلی باحال بود :دی همینطور کامنت های اقای دلقک با نام کمالی محشره . اینقدر بامزه نوشته که اشکم دراومد از بس خندیدم . همونطور که در ایمیل هم بهت گفتم واسه من هم که شهرستان هستم با یه ای اس پی وبلاگت فیلتره و با این یکی که الان کامنت گذاشتم مشکلی نداره (بزنم به تخته ) جدا عجب اوضاع شیر تو شیریه ! شده حکومت ملوک الطوایفی . هر کدوم یه غلطی میکنند !


February 20, 2007 8:34 PM
eric   ( web | email )

مژده ای دل که کمالی نفسی مياد که ز انوار خوشش نميدونم چی چی نميدونم چی چی حافظا .
با سلام و درود بی پايان به همه عشاق جهان فانی و باقی . منت خدای را که در اين روزهای طلايی گرويدن اين حقير سراپا گناه و الودگی به هوای نفسانی و وسوسه شيطانی (( دوشيزه ساجده عزيز حال شما چطور است ؟ دانشجو هستيد نه؟)) پيک صبا خبری برايم از ان مجسمه طهارت و پاکی و نمونه و اسوه و سرور دختران بهشت به ارمغان اورد . ساجده عزيز؛ من سوات زيادی ندارم . ان کمالی صفت ؛ ان پير دير ؛ ان مرشد اهل طريقت ؛ اقای کمالی ابوی گرام تان مرا ميشناسند . شاگرد کله پزی ناچيز که در مطبخی در حدود خيابان فردوسی نان حلالی در مياورم تحفه درويش . به ان سد جوع مينمايم و گاهی نيز کتاب فارسی دوم ابتدايی را ميخوانم تا سواتم زياد شود . من نميدانم عشق بهتر است يا ثروت! ببخشيد يا دوست داشتن ولی ميدانم بزرگی از برزرگان فرمودند عشق اين جهانی و وافاداری به معشوق تمثيلی است از عشق به خالق بزرگوار .(( برای همين مراسم هيروس گاموس در بعضی از فرقه های خداپرست به صورت جمعی اجرا ميشود)) ما نفس اماره نميدانيم چيست چون ما يا از دهانمان نفس ميکشيم يا از بينی مان . ببخشيد بر بيسواتی خودمان شرمگين هستيم و اميدواريم در کنار ان سيده دوشيزه عفيفه عتيقه (( ببخشيد عقيقه)) بتوانيم کاستی هامان را کاور کنيم (( بپوشانيم)) و ان دوشيزه محترمه مکرمه برای مان ملجاء و پناهی باشد در کوران حوادث روزگار و وسوسه های شياطين دو پا و چهار پا و ايضا سه پا و بدون پا. اهل تهرانيم روزگارمان بد نيست خانه در شاب دوال عظيم داريم و مستاجری بيش نميباشيم ولی اميد به رحمت پروردگار تعالی داريم که اين نو ايمان عاشق صفت باحال مرام را ياری نمايد . دل در گروی عشق دختر مرشد مان سپرديم که سوات مان را افزایش دهیم(( حال سرکار چطور است فرموديد دانشجو هستيد ؟ چه تلمذ مينماييد)) گاهی به تلخک و شراگيم سری ميزنيم تا دلمان وا شه . يزيد اين شراگيم و تلخک خوب مينويسند . راستی ساجده جان اين بوستان عفت و طهارت که شما برايمان شاخه گلی از انجا اورديد از بوستان ملت در خيابان ولی عصر بالاتر است يا پايين تر؟ شما را به محاسن پدر محترمتان اين جور سئوالهای سخت را بگذاريد و در اندرونی از ما بپرسيد شب که خانه بوديم(( انشالله مزدوج شديم رفتيم خانه خودمان)) با هم مباحثه می کنیم و به جای گناهانی مثل غيبت و کارهای بدی که اين شراگيم بلد است و من نميدانم مينشينيم و با هم در مورد اين سئوالات تبادل لينک مينماييم . يا علی گفتيم و رفتيم . بابا را ببوسيد .
بگوييد اريک گفت : غلامم عبدم عبيدم نوکرم . ظرفها را بگذاريد ما بيايم بشوريم . راستی از اشعار ايرانی خوشتان ميايد يا اونور ابی ؟
يا حق!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


February 20, 2007 8:04 PM
شراگیم   ( web | email )

آخرش من به اين ساجده خانوم تجاوز ميکنم...حالا ببينيد کی گفتم!! :))


February 20, 2007 7:39 PM
ساجده خانم کمالی !   ( web | email )

یا شاخه گلی از بوستان عفت و پاکدامنی به همراه عطر (etr !) شمیم ایمان !!!

به اریک : برادر گرامی . تجلی نور ایمان در دلت مبارک باد !!
بلی ! یا علی گفتیم و عشق اغاز شد !
بلی ! عشق خدائی و الهی ! عشق واقعی ! و نه از این عشق های مجازی که صد البته جز هوی و هوس و شهوت هیچ نیست و فقط افرادی گرفتارش می شوند که هدفشان از زندگی فقط خور و خواب و شهوت و برآورده کردن تمایلات نفس اماره شان است ! (مانند این اقای به اصطلاح شراگیم !!! )
برادر گرامی . از شما سئوالی دارم : به نظر شما دوست داشتن برتر است یا عشق ؟
عشق واقعی همان نوری است که در کربلا متجلی شد و اتش به همه عالم زد !!
عشق مجازی توسط نگاه های ناپاک و شهوت الود بوجود می اید و حال قضاوت کن چه فرق های بزرگی با عشق مجازی دارد ! ببین تفاوت ره از کجاست تا کجا ؟
بلی !! به عنوان مثالی از عشق حقیقی و عرفای می توان به غزلیات عارفانه امام راحل ( قه ) اشاره کرد . و این عشق را کسانی می فهمند که سر سجده بر استان احدیت گذارده باشند !
بلی ! یا علی گفتیم و عشق اغاز شد !!


February 20, 2007 7:04 PM
دلقک   ( web | email )

عقايد يک دلقک در تهران هم فيلتر شد . البته برای بعضی از ای اس پی ها . ظاهرا چند روزی هست که اينطوره و من خبر نداشتم .


February 20, 2007 6:52 PM
Saghariii   ( web | email )

اينارو که آدم می خونه به خودمون اميدوار ميشيم ديگه کاربرای شرکت ما به اين بدی نيستن ... فقط کارت رو ميزارن تو فلاپی درايو می خوان کانکت شن ... همين ....


February 20, 2007 6:25 PM
eric   ( web | email )

ببخشيد.
فردا نوشت: ان چرق چروق های ابتدا صدای شکستن قلب بی ايمانم بود.
اساعه ای ادب منظورم هست. چون چند حرفش افتاد !!!!!!!!!
حال دختر خانوم چطور است سرکار عليه محترمه عفيفه ای عقيقه خوب هستند؟
از ايشان سئوال بفرماييد با لئونارد کوهن حال ميفرمايند ما بخوانيم؟


February 20, 2007 5:43 PM