اوضاع خیلی بدی ست...حوصله خودم را هم ندارم...واقعا آدم بدی شده ام...یکی از بهترین دوستانم دیروز پیش من آمد و گفت که به مشکل مالی برخورده است و نیاز مبرم به سیصد هزار تومان پول دارد...پول داشتم اما به او قرض ندادم...به او گفتم که پول دارم اما قسم خورده ام که دیگر به کسی پول قرض ندهم...برایش ماجرای پول قرض دادنم را گفتم...گفتم که دو سال پیش یکی از دوستانم پانصد هزار تومان پول زبان بسته من را گرفت که یکماهه پس بدهد و نشان به آن نشان که هنوز نصف پول را هم پس نداده است...دو سال است که دارم پول خودم را ذره ذره از او گدایی میکنم...! گفت یعنی تو به من اعتماد نداری؟ گفتم چرا...اما به آن رفیق سابقم هم اعتماد داشتم که پولم را دو دستی تقدیمش کردم...!
من یک زمانی به نظرم رذیلانه ترین کار این بود که آدم پولش را توی بانک بگذارد و بعد یکنفر نیازمند از او کمک بخواهد و او ترجیح بدهد پولش توی بانک باشد تا اینکه با قرض دادن آن برای مدتی محدود گرفتاری همنوعش را بر طرف کند...آن روز اولی که دوستم آمد و از من پانصد هزار تومان قرض خواست بدون ذره ای تردید و بلافاصله پولم را به او قرض دادم تا گرفتاریش برطرف شود...خوشحال بودم از اینکه توان این را دارم که به دوستم کمک کنم...پیش خودم فکر میکردم چقدر احمقانه و رذیلانه است اگر ترجیح بدهم پولم بلااستفاده توی بانک باشد و آنوقت بهترین دوستم مثل مرغ پرکنده لنگ پانصد هزار تومان پول باشد...!
این دوست من بزرگترین ضربه را به من زد وقتی قول و قرارش را با من زیر پا گذاشت...نه به خاطر پانصد هزار تومان پول...به خاطر اینکه آن شراگیم بخشنده و دست و دل باز را تبدیل کرد به یک شراگیم خسیس و گدا صفت که حساب ده شاهی اش را هم دارد...!
اعصابم واقعا به هم ریخت...یک دوست خوب را شاید برای همیشه از دست دادم...
shery jon
1 asle akhlaghi vojod dare be name sedaghat
be nazare man shoma sedaghat darin
va in bozargtarin chizi hast ke ye nafar mitone dashte bashe
belakhare bayad ma iraniya yad begirim ro dar bayesti ro kenar bezarim
May 22, 2007 12:54 PM
يک روانشناسی توی برنامه تلويزيونی ميگفت يک دوستم اومد و ازم پول خواست گفتم بهت نميدم . با تعجب نگاهم کرد . گفتم ببين تو اين پولو ميگيری و ميری و پشت سرت رو هم نگاه نميکنی و من هی باهات تماس ميگيرم و ... خلاصه دوستی ما به هم ميخوره و پول من هم ميره . بگذار اگه ميخواد دوستيمون به هم بخوره قبل از اينکه پول من بره اينطور بشه !! ولی من فکر ميکنم بايد پول قرض داد اما به جاش ميشه چک گرفت تا مشکلی پيش نياد
April 30, 2007 5:10 PM
سلام شری جونم بازم که داری غصه ی اون وبلاگرو ميخوری که نوشته هاتو دزديده ..... واسه تو هم که کلی ادم نظر ميدن .... غصه نخور ديگه .... از بس که خوشگل مينويسی همه مطلباتو ميدزدن ... مواظب باش خوت.و ندزدن ... بوسسس
April 6, 2007 1:19 PM
به هر کس اونقدر پول قرض بده که بتونی بی خیالش بشی و بابا بخدا فحش رو اینجوری باید نوشت نه فوحش
یه داورمعروف هم هست که خیلی بد حسابه
April 6, 2007 12:31 AM
اتفاقی نه چندان مشابه برای من افتاد و دوستی ۴۰۰۰ دلار به من ضرر زد و من ۸۵۰ دلار آن را از او گرفتم. آيا من آدم بدی هستم؟ راستش اگر نمی گرفتم حس بدی داشتم و حالا که گرفتم هم حس خوبی ندارم. هر چند که گرفتنش بهتر از نگرفتنش بود چون که طرف عين خيالش هم نبود و حتی يک بار نپرسيد که خرت به چند من؟
April 4, 2007 5:48 PM
من خودم روی هیچ کس رو برا اولین بار زمین نمیندازم. اما یه سقف تعیین میکنم واسه هرکسی که حداقلش ۵۰ هزار تومن هست. و حتما ازش تاریخ دقیق پرداختشو میپرسم اگه به قولش وفا کرد اعتبارشو بیشتر میکنم تو ذهنم اگه هم نه دیگه بیخیال خودشو پول میشم.
April 4, 2007 1:30 PM
سلام شراگيم عزيز. من مثل تو هستم و شرايطي مشابه تو دارم. ولي به هر حال بايد قبول کنيم که همه آدما مثل هم نيستند. مسئله براي ما اينه که چطوري اينرو تشخيص بديم. به هر حال اميدوارم اون دوستت دوباره برگرده. خوش باشي.
April 4, 2007 1:19 PM
سلام. من شما را چپاندم گوشه ی وبلاگم. گفتم که گفته باشم.
اون پست اپيدمی حماقت هم خيلی باعث همذات پنداری ام گرديد.
احتياط واجب است که توی دوستی ها حرف پول وسط نياد.
April 4, 2007 11:34 AM
می دونی شراگیم جان به یک موضوعی فکر می کنم و اونم اینه که اگه این وبلاگ مال دوستی بود که از شما پول خواسته بود و دریافت نکرده بود و در اینجا شرح ماوقع رو می نوشت باز هم همه طرف شراگیمو می گرفتن یا این که با اون همدردی می کردن. به نظرم مهم اینه که کی بتونه بره پشت تریبون. اونوقت حق هم با همونه. مهم نیست در این وسط بحث چی باشه. ولی من هنوز هم با همون دیدگاه موافقم که آدم بهتره ابله تصور بشه تا تبدیل به یک آدمی بشه که با خودش دچار کلنجاری اخلاقی بشه. البته این فقط در مورد خودمه حق قضاوت در مورد رفتار شما رو به خودم نمی دم.
April 4, 2007 10:01 AM
هميشه بودن ادم هايی که به خاطر اطرافيان ثروت هاشونو به باد دادن و بعد تبدلی شدن به يه ادم که ذره ذره حساب پولشو داره و شده يه ادم صرفه جو
April 4, 2007 9:33 AM
خیلی ناراحت نباش شراگیم. طرف نوشته های دیگران رو می دزده بعدشم برای خودش کامنت میذاره. اونطوری که من دیدم در یه مورد ( دختر رویاهای من) نویسنده ۵۳ تا کامنت فقط ۷ نفر بودن. بذار خوش باشه.
April 4, 2007 4:53 AM
نازی جان (شماره ۴۱) :
عجب دوره زمونه ای شده...يه نفر به اسم مانی مطالب وبلاگ من رو برداشته برای خودش توی اون وبلاگ و به اسم خودش داره منتشر ميکنه...!:))))
عجب بابا...چند تا از نوشته های خارخاسک هم هست...جالبش اينه که طرف کلی هم خواننده و ويزيتور داره و کلی ملت براش کامنت ميذارن...!
ای تف به اين روزگار!!:)
April 4, 2007 1:24 AM
جوانمردی...
جوانمردي از بياباني مي گذشت . ازمسافتي دور آدمي را ديد نقش بر زمين . خواهان كمك . با سرعت تمام به سوي او شتافت . غريبي بود .تشنه و گرسنه . در حال جان كندن .
از اسب پايين آمد ، مشك آب را بر لبهاي خشكيده او گذاشت . آنقدر آبش داد تا سيراب شد.
…. جاني دوباره گرفت و رمقي تازه پيدا كرد . اما به جاي آن كه شكوفه هاي مهر و عاطفه را تقديم منجي خويش كند. تيغ بر او كشيد و تا مي توانست از نامردي و قساوت دريغ نكرد.
آنگاه پيكر مجروح و زخم خورده او را در آن بيابان برهوت رها كرد سوار اسب او شد كه برود…
جوانمرد كه هنوز نيمه جاني در بدنش بود ، با اشاره او را صدا كرد و گفت :
ار كاري كه كردي در هيچ مجلسي سخن مگو!
مردك از سر شگفتي علت اين امر را جويا شد .
او پاسخ دادو گفت :
تو اكنون يك جوانمرد را كشتي. اما اگر بيان اين موضوع نقل مجالس شود فتوت و جوانمردي كشته خواهد شد . آنگاه هيچ مرد رشيدي را نخواهي يافت كه در بيابان دست افتاده اي را بگيرد.
April 4, 2007 1:20 AM
شراگيم زند ۲(شماره ۳۷) :
بابا این سهیل ما که به یک میلیون میگه تتمه حساب...! اونوقت بیاد از من یه لا قبا پول قرض کنه؟ تو هم چه ساده ای ها...!:)
April 4, 2007 12:57 AM
ببینم اینم سایت شماست؟
http://maniooops.blogfa.com/
چرا هر جا یه اسمی داری؟
April 4, 2007 12:54 AM
حالا واسه اینکه اعصابت راحت بشه و عذاب وجدانت از بین بره یکی دو میلیون قرض بده ، یه ماهه میدم جون تو ;)
April 4, 2007 12:50 AM
شری جان از قديم گفتن حساب حساب ، کاکا برادر ... به قول بابای من اگر می خوايی دوستيت هميشه پايدار بمونه نزار پای پول وسط کشيده بشه ... چون از همون جا تخم نفرت و درگيريها کاشته می شه ...
April 4, 2007 12:31 AM
مساله این نیست که به دوستت چقدر نزدیک باشی. مساله اینه که دوستت رو از نظر اینکه به دوستیتون احترام بذاره چقدر بشناسی. اونوقته که می تونی بفهمی ارزشش رو داره یا نه.
البته این که چیزی نیس. من خودم دو ماه پیش برای چهارتا از دوستام پیتزا گرفتم هنوز پولشو ندادن!!! البته با خودم می شدن چهارتا! ولی من هنوز باهاشون رفاقت دارم!!!
April 4, 2007 12:09 AM
این دلقک با اینهمه ادعاش اومده از تو ۳۰۰ تومن پول قرض کرده؟!!!! عیب نداره از قطع ارتباطش متضرر که نمیشی هیچ سودم میکنی....دلقک شیم آن یو
April 3, 2007 10:39 PM
درك ميكنم چي ميگي.اون دوست اولي لياقت دوستيت رو نداشته.دومي داشته باشه يا نه ديگه ذهنيت تو عوض شده.اونم بايد درك كنه.خيلي سخت نگير.تو دوست خوبي هستي.همين عذاب وجدانت نشونهي اينه.
April 3, 2007 10:30 PM
به اکثر آدمايی که پول قرض ميدی ُعلاوه بر پول دوستيت هم ميره. اگه پول قرض داده بودی هم باز اعصابت يه جور ديگه خورد بود.فرقش اينه که ناراحتی قرض ندادن زود فراموش ميشه ولی ناراحتی قرض دادن هر وقت که تقاضای پولت رو ميکنی دوباره زنده ميشه و ممکنه سالها ادامه پيدا کنه.(اسمايلی خنده )
April 3, 2007 9:19 PM
شراگيم جان فكر كنم اگه پول را قرض داده بودي, به اندازه الان كه اين كار را نكردي عذاب وجدان نداشتي و اعصابت خرد نبود. همين كه اين قدر نگران خدشه دار شدن دوستيتون هستي با ارزش و قابل ستايشه. دوستت هم اگر كمي منطقي تر فكر كنه مطمئنا ازت دلگير نمي شه.
April 3, 2007 7:45 PM
اینجاست که میگن دروغ مصلحتآميز به ز راست فتنهانگيز! باباجون يه کلام میگفتی: ندارم! دوستيت هم سر جاش باقی میموند!
April 3, 2007 6:40 PM
شراگيم جان بيخود خسيس بودنت رو گردن اين و اون ننداز يادم نرفته که هنوز جورابهای تامی من رو بهم ندادی و همچينی دودره کرديش رفت
April 3, 2007 6:13 PM
شراگیم مطلب انتخابی تخته سیاهت مثل همیشه عالی بود . و پست امروزت هم ... ! چی بگم ؟! اگه تو یه بار برات اتفاق افتاده من شاید سال گذشته برای بار دوم به معنای واقعی کلمه مثل یک الاغ واقعی ! به دوستی قرض دادم که قبلا همین بلا رو البته در مقدار نه چندان زیادی سرم اورده بود اما چنان مظلوم نمایی کرد که اگه بهش پول رو قرض نمی دادم فکر کنم خودم تا چند شب خوابم نمی برد اما این جناب در نهایت ارامش توام با بدقولی بعد از هشت ماه هنوز داره یابو اب میده ! دیگه با خودم عهد کردم دو تا کار رو اگه بمیرم هم انجام ندم : یکی قرض دادن به ادم بدحساب دوم ضامن وام و اینجور حرفا برای دوستان شدن . چون از این مورد دوم هم یک بار بد جوری سرم به سنگ خورد . از دست دادن یه دوست اون هم به دلیل بدبینی ناشی از رفتار دیگران خیلی بده اما از طرف دیگه اینکه به دیگری اعتماد کنی و بعد ببینی طرف تو رو احمق فرض کرده و داره به ریشت می خنده خیلی بدتره .
April 3, 2007 3:33 PM
You are not responsible for other people's life. Also if you want to help there are a lot more people in real need
not usually people around us. I admire your honesty.
April 3, 2007 3:19 PM
سلام. بار اول که دارم نظر ميدم .. اگه واقعن طرف يه دوست باشه بعد از اينکه حرفاتو شنيده نميره.. تو کار بدی هم نکردی که الان ناراحت باشی.. اختيار مالتم نداری؟؟؟
April 3, 2007 2:43 PM
مبينم که همه ايننجا درگير کامنت های بقيه هستن تا خود پستی که تو گذاشتی!
من ميخوام بزنم به جاده
تا ۶۰۰ تا خوبه!
ولی بالاتر نميتونم بدم ديگه!
عيديهام تموم ميشه!
توی شیراز خراب شده هم از اینها که گفتی نداریم!
بعدش هم اونجا دیلی چرت و پرت هست
روزی ۶۸۷۱۶۸۱۷۶۸۷ بار به روز میشه خوب!
ولی بقیه جاها نه!
April 3, 2007 2:21 PM
چون ميگی دوسته خوبی برات بوده ...پس کاش يه فرصت بهش ميدادی تا خوب بودنش رو با ادای به موقع قرضش يکبار ديگه ثابت کنه!
April 3, 2007 2:14 PM
راستش در این پستتان بیشتر حواسم نه به نوشته خودتان که به کامنت ها بود
باید وقتی بیشترها آمدند و خواندند برگردم و دوباره بخوانم
اینکه همه فکر می کنند دوستی که برای مقداری پول دوستی اش قطع شود همان بهتر که دوست نباشد را اصلا قبول ندارم
مگر می شود ؟ آدمی دوست است و ارتباط دارد تا چه شادی و چه گرفتاری خود را در جمعی انتخابی بگذراند.
و این حرف ها را درست نمی دانم.
من اگر باشم نمی دانم چه می کنم .
اما اگر نخواهم کمک اش کنم قطعا مستقیما به او نخواهم گفت پول هست اما اعتماد نیست.
اگر دوست نداریم به کسی در چنین شرایطی کمک کنیم یا نمی توانیم یا چشم مان ترسیده یا هر علت دیگری مهم نیست مهم این است که در چنان شرایط بحرانی نخواهیم محرکی دیگر در بحران عصبی فرد باشیم .
این بحث های معقولانه جای دیگری دارد.
اگرچه این فقط نظر من است.
April 3, 2007 2:09 PM
با حرفهای کامنت ۲ بيشتر موافقم نبايد همه ادمها را به يک چشم نگاه کرد ... همه به هم گاهی احتياج پيدا می کنيم اين بيشتر بر می گردد به شناخت ما از يکديگر... من دوست ندارم رو کسی را زمين بيندازم از پيامبر فکر می کنم باشه اين گفته که اگر کسی از شما چيزی طلب کرد حتی شده با وعده او را نا اميد نکنيد . به هر حال پيشنهادم اين است که حداقلی بهش کمک می کردی يا برمی گشت و يا اينکه می سوخت ۱ حداقل در درون خودت آرامش داشتی. هنوز هم دير نيست ؟!
April 3, 2007 12:56 PM
من بیچارم الان چن ماهه به پسر عمم 400 تومن دادم هنوز خبری نشده.بدبختی اینجاس که تازه رفته واسه خودش یه لپ تاپ خریده ولی پوله منو بیخیال. ای امان!!!!!!!!
April 3, 2007 12:21 PM
به نظرم کار درستای کردی. من خیلی به آدمها اهمیت میدم و تا جائی هم که بتونم براشون همه جوره مایه میذارم ولی در وهلهی اول مصلحت زندگی خودم و خونوادهام شرطه برام. به قیمت گرفتاری خودم (به جز برای نزدیکترین افراد بهام) حاضر نیستم کیهانی مایه بگذارم - یعنی حدود رو همیشه میسنجم و اگر مقدور باشه پا جلو میذارم.
April 3, 2007 12:11 PM
به علی (شماره ۸):
دوست عزیز اگر تمام داشت و نداشت یک آدم پونصد هزار تومن باشه و ازش بخوان همون رو قرض بگیرن مثل این میمونه که از یه آدم متمول بخوان پونصد میلیون بگیرن ... متوجهای؟ هر چی تو جیبات داری داشت و نداشتات هست و سخته به کسای قرضاش بدی و و طرف پسات نده.
این حقارت نیست دوست من.
April 3, 2007 12:06 PM
خيلی برام عجيبه که چه جوری بعضی ها از daily chert o pert من سر در ميارن!در حالی که من هميشه يا ادرس sunjoon.com رو ميذارم توی کامنت هام يا sunjoon.blogspot.com
به هر حال
من ميخوام يه دوچرخه خفن بگيرم!
فقط واسه اين نيست که لوس بازی در بيارم
راهنمايی بفرماييد لطفا!
April 3, 2007 11:56 AM
اول اینکه در دنیا جز یک نفریعنی دوست صمیمی ام ـ میم ـ عمرن به کسی پول قرض بدهم لااقل تا وقتی که شرایط مادی ام مثل امروز است . استثنای این قضیه برایم در مورد پول دوا و خرج بیمارستان است در صورت رویت مریض و آگاهی کامل از وضع مالی طرف.
April 3, 2007 11:31 AM
ummmmm!yade scruch oftadam!
age man boodam bazam midadam pool ro!nake tarif bashe!amma oosoolan ba inke kheyli zarbe khordam az kheyli doostan bazam ...
April 3, 2007 11:09 AM
دل و دماغ و روحیه تو رو هم داشتم خوب بود .من نگرانت بودم تو گردنه حیران تو این هوا چه می کنی .با اینحال همین که از تهران خارج شدی بازم خوبه .من همش خونه بودم
April 3, 2007 11:09 AM
آی حرص میخورم وقتی يکی پول قرض میگيره و پس نميده انقدر از اين بلاها سرم اومده که ديگه جرات نمیکنم بيشتر از ۵۰۰۰ تومن به کسی پول قرض بدم...الکی خودترو ناراحت نکن آقای خسيس(چشمک)...قربون يو
April 3, 2007 10:55 AM
برو توی سایت هادی سرا در پستو شعر وامگیر را بخون کمکت میکنه
April 3, 2007 10:44 AM
ای شراگيم خسيس و گدا صفت ! تو هنوز هم دوست داشتنی هستی نگران نباش .شری دوست داشتنی ...
April 3, 2007 9:54 AM
حس بديه ولي كار بدي نيست. يه جور ريسك نكردنه. قرار نيست آدم هميشه و همه جا تو زندگي ريسك كنه. موفق باشين.
راستي آقاي 8و9 موضوع چقدرش نيست همونطور كه شراگيم هم گفت موضوع عوض شدن شخصيت و منش آدم اونم توي مسيريه كه خودش هم راضي نيست.
April 3, 2007 9:39 AM
من هم دیگه نمیدم.250 دادم به یک بلاگر معروف پیچوند که پیچوند.
10میلیون هم دادم به کسی چند ماهه فقط یک چک دارم حرف هم میزنم میگه چک داری صبر کن صبر کن :(
April 3, 2007 9:18 AM
خوب کردی بهش پول قرض ندادی ! مگه تو تاحالا ازش پول قرض کردی که بهش قرض بدی . منم به يکی ۵۰۰ تومن دادم ولی هنوز پس نداده . يعنی ميگه ميدم تا آخر اين ماه !! راستی آخر سفرنامه رو ننوشتی چرا ؟
April 3, 2007 9:03 AM
اگه اون دوستو به خاطر پولي كه بهش قرض ندادي از دستش دادي... بهتر كه ديگه دوستت نباشه... كاملا دليلت قانع كننده بود... اين بلاها سر منم اومده... يكي مي گفت پول قرض بدي دوستتم از دست ميدي.
علي آقا( شماره 8 و9) به نظر شما هر كي زحمت مي كشه و پول در مياره بايد قرض بده و پس نگيره؟؟؟... حداقل يه آدرسي ميذاشتين شراگيم به دوستش مي گفت بياد از شما كه انقدر سخاوتمندي پول قرض بگيره... 300000 تومن تو اين زمونه كه پولي نيست!!!
April 3, 2007 9:01 AM
خيلی حقيری به خاطر ۵۰۰۰۰۰ تومان .
اون هم ۲ سال قبل
متاسفم برات
April 3, 2007 8:26 AM
خيلی حقيری به خاطر ۵۰۰۰۰۰ تومان .
اون هم ۲ سال قبل
متاسفم برات
April 3, 2007 8:26 AM
بگو: *دارم ولي نميدم!* اين جمله مد روزه. نگران نباش. تقصير اون بد قول اوليه. اون به تو نارو نزده . به همه ي رفيق هات نارو زده. گويا زندگی ها شده مثل قايق های يک نفره. هر کی مال خودش رو سواره. گاهی هم که بخوای به کسی کمک کنی و سوار قايقت کنی وقتی سوار شد ديد خطرناکه خودت رو پرت میکنه تو آب! چه دنيای زيبايی. لبخند بزنيد عکستون خوشگل بيفته!!!
April 3, 2007 7:24 AM
شراگيم عزيز....... دوستی که بخواد برای يول بهم بخوره همون بهتر که از دست بره......... خودت رو بيخودی اذيت نکن صداقتت قابل تحسينه که گفتی دارم و نميدم و دليلت هم کاملا منطقی و عاقلانه بوده .اکثر ادمايی که دور و بر ما مييلکند اشنا هستند و نه دوست ........ اونم تو اين دور وزمونه ... ثواب ميکنی و کباب ميشی.... رفيفتم رفيقتم رفيق بند کيفتم. ..... حالا چقدر داری بما قرض بدی شری جان؟
April 3, 2007 6:16 AM
همون بهتر که آدم به کسی پول قرض بده که امتحانش رو پس داده قبلن. وگرنه این دوستای معتمد اینقده پول قرض گرفتن و پس ندادن که دهن من صاف شده
April 3, 2007 5:39 AM
منم 100 تومن به یکی از دوستهام دادم که پس نمیده.یعنی گفته پس میدم ولی هنوز که هیچی دستم نیست.
از همینجا اعلام می کنم.دوست من بیا پول منو بده.لازم دارم.زود
خیلی بده که آدمو رو بد بین می کنی نسبت به قرض دادن.
شراگیم جان.من رو هم توی غم خودت شریک بدون.
April 3, 2007 4:39 AM
man jaye u bodam injor barkhord nemikardam va hadeghal nimi az pol ra be on dost meidadam injori ham khodet rahat tar meibodi va ham dostet momken bod nimi digar ra be dast biyareh va moshkelesh hal sheh shoma alan to yek donyaye bi etemadi be sar meibarei va motmaen bash dir ya zod kasy ba hamin dide BI ETEMADI be u chizi khahad goft ke u ra yadeh hamin khatereh emrozet bendazeh
shery jon
1 asle akhlaghi vojod dare be name sedaghat
be nazare man shoma sedaghat darin
va in bozargtarin chizi hast ke ye nafar mitone dashte bashe
belakhare bayad ma iraniya yad begirim ro dar bayesti ro kenar bezarim
May 22, 2007 12:54 PM