شراگیم
« چند نکته در رابطه با طرح اعتراض... | صفحه اصلی | یک سوال...؟ »
پیش نویس منشور آزادیخواهی مردم ایران...

نوشته ی زیر پیشنویس منشور طرح اعتراض است...به علت گرفتاری و بد قولی دوستانی که قول مساعد برای همکاری و همفکری در نوشتن این پیش نویس را داده بودند به تنهایی آن را تهیه کرده ام و حتما متن پیشنویس خالی از اشکال نیست...این پیشنویس چه از نظر نگارشی و چه از نظر محتوا میتواند تغییرات زیادی داشته باشد...این نوشته را به قصد تصحیح و تکمیل آن بخوانید و نظرات خود را در مورد آن بنویسید...به کمک همه دوستان و کسانی که تجربه و شناخت و سابقه بیشتری در مبارزات و اعتراضات اینچنینی داشته اند نیاز داریم...اگر در وبلاگستان و یا محیط حقیقی کسانی را می شناسید که نظراتشان میتواند در مورد این طرح و این منشور راهگشا باشد این طرح و این نوشته را به آنها معرفی کنید..در حال حاضر اولین قدم و شاید مهمترین قدم این است که افراد آگاه و مطلع در مورد این پیشنویس همفکری و همراهی کنند...پس اگر میخواهید برای پیشبرد این طرح کاری انجام دهید در انعکاس دادن آن کوتاهی نکنید...خیلی مهم است که این منشور همانقدر که شفاف و صریح است کامل و بی نقص و تاثیر گذار نیز باشد...عنوانی را که برای منشور اعتراض انتخاب کرده ام در اصل ایده ی دوست خوبی بود که با عنوان «آزادی برای مردم» در بحثهای مربوط به طرح اعتراض شرکت فعال داشت:

«منشور آزادیخواهی مردم ایران»

از آنجا که بر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر که به تصویب تمامی کشورهای عضو سازمان ملل رسیده است، هیچ حکومت و یا دولتی نمیتواند و نباید در قلمرو حاکمیت خود قوانین و مقرراتی را به تصویب برساند و یا به اجرا بگذارد که با اصول سی گانه اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز میثاق نامه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مصوب در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تعارض و تقابل داشته باشد و نظر به اینکه بر طبق اصل بیست و هشتم از اعلامیه جهانی حقوق بشر هرکسی حق دارد خواستار برقراری نظمی مدنی و بین المللی باشد که تحقق کلیه حقوق و آزادیهای مقرر در اعلامیه جهانی حقوق بشر به طور کامل در آن میسر شود؛ بنابراین ما جمعی از شهروندان ایران که قوانین، برخوردها و رفتارهای نظام حاکم را مغایر با منشور جهانی حقوق بشر و توهین و تعرض به شان، کرامت، شعور و حیثیت انسانی خود میدانیم، ضمن اعتراض به قوانین و برخوردهای موجود، خواهان به رسمیت شناخته شدن تمامی حقوق انسانی خود به طور کامل (مطابق اعلامبه جهانی حقوق بشر) به عنوان یک انسان آزاد و صاحب کرامت و اندیشه هستیم.

ما اعتقاد داریم که هیچ نوع حکومت و یا نهاد و یا فردی مطلقا و تحت هیچ عنوانی حق ندارد با دستاویز قرار دادن پاره ای مسائل مانند مذهب و سنن و یا باورها و اعتقادات، حقوق جهانشمول انسانهای تحت حاکمیت خود را تضییع و یا محدود نماید.

ما معتقدیم انسانها همگی آزاد و برابر هستند و قومیت، نژاد، جنسیت، عقیده و مذهب آنها نباید باعث محروم شدن آنها از حقوقی شود که مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر باید از آن برخوردار باشند.

ما به عنوان شهروندان جامعه ایران معتقدیم هرگونه فعالیت و مشارکت سیاسی در سیستم حکومتی فعلی ایران و در چهارچوب قوانین موجود قادر به
بازگرداندن حقوق تضییع شده ی ما به عنوان یک انسان آزاد نخواهد بود و تنها راهی که ممکن است ما را به حقوقی شایسته مقام انسانی برساند برگزاری همه پرسی برای تدوین و جایگزینی قوانینی مترقی و منطبق بر معیارها و ارزش های انسان مدرن و متمدن امروزیست.

از آنجا که هر حکومتی مشروعیت خود را از مردم می گیرد و نظر به اینکه نسل جوان و میانسال امروز ایران در همه پرسی جمهوری اسلامی در سال 1358 نقشی نداشته است،ما انتظار داریم که شرایط برگزاری یک رفراندوم آزاد و سالم برای همه مردم ایران فراهم شود تا مشخص شود که بعد از 28 سال تجربه ی امتزاج دین با سیاست آیا ملت ایران هنوز خواستار حکومتی دینی و اسلامی ست یا حکومتی سکولار و انسانی را انتخاب خواهد کرد.

از آنجا که امکان شرکت هیچ گروه و یا فرد و یا طیف فکری مخالف جریان حاکم در هیچکدام از دوره های برگزاری انتخابات وجود نداشته و ندارد و از آنجا که در دوره هشت ساله حاکمیت اصلاح طلبان نیز حقوق انسانی ما مطابق منشور جهانی حقوق بشر تامین و تضمین نگردید، و نیز با در نظر گرفتن اینکه جنبش اصلاحات حتی در مقام شعار هم فراتر از قوانین موجود نمی رود و داعیه تغییر دادن این قوانین را نیز ندارد ؛ ما معتقدیم دوران دل بستن به اصلاحات به عنوان راهی برای تحقق حقوق انسانیمان به سر رسیده است.

ما معتقدیم که موارد زیر از مصادیق نقض آشکار حقوق بشر در ایران و توهین به حیثیت و شعور انسانی افراد می باشد و باید با وضع قوانین جدید و مترقی جلوی آن بدون قید و شرط و فورا گرفته شود:
1- سانسور و قیم مآبی چه در حوزه نشر و رسانه و اینترنت و چه در سایر حوزه های فرهنگی،هنری، عقیدتی و یا اطلاع رسانی.
2- نبودن آزادی بیان و تحت تعقیب قرار دادن و زندانی کردن افراد به جرم نشر افکار سیاسی و یا عقیدتی غیر همسو با منافع و سلائق نظام حاکم.
3- دخالت و تفتیش در حریم خصوصی زندگی افراد و برخوردهای پلیسی با شهروندان(چه تحت عنوان مبارزه با منکرات و مفاسد و چه در قالب طرح هایی مانند جمع آوری ماهواره ها و مانند آن)
4- اجباری بودن حجاب اسلامی برای بانوان و برخورد و بازداشت زنان و دختران تحت عنوان مبارزه با بدحجابی.
5- غیر عادلانه و تبعیض آمیز بودن قوانین مربوط به زنان (قوانین مربوط به ارث، دیه، شهادت، ازدواج و طلاق، حضانت فرزندان و مانند آن)
6- وجود قوانین جزایی غیر انسانی و غیر متناسب با جرم انجام گرفته مانند اجرای احکام اعدام برای جرائم غیر جنایی و یا قطع عضو و شلاق و مانند آن.

نظر به اینکه حق اعتراض جزء حقوق اولیه شهروندی ماست ، برآنیم تا برای نشان دادن اعتراض خود و تا زمان احقاق حقوق انسانی خویش، نوار زرد رنگی را به نشانه اعتراض و همدلی و همراهی با دیگر معترضین به بازوهای چپ خود ببندیم. بدیهی ست تمام کسانی که با موارد مطروحه در این منشور موافقت دارند میتوانند به نشانه اعتراض و در اعلام همبستگی با سایر معترضین به این حرکت نمادین بپیوندند.
این حرکت یک حرکت کاملا مردمی ست و به هیچ حزب و گروه و فرقه ای مرتبط نیست و ما معتقدیم که در شرایط فعلی تنها راهیست که بتوانیم خواسته های خود را که امکان طرح کردنش در پای صندوقهای رای وجود ندارد مطرح کنیم و اعتراض خود را از طریق مسالمت آمیز و به دور از هرگونه اغتشاش و بی نظمی و خشونت به دستگاه حاکم و جهانیان نشان بدهیم تا شاید روزی همین اعتراض ها زمینه ساز استقرار دموکراسی در ایرانی شود که همواره در طول تاریخ مهد فرهنگ و تمدن و آزادیخواهی و عدالت طلبی بوده است .

توسط در June 9, 2007 6:46 PM |
نظرات
عماد   ( web | email )

سلام
بنظر من هم طرحت آرمانی‌تر از اونيه كه قابل اجرا باشه ولی نكته‌ای رو درش می‌بينم كه بنظرم ارزش امتحان كردن رو داره.
ما همه از مخالفت با دولت و نظام و ... حرف می‌زنيم و تو خيابون و اتوبوس و هر جايی هم كه بشينی داد يكی هواست كه آقا پدرمون رو در آوردن. ولی هيچ آماری حتی بطور نسبی نداريم كه چه درصدی از مردم با نظام مخالفن و مهم‌تر از اون اين مخالفتشون تا چه حديه و با كدوم قسمتش مشكل دارن.
اگر چنين طرحی عملی بشه حداقلش اينه كه موضوع روشن می‌شه كه مردم فقط حرف می‌زنن يا مخالفتشون عمليه و اينكه اين مخالفت تا چه حدی براشون مهمه. يه جور همه پرسی مداوم!
اما فكر می‌كنم بايد طرح رو كلی‌تر كرد و استفاده از بازوبند رو به يه هدف كلی‌تر مثل بازبينی در قانون اساسي هدايت كرد. چون پيش‌نويس حاضر كمی خاص بنظر می‌آد.
جالب اينه كه در تايلند مردمی كه از شاه حمايت می‌كنن و به دليلی اون رو دوست دارن يه جوری از رنگ زرد در لباس‌هاشون استفاده می‌كنن. از مچ‌بند و تی‌شرت بگير تا كلاه و ...
منظورم اينه كه محدود نشدن به بازوبند می‌تونه به فراگير شدنش كمك كنه.
به اميد روزی كه اين همه پرسی هم برگزار بشه و اصلاحات پيروز بشه.


February 3, 2008 6:59 PM
باران   ( web | email )

شراگیم جان تو بینظیری ، شهامتی عظیم داری، اما عزیز جان هوای خود را داشته باش. سر بزنگاه تنهایت میگذارند. امید بخش نیست میدانم، اما کشیده ام


June 25, 2007 1:25 AM
tina   ( web | email )

من واقعا شرمنده ام وسط این بیانیه حقوق بشری مطلب بی ریط میگم . اگه میشه اون بک گراند راه راه رو با یه چیز ساده عوض کنید . آخه میدونید بعضیها مثل من آستیگمات دارن یهو وسط خوندن مطالب و نظرات سرشون گیج میره از صندلی میفتن .
مرسی


June 21, 2007 4:31 PM
mas   ( web | email )

سلام جناب شراگیم حدود 4 ماهی هست که وبلاگت میخونم ولی تا حالا جلوی خودمو گرفتم و کامنت ندادم موضوعاتی که راجع بهش صحبت میکنی دغدغه خیلی ها از جمله خود منه,ولی بدجوری مغلطه اندازی می کنی به طوری که از اعتبار اصل موضوع کم میکنی و حرفی که می زنی بی ارزش میشه طوری که به نظرم وبت اصلا ارزش فیلتر شدن نداره,سعی می کنی خودتو منطقی شون بدی ولی خیلی استدلالات بچه گانست و واقعیت ها رو در نظر نمی گیری و فقط داری نون قلم روانت رو میخوری(البته اگه نونی میخوری)این طرح بازو بند زرد هم خیلی ابلهانست مسلما هیچ وقت توی ایران اجرا نمی شه به فرض محال هم که اجرا بشه؟چی میشه؟ماکزیمم میشه همون ماجرای 18تیر,یه عده از عوام میمیرن و یه عده ی دیگه از سران می خورن بعد چند وقتم اوضاع می شه همونی که قبلا بود شایدم بدتر,همین الانش ملت رو به خاطر مانتو سفید میگیرن و پدرشون رو در میارن حالا تو میای راجع به بازو بند زرد حرف میزنی؟
----------------------------------------------
باز هم دم شما گرم که با وجود مطالب بچه گانه و سطحی و مغلطه های من 4 ماه است که میخ وبلاگ من شده اید (احتمالا به خاطر همون قلم روونی هست که فرمودید)..و کاش چهار نفر مثل شما در اداره فیلترینگ وبلاگها وجود داشتن تا حدقل این سایه فیلتر از سر این وبلاگ کم بشه....اما اینکه فرمودید به خاطر بازوبند اتفاقی مشابه 18 تیر در ایران تکرار خواهد شد احتمالا نشانه اوج تیز بینی و واقع گرایی شماست...هنوز منشور چنین طرحی آماده نشده شما چطور متوجه شدید که قرار است عده زیادی به خاطر بستن یک بازوبند کشته شوند؟فکر میکنم زیاد احساساتی شده ای... راستی در کدام ده کوره ای امروز مردم رو به خاطر مانتوی سفید میگیرن و پدرشون رو هم در میارن؟ احتمالا شما ساکن شهر قم هستید و افاضاتتون بر اساس مشاهداتتون هست چون تا اونجا که من میدونم در شهر قم پوشیدن مانتو به جای چادر به خودی خود جرم محسوب میشه چه برسه به مانتوی سفید...به هر حال متشکرم به خاطر نکته سنجی های بی نظیرتان


June 17, 2007 7:43 PM
توالت   ( web | email )

اينجا هم خواستم تاكيد كنم كه استفاده از رنگ مانتو و پيراهن براي نشان دادن اعتراض بهتر از استفاده از بازو بند است. همان رنگ زرد يا آبي را اگر به جاي بازوبند در لباس ها همه گير كنيد حكومت نمي تواند برخورد كند در صورتي كه طرح بازوبند در همان شروع كار با قهري ترين برخورد از بين خواهد برد ولي به هيچ عنوان كسي شما را به خاطر پوشيدن پيراهن يا مانتوي زرد رنگ مواخذه نخواهد كرد در عين حال همه گير شدن اين لباس خصوصا در بين جوانان مفهوم اعتراضي خود را به وضوح نشان خواهد داد. (رنگ زرد بهتر از آبيست. زرد در مد جامعه كمتر استفاده ميشود و زودتر گسترشش جلب توجه ميكند.)
پيشنهاد ديگري هم دارم كه تفكر روي منشور آزادي خواهي و همچنين گسترش آن به هر نحو(وبلاگ-ايميل-اس ام اس- شبنامه و ...) را بايد جدي دنبال كنيم.
از هيچ كمكي دريغ نمي كنم.


June 16, 2007 2:44 PM
اردشیر   ( web | email )

شراگیم عزیز این طرح خوبیه اما ما با نظامی درگیر هستیم که کوچکترین مخالفتی را با شدیدترین نحو سرکوب میکنه. رژیم براندازی نرم را جرم اعلام کرده و کوچکترین حرکتی که رژیم بتونه به براندازی نرم وصل کنه سرکوب میکنه و افرادی که در این حرکت شرکت کنند را اگر اعدام نکنه زندانی میکنه. این نوع حرکت ها معمولن در مقابل حکومت هایی میتونه موفق باشه که آن حکومت ها پشیزی شرف داشته باشند. این رژیم هیچ شرفی ندارد و حاظر است برای حفظ اسلام 95% مردم را هم قربانی کند.
تا کنون بارها و بارها حرکاتی از سوی دانشجویان و کارگران و مردم آغاز شده اما متاسفانه هیچکدام نتونسته همگانی بشه.
دوران سیاهی را می گذرانیم .


June 14, 2007 2:25 PM
صورتی   ( web | email )

شراگیم عزیز نمی شه گفت می شه سه سوت جلوی سردر دانشگاه بازو بند رو در آورد چون خودت می دونی بهترین جای معرفی این طرح دانشگاه هاست. بهتره نظر آزادی برای مردم رو قبول کنی چون مطمئن باش توی دانشگاه نمی شه بازوبند بست. رنگ رو نماد قرار بده عزیز من. این طرح زمانی موفق می شه که همه گیر بشه و تا زمانی که تو روی بازوبند پافشاری میکنی امکانش نیست. مردم می ترسند و حق هم دارند که بترسند و از طرفی اگه افراد دارای بازوبند دستگیر بشن به هیچ جا نمی رسیم.


June 13, 2007 3:28 PM
خانوم شین   ( web | email )

به نظر من بجای ترسيدن و ترسوندن همديگه بهتر اونائی که با اين طرح موافق هستند يا نظر مثبتی نسبت به اين طرح دارند فکر کنند و راه حلی برای پيشبرد اين طرح ارائه بدهند. حالا اين کمک ميتونه در رابطه با پیشنويس باشه. چون مطمئنا اين پيشنويس کامل نیست و باید کامل بشه. منم با رنگ زرد موافقم.


June 12, 2007 10:52 AM
شراگیم   ( web | email )

بی بی جان (شماره ۲۸):
يک چنين چيزهایي هم نيست...مگر ميتوانند هر روز مثلا هزار نفر را بگيرند و ببرند و پدرشان را در بياورند که چرا با بستن يک پارچه اعتراض کرده اند...اين طرح اگر همه گير شود عملا همه در حاشيه امنيت قرار خواهند گرفت...نميدانم چه اصراری ست که اینقدر توی دل هم را خالی کنیم...! بهتر است به جای آیه ی یاس خواندن به فکر این باشیم که چطور میتوانیم در مورد این طرح اطلاع رسانی گسترده ای بکنیم...نه اینکه هرکسی خواست قدمی بردارد با چنین حرفهایی قلم پایش را خیلی جلوتر از نیروهای پلیس بشکنیم...یک بار هم گفتم...ما قبل از آنکه مغلوب حکومت و تشکیلات سرکوبش باشیم مغلوب ترسها و کاهلی های خودمان هستیم...


June 12, 2007 9:01 AM
hamed   ( web | email )

من يکبار بواسطه يک مزاح شوم سروکارم با وبلاگ شما افتاد و بي تفاوت گذشتم چون فکر کردم که در فرهنگ فرزندان معنوی روح الله کبير اين نيست که شتک انحطاط امثال شماها دامانشون رو آلوده کنه ولی اين بار کنجکاوی منو به اينجا کشاند و با حالت تهوع مواجه شدم . من بهت اخطار ميکنم که دست از اباحه گری و سکولاريسم متعفن برداری چون دفعه بعدی براي امثال شما وجود نخواهد داشت. ان الله خيرالماکرين


June 12, 2007 4:06 AM
irani   ( web | email )


اخوندها در ایران اتحاد انسانی مردم ایران را از بین برده اند وآن را به گروهای جنسیتی تبدیل کرده اند تا بتوانند به راحتی گروهای کوچک جنسیتی را سرکوب کنند
این حرکت نباید در انحصار به جنسیتی خاص (مرد-زن)ویا گروه سنی خاص(کودک-پیر-جوان) ویا دین ومذهبی خاص باشد . این حرکت باید حرکت بزگ انسان ایرانی باشد برای بازپس گیری حقوق انسان ایرانی.


June 12, 2007 2:48 AM
بی بی   ( web | email )

آقا من شرمنده ام. غلط کردم. ببخشید. اومدم فضولی کنم و برم و قرار نبود نظر بدهم ولی یه هو جوگیر شدم. هر کاری دوست دارید بکنید. قصدم کار شکنی نبود به جون خودم. ببخشید. بی بی دیدی ندیدی جای پاش رو هم ندیدی. بابا دیگه من از شتر که بزرگتر نیستم. طرف شتر رو گفت ندیدم شما از بی بی نمی‌تونی صرفنظر کنی؟


June 11, 2007 10:44 PM
بی بی   ( web | email )

خارخسک جونم من که مرید سبزم و فکر کنم سبز شانس بیاره. من اگه باشم روش یه یا ابالفضلی چیزی هم می‌نویسم. کار از محکم کاری عیب نمی‌کنه مادر! بهترین راه همینه. با سلاح حریف بری به جنگش. درست مثل تهاجم فرهنگی! فقط می‌ترسم جوگیر شیم یادمون بره موضوع چی بود!


June 11, 2007 10:40 PM
بی بی   ( web | email )

شراگیم؟!!! من الان تازه پیام شماره ۲۲ رو خوندم که در جواب مارال نوشته بودی. جدی که نمی‌گی؟ یعنی تو جدی جدی فکر می‌کنی کسی زمان دستگیر شدن می‌تونه به این فکر کنه که زبانش درازه یاکوتاه. یا جرمی مرتکب شده یا نه؟ جون من جدی جدی اینجوری فکر می‌کنی؟ به همین سادگی؟ یعنی تو فکر می‌کنی به همین سادگی می‌گی من جرمی مرتکب نشده ام و حقوقم را مطالبه می‌کنم و اونا هم می‌گن خب پس اشکالی نداره برو مطالبه کن! وای خدا. من آخرش از دست شما جوونا دق مرگ می‌شم این یه ذره عمری هم که برام مونده از دستم می‌ره ! اینا چه حرفیه پسر؟ ملت باورشون می‌شه کار دست خودشون می‌دن


June 11, 2007 10:32 PM
بی بی   ( web | email )

چهار نفر بودند که اسمشان اين‌ها بود:
• همه‌کس
• يک‌کسی
• هرکسی
• هيچ‌کس
آنها کار مهمی در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک‌کسی اين کار را به انجام می‌رساند. هرکسی می‌توانست اين کار را بکند، ‌ اما هيچ‌کس اين کار را نکرد.
يک‌کسی عصبانی شد. چرا که اين کار، کار همه‌کس بود، اما هيچ‌کس متوجه نبود که همه‌کس اين کار را نخواهد کرد.
سرانجام داستان اينطوری تمام شد که هرکسی يک‌کسی را سرزنش کرد که چرا هيچ‌کس کاری را نکرد که همه‌کس می‌توانست انجام بدهد!
دوستان لطف کنید فکر کنید شما چه نقشی این وسط دارید؟ من البته خودم جزو آدمیان نمی‌دانم. خیلی وقته که به رحمت ایزدی رفته ام!ا


June 11, 2007 10:21 PM
در رختخواب   ( web | email )

بابت دلسرد نشدنت و ابراز حمايت و يه جورايي هم تشكر اينها رو مينويسم.
با اينكه كه زياد از رختخواب بيرون نمي يام ولي اگه گذارم به تهران بيفته حتما با بازوبند مشكي ميام.
همين.


June 11, 2007 9:41 PM
دختر همسایه   ( web | email )

کارت حرف نداره شراگيم عزيز و قابل تقدیره در این برحه از زمان که بیشتر جوونها در بی خیالی زندگی رو میگذرونند .....البته که حق هم دارند .....جان ارزشش زیاده....تو هم لطفا مواظب خودت باش.....


June 11, 2007 3:23 PM
Virus   ( web | email )

جك: دختر : بالاخره مرا از پدرم خواستگاری کردی ؟ // پسر : بله . // دختر : پدرم چه گفت ؟ // پسر : سرش را روی شانه ام گذاشت و زار زار به حالم گریست .


June 11, 2007 2:43 PM
خارخاسك   ( web | email )

شري جون مواظب خودت باش تو رو خدا .
بعدش هم ميتونيم اون نوار رو سبزش كنيم تا اگه يه نفر جلومون رو گرفت بگيم اين تيكه پارچه ضريح امامزاده فلانه (بستگي داره اون لحظه چي به ذهنمون برسه ) و ما براي تبركش بستيم به دستمون .اينطوري زبونمون درازه كه اونها به جنبه مذهبي ! كار ما توجه نكردن .


June 11, 2007 2:17 PM
شراگیم   ( web | email )

مارال جان (شماره ۱۸) :
اولا که چنين بازوبندی را هنگام ورود به اداره در عرض سه سوت می شود از دست در آورد و هنگام ترک محل کار مجددا به دست کرد...مهم اين است که اين بازوبندها بعد از مدتی در سطح جامعه و در کوچه و خیابان رایج شود...من شخصا معتقدم اگر اطلاع رسانی درست و کافی در مورد اين حرکت شود بعد از مدتی اصلا نداشتن بازوبند است که توی ذوق می زند و آدم را انگشت نما ميکند...
اما اگر دور از جان دستگيرت کنند...همان چيزهايی را ميتوانی بگويی که اگر همين امروز به جرم پيدا بودن موی سرت دستگيرت کنند ميگویی...مثلا :
پدرسوخته هایِ آشغالِ کثافت ولم کنيد...!!
امممم...ولی به غیر از اینها تو جرمی مرتکب نشده ای...بعد که حسابی جیغ و دادت را کردی می گویی من به عنوان یک شهروند به این وسیله میخواهم اعتراضم را به فلان چیز و بهمان چیز نشان بدهم...اگر حق اعتراض کردن آرام و مسالمت آمیز و بدون تجمع را هم نداشته باشیم که باید برویم بمیریم...!
مگر کسانی که در تجمع زنان برای احقاق حقوقشان دستگیر شدند و یا می شوندچه گفتند یا چه میگویند؟ می گویند ما به تبعیض آمیز بودن قوانین موجود معترضیم و برای همین هم تجمع کرده ایم...در برخورد با آنها دست پليس باز است چون طبق قانون هر تجمعی نياز به مجوز دارد و پليس می گويد غلط ميکنيد که برای نشان دادن اعتراضتان قانون را زير پا گذاشته ايد و تجمع غیر قانونی راه انداخته اید و به همين جرم دستگيرشان ميکند...اما تو نه اخلالی در نظم عمومی ايجاد کرده ای و نه در تجمع غير قانونی ای شرکت کرده ای...يعنی زبان تو خيلی درازتر از زبان کسانی ميتواند باشد که در تجمعات دستگير می شوند...!
حتی از دل منشور هم (که اگر لازم بدانید باز هم دست به عصا ترش ميکنم) نميتوان جرمی به جز معترض بودن بيرون کشيد...به هر حال اين حرکت قرار نيست به صورت متمرکز برگزار شود و اگر کسی هم در اين ميان دستگير شد دقيقا شرايطش مشابه کسی ست که به علت بدحجابی اين روزها دستگير می شود...
موفق باشی...


June 11, 2007 8:58 AM
شهاب   ( web | email )

سلام آقای زند!‌
من چند باری توی سايت نظر دادم.
قبلاْ‌ راجع به اين مورد هم می خواستم چيزی بنويسم.
ولی خوب .... فرصتی دست نداد.
فقط يه موردی وجود داره. اونم اينکه الان مردم مثل ۲ ماه پيش يعنی ابتدای شروع طرح های نيروی انتظامی هيجان ندارن !
شور ندارن ! سرد شدن ! البته هنوز هم ميشه دوباره هيجان و تزريق کرد.
منظورم اينه که بايد دست به کار شد. و هر چه سريع تر اين طرح رو به مرحله اجرا رسوند. تا مردم شور و اشتياق و از همه مهم تر عصبانيتشونو از دست ندادن و بی تفاوت نشدن.
تاريخی تعيين کنيد و مکانی !‌ که از همه مهمتر همون مکانه !‌چوم مردم تا نبينن يکی ديگه اين بازو بندو بسته محاله ممکنه که خودشون پيش قدم بشن ولی اگر جايی باشه که مردم ببينن ۴ نفر ديگه اين کارو کردن حتماْْ شروع می کنن. در ضمن برای ندادن گزک دست گزمه های دولت!‌ به هيچ وجه اقدام به توزيع اين نوارها نکنيد تا مردم خودشون تهيه کنن.
متشکرم


June 11, 2007 3:54 AM
دلقک   ( web | email )

بسم رب الشهدا و الصديقين
اين جانب سهيل معروف به دلقک . پس از مطالعه اين به اصطلاح منشور ننگين و وطن فروشانه هرگونه ارتباط خودم را با نويسنده اين منشور چه در قديم و چه در حالا به شدت تکذيب می کنم و از جان برکفان نيروی انتظامی و همچنين سربازان گمنا امام زمان خواهشمندم که هرچه زودتر اين وطن فروش مزدور را دستگير کنند و از صميم قلب اميدوارم مجازات مناسبی در انتظارش باشد !


June 11, 2007 12:15 AM
مارال   ( web | email )

دستگیر بکنن چه چیز هایی باید در دفاع از خودش بگه ؟ فک می کنین همین سرفصل های منشور کافیه؟ و اینکه ایا شرکت کننده های طرح در حمایت از اون اقدامی خواهند کرد یا نه؟ و چهرم اینکه ایا این طرح به یک شکل متمرکز اجرا خوهد شد یا ارتباط بین شرکت کننده ها به بستن همون نوار ختم می شه؟ ممنون . و موفق باشی


June 10, 2007 10:47 PM
maral   ( web | email )

سلام شراگیم جان از همون اول موافقتم رو با طرحت اعلام کردم.اما یه سری مسائل هنوز روشن نیست.مثلا اینکه این نوار برای اونایی که تو ادارات دولتی مشغول هستن می تونه دردسر درست کنه و این تعداد کسایی که می تونن به طرح بپیوندن کم می کنه . واسه همین طرحی که یکی از دوستان همینجا مطرح کرده بود راجع به اینکه لباس یکرنگ به جای نوار رنگی استفاده بشه فک کنم بهتره. و دوم اینکه آغاز اجرای طرح از چه زمانیه؟ و سوم اگر یکی از شرکت کننده های طرح رو ب


June 10, 2007 10:38 PM
لیلا   ( web | email )

شراگیم جان دم تو گرم با این تلاش هایی که انجام میدی . حالا نمیشه علیرغم این درگیری ها اون پست پر و پیمون رو راجع به دیدارت با جناب گوشزد بنویسی ؟ مطمئن هستم بسیار خواندنی و جذاب خواهد بود .


June 10, 2007 10:33 PM
شراگیم   ( web | email )

علی عزيز (شماره ۵) :
ممنونم از توجه و دقت نظرت...حتما در تهيه منشور نهايی مواردی رو که طرح کردی تا جايی که امکانش باشه لحاظ ميکنم...


June 10, 2007 9:06 PM
دختری از ایران   ( web | email )

سر فرصت منشور رو می خونم؛اما فکر تهیه ی نوار زرد رو کردی؟تهیه ی چلوار سفید آسون تر بود ها.جنس نوار زرد چی خواهد بود؟آیا در همه جا یافت می شود؟یا دردسر فرستادن به شهرستانها را به دنبال دارد؟رنگ زرد نماد چیست ؟سفید نماد صلح طلبی است و مهر حقوق بشر را بر حرکت می زند.
ممنون از توجهت.


June 10, 2007 4:22 PM
کابوس تاریخ   ( web | email )

دوست عزيز به قول فرهاد پور متاسفانه نام ها يی چون حقوق بشر امروزه کاربردی چون مغلطه ای سیاسی پیدا کرده
آنچه معنا دارد حقوق شهروندی است
که شامل امثال ما که اصول و شالوده ی دستگاه خلافت اسلامی اینجا را قبول نداریم
نمیشود
اما حرکت ارزنده و تحسین برانگیزی است
پاینده باشید


June 10, 2007 4:15 PM
بي طرف   ( web | email )

بابا اين طرح هم هنوز هيچي نشده براي خودش چماق كش استخدام كرده برو تو بحر شماره ١١

راست گفتن اين ملت آدم بشو نيست. همان بهتر تو سرش بزنن - حتما اگر طرحت گرفت بايد بيائيم دست بوسي


June 10, 2007 3:07 PM
بي طرف   ( web | email )

بابا اين طرح هم هنوز هيچي نشده براي خودش چماق كش استخدام كرده برو تو بحر شماره ١١

راست گفتن اين ملت آدم بشو نيست. همان بهتر تو سرش بزنن - حتما اگر طرحت گرفت بايد بيائيم دست بوسي


June 10, 2007 3:06 PM
دون كيشوت   ( web | email )

ترحت حرف نداره ولي من روبان زرد نمي بندم . من عاشق رنگ آبي هستم.

آغا از همين الآن مي گم مخالفت بي مخالفت. اگر كسي مخالفت با اين ترح كنه دو درش مي كنم.

شراگيم شراگيم حمايتت مي كنيم


June 10, 2007 3:00 PM
فر.زم   ( web | email )

بازوبند زرد و هستم


June 10, 2007 2:54 PM
آزادی برای مردم   ( web | email )

من فکر میکنم اگر پیش نویس به جزئیات توجه کنه بهتره. ما تو ایران سالهاست که جنبش زنان - دانشجویان - کارگران - معلمان - قومیت ها و ... داریم که هر کدوم خواسته های مشخص و روشنی دارند و همیشه آرزوی اتحاد این جنبشها با همدیگر را داشتیم و حالا رنگ یا نماد متحد میتونه سرآغازی خوب برای این اتحاد باشه. برای همین من پیشنهاد میکنم که شکل پیش نویس به اینصورت باشه که ما (شامل تمام مردم ایران) مثلا از خواسته های زنان مبنی بر آزادی در پوشش و برابری دیه و سایر خواسته های مشخص شده در کمپین حمایت میکنیم و مثلا از خواسته های دانشجویان مبنی بر آزادی همکلاسی هاشون و آزادی تشکل های دانشجویی و ... حمایت میکنیم و در نهایت برای اعلام این حمایت همگی از رنگ زرد بعنوان نماد استفاده میکنیم. پیشنهاد دوم من هم همون رنگ محوری بجای بازوبند محوریست. شراگیم عزیز مردم حق دارند نگران و محتاط باشند. بازگذاشتن دست مردم برای انتخاب چگونگی نمایش اتحاد و اعتراض اینقدرهام کار سختی نیست....


June 10, 2007 1:49 AM
مهرداد بزرگ   ( web | email )

سلام شراگیم جان
آقا بیا اسم وبلاگ‌تو عوض کن. این هم حقوق بشری است و هم آزادی‌خواهانه!
موفق باشی.


June 10, 2007 1:15 AM
مهران   ( web | email )

شراگیم عزیز این پیشنویس برای شروع عالیست. وقتی به مرحله نهایی رسید که اکثر نظر دهندگان موافق آن بودند، باید روزی را برای شروع بستن نوار با توافق اکثریت انتخاب کرد. بهتر است آن تاریخ جنبه ای سمبلیک مثلاً در تاریخ و فرهنگ ناب ایرانی داشته باشد.
سعی کن تحت تأثیر نظرهای مخالف به روح و جوهر این پیش نویس آسیب جدی نخورد. واژه سکولار را به هیچ وجه نباید از پیشنویس حذف کرد.
تا بعد...


June 10, 2007 1:13 AM
5   ( web | email )

با نوار مشکی بيشتر موافقم.زرد زيادی و يه دفعه ای واکنش به وجود مياره.فکر ميکنم آرومتر باشه بهتره . واکنش سريع می تونه همه چيو يه دفعه ای ببره رو هوا.يه کم تدريجی و آرومتر اين اعتراض بياد بين مردم فکر ميکنم بهتر باشه.


June 10, 2007 1:09 AM
علی   ( web | email )

شراگیم جان / اگرچه من دیگر جزو جوانان نیستم / ولی چون از همه خواسته ای نظر بدهند / می نویسم که 1- مطلب کلی ست، مثل یک انشاء. فکر می کنم بهتر است به خواسته ها دقیق و روشن اشاره شود / 2- بسیاری از این نکات که اشاره کرده ای در قانون اساسی وجود دارد، ولی به آن عمل نمی شود / 3- برای از بین بردن هر بهانه ی الکی، باید مراقب باشی که برخی مفاهیم را مقابل هم قرار ندهی، مثلن "حکومتی دینی و اسلامی یا حکومتی سکولار و انسانی"، اینجا "دینی" و "انسانی" در مقابل هم قرار گرفته اند و امثال شریعتمداری هوچی می توانند به راحتی این مساله را سر چوب کنند که پس اسلامی، انسانی نیست؟ / 4- مسوولین امروز هم موافق اند که دوران اصلاحات بسر رسیده. پس باید معلوم شود این نامه یا بیانیه خطاب به کیست / 5- بند 2 کاملن می تواند این گونه تفسیر شود که این بیانیه "با منافع نظام" موافق نیست / 6- فکر می کنم در مورد شرایطی که ایجاد شده و اضطراب و پریشانی ناشی از وضع بد اقتصادی، نبودن امنیت اجتماعی، گستردگی فساد اقتصادی و اجتماعی، نبودن امنیت خاطر و زندگی توام با آسایش به دلیل شرایطی که بابت دعوای انرژی هسته ای و مسایل دیگر به وجود امده / خلاصه منظورم این است که جامع و مشخص نگرانی ها و تشویش ها گفته شود.


June 9, 2007 11:55 PM
شاهین   ( web | email )

..شراگیم جان ..طرحت حرف نداره عزیز .ولی یه سوال میرسم نذار به حساب دگم بودن..خدا وکیلی تو امروز که از خونه میری بیرون نوار زرد مبندی به بازوت؟..یا این رو فقط پیشنهاد دادی؟..میدون منظورم چیه؟..من با تمام این طرح و پیشنویسی که گفتی موافقم منتهی تئوری قبول کردنش یه طرف..نوار زرد بستنش یه طرف دیگه!.همون طور که گفتی ان جماعت بلاگر مردم عادین اکثرا..اونام که مردم عادی نیستن حتی بخوان خودشون رو عادی جلوه بدن بازم تابلو میشن.س همون طور که گفت ما مردم عادی!..چه تضمن حمایت داریم؟من که مثه خودت بلاگرم اگه فردا ببندم نوار زردو من و بگیرن ببرن شماها چه جوری خبردار میشین؟..آیا بقیه حاضر به حمایت هستن؟..اون وقت ان که تو زندان چه بلایی سر من نوعی میارن هم حساب کن ..نگی ترسویی و نمیدونم چی..کافیه خودت رو جای مردم بذاری...البته من هم معتقدم از یه جایی باید شروع کرد..برا همین قضیه رو نه تنها نفی نمی کنم بلکه میگم این مشکلات هم هست..بیاد تا اونجا که ممکنه سعی کنیم طرح تو رو بهتر و بهتر کنیم..بعد اجراییش کنیم..


June 9, 2007 9:20 PM
sahar   ( web | email )

ke baadesh har ki ke navare zard baste budo begiran bendazan evin???fekr konam tarhi ke midi khatarnak bashe..baraye ina farghi nemikone ye chand nafar dige ro ham bendazan zendan,,kakeshunam nemigaze,sedasham dar nemiyaran


June 9, 2007 8:03 PM
شهلا   ( web | email )

موافقم ۱۰۰٪

با تمام موارد.


June 9, 2007 7:27 PM
لیلا   ( web | email )

واسه این جامعه ارمانی بنظر میاد ! اما تحسین برانگیز . خسته نباشی پسر جان .


June 9, 2007 7:24 PM
نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.