شراگیم
« پیش نویس منشور آزادیخواهی مردم ایران... | صفحه اصلی | فراخوان فوری »
یک سوال...؟


راستش کمی توی ذوقم خورده است...من انتظار داشتم لااقل سازمانهایی مثل کمپین زنان و تمامی وبلاگهای مطرحی که داعیه ی آزادیخواهی دارند از این طرح حمایت کنند و یا در تهیه منشور کمک کنند...مساله این نیست که این طرح را چه کسی مطرح کرده...مساله این است که این طرح چه میگوید و در شرایط موجود چقدر میتواند راهگشا باشد...من از آنجا که به کار آمد بودن چنین طرحی ایمان داشتم ریسک مطرح کردن آن را در وبلاگ خودم قبول کردم...من این طرح را برای انگشت نما کردن خودم علم نکرده ام که همه میدانیم در این مملکت انگشت نما شدن میتواند به قیمت تباه شدن زندگی انسان تمام شود...! واقعا دلم میخواست نهاد و یا سازمانی مثل سازمان زنان و یا دیگر ان.جی.او. هایی که در ایران برای پیشبرد دموکراسی فعالیت میکنند این ایده را بگیرند و خودشان متولی چنین طرحی شوند...به خاطر همین هم این طرح را ابتدا به صورت ایمیل با خانوم اردلان مطرح کردم ...من با علم به اینکه ممکن است طرح چنین چیزی در وبلاگم من را به دردسرهای جدی بیندازد و با در نظر گرفتن اینکه هیچ مجرای دیگری برای معرفی چنین طرحی وجود نداشت تصمیم گرفتم آن را همنیجا بیان کنم...باور کنید از آن روز زندگی ام زهرمار شده است...همواره در هول و اضطراب هستم...این طرح چه بگیرد و چه نگیرد من بازنده ام...! آنقدرها هم آدم آرمانگرایی نیستم که بگویم در راه هدفم حاضرم زندگی ام را قربانی کنم...این طرح اگر بگیرد اولین کسی که به سراغش می آیندمن هستم و اگر هم نگیرد درد ناکامی از یکطرف و ترس از اینکه زیر ذره بین گذاشته باشندم و هر لحظه به سراغم بیایند هم از طرف دیگر روزگارم را تیره و تار میکند...من پیه تمام این چیزها را به تنم مالیده ام به امید اینکه بتوانیم از این وضعیت انفعال بیرون بیاییم...به امید اینکه گشایشی در کار جنبش های آزادیخواه و عدالت جو پیدا شود...من همه اینها را به این خاطر انجام دادم که راهی شود برای اینکه خواسته های واقعی و حداکثری خود را مطرح کنیم...اصلاح در قوانین قرون وسطایی ما را به جایی نمی رساند...باید خواستار لغو تمامی این قوانین شویم...!
از هر زاویه ای به این طرح نگاه شود طرح خوبیست...همسو کردن و یکصدا کردن تمامی جنبش های اعتراضی...بیان خواسته های حداکثری به طور وضوح و با کمترین هزینه...دل کندن از جریان متوقف و شکست خورده ای مانند اصلاحات...قابلیت نفوذ بالای چنین طرحی در میان قشرهای مختلف مردم...خروج از وضعیت انفعالی بعد از سرکوب های چند ماهه ی اخیر...
دلم میخواهد بدانم مشکل این طرح چیست...چرا پیشگامان جنبش زنان که امروز هرکدام با احکام تعلیقی سنگین عملا دیگر توان و جسارت برگزاری تجمع را ندارند نباید از چنین طرحی استقبال کنند؟ چه راهکار دیگری بهتر از چنین طرحی سراغ دارید؟
من فکر میکنم حتی اگر مواد این منشور را بسیار محدود تر از موارد مطروحه کنیم و مثلا فقط یک یا دو شق آن را هم بگیریم تا هزینه های همراهی با آن را پایین بیاوریم باز هم قدمیست بسیار بزرگ برای رسیدن به حقوق انسانی خویش...یعنی حتی اگر به طور مثال مواد منشور را در حد مخالفت با برخوردهای پلیس با زنان و دختران در سطح جامعه هم کاهش دهیم و بتوانیم ان را همه گیر کنیم باز هم برنده ایم...
باید بشود یک نماد را (نمادی فراتر از خاموش و روشن کردن چراغها و یا بوق زدن و مانند ان) به عنوان نماد اعتراض در جامعه جا بیندازیم...در جامعه ای که تنها راه مشارکت در سرنوشت و اعتراض در آن که با سرکوب مواجه نشود شرکت در انتخابات بین دو گزینه بد و بدتر است راهی جز این نداریم... بعدها همین نماد می شود سمبل یکپارچگی و اعتراض ها و خواسته های بیشتر...
در آخر من واقعا یک سوال دارم...میخواهم بدانم اگر هزینه شرکت در چنین طرحی را تا آن اندازه تقلیل دهیم که هیچ دادگاهی نتواند بر علیه چنین اعتراضاتی اعلام جرم کند(مثلا انتقاد از عملکرد پلیس در برخورد با بدحجابی و یا اعتراض به بعضی قوانین و مانند آن) ، آنگاه تمامی مخالفتها با چنین طرحی به موافقت تبدیل می شود؟ میخواهم دوستانی که علت مخالفتشان با طرح فوق را پر هزینه بودن میدانند و معتقدند این طرح به خاطر ترس مردم از دستگیری و متهم شدن به اقدام علیه امینت ملی جواب نمیدهد و از پیش محکوم به شکست است آیا نظرشان در مورد این طرح عوض می شود؟

توسط در June 12, 2007 4:27 PM |
نظرات
ناشناس   ( web | email )

شراگيم جان ! من واقعا نميدونم چرا انتظار واكنش گسترده داشتي ؟؟‌ خودت از نمادهاي جراغ زدن و اين حرفها به عنوان اعتراضي جالب ياد نكردي ،‌پس چطور انتظار داري كه پيشنهاد نپخته و خامت طرفدار داشته باشه ؟!
راستش رو بخواي بعد از خوندن مطالبت در مورد منشور آزادي كلي از وبلاگت نااميد شدم .
---------------------------------


July 3, 2007 1:54 PM
ناشناس   ( web | email )

دلم می خواد همه اونایی که به خاتمی ناسزا می گفتن و به بزدلی بی لیاقتی متهمش می کردن ، ببینن که به راه انداختن یک حرکت اصلاح طلبانه چقدر دشواره ...


June 20, 2007 10:59 PM
مهرداد بزرگ   ( web | email )

سلام شراگیم جان
متن منشور را کامل خواندم و خب، به نظرم کلیات خوبی دارد. اما فقط بر بنیاد نظری. کنش اجتماعی در ایران تا حد زیاد حالت هیئتی دارد و نمی‌توان بدون تشکیلات و سازماندهی آن را پیش برد. ما در عرصه کوچک دانشگاهی هم نتوانستیم این کارها را بکنیم. سازماندهی اجتماعی که جای خود دارد.
به هر حال باید روی ایده عملی شدن سمبولیسم در ایران فکر کرد و بحث کرد.
ضمناً در عرصه عمل، صحبت از کلیات فقط به معنی مصادره کردن همه چیز است.
موفق باشی.


June 20, 2007 4:33 PM
توجه توجه   ( web | email )

قابل توجه دانشجويان آزاد واحد تاكستان
تنها شما هستيد كه با بار ديگر تحسن خود ، اينبار مقابل محل سنگسار از مرگ فجيع يك زن بيگناه و همسرش و يتيم شدن سه فرزندشان جلوگيري كنيد. عجله كنيد

اين پيام را برا ي همه بفرستيد


June 20, 2007 3:55 PM
ناشناس   ( web | email )

و اما توضيح: شما بوديد كه با وعده تحويل پول نفت به در خانه هاى مردم بر موج اعتراضات مردمى در انقلاب بهمن سوار شديد و آن انقلاب را ملا خور كرديد و اين بلا را بر سر مردم ايران آورده ايد! شما هستيد كه در راس مافياى صدها نوع قاچاق قرار داريد و از 200 اسكله خصوصى اجناس قاچاق وارد مى كنيد! ثروت هاى ملت ايران را شما دوشيده ايد و زنان و دختران ما را شما حراج كرده ايد! و افشاگر خبر حراج دختران ايرانى در دوبى را شما دستگير كرده ايد! شما بوديد كه نوجوانانى نظير همين نوجوان اين عكس را با كليد پلاستيكى بر گردن به نام خدا و پيامبر و امام زمان و اسلام و انقلاب روى ميدان مين دوانديد و امام تان خون هايى ريخت كه با قتل عام چنگيز و كشتار هيتلر پهلو مى زند. شما هستيد كه هنوز براى توجيه خون جنونكده اى به نام نظام جمهورى اسلامي، امام زمان را از قعر پستوهاى خاك گرفته تاريخ شيعه بيرون مى كشيد و در توجيه دشمنى ذاتى تان با حق راى عمومى و كودتاى تان در تبديل مجلس به "طويله" مقام رهبرى به "اخوش" هاى اين طويله نمره تاييد امام زمان مى دهيد.
قد و وزن 800 هزار كودك ايرانى اگر بر اثر سوتغذيه مزمن آب رفته و كمتر شده، به خاطر سياست هاى شماست! آسيب هاى اجتماعى امسال اگر 15 درصد بالاتر رفته ثمره حكومت شماست! در اثر وجود حكومت شماست كه 50 درصد كودكان خيابانى مورد تجاوز جنسى قرار مى گيرند! و هر 24 دقيقه يك نفر در جاده ها جان مى دهد! و 13 هزار سال عمر به خاطر مرگ زودرس از دست مى رود! و هر ماه 367 معتاد مى ميرد و قاچاق 42 درصد افزايش يافته و ميزان جرايم در تهران ظرف 5 سال دو برابر شده و در شهر كوچكى مثل ساوه 300 نفر در صف فروش كليه اند و 75 شهر و چهار هزار روستاى كشور در تابستان داغ جنوب در حالى كه شما مايه حيات مردم را به كويت مى فروشيد و رهبرتان يزيد و شمر و ابن زياد را رو سفيد كرده با مشكل كم آبى مواجه اند و فريادهاى تشنگان وادى محرومان در ميان به خون تشنه گان حريص نظام شما پژواكى ندارد.

شما خواب نيستيد! حاشا كه خواب باشيد؛ كه در غارت و دزدى و چپاول، در سركوب و كشتار هميشه بيدار و هميشه حاضر يراق بوده ايد! و بالاخره اين شما گردانندگان روزنامه جمهورى اسلامى هستيد كه براستى سنگ پاى قزوين را هم از رو برده ايد. چون هم روزنامه حكومتى و ارگان خليفه ايد! هم اداى انتقاد از نظمى را درمى آوريد كه براى حمايت و حراست از آن كارى نداريد جز اين كه شب و روز فرمان ترور و آدم كشى و بگير و ببند و سركوب صادر كنيد. مى خواهيد با سياست هايتان هم گرسنه و بيكار و محروم و افسرده و معتاد و كودك خيابانى و زن تن فروش و قاچاقچى و بزه كار تحويل جامعه بدهيد، هم اين قربانيان سياست هايتان را در ديوان بلخ تان نوبت به نوبت از دم تيغ بگذرانيد، هم براى شان اشك تمساح بريزيد، اما حناى شما ديرى است كه ديگر رنگى ندارد و اداى حمايت شما از محرومان و لگدمال شده گان آدم هاى شرافتمند و عدالت خواه را از شدت و عمق آلودگى شما به رياكارى فقط دچار حالت تهوع مى كند


June 20, 2007 3:19 PM
homayun   ( web | email )

سلام بابام هميشه ميگه ما بايد از کار های کوچيک شروع کنيم و بعد کار های بزرگ بپردازيم!
آقای شراگيم
اميد وارم خبر داشته باشيد که نانسی اجرم چه گهی خورده و ايران را کشوری کثيف معرفی کرده !و مانع ورود ايرانی ها به وبسايت شخصی اش شده است ! برای حصول اطمينان NancyAjram.com
را امتحان کن
به نظر من تو اگر به اين جنده خانم جواب پس بدی خيلی بيشتر ثواب داره تا اينکه بخوهی با مردم کشور خودت و يا قانون اساسی کشور خودت هر چند که غلط باشد مبارزه کنی
خواهش ميکنم بی تفاوت از کنار اين جنده جون نگذری و با وبلاگ نويس های پر بيننده هم همکاری کنی خيلی عالی ميشه
اينجوری محبوبيت تو هم بالا ميره و ميتونی طرح های خودتو جدی تر اجرا کنی
متشکرم همايون!
منتظرم


June 20, 2007 10:58 AM
مسعود   ( web | email )

فکر میکنم منظورت لرد بایرون بوده.جمله تخته سیاه رو میگم.گرچه ازش بعیده که همچین جمله ای رو گفته باشه.چک کن لطفا.اگه هم اشتباه میکنم بگو.


June 20, 2007 1:47 AM
کوروش   ( web | email )

جناب شرگیم به نظر من تو وظیفه ات را در قبال آرمانها و هموطنانت انجام داده ای همین که خطرات چنین طرحی را به جان خریده ای نشان از علاقه و حساسیت تو به کشورت هست کاش ده درصد مردم ایران همانند تو در راه حقوق اولیه خود حاظر به پرداخت هزینه ای اندک بودند که در این صورت حکومت فاشیستی حاکم چنین گستاخ به آزادی و حرمت ما نمی شد اما به نظر من مردم ما هیچ گاه عادت به زایش یک جنبش از بطن جامعه و توسط یکی همانند خود نداشته اند و همیشه پیرو بزرگانی بوده اند که بعضن از نظر فکری کوچک بو ده اند اما نام بزرگی داشته اند همانند سال 57 ...به گمانم همان کمپین ها و ان.جی .او ها که تو توقع موافقت و همراهی داشته ای نیز چنین باشند . شاید اگر به جای یک وب لاگ نویس جوان مثلن سید محمد خاتمی چنین طرحی را مطرح می کرد اکنون حامیان بزرگی می داشت . من به شخصه منشوری را که نوشته ای کاملن تایید می کنم اما می شد فعلن موارد اعتراضی را محدود تر کرد زیرا جای مانور بیشتری می داشت و آنچه که جامعه ما اکنون نیازمند آن است اعتراض ها و اعتصاب های گسترده و آرام صنفی و غیر صنفی مانند زنان و دانشجویان جهت گرفتن امتیاز از حکومت است شاید با مرور زمان حکومت در مقابل اعتراضات ما رام و تن به خواسته های تشکلها بدهد.


June 20, 2007 1:04 AM
سليمان   ( web | email )

سلام
ميگم بابا حالا ما يه دو روز تعطيلي بهمون خورد . حداقلش اين بود صبحونه رو خودتون تنهايي خورديد . شيفت شب ماحمتون نشدن .
از اون خنده دارا بنويس بخنديم .


June 19, 2007 11:20 AM
دون كيشوت   ( web | email )

بچه خوب من با تو مشكلي ندارم و اصلا تو را نمي شناسم. خواستم براي تو با زبان طنز با چند جمله كوتاه حرفي پرمعنا گفته باشم اگر آنرا بتوان پر معنا دانست. نمي دانم درست متوجه شدم يا نه ولي وقتي علت پاك كردن متنم را نداشتن حرفي براي گفتن بيان مي كني نشان مي دهد برعكس، متن به اين كوچكي چنان بر حقيقت تاريك ذهنت پا گذاشته است كه اعصابت را بهم ريخته است كه از ميان اينهمه كامنت، متن كوچك مرا انتخاب كرده‌اي. بهر حال شايد هم اشتباه مي كنم و درك تو به اين حد نمي رسد، پس لازم به توضيح است:

منظور از نام دون كيشوت – افكار دون كيشوتي است كه با افكاري جاهلانه گمان مي كرد اژدهاي ظلم و ظلمت هزاران ساله را با شمشيرش به خاك و خون خواهد كشيد.

اما آنكه چنان مجذوب ايده توست ولي صاحب نگارشي غلط- نشان از اين است كه طرحهاي دون كيشوتي طرفداران متناسب با خودش را مي طلبد. بنگر به كامنتهاي بييشمار كه چقدر بحث بر سر رنگ نوارهاست، بنگر چقدر بر نوع پوشش بجاي نوار سخنهاي بيهوده سرودند گوئي اصلا مطلب را نگرفته‌اند.

اما رهبري شجاع با شلواري زرد كرده – رهبري تا حدودي با ترس مغايرت دارد، بنگر چگونه به مريدانت پيش از اين درس شجاعت مي دادي اما اندكي نگذشته چگونه بحق دلهره وجودت را برداشته است. رطب خورده منع رطب چون كند

اما نكته‌‌اي درخور توجه - فاصله ميان دو نوشتارت و ابراز دلخوري و نگراني تو تنها ٣ روز است درحاليكه حقا براي نظر خواهي منشور انديشه بايد كرد و سه روز زمان اندكي است. اين نشان مي دهد كه نوشتار پيشينت همانطور كه ياد كرده‌اي موجب تشويش و دلهره‌ات گشته است و دير پاسخگوئي ديگران بهانه‌اي براي بازگشت از عقيده است. نه؟

باري اگر اشتباه نكنم بنظرم بچه خوبي هستي ولي تا حدودي شتابزده – بهر حال مواظب باش كه زبان سرخ سر سبز مي دهد بر باد. در ضمن IP من شناور است از طريق آن نمي تواني مرا بشناسي مگر از طريق نوشته‌هايم نمي دانم كدام مادر مرده را با من اشتباه گرفته‌اي؟



June 19, 2007 9:32 AM
nazanin   ( web | email )

با اين حساب منم يرفسور اتم از دانشگاه هاروارد هستم... کی به کيه.... میگم اين اسم دانشجو اونم يلی تکينيک عجب ابهتی داره ؟ چرا که دانشگاه های مايک سنگر واقعی مبارزه بر عليه يکی از کثيفترين و سياهترين نوع حکومت يعنی استبداد دينی است .درود به همه دانشجویان ازادیخواه و مبارز...فقط بايد ديد از جه نوع دانشجو حرف ميزنيم..... واقعی يا خود فروخته.... (در سیستم مافیایی هرگروه و دسته ای واقعی و قلابی داره ) درثانی برای اعتراض به توحش اسلامی نيازی به مدرک نيست فقط بايد انسان باشی و با درد انسان اشنا..... ..... و ديگه اينکه کارگر شرف داره و سگش میارزه به اين اخوندای مفت خور فاسد دزد که حتی يکروز هم در طول عمر شون کار نکردند.


June 19, 2007 4:24 AM
بابک   ( web | email )

آخه مردک تو چه حرفی زدی. .
تو اصلا شعور نقد اين مطلب رو داشتی ..
ببین تو مگه چند کلاس درس خوندی و اطرافیات کی بودند که اینقدر اعتماد به نفست بالا رفته که کسی رو که شراگیم جان خطابت کرده مردک و بی شعور بخونی؟!
هر چند این روزا اینقدر دانشگاه آزاد و .. زیاد شده که هر آدمی با هر سطح IQ می تونه بره مهندس بشه ولی با این حال اگه تو هم حتی همین دانشگاهها رفته بودی و با کارگرها و این دخترای علاف خیابون معاشرت نکرده بودی احتمالا کلمات بهتری به فکرت می رسید
من به عنوان کسی که 8 ساله توی پلی تکنیک درس می خونم و در هسته فعالیتهای سیاسی قرار دارم خیلی بهم زور داره که آدمی مثل تو این احساس رو کنه که نظر دادن در مورد خیام پردازیاش شعور می خواد!من به عنوان مطالب طنز یه آدم از توده مردم اینجا رو می خونم و در همین راستا هم مطالبش جالبند لطفا زیاد احساس جدی بودن یا مهم بودن یا سیاسی بودن نکن
هر چند هر کس می تونه بالقوه آدم مهمی باشه و طنزات جالبند ولی کمی آرام باش پسر و بدون قبل از هر چیز باید واقعیت خودت رو ببینی و سعی کنی مثل لمپنها موقع جواب دادن حتی به آدمای کم شعورتر از خودت توهین نکنی.آفرین پسر خوب!


June 19, 2007 2:53 AM
شراگیم   ( web | email )

آخه مردک تو چه حرفی زدی که خلاف نظر من یا کس دیگه ای بوده باشه؟ جز اينه که اومدی و وسط يه مطلب جدی پارازیت ول کردی و به قول خودت کامنت طنز گذاشتی؟ (کامنت طنز!؟)...تو اصلا شعور نقد اين مطلب رو داشتی که بخوای چيزی بنويسی که حالا موافق يا مخالف باشه؟


June 18, 2007 6:48 PM
Babak   ( web | email )

شراگیم جان
امیدوارم تو هم یه روزی به جایی برسی بفهمی که وقتی مطلب طنز وجود داره کامنت طنز هم وجود داره!!
اشکال شما و مامان بزرگ نازنین اینه که با وجود روشن فکری بسیار زیادتون
اگه یکی حرفی زد که خلاف سلیقه شما بود اون نفر حتما یه آدم عقده ای و مریض و بیشعور و ..... می باشد!


June 18, 2007 3:47 PM
شراگیم   ( web | email )

نازنين عزيز:
اين شماره ۴۹ اشاره ش به يه مطلب طنزی هست که من چند ماه پيش نوشته بودم...(با عنوان دختر ایده آل من!)...به هر حال من هم اميدوارم ايشون يک روزی اونقدر صاحب فهم و شعور بشه که فرق يه مطلب جدی رو با يه نوشته طنزبتونه از هم تشخيص بده...:)


June 18, 2007 11:10 AM
nazanin   ( web | email )

درود بر شراگيم عزيز......... من نميدونم اين چه مرضی است که بعضی ها دارند مثلا اگه بخواهيم کسی رو بکوبيم حالا به هر دليل يا حقارت ناشی ازعقده های سرکوفته شده خودمون يا حسادت و مخالف عقيدتی ؛ گير ميديم به زندگی خصوصی ادما و رابطه اونا..... بنظر من اين کثيفترين نوع برخورد است که بجای بحث و تبادل انديشه در رابطه با موضوع مطرح شده چرت و یرت میگیم و ميزنيم به صحرای کربلا ........... . چی رو ميخواهيم ثابت کنيم با اين اراجيف؟


June 18, 2007 7:48 AM
Babak   ( web | email )

سلام شراگیم جان
شما به نظر من واقعا روشن فکر و فهمیده اید.
راستی من فقط یه سوال برام پیش اومده هر چند کمی بی ربطه:
اینکه خانوم شین همون دختر ایده آلت هست؟مثلا وقتی که به باسنش ضربه می زنی اون چند ثانیه لرزشی که گفته بودی برات مهمه داره یا نه؟!
می گم کاش همه آدما از( جمله خود من) مثل شما فهمیده بودند


June 18, 2007 3:20 AM
شهاب   ( web | email )

مورچه گان را چو فتد اتفاق
شير ژيان را بدرانند پوست
متاسفانه كساني كه اين طرح رو مطرح كردن فقط نشستن !
لان خيلي ابزارها هست كه ميشه مردم رو عليه اين رژيم شوروند. يكيش گروني !
مطمئنم با وقت تلف كردن به جايي نميرسيم.


June 18, 2007 2:52 AM
من كيم؟   ( web | email )

ببين ديازپام 10 خورانده‌اند


June 17, 2007 2:26 PM
به شماره 10   ( web | email )

آخه بابا جونم چرا انقدر به گه نشستي. ميدوني اين دقيقا چيزييه كه اين ازگلا آرزوشو داشتن . همين كه آدم تحصيل كرده و درس خونده‌اي مثل تو اينچنين دنيا براش تيره و تار بشه و از همه چي ناميد بشينه يه گوشه هي فحش بده تازه اگه خيلي زرنگ باشه معتاد نشه و دست به خودكشي نزنه. اين ا شايد خوابي بود كه اين قوم كون نشور روضه خون مفت خور برامون ديده بودن. اما كور خوندن. بالاخره از ما كه كاري بر نيومد ولي اونا دارن ترتيب خودشونو يواش يواش ميدن . حالا كار بجايي رسيده كه بايد مواظب زنهاشونم باشن. ديگه مابين خوداشونم ديگه امنيتي وجود نداره و مثل سگ از سايه خودشونم ميترسن. بنابراين تو دوست عزيز انقدر ناميد نباش بزودي شاهد نابود شدن اين قوم مغول(صد رحمت به مغولا)خواهيم بود. اون روز خيلي دور نيست و مطمئناً به من و تو وصال ميده.


June 17, 2007 2:25 PM
مهدي   ( web | email )

سلام
از اين زد حالا تو مملكت ما زياده سخت نگير


June 17, 2007 2:13 PM
سابقه دار   ( web | email )

شراگيم جان
يه سوال :
در اين مملكت هميشه هر سازمان و گروه و جمعي ( و حتي هر فكري ) دچار چند دستگي و تجزيه شدند ( چه از طرف مخالفانش و چه از داخل خودشون ) . بهتر نيست به جاي ايجاد يك نقطه ي نسبتاً ضعيف همون حركت هاي تقريباً شروع شده را تقويت كنيم ؟


June 17, 2007 1:27 PM
زليخا   ( web | email )

اينا همه حرفه .حال كردي يه سري بزن گر چه مثل ماله تو نيست.


June 17, 2007 9:45 AM
مینا   ( web | email )

شراگیم جان می دانی مسئله سیاسی تر از آن است که فکرش را بکنی درد آور است ؛من هم طرحت را هر جا مطرح کردم ؛منظورم پیش هر فعالی ... .ببین الان گروههای فعال داعیه ی قدرت دارند و آن را نزدیک هم می بینند دلشان نمی خواد شریکی به اسم شراگیم پیدایش شود ؛در این مورد اگر فرصتی شد برایت توضیح خواهم داد؛اما من فک می کنم هنوز هم می توانیم شروع کنیم و مانیفست هم تعدیل کنیم .نگرانیت البته به جاست اما بدان که الان تو فقط یه پرونده برایت ایجاد شده و وقتی به سراغت می آیند که 3 ,4 تا آتو ازت داشته باشن؛با بی سابقه ها کاری ندارن ؛


June 17, 2007 9:26 AM
Yeki   ( web | email )

برات متاسفم. هم کامنتهای مخالفو پاک ميکنی که یکیشو خودمن نوشتم و پاککردی و هم برای خودت کامنت موافق مينويسی.
خيلی بامزه‌ ای:)

--------------------------------------------
والا تا آنجایی که من آی پی شما را چک کردم شما یک کامنت با نام شاهین گذاشته بودید در پست قبلی که خیلی هم محترمانه بود و مخالفتی هم با طرح نداشتید( کامنت شماره 4)...من هم به جز دو کامنت که دوز فحاشی شان بالا بود چیزی را پاک نکرده ام...حالا اگر یکی از آن کامنتها متعلق به شما بوده دیگر شرمنده ام...حلال کنید!!...
اما اینکه برای خودم کامنت موافق میگذارم دیگر به شما مربوط نیست...شما با اسامی مختلف کامنت مخالف بگذارید که سر به سر شویم..!.قول میدهم اگر بدون فحاشی باشد پاکش نکنم...:)


June 16, 2007 8:34 PM
سابقه دار   ( web | email )

دوست عزيز .سلام
من تا حالا فقط بعنوان خواننده وارد وبلاگت ميشدم ولي با مطرح كردن قضيه ي اخير و جديت در پيگيري اين موضوعاز طرف تو ( كه از نظر من اين پيگيري قابل احترامه ) تصميم گرفتم نظرم را نسبتاً خلاصه مطرح كنم .
دوست عزيز شما در جامعه اي زندگي مي كنيد كه شخصي ترين – خصوصي ترين و ساده ترين مسائل به راحتي و آگاهانه از طرف حكومت تعبير به يك حركت سياسي شده و عكس العمل غير عادلانه را در پيش خواهد داشت . بخصوص اينكه تعداد افراد مرتبط با يك موضوع كه داراي ايده اي مشترك و احياناً حركتي مشترك هستند از يك نفر تجاوز كند و ذهنيت ايجاد تشكيلات ! سازماندهي و ... را در پيش داشته باشد .در نتيجه فقط گفتن اينكه چنين حركتي از نظر ما سياسي نيست و انتظار تقابلي را نداشتن سادگي است .
من مخالف حركت ها و ابراز عقايد نيستم ولي هيچ كاري را جدا از دريچه هاي فعاليت و سازماندهي جمعي نمي توان ديد. براي اين كار نيز بايد از تاريخ و تجربه ي موجود سازمانها و سنديكاها و برخوردهاي عمومي و افراد با تجربه در اين زمينه استفاده كرد .


June 16, 2007 7:23 PM
k1-35   ( web | email )

آهان!

گفته بودم که کامنتم هم طولانی بود و هم می خواستم بعضی از مخاطبين خاص من طرحت را بخوانند و نظر بدهند ، بنا بر اين گذاشتمش در وبلاگ خودم.


June 16, 2007 11:00 AM
k1-35   ( web | email )

کامنت دانی ات بازی در می آورد..


June 16, 2007 10:58 AM
ناشناس   ( web | email )

شراگیم عزیز....... درود برتو و اندیشه زیبایت.....بهترين کار برای اين نوکران و جيره خواران متعفن و عقده ای که برای تکه ای استخوان يارس ميکنند خاموشی است و سکوت ....... جواب ابلهان........


June 16, 2007 8:54 AM
دون كيشوت   ( web | email )

اي رهبرم اي اميدم اي گوگولي منگولي من- چرا پيام مرا پاك كردي مگه من چي گفتم؟

-----------------------
دقیقا چون چیزی نگفتی کامنتت را پاک کردم...من کامنتهای مخالفین را و حتی کامنتهای توهین آمیز را معمولا دست نمیزنم...اما حساب بعضی ها مثل شخص جنابعالی جداست...بگو چرا؟ چون اولا تمام کامنتهایی که با آی پی جنابعالی و با اسامی مختلف برای من طی این چند ماهه اخیر گذاشته شده چه نوشته جدی باشد و چه یک روزنوشت و یا حتی یک مطلب طنز همیشه حاوی الفاظ رکیک و توهین به شخص بنده بوده است...این یعنی اینکه شما با اندیشه من مشکلی نداری و مشکلت با من شخصی ست..! .نمیدانم این عقده کی و کجا در تو شکل گرفته اما میدانم که نظرخواهی یک پست وبلاگی جای تسویه حسابهای شخصی نیست...به هر حال تا اطلاع ثانوی کامنتهای جنابعالی که صرفا به قصد عقده گشایی نوشته می شود جایی در این نظرخواهی نخواهد داشت.


June 16, 2007 8:31 AM
شهاب   ( web | email )

امروز تلويزيون داشت يه برنامه اي راجع به سران مافيا بخش مي كرد. و مبارزه يه پليس با اونا كه كليشونو دستگير كرده بود ولي خوب بعدش به وسيله همونا ترور شد.
يه نكته جالب داشت. اونم اينكه مردم ايتاليا براي نشون دادن اعتراضشون به عملكرد دوليت براي محافظت از اون پليس و اينكه چرا نميتونه سران مافيا رو دستگير كنه همكي ( همگي ) يه پارچه سفيد از پنجره خونه هاشون آويزون كرده بودن !
پس ميشه !


June 16, 2007 2:44 AM
nazanin   ( web | email )

شراگيم عزيز...... از وقتی فيلتر شدی تعداد کامنتها ت هم بسيار کم شده البته ميدونم که خواننده زياد داری ولی گويا نميتوانند کامنت بذارند .


June 15, 2007 9:21 PM
خارپشت   ( web | email )

هی شراگیم، ببینم تو تازگی ها کامنت پاک می کنی؟ اونوقت اسم خودت رو هم می ذاری معترض؟ من کلا با طرحت مخالفم چون به نظرم خیلی مضحک و مسخره است اما هیچ فکر نمی کردم اونقدر ظرفیتت کم شده باشه که یه کامنت بدون هیچ توهینی رو صرفا به خاطر مخالفت صریح پاک کنی، برای من اونقدرها مهم نیست اما تو اگه اون اعتراضات سیاسی -اجتماعی دلقک وارت اجازه داد، یه سری به خودت بزن ببین اگه تو جای حکومتگران ایرانی بودی، تا حالا صد تا مثل 1984 اورول رو روسفید کرده بودی یا نه. کارت خیلی زشت و وقیح بود پسر، خیلی.


June 15, 2007 6:06 PM
ف.ا   ( web | email )

ببین شراگیم عزیز...من خودم حاضرم یه همچین حرکتی انجام بدم...ولی به شرطی که ملت بفهمن یعنی چه. من الان بازوبند بزنم برم توی خیابون ملت میگن دیوونست...یا اینکه چه مد مسخره ای! ...ببین ...باید توسط یه رسانه جمعی بسط بدی این مسئله رو....غیر از یه شبکه خبری خارجی هم راهی نداره..فقط سعی کن به یه سری شبکه های مزخرف نکشه ...مثل اون قضیه هواپیما و اهورا و اینا ...ولی جون من پی قضیه رو بگیر....مملکت داره گندش در میاد


June 15, 2007 4:58 PM
mahmoud   ( web | email )

Sharagim, behet goftam, tarhet harf nadare. be nazare man bastan bazooband aaaalie.
faghat pishnahad man ine, ke ejraye tarh ro bespor be yek nafar dige. kasi ke vaghean tojih shode bashe, va az tarafi hazer bashe az ba'zi chizhash dar rahe hadafesh begzare.

Man fekr mikonam kolan zanan az ma shojae tar hastand.


June 15, 2007 12:56 PM
storm   ( web | email )

منم با کاهش دادن و حذف کردن مواردی که توی منشور دفعه پیش گفتی مخالفم.و حتی باید برخی از جزئیات اون ها رو هم مشخص تر کرد.در ضمن با آزادی برای مردم هم موافقم که رنگ رو نماد قرار بدی نه فقط بازوبند.البته نه این که مثلا اگر یه لکه اون رنگی هم روی لباست بود کافیه.یه چیز مشخص که دیده بشه


June 15, 2007 12:55 PM
صورتی   ( web | email )

شراگیم عزیز نمی شه گفت می شه سه سوت جلوی سردر دانشگاه بازو بند رو در آورد چون خودت می دونی بهترین جای معرفی این طرح دانشگاه هاست. بهتره نظر آزادی برای مردم رو قبول کنی چون مطمئن باش توی دانشگاه نمی شه بازوبند بست. رنگ رو نماد قرار بده عزیز من. این طرح زمانی موفق می شه که همه گیر بشه و تا زمانی که تو روی بازوبند پافشاری میکنی امکانش نیست. مردم می ترسند و حق هم دارند که بترسند و از طرفی اگه افراد دارای بازوبند دستگیر بشن به هیچ جا نمی رسیم.


June 15, 2007 8:56 AM
شاهو   ( web | email )

متن مانيفستتان را خواندم و آنرا نسخه اي از آنچه پدران ليبراليسم بر آن انگشت گذاشته اند ديدم . از آنچه در وبلاگتان ديدم كسي را نديدم كه بخواهد جا پاي پوپر و رالز و آرنت و فون هايك بگذارد . اگر درست فهميده باشم دغدغه كاركردي به مفاهيم ليبراليسم داريد اما نكته اينجاست كه شما را دچار كلي گويي مي بينم و اين شما را به سمت ساده سازي بينش اجتماعي مي برد . جزئي نگري ،دقت و سازماندهي و تشكل را فراهم مي كند . كار اگر كوچك باشد و درست انجام شود بسي بهتر از وعده هاي يوتوپيايي بي ثمر است . ترستان را از تشكل و حزب و .. نمي فهمم . شما داعيه عمل داريد كجاي دنيا عمل بدون تشكل نتيجه داده است . سخن از درستي و ارزشمندي عملي آنگونه كه مراد شماست نيست سخن بر سر نفس عمل است كه بدون تشكل در نطفه خفه خواهد شد .


June 14, 2007 8:28 PM
سودابه رادفرد   ( web | email )

سلام
اولا"‌كه همه فقط بلدند نق بزنند و هيچ كس حوصله درد سرهاي اقدام عملي نداره.
ثانياخيلي زود خسته شدي!


June 14, 2007 4:59 PM
roodabeh   ( web | email )

نوشين خراسانی شاید کمک موثر تری بتونه بکنه.
در ضمن بايد بدونيم که هر موضوعی تا جا افتادنش زمان مي بره.


June 14, 2007 10:03 AM
مهم نيست   ( web | email )

همينطور كه قبلاً هم اشاره كردم مشكلت اينه كه شناختت از آدم‌‌ها و بويژه ايرانيها خيلي كمه. تا زمانيكه زندگيت رو پاي اين طرح نگذاري و شب و روز ندوي (جسارتاً مثل سگ) اين طرح به هيچ‌جا نميرسه. اصلاً هم بحث مخالفان نيست، موافقانت هم اين‌ كار رو نخواهند كرد. تمام تعريف‌ها و به به و چه چه ها هم در كامنت‌ها باد هواست. فعلاً هم از هيچ كس و هيچ نهاد هم انتظار كمك نداشته باش. اونا موقعي يه كم بهت التفات ميكنن كه ببينن تا خرخره مثل اونا گِلي و لجني شدي. يادت هم باشه مشكل داشتن ايده نيست كه ناراحت بشي چرا مردم دنبال ايده من نمي‌دوند!!! مردم دونده ميخوان!


June 14, 2007 6:43 AM
Hunter   ( web | email )

برادر من احساس ميکنم اون گروهها خيلی هم دلشون بحال بنده و شما نميسوزه ... در درجه اول منافع خودشونه ... بايد رييس روساشون از موضوع باخبر باشن که بعدش طرح رو ((مال خود)) شون بدونن که بعدا بتونن باهاش مثلا از حکومت يه امتيازايی اونم به نفع خود بگيرن


June 13, 2007 7:10 PM
دختر همسایه   ( web | email )

شراگيم عزيز فقط نا اميد نشو و از دست اين آدمهای عوضی که دوست دارند فقط بيان به ديگرون چرنديات بگن و برن ناراحت نباش اينها هميشه بودن و هميشه خواهند بود ....اينها عقده ايهای اجتماع هستند که آدم به نظر ترحم بايد بهشون نگاه کنه .....تو کاری بزرگ رو شروع کردی و هميشه شروع سخته ....حتما کسانی هستند که با تو همفکر خواهند شد و با تو همراه ....مهم اينه که تو جربزه اش رو داشتی که شروع کنی ....در ضمن آدم در زمان کاره که مسائل رو بهتر ياد ميگيره و اشکالات رو ميتونه رفع کنه ....دوستانش رو بهتر بشناسه و آدمهايی که فقط دوست دارند لاف بزنند رو از دیگرون تمیز بده .......کاش ميتونستم کمک باشم!


June 13, 2007 4:26 PM
safar solh   ( web | email )

چند جوان ایرانی صلح طلب که پیام صلح خود را به دیگر کشورها برده اند به حمایت شما نیاز دارند . اگر طالب صلح هستید از انها حمایت کنید . اطلاعات سفرشون در سایت هست. انها فردا به سازمان ملل می روند .


June 13, 2007 3:34 PM
یک دوست خانگی   ( web | email )

ای شراگيم زند ميدانم که تو از یاکان و نیکان روزگاری از یک خانواده خوب و خوشنام....... وبازهم میدانم که تو از نوادگان کريم خان زند هستی تورا هشدار ميدهم مواظب اين اشنايان بظاهر دوست خود باشی بخصوص این سهیل نابکار....... بیاد بیاور سرگذشت تلخ اخرین بازمانده سلسله زندیه لطفعلی خان زند رو که چگونه خیانت اطرافیان نزدیک و بظاهر دوست او تاریخ ایران رو ورق زد . حالا تو تاج و تختی نداری که از دست بدی فقط مواظب باش سرت رو بباد ندی . بطور کلی سياست چيز کثيفی است . بيخيال سياست بشين نون و ماست خودت رو بخور امید که هرچه زودتر کارت درست بشه و بری ییش مادرت.


June 13, 2007 11:35 AM
nazanin   ( web | email )

در رختحواب .... بابا بيا بيرون از رختخواب صبح شده .. ... اين طرح اعتراضی شراگيم رو البته يکی دوتا منشورش رو از جمله جدايی دين از دولت رو يه بابايی هم که هفت جدش ايت الله بوده (اخوند چیز فهم هم گویا داریم ) بنام ایت الله سید محمد حسین بروجردی خيلی صريح گفته و هم اکنون در زندان است و تازگی شنیدم که حکم اعدام هم گرفته در دفاعياتش گفته که ما در اسلام واقعی ولی فقيه نداريم و اين بابا يعنی خامنه ای يه بدعت جديدی در اسلام اورده و مرتد است.... ميخواستم بگم که برای تشنگان قدرت و خلافت فرقی نمي کنه خودی و ناخودی نداره....... حلاج کز او گشت سر دار بلند . جرمش ان بود که اسرار هويدا ميکرد.......


June 13, 2007 7:28 AM
در رختخواب   ( web | email )

اگه كمي عقل توي كله ات بود بايد طرحت را بجاي اينكه براي اردلان ميل كني براي كسي توي مايه هاي كروبي ميل مي كردي نه اردلان كه بابت همينكه توي زندان نيست، كلي شكرگزار حكومت هم هست. بحثم سر ليدر بودن يا ليدر انتخاب كردن نيست. بالاخره همه چي گاماس گاماس. شايد احتمالن چون توي آينده نزديك ميخواي از اين كشور بري بدت نمي ياد توي اين زمان كم يه تغيير بزرگ در كشور مادري ات ببيني - ببخشيد كشور مادري ات مث اينكه الان امريكاست- كشور آبا و اجداديت. خوب شد؟
از من و تو ديگه گذشته. ما فنا شديم و به گا رفتيم ولي بيا به فكر نوه نتيجه هاي احتمالي مون باشيم. بذا توي دوره عمر ما آدمايي مث كروبي يا رفسنجاني بيان رو كار. چه اشكالي داره؟ عوضش اميدي هست كه نوه هاي ما زندگي خيلي بهتري خواهند داشت.


June 13, 2007 5:49 AM
در رختخواب   ( web | email )

با اين حال عدم اظهار نظرات تخصصي رو به حساب بيعلاقگي ما نذار. من چون با هيچكدوم از بندهاي منشورت مشكل ندارم. نظري ندادم و فقط موافقتم رو ابراز كردم. با اينحال اگه كمكي از دستم بر بياد خوشحال مي شم بهم بگي.


June 13, 2007 5:36 AM
در رختخواب   ( web | email )

من ملحد هستم و ليبراليسم و سكولاريسم آرمانهايي اند كه براي اين كشور ميخواهم. با طرح و منشورت هم موافقم ولي كاش كس ديگه اي كه قبلن عقايد ضد مذهبي اش رو علنن اعلام نكرده بود طلايه دار اين طرح مي شد. چه بخواهيم و چه نخواهيم بهترين راه اين است كه روش حكومتداري در اين كشور بدون خونريزي و به آرامي - منظورم به كندي نيست- تغيير كند.
آيا يه كاپيتاليست دو آتيشه مي تونست نقشي رو كه گورباچف ايفا كرد ايفا كنه؟ كه بعدش هم يلتسين كه توي حكومت كمونيستي اومده بود بالا راهش رو ادامه داد. يه هفته اي كه نميشه از سيد علي خامنه اي به مثلن آرامش دوستدار رسيد. اين حرفها و اين طرح ها رو الان بايد كساني مطرح كنند كه قبلن توي انقلاب و جنگ و حكومت بودن و باباشون هم آيت الله است تا نتونن بهشون انگ بزنن. ما جماعت ملحد هم بايد ازشون حمايت كنيم نه اينكه پرونده سياه گذشته شون را رو كنيم و بابت فرصت طلبي بهشون فحش بديم. به ما چه كه اونها از قبل پشتيباني توده اي ما به كجا مي خوان برسن. مهم اينه كه اين آلترناتيو ها فقط پله پله مي تونن جايگزين بشن. اگه جنبش اصلاح طلبي ولدالزنا نبود بعد از خاتمي بايد كسي مث سازگارا، گنجي يا حجاريان مي اومد رو كار. - حال موسس سپاه بودن يا اطلاعاتي بودن به ما چه؟بعد از چند دوره مي تونستيم اميدوار باشيم كه اينها هم برن كنار و آدمهاي مطلوبتري بيان.


June 13, 2007 5:32 AM
بهناز   ( web | email )

شراگیم عزیز
اینکه کمی سر خورده شده ای و انتظار داشتی لااقل سازمانهایی مثل کمپین زنان و تمامی وبلاگهای مطرحی که داعیه ی آزادیخواهی دارند از این طرح حمایت کنند و یا در تهیه منشور کمک کنند..
کاملا قبل درک است و رسیک پذیری و شهامت تو قابل تحسین . ولی به نظر می رسد این توی ذوق خوردن تو برآیند عدم آشنایی کافی ات با اوضاع و احوال و نحوه کار و ارتباطات این گروه ها با یکدیگر و با حکومت باشد .
شراگیم عزیز ،
در کشورهایی که با نظام های دموکراتیک اداره می شوند هدف بر وسیله مقدم است چون ساختارها مشخصند شورای انون اساسی وجود دارند ، سندیکاها از قدرت فوق العاده ای برخوردارند ، رویه ها و سنت های سیاسی استحکام یافته اند و کودکان از بدو ورود به دبستان با حقوقشان آشنا می شوند . در این گونه حکومتها چون حاکمیت از مردم و بر مردم است ، نظام از مردم هراسی به دل راه نمی دهد ، در پی تحدید آزادی های مردم نیست ، و اصولا حق اظهار نظر در تمامی اشکال و ابعاد آن پذیرفته شده است . کافی است نگاهی به اعتصاب مثلا رانندگان خودروهای سنگین در فرانسه بیندازید . آنها اعتصاب می کنند چون این حق در قانون اساسی کاملا پذیرفته شده است و نیروی انتظامی به هیچ وجه حق تعرض به این متعرصین را ندارد و دولت برای جلوگیری از ورود زیان روز افزون به اقتصاد کشور ، با نمایندگان اعتصاب کنندگان مذاکره می کند و حتی در بسیاری از موارد این اعتصاب ها منجر به استعفای مقام های عالیرتبه سیاسی و حکومتی می شود . اینان قدرت فوق العاده خود را از قانون اساسی دموکرات که شالوده و سنگ بنای هر جامعه سیاسی انسانی است ، می گیرند و از باور به محق بودن خود و صد البته اتحاد بین همه گروه های سندیکایی می گیرند .
حال اجازه دهید که اوضاع را در کشورهای غیر دموکراتیک مانند ایران بررسی کنیم .
در این گونه کشورها و یا به بیان بهتر ، نظام ها ، به دلیل عدم وجود قانون اساسی دموکراتیک و یا حتی در صورت وجود آن ، فرا قانون بودن زمام داران این گونه نظام ها ، عملا حق هر گونه اعتراضی از مردم سلب می شوند . سندیکاها قدرتی ندارند و بیشتر حافظ منافع حکومت هستند تا اعضای خود .
در اینگونه نظام ها به دلیل عدم وجود اتحاد میان سندیکاها و نحله های مختلف فکری با هدف واحد ، جنبش ها ضعیف و شکننده هستند . هر گروه تنها حافظ منافع خویش است و اصطلاحا وسیله بر هدف پیشی می گیرد . گروه های مختلف تنها برای خود به میدان می روند و نه سایر گروه ها . این افراد حتی در بسیاری از موارد به محق بودن خود اطمینان کامل ندارند و عمدتا روابط آنها با حکومت ، تابع قواعد دیپلماسی پنهان و داد و ستد با نظام حکومتی هستند . تشتت ویژگی بارز ارتباطی میان گروه های مختلف این گونه جوامع به شمار می رود . آیا تا به حال دقت کرده اید که مثلا در کشور فرانسه که مهد حقوق بشر در دوران معاصر است ، در بسیاری از موارد اعتراض ها در یکی از بخش ها ، اعتراض بسیاری دیگر از بخش های جامعه را به دنبال دارد ؟
آیا تاکنون در ایران چنین چیزی را مشاهده کرده اید ؟
تا جایی که من به خاطر دارم ، خیر . در این کشور نه تنها از گروه های دیگر غیر مرتبط ، که از گروه های مرتبط هم حمایت نمی شود . به عنوان مثال بسیاری از گروه های دانشجویی ، در مورد بگیر و ببند های اعضای دیگر گروه ها ، هیچ اعتراضی نمی کنند . زیرا در این آشفته بازار ، هر کس تنها به فروش کالای خود می اندیشد . شاید به همین دلیل گروه های مختلف از طرح شما استقبال شایانی نکرده اند . زیرا هیچ گروهی نمی خواهد با استقبال از یک برنامه پیشبینی نشده منافع احتمالی خود و توافق های احتمالی با نظام را به خطر افکند . این نباید به منفعت طلبی ، تعبیر شود بلکه کل قضیه به همان اصل تقدم وسیله بر هدف بر می گردد . نمی دانم ، فکر می کنم با شناخت نسبی که از شما پیدا کرده ام ، فکر می کنم پس از خوندن این متن با خودتون می گید : " عجب مزخرفاتی ! " . ولی من به عنوان کسی که از دور دستی بر آتش دارم ، لازم دونستم اینها رو بیان کنم .
به هر حال امیدوارم پیروز باشی .

بهناز


June 13, 2007 2:22 AM
شادي   ( web | email )

بعد از مشورت‌های زياد با آقامون به اين نتيجه رسيديم که طرح شما عملی نيست. چرا؟ زيرا که آگاهی کاملی در مورد مسائلی که مردم خواهان آنند وجود ندارد. در کل ۷۰ ميليون جمعيت ايران چند نفر پيدا می‌شود که مفهوم آزادی را بداند و بتواند حداقل‌های آزادی در ذهن اين عده را در يک اشتراک کوچک جا بدهد و از آن گستاخانه‌تر همه حداقل ٍ خود را به اين محدوده مشترک رند کرده و حاضر به ۱. عمل و ۲. دفاع از اين محدوده مشترک بشوند؟ ما به آگاه سازی عقيده داريم و حاضریم برای آن تلاش و تبلیغ کنیم نه به رفتارهای سمبليک اعتراض آميز. ما به بازوبند سفيد اعتقاد داريم نه به بازوبند سياه.


June 13, 2007 1:40 AM
تینا   ( web | email )

نمی خواهم ته دلت رو خالی کنم چون بعيد است به سراغ آدم بی فکری مثل تو بيايند اما بد نيست پسورد بلاگت رو به يکی از دوستات مثلا اون دلقک معتاد بدهی تا اگر خدايی نکرده مشکلی برات پيش آوردند بياييد اينجا و به همه خبر بده که چی شده. اين واسه خودت بهتر است. تازه بعدشم که در اومدی فوری کار آمريکات درست ميشه و ميری. به اسم پناهنده سياسی!


June 12, 2007 11:32 PM
ناشناس   ( web | email )

پسرم خودت را زیاد جدی گرفته ای!


June 12, 2007 11:20 PM
nazanin   ( web | email )

عشق حقيقيست مجازی مگير اين دم شير است ببازی مگير........ منظورم عشق به ازادی و حرمت انسان است و بهايی که بايد برای ازادی يرداخت. ( البته سوتفاهم نشه غرض از دم شير حکومت فاسد و يوشالی جمهوری اسلامی نيست انان موشهای کوری هستند در تاريکی مطلق) بلکه مبارزه وراهکارهای عملی و حساب شده و سازماندهی درست است که کاريست کارستان و بايد از سر اگاهی و رعایت کردن اصولی باشه...... تو هنوز بر ترس خودت غلبه نکردی چگونه از ديگران انتظار داری ؟ ترس يک عامل بازدارنده برای عمل است البته حق هم داری چون در تير رس هستی و تیغ هم که در دست اراذل و اوباش حکومتی و زنگیان مست از قدرت است و گردن ساده اندیشانی چون تو اماده برای زدن ( بیگدار به اب نزن عزیز ).در یست های قبل نظر خودم رو در رابطه با چگونگی اجرای طرح اعتراضی تو گفتم و دوباره گویی نمیکنم..... و دیگه اینکه اکثر سازمانهای زنان در ایران خط کشی شده هستند و دست و بالشون گیره و از خط قرمز عبور نمیکنند و تعدای هم وابسته به خود نظام هستند و برای خوش خدمتی و خنثی کردن حرکتهای اعتراضی زنان قد علم ميکنند و خنده دار اينکه اسم خودشون رو هم ميذارند فمنيست های اسلامی که همه ميدانيم که ماهيت اسلام در تضاد کامل با ديدگاه مترقی و برابری طلب فمنيستی است بگذريم .... يه چيز مسلم است هر قدر مقاومت مردم و ايستادگی جامعه و اعتراض به کليت اين نظام فاسد اسلامی بيشتر شود انها عقب ترخواهند نشست . دانشگاه های ما امروز سنگر واقعی اين مبارزه و مظهر اين مقاومت است و همينظور مقاومت و ايستادگی زنان جسور و قهرمان ايران که تو دهنی محکمی به اين جانوران مذهبی زده اند و باوجودی که در اين جنگ نابرابر که در خیابانهای تهران هرروز ه شاهدش هستیم و تنها دشمن ابزارهای لازم رو برای سرکوب و خشونت در اختیار دارد ييروز و سر بلندند . و براستی که در جنگ حجاب جمهوری اسلامی شکست خورده و مستاصل است و حریف زنان قهرمان ایران نیست و نخواهد بود. ما زنان به کمتر از ازادی برابری رضایت نخواهیم داد.. . .... زنده باد ازادی برابري.


June 12, 2007 11:17 PM
يه دختر هم سن تو !   ( web | email )

شراگيم جوون واقعم كاش چهار تا انسان مثه تو مرد پيدا مي شد ........


June 12, 2007 11:16 PM
آقا گلي   ( web | email )

سلام
آخه كون گشاد توام گوزيدي پيش خودت خيال كردي چقدر صدات بلند بوده. يه فكر چشكي به ذهنت خورده كرديش منشور و از اين كسشرا. بابا اون موقع كه تو روي دولت خاك ميريزي يه عده رفتن زندان و كون دادن . همين معلما چند بار چوب كردن كونشون. اون وقت تو بچه سوسول با اين طرح فكسني گوزپيچ شدي و ترسيدي !!! خوب همه دلشونه يه روز از دست اين آخونداي مادرقهبه خلاص بشن ولي كار يه شب و دو شب و يه دستمال و دو دستمال كه نيست قرنها امثال گنجي لازمه . اين ملت كوني ديگه حاضر نيست حتي يه ساعتم گشنگي بكشه. مگه واسه اعتصاب غذاي گنجي چند نفر اومد و جمع شد. مگه ۱۸ تير چي شد رفته باد هوا . ۲۸ خرداد ۸۲ من بوعلي سينا همدان دانشجو بودم اون شبي انصار كونده ريختن تو خوابگاه و دهن يچه ها رو گاييدن هنوز خوب يادمه. سر خود خود من با ضربه چماق يكي از همين مادرجنده ها شكست... همون سال اعتصاب پشت سر اعتصاب بود ولي الان كي يادشه . خيلي از بچه هاي همون موقع الان ازدواج كردن و به خاطر گرسنگي و نون سياست و آزادي رو از ياد بردن... با اين خريتي كه از اين مردم ميبينم حالا حالاها بايد كار فرهنگي بشه . وقتي هنوز پيدا شدن تار موي سر و خوردن نوشابه هايي كه كيلومترها اون ورتر آزاده و اينجا گناه كبيرس و حد داره و هم بستر شدن ۲ دو نفر كه همديگه رو دوست دارن زنا محسوب بشه و خودشون با ۱ جمله ۱۰۰ تا ۱۰۰ صيغه كنن و مردم خر از ميمون بدتر پشت سر خامنه اي و هر آخوندي هر كاري بكنن معلومه كه اين مللكت حالا حالاها قصد آدم شدن نداره... آخه اين بچه ها و جوونا به چه اميدي جون بكنن و اعتصاب و فردا مثل من اگه فوق ليسانسم قبول شدن اسمش بشه دانشجو ستاره دار و از ثبت نام يكي كه رتبه زير ۲۰ داره تحت هر شرايطي سرباز بزنن و اون وقت يه بسيجي كونده كه سراپاش عكس خميني و چند مرده باشه و الگوشم چند تا آدم و كش مثل چمران باشه با رتبه ۴ رقمي صف اول ثبت نام بشه و پشت سر هم مشروط بشه ... اين مملكت خيلي به گا رفته ديگه يواش يواش بايد بي خيالش شد... خيلي كسشر گفتم خوش باشي داش شراگيم زند


June 12, 2007 11:13 PM
شراگیم   ( web | email )

شماره ۶ عزيز :
اين پيشنويس رو برای همین اينجا گذاشتم که همه بتونن در موردش نظر بدن...در مورد جزء به جزء اون...!! ولی کو؟ به غیر از علی نازنین و یکی دو نفر دیگر (منجمله خودت) چه کسی آمد و نظر و پیشنهاد داد؟ از آن صد و هشتاد کامنت اولیه که نیمی از آنها موافق این طرح بودند چند نفر آمدند و شرکت فعال کردند برای تهیه منشور؟
در همين نوشته من گفتم که اين طرح رو ميشه در حد خواسته های خيلی بی خطر تر هم تغيير داد...نظر شما را هم برای اينکه رنگ را به طور کلی سمبل همراهی در اين طرح بگذاريم هنوز رد نکرده ام و اگر تعداد بيشتری نظر شما را داشته باشند حتما در متن منشور در کنار بازوبند لحاظ می کنم...!
نا امید نیستم اما به هر حال انتظار همراهی بيشتری از جانب مخاطبين را داشتم...


June 12, 2007 10:11 PM
maral   ( web | email )

منظورم غر غر بود


June 12, 2007 9:08 PM
maral   ( web | email )

معلوم شد همهء قرقرا و اعتراضا از ماتحته این ملت بلند میشه وگرنه هیچکس کون عمل کردن نداره.پس حقمونه هر چی به سرمون میاد.


June 12, 2007 9:06 PM
آزادی برای مردم   ( web | email )

شراگیم عزیز برای پا گرفتن یک طرح باید همه را در شکل گرفتن و تصویب اون سهیم کرد. باور کن اگه از اول نظر همه درباره جزجز طرح را جویا میشدی الان اوضاع خیلی فرق میکرد. من طرحت را دوست دارم و ایمان دارم که شدنیست ولی به شیوه شکل گیری و اجراش شدیدا انتقاد دارم. میدونی اینکه بگیم طرفداران حکومت سکولار روبانهای زرد به بازوی چپشون ببندند قبول کن بیشتر شبیه یک هدیه به وزارت اطلاعات برای شناسایی مخالفان اکتیو محسوب میشه تا طرحی برای آزادی! من کاملا با تقلیل این طرح به حداقل ها مخالفم و حتی معتقدم که ما میبایست برای شرکت بچه مدرسه ای ها هم خواسته های اونها را در پیش نویس بگنجونیم و از طرف دیگه باید شکل طرح را واقعی - شدنی و اجرایی کنیم(یعنی پیش نویس کامل و جامع و اجرای کم هزینه). ما طرحی موشکافانه و دقیق و مهیج (اگه نگی پوپولیستم) لازم داریم . الان من تمرکز چندانی بخاطر خستگی زیاد ندارم ولی اگر حاضر باشی ذره ذره معایب این ایده و کارهایی که لازم برای شکل گیری طرح میباشد البته از نظر خودم را باهات در میون میزارم


June 12, 2007 8:33 PM
mina   ( web | email )

چراش خيلی ساده است چون طرحت غیر عملی و خيلی خطرناک است برای خودت و برای ديگران... دست رو دست گذاشتن در این شرایط خوب نیست ولی عمل به یک طرح غلط از اون بدتره.


June 12, 2007 8:23 PM
mina   ( web | email )

چراش خيلی ساده است چون طرحت غیر عملی و خيلی خطرناک است برای خودت و برای ديگران... دست رو دست گذاشتن در این شرایط خوب نیست ولی يه عمل به یک طرح غلط از اون بدتره.


June 12, 2007 8:22 PM
تاریخ و جغرافیا   ( web | email )

سيب زمينی های ما گنديده اند.
سلام.ما که مطالب شما را می خوانيم.شما هم اگر وقت کردید اين مطلب را بخوانيد. شايد مفيد باشد.ممنونم.


June 12, 2007 6:03 PM
فؤاد   ( web | email )

شاید طرح تو را با طرج من بتوان ادغام کرد که از چند ماه پیش پیگیرش بوده‌ام و نظرسنجی هم گذاشتم و کلی همراه داشتم و حالا هیچ انگار! طرح نام‌گذاری سال از سوی وب‌نویسان ایرانی که قرعه‌ی امسال به ضر ساماندهی افتاد:
http://www.websal.info/
البته ضد ساماندهی چند مورد از طرح تو را در برمی‌گیرد چون هر سال یک هدفی دارد.
امیدوارم در این راه با هم بتوانیم حرکت مثبتی بکنیم اگر موافق باشی.


June 12, 2007 5:46 PM
سکوت   ( web | email )

بحث ترس نیست بحث بیفایده بودن! اوضاع خیلی پیچیده اس! من فکر میکنم تا دو سه سال آینده یک جنگ داخلی عظیم خواهیم داشت!جنگی که هزاران کشته خواهد داشت! اینها هستند و فقط مینگرند به این اوضاع چپندر قیچی!
قدرت دست ابرقدرتهای شرق و غربی است که به این آسانی تسلیم نمی شوند!منافعشان کاملا تامین است که حرفی نمیزنند!اگر منافعشان به خطر بیفتد مطمءن باش یک اتفاقاتی هم می افتد! یکم دایی جان ناپلءونی است ولی حقیقت دارد!:(


June 12, 2007 5:40 PM
نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.