بعد التحریر : بر طبق آخرین خبر ظاهرا حکم با نظر رئیس قوه قضائیه لغو شده و فعلا اجرا نمی شه...به هرحال امیدوارم خبر موثق باشه واین بار هم به خیر گذشته باشه.
آقاي كمالي
خوشحالم كه لا اقل اثبات كرديد ظرفيت هوشي و فكريتان چقدر است . و از نظر شما استدلال منطقي و محكم يعني چه !!!
June 25, 2007 4:54 PM
آقاي كمالي
خوشحالم كه لا اقل اثبات كرديد ظرفيت هوشي و فكريتان چقدر است . و از نظر شما استدلال منطقي و محكم يعني چه !!!
June 25, 2007 4:54 PM
از نویسنده کامنت 102 متشکرم که خیلی منطقی و آدم وار خود را معرفی کرده است.
June 25, 2007 1:45 PM
به همايون:
سلام
من تقريبا"تمام كامنتها رو خوندم و ديدم كه اينجا بيشتر به چت روم شبيه شده.و تمام حرفهاي ردو بدل شده بين همايون و دلقك و شراگيو خانم و دكتر و....رو مثل هميشه ديدم.عده اي موافق و عده اي مخالف.خب طبيعي است.اما يك جمله اين جناب همايون خان گفته كه خيلي جالب و بهتره بگم مزخرف بود.به دلقك گفته: اگه كسي نتونه زنشو ارضا كنه و زن نتونه طلاق بگيره بايد بره زنا كنه.
من ميگم نخير بايد تا آخرعمر خودشو از طبيعي ترين حق محروم كنه و دائم لابد مشغول خودارضايي بشه .كه چي كه به شوهرش خيانت نكره باشه.آخه كدوم آدم عاقلي وقتي در تنگناي گرسنگي به سر ميبره و داره از گشنگي ميميره به حلال و حرومش فك ميكنه.حتي تو همين اسلام هم گفته شده كه وقتي پاي جان در بين است گوشت مردار هم كه حرامترين است لال ميشو.حالا اگه ميگيد كسي به خاطر محروميت از لذت جنسي نميميره.بهتون ميگم چرا ميميره.هزار باره روح و جسمش داغون و خرد ميشه .ميگيد نه .فقط يه سر به كتابهاي علمي و روانشناسي در اين مورد بزنيد.به هرحال برا من خيلي خنده داره كه كسي تمام عمر خودشو از برآوردن طبيعي ترين نياز محروم كنه و و حسرتمند بميره كه مثلا" مشمول خائنين نشه.!!!!!!
June 25, 2007 12:04 PM
بابا دمت گرم اقای کمالی مواظب باش ندزدنت چه قدرت استدلالی دسمریزاد هر کی ندونه خیال میکنه نظری های انیشتین رو تو به اثبات رسوندی غول تاریخ اثبات علمی باید بیان جلوت لنگ بندازن ....
مردیکه پدر سوخته امثال ریش پشم داری مثل تو مملک رو به بدبختی کشیدن تو که تو عمرت بغیر از ریش بابات و چادر ننت چیزی ندیدی پس دهنت رو ببند بزار چهار تا ادم باسواد اینجا نظر بدن
شراگیم جان معذرت میخوام اگی بی احترامی کردم ازادی بیان وجود داره ولی این مرتیکه کفر من رو در اورده
June 25, 2007 11:08 AM
لا اکراه فی الدین. در دین هیچ اجباری برای تحمیل اعتقادات وجود ندارد. حتی در یک جامعه اسلامی اگر کسی اعتقادی به ارزش های اسلامی نداشت تا زمانی که آسیبی به جامعه وارد نسازد نباید کسی متعرض او شود. بحث علمی و انتقاد به اعتقادات دینی هم باز و ازاد است، البته با رعایت حداقل ادب و احترام. بر این اساس به بحث هایی که انجام می شود احترام می گذارم. در عین حال معتقدم اصلا نیازی به اثبات وجود خدا و نفعی که در اطاعت و اجرای آموزه های دینی اسلام وجود دارد نیست. بیش از یک میلیارد مسلمان بیش از 14 قرن است که با همه سختی ها و دشواری ها و تنها بر اساس اعتقاداتشان اسلام را قبول کرده اند و به نشر آن پرداخته اند. اکنون بیهوده است که بخواهیم بحث هایی را که پیامبر به هنگام تبلیغ رسالت خود با عرب های بادیه نشین داشت دوباره تکرار کنیم.حقایق موجود است. آنکه به دنبال حقیقت باشد سرانجام می یابد. در این راه علائم راهنمایی و هشدار دهنده هم زیاد است. حجت تمام شده است و اجباری در کار نیست. کسی که خدا را یافت شیرینی وجود او را احساس خواهد کرد و دیگر حاضر نخواهد بود آنرا با چیز دیگری عوض کند. اصل یافتن او است.
June 25, 2007 10:58 AM
به نظر مي رسد از هنگام تغيير دولت در 18 ماه گذشته، تفکيک جنسيتي به عنوان يکي از برنامه هاي محوري در وزارتخانه ها و نهاد هاي دولتي مد نظر مقامات کشور بوده است. استناد اصلي طراحان و مجريان اين برنامه، "حفظ از قداست خانواده" يا "حفظ موازين شرعي" بوده است که طراحان سهميه بندي جنسيتي براي داوطلبان ورود به دانشگاه نيز از آن يادکرده اند.
بسياري از تحليلگران اما معتقدند اساس ماجرا نه قداست خانواده و نه رعايت موازين شرعي، بلکه نگراني بزرگتري است که صاحبان قدرت در ايران از آن بيمناک اند: حضور زنان که نيمي از جمعيت ايران را تشکيل مي دهند در عرصه عمومي بي گمان توزيع قدرت، مناسبات اجتماعي و سياسي را دگرگون خواهد کرد. با بازگشت زنان به خانه ها، کنترل نيمي از جمعيت به مراتب آسان تر از همه آن خواهد بود.
June 25, 2007 10:06 AM
http://booter-team.persiangig.com/mEtal/p/naviguer.htm
June 25, 2007 10:00 AM
همه غافلانی که به خدا ايمان ندارند گوش کنند :
لطفا یک برگ از گلدان شمعدانی توی اطاقتان جدا کنید و به دقت به آن بنگرید . آیا این برگ خود به خود به وجود آمده ؟ پس چه کسی آن را آفریده ؟
حال که وجود خدا ثابت شد . آیا ممکن است که چنین آفریدگاری که برای هر موجودی برنامه و هدفی معین کرده ( هدایت تکوینی و تشریعی ) برای انسان هیچ برنامه و هدفی معین نکرده باشد ؟ بلی ؟
خوب پس در اینجا نتیجه می گیریم که انسان به وجود پیغمبران و امامان محتاج است و بنابراین به خودی خود حکم اثبات سنگسار نیز ثابت می شود !
ای کاش ظرفیت هوشی و فکری این افراد جاهل تا آن اندازه ای بالا برود که بتوانند این دلایل محکم و منطقی را درک کنند .
به امید آن روز !
June 24, 2007 8:06 PM
همايون جان (شماره 84) :
پسر خوب اين مسيری رو که تو اتوبانش را اینطور خوش و خرم برای خودت ميپیمایی ما يک زمانی جاده خاکی اش را رفته بوديم...! باور کن راه به جایی نمی برد...من شديدا معتقدم جنابعالی به خاطر صغر سن و نداشتن ابزار لازم برای بحث (که همان اطلاعات و آگاهی کافی ست) صلاحيت و امکان ادامه دادن اين بحث را نداری والا در هیچ بحث عقلی شرط ورود به بحث و ادامه ان همخوانی و همنوایی اندیشه های طرفین درگیر در بحث نیست...!
متاسفانه و یاخوشبختانه مذهب تشيع و اعتقاد به معصوم و اعتقاداتی از این دست فقط در بين يک فرقه ی ده درصدی از مسلمين (شيعيان) وجود دارد و آنقدر براهينی که برای استدلال های خود می آورند غير اصولی و پيش پا افتاده است که اوج چنين استدلال هايی را بايد در کتابهای امثال « تيجاني» جستجو کرد...
به هر حال اين بحث را حتی اگر يک کسی که به خداوند و اسلام و قرآن معتقد است بیاید و بخواهد با جنابعالی پيش ببرد باز هم نه تنها شما که حتی اگر مرجع تقلید گرانقدرتان هم بيايد نميتواند نه دلايل نقلی (با استناد به قران) و نه دلايل عقلی مناسبی برای چنين اعتقاداتی بياورد...!
علی ایحال تنها توصیه ای که میتوانم بکنم این است که به جای رله کردن مطالب کتابهای دینی درسیتان و حجتهای روحانیان فرهیخته ی مدرسه یا محله تان و اوردن استدلالاتی از این دست که تنها شاید بتواند بر و بچه های حوزه علمیه قم را اقناع کند (که مخلوق بی حجت رها نميشه و حجت بايد معصوم باشه و امامتی هم در کار است و امام هم حجت خداست در نتيجه معصوم است پس هرکاری که ميکند بايد درست باشد.) دامنه مطالعه تان را افزایش دهید و یاد بگیرید که بدون پیش داوری استدلال کنید.
و من الله توفیق!:)
June 24, 2007 6:08 PM
من بهت گفتم اينورا پيدات نشه چون كلفت بهت ميگم. باز پيدات شد.
توو كامنتاي دلقك ديدم آبجيت كامنت گذاشته براي دلقك كه گره از كارش باز كنه . پس تو يكي ديگه ساكت شو كه گذز آبجي تو هم به درمانهاي باليني افتاد. كلاتو بزار بالاتر اي حيدر كرار
viva il dalghako per sempre
June 24, 2007 2:17 PM
ببخشيد جای خداحافظ واژه ی ديگه ای پيدا نکردم بگم که شما ها هم قبول داشته باشيد. شما به هنگام خدا حافظی !کردن به جای خدا حافظ چی ميگيد؟
June 24, 2007 2:06 PM
تا حالا احتمال ميدادم که شما راست بگيد ولی اکنون مطمئنم که راست ميگم و حق با ملا هاست.
خداحافظ
June 24, 2007 2:04 PM
بر حذر باش که اين دست و دهان اب کشان خانمانسوزتر از سيل فنا ميباشند..........
June 24, 2007 12:52 PM
با درود به همه ازاد انديشان و انسانهايی که با خرد و انديشه سروکار دارند...... علت تدوام حماقت و بقای اديان عهد عتيق را نه علاقه مردم به ان و نه نادانی و تعصبات انها بلکه نقش و کارکرد سياسی ان توضيح ميدهدو نظام سرمايه داری ( تو بخوان چباول) از ان بعنوان يک ابزار جهت سرکوب سیاسی استفاده ميکند. اسلام با زور اسلحه به حکومت رسيد با زور اسلحه ميخواهد مردم را به بهشت ببرد و بازور اسلحه زندگی را بر انسانها جهنم کرده است. بقول ان شاعر گواتمالايی روزی خواهد امد که مردم سرزمين من روشنفکران اخته خود را بازخواست نمايند روزی که کشورتان چون شعله ای مهجور فرو ميمرد شما چه ميکرديد؟............
June 24, 2007 12:31 PM
جناب همايون!
چرا راه استدلالتون رو کوتاه تر و آسان تر نمی کنيد؟ چرا به جای اينکه بخواين به من يا بقيه ثابت کنيد هرچی علی می گه درسته(خدا وجود داره و مخلوق بی حجت رها نمی شه و حجت معصومه و علی که حجته هم معصومه، پس هرچی می گه درسته) نمی ياين و در اين موردی که سوژه بحثه (در اينجا سنگسار) بگين به دلايل ايکس و ايگرگ سنگسار کار درستيه؟ از نظر من (و مسلماْ هر کسی که با پيش فرض های شما راجع به خدا و معصوم موافق نيست) اينکه بگی سنگسار درسته چون علی گفته اصلاْ دليل نيست! حتی اگر پيش فرض های شما کاملاْ درست باشه شما برای دليل آوردن برای اين حکم بايد بگين علی گفته سنگسار درسته به دلايل ايکس و ايگرگ! (فکر می کنم اين خيلی ساده اس که دليل بايد يه ربطی به همون موضوع داشته باشه!)
از نظر من و امثال من هم همين تقدس گرايی شماست که باعث تعطيلی تفکر و استدلال و منطق می شه.
اصلاْاز يک زاويه ديگه نگاه کنيم. فرض کنيم بحث بر سر اينه که من می گم علی آدم خوبی نبود، شما می گی بود! من دليلم اينه که اون حکمی مثل سنگسار رو اجرا کرده! حالا شما يه توجيه بيار که من عادلانه بودن حکم سنگسار رو قبول کنم!
اينکه می گی من دليل اعجاز اون رو نمی فهمم هم مسلماْ برای من و امثال من يعنی همون که شما تفکر رو تعطيل کردی! نه چيزی بيشتر از اون و نه توجيه خوبی برای دليل نياوردن!
راجع به قبول نداشتن مبانی مذهبی توسط ما و درنتیجه بی فایده بودن بحث با ما هم نظرت خيلی جالبه! شما می يای با کسی که مذهب رو قبول نداره راجع به مذهب بحث می کني (حالا با هدف رو آوردن اون فرد به مذهب يا توجيه يک حکم مذهبی)، بعد می يای می گی چون تو بدیهیات استدلال های مذهبی رو قبول نداری مکتبت دلقکيسمه و بحث کردن باهات فايده نداره؟! خوب پدر جان طرف شما که از اول گفته من مذهب رو قبول ندارم و شما وارد بحث شدی که! پس با پيش فرض های منطقی ای بحث کن که خارج از مذهب باشه! مذهب رو که نمی شه با مذهب اثبات يا توجيه کرد دوست عزيز!
درنهايت اينکه من هم نمی خواستم وارد بحث مذهب بشم، اما خوب اين موضوع با مذهب درگيره و مثل اينکه نمی شه اجتناب کرد!
June 24, 2007 12:02 PM
ببين زياد به خودت فشار نيار . حرفهايي رو كه 78 بهت زد رو دوباره بخون اينورا هم ديگه پيدات نشه چون كلفت تر از اينا نصيبت ميشه. گوشمون بيست و اندي ساله كه از اين چرنديات پره.
June 24, 2007 11:56 AM
جناب روژ
خيلی دوست داشتم اين بحث فرا تر از اين که هست جلو نره ولی نميشه !
شما کامنت های مرا بخوانيد وبشماريد چند مورد از حرف های من بی دليل رد شده است کاش تنها بی دليل بود بايد بگم با مسخره بازی . البته انتظار ندارم که مورد قبول واقع بشه چون اول من بايد برای عالی جنابان خدا را اثبات می کردم و بعد ميگفتم که مخلوق بی حجت رها نميشه بعد اثبات ميکردم که حجت بايد معصوم باشه بعد ميرسيم به اينکه امامتی هم در کار است .و امام هم حجت خداست در نتيجه معصوم است پس هرکاری که ميکند بايد درست باشد حالا اگر من نوعی از دليل آن عاجز هستم دليلی بر کفر بودن موارد ياد شده نيست . از اول هم درافتادن با این مکتب که اسمشو دلقکیسم بیشتر نمیشه گذاشت اشتباه بود اشتباه نکنید قصد توهین ندارم این را از این بابت گفتم که شما خدا را در سطل زباله ریخته و بدیهیات استدلال های مذهبی را دارا نیستید . این که عالم خدایی دارد شک میخواهد؟ اینکه خدا بنده اش را تنها نمیگذارد و مراقب اعمال اوست مسخره است ؟ شما وقتی جنسی تولید میکنید گارانتی نداره؟؟؟!
June 24, 2007 11:43 AM
فرافكني هاي دلقك بامزه است.
دلقك عزيز، اعتقادات و مذاهب رو بي خيال از چيزي حرف بزن كه در حد و اندازه ت باشه الگاريتم بسته بگند كشيدن اصول اخلاقي حسابي جفت و جورته
June 24, 2007 11:34 AM
کامنت ۸۱ رو اينطور بخوانيم: وقتی ما هيچ جواب منطقی ای برای زير سوال برندگان دين نداريم بهتره اول يکم اونارو متهم به سيری کنيم و بعدم با جملات کلی بحث کردن با اين آدما فايده نداره از بحث کردن طفره بريم! من مشکلی با آدمای مذهبی ندارم و عقيده هرکس محترمه. اما هر طرفی که آزلدانه وارد بحث مي شه ديگه نمي تونه با جمله كلي ولش كن بابا، آدمي كه خدا رو قبول نداره هرچي بگي قبول نمي كنه از بحث طفره بري!
راستي تا اونجايي كه من يادمه در آموزه هاي ديني شما فقر برباد دهنده ايمانه! حالا چطور شده كه هر كسي كه به دين كوچكترين اشكالي وارد مي كنه سريع متهم مي شه به از سر سيري حرف زدن! (كه تازه البته اونقدر سير بودن و حوصله فكر كردن داشتن اصلاً هم چيز بدي نيست!) فكر مي كنم بعضي دوستان با دين خودشون هم به تناقض رسيدن! چون تصور مي كنن آدماي سير (كه لابد فرصت فكر كردن و بحث هاي روشنفكري هم دارن!) آخر به اين نتايج ضد دين و ضد خدا مي رسن!
June 24, 2007 11:12 AM
بسیاری از این بحث ها از سر سیری و درد روشنفکری است. آنکس که با مذاهب الهی به قدر قوه عقل خود برخورد می کند و اعتقادات میلیاردها نفر از طرفداران مذاهب را به سخره می گیرد ارزش ندارد با او بر سر جزئیات کلنجار بروی. کسی که خدا را قبول ندارد هرچه تلاش کنی تا برای او احکام خدا را اثبات کنی بیفایده است. بالاخره هر کسی به چیزی دل خوش کرده است یکی به دین و دیگری به توهین به دین.
June 24, 2007 10:55 AM
حافظ به خود نپوشيد اين خرقه ی می آلود
ای شیخ پاکدامن معذور دار مارا
June 24, 2007 9:23 AM
تو اين مملكت وامونده هزاران و شايد بيشتر ابله هايي مثل اين همايون وجود دارد.كثافت و پهن اسلام تا اعماق مغز و وجودشان رسوب كرده. نميبيني چطور عينهو يه بز اخوش نشسته راجع به علي و دار و دستش چنان حرف ميزنه و چنان از سنگسار طرفداري ميكنه كه حتي از اين مسئله قافل مونده كه همين عربا بودن كه ترتيب مادراي شما هارو دادن و سيدايي مثل تو رو كه جز نهج البلاغه كتاب ديگهاي تو زندگي نخونده، پس انداختن وچنان مغزتو از پهن پر كردن كه ديگه نميزاره به چيزاي ديگه زندگي هم فكر كني. باز بشين راجع به علي و غلي حرف بزن. عمق كثافتي كه توش فرو رفتي رو حس نميكني. گندي كه مذهب سالهاي سال داره ميزنه و آثارشم تا قرنها بايد گريبان گير گوسالههايي مثل تو باشه كافي نيست كه يه كم به خودت بياي و لا اقل اين هجوياتو به نسل بعدت انتقال ندي. كسي كه به چنين مجازاتي اعتقاد داشته باشه روزي گريان گير خودش هم خواهد شد. برات اينرو از ته قلب آرزو ميكنم كه روزي سرت بياد. سنگسار براي كسايي مث تو كم هم هست.
June 24, 2007 9:04 AM
عزيز جان ث يا ص چندان تفاوتی نداره و هردوش مال خودت باشه انشالله !!
در ضمن توئی که به من ميگی ادعا دارم . خيلی جالبه ! اتفاقا اين توئی که اينجا دم از معصوميت و دوری از آتش دوزخ می زنی ! ولی من متاسفانه مثل شماها اهل جانماز آب کشيدن نيستم و می بينی که اگه کاری کرده باشم انکارش نمی کنم و پاش هم وايستادم . همينطور که ديدی گفتم که تا به حال چندتائی از اين رابطه ها داشتم . ولی تو و چند تائی مثل خودت با شنيدن اين موضوع فورا شروع کرديد به لوث کردن قضيه و مسئله رو ربطش داديد به اين موضوع و حتی تا همين حالا هم داری اين کار رو ادامه ميدی . برام جالبه که اگر خودم اين موضوع رو نگفته بودم از چه استدلالی استفاده می کرديد ؟؟
گيرم من آدم عوضی و لش و جنابعالی هم فرشته روی زمين . اين موضوع چه ربطی به سنگسار داره ؟ واقعا نمی تونی بی ربط بودن اين دوقضيه رو درک کنی ؟
در انتها اين که به فرض عادل بودن علی . در اينصورت سنگسار چيز خوبيه ؟ نظر تو اينه ؟ خدائيش به نظر خودت اين استدلال درسته ؟ مسخره نيست ؟
به هرحال . من بحثی با تو ندارم . تو و بقيه هم می تونيد تا قيام قيامت اينجا گير بديد که دلقک عوضيه يا فلانه يا بيساره . متاسفانه يا خوشبختانه هزار تا مثل تو هم اگر راجع به من نظری بدند برام اهميتی نداره ...
June 24, 2007 7:47 AM
باز هم به دلقک.
صواب با ص يعنی کار خوب
ثواب با ث يعنی پاداش
اين همه کتاب ميخونی به اين چيز ها هم دقت کن ثواب داره!
June 24, 2007 1:43 AM
دلقک جان اينکه خدا وند بنده هايي را که آفريده ريز به ريز کار هاشون را مراقبت کنه چيز بدي است؟
آره من گفتم با سنگسار اين زن مخالفم البته توسط افرادي که خودشان هزار تا شيشه خورده دارند ولي هرگز نگفتم که حکم سنگسار شدن از اين زن برداشته شده است.اميد وارم اين تفاوت را بتوانيد قائل شويد!
جناب دلقک شما هم لطف کنيد به فکر هزارن خانم باشيد که الان نميتوانند از همسرانشان طلاق بگيرنند.آنها دراز به دراز منتظر شما در اتاق خوابتان هستند شب خوبی داشته باشيد
June 24, 2007 1:28 AM
برای چند تائی از شماها :
متاسفم برای شما و خدائی که توی ذهنتون ساختيد ! چيزی تو مايه های يک ساد مازوخيست که از صبح تا شب منتظره ببينه کی گناه می کنه و بعدا به هزار و يک روش دهنش رو سرويس کنه ! به عبارت ديگه خداتون هم چيزی تو مايه های خودتونه ولی يه جورائی گنده تر و قوی تر !!!!
با نهايت احترام من اين خدا و دار و دسته اش رو سالها پيش انداختم توی سطل زباله !!
ولی شماها با اين عذاب وجدان های قشنگتون واقعا حيف هستين ! وقتتون رو با خوندن اراجيف من تلف نکنيد و بفرمائيد به درس خوندنتون برای کنکور ورودی بهشت أماده بشين !!
جالبه که دقيقا چيزهائی که توی اين دنيا ضرر داره و گناهه اونجا کلا مجانيه و هيچ کس هم از صبح تا شب هيچ کاری بهتون نداره ! بنابراين اگرچه توی اين دنيا عرضه نداشتين هيچ غلطی بکنيد ولی خوشبختانه توی بهشت عوضشو در مياريد !!
جناب همايون جنابعالی هم همچنان به فرارت از دوزخ ادامه بده !! اميدوارم بتونی تند تر از خدا بدوی !!!
راستی دفاع از سنگسار هم یادتون نره که کلی صواب پشتش خوابیده ! مخصوصا اگه خودت هم توی صحنه حاضر باشی و بتونی با رحم و شفقت و علی وار !! چند تا آجر توی سر اون زن بدبخت بزنی که دیگه بهشت براتون واجبه !!!
June 24, 2007 12:16 AM
آقای همايون،
در مورد اجرای حکم سنگسار در زمان حضرت علی هم که فرموديد در آخر کسی باقی نماند به جز حضرات علی و حسن و حسين، آيا در اين زمان هم کسی پيدا میشه که به حد کفايت عاری از گناه باشه که بتونه چنين حکمی صادر کنه و خودش هم سنگ پرتاب کنه؟ تا به حال چند زن و مرد بدون برقرار بودن تمام شرايطی که خودتان ذکر کرديد سنگسار شدند؟ يکی؟ ده تا؟ صدتا؟ چرا میشه مسئلهای نظير مهريه رو که ۱۴۰۰ سال تمام علمای دین تایید کردند عندالمطالبه است با توجه به شرایط زمان عوض کرد و اون رو قسط بندی کرد اما با وجودی که میدونيم هيچ وقت شرايطی که در زمان علی برای سنگسار وجود داشت ديگه وجود نداره، کماکان بايد اين حکم در دادگاههای ما صادر بشه؟
June 23, 2007 11:13 PM
خانم دکتر عزيز،
يکی از اشکالاتی که بر روند فکری شما وارد است اين است که زياده از حد به مثالها وابستهايد. اصولا استدلال استقرايی استدلال چندان قوی و سريعی برای حل مشکلات نيست. ذهن انسان بسيار راحتتر از آنچه که فکرش را بکنيد به چالش کشيده شده و گمراه میشود. به هر صورت در همين روند هم برای اينکه ذهن کمتر گمراه شود، به جای اينکه با قربانی (زنی که شوهرش به وی خیانت کرده) همذاتپنداری کنيد، خودتان را در نقش متهم قرار دهيد (يعنی تصور کنيد به هر دليلی به شوهرتان خيانت کردهايد يا اگر فرزندی داريد، فرزندتان بدون هیچ دلیلی از جمله فقر، اجبار یا راضی نبودن از سکس با همسرش به وی خيانت کرده و منتظر حکم دادگاه هستيد). در آن صورت چقدر برای حرفی که اينجا زديد ارزش قائل هستيد؟
June 23, 2007 10:42 PM
چون دست بر قضا روانشناسان ما برای کمک به بیماران ستمکشیده جنسی که همه شون هم شوهر ان بی عرضه دارن اصولا اهل معيارهای اخلاقی نيستن و تا به حال با چند تائی از اين خانم های شوهر دار هم رابطه داشته اند تا جايی خايه همسرانشون رو پر کنند و از پريشانی نجاتشون بدن
June 23, 2007 9:20 PM
خوب به نظر ميرسه راه حل دوستمون درباره زنی که با وجود همسر و بچه هاش هر شب با يکی خوابيده پيشنهاد چکاپ روحی مساوی با همخوابگی با فوق ليسانس روانشناسی بالينی.
June 23, 2007 9:14 PM
برای همایون عزیز ....
خئوپس هرم واقع در غرب قاهره؛ بزرگترین هرم از اهرام ثلاثه ی مصر، کتاب مرتبط؛ « ارثيه ی ما در هرم بزرگ» ، نوشته ی چارلز اسميت.
« را » خدای آفتاب، خدای مصريان قديم بوده است و خورشید را می پرستیدند؛ يکی از ويژگی های هرم خئوپس اين است که اگر ارتفاع آن را هزار ميليون برابر کنيم می شود فاصله ی زمين تا خورشيد، مداری که از راس هرم عبور ميکند قاره ها و اقيانوس ها را به دو قسمت مساوی تقسيم می کند. اگر قاعده ی هرم را بر دو برابر ارتفاعش تقسيم کنيم عدد نپر که قرن ها بعد توسط لودالوف کشف گرديد بدست می آيد. هرم خئوپس در مرکز ثقل قاره ها قرار گرفته است. اين هرم از نيم ميليون تخته سنگ به وزن تقريبی ۱۲ تن با دقت يک هزارم اينچ کنار هم چيده شده اند! ساختن آن، بنا بر محاسبه ( روزی ۱۰ سنگ ) در حدود ۶۰۰ سال طول می کشد، حال آنکه در يک طول عمر ( زمان حيات خوفو ) ساخته شده زيرا تماما رساله ها و کتیبه های وی در آن حک گرديده است و نیز دستور ساخت آن بنا بر یک نسخه ی خطی که در کتابخانه ی بادلین آکسفورد نگهداری میشود توسط سورید صادر شده است. لازم به ذکر است سوريد قبل از طوفان نوح می زيسته! و بسیاری نکات دیگر از این دست... حساب اينکه در آن زمان دانش بشر در چه حد بوده و مقايسه آن با علوم دقيقی که در ساختن خئوپس مورد استفاده قرار گرفته از جمله ستاره شناسی، زمين شناسی، معماری دقيق و ... بر عهده ی شما ... شايد این بنا در مقايسه با يک کتاب و همچنين با داشتن قدمتی دست کم چند هزار سال بيشتر از آن بيشتر حاوی جنبه های اعجاز و پرستش باشد، داوری به عهده ی شما ....
June 23, 2007 4:34 PM
بحث به حسين ربط نداشت ولی تو ربط دادی گفتی که من خر نشم و گول آقا حسين و آقا علی را نخورم اينها برای منافع خودشان فعاليت داشتند. من هم گفتم قضيه از اين قرار نيست.
اون لينکی هم که گذاشتی منظورم اپيدمی حماقت است همان موقع خواندم. و پشیمانم که خواندم.
پس من توصيه ميکنم آن نوشته ی وبلاگ سابقت را بار ديگر بخوان تا يادت بيايد کاری که سلمان رشدی با پيامبر کرد فکر کنم الهام گرفته از اين پست بود!
بی خيال اصلا ميدانی چيست؟
لکم دينکم ولی دين
برای شما دينتان و برای من هم دين من!
راستی يه تشکر بايد ازت بکنم که تقريبا عاقلانه تا همينجا بحث کردی .
June 23, 2007 4:33 PM
همایون عزیز :
۱- پس در حال حاضر که معصوم وجود ندارد و نسل معصومین منقرض شده است (حالا تا زمانی که آقا امام زمان خودش بیاید و بخواهد این حکم را اجرا کند) تو باید صدایت را از من برای مخالفت با حکم سنگسار بلند تر میکردی نه اینکه بیایی و زیر نوشته ه ای که سنگسار را محکوم میکند بنویسی اتفاقا من با سنگسار موافقم!
۲- بحث اصلا ارتباطی به حسین ندارد...اما اگر میخواهی پای او را وسط بکشی این نوشته را و بحثهایی که بین من و کامنت گذاری به نام حسین جریان داشته را بخوان و اگر جوابت را نگرفتی بعد بیا و بگو حرف حسابت چیست؟ (آدرس نوشته :
http://www.sharagim.net/2007/02/post_89.html
(
۳- متوجه حرف من نشدی و پاسخت ربطی به نوشته من نداشت...یکبار دیگر کامنت مرا بخوان تا بدانی من چه گفته ام
۴- در مورد ادیان دیگر اطلاعاتت ناقص است...ادیان دیگر کتابهای آسمانی شان به صورت دیکته شده نبوده و مثلا چهار نوع انجیل داریم که توسط حواریون و بزرگان مسیحی جمع آوری و مکتوب شده است...مسلمین ادعا دارند از آنجا که کتاب آسمانی شان وحی مستقیم جبرئیل بر پیامبر بوده و همان زمان هم به فاصله کمی مکتوب شده امکان تحریف در آن وجود نداشته است.
۵- اتفاقا آن نوشته مربوط به زمان مسلمانی من بوده و در تائید قرآن است و نه رد ان...دوباره آن را بخوان!
June 23, 2007 3:21 PM
خانوم دکتر عزيز
قبل از هر چیز چون پرسیدین من مجرد هستم و ۲۷ ساله.
اما دوم اینکه اگر من اصراری بر دونستن نظر صریح شما داشتم فقط و فقط به خاطر اين بود که در زمانی که بحث از دفاع از اين زن بود شما نوشتين «هر چي مي خوام لارج به قضيه نگاه كنم نميتونم» و بديهيه که من منظور شما رو از نگاه لارج، دفاع از اين زن برای لغو حکم سنگسار برداشت کردم و دوست داشتم نگرش غير لارج رو در تقابل با اون بدونم. والا هيچ قصد ديگه ای از اين اصرار وجود نداشته.
اما راجع به خيانت و دروغ و فريب و... . من هم نه اين موارد رو تاييد می کنم و نه از آدمی که مرتکب اونها شده باشه دفاع می کنم (مگر اينکه قرار باشه اون آدم تحت ظلمی هزاران برابر بدتر و غير انسانی تر، يعنی سنگسار یا اعدام و .. قرار بگيره). شايد اگر شخصاْ هم در موقعيت فريب خورده قرار بگيرم تنها تصميمی که بگيرم ترک اون آدم باشه و اينکه ديگه دليلی برای بودن با اون آدم نمی بينم. چيزايی مثل مهريه و اينها هم عملاْ برای آدمايی مثل من که اعتقادی بهش نداريم و حاضر نيستيم زير بارش بريم هيچ کاربردی نخواهد داشت. خواشحالم که شما هم می گين مخالف سنگسار و اعدام و.. هستين. اما منظور شما رو از اهل فن نمی فمم. من نمی خوام برای کسانی که در اين موقعيت قرار می گيرن نسخه ای بپيچم و به قول شما مثل يک قصاب راجع به عکس های راديولوژی نظر بدم. اما در عين حال اهل فنی که شما می گين رو نمی دونم منظورتون چيه؟ آيا مثلاْعلمای دينی (که البته اين دو کلمه در کنار هم کمی برای من ترکيب عجيبيه) صلاحيت نظر دادن راجع به امور شخصی و خصوصی بين دو نفر رو (و فراتر از نظر دادن حکم دادن) دارن؟ فکر کنم اينجا مصداق بارزتر قصاب عکس راديولوژی خوان رو خواهيم داشت!
June 23, 2007 2:28 PM
http://sandiego.persianblog.com/1383_8
_9_sandiego_archive.html
آدرس اون مطلبی که گفتم را هم برای تسهيل گذاشتم
June 23, 2007 1:40 PM
به من جوابی دادی که بخش های مختلفی داشت. من هم خط به خط سعی کردم در حد علم یک نوجوان ۱۷ ساله که در محیط مذهبی بزرگ شده و سعی در تصحیح عقاید خودش داره ( حالا یا عقایدش غلط است یا درست) جواب بدم. خیلی خوشحال میشم اگر باز هم به من جواب بدی یا حد اقل پاسخ منو اگرچه تند نوشتم را بخونی
1 من هرگز به خودم جرات نمیدادم تا در مراسم سنگسار شرکت کنم حتی طاقت دیدنش را هم ندارم ولی برای من اینکه از چیزی بدم بیاید شرط لازم و کافی برای عدم اعتقادم به احکام الهی نیست. در ضمن داستانی که روایت کردم و عینا تایپ کردم آمده است که هرکه از طرف خدا بر او حدی واجب است مبادا در مراسم شرکت داشته باشد. یعنی من خودمو معصوم نمیبینم تا بخواهم سنگ به دست منتظر اجرای حکم فلان قاضی شهر باشم.. فکر کنم که تا به حال متوجه شده باشی که من هم با سنگسار این خانم مخالفم . من تنها سنگسار را قبول دارم به شرطی که در زمان حاکمیت معصوم و با تشخیص معصوم باشد. داستان های دیگری در این کتاب هم هست که عمر دستور به سنگسار فردی میدهد ولی وقتی علی متوجه میشود به طرزی شگرف زن ویا مردی را از مرگ نجات میدهد.(البته اگر علی را قبول دای) خود عمر هم بعد از ماجرا میگوید که هیچ مادری توانایی زاییدن کسی مثل علی را نخواهد داشت!
2 تو حسین را می شناسی. و میدانی که از لحاظ عقلی آدم سالمی بوده .یعنی حداقل عقلی در حد یک آدم مثل من و تو داشته .حال کدام آدم عاقلی با 70-80 نفر به جنگ سپاه جند هزار نفری میره؟!!! آیا حسین مرگ خودشو حتمی نمیدانست؟ آیا به خاطر حکومت فرد عاقل زن و بچه اش را اسیر عرب ها میکند؟!!! مطمئنا یه اعتقادی پشت این ماجرا بوده است. مطمئن هستم که به خاطر حکومت و منافع شخصی اش نبوده تا مرید هایش را جمع کند و به جنگی برود که آخرش مرگ به اون طرز اسفناک است.
3 تاریخ تکرار میشود. درسته که کامپیوتر و ماهواره و ارتباط و ... وجود داره ولی مشکلات انسان ها معمولا مشترک بوده و انسان ها همه انسان اند و ویژگی های مشترکی دارند که بر تفاوت هایشان چربش دارد. (گرچه در شبیه سازی دوران ها برای من هم سوال هست که چه چیزی در دوران 1400 سال پیش شبیه کامپیوتر و موبایل و ماهواره بوده؟!!! این برای من یک سوال هست نه یک تناقض )
4 در قران خداوند علنا ذکر کرده که مانع از تحریف قران شده است( گرچه برای من هم سوال است که چرا ادیانی مثل مسیحیت که کتاب آسمانی هم داشته اند و از جانب خدا هم بوده اند مورد تحریف قرار گرفته اند جز دین اسلام؟!!!)
حال که از قرآن صحبت کردم یادم افتاد که تو قران را هم قبول نداری:
5 در مورد قرآن گفته بودی محمد از فلان جاش درآورده !!! سوال من این است که آیا فلان جای محمد توانایی این همه اعجاز را دارا بوده ؟ اگر داشته باید فلان جاشو بوسید! نمونه ای از اعجاز هایی که گفتم را بخون این هم در راستای همان حرفی است که در همان پست راجع به ن والقلم وما یسطرون زده بودی!
در هریک از 29 سوره ای که در افتتاح ان حروف مقطعه امده مجموع تعداد آن حروف یا حروف در آن سوره دقیقا و بدون استثنا مضرب 19 میباشد . راستی خود پیامبر هم جواب این طرز فکر را خود داده که اگر می گویید که من خود آن را از فلان جایم در آوردم به خدا تهمت زده ام شما هم ده سوره و یا یک سوره مثل آن بیاورید و به خدا نسبت دهید اگر راست میگویید.
متشکرم
June 23, 2007 1:33 PM
برای همايون عزيز :
ببين من نميدانم چقدر در مورد قرون وسطی در اروپا ميدانی...در قرون وسطی ده ها هزار زن و مرد با جرائمی مثل جادوگری و کفر گويی زنده زنده سوزانده شدند...هر حرفی بر خلاف مذهب رايج و اعتقادات کليسا بود (حتی اکتشافات علمی!) جرمی نابخشودنی محسوب می شد...من از تو يک سوال دارم...تصور کن زمان به عقب برگشته و ما در قرون وسطی و در اروپا زندگی ميکنيم...صادقانه به من بگو اگر در آن دوران زندگی ميکردی با چنين مکانيزم فکری ای که در تو وجود دارد الان در حال چه کاری بودی؟ من حدس ميزنم احتمالا تو هم يکی از خيل عظيم سينه چاکان کليسا می بودی که مثلا برای شرکت در مراسم آدم سوزی لحظه شماری ميکردی...ببين همايون جان...فقط يک توصيه ميتوانم به تو بکنم...احتمالا سن و سالی نداری و فرصت زيادی برای فکر کردن خواهی داشت...هيچوقت اين فرصت را از خودت نگير...احتمالا تنها دليل تو برای موافقتت با حکم سنگسار اين است که در روايات آمده که علی در زمان خود حکم سنگسار زنی را اجرا کرده است...نگذار خرت کنند...آنقدر از بچه گی در گوش ت از علی و حسن و حسین گفته اند که وهم برت داشته که دینداری یعنی مسلمانی و مسلمانی یعنی تشیع و تشیع هم یعنی اینکه بگویی من نوکر آقا علی یا آقا حسینم...اگر ميخواهی مسلمان هم باشی لااقل يک مسلمان آگاه باش...اين نوع افکار و استدلال ها مربوط به قشری ترين لايه های مسلمانی ست...
لازمه ثبات و پابرجايی يک حکومت دينی اين است که مريد پرورش دهد..مريد سينه چاک...کسی که اگر روزی گفتند اسلام در خطر است (و در واقع موقعیت صاحبین قدرت در خطر بود) از کشته شدن هم پروا نکند...تو اگر در قرون وسطی زندگی ميکردی با چنين مکانيزم فکری (که حق يعنی چيزی که مقدس است و تقدس يعنی کليسا و مذهب و مسيح و اسلام و محمد و علی و هر آنچه فلان کشیش و فلان شیخ گفت...) احتمالا اکنون جزء کسانی بودی که تاریک ترین و وحشت انگیز ترین دوره های تاریخ بشری را رقم زدند...ابزاری در دست کلیسا برای تحکیم پایه های قدرت خود...شکنجه می کردی...آدم میسوزاندی...مرده باد زنده باد می کردی...همین امروز لابد اگر حکم سنگساری بخواهد اجرا شود در ردیف جلو می ایستی و سنگ پرانی میکنی...
همایون عزیز...همین یک توصیه را از من بپذیر...اجازه نده به جای تو فکر کنند و به جای تو حق و ناحق را از هم تشخيص دهند...نه معلم پرورشی ات اين حق را دارد و نه روحانی محله تان و نه هيچکس ديگر...علی و حسن و حسین هرکه بودند و هرچه کردند جزئی از تاریخ است... رفتار و گفتار آنها نمیتواند و نباید الگوی رفتار انسانی در قرن بیست و یکم باشد...وقتی برای آیه قران شان نزول می آورند و مدعی اند مربوط به یک دوره خاص بوده (آیاتی مربوط به احکام برده داری و مانند آن) چطور می شود با استناد به اینکه علی در زمان خود حکم سنگسار را اجرا کرده به چنین احکامی معتقد بود؟ اصلا چطور می شود صحت و سقم احادیث و روایات را از هم تشخیص داد؟ میدانم...جواب تو این است که کارشناس های دینی با دقت بسیار بالا احادیث معتبر را از اخادیث غیر معتبر منفک کرده اند...خنده دار است در عصر ارتباطات که همه چیز کامپیوتریست و ثبت و ضبط می شود هر از گاهی حرفی از قول کسی نقل می شود که بعدها مشخص می شود از اصل دروغ بوده... اما احادیث و روایات هزاران سال در تاریکترین زوایای تاریخ سینه به سینه نقل شده اند و امروز شده اند منبع و مرجع شیعه برای اجرای احکامی مانند سنگسار و غیره...و اگر واقعا قرار بود دین اسلام یا قسمتی از آن سینه به سینه منتقل شود پس چرا ادعا میکنید از آنجایی که اسلام تنها دینی ست که به صورت مکتوب از همان ابتدا از دسترس تحریف و تغییر در امان ماند (در قالب قران) دین آخرین و کاملترین است...پس چرا امروز بخش اعظم اسلام شده است روایت و حکایت و حجم عظیمی از احکام و اعتقادات ما از قالب همین روایتها و احادیث که هیچ تضمینی برای صحیح بودن آنها نیست به ما رسیده است...؟ پس چرا ما ادعا میکنیم دین مسیح و دین یهود در طول تاریخ تحریف شده و نسخه های قابل اعتمادی برای دینداری نیست؟
June 23, 2007 11:44 AM
برای خانوم دکتر عزيز :(شماره ۴۹)
کسی مدعی این نيست که نداشتن صداقت و خيانت کردن در زندگی زناشويي عمل ناپسند و غير اخلاقی ای نيست..اما بحث بر سر اين است که انسانها را نمی شود به خاطر پايبند نبودن به تعهداتشان در زندگی خصوصي پای ميز محاکمه کشيد و محاکمه کرد...
خانوم دکتر ضمن ابراز ناخرسندی از حکمی مثل سنگسار معتقد هست که بايد رای دادن و اجرای حکم را به اهل فن سپرد...! من نمیفهمم منظور ایشان چیست...آهل فن در ایران چه کسانی هستند؟ به غير از اين است که در ايران قضاوت اهل فن!! با استناد به متون دینی مساوی با اعدام برای چنين جرائمی ست؟
به طور وضوح مشخص است خانوم دکتر بدش نمی آيد کسی که آشيانه عشقش را از هم می پاشد مجازات شود (و شاید هرچه مجازات سخت تر باشد بيشتر باعث تشفی خاطر او شود)...برای همين است بعد از اينکه کلی نظر شخصی اش را در باره ی حکمی مثل سنگسار بازگو ميکند و پیلاطس وار از اجرای چنین حکمی تبری می جوید در نهایت مردان و زنان خیانت پیشه را به دست اهل فن! می سپارد تا اهل فن خود در مورد آنها قضاوت کنند و حکم صادر نمایند...!
June 23, 2007 11:42 AM
سلام
اول بگم که من موافق حکم سنگسار نیستم و فکر میکنم ارتکاب همچین عملی و ایجاد چنین رابطه ای مخصوصا برای یک زن شوهردار اونقدر میتونه شرایط و پیش زمینه های مختلفی داشته باشه که نمیشه فوری یه چاله کند و طرف رو فرو کرد توش.
اما در ضمن این درجه از آزاداندیشی رو هم ندارم که فکر کنم خوب طرف دلش خواسته هر شب با یک نفر متفاوت بخوابه حالا که چی؟!!!
و اما به دلقک (به عنوان یک روانشناس): ببينيد مقايسه کردن مراجعه اين خانم به حضرت علی با کسی که بياد بگه منو از پنجره بيانداز بيرون خيلی همخوانی نداشت. منظورم اينه که بايد به عذاب وجدان اون خانم که باعث ميشه ۳ بار در فواصل زمانی زياد برگرده توجه کرد و اينکه اين خانم خودش (درست يا غلط) فکر ميکرده بايد حکم خدا دربارش اجرا بشه تا مثلا قبل از مرگ تطهير شده باشه پس اصرار اون ربطی به کس ديگه نداشته.
و اين که بگيم طرف چون نميتونه طلاق بگيره پس میره همچين رابطه ای (در حد هم خوابگی) رو ایجاد ميکنه هم خيلی برام جا نيوفتاده چون زنی که بتونه تو يک زندگی زناشويی سخت گيرانه و بسته يک همچون رابطه ای رو هندل (مديريت) کنه پس خيلی هم نبايد بی دست و پا باشه.
راستی در خبر گفتيد ؛مرد و زنی را سنگسار ميکنند؛ مگه زنای محصنه برای مرد هم حکم سنگسار داره؟ نشنيده بودم
June 23, 2007 9:27 AM
سلام
خوبی؟
میشه آدرس سایتت رو که فیلتر نشده وا سم بزاری
چون من همیشه فیلتر شکن ندارم
June 23, 2007 7:34 AM
جناب سياه کوچولو شما جاي مسخره بازي مي توانيد مرا در تصحيح عقايد و هم نوا شدن با شما که گويي حق مطلق هستيد ياري کنيد خواهش ميکنم بفرماييد کجاي فرمايشات من غلط بوده؟
June 23, 2007 2:35 AM
به ماهی سیاه کوچولو و باهوش و منطقی و بهترین جوان و جنگجو و مبارز و جناب دلقک با زن شوهر دار خوابنده ی روشنفکر و حساس و روان شناس بالینی(واقعا درسته دیگه روانشناسی که در بالین مریض میخوابه حالا یا شوهر داره یا اصلا خود طرف شوهره)
من نمیدانم جواب ابله خاموشی است یا سکوت نشانه ی رضایت است؟
June 23, 2007 2:27 AM
واي اين جواب ها و دلايل آقاي همايون من رو واقعن قانع كرد چقدر منطقي و درست بود . واقعن آدم لذت مي بره همچين جواناني در كشور وجود دارند و احساس غرور مي كنه . انسان هايي كه آخرت را با تمام وجود درك كردند و فهميده اند . من كه وقتي امثال ايشان را مي بينم دلم مي خواهد يك جنگ تمام عيار با غربي ها و اجنبي ها راه بياندازم و از امثال ايشان يك ديوار و سپر گوشتي درست كنم در مقابل گلوله هايشان تا مشت محكمي باشد بر دهان امريكا .
June 23, 2007 2:08 AM
راستی اينکه من مشکل داشته باشم نتونم همسرم را ارضا کنم آيا دليل قانع کننده ای هست که بره زنا کنه؟
June 23, 2007 12:56 AM
دلقک جان
علی به اون طرف وقت نداده که بره فک کنه خواسته حکم را در موردش اجرا نکنه . خواسته جوری به زنه بفهمونه که بزار برو. خواسته طوری دست به سرش کنه تا بعد از چندين سال طرف به مرگ طبيعی بميره و اينکه ۳مرتبه دنبال نخود سياه فرستاده تا بار ۴ نشه ! چون با شهادت چهار باره ی زن زنا کار زناش اثبات میشه ! در انتها هم بگم که رافتی هم در کار نبوده. (اون زن میخواسته خودشو با سنگسار شدن از عذاب وحشتناک تره قیامت نجات بده . )
شاید بهتر بود میگفتی اونی سنگسار میکنه که معصوم باشه نه قاضی فلان دادگاه بهمان شهر اين جوابی که به منو چند تن ديگر دادی بيشتر جنبه ی مسخره بازی داشت تا اينکه بخوای از حقوق هم نوع خودت دفاع کنی.
اميد وارم وقتی موقع قيامت ميشه دنبال اين نباشی که چند نفر را جمع کنی تا با خدا راجع به مزخرف بودن اسلام بحث کنيچون فرصتی نخواهی داشت
اين حرف های من هم به اين معنی نيست که من امام زاده هستم نه من هم آدم خوبی نبودم و الان هم دارم تمرين دويدن ميکنم تا بتونم از جهنم فرار کنم چون ميدونم توی اون دنيا کسی وقت مذاکره با من نداره و تنها بايد فرار کنم!
June 23, 2007 12:53 AM
اتفاقا سنگسار یکی از انسان دوستانه ترین احکام دین مبین اسلام است . در قرون وسطی و در زمانی که اروپائیان دخترهایشان را زنده بگور می کردند در اسلام چنین احکام مترقی و انسان سازی وجود داشته است و این ثابت می کند که دین اسلام کاملترین و مترقی ترین دین در جهان است .
بلی . وقتی نرخ رو به رشد طلاق در جامعه غرب حتی باعث نگرانی دولت های خودشان شده است و هنگامی که زن در غرب فقط یک کالا است و باید مثل یک عروسک در خدمت خداوندان زر و زور باشد . در این هنگام اسلام به کمک سنگسار به یکی از مشکلات بزرگ جامعه پایان بخشیده و باعث شده که انسان های خداجو و معنوی مثل همیشه بر برتری این دین انسان ساز صحه بگذارند .
ای کاش بتوانیم هر روز یکی از احکام اسلام را اجرا کنیم و بدین ترتیب ثابت کنیم که حقوق بشر واقعی فقط در اسلام رعایت می شود .
به امید آن روز !
June 23, 2007 12:30 AM
به هرحال خدا پدر سازمان های مدافع حقوق بشر را بیامرزد که جمهوری اسلامی از ترسشان نمی تواند حکم سنگسار را اجرا کند . در غیر اینصورت در تمامی میادین تهران جمعه ها به خاطر تفریح خلق الله یکی دوتا سنگسار اجرا می کردند !!!
June 22, 2007 11:03 PM
در ضمن بحثی هم اینجا هست که چرا و به چه دلیلی یک زن زنا می کند و ..دلیلش مهم است و ...
به عنوان یک مرد . من اگر روزی متوجه شوم که زنم به من خیانت می کند . به شرافتم قسم که اولا به رویش نمی آورم و بعد هم دنبال عیب خودم می گردم که من چه قصور و کوتاهی به عنوان یک شوهر دارم که زنم ناچار به ارتباط با یک نفر دیگر است ؟ حالا شما می تونید اسمم را بی غیرت و ..و.. فلان و بیسار بگذارید . این برای من مهم نیست . ولی مطمئن باشید که هیچ خانمی همینطوری الکی به شوهرش خیانت نمی کند و حتما و صد در صد یک عیبی در شوهر هست که اون را مجبور به این کار می کند .
قبول دارم که ممکن اس تعدادی از خانم ها بدون دلیل این کار را انجام دهند . ولی این افراد درصدشان بسیار کم و معدود است . انقدر کم که مطمئن باشید به پست من و شما نمی خورند .
June 22, 2007 11:00 PM
به سمانه و چند نفر ديگه :
معتقد نيستم که دين اساس همه بدبختی ماست . بلکه جهل پايه و اساس همه چيزست و اعتقاد به دين هم معلول همان جهل کذائی است . باری . اين که من و شما بنشينيم و بحث کنيم که ايا سنگسار درست است يا غلط !!!! والله من يکی که حوصله اش را ندارم . به هرحال . يک نگاه سرسری به دلايل دوستانی که از سنگسار حمايت کرده بودند کردم و از همه جالب تر اين استدلال بود که علی چندين دفعه به خانم زانيه اصرار کرده که برو فکر کن و بعد بيا و بعد که اون خانم باز تاييد کرده که زانيه است با کمال رحم و شفقت سنگسارش کردند !!!!!!
مثل اين ميمونه که يکی بياد پيش من و اصرار کنه که از پنجره بندازمش بيرون و بعد من هم اين لطف را در حقش بکنم و بگم که خودش می خواست !!!
دست بر قضا من اصولا اهل معيارهای اخلاقی نيستم و تا به حال با چند تائی از اين خانم های شوهر دار رابطه داشته ام که اتفاقا همگی بنا به حکم اسلام محکوم به سنگسارند . چيزی که هست . هيچ کدام از اين خانم ها از شوهر خودشان راضی نبوده اند . تصور کنيد يک خانمی که بعد از ازدوئاج گير يک شوهر عوضی می افتد و بنا به هزار و يک دليل نمی تواند طلاق بگيرد .اولا بدونيد هيچ قاضی در اسلام صرف اين که مثلا شوهر زن را درک نمی کند يا مثلا هر از گاهی توی گوشش می زند حکم طلاق را جاری نمی کند و من در زمانی که کار بالينی می کردم مريضی داشتم که اين خانم هفت سال بود که به دنبال طلاق گرفتن از شوهرش بود ! باری . حالا اين خانم را فرض کنيد که به علت رابطه با يک مرد ديگر به سنگسار محکوم می شود !!
حالا بفرمائيد و دليل بياوريد و از دستورات و احکام انسان ساز اين دين مبين دفاع فرمائيد !!
يادم می ايد يک روز صبح اول وقت يکی از اين کانال های ماهواره داشت صحنه سنگسار در يکی از شهر های ايران را نشان می داد و ياد هست که آن روز را انقدر حالم بد شد که نتوانستم سر کار بروم...
باز بفرمائيد و دلايل محکم و منطقی بياوريد که يک انسان به جرم رابطه جنسی با يک نفر ديگر که هر دو همديگر را دوست دارند و ...حکمش اين است که يک مشت وحشی انسان نما ( که اتفاقا در جامعه ما هم کم نيست ) با سنگ بايد انقدر توی سر و صورتش بزنند تا بميرد...
آفرين و هزار باريکلا به شما ..
June 22, 2007 10:54 PM
سلام روژ عزيز من نمي دونم شما متاهل هستي يا نه؟ يا اصلا چند سال داري؟
اونطور كه متوجه شدم شما خيلي دوست داري بدوني حكم من در مورد كسي كه بر اساس شهوت اين كار را انجام ميده چيه؟!!
نوشتم كه حاكم و قاضي وجدان خود انسانها بايد باشد.
قبلا هم گفتم به كارما معتقدم.
ولي عليرغم اينكه فكر مي كنم جوابم بي پرده بوده مي بينم بايد مثال بيارم تا منظورم رو برات روشن كنم.
ببين من متاهلم اگه روزي يكي باعث بشه آشيانه من از هم بپاشه اين سر دنيا كه كسي براي روح وروان افراد ارزشي قائل نيست اقلا يه مهريه است كه طلب كنم. اون سر دنيا هم مي توني بابت خسارت روحي كه به تو وارد شده شكايت كني.
نقش كارما را هم اونجا مؤثر ميدونم كه كسي كه آشيانه اش را روي ويرانه هاي يه زندگي ديگه بنا ميكنه خوشبخت نخواهد شد.
همسر من هم اگه روزي يكچنين انتخابي بكنه پيش خودم براي التيام ناراحتي از شكست عشقي ام مي گم: ثابت شد وي لايق عشق پاك من نيست. لياقتش يه همچين زني ميتونه باشه.
البته ميدونم اين آرامش روحي مي تونه نصيب درصد خيلي كمي از خانومها بشه. خود من هم اگه خداي نكرده اتفاقي اينچنين برام بيفته مطمئنم بايد هزينه زيادي صرف درمان افسردگي كنم.
من موافق سنگسار . اعدام . قطع عضو . حكم آفتابه و ... نيستم ولي تعيين راي و حكم دنيوي را هم معتقدم بايد به اهل فن اش سپرد.
نه مثل قصاب سر كوچه كه چون با استخوان سر و كار داره در مورد عكس راديولوژي نظر بدم.
مشكل من با احكام اين آقايان هر چي هم باشه اصلا اعدام سنگسار يا... نباشه باز هم از اين زورم ميگيره كه خودشون دارن تو فساد دست و پا ميزنن.
فقط ميدونم:
گر حكم شود كه مست گيرند
در شهر هر آنكه هست گيرند
June 22, 2007 8:26 PM
و ما کماکان می خوایم از درون یه ساختار خود ساختار رو نقد کنیم!کی این پیش فرض مذهب می خواد حذف شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
June 22, 2007 8:18 PM
سلام به همگی و بیش از همه به کسانی که سنگسار را جدای از اسلام میدانند!
فقط بخوانید ! احساس های خود را دخالت ندهید لطفا!
در کتاب عجایب احکام آنحضرت و در کافی و وافی و تهذیب شیخ این حدیث نقل کرده اند که خلاصه ی آن این است که زنی بنزد علی (ع) آمد عرض کرد (یا امیرالمومنی طهرنی)حضرت فرمود از چه چیز ترا تطهیر کنم؟عرض کرد من زنا داده ام فرمود شوهر داری؟ گفت بلی فرمود برو تا حمل خود بگذاری و چون وضع حمل نمودی نزد من بیا آن زن رفت و از نظر غایب شد .به طوری که صدای آن حضرت را نمیشنید علی (ع) فرمود اللهم هذه شهاده واحده بار خدایا یک شهادت بود که این زن برخود داد چون وضع حمل او شد دوباره به نزد آن حضرت آمد و گفت یا امیرالمومنین من وضع حمل نمودم و بار خود را گذاشتم مرا تطهیر کن که خدا وند ترا از لوث معاصی پاک کرده است زیرا که عذاب دنیا آسانتر است از عذاب آخرت که آنرا انقطاعی نیست آن حضرت تجاهل نمود مثل کسیکه آن زن را تا به حال ندیده فرمود از چه چیز ترا تطهیر بنمایم ؟ گفت زنا داده ام فرمود شوهر تو حاضر بود ؟یا مسافرت رفته بود؟ گفت شوهرم حاضر بود. فرمود برو اکنون فرزندت را دو سال کامل شیر بده هم چنان که خداوند فرموده . زن برگشت چون قدری دور شد صدای علی را نمیشنید آن حضرت فرمود اللهم انهما شهادتان چون دو سال از وضع حمل گذشت آن زن باز آمده و گفت یا امیر المومنین دو سال کامل شیر دادم اکنون حاضرم مرا تطهیر نمایی باز آن حضرت تجاهل کرد و اظهار بی اطلاعی نمود بر آن زن و فرمود از چه چیز ترا تطهیر کنم؟ یا امه الله گفت من زنا داده ام فرمود در آن موقع شوهر دار بودی؟ یا بی شوهر گفت شوهر دار بودم فرمود شوهرت حاضر بود یا غایب؟ گفت بلکه شوهرم حاضر بود گفت پس اکنون برو و متکفل حال فرزندت باش تا خوردن و آشامیدن را تعقل کند و مواظبت کن تا از بام نیفتد و در چاهی ساقط نگردد زن برگشت در حالی که چشمان وی گریان بود چون دور شد به طوری که صدای آن حضرت را نمیشنید علی(ع) فرمود بار خدایا این سومین مرتبه بود که شهادت داد بر علیه خود چون آن زن به طرف خانه ی خود میرفت عمروبن حریث در راه با آن زن برخورده روبرو شد زن را گفته برای چه گریه میکنی؟ زن گفت خدمت امیر المومنین بودم و قصه ی خود را بر عمروبن حریث گفت که اکنون از آن حضرت درخواست کرد م که مرا پاک کند فرمود برو متکفل حال فرزند خویش باش تا خوردن و آشامیدن رسد و در چاهی سرنگون نگردد و از بامی نیفتد و من بیم آن دارم که مرگ مرا در یابد و مرا تطهیر نکرده باشند عمروبن حریث گفت برگرد من متکفل فرزند تو می شوم آن زن برگشت و از گفتار عمروبن حریث حضرت را خبر داد امیرالمومنین همانند کسیکه از قضیه خبر ندارد تجاهل کرد فرمود عمروبن حریث برای چه فرزندان تو را تکفل می نماید؟ زن گفت یا امیر المومنین من زنا کرده ام حضرت فرمود در وقتی که زنا کردی شوهر دار بودی یا ....... حضرت فرمود بار خدایا اللهم انی قد اثبت علیها اربع شهادات
بار خدایا من چهار بار شهادت بر این زن ثابت کردم و تو خود به رسولت گفتی هر که حدی از حدود خداوند را تعطیل کند با من عناد کرده و با من ضدیت نموده است بار خدایا من از حدود تو چیزی را تعطیل نمیکنم و ضدیت و عناد تو را طلب نمی نمایم و احکام ترا ضایع نمیگذارم بلکه مطیع و فرمان بردارم و سنت پیغمبر آنرا پیروی می نمایم عمرو نگاهی به علی ع کرد و دید رنگ آن حضرت از شدت غضب سرخ شده کان اناری بصورت او شکافته شده چون عمرو بن حریث این حالت از امیر المومنین را دید عرض کرد یا علی !اراده ی من از پذیرفتن کفالت فرزندی وی این بود که گمان میکردم شما آن را دوست می دارید ولی اکنون که می بینم شما را از این کار خوش نیامده و کراهت دارید و نمیپسندید من کفالت او را نمیپذیرم امیر المومنین فرمود بعد از 4 مرتبه شهادت دادن باید با خواری متکفل حال فرزند او شوی یعنی تو سبب شدی که 4 مرتبه شهادت به زنا داد و تو او را مغرور کردی که شهادت او را متکفل شوی و باید متکفل فرزند او شوی .
پس امیر المومنین بالا ی منبر آمد و فرمود و فرمود مردم را آواز ده که برای نماز جماعت حاضر شوند قنبر در میان مردم آواز داد مردم از هر گوشه ای اجتماع کردند تا مسجد پر شد امیر برخواست و حمد و ثنای الهی به جا آورد پس از آن فرمود ای گروه مردمان همانا امام شما می خواهد که این زن را بر پشت شهر کوفه خارج کند و حد خداون بر او جاری سازد ان شاالله و من شما را قسم میدهم که چون بر این امر بیرون آیید و سنگ های خود را همراه بردارید و باید که هیچکدام از شما آندیگری را به دیگری نشناساند یعنی نا شناس باید باشید تا به منزل خود برگردید ان شا الله این بگفت و از منبر فرود امد چون فردای آن روز شد آن زن را بیرون آوردئ مردم نیز به طور نا شناس در حالی که عمامه های خود را چون لئام در دهان خود و صورت خود بسته بودند و سنگها در دست و در استین و در زیر ردا بر خود برداشته بودند تا آن که به پشت کوفه رسیدند حضرت امر فرمود تا آن که گودالی برای آن زن کندند و او را تا کمر دفن کردند بعد از آن حضرت بر استر خود سوار شد پای خود را در رکاب استوار داشت و دو انگشت سبابه ی خویش را در بناگوش خویش نهاد و با آواز بلند فرمود ایهالناس بدانید و آگاه باشید که خداوند تبارک و تعالی از پیغمبر خویش محمد بن عبدالله (ص) پیمان گرفت و رسول خدا نیز از من گرفت که اقامه ی حد نکند کسیکه از برای خدا بر او حدی است باید که بر این زن اقامه ی حد نکند مردم چون ان سخن را از حضرت شنیدند تماما برگشتند مگر امیر المومنین و امام حسن و امام حسین و این سه نفر حد خدا را بر وی جاری ساختند و کسی دیگر با آنها باقی نماند
منبع قضاوت های حضرت علی انتشارات پارس سال 1336 خرداد چاپ خانه مشعل آزادی( خیلی قدیمی است!)
June 22, 2007 6:22 PM
روژ عزيز من بابت عقيده ات حقيقاتن خوشحالم ((البته من مخالف استفاده از همين روايات اسلامی برای توقف قانونی سنگسار نيستم، اما در عین حال سنگسار واقعیت انکار ناپذیریه تو اسلام))
خوب شايد متاسفانه بايد اين رو هم اضافه كنم كه من مجري امور مذهبي نيستم اما از يكسويه نگري به مذهب چه به رد آن وبا تاييدآن مخالفم
June 22, 2007 3:07 PM
روژ عزيزم
پيچيدگی و سختگيری در اثبات عمل زنا و اجرای مجازات سنگسار آن اندازه بوده که به گواهی تاريخ اسلام، در عمل اين مجازات به شکل چشمگيری اجرا نشده است.
اين نکته را نيز بايد در نظر گرفت که پيش از ظهور اسلام در جزيرة العرب زنا مجازاتی رسمی نداشته و حتی اگر مردی زنا می کرده، موجب غرور و تفاخر هم بوده است.
شماری از تاريخنگاران معاصر از رواج و آزادی روابط جنسی در جامعه آن دوران سخن گفته و با شواهد تاريخی نشان داده اند که چگونه مجازات زنا قانونگذاری شد.
June 22, 2007 2:57 PM
چطوره مساله رو برای دوستان عزيز طرفدار جنبه های اسلامی و مخالف سنگسار سخت تر کنيم کمی (البته من مخالف استفاده از همين روايات اسلامی برای توقف قانونی سنگسار نيستم، اما در عین حال سنگسار واقعیت انکار ناپذیریه تو اسلام).
دوست عزيزمون سمانه چندتا روايت برای اثبات غير ممکن بودن سنگسار در اسلام گفتن که من راجع به بعضی هاشون حرف دارم.اول از همه راجع به «اگر زن آبستن بگويد که به اجبار تن به عمل جنسی داده نمی توان سنگسارش کرد.» خوب در اينجا طرف مقابل چی؟ با اين حرف زن حکم سنگسار مرد زناکار (بخوانيد متجاوز) که لغو نمی شه!
دوم اينکه فرض کنيد زنی حامله بشه و شوهرش ادعا کنه اين بچه من نيست، اين بچه از مثلاْ آقای ايکسه و همسرش رو متهم به زنا کنه. الان هم که آزمايش های ژنتيکی به راحتی می تنه اين ادعا رو اثبات کنه. تا اونجايی هم که من می دونم اين آزمايش ها از نظر قانونی کاملاْ پذيرفته شده اس و می تونه تو هر دادگاهی ملاک و مدرک باشه. پس در اين شرايط احتياج به اعتراف شخص يا شهادت چهار شاهد نيست و به راحتی اين مورد اثبات می شه! هنوزم دوستان عقيده دارن که از نظر اسلامی شرايط طوريه که اجرای حکم غير ممکنه؟ و اگر غير ممکن نباشه چی؟ پذيرفته شده اس؟ و آيا اصلاْ منطقيه که قانونی وجود داشته باشه که از اول هم قرار باشه هيچوقت اجرا نشه؟ و البته برخلاف دوستمون سمانه فکر می کنم در طول تاريخ موارد اجرای اين حکم کم نبوده اتفاقاْ (البته اگر بپذيريم جان آدم ها و بخصوص کشتنشون به اين وضع فجيع اونقدر مهمه که هر آماری باتعداد کم هم زياده در اين مورد!)
June 22, 2007 2:45 PM
و اماانگار روابط جنسی آزاد زنان موجب جريحه دار شدن "شرف" و "غرور" اجتماعی مردان انگاشته می شود و مسئله ای است بيشتر مربوط به منزلت اجتماعی
و همينطور اينكه پنهان کردن روابط جنسی با مسئله ثروت اقتصادی ارتباط دارد و مردان ثروتمند در درون خانواده می کوشند خود زنان را مهار کنند اما فقيران "تخلفات جنسی" زنان خود را به محکمه و قضاوت قاضی و مجازات می سپارند.
June 22, 2007 2:40 PM
روژ عزيزم
خوشحالم كه حرفهات بخاطر كامنت كه حالا ازت خوندم من جوابمو دقيقان تو كامنتهاي قبلي كه نوشته بودم البته ۳۸ و ۳۹ بدون نام ثبت شدن دادم
من به شدت مخالف سنگسارم چه زن و چه مرد و در اين شكي نيست.
June 22, 2007 2:36 PM
و همين طور دلقك عزيز و دوست داشتني من
چرا همه مصايب دنيا از نظر تو ه دين ختم ميشه بابا بي خيال تو ديگه چرا تو كه اهل مدارايي...
در پاره ای روايتهای اسلامی آمده که ريختن خون مسلمان تنها در سه صورت حلال می شود: کفر پس از ايمان، زنای مرد يا زن همسردار و قتل.
به نص قرآن، بالاترين جرم در اسلام شرک به خداوند است؛ با اين همه در سنت اسلامی، سخت ترين نوع مجازات برای آميزش جنسی خارج از چارچوب ازدواج، بويژه آميزش زن يا مرد همسردار و نيز لواط يا عمل همجنسگرايانه مردان در نظر گرفته شده است.
مجازات سنگسار برای مرتکب شونده زنا از مباحث پيچيده شريعت اسلامی است و درباره جزئيات آن اختلاف نظر فراوانی ميان مکتبهای فقهی سنی و شيعی وجود دارد.
حکم رجم يا مجازات سنگسار در قرآن که در مقام منبع نخستين شريعت اسلامی به رسميت شناخته می شود وجود ندارد
اغلب مفسران بر سر آن هم نظرند اين است که مجازات زنا به صورت تدريجی وارد احکام اسلامی شده است.
در آيه پانزدهم سوره نسا آمده زنانی که زنا کنند و چهار نفر بر عمل آنها شهادت دهند بايد در خانه حبس شوند تا بميرند.
فقيهان عمدتاً می گويند زنا از سه راه ثابت می شود: شهادت چهار مرد، آبستنی زن يا چهار بار اعتراف زناکار.
شهادت چهار مرد نيز شرايط ويژه ای دارد که در عمل، کار گواهی را دشوار می کند زيرا بايد هر چهار نفر به چشم خويش عمل آميزش جنسی را مشاهده کنند.
اگر سه نفر شهادت دهند و فرد چهارمی در کار نباشد، آن سه نفر تازيانه می خورند.
در جزييات مسئله شهادت و آبستنی يا اعتراف هم اختلاف نظرهای فقهی فراوان است
روايات اسلامی بسياری تأکيد کرده اند که زناکار اگر توبه کند، گناهش بخشيده می شود و مجازات بر او اجرا نمی شود.
برخی روايات نيز به اختيارات حاکم اسلامی اشاره می کنند که حتی بدون توبه زناکار می تواند از گناه او درگذرد و از مجازات چشم پوشی کند.
از طرف ديگر، دشواری شرايط اثبات زنا راه را بر اسقاط مجازات هموار کرده است.
مثلاً اگر زن آبستن بگويد که به اجبار تن به عمل جنسی داده نمی توان سنگسارش کرد يا حتی اگر کسی سه بار اقرار به زنا کرد و بعد حرف خود را پس گرفت حکم زنا اثبات نمی شود.
پيچيدگی و سختگيری در اثبات عمل زنا و اجرای مجازات سنگسار آن اندازه بوده که به گواهی تاريخ اسلام، در عمل اين مجازات به شکل چشمگيری اجرا نشده است.
June 22, 2007 2:30 PM
برای کامنت ۳۷ (و يا همون ۳۸):
دوست عزيز! البته در شرايطی که من ترسيم کردم معرفی به روانپزشک و مراکز درمان روحی و جسمی کار بسيار متين و پسنديده ای می تونه باشه! اما هدف از ترسيم اون شرايط رسيدن به اين نتيجه نبود مسلماْ! هدف در نظر گرفتن آدمی (متهم به سنگساری) بود که نه از روی اجبار، نه اعتياد و نه فقر به همسرش خيانت می کنه! همون به قول خودمون بدترين حالت ممکن! يا مثلاْ اوج دروغ گويی و فريب! که البته مطمئنم منظورم همون موقع هم واضح بود!
واضحه که دنيا و شرايط هميشه اونقدر هم صفر و يکی نيست و هميشه اونی که متهم به سنگسار مثل اين موارد اخير قربانی فقر، اعتياد يا اجبار همسر برای تن فروشی نيست. اصلاْ آدميو در نظر بگيرن (مثلاْ اينجا زنی) که فقط و فقط به خاطر ثروت مرد پيری (یا حتی میانسالی) با اون ازدواج می کنه، اما در عين حال شهوت يا عشق يا هرچيز ديگه ای که می خواين اسمشو بذارين رو جای ديگه تامين می کنه (و متقابلاْ اینارو از همسرش دریغ می کنه و به کس ديگه ای هديه می ده). شرايط طلاق و جدايی رو هم به راحتی داره (بدون اینکه دچار فقر یا بدبختی یا هرچیز دیگه ای بشه)، اما به خاطر از دست ندادن رفاه و ثروتی که در اختيارشه اينکارو نمی کنه! اصلاْ شوهرش هم خيلی صادقانه دوستش داره و از هيچ کدوم از اين خيانت ها هم خبر نداره، يعنی اوج دروغ و فريب کثيف! اين فکر کنم موردی باشه که در ديای واقعی هم اتفاق می افته بدون اينکه مرتکب بيمار روحی باشه (حتی اگر هم بگین روح ناسالمی داره این آدم حتماْ موافقین که روح ناسالم داشتن با بیمار روحی بودن فرق می کنه). حالا دوست دارم بدونم چند نفرمون در اين شرايط می گيم سنگسار حقشه؟! وارد بحث زن و مردش هم نمی شم که اگر راجع به يک مرد اين اتفاقات می افتاد چه فکری داشتيم؟!
June 22, 2007 2:25 PM
و همچنين همايون عزيزم
به هيچ وجه در زمان علی (ع) سنگساری صورت نگرفته.
زنی به خودشو به عنوان زناکاری معرفی ميکه که مستحق سنگسار بوده و برای اينکه از عذاب وجدان راحت شه چهار دفعه در چند روز پیاپی درخواستشو تکرار میکنه و هر بار علی(ع) بهش دستور میده که بره و بیشتر به حرفی که میزنه فکر کنه و به هر حال و قتی با اصرار زن مواجه میشه در مسجد اعلام میکنه هر کسی که این گناه رو نداره بیاد و کسی هم نیامد و این طور شد که اصلا سنگساری هم اجرا نشد
June 22, 2007 2:18 PM
روژ عزيزم
فرض کنيد اين خانوم هر شب و با کمال ميل بدون هيچ فشاری يا فقر و اعتيادی و برخلا اين چيزايی که می گن به اجبار شوهر تنها و تنها از روی شهوت هر شب با يه نفر و دقيقاْ هر شب يه نفر متفاوت خوابيده و هر بچه اش هم از یکیه. خوبله اون نباید سنگسار شه و حتی زندانی شه اون رو باید برای چکآپ به لحاظ روحی و جسمی به مراکز درمانی معرفی بشه
June 22, 2007 1:58 PM
روژ عزيزم
فرض کنيد اين خانوم هر شب و با کمال ميل بدون هيچ فشاری يا فقر و اعتيادی و برخلا اين چيزايی که می گن به اجبار شوهر تنها و تنها از روی شهوت هر شب با يه نفر و دقيقاْ هر شب يه نفر متفاوت خوابيده و هر بچه اش هم از یکیه. خوبله اون نباید سنگسار شه و حتی زندانی شه اون رو باید برای چکآپ به لحاظ روحی و جسمی به مراکز درمانی معرفی بشه
June 22, 2007 1:58 PM
روژ عزيزم و شين نازنينم برداشت من از اظهار نظر خانم دکتر چيز ديگری بود . تقبیح خيانت و عدم شرافت ـ کاری نداريم که چه کسی و چرا ـ نه تایید سنگسار . ما اينجاييم برای خودمون کسی هستيم تا اونجا که به خودمون اجازه ميديم برای.. مذهب (که برام غیر قابل درکه که اینجا میان صدای آزادی وبیان اندیشه به لجن کشیده میشه ) اعتقادات و تغییر نگرش مردمان حرف بزنیم و حتی رنج ببریم اما قربانی غرور مون از شرایط و فضایی که توش زندگی میکنیم شده ایم . هیچ وقت خیانت زن و یا مردمون به ازدواج و خانواده و روابط نا مشروعمون کار رو به قانون نمی رسونه چه برسه به زندان اعدام و سنگسار
خیانت.اعتیاد.خشونت و حتی زن ستیزی در فضای ما حسبگرانه و با برنامه است.
سنگسار عملی غیر انسانی ومتحجرانه است که ریشه در تفکر و اعتقادات انسانها داره .و دردمند ترین رنجورترین و آسیب پذیرترین مردم قربانیان آنند. فرقی نداره چه کسانی که سنگ میاندازند و چه کسانی که سنگسار میشوند.
ما آنارشیستهای مهربان بغض گلومونو گرفته و خشمگین و متنفریم از انسانهایی زیر پاهای ما زندگی میکنند انسانهایی که سنگ می اندازند نه به زناکار که به ما روشنفکران نو اندیش که اعتقادات و باور های اونها رو نشانه گرفتین و بیرحمانه آماج حملات روشنفکریمان میکنیم. خدایا. ما از سنگسار و زندگی اونها دوریم ما حتی نمی فهمیم که اونها چرا این کارو می کنند در خیلی از موارد پدر و مردان بزرگ قبیله. طایفه و حتی شهر
منتظر قانون نیستند که خودشان قانون گزارند وبس. خدایا ما گاهی مثل فرنگی ها رفتار میکنیم پیف پیف پیف بوی بدویت میاد .
اما به خاطر خدا اینها هم وطنان ما هستن و این هم اعقایدومذهب اونهاست چه بخواهیم چه نه.
ما سنگسار رو که عملی وحشیانه است رو تقبیح میکنیم و لی هزار و یک دلیل دهن پر کن ناز برای خیانت به ازدواج و روابط نامشروع
و غیر قانونی( برای لاییک ها ) که تحفه ی عدم تعهد و وجاهت و شرافته میاریم و هیچ متوجه نیستیم که با فرو پاشیدن خانواده و اصالتها راه به ب
Looks good! Many thanks, Thanks much!
July 24, 2007 9:13 PM