نکاتی که از دیدن برنامه ی به نام دموکراسی متوجه شدم از این قرار بود:
1- یک میلیونر آمریکایی برای تحقق دموکراسی در برخی نقاط جهان سازمانی را درست کرده است به نام بنیاد سورس که هدفش کمک به برقراری دموکراسی و به زبان دیگر تحقق «جامعه باز» در کشورهایی با حکومتهای توتالیتر و استبدادی ست...این سازمان غیر دولتی در وقوع انقلابهای مخملی در جمهوری های تازه استقلال یافته و روی کار آمدن حکومتهایی مبتنی بر دموکراسی موثر بوده و نقش فعال داشته است.
تقریبا نیمی از برنامه حول این مساله دور میزد که بنیاد سورس به چه طریق و چگونه به جنبش های آزادیخواه و خواهان دموکراسی در کشورهایی مثل اوکراین و گرجستان کمک کرده است...اینجا دو مساله وجود دارد...یا آقایانی که با این ذوق و شوق و دادار دودور برنامه "به نام دموکراسی" را ساخته اند معتقدند که دموکراسی چیز بدی ست و مثلا انقلاب نارنجی اوکراین نباید به وقوع می پیوسته و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی جمهوری های تازه استقلال یافته باید کما فی السابق و طبق عادت مالوف با حکومتهای توتالیتر خود سر میکردند و هر چیز و هر کسی که برای تغییر حکومت و برقراری حاکمیت مردم یا همان دموکراسی در این کشورها زمینه سازی و فعالیت کرده و موجب گذار از جامعه بسته به جامعه باز شده است باید امروز محاکمه و رسوا شود...یا اینکه دموکراسی خوب است اما سازمانها و نهادها و افرادی که برای برقراری دموکراسی مثلا در اوکراین فعالیت میکردند حق نداشتند از جایی و یا سازمانی خارج از اوکراین کمک بگیرند و پشتیبانی شوند و لابد حالا که این کار را کرده اند مزدور و وطن فروش هستند.
معلوم نیست حرف حساب آقایان چیست! یعنی زعمای قوم ناراحتند که چرا یک سازمان غیر دولتی آمریکایی برای برقراری دموکراسی در جهان تلاش میکند؟ آقایان فکر میکنند مچ چه کسی را گرفته اند وقتی به طور رسمی و علنی در مجلس آمریکا هر ساله چندین میلیون دلار برای تحقق دموکراسی در گوشه و کنار جهان تصویب می شود؟ مگر برای مبارزه با فقر و اعتیاد و ایدز و قحطی و بی سوادی و غیره و ذلک دهها سازمان دولتی و غیر دولتی در همان آمریکا فعال نیست؟ چرا افشای وجود یک سازمان غیر دولتی که برای برقراری دموکراسی فعالیت میکند اینطور آقایان را ذوقمرگ کرده است؟
اگر دقت میکردید در این برنامه در فهرست کشورهایی که مورد توجه بنیاد سورس برای تحقق جامعه باز قرار داشتند در کنار نام ایران نام کشور عربستان نیز آورده شد...اگر این بنیاد یک بنیاد سیاسی با اغراض استعماری و استکباریست چرا باید نامی از عربستان که در این سالها بزرگترین حامی سیاستهای آمریکا و به زبان دیگر غلام حلقه به گوش آمریکا بوده است می آمد؟
2- نکته دوم این بود که این سه متهم بخت برگشته اعتراف کردند با بنیاد سورس در ارتباط بودند و تقریبا نیمی دیگر از این برنامه حول همین موضوع و چگونگی شکل گیری این ارتباط بود...من واقعا متوجه نمی شوم حتی اگر اعتراف این سه تن تحت فشار بازجویی و به زور نبوده است در این مساله چه نکته خاصی وجود دارد که باید در بوق و کرنا شود؟ آیا بنیاد سورس سازمانی مخفی و زیرزمینی بوده است؟ آیا مثلا با مافیای تجارت اسلحه در ارتباط بوده است؟ آیا کارنامه سیاهی داشته است و مثلا در کودتای 28 مرداد دخالتی داشته است؟ چرا حکومت باید چنین برگ بی ارزشی را با اینهمه رجز خوانی و سر و صدا پایین بیاورد...یعنی واقعا اینقدر دستش خالی ست؟
در نهایت این سه متهم بخت برگشته جلوی دوربین های تلویزیونی اعتراف کردند که به دنبال براندازی نرم و یک انقلاب مخملین مشابه آنچه در جمهوری های تازه استقلال یافته به وقوع پیوست با هدف برقراری دموکراسی در ایران بوده اند...صرف نظر از اینکه اعتراف جلوی دوربین تلویزیون و ابراز پشیمانی و ندامت بعد از هشت ماه حبس و بازجویی و احتمالا شکنجه اصولا آنقدر بی مزه و نخ نماست که ارزش بحث را هم ندارد اما همین اعترافات حتی اگر به صورت خود خواسته و داوطلبانه نیز انجام شده بود به خودی خود صرفا بیان و تحلیل سازوکار سازمانهایی مانند بنیاد سورس است که برای برقراری دموکراسی در گوشه و کنار جهان فعالیت میکند...و جالب اینجاست که همین اعترافات مقطع و به دقت گزینش شده و مغرضانه نیز بیشتر از اینکه آدم را متوجه خبط و خطا و توطئه ای بکند و یا با رو کردن مدارکی اهداف و سیاستهای مذموم و پشت پرده چنین سازمانی را رو کند، حس تحسین آدمی را بر می انگیخت که هنوز سازمانهایی مانند بنیاد سورس با کارنامه درخشانی در کمک به برقراری دموکراسی(گرجستان و اوکراین و...) وجود دارند که با برنامه ریزی و به صورت مدون و هدفمند و صرف هزینه به دنبال ایجاد یک جامعه باز و یک حکومت مبتنی بر اراده و رای مردم از راه مسالمت آمیز و بدون خشونت و خونریزی به جای حکومتهای استبدادی و خودکامه هستند.
3- شاید تنها قسمتی که در خلال این دو قسمت برنامه ما متوجه شدیم که چرا سازمانی مثل سازمان سورس بد است و همکاری با آن مذموم است مربوط به آخرین جملات آقای جهانبگلو باشد آنجا که صراحتا در آخرین جمله اش با صدایی لرزان از همکاری اش با سازمانی مثل سازمان سورس ابراز پشیمانی کرد و چنین سازمانی را دشمن مردم ایران خواند...معلوم نیست فردی با آن درجه از معلومات و تحصیلات و با آن سابقه طولانی دموکراسی خواهی به ناگاه بعد از دستگیری و چند ماه بازجویی شدن چه بر سرش می آید که اینچنین متحول و متنبه می شود و ناگاه انگار پرده ای از جلوی چشمش کنار می رود و واقعیت پس پرده را میبیند...احتمالا انفاس قدسی بازجوهای محترم وزارت اطلاعات باعث باز شدن چشم ایشان و مشاهده اضواء حقیقت شده است.
دو كلام با آقاي كمالي:
در اينجا كسي به خاطر انكار هولوكاست محاكمه نمي شود زيرا به نسبت قرني كه در آن زندگي مي كنيم بدتر از آن توسط انكار كنندگان داخلي انجام مي پذيرد . در اينجا كسي را به خاطر داشتن حجاب نميگيرند ولي به خودشان اين اجازه را ميدهند كه در خصوصي ترين مسائل شخصي حتي خورد و خوراك يا نحوه و روز مجاز براي ارتباط با همسر ! يا نحوه ي دستشوي رفتن و ... و ازجمله نحوه ي پوشش ( البته به تشخيص اشخاص خاص ) دخالت كنند .
شما حق داريد اين نحوه سئوال كنيد كه : آيا حاضريد ناموستان ! ... -- زيرا جنس مخالف خود را بعنوان يك ملك و دارايي قابل استفاده مي بينيد .
شما هم كمي به دور و برتان نگاه كنيد تا ببينيد طي اين سالها چه بر سر اشخاص و گروههايي كه به قول شما از نظام انتقاد كرده اند آمده .( شو هاي تلويزيوني سابق را نيز در ذهن مرور كنيد )
آقاي كمالي غرب بهشت موعود نيست ولي ببينيد چه كرده اند و چه كرده ايد كه نسل رشد يافته در اينجا ( با همه ي تبليغات و امكانات جو سازي در رسانه ها و مدارس و ... ) چشم به جاهاي ديگر ميدوزد .
زمان آموزگار خوبياست ولي اين را مي دانم كه : آنكه ناموخت از گذشت روزگار هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار
July 25, 2007 10:59 AM
سلام علیکم
برخی دوستان از روی صفا ی قلبی که دارند گاه گاهی اب به آسیاب دشمن میریزند. وبه اصطلاح دشمن شاد کن هستند...
بله آقای کمالی ... منظورم شما هستید!
شما با صفای باطنی دارید به نفع دشمنان عمل میکنید. بنده به طور تصادفی گذرم به این سایت مخالف دین افتاد و امدم که ببینم. در بین نظرات ، نظرهای شما متین بود . به وبسایت شما مراجعه کردم و چیزهایی دیدم که مسلمان عاقل را به فکر وامیدارد. شما داستانهایی از ساجده خانم ( که گویا سبیه شما هستنند ) گفته اید.ایشان جای خواهر من هستند. اما آیا بهتر نبود شما که قصد ارشاد دارید به صورت سمبولیک میگفتید پسرتان؟
شما که این جماعت بی دین را میشناسید...
از هر کاهی کوهی میسازند. شما هم داستانهایی که برایتان رخ داده به مسایل و معضلات اخلاقی جامعه باز میگردد. مردم بی دین منتظر حرفهای این چنینی هستند تا آب از لبانشان جاری شود و شهوترانی کنند.
از قدیم گفته اند که در دروازه را میشود بست ولی دهن مردم را خیر.
نصیحت را از برادر کوچک خود بپذیر و تا دیر نشده به صورت تلویحی ماحرا را از ساجده خانم به پسرتان سوق دهید. که فکر کنم نام ایشان سجاد باید باشد.
البته نظر بنده حقیر فقط حفظ آرمانهای انقلاب عزیز است و ما هر دو در یک طرف جبهه هستیم.
و من ا.. توفیق
سفیه الدین مرادی
July 24, 2007 6:23 AM
سلام دوست عزیز و محترم
واقعا از خواندن مطالب شما لذت بردم. می می خواستم بگم اگه دخالت در امور کشوری بد است چرا اینها در امور کشورهای دیگر دخالت می کنند اگه خوب است چرا دادار دودور راه انداختن. بیشتر دوستانم در ایران میگن کاش امریکا به ایران حمله نظامی کنه و ما راحت شیم ... از امروز هم که طرح مبارزه با آقایان بدحجاب و شلوار فاق کوتاه اجرا می شه ... دیگه جایی برای روسیاهی اینها باقی گذاشتن. اینها روی ساواک را سفید کردن. من یکی از دوستانم زندانی بود در قزلحصار و می گفت اینها به اسم خدا مردم را توی زندان به صلیب می کشن... خدا نیامرزدشان ... مرگ بر دیکتاتور
July 24, 2007 5:46 AM
اوه اوه ...شراگیم اینو که الناز لینکشو داده دیدم الان.کیه این؟
July 23, 2007 1:06 PM
سلام شراگیم عزیز
اگر ممکن است این دو لینک را بخوان و لینک کن:
http://18tir4ever.blogfa.com
و
http://vaghteazadi.com
مرسی
July 23, 2007 12:05 PM
شراگیم جان و سایر دوستان این مانیفست را بخوانید و نظر بدید. اگر موافقید که شروع کنیم
http://peoplesmanifest.blogspot.com
July 23, 2007 1:15 AM
اینو دیدی شراگیم ؟
http://annevesht.blogfa.com/post-7.aspx
July 22, 2007 4:47 PM
دورود /
شکل و اجرای اين نمايش خيلی وقته تکراری شده .
حتی اونقدر خلاقيت ندارن که مشابه دفعات قبل نشون ندن ..
نه تعجب داره و نه میشه این مصاحبه شوندگان رو شماتت کرد ..
مثل بازی کردن نقش منفی توی تعزیه است.
وقت خوش ././././././././././.
July 22, 2007 11:50 AM
اين كامنت را هم از من داشته باشيد،
برنامه تلويزيوني براي دمكراسي را از اول تا ته ديدم و شنيدم، آخر برنامه همه چيز دستگيرم شد، آنجاييكه كليپ گزارش انقلابات مخملي در اوكراين و ديگر جاهاي شوروي سابق پخش ميشد گوينده كه از زبان مقامات روسيه حرف ميزد جمله اي گفت تقريبا به اين مضمون كه: طراحان اين نوع شورشهاي رنگي اينبار اگر باز هم بخواهند بساطشان را در روسيه پهن كنند انقلاب رنگي ما به رنگ قرمز خواهد بود كه اين رنگ از ديرباز نماد مخالفت و تضاد سرسختانه با ( بقول خودش) آمريكاي جهانخوار خواهد بود، و ديگر در اينجا ( يعني روسيه) حنايشان رنگي نخواهد داشت.
اين سخن آخر معلوم ميكند كه دقيقا كليه اين برنامه ريزي ها از طرف روسيه براي حضرات ديكته شده بود و در راستاي ذوق و سليقه آنها كه بيشترين زيان را از انقلابات مخملي يا رنگي ديده بودند اجرا شده است.
July 22, 2007 10:14 AM
دورود بر شما جناب کمالي عزيز.... بسيار لذت بردم..!! همينو بگو دوست عزيز.. انصافن درس خوبي به اين آدمايي كه فکر ميکنن نوک دماغشون فرنگستونه! و اصلاً نميتونن تصور کنن که ممکنه از نوک دماغشون جايي دورتر هم تو دنياوجود داشته باشه. دادي..!! ما اينقد آزادي داريم !!كه دل اين حضرات رو زده ..!!تو مملکتي كه با صداي بلند بتوني بگي مرگ بر اسراييل!!؟؟ مرگ بر آمريکا!!؟؟ مرگ بر شوروي!!؟؟ مرگ بر منافقين...!! تو مملکتي كه ميتونيم تظاهرات عظيمي در رد آمريکا و اسراييل و تاييد ولايت عظما ترتيب بديم ..!!آزادنه به هر سفارتخانه اي كه بخواهيم حمله می کنيم!!؟؟ آزادانه زنان ما ميتونون با حجاب !!هر جايي برن !!(البته بجز مراکزفسادو فحشايي چون استاديوم ها )..اگر اسم اين آزادي نيست !!؟؟پس چيه !!؟؟؟؟ استاد عزيز ..از اين همه منطق و استدلال. زبان حقير بند آمده.. بعد از دكتر احمدي نژاد..!! قطعن..!! شايسته ترين فرد براي تصدي رياست جمهوري.. حضرت عالي ميباشيد...!! کانديد بشيد به شما رای خواهيم داد
July 22, 2007 12:32 AM
ای بيخبران راه نه انست و نه اين....... داستان رو نگرفتی شراگيم جان..... اينا جنگ قدرت در داخل خود نظام فاسد جمهوری اسلامی است يه خيمه شب بازی مسخره ......گروههای قلابی در ظاهر خواهان دموکراسی و حقوق بشر و در اصل خواهان برقراری رابطه با غرب و لابیگری برای بخشی از حاکمان داخل نظام فاسد و جنایتکار جمهوری اسلامی ......هاله اسفندياری تاجبخش و دارو دسته امير احمدی خاثن به ملت و مردم ايران هستند و بايد در دادگاه های ملی و واقعی محاکمه شوند . اگه اعلاميه ها و عملکرد اين سازمانها رو بخوانيد ماهيت انها رو خواهيد شناخت...... حتی يک مورد نميبينی که انها نقض اشکار حقوق بشر در ایران رو ( سنگسار و اعدام نوجوانان وهزاران جنایت دیگر) در اعلامیه هاشون مطرح کرده باشند.ولی در کنفرانسهای حقوق بشر فعالانه و سیستماتیک شرکت میکنند تا در خلا حضور نیروهای مبارز و ازادیخواه خود را نمایندگان مردم ایران برای ازادی جا بزنند. شايد که بتوانند از اين طريق مشروعيتی برای بخشی از نظام بی ابروی جمهوری اسلامی بخرند وقدرت رو به بخش دیگری در داخل همین سیستم واگذار کنند غافل از اینکه مردم ایران تمامیت و کل این نظام رو نمیخواهند و دوباره فریب نخواهند خورد.
July 21, 2007 10:33 PM
سیستمی که به انقلابی بودنش میباله مثل سگ از انقلاب نرم و مخملین میترسه. من فکر میکنم که راه حل را به ما نشون دادند. پیش بسوی انقلاب مخملین
July 21, 2007 9:52 PM
bebinam: avalan in aghaye kamali chi mige ozve kodoom daste o goroohe ......dovoman chera in web loge dalghak 2chare ekhtelal shode? sevoman shoma ha chera hamatoon ...hastin! chaharoman ,natije:in ke ye" tote ee"* dar kare !...........hala mirim sare chizi ke neveshti aslan hese khondan nabood baba ye zare ba opening sentences shoroo mikardi ke adam jazbg beshe!panjoman ye soal:whats ur purpos?
*توطِئه
July 21, 2007 5:15 PM
ما باید به وجود این سه شخصیت بزرگ افتخار کنیم. خانم اسفندیاری و آقایان جهانبگلو و تاجبخش از جمله دانشمندان ایرانی هستند که در موسسات و بنیادها و دانشگاه های معتبر جهان، دانش و فکر تولید می کنند. طبیعی است کسانیکه جز دروغ و ترویج تعصب و تبلیغ خرافه و گسترش جهل کاری نمی شناسند با دانشمندانی که برای آزادی و دموکراسی تلاش می کنند مقابله کنند.
July 21, 2007 3:33 AM
من تعجب می کنم از ساده لوحی شما و امثال شما که تصور می کنيد در غرب ازادی وجود دارد ! هر کودکی می داند که اين بزرگترين لطيفه زمان ما است ! غرب ازاد !! چطور می توان پذيرفت کشوری که در آن انکار هولوکاست مساوی با زندان و شکنجه و اعدام است ازاد باشد ؟ چطور می توان پذيرفت کشوری که زنان را صرف رعايت حجاب زندانی می کند ازاد باشد ؟ در عوض در جمهوری اسلامی . ايا ديده ايد که کسی را به علت انکار هولوکاست و يا رعايت حجاب زندانی کنند ؟ حال ايا به نظر شما در غرب ازادی است ؟ خير دوست ساده لوح من ! آن چيزی که در غرب وجود دارد آزادی نيست . بلکه بردگی و اسارت در نزد خداوندان زور و زر است . در غربی که زنان را مجبور می کنند به طور بی حجاب و چونان يک عروسک در بند هوس های يک مشت هوسباز باشند صحبت از ازادی بی معنی است . يا بی حجاب باش و خود فروشی کن و يا برو به زندان ! اين است معنی ازادی ! حال شمائی که سنگ يک مشت افراد به اصطلاح روشنفکر ( بخوانيد خود فروخته ) را به سينه می زنيد و جالب تر از همه اين است که می گوئيد پشيمانی و ندامت آنها به علت شکنجه بوده است !! لجبازی و عناد تا اين حد ؟ اقای ساده لوح شما تشريف ببريد به غرب ( همان بهشت موعودتان ) و سپس يک بار هولوکاست را انکار کنيد تا معنی شکنجه را متوجه شويد ! در اينصورت ايا باز هم غرب را مهد ازادی خواهيد دانست ؟ شما حاضريد که ناموستان بی حجاب و به طرز زننده ای از خانه خارج شود ؟ بلی ؟ ايا اين است معنی ازادی ؟ يا به نظر شما ازادی يعنی فساد و مشروب خواری و بی بند وباری ؟ خير دوست عزيز . شما در جمهوری اسلامی کاملا ازاد هستيد که هرچقدر دلتان بخواهد هولوکاست را انکار کنيد و يا حتی از مسئولين دلسوز نظام نيز انتقاد کنيد ( البته به شرطی که انتقادتان سازنده باشد و حاوی توهين نيز نباشد ) واقعا وجدانتان را قاضی کنيد . در غرب ازادی وجود دارد ؟
ای کاش ياد بگيريم اين ايسم های غربی بزرکترين علت بدبختی های بشر امروز هستند و ازادی همان چيزی است که در قرآن نوشته شده و ازادی با قانون جنگل تفاوت دارد !
به اميد آن روز !
July 21, 2007 12:49 AM
جناب سنجاب (!)
هاله اسفندیاری نه اسکندری !
" بنظر من مبارزي مبارز است كه هيچ وقت تحت هيچ شرايطي دم از اعتراف حتي ناخواسته بر نياورد "
!!!!!!!
جالب بود !
July 20, 2007 10:45 PM
اينكه وقتي هر كسي كه از راه مي رسد مبارز سياسي مي شود همين است .. بنظر من مبارزي مبارز است كه هيچ وقت تحت هيچ شرايطي دم از اعتراف حتي ناخواسته بر نياورد.
من خانم هاله اسكندري را محكوم نمي كنك كه عمري ازشان گذشته است اما آن دو نفر ديگر را بخاطر همان صداي لرزان و .. محكوم مي كنم.
اگر مبارزه اي هست بايد پاي هزينه اش هم ايستاد
July 20, 2007 4:33 PM
اينكه وقتي هر كسي كه از راه مي رسد مبارز سياسي مي شود همين است .. بنظر من مبارزي مبارز است كه هيچ وقت تحت هيچ شرايطي دم از اعتراف حتي ناخواسته بر نياورد.
من خانم هاله اسكندري را محكوم نمي كنك كه عمري ازشان گذشته است اما آن دو نفر ديگر را بخاطر همان صداي لرزان و .. محكوم مي كنم.
اگر مبارزه اي هست بايد پاي هزينه اش هم ايستاد
July 20, 2007 4:33 PM
1 اينكه وقتي هر كسي كه از راه مي رسد مبارز سياسي مي شود همين است .. بنظر من مبارزي مبارز است كه هيچ وقت تحت هيچ شرايطي دم از اعتراف حتي ناخواسته بر نياورد.
من خانم هاله اسكندري را محكوم نمي كنك كه عمري ازشان گذشته است اما آن دو نفر ديگر را بخاطر همان صداي لرزان و .. محكوم مي كنم.
اگر مبارزه اي هست بايد پاي هزينه اش هم ايستاد
July 20, 2007 4:32 PM
گروهی از ادمها شبيه صدای زنگ پاولف هستند.گروهی شبيه به سگ پاولف ،گروهی خود پاولف،گروهی هم نظريه پاولف را نمی شناسند.همه انها به يک اندازه دردناکند .تا زمانی که بتوانند ساعتها محو زيبايی يک ليوان آب شوند. ضرب المثل به اندازه و وسعت یک درد، زيبا بود.متشکرم
July 20, 2007 3:08 PM
به نظر من هم نصف بیشتر این اعترافات در ویکی پیدیا بود
July 20, 2007 2:48 PM
سلام
اگر یک شب در جایی که سراغ دارم شما هم بودید اعتراف که سهله دست به هرکار دیگری هم میزدید البته معمولا نقطه شکست در این اماکن وقتیست که میخواهند به سراغ مونث های خانواده بازداشتی بروند دراین موقعه هرچقدر مقاومت داشته باشید هرچه میگویند انجام میدهید البته در کشورهای دیگر هم وضع بهتر از اینجا نیست در هرکشور اروپا وامریکا و... همه با مخالفان همین کاررا میکنند پس ناراحتی ندارد
July 20, 2007 1:12 PM
من که هیچ چیزی دراین برنامه ندیدم که بد باشه من خودم جدا به این نتیجه رسیدم که بیچاره آمریکایی ها چقدر آدمهای خوبی هستند که دوست دارند همه جا دموکراسی باشه اینو جدی می گم من اصلا حس بدی راجع به گفته های اونا نداشتم مثلا در یک تیکه از برنامه که بوش رو نشون میداد که در انقلابهای اخیر شوروی سابق شرکت داشته یک جمله ای گفت به این مضمون که من در دور افتاده ترین نقاط جهان هم دموکراسی ایجاد می کنم؟این کجاش بده؟؟؟خودمونیم درسته اومده تو عراق و افغانستان اردو زده اما مگه وضع این مردم بدبخت رو یادمون رفته؟مگه جنگهای سالیان دراز افعانستان را یادمون رفته؟می دونید چقد مهاجر به افغانستان برگشتند همین برنامه های وطنی رو ببینید که از اونجا نشون میدند مدل ماشیناشون یونیفرم ارتششون رو ببینید اینا در عرض چند سال ایجاد شده؟یا همین عراق چقد مردم از دست صدام حسین و کشورگشایی هاش کشیدند تا بالاخره امریکا اومد نجاتشون داد
درسته شاید داره نفتشون رو می بره اما دموکراسی بهایی داره من خودم چیز زیادی نمی خوام این که خودم باشم دو چهره نباشم بتونم حرفم را بزنم عقیدم تفتیش نشه؟؟بتونم سایت بی بی سی را باز کنم ؟اینا واقعا خیلی آرزوهای عجیب و غریبت یا ضد رژیم هست؟؟کاری هم به حکومت ندارم
که چیکار می کنه اونم به من کار نداشته باشه ...اما آیا واقعا ما در ایران دموکراسی داریم؟؟آیا عدالت اسلامی و عدالت علی واقعا اجرا می شه؟
July 20, 2007 12:33 PM
اها اين شد .
بعد از مدتها يه مطلب قابل توجه اينجا خوندم
ممنونم شراگيم همين طور ادامه بده واز اون طنز هاي فوقالعاده ات هم بي نصيبمون نذار
July 20, 2007 11:44 AM
من از اونجايي كه پيش بيني مي كردم چه برنامه مزخرفي قراره تحويل ملت بدن كلا بي خيال تماشاي اين برنامه شدم! البته همسر هاله اسفندياري گفته بود كه اون در اين برنامه طوري صحبت نخواهد كرد كه برچسب جاسوس بودن بهش خورده بشه.
July 20, 2007 11:26 AM
یکی از خوبیهای این جور اعترافات یکی هم اینکه بلاخره آدم های عادی هم می فهمند که بلاخره یک سری موسساتی و ادمهایی در کشورشان و در کشورهای دیگر هستند که دلشان به حال بدبختهای عقب مانده می سوزد و تلاششان این است که آنها را با دنیای بازتری غیر از محل زندگی خودشان و حکومت خودشان آشنا کنند.
July 20, 2007 5:51 AM
راستی شری دو روزه که لوسی اومده اينجا و جات خالی محله رو آباد کرده شب تا صبح تو بالکن من بساط گروپ س ک س به راهه
July 20, 2007 4:36 AM
بابا بی خيال شری تو که اين همه حساس نبودی . کتاب بيگانه را يادت هست هنوز ؟
يا به عبارت ديگه بابا بچه اخه به تو چه توی هر موضوعی سرک می کشی
ولی خودمونيم من که نتيجه گيريم از اين برنامه اين بود که در کل انقلاب نرم و مخملی و انقلاب وارفته و شل و اويزون و همچنين انواع و اقسام انقلاب هايی که انسان را ياد آب دهن مرده می اندازند اصولن چيز خوبی هستند . اين مادر مرده ها هم که جلوی دوربين هر چيزی گفتند جز جاسوسی . تمامی حرفهايشان در مورد فعاليتهای خوب و ارجمندشان در باب دموکراسی و آزادی اجتماعی و فردی بود من خودم شخصن حاضر بودم حضور به هم برسانم و بگويم اين کارها را من کردم . اما نمی دونم اخرش چی شد معذرت خواهی کردند ؟ از بابت چی؟ احتمالن وسط صحبت هايشان سرفه نمودند برادر
اینجا یک ده بزرگ است . سرزمینی که رامین جهانبگلویش را می نشاند پای دوربین و می گوید یه همه اعتراف کن غلط کردم... کشور نیست . امن نیست . مام وطن نیست . کوه و دریا و دشتی است که کنار هم قرار گرفته اند فقط!
July 28, 2007 10:52 AM