در این سیرک که هر کس پست و مقامی را قبضه میکند مدعی ارتباط با عالم غیب و داشتن نمایندگی تام الاختیار خداوند بر روی زمین است و در این بلبشو که انجام هر جنایتی تحت عنوان "اجرای حکم خدواند" توجیه می گردد و در این سرزمینی که حاکمانش خود را در چشمه ی تقدس از فرق سر تا نوک پا روئین تن کرده اند و هر مخالفت و مبارزه و انتقادی محاربه ی با خداوند و توهین به مقدسات تلقی میشود فقط "آقا پرفسور ابراهیم میرزایی" را کم داشتیم که به عنوان یگانه ناجی ملت ایران عَلَم به دوش و هن و هن کنان از راه رسید...!
چند ماهی بود که هر از گاهی ایمیلی دریافت میکردم با عناوین چشم نوازی چون " عَلَم حق و عدالت" و یا " یگانه ناجی مردم ایران آقا پرفسور میرزایی" و مانند آن...و خب مسلما نامه ها را نخوانده راهی سطل آشغال میکردم...این بار ایمیلی داشتم با عنوان " آغازی بر آغاز" و از آنجا که به هر حال از عنوانش چیزی دستگیرم نشد ایمیل را باز کردم و دیدم ای دل غافل همان پرفسور میرزایی خودمان است...از نوشته های نامه چیز زیادی دستگیرم نشد...معجونی بود از کلمات مهجور و قلمبه سلمبه که بدون ارتباط منطقی و نحوی مشخصی به دنبال یکدیگر قطار شده بودند...تلفیقی از اسلام و زرتشت و کوروش و دین ابراهیمی و البته محمد رضا (که هویتش بر بنده تا این لحظه نا مکشوف است)...اصلا بگذارید چند خط از نامه ایشان را بنویسم تا خودتان قضاوت کنید:
" نفخه سور، آفریننده ی روان اسفار، اسفار پیدایش تن و روان مخلوقات، خوداً الحسنات، یوم الطول، یوم الحساب، المبدی نون محکمه کبری معاد المیعاد "
این فقط به جای مثلا «بسمه تعالی» یا «به نام خدا» یش بود...شخصا فکر میکنم برای تمرین فن بیان تکرار سریع این سطور چند بار در روز بتواند بسیار مفید باشد. در ادامه ایمیل چنین میخوانیم:
" دان الانشاء دین ایران زمین پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک، اندر وحدت الوجود قلب العقل مردمی در شال مقدس آئین بود. الحکم التوحید اندر کعبه ابراهیمی و اسلام النور و الحقیقه و الایمان و اعمل الصالحات و الامر بالمعروف و النهی عن المنکر و جاء الحق و زهق الباطل همان معناست."
چند لحظه چشمهاتون رو ببندین و در مورد این جملات گهر بار فکر کنین و وقتی به نتیجه ای نرسیدین ادامه سخنان نغز ایشون رو اینچنین دنبال کنین:
"کورشِ آفرین دارِ روانِ زنده ی تاریخِ آدم و شمشیر زن عدالت خدا الحکم الحق حق دار همه دورانها تا پایان دورانها که روان جاوید در بهشت خدا دارد.الحکم الفرقان. « احمد پایان دورانها» نفخه ی صور رستاخیز تکلیف الهی محمد رضا.
شجره الخبیثه الشیطان و الابالسه الشیطان و عداوه الشیطان وسوسه اهریمن گمراهی اندیشه آدم از ذات فطرت آفرینش آدم دار البوار است."
منم دقیقا احساس شما رو داشتم...احساس خنگی میکردم و در مقابل این ژرف اندیشی "آقا" کاملا خود را مستاصل احساس میکردم...به هر حال چیزهایی که یک پرفسور مینویسد را احتمالا فقط یک پرفسور دیگر مثل خودش میتواند بفهمد...!تصمیم گرفتم به سایت ایشان سری بزنم...سایت اصلی ایشان از قسمتهای مختلفی تشکیل شده بود و به اصطلاح ابواب متعددی داشت...وارد قسمتی شدم با نام " آقا فرموده ها " و در این بخش به مقاله ی بسیار زیبایی در مورد آزادی برخورد کردم...این مقاله در تضادی عجیب با سایر نوشته های استاد آنقدر ساده نوشته شده بود که بیشتر شبیه انشاهای یک بچه دبستانی بود و این نشان میداد استاد اگر بخواهد از سیستم لغز گویانه و اسرار آمیز خود نزول کند احتمالا خیلی نزول خواهد کرد...! بعد از مستفیض شدن از این مقاله زیبا و کودکانه تصمیم گرفتم به سایر بخشها هم سری بزنم و خوشبختانه آقا در سایر قسمتها مجددا به زبان اصلی خود بازگشته بود...در نوشته ای تحت عنوان "یوم الطول" میخوانیم :
" آدم کتاب آفرینش قلب العقل عقل القلب آفریدگار پروردگار دادگر دادگستر دادفرماست. آدمیان و هر آدم زاویه خود را با خدا دارد الممتحنه الاختیار خودآ الحسنات.مسئولیه الشخصیه. روز الشهاده السماء یوم الطول وعده خدا. "
خب امیدوارم در مورد یوم الطول همه چیز رو متوجه شده باشین...اگه هم نفهمیدین احتمالا طول قضیه یه مقدار بیشتر از عمق شما بوده...یه کم با آقا اخت بگیرین کم کم عادت میکنین...!
اما قضیه به همینجا ختم نمیشه...جناب پرفسور یک سایت دیگه هم به طور مجزا برای نظرخواهی گذاشتند تا مردم نظراتشون رو در مورد سازمان "عَلَم خق و عدالت" و بنیانگذار اون به طور آزادانه بگن...سوالها به صورت چند جوابی مطرح شده و شما میتونید از بین گزینه های موجود یکی رو انتخاب کنید...به طور مثال چند نمونه از بند های نظر خواهی و گزینه های موجود را عینا می آورم :
سوال ۱ـ از چه طريقى با يگانه نجات دهنده آقا پروفسور دكتر ابراهيم ميرزايى راهبر، بنيانگذار سازمان عَلَمِ حق و عدالت آشنا شدهايد؟
(این شکسته نفسی شون من رو کشته!)
گزینه 1 : ايشان آنقدر با عظمتند كه هيچكس نميتواند بگويد «من با ايشان آشنا هستم». حتى قطرهاى از اقيانوس بيكرانِ دانايىها و توانايىهاى ايشان را كسى نميداند. به والله كه با اعتقاد تمام، اين را مىگويم.
گزینه 2 :بله بنده با نام ایشان از قبل از انقلاب آشنا بودم. در آن زمان هم ایشان اندیشه و راهکارشان برای نجات مردم از ظلم پادشاهى پهلوى و شناساندن حيلهها و جنايات آنها براى ارتشيان و دانشجويان و ورزشكاران بود.
گزینه 3 : از طریق فعالیت در ورزش جسمى و روحى کونگفو توآ با نام مبارک آقا پروفسور ابراهیم میرزایی آشنا شدم و در حد اندك درك ناچيز خودم، از قدرت بيحد و توانمندى و اندیشۀ بسیار عظيم انسانى ايشان آگاهى دارم.
گزینه 4 : ايشان سالهاى بسيارى است كه در هر زمينهاى راهنماى انسانها بوده و هستند. در مبارزهى علنى و مخفى با دو رژيم پهلوى جنايتكار و آخوندهاى شيطان، در ورزش كه سرآمد و بنيانگذار و قهرمان جهان بودند، در پزشكى درمان كنندهى بيمارانِ نادرمان بودند، در علم و دانش در ايران و جهان بالاترين مقام را داشتند که زبانزد دانشمندان بسيارى ميباشند و ...
گزینه 5 : توسط اعلاميهها و اطلاعيههائى كه در تمام شهرها و حتى در مسير مردم در بالاى كوهها، در ارتباط با راهبر و اهداف بلند پايهشان پخش مىشود با نام و نظرات انسانى ايشان آشنا شدم.
گزینه 6 : از اينترنت براى من اعلاميههاى سازمان عَلَمِ حق و عدالت ارسال مىشود كه با نام و مكتوبات پر قدر و بىمانند ايشان آشنا شدم.
گزینه 7 : افراد سالخوردهاى را مىشناسم كه در ارتش زمان پهلوى چند سال زير نظر آقا پروفسور ميرزايى بودند و از آن موقع تا بحال هميشه از ايشان و بزرگىهايشان و مخصوصاً كارهاى غير ممكنى كه ايشان انجام ميدادند صحبت مىكنند و هميشه مىگويند: «فكر نكنم كارى تو دنيا باشد كه از دست ايشان بر نياد. بيرون انداختن ملاها كه چيزى به حساب نمياد. ايشان با قدرت و پشتكارى كه دارند اگر بخواهند مىتوانند تمام سران ستمگر دنيا را هم به زير بكشند».
و الی آخر...
البته اگر فکر میکنید همه ی پاسخ های موجود یک جورهایی هندوانه تپاندن است زیر بغل آقا کاملا درست فکر کرده اید...به هر حال کسی که از همه ی اسرار عالم اگاه است و بیماریهای غیر قابل علاج را درمان میکند و رازهای مجهول عالم را در هر زمینه ای به سر انگشت خرد و دانش بیکرانش در طرفه العینی حل میکند چنین نظر سنجی ای هم باید داشته باشد!
علی ایحال ما که بخیل نیستیم...می ایستیم گوشه ای و نظاره گر این هستیم که آقا چطور با عَلَم حق و عدالتش به جنگ زعمای قوم می رود...قدیمها در سینما سری فیلمهایی پخش میشد که در آن حیوانات عظیم الجثه ی ماقبل تاریخی به جنگ یکدیگر میرفتند...فیلمهایی مثل گودزیلا علیه گیدورا...کرامر علیه کرامر...گودزیلا علیه ماترا و مانند ان...به هر حال این هم احتمالا چیزی در ادامه همان فیلمهاست...موجودی از اعماق تاریخ برخواسته و با توسل به قدرتهای جادویی و غیبی و نیروهای عجیب و غریب خود قرار است طومار حاکمان ستمگر را در هم بپیچد و عدل و عدالت را در جامعه برقرار کند...شخصا ترجیح میدهم که در این نبرد گودزیلا (یا همان حکام فعلی!) پیروز میدان باشد والا اگر این جناب پرفسور با این مشخصات بتواند پیروانی پیدا کند و به قدرت برسد احتمالا نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاک نشان!
سختي زمستان زندگي بهار خود را در پيش دارد...
قيام وحدت
تحت راهبري يگانه نجات دهنده آدميان " آقا پروفسور ابراهيم ميرزايي"
هدف در اين است كه با دست آدم ، باطل منهدم و " حق و عدالت" برقرار گردد...
" يدالله فوق ايديهم "
April 6, 2008 4:30 PM
همراه شو عزیز
تنها نمان به در
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا
درمان نمی شود...
آيا انسان در تختگاه لرزانِ حيات خويش، ميان زادن و مردن گيج و سرگردان است يا از نو خواهى و تازهجوئى مىپرهيزد و تجديد وقايع گذشته و كهن را آرزو مىكند؟
"پروفسور ابراهیم میرزایی"
قیام وحدت
یگانه نجات دهنده و راهبر ملت ایران "آقا پروفسور ابراهیم میرزایی"
March 1, 2008 4:43 AM
همراه شو عزیز
تنها نمان به در
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا
درمان نمی شود...
آيا انسان در تختگاه لرزانِ حيات خويش، ميان زادن و مردن گيج و سرگردان است يا از نو خواهى و تازهجوئى مىپرهيزد و تجديد وقايع گذشته و كهن را آرزو مىكند؟
"پروفسور ابراهیم میرزایی"
قیام وحدت
یگانه نجات دهنده و راهبر ملت ایران "آقا پروفسور ابراهیم میرزایی"
March 1, 2008 4:38 AM
جناب دانای کل ابراهیم میرزایی بنیانگذار رشته رزمی کونگ فو توآودان هفت کاراته و دان 4تکواندو و قهرمان سقوط ازاد در سالهای قبل از انقلاب و دارای نشان افتخار به دلیل خدمت به رشته های رزمی از سازمان وپر لاره فرانسه ودکترای افتخاری فلسفه و دکترای افتخاری فیزیک و پرفسورای PHISIOLOGHY در بعد روان به دلیل ارائه تز خود به نقاط مختلف جهان است.(به نقل از شماره 3و4 ماهنامه جسمو جان)
September 16, 2007 4:47 AM
اگر راضی می شی این طور شروع شه ok اینطوری شروع می کنم به نام خداوند بخشنده مهربان
به تمام کسانی که به پروفسور بی احترامی کردند می گم که هیچ انسانی حق بی احترامی وتمسخر هم نوع خودش رو نداره
من به عنوان یکی از کسانی که به ایشون ایمان دارم و ایشون رو به عنوان امام ، پیشوا ، راهنما ، هدایت کننده و راهبر قبولشون دارم در ضمن از کلمات قلبه سلمبه استفاده نمی کنم تا در مغز کوچک و اندیشه بستمون جا بگیره
ایشون رو در یک جمله تعریف می کنم : یک فکر و یک تجربه 1400 ساله در کالبد انسانی هستند
جمله های ساده ولی پر معنی ایشون رو براتون می گم تا بیشتر بشناسیدشون : گر خودید از مایید
گر به خود آیی به خدایی رسی
در ضمن ما انسان ها وجودمون خیلی والا تر از این حرفهاست که بخواهیم یه همچین جمله ها و الفاظ مسخره ای رو به کار ببریم پس به خودتون ودیگران احترام بزارید تا الله به شما احترام بگزارد و خواهشا گیدورا و گودزیلا رو پاک کنید
واز همگی خواهش می کنم اول در مورد ایشون تحقیق کنید بعد تصمیم خودتون رو بگیرید راستش من هم از این هندوانه گذاشتن شاگرداش خوشم نمییاد ولی در مورد حرفاش تحقیق کنید در ضمن مواضب حرفاتون پیش عموم مردم باشید چون ممکن از اوین و شکنجه گاه ها سر در بیارید همیشه به ندایی که از قلبتون بلند میشه گوش کنید
September 4, 2007 2:47 PM
سلام
بابا این یارو میرزایی چند سال پیش فوت کرده اصلا از این اراجیف و خزعبلاتی که در موردش به اصطلاح طرفدارانش می گویند روحش هم خبر نداره ، این افراد دیوانه هایی هستند که خودشان هم نمی دانند کجا دارند می رند و چی می گند و الا خود میرزایی چند سال پیش در شهر برمن آلمان فوت کرده و علت فوت هم سکته قلبی گفته شده است و تا بحال در چند جا صحبت از مرگش شده ولی نه تکذیب شده و نه تائید شده است ظاهرا افرادی با نام او به دنبال نون درآوردن هستند.که نمی خواهند مرگش رو علنی کنند.
September 4, 2007 11:05 AM
بابا خيلی بيکاری ها!
اين اقا مل رو که رسما نموده. می گردن تو هر پتيشن يا ليستی ايميل گير ميارن و ديگه دهنو صاف می کنن با ايميل بارون کردن. با درخواست يا خواهش يا فحش هم ولکن ايميل فرستادن نيستند ابلهان.
اين آقا قبل از انقلاب و اوايل انقلاب مربی کاراته بودش. حالا هم که از ديده ها غايب است و ....شعر مينگارد!
August 26, 2007 11:40 AM
,وقتی اسم میرزائی را گفتی شک کردم همونی باشه که من میشناسمش ...ولی وقتی گفتی گنگ فو ...مطمعا شدم خودشه ..این آقا مربی واستاد گنگ فوی شهر ما بود و مدتی رفت خارج ( نمیدونم کجا !) حتی استاد عموی من هم بودد ...اون موقع تو کار هیپنوتیزم و از این حرفا بود و خیلی هم تو کارش استاد هنوز هم وقتی صحبت گنگ فو میشه همه اسم این مرد رو میشناسن ...والا خیلی تعجب کردم وقتی این پستت رو خوندم ...فکر میکنم انقدر رفت دنبال کارای متافیزیک آخرش قاطی کرد ...شاید سمبه پر زور بود !!
August 15, 2007 7:55 PM
در وبلاگ گردی یافتمت. خوشمان آمد از وبت.
برای منم بارها ايميلش اومد. اسم اين آقا رو بنده می ذارم شاسکول المماليک !
فکر کنم يه کارخونه ی نوشابه سازی برای خودش خريده و دم به دقيقه به اتفاق شاگردان مشغول به باز کردن نوشابه هاست جناب شاسکول المماليک!
August 14, 2007 12:40 PM
man nemidonam chera in nazaraye haghgerayane o sadeghaneye man bad az ye rooz be nisti o naboodi mipeyvande!!!e e e rast rast jeloye adam rah mirano nazaresho nabood mikonan..."nazaram koooooooooooooo?"
in hame darmorede sharagim zand (1&2)nazar dade boodamaaaaaaaaa!
va hala dar morede neveshtat:nemidoonam chera nemitoonam ya nemikham bekhoonam hoselash nist!HARFAT TEKRARIE! barha va barha dar tole tarikh tekrar shode vali ino migam ke dorost nist ke harfayee ke mardom barha shenidan va barha zehniateshon jahat giri shode 2bare tekrar beshe chon in mishe ye shive ye fekri va ye ravande bi paye o asas va in baraye melate ma ke dar tamame in modat hoviate melli khodeshono hefz kardan,tohin amize .va enkare ghovate fekrie melate ma chizi nemitoone bashe be joz tanbalie zehni ya nadashtane daneshe siasi va taeed in matlab farayandie ke mitoone ma ro be hadaf nazdik kone va maro az koli bafie bi saro tah door kone!(akh akh dastam dard geref)
August 11, 2007 1:12 AM
man nemidonam chera in nazaraye haghgerayane o sadeghaneye man bad az ye rooz be nisti o naboodi mipeyvande!!!e e e rast rast jeloye adam rah mirano nazaresho nabood mikonan..."nazaram koooooooooooooo?"
in hame darmorede sharagim zand (1&2)nazar dade boodamaaaaaaaaa!
va hala dar morede neveshtat:nemidoonam chera nemitoonam ya nemikham bekhoonam hoselash nist!HARFAT TEKRARIE! barha va barha dar tole tarikh tekrar shode vali ino migam ke dorost nist ke harfayee ke mardom barha shenidan va barha zehniateshon jahat giri shode 2bare tekrar beshe chon in mishe ye shive ye fekri va ye ravande bi paye o asas va in baraye melate ma ke dar tamame in modat hoviate melli khodeshono hefz kardan,tohin amize .va enkare ghovate fekrie melate ma chizi nemitoone bashe be joz tanbalie zehni ya nadashtane daneshe siasi va taeed in matlab farayandie ke mitoone ma ro be hadaf nazdik kone va maro az koli bafie bi saro tah door kone!(akh akh dastam dard geref)
August 11, 2007 1:11 AM
.نميدونم چرا ازين کلمه آقا اينقدر بدم مياد..اصلا اون قديما هم که به بابا ميگفتن آقا تو فيلما و سريالها و تو قديميا ميبينم حالم بد ميشه..يعنی چی آقا؟..مگه بقيه مردا آقا نيستن..
چند سال پيش به اصرار يکی از دوستان رفته بوديم جواديه بار اولين و آخرين بار مراسم عاشورا..نوحه خونشون ميگفت وسط هيات رو خالی کنيد جمعيت تو اون يه تيکه حيات چپيده بودن تو هم..ولی نوحه خونشون نميذاشت کسی از جلوی در به طول شش هفت متر تا وسط حيات..يا همون هيات بياد..ميگفت برين کنار!..آقا«!..امشب اينجا مهمونه..بريد کنار راه رو وا کنيد.منظورش امام زمان بود..کاری به اعتقادات عجيب غريب اين ملت ندارم..ولی چرا اسمشو نميگی؟..آخه چرا آًقا؟..يه لحظه احساس کردم بقيه تو هيات آغان به جای آقا..کلن به دور از هر جو سازی و مسخره کردن عقايد دينی کسی ميگم..اين کلمه مشکل تو فرهنگ و روان اين ملت داره..باور کن شراگيم جان..فکر نکن..فقط مذهبيا ميگن..به شاهم ميگفتن ...حالا اين يارو که ميخواد خودشو يه چيز عجيب و غريبو مغز متفکر نشون بده هم..حتی قبل از پروفسور!..ميگه آقا!!..
August 10, 2007 9:13 PM
شراگيم اين وبلاگ توئه؟لينکشو تو لينکدونی يادم نيست کجا فکر کنم قصه های عامه پسند بودم پيدا کردم به اين پستش که رسيدم ديدم ای بابا...
http://annevesht.blogfa.com/post-7.aspx
August 10, 2007 8:17 PM
سلام
چه بيكاري تو كه نشستي اين خزعبلات رو خوندي تازه نقد هم ميكني.به جاي اينكار ميرفتي لينك منو كه خودم تيكه پاره كردم به خاطر اصلاحش درست ميكردي.يك دهم اينهم وقت ميخواست.دروغ ميگم؟
August 9, 2007 3:54 PM
يه سر به سايت پرگلک بزنين مثل اينکه يه خبري شده... نکنه اينبار واقعا....
August 9, 2007 1:37 PM
سلام:
اين چرنديات حرف های تازه ای نيست! و اين جور حرف زدنا مثل همون استفاده از همه ی کلمات ختم به ايسم برای روشن فکرا است!!!راستش درمرد جنگ روانی که درمورد کنکور بعضی از اقلیت های مذهبی پیش اومده می خواستم برات بگم که بهت میل می زنم!
August 9, 2007 1:35 PM
"آدمیان و هر آدم زاویه خود را با خدا دارد"
ببين شری جونم همه جمله هاش رو ول معطل همين جمله اش رو بچسبی عاقبت به خير ميشی من جدیدن فکر میکنم زاویه ات با خدا داره تنگ تر میشه! قبلن منفرجه بودی حالا رفتی که برسی به بی زاویه گی !!
August 9, 2007 11:50 AM
خدا بگم چیکارت نکنه شراگیم با این پست
الان چنان سرگیجه دارم فکر کنم بلند شم بیفتم.به عمرم اینطور جملات رو نخونده بودم الان حس می کنم شدم ههمون پاریکال معروف
خدا شفاش بده این منجیو
حالا کسی رو نجات داده یا نه؟
August 9, 2007 11:50 AM
شراگيم جان صادقانه بگم وقتی درباره زندگی معمولی خودت مينويسی خيلی بانمک تر و دوست داشتنی تره وبلاگت.
August 9, 2007 6:58 AM
مرسی که ما رو با اين استاد همه چی تمام آشنا کردی!
احتمالن ایشون با زور مشت و لگد غير ممکن ها رو ممکن ميکنن!(دينگ لبخند)
August 9, 2007 12:28 AM
من نمی فهمم اين چی ميگه چرا جمله هاش فعل و فاعل نداره! چرا از شدت نفهمی از اون ور جهنم زده بيرووووون!
همگی عزیزان حتما به وبلاگ ما و آرشیو آن مراجعه فرمایید تا پاسخ سوالاتتان را بیابید.
March 24, 2009 11:27 AM