شراگیم
« چهل سال بعد در همین روز...! | صفحه اصلی | یک بعد از ظهر جمعه ی پاییزی با فروغ... »
یک مکالمه تلفنی کوتاه با خانوم شین...!

میگه: شنیدی وبلاگ 35 درجه به عنوان بهترین وبلاگ از طرف دویچه وله انتخاب شده...؟
می گم: جدی؟ به سلامتی...
میگه: بی شعورا پس چرا تو رو انتخاب نکردن؟
میگم:این حرفا چیه میزنی...؟ نا سلامتی من یه آدم روشنفکری هستم... ما عاشقان خدمتیم نه شیفتگان قدرت!
میگه: تو کجات روشنفکره؟
میگم: واه...تو دیگه چرا؟ روشنفکری یعنی اینکه وقتی بقیه برای مسابقه ی بهترین وبلاگ صف کشیدن تو وای سی کنار و لبخند بزنی!
میگه: روشنفکری و ایضا لبخندت توی سرت بخوره! میدونی جایزه ش چی بود؟
میگم: چی بود؟
میگه: یه لپ تاپ!
میگم: جدی!؟...بی شعورا پس چرا منو انتخاب نکردن؟

توسط در November 17, 2007 1:59 PM |
نظرات
گوشزد   ( web | email )

لب تاپ رو بی خیال!
دندان طمع رو بکش!
پینگ چرا نمی کنی؟


November 18, 2007 10:47 PM
آیلین   ( web | email )

ای بی شعورااا


November 18, 2007 7:16 PM
غزال   ( web | email )

!)من از گوکل به اینجا رسیدم پس تازه واردم.2) راستش یک سوال داشتم گوگل منو به سمت یکی از پستهای شما راهنمایی کرد.میشه بپرسم؟خوب :پدر مادر من از طریق برادرم که سیتی زن در آمریکاست برای مصاحبه گرین کارت ماه اینده آنکارا وقت دارن.من یک خواهر 16 ساله هم دارم که اصلا براش نوبت مصاحبه تعیین نشده.میدونم ظاهرا شما هم موقعیت مشابهی داشتین.میخواستم بدونم چی میشه.تو این نوبت مصاحبه به اونم ویزا میدن و ایا باید با پدر مادر به سفارت بره یا قانون جور دیگه ای است..ممنون از توجه شما


November 18, 2007 5:16 PM
تارا   ( web | email )

نتیجه اخلاقی بحث: حیطه روشنفکری آدم فقط تا جایی گشترش داره که پای جایزه در میون نباشه.


November 18, 2007 4:01 PM
soleiman   ( web | email )

سلام
عرض شود به نظر بنده حقير
اول بايد فکری باشد تا ببينيم روشن است يا تاريک . البته شما رو نمی گما يه وقت . . .


November 18, 2007 12:51 PM
gagat   ( web | email )

آقای کمالی راست میگه..
شما میتونید یک صیغه تلفنی اول مکالمه بخوانید برای هر زمانی که دلتان می خواهد !!
مثلا اگر میخواهید 20 دقیقه حرف بزنید یه صیغه بیست دقیقه ای بخوانید..
ولی بیشتر حرف نزنید چون اعتبار صیغه تموم میشه !!!


November 18, 2007 10:52 AM
مونیکا   ( web | email )

وای خیلی باحال بود.فکرشو بکن به خاطر یک لپ تاپ اون سخرانیها رو زدی زیرش؟
خدا بگم سهیلو چیکار نکن با این اصطلاح فکر کن که انداخته رو زبون من.
راستی آقای کمالی عزیز راست می گه حرف زدن با دختر نامحرم گناهه نکن.اصلا چه معنی میده تو زنگ می زنی به خانم شین به بقیه ما زنگ نمی زنی؟؟هان؟
شراگیم حالا جدی می گم یکمی تنبل شدی تکون بده خودتو


November 18, 2007 9:49 AM
آقای کمالی   ( web | email )

در ضمن اقای به اصطلاح شراگيم . خوب است بدانيد مکالمه تلفنی چه کوتاه و چه بلند با دختر نامحرم گنا ه است و بهتر است اين اداهای روشنفکری را کنار بگذاريد . طبيعی است که خارجی ها وقتی می بينند امثال شما بی غيرتی و شوق به گناه را تا به اين حد رسانده ايد به شما جايزه هم می دهند...


November 18, 2007 8:10 AM
علا   ( web | email )

دردی مشترک............
از شاملو گفته ام در این پست!


November 18, 2007 7:33 AM
نسترین   ( web | email )

شراگیم تو و بلاگت برای همیشه مردید.. دیگه هیچ وقت اون وبلاگ سابق نمی شی..اخه دیوانه چرا اینجوری می کنی؟؟؟ اگه نزدیکم بودی یه دونه محکم میزدم تو گوشت تا به خودت بیای..


November 18, 2007 7:18 AM
علیرضا   ( web | email )

چه جالب نوشته بودی ولی به وبلاگ برتر فارسی لپ‌تاپ نمی دادن، فقط به بهترین وبلاگ لپ‌تاپ دادن. همون فتوبلاگه.
در ضمن لپ‌تاپش در دسته ultra portable بود با یک مانیتور 12 اینچی!!
گرچه سبکی مزیت عمده اش بود(بود!) ولی در این دوره و زمانی استاندارد لپِ‌تاپ 15.4 اینچه و من لپ‌تاپ فعلیم را با دنیا عوض نمی‌کنم!!!
می‌تونی در ادامه این پست بنویسی:
می‌گه: تازه خیلی سبک هم بود، مونیتورش 12 اینچی بود.
می‌گم : 12 اینچ؟ پس بهتره روشنفکر باقی بمونم!


November 18, 2007 2:58 AM
نیما   ( web | email )

متاسفم برای اون هايی که تو رو انتخاب نکردن و برای لپ تاپی که به تو نرسيد و ايضا برای آقای کمالی!
چند وقتی بود نيومده بودم اين ورا و چند پست عقب بودم.
راستش اون پست بسکين رابينزت يه جورايی قلقلکم می ده که منم يه سوال ازت بپرسم. نمی دونم جوابی بهم ميدی يا نه٬ اگه بدی به اون مفصلی و مبسوطی خواهد بود يا نه. ولی منم مشکلی تو همين مايه ها دارم البته با مضمونی متفاوت. طرز فکرت رو دوست دارم. شايد بتونی کمکم کنی.


November 18, 2007 1:46 AM
اقای کمالی   ( web | email )

بلی ! طبیعی است که وقتی داوران غربیان کافر و استعمارگر باشند شما و امثال شما باید انتخاب شوید ! چرا که نه ؟ وقتی هدفتان از زندگی فقط شهوترانی است باید هم این جور مسابقه های دنیوی برایتان مهم باشد و نمی دانید که مسابقه اصلی روزقیامت است و داور اصلی خدا است . حال این اقای به اصطلاح شراگیم می گوید خدائی وجود ندارد چون من ان را نمی بینم ! و انسان باید زندگی را به شهوترانی و شکم پرستی بگذراند... تصور کنید قیافه چنین کسی در روز قیامت چقدر دیدنی و مضحک است . مخصوصا آن جا که نامه اعمالش را به دستش می دهند و با تحیر فریاد می زند این چه نامه ای است که از بزرگ و کوچک اعمالم همه را نوشته است !
نمی داند که شهوترانی و وبلاگ نویسی و شنیدن افرین و مرحبا از دشمنان این مملکت نه تنها خوشحال کننده نیست بلکه باید به خاطر چنین اعمالی گریست . ای کاش روزی برسد که بفهمیم وبلاگ اصلی ما در واقع نامه اعمال ماست که در روز قیامت به دستمان می دهند و چه خوب است که سعی کنیم نوشت های آن وبلاگ خوب و دلپسند باشد. چون این وبلاگ های دنیوی در نزد اهل نظر و تقوا هیچ ارزشی ندارد !
به امید آن روز !


November 18, 2007 12:25 AM
نازنين   ( web | email )

شری من ازت ناميدم حسابی تو ديگه چرا ؟ تو قرار بود هفته ای دو دفعه آپ کنی . ولی مثل اينکه داری مطلب کم مياری و نمی دونم چرا مثل اون موقع ها نمی نويسی ديگه
بابا دلم گرفته


November 17, 2007 8:02 PM
خارخاسک   ( web | email )

ااااااااا ای وای جايزه رو مفتی مفتی ازدست داديم شری .من که با واگذار کردن وبلاگم به اين مرتيکه ی غول تشن ! تو هم که با اين روشنفکر بازيت ! يادمون باشه سال ديگه هم تو روشنفکر بازی رو بذار کنار و عينهو طلبکارها برو جلو حقت رو بخواه . هم من يوخده دامن لباسم رو بزنم بالا و برم عشوه گری پيشه کنم .البته خدا کنه تا اون موقع يه داور تو مايه های ماشال بذارن که نظرش راجع به خانومها کلا مساعد تره !!!!


November 17, 2007 4:56 PM
ليلا   ( web | email )

در مورد انتخاب كيوان مطمئنا بسيار هم با شعور بودن اما در رابطه با عدم انتخاب تو احتمالا دليلش به دليل تواضع بيش از حدته و اينكه به قول خودت شيفته خدمتي نه تشنه قدرت !! :دي


November 17, 2007 4:50 PM
k1-35   ( web | email )

از توجهتان ممنون

لپ تاپ جايزه‌ی بهترن وبلاگ در کل مسابقه بود، می گويند به ما يک مالتی‌مديا‌پلير رسيده، آن هم بعيد می دانم با توجه به مشکلات گمرکی به دستم برسد، مگر بلند شوم بروم آلمان جايزه(!!)‌ ام را بگيرم.

لطفن طبق قانون مطبوعات اصلاحیه‌ای در همان صفحه منتشر شود! (جدی نبود)


November 17, 2007 2:52 PM
امیر   ( web | email )

خیلی با حال بود.روشن فکری این مشکلات رو هم داره دیگه.بابا تو که میری آمریکای جهان خوار لپ تاپ میخوای چیکار. :دی


November 17, 2007 2:43 PM
خانوم شین   ( web | email )

خیلی نامردی بود!!
دویچه وله را نمیگیم!
کار خودتو میگم

:)


November 17, 2007 2:18 PM
نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.