دلآرا فقط یکی از قربانیان سیستم قضایی ایران است... نه کم سن و سال ترینشان است و نه احتمالا بی گناه ترینشان...یعنی از نظر منی که اینهمه سال با خبر اعدام و قصاص بزرگ شده ام اتفاق جدید و غیر منتظره ای نیفتاده که بخواهم فریاد واسفاها سر بدهم...سیستمی که کشتن همنوع را با هر عنوانی جایز میشمارد یک سیستم قضایی نیست...سیستم قصابی ست...و اینجا هم که از همان روز اول قصابخانه بوده...یک وقتهایی با خودم فکر میکردم که چرا بعضی پرونده ها یکهو اینقدر سر و صدای جامعه روشنفکری ما را در می آورد...مگر نود و نه درصد کسانی که پای پتیشن نجات دلآرا را امضا کرده بودند از مخالفین مجازات اعدام نبوده و نیستند...پس چرا آن مرد سی و چند ساله ای که به جرم قاچاق مواد مخدر در فلان زندان کرمان خبر اعدامش تیتر کوچک صفحه حوادث روزنامه ها می شود مورد حمایت هیچ گروهی قرار نمیگیرد... یا آنهایی که به جرم تجاوز و حتی قتل هر هفته در نقاط مختلف ایران بالای دار می روند مرگشان کسی را ناراحت نمیکند و یا صدای کسی را در نمی آورد...کسی که با فلسفه اعدام مخالف باشد برایش اعدام بیجه همانقدر غیر انسانی ست که اعدام دل آرا...بعد به خودم میگفتم شاید علت اینکه فعالان حقوق بشر روی پرونده ی دلآرا و امثال او فوکوس میکنند این است که چنین پرونده هایی میتواند توجه جامعه جهانی و افکار عمومی را به سرعت جلب کند...شاید فلسفه شان این است حالا که ممکن است بشود یک نفر را از دهان این تمساح بیرون کشید چرا سعیمان را نکنیم...شواهد و قرائن نشان میدهد که به طور مثال یک دختر جوان و هنرمند حتی اگر پیرزنی را با چاقو مثله کرده باشد اگر در جریان دادگاه اشکی بریزد و ماجرای عاشقانه ای سر هم کند بسیار بیشتر از آن محمدعلی کتوله ای بدبخت که در یک نزاع دسته جمعی با بیل همولایتی اش را کشته است میتواند افکار عمومی را برای همراه کردن با خود برای جلوگیری از اعدامش بسیج کند...خب...چرا که نه؟شاید فعالان حقوق بشری میگویند از همین پتانسیل باید استفاده کرد و لااقل همین یک نفر را نجات داد...من با این طرز فکر مخالف نیستم و اتفاقا معتقدم در شرایطی که نمیشود کل سیستم را تغییر داد همین که گاه گداری بشود کسی را از زیر تیغ جلاد به در برد خود غنیمت است...اما این بار استفاده ابزاری از احساسات مردم مثل یک شمشیر دو دم عمل کرد و دلآرا را همانطور که حتما خوانده اید بالای دار فرستاد...خانواده مقتول چند وقت پیش در نامه سرگشاده ای گلایه کرده بودند که برخی جریانهای حقوق بشری ماجرای دلآرا را به گونه ای مطرح کرده اند که انگار او یک فرشته بوده و خانواده مقتول است که دارند مرتکب جنایت میشوند...بازماندگان مقتول در همان نامه خود را مدافع حقوق بشر دانسته و تهدید کرده بودند که اگر قرار است اقدام دلآرا محکوم نشود و از بازماندگان دلجویی ای از طرف دلآرا و وکیل و خانواده او صورت نگیرد چاره ای به جز اصرار بر اجرای حکم نخواهند داشت...حرف بازماندگان با اینکه پارادوکس عجیبی داشت (ادعای فرهیختگی ومدافع حقوق بشر بودن و در ضمن تهدید به اعدام دلآرا در صورت عذرخواهی نکردن) اما قابل درک بود... آنها نمیخواستند که قاتل مادرشان مثل یک قهرمان از زندان بیرون بیاید و خوش و خرم و بدون اینکه ذره ای ابراز ندامت کند برود دنبال زندگی اش ...ولی شاید دلآرا و وکیلش آقای خرمشاهی سنبه ی خودشان را با اتکا به افکار عمومی و موجی که در وبلاگها و سایتها و یا رسانه های خارجی و بعضا داخلی به راه انداخته بودند آنقدر پر زور می دیدند که ترجیح بدهند به خانواده مقتول باجی ندهند...اینها همه حدس و گمان است و احتمالا در روزهای آینده خبرهای موثق تری از جزئیات اتفاقات روی داده و گفتگوها و مذاکرات انجام شده منتشر شود... اما به هر حال هرچه بود دلآرا اعدام شد...شاید سیستم قضایی ایران میخواست یکبار دیگر قدرتش را به یک عده آن ور آب نشین بیانیه صار کن و طومار اینترنتی امضا کن نشان بدهد...بهشان بفهماند که فکر نکنید هروقت دادار دودور راه انداختید ما کوتاه می آئیم...آقای خرمشاهی وکیل دلآرا در اولین عکس العملش گفت که شوکه شده است...و البته شاید این شوک برای همه ی ما لازم بود که به فکر راه چاره باشیم...یکجا بالاخره باید جلوی این سیستم که شالوده اش را بر رسم و رسومات عهد عتیق بنا کرده اند ایستاد...بالاخره یک راهی وجود دارد...این دنیایی که هر روز کوچکتر میشود و حلقه محاصره اش را تنگ تر میکند بالاخره یکجایی باید ما را هم در بر بگیرد...چند ماه پیش توی تاکسی یک نفر هم سن و سال خودم میگفت میدانی این مملکت کی درست میشود...؟ گفت وقتی درست میشود که پدران و مادران ما همه بمیرند و نسل ما عهده دار امور شود...من کلا اهل بحث کردن توی تاکسی و اتوبوس با کسانی که نمیشناسم و نمیشناسندم نیستم...ولی تمام این مدت سوالش توی گوشم زنگ میزند... این مملکت کی درست میشود؟...دارم فکر میکنم احتمالا وقتی که بفهمیم ارزش جان یک انسان چقدر است.
پ.ن: رضا سیدحسینی هم رفت
بعد التحریر: "در من فیلی خفته است" اسم اولین کتاب دوست خوبم ثنا نصاری ست...برای تهیه اش میتوانید به نشر داستانسرا در نمایشگاه کتاب واقع در راهرو 29- غرفه 34 مراجعه کنید...اگر کتاب را تهیه کردید و خواندید بدم نمی آید نظرتان را در موردش بدانم... و البته خانم نصاری هم خواننده اینجاست و احتمالا نظراتتان را می خواند
شراگیم رو دستگیر کرررررررردننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
:ی
(شایعه )
May 23, 2009 5:34 PM
همون دیشب بدون اینکه کتاب رو زمین بزارم یه ضرب خوندم...
خیلی خوب بود. شبیه کتاب اول یک نویسنده نبود.
May 10, 2009 4:38 PM
با سلام
بدین وسیله از شما دعوت می شود تا در مراسم جشن هشتمین سالگرد تاسیس سایت پرشین بلاگ حضور بهم رسانید
به همین منظور ،خواهشمند است نسبت به تکمیل مشخصات خواسته شده به شرح مندرج در وبلاگ جشن در قسمت نظرات خصوصی ی وبلاگ اقدام فرمائید تا در اسرع وقت جهت هماهنگی ی حضور در سالن مراسم ،با شما تماس حاصل گردد
زمان : روز جمعه اول خرداد 1388 از ساعت 16 الی 18
مکان : تهران - پل گیشا - دانشکده ی مدیریت دانشگاه تهران - تالار الغدیر
با احترام
دبیرخانه ی مراسم هشتم - آرش بابائی
وبلاگ شخصی : www.funfa.blogfa.com
May 10, 2009 4:24 PM
واقعن که چقد شما ساده این. دلارا اعدام شد چون باید اعدام می شد. نه برای قتل. بلکه برای سیاست سیاستمداران. خوب در روز کارگر قرار بود یه سری اعتصاب کنن یه سری تحصن کنن و یه سری هم همون یه سری های اولو دستگیر کنن. باید ذهن همه جای دیگه معطوف میشد تا سر صدا راه ندازه دستگیری کارگرا. چه چیزی بهتر از اعدام دلارا؟ هان؟
May 10, 2009 1:30 PM
حرف هات منطقیه .
فکر می کنم اگر انتخابی بود مثلن بيست سال زندانی کردن يک قاتل و قصاص تصميم گيری برای خانواده ی مقتول هم راحت تر می شد .
May 9, 2009 9:24 PM
چقدر حالم بهم ميخورد از اينهايی که اينجا نوشتند خودت را جای اين بگذار جای اون بگذار .تو اگر بودی ال میکردی ، بل ميکردی ..تو هم اعدام ميکردی يا آن يکی که ميگفت تصور کن يکی به کسی از بستگانت تجاوز کند و از اين چرت و پرتها ..
من تصور نميکنم ... با پوست و خون احساس کردم همینی که تو میگویی. اما بخشیدم . نه انتقام گرفتم و نه نفرین ،فقط بخشیدم .
نبخشیدم که بگویم خدایا خودت حسابش را برس و نبخشیدم تا پز روشنفکری بدهم ...بخشیدم چون باید می بخشیدم . و حالا به تویی که کامنت گذاشتی میگویم
"بخشش یک حس نیست که با تو بدنیا آمده باشد ، یک انتخاب است "
..........
هفته پیش که به خانه پدرم میرفتم . از جلوی پزشکی قانونی رد شدم .خانواده کوچکی را دیدم که دارند شیون میکنند .برای گرفتن جسد عزیزشان آمده بودند. خیلی آرام بودند و کم تعداد . همگی در دو پراید جا می شدند.. دیروز یکی از اقوام دلارا گفت آنها خانواده این خانم بودند و سر صبح برای تحویل گرفتن جسد دخترشان آمده بودند
May 9, 2009 7:23 PM
همه نظرا رو خوندم. چي مي خوام بگم؟:
1- قراره از هر كسي اندازه خودش توقع داشته باشيم. منو شما نمي تونيم براي قتل كسي نقشه بكشيم، دزدي كنيم، آدمارو كتك بزنيم و خيلي كاراي بد ديگه چون تو شرايط عادي بزرگ شديم و بچه يه زن و شوهر معتاد و دزد و همه كاره نبوديم. از هر كسي بايد تو موقعيت خودش و قد خودش انتظار داشت. بله شوش و مولوي تكون مي خوري شيشه هاي ماشينت خورد شده لابد اگه منم اونجا بزرگ شده بودم و پدر و مادر غير عادي هم داشتم همين طوري رفتار مي كردم.
2- اعدام كردن خلاف كار خيلي راحت تر از درست كردن شرايط اجتماعيه. پس اعدام مي كنيم. درست كردن شرايط اجتماعي خيلي زمان مي بره؟ درسته سي سال وقت كمي بوده!
3- يه نفر نوشته بود اين دختر وقتي در آغوش دوست پسرش حال مي كرده يعني به بلوغ فكري رسيده بوده! ممنونم منو از اشتباه در آورد تا حالا فكر مي كردم حال كردن بلوغ جنسي مي خواد نه فكري.
4- كاش يه بار به جاي تعصب يا ترس از اين كه خدا بگيردمون مي نشستيم قرآنو مي خونديم تا ببينيم واقعا قبولش داريم يا نه. از ترس خدا همه اشكالاي دين و قرآنو ميندازيم گردن آخونداي بدبخت. بابا اينا حرف ريالرانه. حرف پيامبرشه. حرف خداس. بعد ما از روي تعصب يا ترس از اين كه سرطان نگيريم يا امام حسين نزنه تو كمرمون سعي مي كنيم غلط غلوطاي خدا و قرآن و پيامبرو ماست مالي كنيم كه اسلام ناب محمدي يه چيزه ديگه س كه لابد هنوز نيومده!
May 9, 2009 10:19 AM
شراگیم جان متاسفانه مثل اینکه از بقیه ماجرا خبر نداری... دلارا بیچاره برای رهایی از مجازات مرگ حاظر شد شروط خانواده ی مقتول رو قبول کنه و نامه ی عذرخواهی و رد کردن وکیل رو انجام داد ولی خانواده ی مقتول از این فرصت استفاده کردنو سریع تر اعدامش کردن....
در ضمن خانم نصاری نه نثاری !
May 8, 2009 8:02 PM
شماره 66 ارزوی عزیز....... قرار نبود کسی فهرمان بشه در ثانی یرونده دل ارا سه وکیل داشت و اقای صمد خرمشاهی یکی از وکلا بود و بنطر من تمام تلاش خودش رو کرد. ولی دستگاه حکومتی از احساسات انتقام جویانه خانواده مقتول بخصوص هایده دختر مفتول که خون جلوی چشماش رو گرفته بود و بویی از رحم و انسانیت نبرده بود نهایت سو استفاده را کرد و با یک تیر به خیال باطل خودش ده نشان را زد ..... برخلاف نظر تو اگه فعالین سیاسی بخصوص فعالین حقوق زنان کاری نمیکردند دل ارا شش سال ییش اعدام شده بود . ينداشت ستمگر که ستم بر ما کرد بر گردن او بماند و از ما بگذشت. ...... . جهت اطلاعات بیشتر در این رابطه به سایت زیر سازمان رهایی زن مراجعه کنید.
May 7, 2009 11:22 PM
موافقم که اصلا بحث اعدام قاتل نیست طبق قانون پرحرف وحدیث ما این اختیار راخانواده مقتول دارد که قصاص کند آنهم در شرایط احراز قتل عمد
دل آرا را هم -حتی اگر قاتل نبود-جهل عاشقانه ی شور جوانی به دار داد
اما این میان حالا که ورق برگشته وفشارها روی خانواده مقتول است حالا که راحت میشود آنهارا متهم کرد کاش قوه قضا میگفت که ایرادات وکیل پرونده چرا بیجواب ماند
آنوقت دلمان نمیسوخت که کاش به جای این همه هیاهو به خانواده مقتول باج میدادیم باجی به نام التماس برای نفس کشیدن دخترکی
May 7, 2009 6:00 PM
شر وشیطان وجود نداره فقط حماقت وجود داره که هزارتا ابلسی واقعی رو خلق میکنه بعد میزاره تو جیب کوچیکش )تا حال بیشتر از اینها بوجود اورده (.
May 7, 2009 3:09 PM
بابا ما که کم اوردیم در مقابل بعضی ها اصولن کل کل ما جادوگرها با یک یا چند نفر ۴۰ سال طول میکشه ولی شما ادمهای عادی یکهو ۴۰۰۰۰۰ نفر رو قصابی میکنید بدون هیچ منفعت مشخصی . قدرتتون هم در پیته هم خیلی ویرانگر از نظر کمی ولی خوشحال باشید که خیلی خطر ناک تر از خفن ترین جادوگرها هستین .
May 7, 2009 3:04 PM
بگذار به یک نتیجه برسیم . به نظر من هم این حرف که خانواده مقتول نمی خواستند قاتل مادرشون مثل قهرمانها از ز ندان خارج بشه درست تر به نظر میرسه . تنها وجه سیاسی شدن این جریان انتخاب خرمشاهی به عنوان وکیل بوده . یک نگاهی به پرونده های خرمشاهی ثابت میکنه اکثرن به نفع متهم تموم نمیشه . شاید اگر وکیل این پرونده وکیل معمولی بود و به جای داد و فریاد و کمک بین المللی خواستن در صدد رضایت خانواده مقتول عمل میکرد دل آرا الان زنده بود . در همچین شرایطی و با توجه به نتایج قبلی اینگونه پرونده ها این یک اشتباه بزرگ بود . در ضمن اینکه بعد از نامه خانواده مقتول به روزنامه ها و انجام خواسته هاشون دیگه نیازی به اجرای حکم نداشتند مگر اینکه بغض و کینه ای خاص در میون بوده باشه که بوده و جالبتر اینکه با اعدام دل آرا از اون یک قهرمان ساختند . اگر دل آرا بخشیده شده بود الان خانواده مقتول جایگاه بالاتری داشتند .
May 7, 2009 1:34 PM
منظورمن درپست فبلی لزوم اصلاح قوانین مدنی بوددرمورداعدام افرادمجرم زیرهحده سال بایدقوانین راعوض کردکمااینکه درمورددیه وحق ارث زنان وخیلی ازقوانین ازاین دست بایداقدام کردچطوردیه زن نصف بایدباشداگرقانون شرع رانمیتوان تغییردادولی بطورمثال میشودمخارج بیمارستان زن رانصف درنظرگرفت ویااگرطبق نظرشرع توانایی زن نصف مرداست پس یک معلم زن که همان کارراانجام میدهدلابدبایدبیشترحقوق بگیرد.
May 7, 2009 1:23 PM
خوب هميشه همين بوده ولی مطمئن باشيد اين اعدام ان هم در استانه انتخابات پيامد های خوبی برای حکومت نخواهد داشت.
اصولا زنها هم که هميشه بيشتر در معرض ظلم و ستم هستند.
اقای شراگيم (اسم شما منو ياد پسر نيما يوشيج ميندازه نکنه خودش باشين)
به وب من هم اگر سر بزنيد خيلی خوب ميشه.يک نظری هم اگه بدين که ديگه حرفی باقی نميمونه
يک کم ما رو تحويل بگيرين
سيستم ما ارو پاييه
May 7, 2009 10:18 AM
سلام جناب اقای شراگیم ، یک هفته ای ست که از کار و زندگی به کل افتاده ام ، روز و شب حالیم نیست که نیست . سرِ کار اصلا" نمی فهمم کی شد وقت خونه رفتن . همیشه منتظر بودم تا ساعت کار تموم بشه و تند و تند راهیه خونه بشم اما حالا دلم می خواد همچنان تو اداره بمونم . البته نه برای کار بلکه برای خوندن نوشته های زیبا و جالب شما. یک هفته ای است که تلاش می کنم همه نوشته های شما را بخونم و فکر می کنم تا هفته آینده موفق بشم. گاهی با آنها خندیده ام گاهی با آنها غصه خورده ام ، گاهی با آنها به فکر فرورفته ام . تفکرات را شما دوست دارم و برایم با ارزش هستند. نوشته های شما باعث می شوند که حداقل دوستان وبلاگی شما به غیر از تفکرات و عقاید و افکارشان به چیزهای دیگری هم بیاندیشند و این خیلی عالی است . به دیگرا خط می دهید البته نه اینکه مجبورشان کنید مثل شما فکر کنند اما حداقل تلنگری می زنید تا دامنه دیدشان را وسیع تر کنند . به آنها یاد می دهید که فکر کردن خیلی هم کار سختی نیست . اما همین فکر کردن کمک می کند تا از عقاید پوچ و عبث خارج شده و از نو متولد شوند. تولدی نو با افکاری نو و بدون حماقت و نادانی . امیدوارم موفق باشید.
May 6, 2009 12:43 PM
منم مثه تو با اعدام مخالفم ! مخصوصا اعدام دختری که جرمش واسه سن 17 سالگیش بوده !!
ببین اول اینو بگم که کامنت من اصلاااااااااا به این پستت ربط نداره!
خب؟؟؟!!!
سلام !!
من واقعا الان از خودم شــرمنده ام که بعد از این همه سال وبگردی به وبلاگ تو برخورد نکردم !!!
یعنی چهره م باید اون ور شطرنجی بشه !!!
خب اگه راستشو بخوای و مسخــره م نکنی اسمت رو چندبار دیدم،ولی هیچوقت دلم نخواست روت ! کلیک کنم !
همیشه فک میکردم که یه خانوم خونه دار هستی که اسمت شــراره ست ! و یه بچه ی کوچولو هم داری !
و وبلاگت از این وبلاگای ماداری نمونه ست که همش عکس بچه هاشونُ میذارن و میگن :
الهی مامان قوبونتتتتتتتتت بشههههههه ! الان عخــش! من 2سالشه ! ببینین شقده نازههههههههههههه !!!
این عکسُ وقتی ازش گرفتم که خوابیده بود ! فداش بشممممممم !! ببینین چقد معصومانه خوابیدههههههههههههه !!!
وای بچه ها امروز علی ! من اسهال گرفته،خیلی ناراحتم .... پیش دکتر رفتم ولی دکتر گفت چیزیش نیس...ولی باور کنین 1هفته ست از غم بچه م هیچی نخوردم .........
:)) !! خلاصه گند بزنن با این تفکر من :)) !
در راه خدا 1درصد هم فک نمیکردم وبلاگت اینقد با شخصیت باشه :))
به قول دوستان من نه جن بودم و نه گه جن خورده بودم که بدونم تو کی هستی !!
تقصیر خودته ! آخه شــراگیم هم شد اسم ؟؟ :)) !
وای خدای من !!!
از 2003 تا الان !!!
یعنی تو فکر منُ نمیکنی که چطور باید این آرشیوت رو با این همه درس و مشکلات بخونم ؟؟؟؟
امروز صبح زود پاشدم که درسامُ بخونم،تا غروب به کارای دیگه م برسم .......
ولی نمیدونم چی شده که یهو به وبلاگ تو گیر کردم !!!
عین خـــر تو گل !!!
هرچی میخونم تموم نمیشه :)) !!!
از اون ور استرس امتحانم رو دارم ! از این ورم نمیشه از این نوشته های تو دل کند !!!
از پستایی هم که خوشم میاد کپی میکنم تا واسه یکی ای میل کنم !!
ولی اینقد پستای محبوبم زیاد شده که اگه اون کسی که میل رو باز میکنه فحش خوار و مادر نثارم میکنه !!!
نمیدونم چه اصراری دارم که از چیزی که من خوشم میاد باید بقیه هم خوششون بیاد :))
خلاصه وبلاگت 1هفته ی منُ پــر میکنه !!! و بعد از یه هفته باید روز به روز منتظر پستات باشم !!!
مثه دی وی دی های لاست که همون اول 35تاش رو با هم میبینیم و بعد باید توو کف بمونیم تا بقیه ش به دستمون برسه !! :))
خیلی حرف دارم باهات بزنم !!!
ولی بازم از خودم دلگیرم که چرا اینقد دیـــــــــــــر اینجارو پیدا کردم !!!
بازم تقصیر خودتهههههههههههه !!!:))
آخه شراگیم شد اسمممممممم ؟ :))
اولین پستی که ازت خوندم اون پست کاندوم فی سبیل الله بود ... بعد تا نصفه های پست هی با خودم کلنجار میرفتم که یه دختر با اون همه کاندوم چی کار میخواد بکنه؟؟ مگه اینکه استغفرالله ..... :))
خلاصه اینکهههههههههه خیلی خوشم اومد ازت !!
امیدوارم بتونیم دوستای خوبی برا هم باشیم !!
امیدوارم فردا امتحانم رو خوب بــ دم !!! وگرنه توو پل صراط مطمئن باش یقه ت رو میگیرم !!!
تیک کیر !!! ( care ! ) !!!
بای مانی ! ( دوس دارم مانی صدات کنم ! مشکلی نی که ؟!! هـَ ؟؟! نی !! )
May 6, 2009 12:07 PM
شراگیم عزیز خواهشا تو حدس و گمانه زنی نکن... در اینکه قاتلان حکومتی با کشتن دلارا میخواستند زهر چشمی از فعالین سیاسی بگیرند باهات موافقم و تصادفی نبود که اورا درست روز اول ماه می انطور مظلومانه و غریبانه بدار کشیدند .ولی این بدان مفهوم نیست که ما حرکتهای انسانی فعالین سیاسی رو بزیر سثوال ببریم . این سیستم فاسد جمهوری اسلامی است که باید بزیر سثوال رود که حتی قوانین خودش رو هم نقض میکنه و یک کودک رو ( حتی اگه مجرم باشه) سالها در زندان نگه میداره روح و روانش رو با کابوس شوم مرگ قطعه فطعه میکنه و سرانجام اینطور غریبانه اورو میکشه.تف به این همه بیشرمی. اگه قرار باشه در قرن بیست و یکم همه ما قبیله ای فکر کنیم و خون رو با خون بشوریم در فردای ازادی ایران یدران و مادرانی که فرزندانشون در زندانها بدستور سران جنایتکار جکومت اسلامی کشته شدند باید حمام خون راه بیاندازند برای تقاص و این سیرکل معیوب خشونت و جنایت را یایانی نیست.
May 5, 2009 11:36 PM
:) ... تو هم تو این آشفته بازار خوب بلدی چطور بازی کنی ... همیشه مخالف جریان حرکت میکنی :) ... هیچ چیز دیگه جذابیتی نداره انگار ... آدم خسته میشه از این همه قصه ی تکراری ... تو نشدی؟ ول کن بابا .... بچسب به زندگیت ;) ...تبریک میگم راستی.
May 5, 2009 10:17 PM
راستش تازه با وبلاگت اشنا شدم و اولین کامنتی است که می گذارم...
درمورد دلارا موافقم با شما ایا اگراین کیس دختر نبود و زیبا نبود و بعضا هنرمند نبود بازهم انقدر توی بوق و کرنا می شد؟! و یا باز هم به ظاهر حمایت می شد! به قوله شما با یه داستان عشقی! عوام را سرگرم می کرد؟! این داستان چیزی است که هر روز اتفاق می افتد!
اما چیزی دیگر هم هست نباید بی انصاف بود! چرا جرم را برعکس جلوه می دهند! یعنی الان با قصاص دلارا دیو صفاتان خانواده مقتول هستند؟ دلارا جرمی سهوی انجام نداده بود و خیلی فرق داشت با فردی که سهوا و یا برای دفاع از خود دست به کشتن انسان می زند! این جرم در کشورهای دیگر هم مجازاتی سنگین دارد!...
خوشحال میشم سری به وب من بزنی!
May 5, 2009 4:16 PM
دارم به سوالت فکر می کنم. دنيا کی درست می شه؟ اصلا "دنيا " برای هر آدمي و مصداق "درست شدن" چقدر به تعداد آدمها متفاوته.
ضمنا فکر هم می کنم ، حکم به کشتن و کشته شدن نا عادلانه فقط منحصر به صحنه ی جرم و سیستم قضایی نیست.
نمی شه آدم فعال واقعی حقوق بشر باشه و نبینه که گاهی در همین زندگی های روز مره هم بی اینکه چاقویی باشد و شاهد و وکیل و قاضی و طنابی ، تا چه حد قاتل و مقتول می شویم.
در صورت گرامیداشت باطن زندگی ، صورت وحشتناک مرگ هم به جای خود زیبا می شود.
مرگ و نه کشتن و کشته شدن در صحنه ی جرم ، گاهی عالی ترین فرآورده ی زندگی می شه.
.
نگاه کن شراگیم ، ببین در همین پستی که تو در مزمت مرگ اجباری نوشته ای ، در انتهای پست ات تنها مرگ طبیعی و حذف یک نسل از روزگار ، از دید گوینده اش باعث صلاح و نجات ساکنان این خطه می شود.
مرگ و زندگی PER CASE قابل قضاوته. اگر قاتلی واقعا غیر عمد مرتکب اتباه شده باشه و پشیمون بشه ، اعدام جسم اش پایان دادن به عذابی که هر روز به گردن روح اش طناب دار می زنه.
آدمی که به زندگی در هر شکل ارج می گذاره ، حتی قطع تن یک درخت و خشک شدن گلدونی که او مسئول آب دادن به اش بوده براش عذاب وحشتناکیه.
May 5, 2009 10:19 AM
وای...واقعا متاسفم...این مملکت هیچ وقت عوض نمی شه...تو همین کامنت ها ببین چند نفر موافق مجازات اعدامن...اسلام ناب محمدی!...تو فکر کردی همه ی نسل قبل بمیرن واینا بیان سر کار اوضاع بهتر می شه...
May 5, 2009 7:31 AM
این مملکت کی درست میشه؟
وقتی که من به توی روشن فکر حق بدم از شکم شش تیکه ات بنویسی و شاکی نشم.
وقتی که تو مسلمون بتونم وسط بزرگ ترین گردهمایی هم جنس بازها دستفروشی قرآن بکنم ؛ نه اونا به تو کاری داشته باشن نه تو به اونا.
جایی که بوق ماشینت رو ۳ ماه پیش قطع کردی و تازه بعد از این مدت امروز بخواهی برای ۲ تا مرغابی وسط خبابان استفاده کنی!
وقتی برای پریدن از آتش ۳۰ سانتی چهارشنبه سوری ماموران آتش نشانی مواظب باشند آتش نگیری !
وقتی حقوق یک ماه رو برای زنده نگه داشتن سگ پیرت خرج کنی
و خلاصه خیلی چیزهای دیگه که بهش میگیم سوسول بازی و قرتی بازی و ...
وقتی برای هم حقی قائل بودیم و از دنیا طلب کار نبودیم.
خیلی خیلی مونده !به عمر ماها قد نمیده.
May 5, 2009 7:29 AM
دوست عزیز مسعودازعمان
می گویید نا بالغ ؟ چطور دل آرای عزیزهنگام هم آغوشی با دوستش بلوغ فکری داشته ولی وقتی مرتکب قتل شده می گویید بلوغ فکری نداشته ؟
مقتول به خاطر حضور دل آرا در را باز کرده و آنها وارد خانه شدند اگر حتی قاتل نمی بود مشارکت در قتل داشته که خود جرم کمی نیست. دل آرا هنرمند بود... زیبا بود... همه اینها درست ولی همچنین دل آرا کسی بود که در سن ۱۷ سالگی توانست جان آدمی را بگیرد یا حتی اگر وی قاتل نبود مشارکت در قتل داشت. شما چند دختر ۱۷ ساله را میشناسید که می توانند به این شکل رفتار کنند؟
من اصلا موافق اعدام برای كسيكه از روي انگيزه اني و بدون فكر قبلي عمل ميكند نیستم ولی بی گناه جلوه دادن دل آرا کار درستی نیست.
May 5, 2009 7:22 AM
درتایید شماره 51 ( شین عزیز ) خوشبختانه ما در عصری زندگی میکنیم که به اندازه کافی اطلاعات در دسترس همگان است برای اگاهی وشناخت ..... تاریخ اسلام ناب محمدی یر است از غارت " کشتار و تجاوز.. محمد قریش دینی را بنیاد نهاد که جز نفرت و مرگ ارمغانی برای بشریت نداشته است . اسلام مخالف حقوق جهانشمول انسانهاست . مخالف هر نوع ازادی اندیشه و انتخاب برای مردم است بشدت زن ستیز و زن ازار است . ریختن خون انسانهایی را که بگونه ای دیگر میاندیشند به هوادارانش توصیه میکند.... در مجموع یر از تضاد و تناقص است نگاهی به سوره های قران گواه این ادعاست. ما اسلام واقعی و غیر نداریم چرا که اسلام ماهیتا ارتجاعی و عقب افتاده است . این ریشه دیر زمانیست که گندیده است باید نهال تازه ای کاشت که با اندیشه اگاهی و خرد ابیاری شود و این کار شدنی است البته اکثر انانی که سر در اخور حاکمان اسلامی دارند براشون صرف نمیکنه که این حقایق رو بیذیرند و از سر ریا فریاد وا اسلاما سر میدهند ...... به مدد سه دهه حکومت اللهیون اخلاق و منش انسانی در جامعه ایران . رنگ باخته و خشونت و ادمکشی هرروز تشویق و ترغیب میشود بدا به حال ما که به این همه رذالت و جنایت عادت کنیم و بی تفاوت بخوانیم و بگذریم.
May 5, 2009 4:56 AM
آدمی که برای جان و روح کسی ديگه ارزش قائل نيست جونش ارزشی نداره اين مملکت هم زمانی درست ميشه که نظر اکثريت اعضای اين جامعه اعمال شه نه کسی مثل شما که بياد و فقط روی عقيده خودش پافشاری کنه
May 4, 2009 11:31 PM
ميدونی کی درست ميشه؟ که امثال تو عاقل بشن و يادشون نره که تازه از فيلترينگ در اومدن
May 4, 2009 6:52 PM
زهرا عزيز
دين اسلام واقعی همونيه که قانون سنگسار را داده يا اينکه مرد قيم و سرپرست زنش هست. اگه دنبال اون اسلام هم هستی اصلا نبايد انتظار داشته باشی که با عدالتی که الان مد نظرت هست جور دربياد
May 4, 2009 4:51 PM
با عرض پوزش از همه دوستان ولی ببخشید مخصوصا اون اقای ناشناس :اقای محترم این خانم مرتکب قتل شده دزدی که نیست زده یه ادم رو کشته متاسفانه مشکل ما اینه همیشه از این گناه ها به راحتی میگذریم من نمیگم اعدام درسته ولی این خانم مرتکب به جنایت بزرگی شده
.....اگه خانواده اش میتونستند رضایت بگیرند که خوب قضیه حل بود ولی نتونستند دیگه ..
May 4, 2009 4:21 PM
نبايد دين رو قاطی کرد
دين اسلام خوبه عاليه اما نه اينی که الان تو جا معه ی ماست چون اين دين فقط به دستور کسانی مثل خامنه اب و از اين قبيل ميگرده بايد دنبال دين واقعی گشت اگه پيدا کرديم و دلمونو زد اونموقع بايد شکايت کنيم
May 4, 2009 3:24 PM
شوکه شدم وقتی بی بی سی خبر رو گقت. با اعدام مخالفم اما بی خبر اعدام کردن دلارا خيلی کثيف تر از اونی بود که حتی از اين سيستم انتظار داشتم.
خيلی پست حتی برای اينها.
May 4, 2009 2:19 PM
دوستان فراموش نشودكه اين دخترموقع وقوع جرم هفده ساله بوده كاش اون دوست حقوق خوانده ما از تاييدبرونده درمحاكم ايران نميكفت ولااقل به قوانين بيشرفته دركشورهاي ديكر رجوع ميكردكه هفده ساله رانابالغ به حساب مياورند. تازه خداوكيلي ازراه بدربردن دختريابسرنابالغ دربعضي كشورهاكم ازجنايت نيست به خودمان بركرديم وكارنامه خودمان را هم ببينيم اصلا بااين رفتارهاي اجتماعيمان ما ميتوانيم قاتلان بالقوهاي به حساب بياييم رانندكيمان درخيابان ياخارج شهر تعامل با همسايه ها هركدام ميتونه تبديل به جرم سنكيني بشه . اصلا خوداين اختلاف شديد طبقاطي ساده نكري شديد مردم به قضاياي بيرامون خصوصا درموردخانمها كه خودش رو در قضيه قتل هاي سريالي قزوين داره نشون ميده كه جه راحت فريب ميخورند به هرحال را ه زيادي دربيش روداريم به اميد اباداني وبيشرفت ايران
May 4, 2009 11:50 AM
سلام.
باعرض پوزش از محضرعلما ميخواستم يک نکته ای رو بگم.
دوستان يادتون نره که پرونده دل ارا پرونده قتل بوده دو با در دادگاه کيفری استان و دو بار در ديوان عالی کشور مورد بررسی قرار گرفته. پرونده سياسی و دادگاه انقلابی نبوده که شتابزده و بدون رعايت تشريفات شکلی و ماهوی حکم داده بشه.
مطمئن باشيد اگر کمترين شکی در انتساب قتل به اين خانم بود. رای نقض ميشد. بنابراين احساساتی نبايد قضاوت کرد.
اما اگر قرار باشد اعدام زدائی شوداين کار قانونگذار است. وگرنه با قوانين موجود دستگاه قضائی کاری نميتونه انجام بده الا اينکه طبق قانون رای صادر کنه
و نهايتا اينکه طبق قانون جزا طفل دختر زير نه ساله بنابراين دل ارا در موقع وقوع قتل طفل نبوده ولی اجرای مجازات اعدام بايستی بعد از ۱۸ سال باشه به همين خاطر اجرای مجازات به تعويق افتاده.
خلاصه که ايرادات متوجه قوانين و فقه ماست نه دستگاه قضائی و منم با نويسنده موافقم که اگر قاتل دل ارای زيبای هنرمند نبود اعتراضات خيلی کمتر بود و اين يعنی اينکه ما خيلی مردم جو گير و احساساتی هستيم.
May 4, 2009 11:17 AM
من به مسئله اعدام از منظر حقوقي كار ندارم. اين كه خوبه يا نه. بايد باشه يانه. من معصوم جلوه دادن اين آدم و ديو نشون دادن خانواده مقتول مشكل دارم. همه مي دونيم تو اين مملكت بچه هاي زيادي هستن كه با وجود خيلي از مشكلات سالم زندگي مي كنن. نه نقشه قتل مي كشن نه دزدي اونم تو ۱۷ سالگي. با اين كارا ارزش درست زندگي كردن را زير سوال مي بريد. و اينكه شما را نمي دونم اما اگه منم كسي به مادرم چپ نگاه كنه مي خواد كم سن باشه مي خواد هنرمند باشه مي خواد هرچي باشه خودم با دستاي خودم خفه اش مي كنم. فقط قبل از اينكه اون دهنتون را باز كنيد كه هرچي دلتون مي خواد به اون دختر مقتول بگيد فكر كنيد يه نفر عزيزترينتونو كه فقط تو دنيا يه دونه اش ازتون گرفته اونم با نقشه قبلي و از روي عمد انصافا باهاش چي كار ميكنيد ؟
May 4, 2009 8:54 AM
دلارا رو ساعت ۷ غروب شب قبل از اعدام بردن از زندان بیرون و فقط خدا میدونه که این آشغالای دیو صفت تا صبح چه بلایی سر دختره بیچاره آوردن.ای خدا نگذر از اینها. دختره مقتول هایده ی شیطان رو به خاک سیاه بنشون.آخ که چه حرفها و چیزها پشت این داستانه و شما دوستان نمیدونید.کاش من این خانوادرو نمیشناختم جگرم اینقد نمی سوخت.دلارا رو مفت کشتن.....
May 4, 2009 4:30 AM
من از دوستانم و در جریان این حادثه ی شوم دلارا. دختر مقتول شیطانه.بی رحمه. سربازی که شاهده اعدام بوده الان تو بیمارستان رشت بستریه.چون از ناراحتی تشنج کرده.چون شاهده التماس های آخره یک دختره بی گناه بوده.اطمینان دارم روح مقتول هم راضی به این شقاوت نبوده.لعنت خداوند به هایده زن شیطان صفت. دوستان واسه آرامش خانوادش بويژه پدرش که حتی تحمل شرکت در تشییع جنازشو نداشت دعا کنید.دلارا بی گناه بود.افسوس و صد افسوس!
May 4, 2009 4:19 AM
لعنت به هایده دختر مقتول
که شیطان در جسمش حلول کرده.لعنت به دله سنگش که طناب دارو خودش گردن دلارا انداخت.
May 4, 2009 4:10 AM
سلام
شما رو بخدا يه كمي ريشه اي به موضوع نگاه كنيد ؛ دل آرا يا دل آرا هايي كه تو اين مملكت زندگي ميكنند كم نيستند و ازون بدتر اين افراد ساده گول چه دوست پسر نما هايي رو ميخورن قانون ميگه هر كي قتل عمد كنه مجازاتش اعدامه شواهدم كه همينو نشون ميداد حالا دوست پسر دل آرا بهش خيانت كرده اين مشكل از كجاست ؟ اصلا چرا دل آرا بايد با همچين آشغالي دوست ميشد؟كه بزنه پسر عموش رو بكشه اونم واسه دزدي ؟قبول كنيم كه امثال دل آرا در آتش بي فكري خود و خانواده هاشون ميسوزن وگرنه اصل اين ماجرا قابل پيشگيري بود.
من خيلي متاسفم.
May 3, 2009 5:25 PM
خبر رو که شنیدم واقعا شوکه شدم پیش خودم فکر می کردم خانواده مقتول رضایت می دن و ای کاش که داده بودن در کل باهات موافقم اما یه جورایی گیر کردم این وسط مسطا
May 3, 2009 4:07 PM
اين اولين نوشته از تو هست که ميخونم و خوشم نمياد! ببخش صداقتم رو ....نميدونم چرا در اين نوشته تو کسانی که برای حقوق بشر در ايران را فعاليت ميکنی رو زير سوال بردی؟ آدمهای بسياری برای اينکار هستند چرا تو هم ؟؟؟ کسانی هم که خارج هستند حالا برای نجات جان سالها فراری در خارج از وطن و دور افتاده از نزدیکانشان را تو در یکی دو کلمه اونور آبی و پتیشن و بیانیه امضا کن خلاصه کردی ....کاش این نوشته رو تو ننوشته بودی ....کاش یکی دیگه نوشته بود ولی تو نه!!! من ندیدم که انسان برای نجات جان یه انسان بیش از حد تبلیغ کنه ...هر کاری باز هم کمه مخصوصا ایران ...
جواب سوال آخری: هنوز خيلی مونده !!! حقوق بشر و مسلم که برای روشنفکرترين قشر ايران هنوز جا نيفتاده... وقتی جا افتاد امید هست ...ولی زودتر اصلا امیدی نیست ...اتفاقا من فکر ميکنم پدران و مادران به دليل اينکه در اين سيستم بزرگ نشدن کمی انضافشان بيشتر از اين نسل باشد ....
کامنتها نشون میده که اینجا انگار مردم ميترسند که اگر اعدام برداشته بشه ايران پر ميشه از بيجه ها....به کشورايی که سالهاست قانون اعدام درش برداشته شده یه نگاه کنيد ...به اونهايی که قوانين انسانی در مملکتشون اجرا ميشه در اونجا به انسانهايی که بدترين جرم رو مرتکب شدن هم به شکل انسان نگاه ميکنند ...چون حقيقت اينه!!!!!... آدمهايی که مريضند و ميتونند مرتکب جنايت بشوند!!!... ...! با انسانه برخورد کردن جامعه دچار هرج و مرج نمیشه ...قصاص قانون ایرانیها نیست ....قصاص یه ماده از مذهبییه که فعلا بر کشور حکومت میکنه .....ما پیشینه ای و سابقه ای به از اين داريم ....به ريشه برگرديم...خودمون رو بشناسيم
May 3, 2009 3:36 PM
اعدام!کلمه ای که نمی تونم بطور مطلق باهاش برخورد کنم و در حال حاضر بطور نسبی به آن می نگرم .بعضی وقتها دلم خنک می شود بعضی وقتها حالم گرفته می شود و بعضی وقتها نمی تونم در موردش نظر بدم و بايد مسئله رو از هر جهت بررسی کنم .اما موضوع اينکه در تمام جهاتی که مورد بررسی قرار ميدم مسئله احساسات بر مسئله عقل می چربه و اين باعث ميشه که من در اين مورد به نتيجه نرسم!توی ايران يک مسئله در نظر گرفته نميشه و اون روان يا بهتر بگم سلامت روان است!بعضی وقتها رفتارهايی مي بینیم که بطور قطع از يک آدم سالم انتظار نداریم.اگه به بعد روانی انسانها و قاتلين توجه بشه فکر ميکنم اوضاع بهتر بشه.البته نميدونم اين راه حلی برای توجيه اعدام نکردنه يا اينکه ما واقعا به اعدام کردن شک داريم!وبه عدم اعدام ايمان؟!
May 3, 2009 11:40 AM
شراگيم عزيز ..با وجود اينکه به شدت با خشونت و تلخی مخالفم اما دوست دارم چند تا نکته رو بگم..بهت پيشنهاد ميکنم حتما قبل از قضاوت راجع به اينطور اتفاقات خودت رو جای هر ۲ طرف بذاری...کامل حسشون کنی...مطمئن باش خدای نکرده...دور از شما.. اگر همين اتفاق برای شما می افتاد و از عزيزان شما به اون شکل پر پر ميشد اعدام رو کمترين مجازات براش ميدونستی..مطمئن باش هيچ قانون و کنوانسيونی ارومت نميکرد...دوم اينکه اگر قرار باشه با روش -اوا تو خيلی بدی..بد بد..-؛با اين افراد و امثالشون روبرو بشن از همين گل و بلبلی که هستيم هم اوضاعمون بدتر ميشه...
شک نکن؛ کسی که بتونه چنين کاری کنه در مورد کس ديگر هم ميتونه دوباره تکرارش کنه..و تصور کن اون نفر بعد يکی از عزيزان خودمون باشه...
اگر قرار باشه امثال بيجه و خفاش شب و ...ساقی شيشه و ..اعدام نشن پس میخوای کی بشه؟؟خيلی رمانتيک و صورتی فکر کردن با مسائل امنيتی(امنيت مردم)زياد به صلاح نيست...حالا که اعدام داريم وضع اينه...ببين اگر نباشه چيه؟؟حالا اينکه اين فرد گناهکار بوده يا نه..ما نميتونيم دقيق حکم بديم..لابد پرونده و کار کارشناسيش تاييد کرده...
در کل اين خيلی خوبه که شما از اعدام و خشونت بيزاری اما قبول کن قضاوت و اجرای عدالت خيلی پيچيده تره..
و ۱۰۰ البته که خيلی خيلی ناحقی ها هم ميشه...اما بی شک برای امثال بيجه...و.......................اعدام کمترينه کمترينه..کمترين..
ولی برای پسری از دوستان که برای دفاع از ناموسش .مردی رو که به مادرش تجاوز کرده بود رو از پا دراورد حقش نبود..
پيروز باشيد
May 3, 2009 7:36 AM
اول ماه می روز جهانی کارگر بر کارگران شریف ایران و همه مبارزین راستین راه ازادی زنان : دانشجویان و معلمان گرامی باد ...... زنده باد ازادی برابری .. مرگ بر جمهوری جنایتکار اسلامی.
May 3, 2009 5:44 AM
طبق امار رسمی ایران دومین کشور در دنیا است که بالاترین میزان اعدامها رو دارد اولین کشور چین میباشد . در رابطه با دلارا دارابی دختر ی که بیگناه اعدام شد بسیار نوشته اند . بیگناهان زیادی در سرزمین طاعون زده ایران که سیستم فاسد و گندیده قضایی حاکم بر ان خشونت و قصاص را ترغیب و تشویق میکند جان انسانها ارزشی ندارد تچربه نشان داده است که هرگز جنایت رو با جنایتی دیگر یاسخ دادن مشکلی رو حل نمیکنه وباعث کاسته شدن جرم و جنایت در جامعه نمیشود. بعنوان مثال در کشورهایی که باسیستم سوسیالیستی اداره میشوند و سالهاست که حکم اعدام در انها لغو شده به همان میزان جرم و جنایت هم درجامعه کمتر است . در سرزمینی که انسانها رو صرفا بخاطر عقایدشون اعدام میکنند دیگر چه جای گفتگوست؟؟؟ مجرمین هم قربانیان این سیستم فاسد هستند . این نظام یوسیده و فاسد جمهوری ننگین اسلامی است که باید در یک دادگاه مردمی برای ریختن خون صد ها هزار انسان بیگناه محاکمه شود. با کشتن دلارا ها هیچ مشکلی از جامعه حل نمیشود.
May 3, 2009 3:53 AM
فرض کن روزی صاحب دختری شدی که بیشتر از جان دوستش داشتی مثل خیلی از پدرها، دخترت نوجوان می شود و چنان در دل و زندگیت جا دارد که بی حد است. حالا فرض کن خدای نکرده زبانم هزار بار لال، گوش شیطان کر، بلاها به دور ، مرد دیوصفتی به او تجاوز و سپس او را به قتل برساند. قانون برایش حکم اعدام بدهد. باز هم می گویی اعدام نه؟ باز هم به آن مرد، همنوع می گویی؟ یا مثلا برایش زندانی ابد درخواست می کنی؟/ من تا بحال حسی مشابه خانواده مقتول نداشتم امیدوارم هیچ کس بخصوص شما نداشته باشد،ولی خانواده پرند پرچمی که دخترشان جزو قربانیان خفاش شب بود را از نزدیک می شناختم.این حس را درک می کنم و به نظرم اعدام لازم است( راجع به سن کم در زمان ارتکاب جرم بحث نمی کنم) منتها در کل نوشته تان منصفانه ترین نوشته ای بود که از طرف یکی از مخالفین اعدام دل آرا خواندم.
May 3, 2009 12:17 AM
اول از همه به نظر می یاد که ازدواج کردی که بهت صمیمانه تبریک می گم و دوم اینکه نمی دونم تاثیر اتنخاباته یا هر کوفت دیگه وبلاگت باز می شه کلی ذوق مرگ شدم و به جای شراگیم سابق یک مرد متاهل سر به راه پیدا کردم. هنوز فرصت نکردم بقیه پست هاتو بخونم اما این کارو خواهم کرد. در هر حال خوش باشی.
راستی این خانم شین هم اینجا رو می خونه؟
احتمالا همه رو توضیح دادی اما هنوز نخوندم
May 2, 2009 9:56 PM
دلارا نباید اعدام میشد چون در زمان وقوع جرم زیر ۱۸ سال سن داشت ..همین و نه بیشتر ...
اگه محازات هم سطح گناه نباشه تو این مملکت نمیشه روز روشن بیای بیرون ..
مجازات قتل عمد .اعدام باید باشد ..بی برو برگرد ..
May 2, 2009 8:59 PM
شراگیم عزیز شما حتما اطلاع داری که بنده وحضرتعالی در این مملکت زندگی می کنیم نه در سوئیس و دانمارک!
نمی دونم شما گذرت به محله های پایین شهر تهران رسیده یا نه؟
جاهاییکه برای دو تا بوقو و اشتباهی جلوی هم پیچیدن و ورود ممنوع آومدن قداره میکشند و با شمشیر سامورایی همدیگرو تیکه تیکه میکنن و فرض صاحب حق بودن برای افراد موجب مهدور الدم شمردن دیگری میشه!
شما با این اوضاع و احوال فرهنگی اجتماعی انتظار داری افرادی رو که برای کوچکترین دعواها و اختلافات به راحتی آب خوردن آدم می کشند رو که از قضا تعدادشون کم هم نیست مانند قوانین اروپایی به اشد مجازات حبس ابد محکوم کنند؟
یا کسی که ده تا دختر بیچاره رو دزیده و مورد تعرض قرار داده و زندگی اونها رو نابود ساخته تا حدی که یا دچار جنون شدن یا خودشونو کشتن به چه مجازاتی محکوم کرد؟
به نظر من حکم اعدام حکم منصفانه ای است برای اونهایی که حق زندگی رو از افراد بی گناه می گیرند
و اتفاقا به نظر من نه تنها باید خواستار لغو اون شد که باید برای اجرای عادلانه و قانونی اون پا فشاری کرد
در جاهایی از همین کشور تنها فرض شک کردن و سوءطن داشتن به یک زن که می تونه خواهر . مادر و یا همسر قاتل باشه کشتن اونو مجاز می کنه و سیستم قضایی به خاطر مصلحتهایی چون عرفهای قبیله ای و... از خون زنهای ی گناهی که به خاطر یک سوء ظن کشته می شن میگذره و یا با استناد به این که پدر در قتل فرزند خود قصاص نمیشه بسیاری از قتلهای خانوادگی مسکوت گذاشته میشه
من چند و چون پرونده دلارا نمی دونم اما اگر دلارا قاتل نبوده و به اشتباه اعدام شده نمیشه با استناد به اشتباه در انجام اجرای حکم ماهیت حکم رو زیر سوال برد
May 2, 2009 7:28 PM
شراگیم
دلآرا دیگر بدهکار کسی نیست. خانواده مقتول هم گمان نکنم زیاد خشنود باشند. در هر حال خویشاوند بودند. شاید اگر اینهمه سروصدا در پیرامون این داستان بلند نمیشد، شاید اگر استفاده سیاسی از این جریان قضایی نمیشد و شاید اگر خانواده مقتول حالا که اختیار بخشیدن یا اعدام او را داشتند ، اختیار زندانی کردنش را هم میداشتند! شاید دلآرا چند سالی در زندان میماند وسر آخر بخشوده میشد. قوانینمان پوسیده است و با این قوانین ماقبل انسانی چه توقعی از داغدیدهای میتوان داشت که قاتل مادرش را در آستانه معروفیت و محبوبیت میبیند. نگاهی تازه باید...
May 2, 2009 5:09 PM
کاملا موافقم برادر کاملا من مشکل تو تک تک الاغایی می بینم که تو طویله ای به نام ایران دارن نشخوار می کنند اصلا هم مهم نیست کی مراقب طویله است مهم الاغان که قانون طویله براشون مطبوعه
May 2, 2009 4:58 PM
قضاوت كار سختي است ... سخت است ... سخت اما نفرين بر آن سيستمي كه شش سال يك دختر جوان را در كابوس رهايي و اعدام پشت ميله ها نگه مي دارد و ناگهان صبحگاهي، حتي بدون اطلاع وكيل، در سلول را مي زنند كه پاشو بايد بميري ... بايد بميري ... بميري ... و مُرد :
http://mmoeeni.blogspot.com/2009/05/blog-post_7299.html
ه نظر من فضائي كه حول پرونده او ايجاد شد بيش از آنكه اخلاقي و انساني باشد برآمده از نوعي برداشت سانتيمانتال و تبليغاتي از حقوق بشر است. پرونده دلارا نمي توانست مصداق مناسبي براي حجم بي عدالتي و نقض حقوقبشري باشد كه جمهورياسلامي عامل آن است. پس چرا در چنين جايگاهي قرار گرفت؟ من دو دليل ساده دارم: ويژگيهاي جذاب ژورناليستي پرونده (دختر زيباي نقاش نوجواني كه مرتكب قتل شده) و ضعف تئوريك برخي وكلا و فعالان حقوقبشر!...........
متن کامل:
http://mokhaalef.blogfa.com/post-292.aspx
May 2, 2009 4:37 PM
من یه پیشنهادی برای جلوگیری از اعدام کودکان دارم:
فعالان مخالف اعدام کودکان یک دختر 15 ساله هنرمند (مثلا هنرپیشه فیلمهای آنچنانی) را استخدام کنند تا همین آقای خرمشاهی را با روشی وحشیانه به قتل برساند بعد طبق وصیتی از ایشان، دختر را آزاد کنند تا به هلند برود و فیلم بازی کند.
داشتن سابقه بیماری روانی، پررویی ذاتی، نداشتن بکارت، اعتیاد، داشتن همزمان 16 دوست پسر، سابقه دزدی و شرارت، از گزینه های انتخاب دختر قاتل باید باشد.
چطوره ها؟
البته هر کسی می تواند خودش یا یکی از اعضای درجه یک فامیلش را به عنوان مقتول پیشنهاد بدهد.
May 2, 2009 3:48 PM
اگه اعدام نكنند تعداد بيجه هامون زياد ميشه ملت اعتراض ميكنن كه چرا اعدامي در كار نيست؟ پس بايد وكلا و قضات محترم بشينن خونه هاشونو استراحت كنن.منظورم اين نيست كه حتما بايد اعدام بايه يا بر عكس.بلكه ميخوام بگم مردم در هر صورت اعتراض دارن .از اين بع بعد بايد از مردم اجازه گرفت كه ايا ميشه فلاني رو اعدام كنيم؟ اجازه هست؟ شما خوشتون مياد؟
May 2, 2009 3:37 PM
هيچوقت نميتونيم درست قضاوت كنيم مگر اينكه خودمون توي اون شرايط قرار بگيريم .شما خودت تصور كن يكي از خانواده مقتولي.ايا باز هم به همين سادگي ازش ميگذري؟ ديگه اونوقته كه اون هزارتا كتابي كه در باب انسانيت خوندي هم كمكت نمياد اصلا روشنفكري برات يه چيز مسخره ميشه ...
May 2, 2009 3:30 PM
با حرف اون آقا که تو تاکسی بوده موافقم چون هنوز نسل انقلاب هست و مطمئناً فعلاً انقلاب دیگه ای نمیشه.
May 2, 2009 3:11 PM
مملکت وقتی درست ميشه که ديگه ايدئو لوژی ومذهب جايی در سيستم اداره کشور نداشته باشن.....
May 2, 2009 2:25 PM
این لینکو ببینین ...
http://www.cloob.com/club/post/show/clubid/52817/topicid/1868050
May 2, 2009 12:44 PM
حالا اگر به جای دلارای هنرمند! یک پسر علاف ِ بیکار که بقیه ازش دل آنچنان خوشی نداشتند این کار روکرده بود و اعدامش می کردند ...اینهمه اعتراض می شد به اعدامش؟...دختری که توی 17 سالگی تونسته همچین کاری بکنه به نظر شما آدم خطرناکی نمی تونه باشه؟...نمی شه یک آدمی هنرمند باشه و اصلا کلی کمالات داشته باشه اما روانی هم باشه و البته خطرناک برای این جامعه!...این که مجازات اعدام کلا عادلانه نیست بحثی جداست..و البته بستگی زیادی به فرهنگ جوامع داره.... توی کشوری مثل کشور ما با این قوانین بی سروسامانش اگه حکم اعدام برداشته بشه...و به جاش حبس ابد مثلا بیاد رو کار...با این حجم وسیع رشوه گیری و هزار جور کثافت کاری دیگه که طرف اگه بدترین کار رو هم انجامداده باشه واصلا یک قاتل بالفطره هم باشه با پول و وکیل گردن کلفت و دم این و اون رو دیدن بعد از 4-5 سال می یاد بیرون و دیگه خدا به داد این مردم برسه...نمی دونم...شاید اگه تو این جامعه بزرگ نشده بودم...و اکثر ما! که ادعای فرهنگ و دین و هزار چیز دیگر رو داریم مردمانی (ببخشید که این را می گویم) نیمه وحشی و نیمه امل و احمق و بی سواد! نبودیم که فقط ادعای فرهنگ گذشته مان را داریم ...اینجور حرف نمی زدم وفکر نمی کردم....متاسفم....
May 2, 2009 12:34 PM
متاسفانه جوونای مملکتمون هم دارن مثل سران میشن!!!! یه مشت آدم انتقام جو و خون طلب!!!!!
اینا نمی خوان متوجه بشن که اعدام پایان ماجرا نیست!!!!! نمی فهمن که با اعدام نه تنها مشکلی حل نمیشه بلکه ....
متاسفم واسه این خوی درنده!!!!
راستی اون لینکی که تو آدرس دادم ببین!!!! در مورد اعدام اون 5 تا مردیه که تجاوز می کردن و.... . نظر ملت رو بخونی متوجه میشی کجا و میون کیا داریم زندگی می کنیم ....
May 2, 2009 12:29 PM
سلام از حال و احوالات خانم شین خوبه ؟
در مورد اعدام به نظرم باید توی شرایطش قرار بگیری باور کنید همون هایی که مخالف اعدام هستند اگه یه زمانی خودشون توی همچنین شرایطی قرار بگیرند مثلا به یکی از اعضای خانوادشون تجاوز بشه هیچ دلیلی رو برای خودشون قاتع کننده نمیبینند در نتیجه اونها هم یه زمانی به اعدام پاسخ مثبت میدند هر چند که هنوز هیچ کدوم از مخالفون در این شرایط قرار نگرفتن
شاد و پیروز باشید
May 2, 2009 12:11 PM
در جريان جزييات اين پرونده نيستم، نامه خانواده مقتول رو در اعتماد ملي خوندم، منكر بيعدالتيهاي سيستم قضايي اصلا و ابدا نيستم، بين جرم غير عمد و عمد فاصله زيادي قايلم و ... اما در مواردي كاملا با حكم اعدام موافقم.
May 2, 2009 11:43 AM
اين مملكت كي درست مي شه؟ هر وقت تكليف روشنفكري درست بشه. هر وقت تكليف آدما با خودشون روشن بشه. دل مي سوزونيم به حال پسرك گلفروش كنار خيابون و وقتي همون آدم بزرگتر شد و شد بيجه مي گيم بايد اعدام بشه.
هنوز نمي فهميم و بعضي چيزا رو بدون اعتقاد و براي در آوردن اداي روشنفكري قبول يا رد مي كنيم. نمي شينيم يه بار فكر كنيم و ببينيم واقعا با اعدام چه زير 18 چه بالاي 18 موافقيم يا نه و چرا؟
May 2, 2009 11:26 AM
الان این بحث خیلی داغه که سن بلوغ چه زمانیه؟ ۹ یا ۱۵ یا ۱۸ سال.بدبختی اینه که قوانین اسلام رو تو عربستانی نوشتن که سرای ۱۵-۱۶ ساله ۴-۵ تا بچه دارن و دخترا از ۹ سالگی به تولید مثل می افتن.اما این قوانین با شرایط فعلی ایران که دخترای ۱۵ساله عروسک بازی میکنن و پسرای ۱۸ ساله بیکار و دست به جیب بابایند سازگار نیست و باید درست بشه.
من خودم با اعدام مخالف نیستم.به نظر تو اون یارو که دیروز اتفاقا همزمان با دلارا اعدام شد و به بچه ها تو اصفهان تجاوز میکرد نباید اعدام بشه؟؟؟
May 2, 2009 11:22 AM
با اجازه شراگیم جان..برای اینکه افراد بیشتری استفاده کنند.
لینک بالاترین:
http://balatarin.com/permlink/2009/5/2/1579668
May 2, 2009 10:56 AM
با اجازه شراگیم جان..برای اینکه افراد بیشتری استفاده کنند.
لینک بالاترین:
http://balatarin.com/permlink/2009/5/2/1579668
May 2, 2009 10:56 AM
اینم اضافه کنم،
کی بعد از شیش سال همش با کابوس اعدام دست و پنجه نرم کردن، خوش و خرم از زندان می یاد بیرون؟
زندان اصلا مدت خیلی کمش روحیه ی آدم رو خراب می کنه...کسی واقعا نمی گفت دلارا نباید مجازات بشه. دلارا اگه شریک جرم هم بود،الان جای اون پسر باید ده سال تو زندان می بود.
ولی من فک می کنم این خونواده خوش و خرم تر بودن که فکر کردن الان این دختر خیلی شادی زده زیر دلش لابد تو زندان و بسشه دیگه !
الان هم وبلاگ وارش رو خوندم. این هم منبع موثق که شروطشون اجرا شد و پدر دلارا هم نامه نوشت.
May 2, 2009 10:36 AM
پرونده ی دلارا به خاطر قتلی که زیر 18 سال مرتکب شده، یه توجه ویژه ای داشت. و کسانی که مخالف اعدامن یه طرف، و یه بخشی هم تلاش برای متوقف کردن اعدام زیر 18 سال بود.
به علاوه که این پرونده همچنان ایراداتی داشت که هیچ وقت ارزیابی نشدن و یه مانور زیادی هم روی ایرادات پرونده بود.
درباره ی خانواده ی مقتول هم، شرط هایی که گذاشته بودن همه انجام شد. اگه اشتباه نکنم حتی پدر دلارا نامه نوشت براشون...البته از منبع این آخری مطمئن نیستم !
من از این خونواده ی مقتول خیلی بدم اومده. طوری از سیستم قضایی ایرات تعریف می کردن و اینکه این همه قاضی رای دادن به این حکم پس درسته، که انگار اصلا توی باغ نیستن ! اونم با اون ادعای طرفدار حقوق بشری شون. همینجوری خبر مرگ می یاد از زندان ها که فلانی و فلانی و فلانی مردن توی زندان فلان...از اونور یه آدمی رو که تجاوز کرده ول می کنن تو خیابون، دختر عقب مونده ای که بهش تجاوز شده دار می زنن ! بعد اینا می گن سیستم قضایی سالم و منصف کشور عزیزمان اثبات کرده است !
من می فهمم که این ها هم مادرشون رو از دست دادن و این غم بزرگیه. اما حقیقتا اگر شاید به فرض یه آدم چهل ساله این قتل رو کرده بود، اینقدر هیچکس حساس نمی بود...هرچند نمی گم بی اهمیت بود. ولی به خاطر اشتباه یه نوجوون 17 ساله، با کلی ایراد توی پرونده، حاضر شدن قصاص کنن.
من الان پر فحشم برای این خانواده ی مقتول ! واقعا نمی دونم الان احساس کردن دیگه همه یاد می گیرن بهشون به چشم همدرد نگاه کنن؟ خوب درسی دادن واقعا.
May 2, 2009 10:29 AM
چرا که نه؟
مطمئناً اگر قرار باشد جامعه روشنفکری/مخالفین اعدام/فعالین سیاسی و حقوق بشری/ ...
با رسانهای کردن اعدام بیجه از او حمایت کنند به ترکستان میروند.
اگر قانون اعدام کردن با توسل به آمار و احساسات مردم یک درجه سختتر شود،
اعدام امثال بیجه هم نیم درجه سختتر میشود و در آمار نیز میگنجد.
May 2, 2009 10:15 AM
شاید مشکل در مورد دلارا این بود که زیادی رو جنسیت و هنرمند بودنش مانور دادن و همیشه اینجا ثابت شده سروصدای بیش از اندازه در مورد مسئله ای راه انداختن جواب عکس میده. اما وحشیانه ترین قسمت ماجرا دیر خبر دادن به پدر و مادرش بود که حتی نتوستن بچه اشون رو قبل مردن ببینن. چه شب بدی رو گذروند دلارا!
May 2, 2009 9:54 AM
منم همش به اين فكر ميكنم كه چطور يك دختر 17 ساله مي تونه به قتل يه نفر ديگه فكر كنه و نقشه اونو بكشه حتي اگه واقعاً قاتل اون نباشه .چطور تو اين سن كسي كه نقاشي ميكرده ، پيانو مينواخته به همچين چيزي فكر كرده يا حتي باهاش موافقت كرده... برام قابل درك نيست مخصوصاً كه با اين آدم خصومتي هم نداشته.
ولي به هر حال اي كاش خانواده مقتول گذشت ميكردند ، گرچه نميتونم خودمو جاي اونا بزارم ....
اي كاش زماني برسه كه آدما به كشتن همديگه فكر نكنن...
May 2, 2009 9:14 AM
جايی که ادم کشتن مثل له کردن مورچه زير پا است پس نميشه دنبال ارزشهايی ادمی گشت. انگاری عده ای با کشتن ديگران حس وحشی گری و حيوانی خودشون را غذا ميدن
هيچ چيزی در اون جامعه تغيير نخواهد کرد تا زمانی که مردم خودشون را و نگرشها و فرهنگ ( اگه ازش چيزی مونده باشه) تغيير بدن. وقتیبیشتر ادمها از صبح تا شب دنبال نون هستند و حاضرن با هر کلکی شده و کلاه سر هم گذاشتن نيازهای خودشون را براورده کنن نديگه زياد هم نميشه انتظار داشت فکر تغيير حاکميت باشن و سران کشور هم به خوبی می دونن که بايد مردم را گرسنه نگه دارن تا مردم همش به حواشی فکر کنن
May 2, 2009 4:58 AM
ببخشید... یادم نبود که طبق اسلام دخترها از 9 سالگی بالغ حساب می شن... حرفمو پس می گیرم!
May 2, 2009 3:51 AM
دلیل اصلی خاص شدن پرونده ی دلارا و اعتراضهای زیاد به اعدام اون، اعتراض به "اعدام" به طور خاص نبود. اعتراض به نقض صریح قانون خود جمهوری اسلامی بود. اعتراض به اجرای حکم اعدام برای جرمی که از نظر حقوقی، یک کودک مرتکب شده بود (اگر فرض کنیم که اون مجرم اصلی بوده باشه)! اینکه مجازات اعدام حذف شدنی هست یا نه یک بحث کاملا" مجزا از این مورد هست و موافقها و مخالفهای خودشو داره. اما اعدام یک انسان به خاطر جرمی که در سالهای زیر سن قانونی انجام داده، صریحا" در قانون مردود هست. با این حال...
سلام
شرط اول در مخالفت با اعدام اينست که مخالفت با خشونت در خود ابراز کننده اين نظريه نهادينه شده باشد.
شما نظرات طرفداران دل آرا را بخوان همينطور بسياری از سايتهای مخالف اعدام
خشونت در آنها موج ميزند.
دقیقا نشان میدهد که اکثرشان واقعا با خشونت و اعدام مخالف نیستند .
May 27, 2009 1:22 PM