امروز تهران کاملا چهره یک شهر جنگ زده را داشت...گویی سردمداران سرکوب تجمع امروز را تنها شرط بقای خود میدانستند و از تمام پتانسیل خود استفاده کرده بودند...دود غلیظی همه جا را پوشانده بود و حداقل سه هلی کوپتر در فاصله کمی از زمین بر روی سر مردم پرواز میکردند...دهها هزار نیروی پلیس و نیروهای ویژه سپاه و همچنین دهها هزار نیروی لباس شخصی مجهز به باطوم و بعضا اسلحه میخواستند هر طور که شده این اعتراضات را یکبار برای همیشه خاموش کنند...نزدیک ساعت 5 بود که سعی داشتیم از سمت امیرآباد به سمت میدان انقلاب برویم...از بالای پارک ملت گارد ضد شورش خیابان را بسته بود و جمعیتی معادل سه – چهار هزار نفر در خیابان کارگر شمالی تا چهار راه امیر آباد به طور پراکنده اقدام به شعار دادن و بعضا سنگ پرانی میکردند...تقریبا هر چند دقیقه یک گاز اشک آور به سمت جمعیت شلیک میشد که بلافاصله در جویهای آب انداخته میشد و یا به سمت نیروهای مستقر در چهار راه مجددا پرتاب میگردید...بعد از حدود نیم ساعت درگیری که گاه پلیس ضد شورش هجوم می آورد و جمعیت به عقب فرار میکرد و گاه جمعیت با سنگ پلیس را به عقب میراند کم کم جمعیت اضافه شد و با یک یورش دسته جمعی تمام نیروهای ضد شورش مستقر در چهار راه فاطمی پا به فرار گذاشتند و تقریبا تا میانه های خیابان عقب نشینی کردند... صحنه ی دیدنی ای بود که چطور با یک یورش سی – چهل نفره از جوانان تقریبا همین تعداد پلیس مستقر در چهار راه باطومها و بعضا سپرهای خود را رها کردند و به سرعت به عقب فرار می کردند...اما چیزی نگذشت که نیروهای کمکی از راه رسید و مجددا چهار راه به تصرف نیروهای پلیس و لباس شخصی در آمد...مشکل اینجا بود که آن سه چهار هزار نفری که بالای میدان بودیم به جز آن یک بار که نمیدانم چه شد که تعدادی یکدل شدیم و همه با هم یورش آوردیم اما هیچ کدام به دیگری دلگرم نبودیم...یعنی وقتی می دیدیم بیست سی موتور سوار دارند از پایین به بالا می آیند مثل گله ی آهو یکدفعه ترس همه را میگرفت و با اینکه از نظر منطقی تعدادمان خیلی بیشتر بود اما فرار میکردیم و میشدیم یک لقمه چرب و نرم برای ضربات باطوم آقایان...من و خانم شین داخل پارک پناه گرفتیم... تصمیم داشتیم به هر نحو شده به سمت انقلاب برویم تا اگر جمعیت انجا بیشتر بود به آنها بپیوندیم...در تمام مسیر از اول بلوار کشاورز تا میدان انقلاب کنترل دست نیروهای پلیس و لباس شخصی ها بود...ظاهرا به عابرانی که مثل ما با سرعت رد میشدند کاری نداشتند اما هر از گاهی کسی را که دلشان میخواست مورد نوازش قرار میدادند...از میدان انقلاب به سمت آزادی اما صحنه ها تکان دهنده بود...دهها لنگه کفش زنانه و مردانه به جای مانده در کنار خیابان نشان از درگیریهای شدید و فرار جمعیت داشت. در کوچه ها و خیابانهای منتهی به خیابان آزادی همچنان درگیری ها ادامه داشت...تمام سطح زمین پر از تکه های سنگ و خرده های کاشی خیابانها بود...نیروهای تازه نفس حکومتی در کوچه و خیابانهای اطراف به تعقیب و گریز ادامه میدادند و نیروهای ذخیره و یا نیروهایی که خسته تر بودند در خیابان اصلی که خلوت تر بود موضع گرفته بودند...در خیابانی نزدیک چهار راه پپسی کولا یک سنگپرانی تمام عیار ادامه داشت...بارانی از سنگ بود که بر سر نیروهای ضد شورش که زیر سپرها پناه گرفته بودند می بارید...تقریبا تمام سطلهای زباله را برای مقابله با گار اشک آور سوزانده بودند...در ساختمانی مسکونی نزدیک پل یادگار امام بسیجیها به داخل رفته بودند و در را از پشت بسته بودند...از داخل پارکینگ صدای جیغ و داد چند زن و البته فحاشی نیروهای حمله کننده به ساختمان می آمد...مردمی که در پیاده رو ها حرکت میکردند جلوی در ایستاده بودند و سعی داشتند در را باز کنند و به داخل بروند که با یورش نیروهای انتظامی از بیرون مواجه شدند...صحنه دلخراشی بود...سر چهار راه نواب یک وانت سیاه مخصوص یگان ویژه ایستاده بود که پشتش یک کپسول بسیار بزرگ شبیه کپسولهای گاز قرار داشت و چیزی شبیه مشعل هم در دست افسری بود که پشت وانت ایستاده بود...آدم را به یاد دستگاههای آتش افکنی می انداخت که نازیها در جنگ جهانی دوم استفاده میکردند...باطوم های برقی و دستگاههای شوک دهنده و تفنگهای ساچمه ای شبیه آنچه در بازی پینت بال استفاده میشود به تعداد زیاد در اختیار نیروهایی قرار داشت که در استفاده از آنها لحظه ای درنگ نمیکردند...در تمام طول مسیر تا میدان آزادی به جز تجمعات پراکنده معترضین به خصوص در کوچه ها و خیابانهای منتهی به خ آزادی مورد دیگری مشاهده نمیشد...یک جا لاشه موتور سوخته ای هم روی زمین بود که معلوم نبود موتور نظامی ست یا متعلق به مردم است...میگفتند در میدان توحید دو دستگاه ماشین یگان ویژه را آتش زده اند...در لاین غرب به شرق تردد کند خودروها در جریان بود اما لاین بی آر تی و لاین شرق به غرب را بسته بودند و کل خیابان جولانگاه موتورسواران یگان ویژه و چماقداران بسیج بود...حتی درهای مترو خیابان آزادی هم امروز بسته بود...خانمی میگفت که در خیابان نوفل لوشاتو واقع در جمهوری هم درگیری شدیدی بین مردم و نیروهای سرکوبگر وجود داشته و همین وسعت درگیریهای امروز تهران را نشان میداد...هیچکس نمیتواند حدس بزند درگیریهای امروز چند نفر کشته و یا زخمی داشته است...صدای تیر اندازیهای پراکنده از همه جا به گوش میرسید...ما تقریبا ساعت شش به میدان انقلاب رسیدیم و نمیدانم اصلا تجمعی در خیابان آزادی شکل گرفته بوده و یا از همان اول مردم را دسته دسته به کوچه ها و خیابانهای اطراف تارانده و متفرق کرده اند...اما بنا بر شنیده ها ظاهرا آقای موسوی در ابتدای خیابان جیحون برای مردم سخنرانی کرده اند و این نشان میدهد که جمعیت حداقل برای ساعاتی انسجام داشته و بعد از رفتن آقای موسوی یا خود خواسته و یا تحت فشار نیروهای دولتی پراکنده شده اند...به هر حال وقتی ما به میدان آزادی رسیدیم ساعت نزدیک هشت شب بود وآنجا هم تقریبا به طور کامل در دست نیروهای انتظامی و بسیج بود...
از دید من رژیم امروز با اینهمه نیرویی که به میدان آورد توانست از مردم تا حدودی زهر چشم بگیرد...فکر میکنم امروز خیلیها از ترس درگیری نیامدند...خیلیها هم موفق نشدند که خود را به میدان انقلاب و خیابان آزادی برسانند...تقریبا تمام خیابانهای اصلی و فرعی منتهی به میدان انقلاب را بسته بودند...حکومت نشان داد که برای مقابله با معترضان خیابانی جدی ست و حاضر نیست که به سادگی کنترل خیابانهای پایتخت را واگذار کند...حالا نوبت مردم است...باید دید که قدم بعدی مردم چیست...اتفاقات روزهای آینده تعیین کننده خواهند بود...
پ.ن: همچنین باید دید جهان چگونه با این کودتای تمام عیار سپاه و بسیج برای قبضه کردن قدرت در ایران کنار خواهد امد...
درتاریخ شنبه 23/3/88اخبار ساعت 14آقای حیاتی گفتند رهبرپیام مهمی به مناسبت انتخابات داده اند که به محض دریافتبه سمع نظر شما میرسانیم این درحالی بود که رای آقای احمدی نزاد 21میلیون و آقای موسوی 11میلیون بود در ساعت16برنامه ها قطع و خبر پیروزی احمدی نزاد داده شد وسپس پیام رهبر که 24میلیون رای با شرکت بیش از80در صدمردم در انتخابات را تبریک گفته بود حالا سوال اینجاست که اگر پیام رهبر در ساعت 14صادر شده وی از کجا نتیجه ی انتخابات را میدانست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
June 28, 2009 12:57 AM
من هم یک بسیجی اصفهانی هستم من هم موافق سر سخت عدالت اقای میر حسین هستم این خود مردم هستند (البته بعضی از مردم) تعصبشان جای عقل را گرفته امیدوارم همه چیز را به یک چیز نسبت ندهید.به امید پیروزی مردم عدالت خواه ومدال شجاعت به مردم عدالت خواه داده شودانشاء
June 28, 2009 12:36 AM
سلام خسته نباشيد همه با اين نظرات روشن فكرانه.فقط آرزو مي كنم ايران به دست كسي افتد كه عاشق قدرت-ثروت-دروغ گويي-خود بزرگ نمايي-به دنبال هاله ي نور-گفتن اسم كوچك از زبان طفل بيگانه نباشد.اين دفعه سكوتمون نشانه ي رضايتمون نيست و فقط خواهان آزادي اي كه فقط حسرتش را مي خوريم هستيم ما نداهاي ايران ايم.
June 24, 2009 4:04 PM
سلام به دوستان!اولین خواهشم اینه که قول بدین با افرادی که هم سطحتون نیستن سر بحث باز نکنید.دومین خواهشم اینه که دیگه گول این عوضیا رو نخوریم ودیگه نه رای بدیم ونه کوچک ترین همکاری باهاشون داشته باشیم.ارزش شما دوستان من بالا تر ازین حرفاس که با یه حیوون(بسیجی)دهن به دهن شین.ممنون.
June 24, 2009 2:01 PM
یک پیشنهاد دارم برای ادامه مبارزه همه با هم قرار بزاریم که کالاهای دولتی رو نخریم همه مردم،مثل شیر پگاه البته مثال زدم
June 24, 2009 12:28 AM
من فکر میکنم دور از جایگاه طرفداران موسوی باشه که با آدمهای کوچک مغزی مثل بسیجی اصفهانی یا ناشناس و امثال اینها بحث کنند یا مثل اونا حرف بزنن،مگه نه؟
June 24, 2009 12:22 AM
سيب زمينی واسه چند چيز بده از جمله سايز مغز.يه بخشش حذف شده بود .به حساب اندک آی کيوم نگذارين .
June 23, 2009 6:10 PM
ناشناس بابايی تو مثل اينکه خيلی سيب زمينی خوردی ها چيز بده ازجمله سايز مغز . کميت آی کیو مهم نيست مهم اينه که در چه راهی به کارش بيندازي و خرجش کنی .
ببينم تو هم نکنه يکی از همون نخبه هايي هستي که وقتی بشون ميگن how are you اول سر تکون ميدن يعنی چی گفتی بعد ميگن yesو بعدش هم مثل خروس بيمحل ميگنhappy new year
در ضمن هميشه سالها بعد از يك كودتاي ننگين معلوم ميشه كي بازيچه شده .
فهم و درك جنابعالي هم از روي پيامهاي قبلي رويت شد .برو بقيه سيب زميني هاتو بخور.
June 23, 2009 6:07 PM
* ذهن نادان همانند مردمک چشم است هر چه بیشتر بر آن نور بتابانی تنگتر میشود *
مصداق امثال " ناشناس"
June 23, 2009 2:24 PM
متاسفانه کمه. چون من هم برای اطلاعتون عرض میکنم IQ من بیشتر از شماست!
ولی فعلاً بحث IQ نیست، بحث فهم وو درک آدمهاست که شما ظاهراً به لطف بازیچه ی یه عده فرصت طلب شدن از دستش دادین !
June 23, 2009 12:35 PM
خدمت ناشناس عزيز من تازه از بيمارستان مرخص شدم کليه ام رو عمل کردم .حق ندارم پيام بذارم ؟اصلا گيرم که بيمارستان هم نبودم .همه حق دارند حرفشون رو بزنند .برای اطلاعات شما آی کيو من ۱۱۸ است .خيلی کمه نه ؟خودمم ميدونستم .شرمنده.
June 23, 2009 12:01 PM
آی کسی که گمان میکنی آن دروغگویی که سنگش را به سینه میزنی با همه حامیان دروغگو تر از خودش پیروز این انتخابات بودند،پس چرا چماق این مونس هر روزت را به دیدارمان میفرستی؟
June 23, 2009 2:12 AM
قلبم از تپش ایستاد از این همه شقاوت .ندا ونداها به کدامین گناه پرپر میشوند؟ کاش آنکه خفته در خوش خیلی خویش بداند که ما هستیم تا ابد تا آنروز که تو نباشی
June 23, 2009 2:05 AM
جانمی بسیجی...خوب لج این یاوهگویان را دراوردی...از ترس نمی دونن چی بگن...بزار اینقدر بگن تا بترکن
June 23, 2009 1:36 AM
من میخوام برم تو facebookبا کلمه ی نامید کننده ی The page cannot be displayedمواجه میشم دوستان من باید چه کنم؟
June 22, 2009 9:38 PM
به خدا به حال ندا غبطه می خورم . خوش به حالش که راحت شد. تحمل دنیا خیلی سخته. اونم وقتی ایرانی باشی
June 22, 2009 8:29 PM
مختون کوچیکه به خدا! چی میگی بابا؟! خودت می فهمی؟
بسیجی اصفهانی مال صد سال پیشه باهوش هنوز جواب اونو میدی؟!؟ آی کیوی تو چی؟ داری؟
June 22, 2009 6:53 PM
بسيجي اصفهاني تو يا :
1-زيادي مفت خوردي هار شدي .بپا يهو نتركي .
2-كوري كري نميبيني نميشنوي .
3-آي كيوت زير بيسه .و پنجه.
4-از بس زدي و كشتي و خون ريختي سلاخ تمام معنا شدي .
لازم نكرده بياي تهرون ههپالگيات هستند قلب ندا رو نشونه بگيرن .ولي ما نداي ندا راشنيديم با گوش جان .
اگه خواستي بياي تهرون هم حرفي نيست .جرئتشو داري بياببين تهروني ها چهكارت ميكنن.
سيب زميني ها تو خوردي ؟.ديدي فيلم ديدار عزيزت رو با مدودوف .
!how are you ?yesهرچند براي تو چه فرقي ميكنه .تو هم بودي همينطوري جواب ميدادي .
June 22, 2009 6:22 PM
ببخشید من چند تا سوال دارم:
1- واقعا مگه مطمئنین که خیانت شده؟ حدس میزنین دیگه، پس منتظر شین بررسی کنن
2- آقای خامنه ای چه جوری اجرای عدالتو ناممکن کرد که من متوجه نشدم؟!؟
3- یعنی چی خب؟ منظورت اینه که بگیم آقای موسوی عزیز شما بیا رئیس جمهور شو ملت(بخش کوچکی از ملت) راضی شن دیگه وحشیگری درنیارن؟!؟
4-یعنی شما خودت مراقبی دنیا و آخرتت...
5- نمردیم و معنی رفتار کثیف رو فهمیدیم دیگه؟!؟
June 22, 2009 5:13 PM
1- مسئله مير حسين نيست. مسئله حق است. اگر در راي ما به احمدي نژاد هم خيانت شده بود همين قدر اعتراض مي كرديم.
2- ما داد به دارس برديم. ولي آنجا زخم عطار از همه چركين تر بود. آقاين جنتي و يزدي قبل از انتخابات و آقاي خا... بعد از اجراي عدالت در اين دادگاه را غيرممكن كرد.
3- قدرت شيرين است و لابد بعضي ها براي رسيدن به قدرت كوتاه نمي آيند. بنابراين بد نيست آن ها كه با يا بي عمامه به خدا نزديكترند به نفع مردم از قدرت بگذرند و تا خون و خونريزي متوقف شود و آرامش بازگردد.
4- دوستان عزيزي كه تهديد به جويدن خرخره ما مي كنيد. يادتان باشد سلطه طلب ها هرگز در طول تاريخ به ابزارهايي كه آن ها را به قدرت رسانده اند وفا نداشته و قربانيشان كرده ان. ما دلمان نمي سوزد. در هر حال به زعم شما جايمان جهنم است و دلمان به اين خوش كه آزاده زيسته ايم. شما مراقب باشيد دنيا و آخرتتان با هم به باد نرود.
5- همه بايد بيشتر فكر كنيم. هم حاميان موسوي و هم حاميان احمدي نژاد. چرا كسي به رفتار عجيب و در عين حال كثيف صدا و سيما در اين مقوله فكر نمي كند.
June 22, 2009 2:21 PM
مي بخشيد بعد از پيروزي چه کسي مي خواهد قدرت را به دست بگيرد مير حسين که دنبال رياست جمهوري است ولي بقيه مقامات را چه کسي مي خواهد بگيرد براي ما چه اتفاقي مي خواهد بيافتد؟
June 22, 2009 12:59 PM
خانمها، آقایون!
میشه یکی واسه من این پیروزی نهایی که میخواین بهش برسینو توضیح بده؟؟
آخه یکی بگه شماها چی میخواین؟! میخواین به چی برسین؟
June 22, 2009 12:19 PM
واقعا برای این جوانان ساده دل که گول سادگی خود را می خورند باید غصه خورد
که هنوز نمی توانند تشخیص دهند مافیای ثروت از هر وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند
اندکی به خود بیایید وببینید اطرافتان چه خبر است .
June 22, 2009 9:21 AM
(هنوز نظر قبلی منو نذاشتهD:)
واقعا که، چرا انقدر راحت بازیچه میشین؟! اگه اعتراض به انتخابات دارین بدین بررسی کنن، اگه دادین پس دیگه دردتون چیه؟!
اگه اعتراض ندارین که پس باز هم بشینین سر جاتون!
اقلا یه بهانه منطقی تر واسه اعتراض به حکومت پیدا کنین!
اون کسی که این شر مسخره رو بپا کرده مسئول این کشته شدناست، درسته؟
مطمئن باشین که هیچ خری در مقابل حمله یه عده نمیشینه نگاه کنه. شما که دم از اسلام میزنین نمیدونین حفظ جون واجبه؟! خب وحشی گری درنیارین که بقول خودتون به شهادت نرسین!(D:)
June 22, 2009 8:42 AM
ما بازیچه دست کسی نیستیم. ما از این همه دروغ و ظلم و تقلب و آدم کشی خسته شدیم.
June 22, 2009 8:26 AM
جوانان ایرانی بازیچه دست رفسنجانی و موسوی نشوید . کجایند خودشان هرجا میروند یک گردان محافظ دارند. گناه آنان کمتر از دیگران نیست با این کارها میخواهند گذشته خودشان را پاک کنند.
June 22, 2009 8:04 AM
۳ روز عزای عمومی که آيت الله منتظری اعلام کرد فرصت خوبيه برای اين اعتصاب
June 22, 2009 5:21 AM
همش دروغه می خوان با این کاراشون کارای رفسنجانی رو روپوش بذارن
June 22, 2009 3:53 AM
همش دروغه می خوان با این کاراشون کارای رفسنجانی رو روپوش بذارن
June 22, 2009 3:52 AM
مهم:این مقاله را با عنوان :علت اختلاف رهبر با رفسنجانی : را که در گوگل فیلتر شده بهر صورتی که شده بخوانید.
June 22, 2009 1:25 AM
معلیکم
لیدیز اند جلتنمن
پلیز ادامه بدین دیس تظاهرات
آی حمایت یو از مای سیتی
دیس رژیم ایز دمیج اند وی وین
:.
انگلیسی نوشتم تا همه بفهمن چی گفتم :دی
:.
پلیز آدرس این برادر سهیل...میخوام یه سری بحثای پوپولیستی باهاش انجام بدم و به راه راست هدایتش کنم...
June 22, 2009 12:49 AM
kamran
دوست گرامي
سيستم آموزشي و اداري در كشور ما توسط مشاوران از كشورهاي استعمار گر اروپايي (سفيد و مسيحي) پايه گذاري شدندִ اين مشاوران غم ما را نداشتند و دلشان براي ما نسوحته بود بلكه در پي منافع حود بودند و ميحواستند كه بدون حضور آشكار در كشور با استقاده از عوامل خود منافع حود را حفظ كنندִ بنا بر اين سيستم آموزشي به گونه اي برنامه ريزي شده اند كه فارغ التحصيلان ان به سمت غرب تمايل داشته باشند و در نظر آنان غرب و بقولي تمدن غربي ( سفيد و مسيحي) بهترين و پيشرفته و انساني و ازادي است و تمدن وفرهنگ و روش زندگي سنتي ما عقب افتاده و غير انساني و بدون آزادي بوده و هست و خواهد بود و ما بايد بسيار تلاش كنيم و به پيشنهادات و راهنماييهاي غربيان گوش دهيم و عمل كنيم و اگر استعداد و توان ان را داشتيم اميدوارباشيم كه در اينده (معمولا" بسيار دور) شايد به تمدن غربي دست يابيمִ
سيستم اداري نيز به گونه اي طراحي شده كه بجز در بخشهايي كه به منافع استعمارگران وابسته است ناكارآمد و دردسرساز باشد و هرچه بيشتر مردم را درگير كند و به انها بقبولاند كه انها شايستگي ندارند و بلد نيستند كه كارها را اداره كنندִ
طبيعت داراي تنوع بسيار است و انسانها و جوامع انساني هم بعنوان بخشي از طبيعت داراي تنوع نژادي ,فرهنگي و اجتماعي است و شايد زيبايي و لطف جهان نير به همين دليل است ִ بنابر اين در مورد فرهنگ و تمدن و جامعه هيچگونه استانداردي وچود نداشته و دخواهد داشت و بنابر اين هيچ مقياسي براي اندازه گيري و اعلام اينكه جامعه اي پيشرفته يا عقب افتاده , بهتر با بدتر , خوب يا بد است معني نداردִ
تكنولوژي , صنعت, ساختمانهاي بلند , فروشگاههاي زنجيره اي , دانشگاههاي معروف , شهر هاي بزرگ هيچكدام معيار پيشرفت و عقب افتادگي نيستند ִ معيار ميزان رضايت مردم از زندگي خود استִ
ما لازم است كه در معيارهاي سنجش اجتماعي خوذ تجديد نظر كنيم ִ
تحصيلكردگان (روشنفكران) از زمان انقلاب تا به امروز همواره به خاطر معيارها و ديدگاههاي بسيار متفاوت با مردم ( بدنه جامعه) و وارداتي بودن و غير بومي بودن اين ديدگاهها با مردم در تعارض و در بعضي مواقع در تقابل بوده اندִ كه نكونه آخرين آن نتيجه انتخابات است ִ
به يقين در انتخابات تقلب صورت گرفته است ولي لازم است قبول كنيم كه آقاي موسوي راي لازم براي اينكه رييس جمهور شود را بدست نياورده است ִ
چنانچه مايل باشيد ميتوانيم اين بحث را ادامه دهيم
با تشكر
كامران سپهري
June 22, 2009 12:26 AM
محض رضاي خدا اين كامنتهاي دري وري رو پابليش نكن ما تلويزيون نگاه نمي كنيم كه چرت و پرت نشنويم اينجا ميان سراغمون
همين الان دارم مصاحبه راديو فردا با ابراهيم نبوي رو گوش ميدم تاكيد كرد كه قلم هك شده حواستون باشه
راستي سايتت امروز error مي داد الان كه ۱۲:۱۵ شبه تازه تونستم ببينمش
June 22, 2009 12:15 AM
ستاد مجازی ميرحسين
این خبر بسیار مهم است لطفا همه مطالب آنرا کامل خوانده و منتشر نمائید .
مردم ایران به پا خیزید و به ما بپیوندید.
از مردم تمام استانها و شهرستانهای ایران تقاضا میکنیم به پا خیزند اگر می توانند در میادین اصلی استانها و شهرستان خود و اگر نمی توانند به مردم تهران بپیوندید
این اعتراض ها به زودی فروکش نمیکند .
ما مخالف نظام و اسلام نیستیم .
ما از خود شما هستیم , ما همه مسلمانیم , ایرانی هستیم.
ما خواهان آزادی در مقابل ابراز اعتراض خود هستیم .
حرف ما چیز دیگریست . به حرفهای ما گوش کنید.
ما تا کی باید ساکت بنشینیم و نتوانیم اعتراض کنیم ؟
ما انتقام خون همه کشته شدگان را خواهیم گرفت .
ما آرام نخواهیم نشست هر شب در تمام میادین تهران دست به اعتراض خواهیم زد .
تظاهرات و راهپیمایی عظیم و خود جوش مردمی در اعتراض به سرکوب و کشتن مردم تا ابطال انتخابات
هر شب در تمام میادین تهران میدان آزادی , میدان انقلاب , میدان ولی عصر , میدان هفت تیر , میدان توحید , , میدان ونک , میدان مادر , میدان امام خمینی , میدان جمهوری , میدان فردوسی , میدان بهارستان , میدان امام حسین میدان فلسطین , میدان فاطمی , میدان آرژانتین , میدان تجریش , میدان صادقیه , سعادت آباد , پاسداران , میدان 7 حوض , نارمک , تهرانپارس میدان را آهن , میادین جنوب شهر تهران (شهرری , نازی آباد , خانی آباد , جوادیه , خزانه و .... ) , شهرستانهای اطراف تهران (اگر در جنوب شهر نمی توانید به نزدیکترین میدان محل سکونت) و تمامی میادین اصلی و مهم تهران
میادین شرق و غرب , جنوب و شمال تهران
تا ابطال انتخابات
از همه میادین و از خیابانهای منتهی به میدان آزادی به سمت میدان آزادی حرکت خواهیم کرد
هر روز از ساعت 6 بعد از ظهر به بعد اوج تظاهرات از ساعت 8 شب
و ندای الله اکبر و یا حسین , میر حسین هر شب از ساعت 10 شب
تا ابطال انتخابات
والسلام علي من التبع الهدي
مردم معترض تهران
حامیان میرحسین موسوی
حامیان مهدی کروبی
این مطالب را به هر نحوی انتشار داده و به گوش همگان برسانید .
لطفا این خبر را از طریق تلفن یا حضوری، به نزدیکان خود در سراسر ایران اطلاع دهید.
June 22, 2009 12:06 AM
پناه ميبريم به خدا خدايا عاقبت ما را ختم بخير كن كه مثل مير حسين بد عاقبت نشيم
June 21, 2009 11:59 PM
به نظر مياد از جوونها داره ابزاري استفاده ميشه اين مير حسين اين همه سال كجا بود كه حالا از خواب بيدار شده يكباره احساس خطر كردن اگه راست ميگه تقلب شده اول قانونمند اثبات كنه ميبينيد ملت تو كل كشور چه برخوردي با متقلبين بكنند دوستان اين حرص قدرته . ما سپر بلاي اونها نشيم
June 21, 2009 11:51 PM
مخملباف
جریان کودتای تهران را تشریح کرد
در حالی که مردم ایران خود را آماده برگزاری جشن سبز می کردند، در طول چند ساعت، ورق برگشت. مهندس موسوی که بر اساس خبررسانی رسمی وزارت کشور برنده انتخابات دهم در دور اول بود، ناگهان بازنده اعلام شد و رقیبی که این روزهااز وی به عنوان«دروغگو» یاد می شود، به عنوان«برنده» معرفی شد. این اتفاق چگونه افتاد؟محسن مخملباف، فیلمساز سرشناس کشورمان که دیروز به دلیل قطع ارتباطات در داخل کشور، تا ساعاتی وظیفه خبررسانی ستاد میرحسین موسوی به وی سپرده شده بود، در مصاحبه با روز، ازاین«کودتا» گفته است.
شما در تلویزیون امریکاخبرهای خوبی را به نقل از ستاد مهندس موسوی اعلام کردید.ناگهان چه اتفاقی افتاد که همه چیز تغییر کرد؟
حمله به ستاد اطلاع رسانی آقای موسوی در قیطریه،همزمان بود با اینکه از وزارت کشور به آقای موسوی خبر پیروزی در انتخابات راداده و به ایشان گفته بودند که این مسئله به آقای خامنه ای هم اطلاع داده شده است.بر اساس اطلاع مسئولان ستاد آقای خامنه ای هم در پاسخ گفته بود مانعی ندارد، فقط نحوه اعلام این خبر مدیریت شود. در نتیجه اعضای ستاد اقای موسوی که از این پیروزی خوشحال بودند، حمله به ستاد آقای موسوی را به عنوان عکس العمل و انتقام گیری شخصی جناح شکست خورده تلقی کردند نه برنامه ای برای شروع یک کودتا.
یکی دو ساعتی هم ارتباطات بین المللی اینها قطع بود و به همین دلیل مسئولیت اطلاع رسانی در این مدت به دوش من گذاشته شد که به دنیا اطلاع بدهم برنده این انتخابات، طبق اطلاع رسمی وزارت کشور و بر اساس آمارها، آقای موسوی است و انتخابات به دور دوم هم کشیده نشده است؛ حتی خبر این پیروزی به هنرمندان دیگر هم داده شد، از جمله خانم فاطمه معتمد آریا که خبر را از آقای موسوی شنیده بود و به این طرف و آن طرف خبر می داد که سبزها پیروز شدند.اما در حالیکه آقای موسوی بیانیه اش را می نوشت، یکباره فرماندهان سپاه با نامه ای از آقای خامنه ای در ستاد او حضور پیدا می کنند که در آن نوشته شده بود من نمی گذارم انقلاب سبز شما پیروز بشود.شکست احمدی نژاد، شکست من است. فرماندهان سپاه سپس به آقای موسوی می گویند:«شلوغ هم نکن».در این لحظه آقای مجید مجیدی که در کارهای تبلیغاتی آقای موسوی حضور داشته، به آقای کامبوزیا پرتوی می گوید که ناامیدشدم و ستاد راترک می کند و به خانه اش می رود.او گفته فردا صبح در تهران کودتا
خواهد شد.
یعنی در فاصله آن پذیرش و اعلام رسمی به آقای موسوی تا لحظه پس گرفتن نظر،چه اتفاقی افتاده است؟
ما ابتدا تصورمان این بود که شاید این حتی کودتایی علیه خود اقای خامنه ای هم باشد، برای اینکه تایید اولیه و بعد تغییرنظرشان اسباب حیرت بود. به همین خاطر آقای کروبی،آقای خاتمی،آقای موسوی، یا حتی کسانی مانند آقای کرباسچی دنبال این بودند که بفهمند موضع رهبر چیست.شما اگر به سایت آقای کرباسچی بروید می بینید که نوشته اند شما هم مثل ما سکوت کنید؛ در حال مذاکره با رهبری هستیم. اما به هر جهت کودتا شد. اینها حتی اول قرار بود آرا را کم کم اعلام کنند و آن رادر حالت تعلیق نگاه دارند تا این مسئله به صورت شوک سیاسی برای طرفداران احمدی نژاد و شوکی خوشایند برای مخالفین وی درنیاید.به روزنامه ها هم اطلاع داده شده بود که حق ندارید در خبر برد آقای موسوی از واژه هایی مانند پیروزی استفاده کنید.در نتیجه یک دیدگاه این است که ظرف یکی دو ساعت آقای خامنه ای نظرش عوض شده باشد؛یک دیدگاه دیگر هم می گویدکه این بخشی از یک سناریوی مهندسی شده بوده برای آنکه اول از طریق کشاندن مردم به پای صندوق های رای،انتخابات را پیش ببرند ولی نتیجه از قبل معلوم بوده، برای همین هیچ رای باطله ای اعلام نشده است.حتی کسانی هستند که برای اینکه ببینند کار بالاخره چطور پیش می رود رای باطله به صندوق ها انداخته اند؛اما رای باطله آنها اعلام نشده است.مگر می شود در انتخاباتی آراط باطله وجود نداشته باشد؟
بر می گردیم به اینکه اقای موسوی اعلام کردند من برنده انتخابات و رئیس جمهور آینده ایران هستم و روز یکشنبه، روز جشن پیروزی خواهد بود.ستاد آقای موسوی هم از من خواستندکه به دلیل اینکه دستگاه های خبررسانی ستاد از کار افتاده و مسئولین ستاد هم در اثر حمله نیروهای نظامی مجروح شده اند ـ حتی تعدادی از هنرمندان هم مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند ـ و قیطریه هم در محاصره است،مسئولیت این خبررسانی رابه عهده بگیرم و چند نکته را به دنیااعلام کنم؛ اول اینکه برنده این انتخابات آقای موسوی با کسب اکثریت 70 آراست.دوم اینکه آقای موسوی از مردم خواسته این پیروزی را در روز تولد حضرت زهرا و روز مادر جشن بگیریم.نکته سومی هم که گفتن آن به عهده من گذاشته شد این بودکه به ستاد آقای موسوی حمله شده است و آنها تا مدتی نمی توانند اطلاع رسانی کنند.
شما اسم این حرکت را چه می گذارید؟
*به نظر من اسم این حرکت فراتر از تقلب است؛ مردم ما الان بهت زده هستند و حالت کسانی را دارند که در روز 29 مرداد 1332 شاهد کودتا بودند. آنها هم متوقع بودندکه مصدق پیروز بشود ولی مصدق را از دست دادند. مردم ما الان در شوک هستند، ومن اسم این شوک راکودتا می گذارم. این فراتر از تقلب است.ما همه باید یکصدا فریاد بزنیم: کودتا شد. این کودتا البته به نفع استبداد نیست، برای اینکه اصل مهمی که برای من مطرح است این است که مردم ما پیروز شدند و توانستند استبداد را تاکنار دیوار عقب ببرندو حکومت مجبور شد از مشروعیت خود به علت استبدادبگذرد. تا پیش از این از نظر مردم ایران و جهان،کشور ایران در مقایسه با کشوری مانند عراق صدام که کاملا دیکتاتوری بود، یک جامعه نیمه دموکراتیک بود. مردم می گفتند با اینکه ما ولی فقیه داریم، شورای نگهبان داریم و ...همین که هنوز می توانیم رئیس جمهوری مثل خاتمی را در مقایسه با احمدی نژاد انتخاب کنیم، نشان می دهد که یک آزادی ها، انتخاب ها و یک حقوق نسبی وجود دارد،اما الان با این حرکت، کاملا به استبداد مطلق 28 مرداد برگشته ایم.
با توجه به اخباری که از ایران می رسد،حمله به مردم، دستگیری ها و زمینه سازی برای دستگیری چهره های مطرح سیاسی،فضا راچگونه می بینید؟
در حال حاضر مردم در یک حالت پرسش هستند و می خواهند یک صدای بلند واحد به آنها بگوید چه کنند. می دانید؛ ما انقلاب کردیم پشیمان شدیم؛اصلاحات کردیم، پشیمان شدیم. قهر کردیم، پشیمان شدیم؛ ولی قرار نیست این بار که با صندوق ها آشتی کردیم باز پشیمان بشویم. اگر پشیمان بشویم تنها یک راه باقی می ماند و آن انقلاب است. درنتیجه مردم می خواهند بدانند که باید کدام حرکت را انجام دهند.در واقع من تصور می کنم اگر آقای موسوی، آن طور که قول داده عقب نکشدو بتواند صدایش را به گوش مردم برساند، باید حرکتی هماهنگ انجام داد، نه حرکت های کور فردی، نه حرکت های پوپولیستی که نتیجه اش حتی می تواند به نفع استبداد تمام شود، بلکه حرکتی واحد. برای این کار بایدتمام مراجع تصمیم گیری، صنف های هنرمندان،گروه های دانشجویی، زنان و تمام اقشاری که با هم یک اتحاد و اتفاق نظرهایی دارند، با هم حرکت هایی را شروع کنند که معنی آن مخالفت با این کودتا باشد. من فکر می کنم مابه یک صدای بلند واحد احتیاج داریم. در این ماجرا نکته آموزنده ای که برای ما وجود داشت، تظاهرات میلیونی سبزهابود. در ستاد اقای موسوی می گفتند ما از این تظاهرات به هیچ وجه خبر نداشتیم ؛فقط اس ام اس هایی در این مورد گرفتیم.بعد وقتی می روندببینند چه خبر است،می بینند میلیون ها مردم با نشانه های سبز در حال حرکت هستند.یعنیمردم از طریق اس ام اس، مثل قطرات اقیانوسی که تا حالا از هم جدا بودند، به هم پیوند خوردند و خواست مدنی خویش رابا رنگ سبز به نمایش گذاشتند.کار به آنجا رسیدکه فرض کنید هنرپیشه سرشناس و محبوب ایران، خانم هدیه تهرانی با یک پرچم سبز در خیابان بود و مردم دنبالش بودند. رنگ سبز به معنای این است که این مردم قصد خشونت ندارند،خواستار یک حق طبیعی هستند؛ خواستار این هستند که حداقل مسئول اجرایی راکه روش هایش را قبول ندارند، از بین خودشان انتخاب کنند.
کودتا معمولا نشانه هایی دارد که اولین آنها سرکوب مردم و تحت فشار قرار دادن رهبران حرکت های اجتماعی ست.در همین راستا تا چند ساعت پیش گفته می شد آقای موسوی در حبس خانگی ست، یا صحبت از دستگیری آقایان تاج زاده و امین زاده می شود. خبرگزاری رسمی دولت هم زمینه سازی را شروع کرده و نوشته در ستاد اصلاح طلبان سلاح سرد کشف شده. به این ترتیب به نظر شما وضع به کدام سمت پیش خواهد رفت؟
*به نظرم حکومت فضای ارعاب راه می اندازد. در واقع پیام اخیر خامنه ای که « طعم شیرین پیروزی را با حرف ها و افکارتان تلخ نکنید»، تهدید مستقیم مردمی بود که در واقع به کاندیدای دیگری رای داده اند .اگر اکثریت مردم به آقای احمدی نژاد رای دادند،اینها چرا انقدر از اینکه مردم به خیابان ها بریزند و جشن پیروزی بگیرن، نگرانند؟خب، این اکثریت به خیابان می آمد و اقلیت هم جرئت نمی کرد به کاری دست بزند. اینها نگرانند و تهدید می کنند،چون اصل قضیه چنین نیست. در این فضا طبا مردم هم دچار بهت هستند ولی این بهت باید به ایمان و به از دست نرفتن انرژی تبدیل شود.ما به جایی رسیده ایم که دیگر نه مردم جای عقب رفتن دارندو نه استبداد می تواند عقب بکشد. مردم اگر عقب بروند، کشور باید تاریخش را فراموش کند.ما به صداهای یکپارچه ای نیاز داریم که فریاد بزنند کودتا شده.البته الان رهبری جامعه ایران به عهده کاندیدایی مثل موسوی گذاشته شده، یاآقای خاتمی که کنارش هست و هنرمندان و دانشجویان.حال باید دنبال کنیم و ببینیم که آیا آقای موسوی جرئت مدنی مصر بودن بر سر این مسئله رادارند.من در آخرین ملاقاتی که قبل از خروج از ایران با آقای خاتمی داشتم به ایشان گفتم شما از جامعه مدنی سخن می گویید، در حالیکه ما نیازمند جرئت مدنی هستیم.مردم ما جاهل نیستند که بخواهند اگاه بشوند؛ تک تک مردم در این انتخابات می دانند که به چه کسی رای دادند. هر کس باید از خودش بپرسد من به چه کسی رای دادم و چه کسی از صندوق درآمد.از کنار دستی اش بپرسد به چه کسی رای داد و از صندوق نام چه کسی درآمد. حکومتی که پذیرفت مشروعیتش را از دست بدهد و به حالت حکومت نظامی، مردمی را که 30 سال دنبال خود کشیده بود،کنترل کند، باید بداندکه از دید این مردم بزرگترین گناه این حکومت دروغگویی است؛امری که حتی می تواند به دینداری مردم ضربه اساسی بزند. در هر حال به نظر من در این شرایط مردم باید در حرکتی مدنی، فریادشان را به دنیا برسانند.به طور مثال حالا که امکان فرستادن اس ام اس نیست، با تلفن. هر کس می تواندتلفن کوتاهی به دیگری بزند؛ جملات کوتاهی بگوید؛ خلاصه باید راه های مدرنی را برای اعتراض پیدا کرد.
به نظر شما آقای خامنه ای با انتخابی که کرده، کجا قرار گرفته است؟
به نظرم کسی که این توهم را ایجاد کرده بود که رهبر تمام ملت است، امروز خود را در حد رهبر اقلیت و نفر اصلی پشت اقای احمدی نژاد پایین آورده است.امروز همه فهمیده اند که احمدی نژاد فقط سخنگوی این حکومت و نفر اول آقای خامنه ای است؛ دنیا هم نباید بپذیرد که اینها نماینده مشروع ملت ایران هستند. من به صدای بلند اعلام می کنم که رئیس جمهور مردم ایران، طبق ارای رسمی اقای موسوی است و آقای احمدی نژادرئیس جمهورغیرقانونی ایران است و باید از قدرت کنار برود.
امروز برخی از کسانی که موافق تحریم بودند،می گویندشرکت درانتخابات به این وضع کمک کرد.
من مخالف این نظرم؛ آنها با شرکت نکردن در انتخابات چه چیزی را ثابت کردند. ما یک ملت 70 میلیونی هستیم؛70 میلیون نفر که نمی توانند از کشور مهاجرت کنند. مردم ایران چاره ای جز ماندن در سرزمین خودشان ندارند.اینکه ده نفر و مهاجرت و قهر نمی کنند، دلیل نمی شود که یک ملت هم بتواند قهر کند.اصلا چرا باید قهر کند؟ اگر قرارست در آن کشور زندگی کند، چرا نبایدازحداقل حقوق خود برخوردارباشد. ما در قهر قبلی شکست خوردیم .ما بارقبل از قهر قهر کردیم ولی این بار با امید کنار هم جمع شدیم؛ هر قطره ای خودش را در دریا دید. قطره اگر تنها باشد، زیر نور آفتاب خشک می شود.مردم دیدند که چقدر با هم بودن خوب است.
آینده این قطره را چگونه می بینید؟
من اینده روشنی را می بینم، برای اینکه مردم ما اگاهی دارند . آنها می دانند که چطور می توانند با یک رای دادن، حکومت را چنان غافلگیر کنند که رای تقلبی را قانونی جلوه بدهد و یک شعبده بازی راه بیاندازد. این قدرت مردم است.شما نمی بینید ضعف استبدادرا؟نمی بینید ترس استبداد را از این رسوایی ای؟نمی بینید که بعد از سی سال مردم استبداد او را مورد اشاره قرار گرفته اند. این پیروزی مردم مابوده که اتفاقا با کمترین هزینه بیشترین بها رابه دست آورده.الان ما باید این اتحاد مردمی را حفظ کنیم.اینها می توانند رهبرانی را که از دل همین مردم بیرون آمده اند تحت فشار قرار دهند. می توانند موسوی را خانه نشین کنند، ولی 70 میلیون نفر را که نمی توان زندانی کرد؛70 میلیون نفر را که نمی توان کشت .نمی شود به 70 میلیون نفر گفت از حقوق طبیعی و اولیه خود بگذر؛ آن هم در شرایطی که جامعه بین المللی روند صلح دارد. پیش از این تهدید حمله آمریکا وجود داشت و اینکه شرایط کشور به بهانه حمله خارجی نظامی بشود،امابا وجود رئیس جمهور جدید آمریکادیگر کسی نمی تواند ما را از این مسئله بترساند.کسی نمی تواند شرایط کشور رانظامی بکند. ارتش برای سرکوب ملت نیست.ضمن اینکه این انتخابات برای تاییدمشروعیت نظام نبود، برای اعلام نیاز به تغییر وضع و رسیدن به حداقل خواست ها بود.
و آخرین سئوال. امروز باهر کسی که در ایران حرف زدم بغض داشت.بغضی سنگین.به آنها چه می گویید؟
می گویم همه شما یک قطره اید از یک دریا. همه تان همه یک ستادید؛ با هم مرتبط باشید. از آن طرف هم به کسانی که در این سو هستند می گویم صداهایی که به گوش مردم می رسد باید هماهنگ و یکدست شود تا آنان دچار چند پارگی نشوند.
June 21, 2009 11:46 PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
مردم شریف و هوشمند ایران
این روزها و شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال میکنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد که رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم و شانه از بار مسوولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشور ما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسانها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعههایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیدهاند به چیزی کمتر از آن راضی نمیشوند.
آیا ما مردم شایستگیهایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمیکردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد میانجامد؛ تا به یاد آورم که اعتنا به کرامت انسانها پایههای نظام را تضعیف نمیکند، بلکه استحکام میبخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی میخواهند و بسیاری از گرفتاریهای ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقبماندگی، فقر، فساد و بیعدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم، رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشیند میوههایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بیانصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند.
اما آن چنان که میدانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمانهایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چیزی که از عواقب قانونگریزی پیشبینی کرده بودیم به صریحترین شکل ممکن و در نزدیکترین زمان تحقق یافت.
استقبال عظیم از انتخابات اخیر در درجه نخست مرهون تلاشهایی بود که برای ایجاد امید و اعتماد در مردم صورت گرفت تا برای بحرانهای مدیریتی موجود و نارضایتیهای گستردهاجتماعی، که انباشتشان میتواند کیان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخی شایسته فراهم شود. اگر این حسنظن و اعتماد مردم از طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از حقوقشان به نحوی مدنی و آرام واکنش نشان دهند مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد بود که مسوولیت قرار گرفتن در آنها بر عهده کسانی است که رفتارهای مسالمتآمیز را تحمل نمیکنند.
اگر حجم عظیم تقلب و جابهجایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات میرسد. این سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد کرد؛ یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صفآرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود میخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر که با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت میدانند. هنر شگرف امام باطل کردن سحر این دوگانهانگاریها بود. من آمده بودم تا با تکیه بر راه امام تلاش ساحرانی را که دوباره جان گرفتهاند خنثی کنم.
اکنون مقامات کشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسوولیت آن را پذیرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که این رسیدگیها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بیش از 170 حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد.
از ما خواسته میشود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بیطرفی خود را به اثبات رسانده است و نخستین اصل در هر داوری رعایت بیطرفی است.
اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است که باید به صورتی بیطرفانه از طریق یک هیات مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آن که پیشاپیش امکان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته شوند، یا شورای امنیت کشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش لباسشخصیها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حرکتهای مردمی به فرافکنی بپردازد و مسوولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد.
اینجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من به عنوان یک همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم و علیرغم تواناییهای اندکی که در اختیار دارم براین باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان میتواند حقوق مشروع تان را در چهرههای مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند. مطمئن باشید که اینجانب همواره در کنار شما خواهم ماند. آنچه این برادر شما در یافتن این راهحلهای جدید، خصوصا به جوانان عزیز توصیه می کند این است که نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدران راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندیهایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادیهای مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید. ما در این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛ ارتش حافظ مرزهای ماست،ما با نیروی انتظامی روبرو نیستیم نیروی انتظامی حافظ امنیت شهروندان ماست، ما با نظام مقدس خود و ساختارهای قانونی آن روبرو نیستیم. این ساختار حافظ استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی ماست. ما با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ اصلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی.
ما به دست اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند و صدا و سیما را از قید بدگویی ها و یک طرفه عمل کردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد. بگذارند جراید نقد کنند، خبرها را آنچنان که هست بنویسند و در یک کلام فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند. بگذاریم آنهایی که علاقه دارند تکبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی نکنیم. کاملا مشخص است که در این صورت احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان ها نخواهد بود و با صحنه هایی که دیدن آنها و شنیدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و کشور را به درد می آورد، روبرو نخواهیم بود.
برادر و همراه شما - میرحسین موسوی
June 21, 2009 11:43 PM
من از قزوین پیام میگذارم به شما تهرانی های شجاع قبطه می خورم آرزو میکنم که بتونم به جمع شما دلیران ایران به پیوندم واقعا دمتون گرم حقتونه تمام امکانات ایران مال شما باشه خوب حکومتو ضایع کردین
June 21, 2009 11:34 PM
http://www.korosherfani.com/Sazmandehi.pdf
در باره سازماندهی جنبش داخل ایران را لطفن بخوانید
June 21, 2009 11:32 PM
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
خبر دلخراش شهادت گروهی دیگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخیر، جامعه ما را در بهت و سوگ فروبرده است. تیراندازی به مردم ، پادگانی شدن فضای شهر، ارعاب، تحریک و قدرت نمایی همگی فرزندان نامشروع قانون گریزی شدیدی است که در معرض آن قرار داریم و عجبا که بانیان چنین شرایطی دیگران را به این خطا متهم می کنند. به کسانی که مردم را به خاطراظهار نظر قانون شکن نامیده اند خبر می دهم که بی قانونی بزرگ عدم اعتنا و نقض صریح اصل 27 قانون اساسی از سوی دولت در عدم صدور مجوز برای اجتماعات مسالمت آمیز است. آیا مردمی انقلابی که با مشابه همین اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه های تاریخ ستم شاهی بیرون آوردند باید مورد ضرب و جرح قرار گیرند و تهدید به زورآزمایی شوند؟
اینجانب به عنوان یک هم سوگ همچنان ""مردم عزیز را به خویشتنداری دعوت می کنم. کشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام میراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود امیدوار باشید و اجازه ندهید کسانی که برای ناامیدی و ارعاب شما می کوشند خشمتان را برانگیزند. در اعتراضات خود همچنان به پرهیز از خشونت پایبند بمانید و چون پدران و مادرانی دل شکسته با رفتارهای نامتعارف فرزندانتان در قوای امنیتی برخورد کنید"". در عین حال از نیروهای نظامی و انتظامی انتظار دارم نگذارند خاطرات این ایام لطمه های جبران ناپذیر به روابط آنها و مردم بزند. این که نام و نشان شهیدان، مجروحان و بازداشت شدگان به خانواده آنها اطلاع داده نشود و آنان در سرگردانی قرار گیرند هیچ سودی در برقراری آرامش ندارد و تنها احساسات را جریحه دار می کند. همچنین است دستگیری های فله ای که تنها موجب هتک پرهیزها و برداشته شدن رعایت ها میان فرزندان نظامی و انتظامی ملت و بدنه جامعه می شود.
از خداوند متعال برای این شهیدان عزیز رحمت و علو درجات مسئلت می کنم و برای خانواده های داغدیده شان صبر و اجر آرزو دارم.
میرحسین موسوی
31 خرداد 1388"
June 21, 2009 11:31 PM
به بسيجی ها: بسيجی اونی بود که به خاطر مردم خودش رفت با دشمن جنگيد. اصلا بعد از جنگ ديگه بسيجی چه معنی داره. چون شما با کشتن مردم خودتون با کشتن خواهر برادرای خودتون دارين خون اون بسيجی های واقعی رو در جنگ کشته شدن پايمال می کنيد. در ضمن حکومت ايران داره از شما به عنوان سگهای هار استفاده می کنه . هر وقت خودشو در خطر می بينه شما رومثل سگهای هار ول می کنه تو جمعيت! شما بسيجی ها همتون فاسد هستين! مغزتونو برنامه ريزی کردن مثل روبوت تا هر وقت خواستن از شما به نفع خوشون استفاده کنن!
June 21, 2009 11:18 PM
ممنونم که جمله رو برام گذاشتین..شما و خانم شین حالتون خوبه؟؟ من جای کبودیهام بهتر شده..اما امروز نمی دونستم کجا باید برم..این دختری هم که میگن اسمش ندا اقا سلطان و کشته شده آیا نباید بریم دیدن خانواده اش؟؟؟ به جهنم که ممکنه ما ها رو هم شناسایی بکنن حداقل به خونواه ده اش یه سری باید بزنیم..اگه کسی خبری داره بگه..راستی به حرفهای بسیجی اصفهانی هم اعتنا نکنید مهم نیست بذارید هر چی می خواهن بگن...فعلا مهم اینه که ما الله اکبر هامون رو می گیم..شب خوش رفیق.
June 21, 2009 11:17 PM
خطاب به بسيجی اصفهانی و تمام افراد مشابه وی :
معلومه که علاوه بر اينکه شعور نداری , عقل هم نداری... اگه عقل داشتی از حضور سبز مردم مي تونستی بفهمی که چه کسی در اين انتخابان تقلب کرده...
مطمئن باش مردمی که در مقابل گلوله سينه سپر کردن , از تو و امثال تو هم هيچ ترسی ندارند , و اگه همت کنند می توانند ميليون ها نفر مثل تو رو به خاک سياه بنشانند...
June 21, 2009 11:06 PM
الله اکبرای امشب (يکشنبه) نشون داد که مردم هنوز اميدشون رو از دست ندادن . بسيجی اصفهانی هم بدونه که اگه پاش به تهران برسه خونش پای خودشه . خون ندای عزيز ما شهامتی به ما داد که تا لحظه ی پاک کردن کامل لکه های ننگی مثل تو دست از مبارزه بر نمی داريم . مردم امروز رو استراحت کردن . هرچند طرفای انقلاب و هفت تير درگيری های پراکنده ای اتفاق افتاد . اما فردا روز تازه ای خواهد بود . هر کی می تونه فردا خودش رو به ميدون انقلاب برسونه تا با فريادهامون اون بسيجی اصفهانی و دوستای کثيفش رو تو همون زاينده رود خفه کنيم
June 21, 2009 10:51 PM
اقا شراگيم لطفا کامنت بسيجی خون آشامو پاک کنن. اونا که تلويزيونو دارن ما نبايد بلندگوی اونا باشیم.
June 21, 2009 10:43 PM
من فکر می کنم سعيد که اينجا کامنت می ذاره همون بسجی اصفهان هست. از همه ميخوام لطفا اين آدم رو نديده بگيرن. اينها رفتنی ان. سفره هاشونو که از خون جوونای ايرانی رنگين بود بايد جمع کنن برن به همين دليل عقده هاشو داره اينجا خالی می کنه. اينا از همونايی هستن که شيطان لای ريشاشون لونه کرده ولی الان ديگه خودشونو ميون يه ملت تحصيلکرده و متمدن که از شپش بدشون مياد تنها می بينه. اقا سعيد ديگه گذشت زمون قلدری! بسيجی طالبانی بای بای!
June 21, 2009 10:40 PM
تعجبی نداره شراگیم جان...اینکه مثل آهوی رمیده جمعیت فرار میکرد....اونا مسلحند بی رحمند و به قول خودت در استفاده از تفنگهای ساچمه ای مخصوص کشتن گراز هیچ درنگی نمیکنند. اما ما مجهزیم به نیروی خشم...امید و انگیزه...
چقدر خوب که با همسرت همراهی....مانی ما که ... :(
الان دارن همه با شدت الله اکبر میگن....
June 21, 2009 10:17 PM
بنا بر گزارش های رسیده از بستگان نزدیک دختری به نام ندا که روز ۳۰ خرداد در محله امیر آباد تهران به شهادت رسید نام کامل وی ندا آقا سلطان بوده است. وی متولد ۱۳۶۱ بوده است. وی در روز ۳۰ خرداد به همراه استاد دانشگاهش (رشته فلسفه) و چند تن از هم کلاسی هایش در تظاهرات شرکت داشته است . وی برای دقایقی در حالی که با موبایل صحبت میکرده از جمع تظاهر کندده عقب می افتد که دراین هنگام ۲ لباس شخصی موتور سوار (موسوم به بسیجی) قلب ندا را با کلت کمری هدف قرار می دهند . وی در دستان استادش جان می سپارد. ولی این موتور سواران توسط مردم متوقف می شوند و بنا به این گزارش توسط مردم دستگیر می شوند. و بنا بر گزارش تایید نشده ضارب اصلی کشته شده است. ظهر روز ۳۱ خرداد ( روز بعد از شهادت) پیکر ندابه شرط خاکسپاری سریع و محرمانه در بهشت زهرا به خانواده اش تحویل شده است . خاکسپاری وی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و با سرعت بسیار انجام شده است.گفتنی است که هم اکنون خانواده وی بعد از خاکسپاری ندا آقا سلطان به خانه باز گشته اند. مراسم یادبود ندا قرار بود فردا اول تیر ساعت ۵ تا ۶.۳۰ در مسجد نیلوفر واقع در عباس آباد تهران برگزار شود که با تماسی از طرف مسجد این مراسم لغو شده است. همچنین به تمام مساجد تهران دستور داده شده است که اجازه برگزاری مراسم ندا آقا سلطان را ندارند
June 21, 2009 10:17 PM
واقعا متاسفم برای اونایی که دارن آرامشمونا به هم میریزن
این اوج بی فرهنگی یک عده هستش که میریزن بیرون و شروع به وحشی بازی در میارن
June 21, 2009 10:07 PM
سلام شراگیم جان
انقدر صریح می نویسی حق بده که آدم نگرانت بشه
June 21, 2009 9:54 PM
إن الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بأنفسهم
حامیان میرحسین موسوی
حامیان مهدی کروبی
حامیان محسن رضایی
و همه دوستانی که قلبشان برای عدالت می تپد
این روزها شاهد ذبح عدالت در مسلخ مصلحت اندیشی بوده و هستیم.
آری این روزها شاهد ریخته شدن خون مردم حق طلب ایران در کوچه ها و خیابان ها هستیم. شاید بسیاری از مردم که از دیدن این صحنه ها احساس وظیفه میکنند نمی توانند با حضور در کوچه و خیابان فریاد دادخواهی سردهند. اما ما برآنیم تا وحدت و اکثریت خودمان را به حاکمانی که ظلم خود را در پوشش دین توجیه میکنند نشان دهیم.
بدین منظور ازهمه کارمندان و کارگران و شاغلان دولتی و غیردولتی، به غیر از مشاغل اورژانسی مانند کارمندان بیمارستان ها و مراکز درمانی و آتش نشانی، تقاضا میشود که روز سه شنبه دوم تیر ماه از رفتن به سر کار امتناع کنند. هم چنین از همه دانشجویان و دانشگاهیان عزیز تقاضا داریم که با تعطیل کردن دانشگاه در این روز با ما همراهی کنند. قصد ما این است تا با این روش مسالمت آمیز اعتراض خود را به وضع موجود اعلام نماییم.
لطفا این خبر را از طریق ایمیل یا تلفن یا حضوری، به نزدیکان خود در سراسر ایران اطلاع دهید.
والسلام علی من التبع الهدی
June 21, 2009 9:49 PM
بسيجی شهرستانی شوخی شهرستانی قرار نشد بکنی.
ديدی که کشتين و مردم نترسيدن ازتون و امروز هم اومدن. به زودی به سزای اعمالتون می رسين.
انتخابات! رو هم شما باختين و حالا با تفنگ و قمه و باتوم می خواين ببرين. شمايين که بازنده اين. برای هميشه آبروتون توی دنيا رفت و ما هم هميشه به خاطر خواهيم داشت. راستی! رهبرتونم که در رفتن گويا!
June 21, 2009 9:38 PM
http://www.ghalamnews.ir/news-21180.aspx
خبر حضور موسوی در جسايان جسحون و سخنرانی وی کذب محض است.
لطفا همگی به اخبار قلم توجه کنند
June 21, 2009 9:37 PM
مرسی از صاحب محترم سایت، فکر نمیکردم شما دلاورها که تا آخرین قطره خونتون(D:) وایسادین انقدر ترسو باشین!
همین جوریه که همتون ساده لوح موندین دیگه، سایتی که یکطرفه نظر بگیره، به درد چی میخوره؟ آگاهیتون مثلاً؟ خوشحال بمونین با نظرات بلندبالاتون و عفت کلامتون! D:
June 21, 2009 9:30 PM
دوستان از کامنت بعضی ها به نظر می رسه خيلی عصبانين و قصد برخورد دارن..راه خوبی نيست.هر چی برخوردها و آشوب ها بيشتر بشه اونها بهانه بهتری برای حمله پيدا می کنند بعد هم همه کاسه کوزه ها سر ما و موسوی ميشکنه.
بايد منطقی پيش رفت.شايد تحصن و يا اعتصاب بهترين راهه.مثلا جلوی مجلس.يا همون انقلاب روبروی دانشگاه.بايد آروم بريم و کنار هم بشينيم.یه جمعیت زیاد.بدون هيچ سر و صدا فقط با پلاکارد.اینجوری اگر حمله ای هم بشه از جانب اونهاست و بهانه ای ندارن.احتمال حمله به يه جمعيت آروم و ساکن کمتره.نظرتونو بگيد و اگر فکر می کنيدخوبه يه جوری به دفتر يا ستاد ميرحسين پيشنهاد بديد
June 21, 2009 9:20 PM
مرسی و افرین فراموش نکنید خون ریخته شده اونم به نا حق اره ناحق واین چیز کمی نیست حالا در برابر اروزهای اونهایی که رفتن مسئولیم باید جدی تر برای ازادی تلاش کنیم اره اون موقع که اونها از خونه میامدن بیرون شوق ازادی توی وجودشون بود که به خاک .و خون کشیده شدن ولی مگه هممون اون شوق رو نداریم برای تمام ایران . خدایا کمک کن بار سنگینی روی دوشمونه... موفق باشید
June 21, 2009 9:12 PM
سارا ۳۱:
از ادبياتت قشنگ معلومه که مرد هستی. به چه زبونی بگيم حناتون ديگه رنگی نداره؟ واقعاْ انقدر مغزتون کوچيکه؟
۲۰۰۰ نفر رو هم اگه با شکنجه بکشونين تلويزيون اعتراف کنن کسی باور نمی کنه مگه خودتون.
June 21, 2009 9:07 PM
شراگیم جان:
می خواستم برای ندا چیزی بنویسم اما هر چه کردم نتوانستم. به جای آن شعر شاملوی عزیز را -هر چند میدانم همه آنرا بارها و بارها خوانده اند- اینجا می گذارم مبادا فراموش کنیم چه شد.
«-نازلی! بهار خنده زد و ارغوان شکفت.
در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر.
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه میفکن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار...»
نازلی سخن نگفت؛
سرافراز
دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت
«- نازلی! سخن بگو!
مرغ سکوت، جوجه ی مرگی فجیع را
در آشیان به بیضه نشسته ست!»
نازلی سخن نگفت؛
چو خورشید
از تیره گی برآمد و در خون نشست و رفت...
نازلی سخن نگفت
نازلی ستاره بود
یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت
نازلی سخن نگفت
نازلی بنفشه بود
گل داد و
مژده داد:« زمستان شکست!»
و
رفت...
June 21, 2009 9:05 PM
هی خانم سنا!اولاً نه تو و نه هیچ آدم دیگه ای نمیگه که کی میره بهشت کی میره جهنم، قاطی نکن مسائلو!
دوماً باز هم تو مشخص نمیکنی که عذاب الهی کِی و واسه کی شروع میشه.
سوماً عزیزم شماها که بلد نیستین دفاع خوبی بکنین و در جواب بسیجی(خوب یا بد) میگین گه زیادی نخور و... کلاً صلاحیت دارین؟!؟!
آخه کی داره میکشه؟ کی این آتیشو بپا کرده که به اینجا برسه؟ جواب همه این اتفاقا رو کی میده؟
June 21, 2009 8:59 PM
پارك ملت نداريم تو خيابون كارگر ! مطمئني وسط معركه بودي ؟ يا حرفاي مامانتو تكرار ميكني ؟
June 21, 2009 8:57 PM
بسيجی شهرستانی شما بشين تو شهرت سيب زمينيايی که رييس جمهور عزيزت مفت بهت داده بخور!!
تهران به اندازه کافی باسهخودش سیب زمینیخور داره.نترس احمدی به اندازه کافی سیب زمینی و سهمیه و ژول مفت نفت داشته که بسیجیای تهران و وفادارنگه داره..
June 21, 2009 8:56 PM
۱- بسجی ام تفنگ دارم دارم
مسلسل و فشنگ دارم
زور و کلک چماق دارم
مردم و رو از دور می بينم
يک دفعه هجوم می برم...
بسيجی جان پرهامون ريخت بابا!
۲- شراگيم عزيز جمعيت خيلی بيشتر و قوی تر از اين حرفها بود
واقعيت اينه که شنبه ما برديم.
June 21, 2009 8:51 PM
بسیجی جان ... اصفهان هم فقط همون درو دهاتی که جنابعالی توش سگ چرخ میزنین نیست والا... یه نگاهی به جاهایی که بویی از تمدن بردند بنداز خودت میفهمی;)
June 21, 2009 8:43 PM
اولن شراگیم جان ممنونم وبابت دلاوریت به همراه خانم شین عزیز سپاسگذارم وبعد به همه بچه ها میگم نا امید نشید بجاش با هم باشین فکر کنید تازه شروع راه فکرکنید ازادی توی تمام ایران چه حالی میده و... در جواب اون جوجه بسیجا اصفهانی اول بگم صبر کن ببین با بسیجی های تهران چه معامله ای میشه بعد از روی ترس کونت زر بزن تازه بر بچه های اصفهان هم کم قصاب نیستن مواظب خودت باش حیف ساتور
June 21, 2009 8:42 PM
عقل تون ناقصه واقعا براتون متاسفم فقط به فکر خودتون هستید
June 21, 2009 8:41 PM
بسيجی اصفهانی! تو چی تو هم فکر می کنی همه مثل تو هستند که مثل گوسفند از يه انسان ديگه که مثل خودشونه کورکورانهاطاعت کنن! من نمی خوام به اون بهشتی برم که امثال تو توش هستن. چرا دست از سر مردم بر نمی دارين؟ حتی خدا هم تو قران گفته لا اکراه فی الدين . مطمين باش خون اونهايی که کشتيد و می کشيد دامنتون رو می گيره. عذاب الهيتون شروع شده!
June 21, 2009 8:33 PM
ای بابا، مشکل همتون اینه که ساده این!
دنبال دلیل باشین واسه اتفاقایی که داره می افته، نه دنبال وسیله ای که فقط بگین حرف خودتون درسته و غیر از این نیست...
June 21, 2009 8:19 PM
http://groups.google.com/group/23khordad/browse_thread/thread/6c42769ca4d7a79a
جالبه سایت petition هم فیلتر شده...
بچه ها با فیلتر شکن برید. به صد هزار تا امضا نیاز داریم تا گوگل ارت تهران رو پوشش بده
June 21, 2009 8:07 PM
Jenabe BASIJIYE esfehan
loft kon GOHE ziyadi nakhor
KESAFATA
June 21, 2009 8:04 PM
loft kon gohe ziyadi nakhor
kesafataaa
June 21, 2009 8:02 PM
در شرایط حاضر که دولت با تکیه بر پول مردم حقوق مزدورانی را می پردازد
که با اسلحه و چماق به جان آنها افتاده اند و هزینه های سرسام آور فیلتر
کردن گسترده ی سایت ها و ایجاد پارازیت روی امواج ماهواره ها را متقبل می
شود، یکی از بهترین کارهایی که می توان کرد این است که مردم پولهای خود
را از بانکها بیرون بکشند. با این کار شوک جدی به دولت وارد شده و ضمناً
هیچ گونه هزینه یا پیگرد قانونی برای کسی ندارد. در ایران حدود 0.2 تا
0.5 درصد از ذخیره های پس اندازی یا دیداری نزد بانکها به منظور امور
جاری مردم در بانک نگهداری می شود. مابقی در بانک مرکزی نگهداری می شود و
یا سرمایه گذاری می شود. با برداشتن حجم عظیمی از پول از حسابهای بانکی،
صنایع می خوابند، بانکها ورشکسته می شوند، منبع اصلی مخارج دولت از بین
می رود و بانک مرکزی دچار مشکلات اساسی می شود.
در اینجا از همه ی اقتصاددانها می خواهم که در برابر این اعتراض مدنی و
تاثیرات آن نظرات کارشناسی خود را ابراز کنند.
June 21, 2009 7:30 PM
شراگیم ! می گن هیچ کس موسوی رو ندیده ! می گن شایعه بوده سخنرانیش در جیحون !
June 21, 2009 6:37 PM
اقای موسوی ما از شما تا اخرین قطره خونمان حمایت میکنیم.
June 21, 2009 1:41 AM
برو بچه .جوانهاي مملكت ايران نيازي به اين افسانه سرايي هاي تو ندارند .چون مي بينند و عاقلند .معني و مفهوم عدالت را هم خوب مي دانند .كي رو مي خواي گول بزني برو دست كثيفت رو از رو ذهن بچه هاي ايران بردار .
June 21, 2009 1:40 AM
از امروز سیاه میپوشم، سیاه میپوشم چون خواهرم رو کشتن، توی دست پدر پر پر شد و رفت خدا صبر به همهٔ ما بده
June 21, 2009 1:40 AM
جناب بسيجی اصفهانی لطفا زرزر نکن و تا اطلاع ثانوی خفه شو ما به اندازه کافی داغدار هستيم از دست امثال تو
June 21, 2009 1:39 AM
شما ها فکر کردین ایران فقط زعفرانیه و ولنجکه؟
انتخابات را باختین دیگه چرا جر میزنین؟
بترسين از اون روزی که ما بسيجی های شهرستانی صبرمون لبريز بشه و بلندشيم بيايم تهران
که در ان روز ديگر نه از ماه نشان ماند ونه از ماه نشان
June 21, 2009 1:28 AM
با سلام،
دقت کنید!
طرفداران بلند پایهی خامنهیی تا آخرین ساعات امروز، یعنی تا معلوم شدن نتیجهی راهپیمایی اعلام شدهی امروز منتظر ماندند و بعدا با عجله پشتینانی خۆد را از سخنان "رهبر" که دیروز بیان شده بود، اعلام میکنند.
دقت کنید! این رویه همچان ادامه خواهد داشت!! تا کنون اینها را از سایت خبرگزاری "ایلنا" در آوردهام (شما بیشتر دنبال کنید):
"رييسجمهوري در نامه اي به رهبر معظم انقلاب اسلامي....
تاکيد مجلس خبرگان رهبري درحمايت از بيانات مقام معظم رهبري....
نامه آيت الله جنتي به رهبر معظم انقلاب اسلامي....
آیت الله نوری همدانی با ارسال نامه ای به رهبر معظم انقلاب اسلامی....
جامعه روحانيت مبارز تهران با صدور بيانيه اي از بيانات مقام معظم رهبري حمايت كرد...."
دقت کنید در زمان پخش این اعلامیهها در سایت، همه بعد از ساعت 16.00 یعنی بعد زمان شروع راهپیمایی و معلوم شدن سرکوب مردم پخش شدهاست.
June 21, 2009 1:23 AM
امروز شیراز هم درگیری بود ما تاآخر وایسادیم پس بکش تا بکشیم
June 21, 2009 1:21 AM
لطفا اطلاع رسانی کنید
سیستم ارسال پیامک کوتاه جهت شناسایی افراد شرکت کننده در راهپیمایی ها
مراقب باشید
June 21, 2009 1:19 AM
امروز شیراز هم درگیری بود ما تا آخر ایستادیم حمایتتون میکنیم شما تنها نیستید ممکنه کتک بخوریم ولی دست بر نمیداریم پس حالا که دوست دارند بکش تا بکشیم
June 21, 2009 1:17 AM
؛در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم تواناييهاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان ميتواند حقوق مشروع تان را در چهرههاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند؛
ببينين خوب خودشم ميگه چهره های جديد مدنی ميدونم شراگيم الان تو شرايط سختی هستی اما لطفا درين مورد بگو همه ی بچه ها هم لطفا نظرشونو بگن ببين خودتم ميگی خيليا ترسيدن اما اگه راههای ديگه رو امتحان کنيم هم ثمر بخش ترن هم کم خطر تر من واقعا ديگه نميتونم اين کشتار وحشيانه رو تحمل کنم
June 21, 2009 1:13 AM
چشمان اون دختر
دختر به دوربین نگاه می کند. یاد معلم تاریخم می افتم که می گفت این نگاه شیریست که کمرش را شکسته اند. ولی در اون چشم معصومیت می بینم. یکی به دختر می گوید نترس. در این لحظه با وجود اینکه می بینم لینک بالاترین از مرگ می گوید برایم مضحک به نظر می رسد. نترس. اگر ترسی بود پس چرا سر بر بالشتکی از شن گذاشته ؟ پس چرا چکه های خون را می بینم. دوربین می چرخد. در درون می گویم که خدا کنه این لینک همینطوری داغ شده باشه. دخترک تلاشی نمیکنه. می دونی گلوله به قفسه سینه خورده. یکی بر سر خود می زنه. می بینم اشک وجودم را گرفته. یاد حرف خامنه ای افتادم که در مورد جانش حرف میزد. ؟؟؟؟؟؟ دختر حرکتی ندارد. صدایی در پس زمینه فریاد میزنه دستتو اینجا فشار بده. فکر می کنم این صدا دوره. یاد زنجیر انسانی می افتم که با شوق از تجرش تا اقسریه بود. چه قدر اون خنده ها دوره. صورت دختر تغییری می کند. چرا به نظر من این دختر وطنمه؟ چرا احساس می کنم نمی خواد چیزی بگه فقط داره نگاه می کنه. لحظه بعد احساس می کنم وجودم آتش گرفت. چرا؟ قطرات خون را که می بینم تنم می لرزه. دستهایم می لرزه. یاد یک مشت احمقی می افتم که برای حرف خامنه ای گریه کردند. کسانی که با من و دختر چهار ردیف حفاظتی فاصله دارند. صفحه تار شده. نمی دونم من گریه می کنم یا این فیلم تخیلیه/ نفسم بالا نمیاد. نمی خواهم نفس بکشم. برای چی قلب من باید بزنه ولی قلب اون نه؟ خواهرم می دونم برابری می خواستی. ولی مگر من مرد مرده بودم که تو خود را سپر گلوله کردی.؟؟ خواهر شهیدم عزت وطنم من وطن را در چشمان تو دیدم. شاید که مزدور بر روی نورت پارچه سیاهی کشید. ولی من دامانش را به آتش چشمت می سوزانم.
June 21, 2009 1:10 AM
سلام لينکتونو گذاشتم توو پيوندام واسه خبر گرفتن
مواظب خودت باش
June 21, 2009 12:59 AM
خدا کمکمون کن...بچه ایستادگی کنید خدا با ماست....اندکی صبر سحر نزدیک است....
June 21, 2009 12:50 AM
به جای این کارها چرا میر حسین اعلام اعتصاب نمیکنه؟خوب خطرش کمتره؟لطفا درین مورد توضیح بده.
June 21, 2009 12:49 AM
دوستانی که اینجا هستید و نظر من را می خوانید خواهش می کنم آروم باشید و امیدوار.
ما مگر به دنبال حقمان نیستیم؟ مگر میرحسین قول نداده که از حقمان دفاع کند؟ مگر فعلا چاره ای جز اعتماد به میرحسین و پشتیبانی از او داریم؟
مبارزه که بدون فکر و آگاهی نمی شود.
بیانیه شماره 5 میرحسین عزیز را از اینجا بخوانید (کمی زیاد است، حوصله کنید به خواندنش می ارزد):
http://www.kalemeh.ir/vdcf.cd1iw6dexgiaw.txt
یا حسین
June 21, 2009 12:38 AM
فوري/خلاصهای از بيانيه شماره 5 مهندس ميرحسين موسوي خطاب به مردم شريف ايران:
...سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسانها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود...من آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست...آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي میخواهند و بسیاری از گرفتاريهاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقبماندگي، فقر، فساد و بيعدالتي سرنوشت ما نیست...ن در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشيند میوههایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بیانصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند...اما آن چنان که میدانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمانهایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانونگريزي پيشبيني كرده بوديم به صريحترين شكل ممكن و در نزديكترين زمان تحقق يافت...اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که اين رسيدگيها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته ميشود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بيطرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بيطرفي است...اينجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من به عنوان يك همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم تواناييهاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان ميتواند حقوق مشروع تان را در چهرههاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راهحلهاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمنديهايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزاديهاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.
June 21, 2009 12:35 AM
فیلمی که CNN از تیر خوردن و کشته شدن یه دختر رو گذاشته، دیدید؟ واقعا وحشتناکه . خامنه ای کاری کرد مردم حاضرن با تبر تیکه تیکه اش کنن.
می خواستم لینک عکس هاش رو بذارم اما دلم نیومد. واقعا وحشتناکه
June 21, 2009 12:35 AM
امروز خیلی شلوغ بود، همه جا گارد و لباس شخصیها بودن، من فقط و فقط متاثرم از این وضع..
به من هم سر بزن.
June 21, 2009 12:32 AM
کشتند شراگیم کشتند
ما شهرک آپاداناییم در غرب تهران
یه سری رو هم بردند
خدا لعنتشون کنه
June 21, 2009 12:21 AM
امروز يک چشمم اشک بود و يک چشمم خون . گلوم از الله اکبرهای امشب گرفته . اما فردا ... باز هم ميايم . باز هم ميايم . باز هم ميايم ... از فردا ما هم می زنيم
June 21, 2009 12:18 AM
راستی يه جمله ای هم ديرزو اينجا رو تخته سياه بود..درباره اينکه آن کس که نمی تواند گدشته را بخاطر اورد ناگزير به تکرار آن است! می شه درستش رو برام بزارين دوباره با اسم نويسند..می دونم خسته ای اما يادم اومد که اينو بژرسم...می شه بگين؟؟؟ممنونم..آويشن باتوم خورده!!
--------------------------------------------------
آویشن عزیز:
کسانی که در یاداوری گذشته ناتوانند محکوم به تکرار آنند
جرج سانتایانا
June 21, 2009 12:15 AM
من انقلاب بودم از جمالزاده نشد بیشتر بریم جلو نمیذاشتن متمرکز بشیم....تا به هم می رسیدیم گاز اشک آور و باتوم بود..اگه بیشتر باشیم نمی تونن کاری کنن...اگه مثه اونروز میلیونی باشیم زورشون نمی رسه من مطمئنم.....برنامه فردا چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟تا وقتی من بودم چیزی نگفتن...دست و پام هم باتوم خورده اما نشکسته....پسرها واقعا فداکاری کردن جلو خیلی از ضربه هایی که به ما می شد زد رو گرفتن...برنامه نداریم فردا من با همین تن کتک خورده حاضرم باز هم برم...
June 21, 2009 12:11 AM
یکی از دوستان ما می گفت که کلی آدم جمع شدن و یه خیابون رو دست خودشون گرفتن و حسابی بسیجی ها رو زدن و خلع سلاح کردن. کلی هم باتوم جمع کردن که چون نمی تونستن با خودشون بیارن همه رو آتیش زدن...
خبر بدشم این بود که گاردیا یه اتوبوس رو پر از کشته کرده بودن می بردن...
کمک های اولیه خیابانی: اسپری فلفل و گاز اشک آور http://groups.google.com/group/23khordad/browse_thread/thread/8cad2e1bf3c1154e
June 21, 2009 12:05 AM
لعنت به این وحشیا ،آخه چرا با همخون خودشون این برخوردا رو میکنن ,و همین طور ممنون از شما تو این مدت اخبار راهپیمایی رو از اینجا دنبال میکردم .
راستی یعنی پیروزی بی پیروزی،یعنی میر حسین تبعید و کروبی سر به نیست؟؟؟؟
June 20, 2009 11:55 PM
شراگیم جان ! ممنونم از این نوشته ی جامع و کاملت.
راستی یه عذر خواهی جانانه به تو بدهکارم( از اینکه گفته بودم که به نظر میاد ترسیدی).
شجاعی و منطقی. حداقل خیلی شجاع تر از من...
June 20, 2009 11:47 PM
برادرم می گفت ميدون وليعصر و بلوار کشاورز هم شلوغ بوده و اينکه با حمله گاردی ها به سمت مردم و فرار دسته جمعی مردم خيلی ها رختن تو جوب بزرگی که وسط بلوار هست.
حتی اگه اتفاقی هم نيفته تاريخ دو قسمت شد٬قبل از انتخابات ۲۲خرداد و بعد از اون
June 20, 2009 11:45 PM
سلام
خدا رو شکر که زنده ای.ويدئوی گشته شدن دختری جوان به دست بسيجی ها قلبم رو پاره کرد.ظاهرا چندان هم امروز ختم به خير نشده.هميشه وبت رو ميخوندم.خوشحالم که زنده ای.
June 20, 2009 11:45 PM
خدارو شکر زنده ای... پاینده باشی.
مواظب خانوم شین هم باش
مرگ برمیرحسین وکروبی وخاتمی یاران شیطان
-----------------
خدا شفا بده
July 9, 2010 9:31 AM