هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام، ناگهان
برباغ و بوستان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در،بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آنکس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
زین کاروان سرا بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد.
(سیف فرغانی)
شماره ۱۱۵ اين شيخ پشم الله نوري و مستعمره روسيه رو اونقدرررررررر خوب اومدی که جيگرم حال اومد. واقعا دمت گرم.
اينا رو بايد همينجور جوابشون رو بدی.
June 28, 2009 4:41 PM
be arastoo ke sad albate gholabi
are shepesh rusia khoobe caspian
sea taghdim shod . iran ham taghdim
mishe che basa shode khahar madare
to ham roosh albate age be dalil
zeshti ghabool konan . yek ghatre
az oon vodka kooftishoon ham be to
nemirese arogh gand goheshoon chera
noosh joonet
June 28, 2009 3:47 PM
آره ارسطو جان. کاملا مشخصه که رژيم رو قبول نداری. اين جاست که يک بيلاخ بايد به شما داد. چون شما معلومه خيلی از ... اينها خورديد که ترجيح ميديد ايران مستعمره ی يه مشت آخوند بوگندو باشه که از ايرانی بودن هيچ بويی نبردن و دارن احاديث روايات داستانها و کلا اسلام من در آوردی که حتی هيچ کدوم از مسلمونهای کشورهای ديگه هم قبولش ندارن به مردم به زور تنقيه کنن! معلومه سر تو هم بدجور تو آخوره که اين حرفها رو می زنی. نه که الان نمی برن نمی خورن نمی کنن ! خاک بر سر پس نفت رو به کی می فروشن؟ دخترا رو به کجا صادر می کنن؟ لياقت تو هم همين عمامه به سرهاست که حتما يه استخوان جلوت انداخته ان که اينطور داری واق واق می کنی.
June 28, 2009 1:50 PM
اقا جان اسم ارسطو را چرا زير سوال ميبردي اسمت رو ميذاشتي شيخ فضل الله نوري بهتر نبود؟
ثانيا حتما تجويز شما اينه كه همون بهتر كه مستعمره روسيه باشيم.
شما گويا عشقتون اینه که مستعمره باشید. مدفوع روسها رو بخوريد. حرفهای همونها رو گوش می دید و تکرار می کنید. دوست دارید که دوباره بیان و بخورن و بکنن و ببرن و بکشن و باز کنن و بکشن و کشف کنن و بخندن و بزنن و برقصن و تحقیر کنن و ... . دوست دارید.
اره چون اگه دوست نداشتيد وقتي روسها به گرجستان حمله كرديد خفه خون نمي گرفتيد...درياي خزر رو حراج نمي كرديد و معاهده هاي ننگين تر از تركمانچاي نمي بستيد.
June 28, 2009 1:38 PM
مرسی ... چه موثق باشه چه نباشه ..من ميام..مثل تمام اين دو هفته گذشته....فقط کاش منابع موثق اين خبر و می گذاشتند که تعداد بيشتری شرکت کنند..
June 28, 2009 12:53 PM
فرض کنیم که دز انتخابات تقلب نشده باشه (که نشده چون فقط به صورت کلی گوئی بیان می شه و مصداقی نداره ) خسارات مادی و معنوی به مردم و خونهای ریخته شده به گردن شماست . من اصلا رای ندادم و نظام رو هم قبول ندارم . ولی از دروغ و بی انصافی و بی منطقی و حماقت و تعصب فریب خوردگان موسوی و رفسنجانی و BBC , FOX NEWS و ... حالم به هم می خوره. موسوی و رفسنجانی و خاتمی چه غلطی کردند طی دوران قدرتشون ؟
شما من رو یاد حکایتی می اندازید :
شخصی داشت باروت قاچاق میکرد . مامورها دم دروازه شهر گرفتندش و یاروت ها رو بیدا کردن. مامورها گفتند که این چیه ؟ مرد گفت که زیره است . اگر باور ندارید امتحان کنید. مامورها مقداری باروت ریختند کف دست شخص و آتش زدند. دست و صورت شخص سوخت و در حالی که داشت سرفه می کرد گفت : دیدید گفتم زیره است .
شماها عشقتون اینه که مستعمره باشید. مدفوع انگلیسی ها رو مخورید. حرفهای همونها رو گوش می دید و تکرار می کنید. دوست دارید که دوباره بیان و بخورن و بکنن و ببرن و بکشن و باز کنن و بکشن و کشف کنن و بخندن و بزنن و برقصن و تحقیر کنن و ... . دوست دارید.
تعقل و و عدم تعصب می تونه روشنگر باشه. بروید و بازیچه خوکان شوید. سرایتان آتش است و سزوارتان دوزخ. زشت باد روی دروغ گویان . و کشته باد هرچه متعصب احمق است.
ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش
دشمن به دشمن آن نپسندد که بیخرد با نفس خود کند به مراد و هوای خویش
از دست دیگران چه شکایت کند کسی سیلی به دست خویش زند بر قفای خویش
دزد از جفای شحنه چه فریاد میکند گو گردنت نمیزند الا جفای خویش
خونت برای قالی سلطان بریختند ابله چرا نخفتی بر بوریای خویش
گر هر دو دیده هیچ نبیند به اتفاق بهتر ز دیدهای که نبیند خطای خویش
چاهست و راه و دیدهی بینا و آفتاب تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش
چندین چراغ دارد و بیراه میرود بگذار تا بیفتد و بیند سزای خوایش
با دیگران بگوی که ظالم به چه فتاد تا چاه دیگران نکنند از برای خویش
June 28, 2009 12:37 PM
خطاب به کفشدوزک
من فکر ميکنم موثقه چون که برنامه از طرف خانواده و اطرافيان شهيد بهشتيه و برنامه تجمع نيست که قلم نيوز بزنه از طرف ديگه هم ميدونيم که فرزند شهيدبهشتی از نزديکان و سخنگویان ستاد اقای موسوی است پس سخنرانی اقای موسوی اصلا بعيد نيست.
June 28, 2009 12:34 PM
اين برنامه امروز مسجد قبا چقدر موثقه؟ چرا توی قلم چيزی ننوشته؟ اگه مجوز داره و موسوی سخنرانی می کنه حتما بايد توی قلم می اومد...يه خورده مشکوکه!
June 28, 2009 11:49 AM
نقل قول:
الان به من اطلاع دادند که برای بعد از ظهر میر حسین برای مسجد قبا مجوز سخنرانی داره لطفا کسب خبر و اطلاع دهی
June 28, 2009 11:37 AM
عزیز جان ما کمتر نیستم ... چه کسی گفته که ملیونها نفر بیننده اخراجی ها و یوزارسیف ها . ... از همپیاله های امثال احمدی نژادند؟ ملیونها نفر که صرفا برای خندیدن بدون دغدغه به کارنامه سیاه جمهوری اسلامی
به دیدن فیلم ده نمکی چماقدار میروند ، آیا از طرفداران احمدی نژادند؟ اصلا آیا چهل ملیون رای یعنی جمهوری اسلامی کاملا حکومت مورد خواست مردم است؟.... حوصله توضیح واضحات آنهم در این مقطع را ندارم اما نویسنده آن مطلب ناخواسته و یا خواسته سعی در دفاع از عمل کرد دروغ گویان دولتی و حکومتی داشته است.....
June 28, 2009 11:30 AM
بچه ها توروخدا هرکی ميتونه بياد. روند اعتراف گيريها شروع شده اميرحسين مهدوی رو از زندان بردند خبرگزاری فارس تا اعتراف کنه. اگر امروز نشون بدهيم که اين جو پادگانی ما رو نترسونده وقاحت رو به اين حد نميرسونند که فردا امين زاده و تاج زاده را بيارند که اعتراف کنند ميخواستند انقلاب مخملی راه بيندازند.
June 28, 2009 10:56 AM
صفحه فیس بوک موسوی: یکشنبه به مناسبت سالگرد هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد
یکشنبه به مناسبت سالگرد هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد، اطلاعرسانی وسیع توسط ایمیل و هر ابزار دیگر به ایران به عهده شماست، بهترین پوستر برای مراسم پوستر های آلبوم "بازگشت به میزان" است، برای بچه های ایران ارسال کنید، رسانه شمائید.
June 28, 2009 10:47 AM
به 91 «این رو خوندی؟ »
خيلی مطلب قشنگی بود، واقعا دستت درد نکنه که لینکش رو گذاشتی.
بچه ها همه این مطلبو بخونید.
http://eynolqozat.persianblog.ir/post/113
اتفاقا دیشب با شخصی یک ساعت مشغول بحث کردن بودم که تقلب شده اونهم به طور گسترده، و دلایلی که برام آورد شبیه همین متنی بود که خوندم.
June 28, 2009 10:43 AM
یادمان نرود
یک رئیس جمهور زبان بسته
با 24 میلیون رای داریم!
احمدشیرزاد
دقت کرده اید که یکی دو هفته است صدای احمدی نژاد خاموش شده است؟ ظاهراً بعد از آن سخنرانی مشعشع 24 خرداد که مخالفان خود را خس و خاشاک نامید، برخی زعمای ممکلت به این نتیجه رسیدند که هر چه این آقا کمتر وسط میدان باشد به صلاح نزدیک تر است. این شد که خودشان آمدند وسط و ترجیح دادند در این برهه ی حساس، سرنوشت نظام را به دست ماجراجویی های کلامی احمدی نژاد ندهند.
تا وقتی این جناب پشت میکروفن می رفت و در مورد سقوط عنقریب نظام جهانی و شنیده شدن صدای فرو ریختن ستون های اقتصاد و سیاست دنیا سخن می گفت و تا وقتی هر بار یک اظهار نظر نسنجیده مثل موضوع هولوکاست و یا رفتار نامربوط کار دست کشور و مردم می داد، ظاهراً کسی پیدا نمی شد کلام مهار ناپذیر او را کنترل کند و یا لااقل از پخش و اشاعه ی آن جلوگیری کند. برعکس، صدا و سیما مأموریت می یافت قربان صدقه "لحن مردمی" و "شفاف گویی" ایشان در عرصه ی سیاست (بخوانید حرف زدن های بی در و پیکر) برود و مردم از همه جا بی خبر نیز تصور کنند که لحن کلام احمدی نژاد به زودی صحنه ی سیاست جهانی را دگرگون خواهد کرد و استکبار جهانی را به زانو در خواهد آورد! گویی خواست خدا بود که یک بار هم که شده صابون زبان بی ملاحظه و کلام دردسر ساز، سبک، بی تقوا و سرشار از تحقیر و تمسخر آقای رئیس جمهور فعلی به تن خود آقایان بخورد و دریابند که وقتی کسی بر گفتارش هیچ معیاری جز جلب نظر دسته ای خاص از مخاطبین اش حکمرفا نباشد چه مشکلاتی که نمی آفریند.
اما نکته دیگری که در همین ارتباط قابل توجه است آن است که آقای احمدی نژاد در شرایطی دچار سانسور نسبتاً کامل خبری می شود که کارگردانان انتخابات مدعی اند وی 63 درصد از آراء رأی دهندگان را تصاحب کرده است. چگونه می توان تصور کرد رئیس جمهور منتخبی در اوج محبوبیت خویش قرار داشته باشد و در انتخابات کم نظیری که 85 درصد مردم در آن شرکت داشته اند واقعاً 63 در از آراء آنها را به خود جلب کرده باشد، اما بلافاصله پس از موفقیت، قادر به مدیریت افکار عمومی نباشد و بزرگان قوم یا به صراحت از او بخواهند که فعلاً دهان نگشاید و یا به صدا و سیما دستور سانسور خبری و سکوت در مورد سخنان وی بدهند!
در هر کشور دمکراتیک دنیا اگر رئیس جمهور منتخبی توانسته باشد در یک انتخابات 85 درصدی 63 درصد آرا را کسب کرده باشد، یعنی حدود 54 درصد آراء خالص مردم را به دنبال خود داشته باشد، از آن چنان محبوبیتی برخوردار خواهد بود که هر شخصیت سیاسی در جهان حسرت آن را می خورد.
واقعیت این است که اساساً آقای احمدی نژاد در شرایط فعلی فاقد چنین سیمایی است.
در هفته های آخر مانده به انتخابات، آقای احمدی نژاد با استفاده از امکانات ویژه هواپیمای اختصاصی، روزی 2 یا 3 مرکز استان را سفر می کرد و تلاش داشت تا با برگزاری اجتماعات عظیم فضا را به دست گیرد. گزارش ها حاکی است که هر چند در این راه بسیج بی امان فرمانداران و بخشداران وزارت کشور و سایر مدیران برای گرد آوردن مستمعان از شهرهای دور و نزدیک همگام ایشان بود، اما اجتماعات برگزار شده از استقبال های معمولی که در دوران ریاست جمهوری از ایشان می شد ضعیف تر بود.
در اصفهان ما با وجود آن که آقای احمدی نژاد دو ماه قبل از انتخابات سفر رسمی به آنجا داشت، اما جمعه قبل از انتخابات (15/3/88) با توجه به اطلاعاتی که از ترکیب آرای اصفهان به دستشان رسیده بود وی مجدداً به این شهر سفر کرد تا اجتماع باشکوهی را در میدان نقش جهان این شهر ترتیب دهد. اما چند روز نگذشته بود که با سفر تاریخی آقای خاتمی در روز چهارشنبه 20/3/88 به این شهر اجتماعی به مراتب با شکوه تر در همان میدان و تمام خیابان های اطراف برگزار شد که به اعتراف پیر و جوان تعداد شرکت کنندگان آن حداقل سه برابر اجتماع قبلی بود. کسانی که با روان شناسی مردم شهرها سر و کار دارند می دانند که چنین رخدادی در یک انتخابات، تیر خلاص به طرف مقابل است. چنین وضعیتی در شیراز نیز تجربه شد و در بسیاری از شهرهای دیگر نیز کم و بیش برقرار بود. من خود در ایام انتخابات عمدتاً در شهرهای کوچک سخنرانی داشتم و به جرأت می توانم شهادت دهم در اغلب آن ها شور و نشاط حامیان موسوی به مراتب گسترده تر از شهرهای بزرگ بود و در آن سو ستادهای احمدی نژاد معمولاً سوت و کور بود و چند نفری از جهت انجام وظیفه، چراغ را روشن نگه داشته بودند.
اما شاید نقطه اوج داستان بر می گردد به برنامه های روز دوشنبه 18/3/88 در تهران بزرگ. در این روز جوانان حامی موسوی مانور بسیار عظیمی داشتند که طی آن کمربند سبزی از تجریش تا راه آهن در تمام طول 18 کیلومتری خیابان ولیعصر برقرار کردند. در این مانور عظیم آن چنان جمعیت جوانان سبزپوش گستردگی داشت که در بسیاری از نقاط سطح خیابان را پوشانده بود. در همان روز هواداران احمدی نژاد در مصلای تهران جمع شده بودند. تصور برنامه ریزان ستاد احمدی نژاد این بود که ابتدا افواج عظیم انسانی را در مصلا گرد آورند و سپس آن ها را در تمام شهر تهران به راه اندازند و به اصطلاح پایتخت را به تسخیر نفوذ و جلوه ی خویش درآورند. این اتفاق نیفتاد و جمعیت در آن حدی نبود که قادر به رویارویی با موج عظیم مقابل باشد. علاوه بر آن، بی رغبتی و بی انگیزگی آنان که شاهد شکست عنقریب خود بودند مزید بر علت شده بود. در آن اجتماع، احمدی نژاد سخنرانی نکرد و برنامه شکست خورد. آن شب تمام خیابان های تهران در تسخیر موج سبز بود و هواداران احمدی نژاد در کنار برخی از ستادها حرکتی به مراتب ضعیف تر و کم رونق تر داشتند. این وضعیت تا پایان زمان رسمی تبلیغات کم و بیش برقرار بود.
ذکر این جزئیات را از آن جهت جالب می دانم که امروز بزرگان نظام می گویند زورآزمایی های خیابانی باید برچیده شود. در تمام سال های دوران اصلاحات به دلیل شرایط خاص آن دوران، تحلیلی که اصلاح طلبان برای پرهیز از مقابله خیابانی داشتند، فقدان ساز و کار لازم برای کنترل جمعیت ها و امکان عمل گسترده گروه های فشار و عوامل خود سر و دلایل دیگری که این جا مجال بحث آن نیست، طرفداران اصلاحات هرگز به فکر برگزاری تجمع های وسیع خیابانی نبودند. بر عکس، طرف مقابل با هر رویداد کوچک و بزرگی هزاران نفر را به خیابان می آورد و با شعار های آتشین و انعکاس گسترده تلویزیونی سعی می کرد فضا را به دست گیرد. علاوه بر این، آن ها با ابزارهای رسانه ای و امکانات حکومتی، راهپیمایی های ملی نظیر راهپیمایی 22 بهمن و روز قدس را نیز به نفع خود مصادره می کردند.
عجب است که اکنون بعد از یک دهه، ناگهان وقتی اصحاب جناح راست در این عرصه نیز کم آورده اند، به صحنه آمدن مردم در خیابان ها و بیان اعتراضات به شیوه قانونی و استفاده از حق مسلمی که اصل 27 قانون اساسی در برقراری تجمعات و راهپیمایی ها به آنان داده، تبدیل به امری مذموم و ناپسند شد که باید تعطیل شود؟! این در شرایطی است که بعد از اعلام نتایج دور از انتظار انتخابات که همراه با هجوم و تعطیلی ستادهای موسوی و کروبی بود، طرفداران احمدی نژاد آن چه در توان داشتند صرف کردند تا اجتماعات باشکوهی تشکیل دهند اما در این کار توفیق نداشتند. اجتماع کم رمقی که روز یکشنبه 24//3/88 از سوی طرفداران احمدی نژاد در میدان ولی عصر تهران برگزار شد هیچ شباهتی به جشن پیروزی کاندیدایی که مسیر اوج گیری محبوبیت خویش تا کسب 63 درصد آراء از 85 درصد مردم را طی کرده، نداشت و گافهای متعدد احمدی نژاد در این برنامه نیز هیچ شباهتی به اعتماد به نفس یک کاندیدای محبوب و پیروز نداشت بلکه به دهن کجی عنصر لجوجی می مانست که می خواست به طرف مقابلش حالی کند که دیدی هر چه ما خواستیم شد!
اگر هیچ دلیل دیگری بر مخدوش بودن نتیجه اعلام شده انتخابات 22 خرداد ماه ایران نتوان یافت، باز هم همین سکوت اجباری تحمیل شده به احمدی نژاد گواه است بر آن که واقعیت مسئله با ادعای برگزار کنندگان انتخابات متفاوت است.
اکنون نامزد به اصطلاح منتخبی که مدعی اند کم نظیر ترین رأی در تاریخ کشور را آورده به دلیل آن که هر بار دهان می گشاید کار را خراب تر می کند از صحنه حذف شده است و به جای او دیگران به صحنه آمده اند! یک شب حداد عادل را می آورند به تلویزیون، یک شب فالیباف را و شب دیگر ولایتی را تا به اصطلاح با سخنانی عاقلانه تر بحران را جمع کنند! و در کنار همه این ها به جای آن که محبوبیت دور از تصور 63 درصدی رئیس جمهور آرامش را بر جامعه حاکم کند، استقرار بی سابقه و کم نظیر نیروهای نظامی و شبه نظامی در خیابان ها عامل ایجاد آرامش، البته از نوعی دیگر، شده است.
ای کاش حسادت ها به کنار می رفت و آقایان می پذیرفتند که همه با هم ایران را اداره کنیم. امروز جا دارد مقایسه کنند میان محبوبیت واقعی رئیس جمهوری که یک بار 20 میلیون و بار دیگر 22 میلیون رأی واقعی آورد و با همه ی تهاجم ها و بحران آفرینی ها به یمن محبوبیت واقعی خویش 8 سال ایران را آرام نگه داشت با فردی که به هزار زحمت باید از خلال انتخاباتی با هزاران حرف و حدیث بیرون کشیده شود، اما5/24 میلیون رأی ادعایی اش قادر نیست در طلایی ترین روزهای اوج محبوبیت اش کشور را برای دو هفته آرام نگه دارد، به گونه ای که برای آرام ماندن کشور ناچار شوند به او بگویند فعلاً ساکت باش تا ما خودمان بحران را آرام کنیم!
(کوتاه شده از سایت امروز)
June 28, 2009 10:17 AM
مناسبت سالگرد هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا (دکتر شریعتی-بالاتر از حسینیه ارشاد- مسجد قبا) ساعت 6 برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد، اطلاع رسانی وسیع توسط ایمیل و هر ابزار دیگر به ایران به عهده شماست، بهترین پوستر برای مراسم پوستر های آلبوم “بازگشت به میزان” است، برای بچه های ایران ارسال کنید، رسانه شمائید
دوستان خواهش می کنم توجه کنید تنها قرار قطعیه امروز همینه تو رو خدا همه رو خبر کنید امروز قراره نشون بدیم هنوزم به پا هستیم و دنبال حقمون امروز باید بترکونیم باید به دولت نشون بدیم چقدر زیادیم و پشت همدیگه، خواهش می کنم موسوی رو امروز تنها نگذارید به قول خاتمی عزیز بپا خیزید
وبلاگ ندای آزادی http://mahid.wordpress.com/
June 28, 2009 10:08 AM
امروز يکشنبه مسجد قبا ساعت ۶ تا ۸ همراه با نشان سبز يا پلاکارد ميزان رای ملت است...حتما خبر رسانی کنيد چون مجوز دارد
June 28, 2009 9:34 AM
ساعت برنامه مسجد قبا چنده؟ منبعش موثقه؟ زود بگيد تا اطلاع رساني كنيم.
June 28, 2009 9:29 AM
سلام شراگیم جان.
نگرانت شدم. اومدم بنویسم کجایی پسرجان , که دیدم خوشبختانه خبر سلامتیتو نوشتی.
مواظب خودت باش...
June 28, 2009 9:21 AM
کاش می دونستید که اون راهپیمایی های با وقارتون چه طنینی اینجا افکنده. شما تا حالا یک پیروزی بزرگ کسب کردید که هیچ کس نمی تونه ازتون بگیره.
تا می تونین و جراتشو دارید تظاهرات کنید و لی فکر نکنین که اگر تظاهرات تمام شد جنبش شکست خورده. این جنبش شکست نمی خوره مگر روزی که شما فکر کنید شکست خورده. حالا که فهمیدید که همه با هم هستید خودتون راهشو پیدا می کنید.
فقط نزارید بهتون بگن که شما در اقلیت هستید و این داستانهای شهر و ده را هم باور نکنید از سال 1997 دهاتیها همیشه به اصلاح گراهها رای دادن بر اساس آمار وزارت کشور.
ایرانی خارج از کشور و مدیون شما
June 28, 2009 3:16 AM
.
یکشنبه به مناسبت سالگرد هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد، اطلاع رسانی وسیع توسط ایمیل و هر ابزار دیگر به ایران به عهده شماست، بهترین پوستر برای مراسم پوستر های آلبوم "بازگشت به میزان" است، برای بچه های ایران ارسال کنید، رسانه شمائید
June 28, 2009 2:22 AM
دوستان پیشنهاد میکنم کتاب 1984 جرج ارول رو بخونید تمثیل واقعیت جامعه امروز ماست
June 28, 2009 2:19 AM
http://www.semital.com/g.htm?id=7972
یه شب مهتاب با صدای فرهاد
June 28, 2009 2:03 AM
1. لطفاً ارسال کنيد و ارسالکنندههاي قبلي را پاک کنيد.
2. آدرس گیرنده های جدید را فقط در BCC بنویسید.
3. از دوستان متخصص مخابرات و شبکه خواهشمندیم صحت موارد اول و دوم را تایید یا تکذیب کنند.
هم میهنان عزیز
لازم دانستم به جهت اهمیت موضوع نکته زیر را به صورت عمومی اعلام نمایم. بر اساس اطلاعات قبلی و با توجه به حجم وسیع فیلترینگ و اعمال فشار حکومت و اقدامات شرکت مخابرات در بستن دریچه های انتقال آزاد اطلاعات، اصلا بعید نیست که اقدام به شنود گفتاری و نوشتاری راه های ارتباطی به هدف شناسایی یا ضد حمله به مردم به دفاع نموده باشند.
لذا در صورتی که از اکانت های جی میل استفاده می کنید می توانید با اعمال تنظیم زیر امکان شنود نوشتاری ایمیل های خود را از مخابرات ایران گرفته و دست اقتدارگرایان را از مشاهده متون کوتاه نمایید.
لازم است بدانید اطلاعات تبادل شده شما توسط ایمیل به علت اینکه به همان صورت متنی در اینترنت ارسال می شود قابل شنود و کپی برداری است که به اسنیف مشهور است، این اطلاعات می تواند حاوی آدرس ایمیل شما و مخاطبان شما -لیست آدرسها-، متن ایمیل، اسم کامپیوتر شما -نام رایانه شما در سرآیند ایمیل تبت می شود-، آدرس منحصر به فرد اینترنتی شما -برای مسیریابی و کنترل اسپم- و حتی شماره تلفنی -توسط کالر آی دی یا شماره ای دی اس ال- که از آن به اینترنت متصل شده است باشد. این اطلاعات به دلیل انحصاری بودن مسیر ورودی اینترنت به کشور که در اختیار مخابرات است توسط مخابرات و شرکت تامین کننده اینترنت شما قابل استخراج است و می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
برای کوتاه کردن دست مخابرات ازاین اطلاعات باید ایمیل از کامپیوتر شما تا سرورهای ایمیل به صورت رمزنگاری شده ارسال شود. سرویس دهنده جی میل از گذشته این سرویس را برای امنیت کاربران خود به رایگان ارائه می کرده است که به صورت زیر می توانید فعال نمایید.
با این کار کل عملیات ایمیل شما از کامپیوترتان تا سرورهای جی میل رمزنگاری شده و در بین مسیر نمی توانند از محتویات آن اطلاعی حاصل نمایند.
به اکانت خود وارد شوید
در بخش راست بالای صفحه گزینه تنظیمات را کلیک کنید
در لبه جنرال به پایین صفحه بروید
آخرین گزینه -ارتباطات مرورگر- را مطابق شکل به -همیشه از اچ تی تی پی اس استفاده کن- تغییر دهید و دکمه ثبت تغببرات را کلیک کنید.
June 28, 2009 1:34 AM
لطفا یک نفر یه فیلتر شکن معرفی کنه فیلتر شکنم از کار افتاده
June 28, 2009 12:24 AM
انصارحزب الله به شجریان: نمک بهحرامی، کمتر از امکلثوم وساسی مانکن
این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایونتان از همین آنتن به مردم شناسانده شد...شرم نمیکنید صدا و سیما با وجود این همه مداح خوش الحان ،فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟
پایگاه انصار نیوز ارگان انصارحزب الله در مطلبی قابل تامل و تعجب برانگیز خطاب به استاد شجریان نوشت:
مصاحبه محمدرضا شجریان با بیبیسی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم .
زمانی او را «استاد» می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم میبرد محترمانه تذکرش میدادم که: شجریان نه! استاد شجریان.
من دشمن کراوات و کراواتیها نیستم، اما اینکه کسی با تاختن بر موسیقی پاپ و سخیفشمردن موسیقی غربی، خود را علمدار حفظ «سنت» نشان دهد و همچنان با آویختن زنار (کراوات) بر گردن، خود را دلبسته فرهنگ غربی بهجا مانده از دوره طاغوت بداند نفاق با مردم است .
نمیخواهم وارد زندگی خصوصی شجریان شوم که جناب ایشان از اسلام آنچه را که خوشایندشان است، بر میتابد مانند تعدد زوجات و آن قضایای ...
شجریان سیسال است که مشخص نیست با نظام جمهوری اسلامی قهر است یا آشتی؟ سیسال است که با دست پس میزند و با پا پیش.
محمدرضا شجریان روی آنتن بیبیسی با همان حنجرهیی که برای این ملت «ربنا» خوانده است، در اقدامی خائنانه، سخنان رییسجمهور را در «خس و خاشاک» خواندن آشوبگران، به تمسخر و توهین گرفته و خود را تلویحا جزو آشوبگران و فتنهگران خیابانی قلمداد کرده و عنوان نمود که در نامهیی به ضرغامی درخواست کرده تا صدای «غیرمردمیاش» از آنتن صداوسیما پخش نشود. او با این موضع فتنهجویانه، به این دروغ دامن زد که منظور احمدینژاد از خس و خاشاک همه 12میلیون نفری بودهاند که به موسوی رای دادهاند، و این خیانتی نابخشودنی است. شجریان در ادبیاتی گستاخانه به رسانه جاسوس بیبیسی گفت که: «با پخش ترانههایم در این روزها تنم میلرزد، مردم در بهت و ماتم فرو رفتهاند.»
او همچنین اضافه کرد که «من در سال 74 هم گفتهام که از پخش صدایم از هیچکدام از آنتنهای صداوسیما راضی نیستم».
این گفته شیطنتآمیز شجریان، سعی در القاء این نکته به آشوبگران سبز داشت که «من از سال 74 سبز بودهام»، تا این چنین سابقهي طلب «حنجره مزد» خویش را از رسانه ملی پاک کند.
اینکه شجریان نیز مانند معتمد آریا و دیگر «هنرنمامندان» این سرزمین با موج سبز بوی کباب شنیدهاند و هر کدام از ظن خویش یار این موج فتنه شدهاند، امری است علیحده، اما اگر کسانی مانند محسن مهملباف بدهی «استاد»شدنشان را به این نظام فراموش کرده و در آنسوی مرزها زنجیر پاره کردهاند را به لقای اینکه پرده از چهره برانداختهاند و آنروی ... خود را نشان میدهند و چیزی برای پنهان کردن نگذاشتهاند ببخشیم، شما (شجریان) را چه کنیم که سیسال است از قبل نازی که جمهوری اسلامی از شما خریده، دکان دونبش گلویتان را تبدیل به یک فروشگاه زنجیرهای برای خاندان خود نموده و اکنون سر بزنگاه، نمک به حرامی را علنا به حد اعلی رساندهاید؟
خدا را گوه میگیرم که هیچکدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمیگویم بلکه حقیقتا واجد آنید.
شما نبودید که حاضر نشدید نامه تسلیت هنرمندان به مناسبت فوت مرحوم حاج سید احمد را امضاء کنید؟ و تنها دلیل اینکار را «وارد نشدن به سیاست» عنوان کردید؟ اکنون چه شده که به ناگاه سیاسی شدهاید؟ راستی آیا در نامهتان به ضرغامی نوشتید که صدای شازده پسرتان را نیز از آنتن ملی پخش نکنند؟
به راستی این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایونتان از همین آنتن به مردم شناسانده شد و خدا میداند چه میزان زمان و هزینه لازم داشتید تا پیوستن پسرتان به دکانتان را به هفتاد میلیون مخاطب اطلاعرسانی کنید؟
من به همه جوانان 18 تا بیست و پنج سال کشور عزیزمان یادآوری میکنم و شهادت میدهم که :
هیچکس، در زمانی که دشمن کثیف بعثی شمشیر خود را برای جان و مال و ناموس این ملت از روبسته بود و جوانان رشید این کشور، روی خاک گرم جنوب در خون خویش غوطهور بودند، ندید و نشنید که محمدرضا شجریان به درون جبههها رفته و دل شیرمردان این مرز و بوم را با صدای خویش گرم کند.
همه میدانند «ام کلثوم» خواننده زن مصری کیست؟ او در جنگ اعراب و اسراییل برای کمک مالی به جبهه اعراب، «نام خویش» را در بلیطهای بختآزمایی قرار داد تا هوادارانش به هوای به همسری گرفتن امکلثوم اقدام به خریدن بلیطهای بختآزمایی نمایند و بدینسان یک زن آوازهخوان «بینش هنریاش» در قیاس کسی مانند شجریان به مراتب بیشتر بود.
جامعهشناسی این آوازخوان به اصطلاح مردمی آن قدر پایین است که نمیداند، در بستر هجوم انواع موسیقی غربی از راک و جاز گرفته تا پاپ و رپ، ذائقه جوانان در حال فرار از موسیقی سنتی است و امثال شجریان برای دیده شدن و شنیده شدن و ماندگار ماندن صدا و هنرشان سخت نیازمند لطف و همکاری رسانه ملی هستند.
جناب شجریان، شما حقیقتا گمان کردهاید که مردم ایران ماه رمضانشان سر نمیشود، مگر با صدای ربنای شما؟
حقیقتا شرم نمیکنید از اینکه سال هاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی با وجود این همه مداح خوش الحان در کشور، فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟ و این بزرگترین بدهی «مادی» و معنوی شما به رسانه ملی ایرانیان است.
اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن (همانگونه که خودش خواسته است) کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصتطلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24میلیونی که به احمدینژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسیمانکنیاند، نه «نوا»ی شما.
جناب شجریان فراموش کرده اید که :
اگر «حسین فهمیده» پیکرش را فدای من و شما نمیکرد، اگر «همت» جانش را به من و شما هدیه نمینمود، اگر «متوسلیان» لشکر محمد رسول الله را به راه نمیانداخت، اگر مردم دزفول زمانی که شما در کوههای شمال به شکار قوچ مشغول بودید و در تهران آروغ میزدید زیر جهنم موشکهای اسکاد نمیماندند و قطعه قطعه نمیشدند و اگر جهانآرا آن حماسه را خلق نمیکرد، اکنون نه شما با کراوات زیبایتان در کنسرتهای داخل و خارج صدایتان رابه رخ همه میکشیدید، نه دخترتان مژگان شجریان میتوانست برای کاستهای شما و همایون عزیزتان طرح جلد کاست بکشد و معروف شود و نه آنتنی بود تا از رانت آن برای پسرتان بهرهبرداری کنید، شاید بگویید که صداوسیما، خود خواسته صدای فرزندنتان را پخش میکند که این عشوهای کریه بیش نیست، چرا که از قدیم گفتهاند سکوت علامت رضایت است.
آقای شجریان، روراستی را از ساسیمانکن بیاموزید.
باور کنید که شما، امکلثوم که چه عرض کنم، ساسیمانکن هم نیستید.
June 27, 2009 10:39 PM
انصارحزب الله به شجریان: نمک بهحرامی، کمتر از امکلثوم وساسی مانکن
این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایونتان از همین آنتن به مردم شناسانده شد...شرم نمیکنید صدا و سیما با وجود این همه مداح خوش الحان ،فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟
پایگاه انصار نیوز ارگان انصارحزب الله در مطلبی قابل تامل و تعجب برانگیز خطاب به استاد شجریان نوشت:
مصاحبه محمدرضا شجریان با بیبیسی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم .
زمانی او را «استاد» می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم میبرد محترمانه تذکرش میدادم که: شجریان نه! استاد شجریان.
من دشمن کراوات و کراواتیها نیستم، اما اینکه کسی با تاختن بر موسیقی پاپ و سخیفشمردن موسیقی غربی، خود را علمدار حفظ «سنت» نشان دهد و همچنان با آویختن زنار (کراوات) بر گردن، خود را دلبسته فرهنگ غربی بهجا مانده از دوره طاغوت بداند نفاق با مردم است .
نمیخواهم وارد زندگی خصوصی شجریان شوم که جناب ایشان از اسلام آنچه را که خوشایندشان است، بر میتابد مانند تعدد زوجات و آن قضایای ...
شجریان سیسال است که مشخص نیست با نظام جمهوری اسلامی قهر است یا آشتی؟ سیسال است که با دست پس میزند و با پا پیش.
محمدرضا شجریان روی آنتن بیبیسی با همان حنجرهیی که برای این ملت «ربنا» خوانده است، در اقدامی خائنانه، سخنان رییسجمهور را در «خس و خاشاک» خواندن آشوبگران، به تمسخر و توهین گرفته و خود را تلویحا جزو آشوبگران و فتنهگران خیابانی قلمداد کرده و عنوان نمود که در نامهیی به ضرغامی درخواست کرده تا صدای «غیرمردمیاش» از آنتن صداوسیما پخش نشود. او با این موضع فتنهجویانه، به این دروغ دامن زد که منظور احمدینژاد از خس و خاشاک همه 12میلیون نفری بودهاند که به موسوی رای دادهاند، و این خیانتی نابخشودنی است. شجریان در ادبیاتی گستاخانه به رسانه جاسوس بیبیسی گفت که: «با پخش ترانههایم در این روزها تنم میلرزد، مردم در بهت و ماتم فرو رفتهاند.»
او همچنین اضافه کرد که «من در سال 74 هم گفتهام که از پخش صدایم از هیچکدام از آنتنهای صداوسیما راضی نیستم».
این گفته شیطنتآمیز شجریان، سعی در القاء این نکته به آشوبگران سبز داشت که «من از سال 74 سبز بودهام»، تا این چنین سابقهي طلب «حنجره مزد» خویش را از رسانه ملی پاک کند.
اینکه شجریان نیز مانند معتمد آریا و دیگر «هنرنمامندان» این سرزمین با موج سبز بوی کباب شنیدهاند و هر کدام از ظن خویش یار این موج فتنه شدهاند، امری است علیحده، اما اگر کسانی مانند محسن مهملباف بدهی «استاد»شدنشان را به این نظام فراموش کرده و در آنسوی مرزها زنجیر پاره کردهاند را به لقای اینکه پرده از چهره برانداختهاند و آنروی ... خود را نشان میدهند و چیزی برای پنهان کردن نگذاشتهاند ببخشیم، شما (شجریان) را چه کنیم که سیسال است از قبل نازی که جمهوری اسلامی از شما خریده، دکان دونبش گلویتان را تبدیل به یک فروشگاه زنجیرهای برای خاندان خود نموده و اکنون سر بزنگاه، نمک به حرامی را علنا به حد اعلی رساندهاید؟
خدا را گوه میگیرم که هیچکدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمیگویم بلکه حقیقتا واجد آنید.
شما نبودید که حاضر نشدید نامه تسلیت هنرمندان به مناسبت فوت مرحوم حاج سید احمد را امضاء کنید؟ و تنها دلیل اینکار را «وارد نشدن به سیاست» عنوان کردید؟ اکنون چه شده که به ناگاه سیاسی شدهاید؟ راستی آیا در نامهتان به ضرغامی نوشتید که صدای شازده پسرتان را نیز از آنتن ملی پخش نکنند؟
به راستی این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایونتان از همین آنتن به مردم شناسانده شد و خدا میداند چه میزان زمان و هزینه لازم داشتید تا پیوستن پسرتان به دکانتان را به هفتاد میلیون مخاطب اطلاعرسانی کنید؟
من به همه جوانان 18 تا بیست و پنج سال کشور عزیزمان یادآوری میکنم و شهادت میدهم که :
هیچکس، در زمانی که دشمن کثیف بعثی شمشیر خود را برای جان و مال و ناموس این ملت از روبسته بود و جوانان رشید این کشور، روی خاک گرم جنوب در خون خویش غوطهور بودند، ندید و نشنید که محمدرضا شجریان به درون جبههها رفته و دل شیرمردان این مرز و بوم را با صدای خویش گرم کند.
همه میدانند «ام کلثوم» خواننده زن مصری کیست؟ او در جنگ اعراب و اسراییل برای کمک مالی به جبهه اعراب، «نام خویش» را در بلیطهای بختآزمایی قرار داد تا هوادارانش به هوای به همسری گرفتن امکلثوم اقدام به خریدن بلیطهای بختآزمایی نمایند و بدینسان یک زن آوازهخوان «بینش هنریاش» در قیاس کسی مانند شجریان به مراتب بیشتر بود.
جامعهشناسی این آوازخوان به اصطلاح مردمی آن قدر پایین است که نمیداند، در بستر هجوم انواع موسیقی غربی از راک و جاز گرفته تا پاپ و رپ، ذائقه جوانان در حال فرار از موسیقی سنتی است و امثال شجریان برای دیده شدن و شنیده شدن و ماندگار ماندن صدا و هنرشان سخت نیازمند لطف و همکاری رسانه ملی هستند.
جناب شجریان، شما حقیقتا گمان کردهاید که مردم ایران ماه رمضانشان سر نمیشود، مگر با صدای ربنای شما؟
حقیقتا شرم نمیکنید از اینکه سال هاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی با وجود این همه مداح خوش الحان در کشور، فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟ و این بزرگترین بدهی «مادی» و معنوی شما به رسانه ملی ایرانیان است.
اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن (همانگونه که خودش خواسته است) کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصتطلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24میلیونی که به احمدینژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسیمانکنیاند، نه «نوا»ی شما.
جناب شجریان فراموش کرده اید که :
اگر «حسین فهمیده» پیکرش را فدای من و شما نمیکرد، اگر «همت» جانش را به من و شما هدیه نمینمود، اگر «متوسلیان» لشکر محمد رسول الله را به راه نمیانداخت، اگر مردم دزفول زمانی که شما در کوههای شمال به شکار قوچ مشغول بودید و در تهران آروغ میزدید زیر جهنم موشکهای اسکاد نمیماندند و قطعه قطعه نمیشدند و اگر جهانآرا آن حماسه را خلق نمیکرد، اکنون نه شما با کراوات زیبایتان در کنسرتهای داخل و خارج صدایتان رابه رخ همه میکشیدید، نه دخترتان مژگان شجریان میتوانست برای کاستهای شما و همایون عزیزتان طرح جلد کاست بکشد و معروف شود و نه آنتنی بود تا از رانت آن برای پسرتان بهرهبرداری کنید، شاید بگویید که صداوسیما، خود خواسته صدای فرزندنتان را پخش میکند که این عشوهای کریه بیش نیست، چرا که از قدیم گفتهاند سکوت علامت رضایت است.
آقای شجریان، روراستی را از ساسیمانکن بیاموزید.
باور کنید که شما، امکلثوم که چه عرض کنم، ساسیمانکن هم نیستید.
June 27, 2009 10:31 PM
نامه مهم مهندس میرحسین موسوی به شورای نگهبان
موضوع انتخابات دهم با حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل، مورد اتفاق نامزدها و مراجع تقلید حل و فصل شود
قلم - از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست.
به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
خرید رأی از طریق توزیع سود سهام عدالت و پرداختهای نقدی به خانواده های تحت پوشش نهادهای حمایتی و روستائیان و عشایر و نظایر آن.
تهدید و تطمیع در امر انتخابات از طریق افراد وابسته به دولت و پرداخت وجوه نقد به اعضای شوراهای اسلامی و افراد ذی نفوذ و ...
عدم اطمینان از خالی بودن صندوقها قبل از لاک و مهر و نیز گم شدن یا خارج شدن تعرفه ها و صندوقها از شعب اخذ رأی با توجه به عدم حضور ناظران و گزارشهای واصله.
عدم اخذ رأی از بخش قابل توجهی از واجدین شرایط با محدود کردن زمان اخذ رأی و تخلفات متعدد در روز رأی گیری از قبیل مدیریت تعرفه ها و ایجاد کمبود تعرفه در شعب اخذ رأی.
تقلب در رأی گیری که علیرغم چاپ بیش از 12 میلیون تعرفه اضافی و نیز چاپ حدود 2.5 میلیون ( و به قولی بیشتر ) تعرفه جدید بدون شماره سریال با مجوز یکی از اعضای شورای نگهبان در روز قبل از رأی گیری، کمبود تعرفه در حوزه های اخذ رأی را شاهد بودیم و بدون تردید با کنترل ته برگ های تعرفه ها با بانک اطلاعات ثبت احوال حجم عظیم آن قابل اثبات است و نیز تخلفات شمارش و تجمیع آرا.
توصیه به رأی دادن به نامزد مشخص توسط اعضای شعبه و ناظران و اساساً شکل گیری بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی و ناظران شورای نگهبان از میان هواداران نامزد حاکم.
ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان و هواداران آنها در یک هفته منتهی به روز اخذ رأی و حمله به ستادها و هواداران در تجمعات قانونی تبلیغاتی در مناطق مختلف کشور.
ایجاد محدودیت های متعدد برای نمایندگان ناظر ستادهای نامزدها برای حضور در جلسات هیأت های اجرایی، مراکز شمارش و تجمیع آرا و بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی.
قطع سرویس پیام کوتاه در روز رأی گیری به عنوان ابزار پیش بینی شده برای نظارت بر شعب اخذ رأی و انعکاس تخلفات از سوی ناظرین ستادهای اینجانب جهت پیگیری قانونی و قطع تلفنهای همراه و ثابت کمیته صیانت از آرا در زمان تجمیع و اعلام نتایج.
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی
June 27, 2009 10:30 PM
بچه ها دوشنبه قراره زنجيره ی انسانی تشکيل بشه از راه آهن تا تجريش..اگه يه روز کارمونو تعطيل کنيم و تو بازار جمع بشيم خيلی خوب ميشه
June 27, 2009 7:28 PM
سلام
من تهران نيستم اينجا هم که هموطنای آذری زبانمون فقط به خاطر (نمنه) آشوب به پا ميکنند تکليف ما چيه؟؟؟
June 27, 2009 7:13 PM
وقتی می شنوم که بازداشت شده ها رو در محلی به نام جزيره نگه می دارن... وقتی می بينم اين خشونت ها رو فکر می کنم برای دفاع از خودمون نبايد کاری کنيم؟
June 27, 2009 5:08 PM
لطفا کامنت ۶۴ رو جدی بگيريد
من از مجلس خبرهای وحشتناکی شنيدم
June 27, 2009 4:46 PM
http://xs.to/xs.php?h=xs840&d=09266&f=nmwfdf547.jpeg
به علت نارامی هاي اخیر حاله نور تعقیر مکان داد
June 27, 2009 4:00 PM
بچه ها امروز تجمع جايي هست؟ قبلا بحث پونك و سعادت آباد بود اما حالا در بالاترين ديدم نوشته همه از اطراف به سمت ميرداماد بياند. كجا بايد بريم.
June 27, 2009 3:55 PM
در کشوری فرضی انتخاباتی انجام شده و بعد از اعلام نتایج مشخص شده که در یک شهرستان در 13 صندوق تعداد کل آراء هر صندوق 65 رای و در 9 صندوق تعداد کل آراء هر صندوق 211 رای است. کدام گزینه صحیح است: 1) از نظر علم ریاضی احتمال وقوع این رخداد تقریبا صفر است 2) در انتخابات این یک امر کاملا طبیعی است و هر کس شک کند یا بی اطلاع است و یا مغرض 3) رد پای دکتر کردان در توزیع آراء دیده می شود 4) هر دو گزینه 1 و 3 صحیح هستند
June 27, 2009 3:53 PM
ایضا کامنتر 66. میشه خفه شی. گورتو گم کنی برای مزخرفاتت را در وبلاگ "فرهاد جعفری" و "ثمانه اکوان" ها بنویسی.
June 27, 2009 3:49 PM
من دیر رسیدم. لطفا شیدای کوچک یا جناب حسنزاده که به کامنتر شماره 57 نزدیکتر هستند از طرف من دو تا بزنند تو پوزش که اون دندونای دراکولاییش بریزه تو دهن کثیفش. لجن...
June 27, 2009 3:46 PM
ا! تو چرا از ف ي ل ت ر در اومدی؟ فکر کنم ف ی ل دانشان پر شده به قول الف نون
June 27, 2009 3:37 PM
جواب به شماره ۶۶:
موسوي هم ؟! به زباله داني تاريخ پيوست!
دوست عزيز موسوي مقابل ادمهايي مثل مصباح يزدي ايستاده كه قبل از انقلاب از كاسه اي كه فرزند ايت الله خميني اب ميخورد اب نميخورد كه نجس است، اما حالا داعيه اسلام وانقلاب رو دارند ...اما كور خونديد.. شما اين تجربه مسخره رودر مقابل ايت الله منتظري و نويسندگاني چون سعيدي سيرجاني و..هم به كار برديد كه ترور شخصيتشون كنيد..اما اگه تو كوچه خيابونهاي اين شهر قدم بزني و شبها صداي مرگ بر ديكتاتور گوشت رو كر كنه مي فهمي چه كسي به زباله داني تاريخ پيوسته است. همونطور كه اقا محمد خان قاجار و محمدعلي شاه به زباله داني تاريخ پيوستند. كودتا چيان امروز هم به زباله داني تاريخ مي پيوندند
June 27, 2009 3:20 PM
لطفن نظرات ۳..و۱۱..و۱۶..و۲۰..و۲۶ و۳۹ ودر اخر ۵۸ را حتمن بخوانيد
June 27, 2009 3:12 PM
اره تحصن تو حرم امام خميني خيلي خوبه چون اونجا اگه مردم رو به خاك وخون بكشند ديگه كارشون تمومه. اصلا الان بحث ابطال انتخابات نيست. بحث ادمهاي بيگناهيه كه تحت فشارند خانم سميه توحيدلو بيشتر از دو هفته است كه سرنوشتش نامعلومه . بابا به خدا اين اعترافات از نظر حقوقي هيچ ارزشي نداره و هيچ روزنامه اي از نظر قانوني حق نداره تا وقتي كه اعترافات در دادگاه تكرار نشده و حكم صادر نشده اونها رو نقل كنه...به خدا اگه كاري نكنيم مسئوليم.
June 27, 2009 3:09 PM
موسوی هم به زباله دانی تاريخ پيوست!
اين سرنوشت هر کسی است که در مقابل جريان حق قرار بگيره!
June 27, 2009 3:08 PM
تحصن تو حرم خمينی برای آزادی زندانيان راه خوبيه.چرا ميرحسين اقدام نميکنه؟؟
يعنی بايد منتظر شد تا همه رو متهم به خيانت عليه نظام کنن؟؟...بايد چيکار کرد؟؟!!
June 27, 2009 2:37 PM
بچه ها خيلي وحشتناكه دوباره مثلث حسينيان شريعتمداري و مرتضوي دست به كار شد تا پروژه تكراري اعترافات اجباري برنامه هويت رو دوباره اجرا كنه. تابناك و فارس رو بخونيد...پدر رمضان زاده و تاج زاده و امين زاده و نبوي و...رو در آوردند تااعتراف كنند...توروخدا بايد يك كاري كرد.ما همينجور نشستيم و بدترين بلاها رو دارند سر اينها ميارند. توروخدا يك برنامه اي يك تجمعي يك خلاقيتي.....
June 27, 2009 1:50 PM
به سینا و امثال تو که ارامش رو در سر کوب وخوردن حق مبینی جنایتکارانی که خون مردم رو به اسم خدا میمکن رو به رسمیت میشناسن انسانی که به ای پستی تن بده به یعنی به مردمش و به خودش ظلم کرده درود بر مردان حق و بزگ شجاع بی باک انسان موسوی
June 27, 2009 1:31 PM
شراگيم زنده اي؟؟!!! من يه ميل برات زدم! نظر خواهي خصوصي هم كه نداري؟! متاسفم كه اينو ميخوام ازت اما مجبورم مجبورممممممم.فقط لطفا كامنت هاي چند پست اخيرت رو كه من گذاشتم پاك كن ميدونم وقت ميگيره شرمنده ام از اين بابت اما لطفا اين كارو انجام بده به خاطر من نه بخاطر ... اين كارو بكن!منتظرم.
June 27, 2009 1:31 PM
..........دشمن آماده است که آشوبي بشود تا او استفاده بکند! ( ایت الله املی )
برای همه روشن است که اين روزها دشمن مردم کيست ! با هدايت اعتراضات مردم به سمت درگيری و اشوب و عوام فريبی توسط رسانه شخصی حضرات چه راحت دروغکوئی ها و تقلبشان را تحت الشعاع قرار دادند !!!!!!! وچه راحت تر با بازی های گوناگون سر ملت فراموشکار را گرم می کنند !
قراره در حضور مردم ۱۰٪ صندوقها را بشمارند !!!!!!
!!!!!!راستی نکنه واقعا گوش های ما درازه و فقط با چشم ماورائی اقايون ديده می شود !!!!!!!!!
خستگی و نا اميدی يک طرف ! دلنگرانی برای کسانی مثل شما هم يک طرف !! شراگيم جان ما را از حال خودت و خانم شين بی خبر نگذار لطفا
June 27, 2009 1:27 PM
آیا گربه به دره سقوط خواهد کرد؟
نوشته اسلاوی ژیژک
هنگامی که حکومتی خودکامه به بحران آخرین خود نزدیک میشود، مراحل اضمحلالش قاعدتاًً در دو مرحله اتفاق میافتد. پیش از فروپاشی نهایی، گسستگی اسرار آمیز به وقوع میپیوندد: به یکباره مردم در مییابند که بازی تمام شده است، آنها به سادگی دیگر نمیترسند. قضیه فقط این نیست که رژیم مشروعیتش را از دست میدهد، بلکه اعمال قدرتش به خودی خود به عنوان واکنشی از سر ناتوانی و ترس تعبیر میشود. همه ما با این صحنه کلاسیک کارتونی آشنایی داریم: گربه به پرتگاهی میرسد، اما به راه رفتنش ادامه میدهد، و این حقیقت را که دیگر زمینی زیر پایش نیست نادیده میگیرد؛ فقط هنگامی افتادنش آغاز میشود که به پایین نگاه میکند و ژرفای دره را میبیند. رژیمی که اقتدارش را از دست میدهد، شبیه همان گربه بالای پرتگاه است: برای افتادن فقط کافیست که یادش بیاندازید به پایین نگاهی بیاندازد...
در کتاب شاه شاهان، که شرح کلاسیکی از انقلاب خمینی است، ریژارد کاپوشینسکی لحظه دقیق این گسست را نشان میدهد: بر سر چهارراهی در تهران، هنگامی که پلیس بر سر تظاهرکنندهای داد کشید که حرکت کند و او از جایش تکان نخورد، پلیس شرمنده صرفاً از خیر او گذشت؛ یکی دوساعت بعد، همه تهران این داستان را میدانستند و اگرچه درگیریهای خیابانی هفتههای متمادی ادامه داشت، همه به نوعی میدانستند که بازی دیگر تمام شده است. آیا اکنون هم اتفاق مشابهی در حال وقوع است؟
روایتهای مختلفی از اتفاقات تهران وجود دارد. برخی در این اعتراضات اوج "حرکت اصلاحگرایانه" هوادارغرب را می بینند که در همان جهت انقلابهای "نارنجی" در اوکراین، گرجستان و غیره بود - واکنشی سکولار به انقلاب خمینی. ایشان این اعتراضات را به عنوان نخستین گامها در جهت ایرانی جدید، سکولار و لیبرال دمکرات می بینند که از بنیادگرایی اسلامی آزاد شده است. این تعبیراز سوی شکاکانی خنثی میشود که باور دارند احمدینژاد واقعا برنده شده است: او صدای اکثریت است ، در حالی که هواداران موسوی از میان طبقه متوسط و فرزندان نازپرورده آنان میآیند. به طور خلاصه میگویند: بیایید توهمها را به کناری بگذاریم و با این حقیقت روبرو شویم که، با احمدینژاد، ایران رییس جمهوری دارد که لایق آن است. در مرحله بعد، کسانی هستند که موسوی را بهخاطر تعلقش به نظام روحانی حاکم رد میکنند که تنها قیافه ظاهریاش از احمدینژاد بهتر است: موسوی هم قصد دارد برنامه انرژی هستهای را ادامه بدهد، مخالف به رسمیت شناختن اسرائیل است، به علاوه به عنوان نخست وزیر درسالهای جنگ با عراق از حمایت کامل خمینی برخوردار بوده است.
دست آخر، غمانگیز ترین این مواضع متعلق به "چپ گرایان" طرفدار احمدینژاد است: مهمترین مسئله برای ایشان استقلال ایران است. احمدی نژاد برای این پیروز شد که برای استقلال کشور ایستادگی کرد، فساد نخبگان سیاسی را نشان داد و سرمایه نفت را درجهت ارتقای درآمد اکثریت فقیر به کار برد - احمدی نژاد واقعی این است ، یا اقلا به ما اینگونه می گویند، که زیر تصویرمتحجر و منکرهولوکاست که رسانههای غربی از او ساختهاند، پنهان است. بر اساس این دیدگاه، آنچه اکنون در ایران در حال وقوع است تکرار واقعه برکناری مصدق در۱۹۵۳ است - کودتایی با خرج غربیان برعلیه رییسجمهورمشروع و قانونی. مشکل این دیدگاه فقط انکار مستندات نیست: مشارکت بالای راًیدهندگان ازمیزان معمول ۵۵ درصد به ۸۵ درصد را فقط میتوان به عنوان رأی اعتراضی تعبیر کرد. به علاوه، این دیدگاه عدم درک خود را از نمایش اصیل اراده مردم به نمایش میگذارد، و قیم مآبانه میپندارد که برای ایرانیان عقبمانده، همان احمدینژاد مناسب است - اینها هنوز آنقدر به بلوغ نرسیدهاند که چپ سکولار بر ایشان حکومت کند.
این روایتها، با وجود تعارضات شدیدی که با هم دارند، همگی بر اساس محور تقابل بین تندروهای اسلامی با اصلاحگرایان لیبرال غربگرا بنا شدهاند. به همین دلیل است که نمی توانند جایگاه موسوی را تعیین کنند: آیا بالاخره موسوی اصلاح طلبی با پشتوانه غرب است که به دنبال آزادی فردی بیشتر و بازار آزاد است، یا عضوی از نظام روحانی حاکم که نهایتاً پیروزیاش هیچ تأثیر جدی در تغییرطبیعت رژیم ندارد؟ چنین نوسانات فاحشی در این تحلیلها نشانگر آن است که همگی از درک طبیعت حقیقی این اعتراضات عاجزند.
رنگ سبزی که هواداران موسوی اختیار کردهاند، فریادهای الله اکبری که از پشتبامهای تهران در تاریکی شب طنین انداز میشود، به وضوح نشان میدهد که ایشان این عمل خود را تکرار انقلاب ۱۹۷۹ خمینی میدانند، بازگشت به ریشههای آن و شرایط پیش از انحراف انقلاب . این بازگشت تنها شامل برنامهها نمیشود؛ حتی بیش از آن شیوه فعالیت جمع را مد نظر دارد، اتحاد راسخ مردم، اتفاق نظر و یکپارچگی فراگیرشان، خود سازماندهی ابتکاریشان، شیوههای فیالبداهه برگزاری اعتراضاتشان، ترکیب منحصر به فردخود انگیختگی و نظم اشان، یا آن راهپیمایی تهدید آمیز هزاران- هزارشان در کمال سکوت. ما اینجا با خیزش مردم اصیلی از طرفداران مغبونشده انقلاب خمینی سروکار داریم.
چندین پیامد مهم از این دیدگاه نتیجه میشود. نخست، احمدی نژاد قهرمان اسلامگرایان فقیر نیست، بلکه یک پوپولیست واقعا فاسد اسلام و فاشیست است، یک یرلوسکونی ایرانی که ترکیب رفتارهای دلقک مآبانه و اقتدارگرایی سیاسی ظالمانهاش حتی اکثریت آیتاللهها را هم معذب میکند. نان پخش کردن های عوامفریبانهاش به فقرا نباید ما را بفریبد: پشت سراو نه فقط سازمانهای سرکوبگر پلیس ودستگاههای بسیار غربی شده روابط عمومی ، بلکه یک طبقه تازه به دوران رسیده ثروتمند قوی ایستاده که در نتیجه فساد رژیم بوجود آمده است سپاه پاسداران ایران نیروی شبه نظامی طبقه کارگر نیست، بلکه نهادی فوقالعاده فاسد و قدرتمندترین مرکز ثروت در کشور است.
ثانیاً، باید بتوان تفاوتی مشخص میان دو کاندیدای اصلی مقابل احمدینژاد، یعنی مهدی کروبی و موسوی، قائل شد: کروبی عملاً یک اصلاح طلب است، او اساساً نسخه ایرانی از هویتی سیاسی را ارئه میدهد که به همه گروه ها قول مساعدت میدهد. موسوی کاملا با او متفاوت است: نام او مترادف بازدمیدن در رویایی عمومی است که انقلاب خمینی را به پیروزی رساند. حتی اگر این رویا یک "آرمانشهر" بود، باید در آن آرمانشهر اصیل انقلاب را جستجو کرد. این بدان معنی است که انقلاب ۱۹۷۹ خمینی را نمیتوان به جریان تندروی اسلامگرایی که قدرت را در دست دارد تقلیل داد - این انقلاب بسی فراتر از آن بود. اکنون زمان به یاد آوردن شور وشوق باورنکردنی سال اول پس از انقلاب است، به همراه انفجار نفس گیر خلاقیت سیاسی و اجتماعی، تجربههای تشکیلاتی و بحثهای میان دانشجویان و مردم عادی. این حقیقت که چنین انفجاری باید خاموش میشد، گواه آن است که انقلاب خمینی واقعه سیاسی اصیلی بود، یک "گشایش" موقتی که نیروهای بی سابقه تغییر اجتماعی را آزاد میساخت، لحظهای که در آن "هر چیز ممکن به نظر میرسید". آنچه به دنبال آن واقع شد، بسته شدن تدریجی بود که از طریق بدست گرفتن کنترل سیاسی توسط نظام اسلامی حاصل شد. به زبان فرویدی، باید گفت حرکت اعتراضی این روزها "بازگشت سرکوبشدگان" انقلاب خمینی است. و دست آخر، این بدان معناست که در اسلام پتانسیلی حقیقی وجود دارد - برای یافتن یک "اسلام خوب" لازم نیست به قرن دهم بازگردیم، آن را همینجا در مقابل چشمانمان میتوانیم ببینم.
آینده نامشخص است - بسیار ممکن است آنانکه بر اریکه قدرتند جلوی انفجار تودهها را بگیرند، و گربه ما هم به قعر دره سقوط نکند، بلکه دوباره خود را بر زمین استوار بیابد. در هر صورت، رژیم ایران دیگرنه همان رژیم قبلی، بلکه قدرت خودکامه فاسدی میان بقیه خواهد بود. نتیجه هر چه شود، بسیار مهم است که به خاطر بسپاریم که هم اکنون شاهد واقعه عظیم رهاییبخشی هستیم که در قالب جدال میان لیبرالهای غربگرا و بنیادگرایان ضد غرب نمیگنجد. اگر واقعبینی منفی نگرمان سبب شود ظرفیت درک بعد رهایی بخشی آن را از دست بدهیم، باید گفت که ما در غرب عملا در حال ورود به دوره پسا- دموکراتیکی هستیم که در آن به انتظار احمدینژاد خودمان نشستهایم. ایتالیاییها اکنون نام او را میدانند: برلوسکونی. سایرین هم در صف انتظارند.
June 27, 2009 1:21 PM
من رای دادم...به میر حسین رای دادم ... من اعتراض کردم...کتک می خورم....اغتشاش گر شدم ...دشمن می شوم...کینه به دل گرفتم...ندا شدم...صدا شدم....تفنگم را بده تا ره بجویم ، که هر کس عاشقه پاپیش به را هه
June 27, 2009 1:02 PM
من رای دادم...به میر حسین رای دادم ... من اعتراض کردم...کتک می خورم....اغتشاش گر شدم ...دشمن می شوم...کینه به دل گرفتم...ندا شدم...صدا شدم....تفنگم را بده تا ره بجویم ، که هر کس عاشقه پاپیش به را هه
June 27, 2009 1:00 PM
صید حلال
شعر شمس لنگرودی برای ندا
دخترم
سنت شان بود
زنده به گورت کنند
تو کشته شدی
ملتی زنده به گور می شود
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
او که پول مرگ تو را گرفته
شام حلال می خورد.
تو فقط ایستاده بودی
و خوشدلانه نگاه می کردی
که به خانه ات برگردی
اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم
و خیل خیال های خوش آینده
بر در و دیوار پرپر می زنند.
تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی
مرغی حیران
که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند
تو به دام افتادی
همچون خوشه ی انگوری
که لگدکوب شد
و بدل به شراب حرام می شود.
کیانند اینان
پنهان بر پنجره ها، بام ها
کیانند اینان در تاریکی
که با صدای پرنده ی خانگی
پارس می کنند.
کشتندت دخترم
کشتندت
تا یک تن کم شود
اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.
آه ندای عزیز من
گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود
باز شد
گسترده شد
و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فروپوشانید
و اینانی که ندا داده اند
بلبلانند
میلیون ها تن که گرد گلی نشسته
و نام تو را می خوانند.
یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی
یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
اوکه صید حلال می خورد.
June 27, 2009 12:50 PM
به گزارش رادیو فردا جون بائز، خواننده ای که بيش از ۵۰ سال با صدای سوپرانوی آرزوها و عذابهای انسان را در جهان توصيف میکند نيز با پيامی که در وب سايتش با خط سبز نقش بسته است، از جنبش مسالمتآميز و مدنی مردم ايران حمايت کرده و به آنان درود فرستاده است.
پيام جون بائز به مردم ايران کوتاه ولی قوی است؛ او با کلماتی سبز نوشته است « به مردم ايران: جهان در شما نيروی عدم خشونت را نظاره میکند. ما آن را در غرش سکوت شما می شنويم و در چشمان شما می بينيم، آن گاه که آرام رو در روی رعب و دهشت می نشينيد. شجاعت شما به شوقمان میآورد و فداکاريتان الهام بخشمان میشود. چه سعادتمندم من که زندهام تا شاهد اين جنبش باشم. دعاهايم، عشقم و حمايتم را به سويتان روانه میکنم. »
پيام جون بائز به مردم ايران در تداوم همان راهی است که هنر و زندگی او بيش از نيم قرن است که از آن میگذرد. امسال ۵۱ سال است که جون بائز آواز میخواند و همچنان نيروی جادويی موسيقی و صدايش را با تاثيری بيرون از قياس حفظ کرده است.
صدايی که در جنبش حقوق مدنی با مارتين لوترکينگ در خط اول راهپيمايی کرده، الهام بخش واتسلاو هاول در مبارزهاش برای ساختن جمهوری دموکراتیک چک بوده، در اولين تور جهانی عفو بينالملل به گوش جهان رسيده و در کنار نلسون ماندلا در جشن ۹۰ سالگی او در هايدپارک لندن ايستاده است.
June 27, 2009 12:31 PM
دست دولتي ها درد نكنه كه جلوي اغتشاش ها رو گرفتن گرچه اين وسط به اسم موسوي آشغالهايي اومدن و خانواده هايي مثل خانواده نداي عزيز رو داغدار كردن اميدوارم داغ كسايي كه به اسم اصلاحات اغتشاش كردند و مردم رو عزادار و داغدار عزيزاشون كردند به دل خانواده هاشون بمونه و خدا باعث اين نا آرامي ها رو به هر اسمي كه باشند چه موسوي چه كروبي و چه هر خر ديگه اي به روز سياه بنشونه كه آرامش و امنيت رو از جامعه گرفتند.
June 27, 2009 12:07 PM
امیدوارم مردم خسته نشن.
یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت
تاجشو تو میدون لشکر پیاده از سرش انداخت
June 27, 2009 10:53 AM
شرکت نوکيا و زيمنس دستگاههای شنود به جمهوری اسلامی فروختن! ببينين چطور دارن از اين اب گل الود ماهی خودشون رو ميگيرن. بياين گوشيهای نوکيا و زيمنس رو تحريم کنيم. اينا واقعا بازار بزرگی تو ايران دارن.اگه تحريمشون کنيم حساب کار دستشون مياد. اينهمه گوشی خوب تو دنيا هست مثلا همين سامسونگ. بياين تحريمشون کنيم و اينجوری حداقل نذاريم پولايی که از فروش دستگاههای شنود گيرشون اومده به دهنشون مزه کنه
June 27, 2009 10:30 AM
خبرگزاری ریانووستی (روسیه) و "فرست نیوز" (جمهوری آذربایجان) پیش از ظهر جمعه پنجم تیر نوشتند: حسن خمینی نوه آیتالله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به صف مخالفان دولت پیوسته و پیشنهاد کرده است که فعالان لیبرال را در آرامگاه امام خمینی پدر بزرگ خود در جنوب تهران جمع کند.
دو خبرگزاری ریا نووستی و فرست نیوز، فراخوان سید حسن خمینی را به گردهمائی آزادیخواهان بر مزار پدر بزرگش، چالشی مهم برای دولت دانستند.
سید حسن خمینی سال گذشته در گفتوگوئی با هفته نامه شهروند در تهران نسبت به حضور نظامیان در عرصه سیاست هشدار داد و گفت: «میزان سنجش وفاداری یا عدم وفاداری به اندیشههای امام، حضور یا عدم حضور نظامیان در سیاست است. امام، دخالت نظامیان در سیاست را به شدت ممنوع اعلام کرد
June 27, 2009 8:01 AM
اینقدر با این شعر حال می کنم که نگو
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
انگار طرف یه راست اومده امروز ما رو تفسیر کرده اونم تو قرن 7 و 8
June 27, 2009 1:29 AM
http://www.9sd.info/index.pe/010110A/uggc/jjj.nxuone-ebbm.pbz/arjf.wfc=3frffnlVq=3d21975
June 27, 2009 12:31 AM
احساس میکنم تنها شدم
میدونم که همه مثل من نفرت از این دولت وجودشونو گرفته
June 27, 2009 12:20 AM
من از این اوضاع خسته شدم امیدوارم دوشنبه به حقمون برسیم از احمدی نژاد خامنه ای صدا سیما حالم بهم میخوره مخصوصا عوام فریبیشون
June 27, 2009 12:17 AM
مرسی، اما کار بیخودی نیست یجور مبارزه ئ خاموشه بچه ها این پیشنهاد نوشتن شعار روی پول خوبه جدی بگیرید، نا امید نشین نا امیدی چیزیه که اونا میخوان پیروزی مال ماس فقط به راههای جدید فکر کنید
June 27, 2009 12:08 AM
به شماره38
اطراف بادکنک رو با دستت بکش بعد باد کن...یا اول با هوا باد کن، بگذار بماند که شل بشود بعد با گاز پر کن...با گاز شهری بالا می ره..
به نظرم پروژه ی بادکنک موفقیت آمیز نبود...سریع توی آسمان گم می شود. آن قدرها هم همه گیر نشد...
June 27, 2009 12:03 AM
سرتونو با گازو بادکنک گرم نکنید مطمنا گاز شهری پیشنهاد خود رژیم بوده
دیگه حالم از صدا سیما بهم میخوره مرگ ندا رو عملیات از قبل پیش بینی شده علام کرد
در صورتی که کسی که از پشت تیر بخورهسینشو نمیگیره
June 26, 2009 11:56 PM
با گاز شهری بالا نمیره ولی با هلیم میشه یه شیشه نوشابه رو میزاریم توی ظرف یخ که نشکنه بعد چانته+اب+ کاغذ المینیوم مریزیم تو شیشه باد کنکو میزنیم سرش باد میشه
ولی کلن کار بیخودیه باید فکر اساسی کرد
June 26, 2009 11:50 PM
من امروزساعت ۱ تا ۲ ميدون فردوسی بودم.حتی يدونه بادکنکم نديدم.شماها ديدين؟؟
برنامه هاب بعدی چيه؟؟موسوی نمی تونه برنامه بده.همين جوريشم کلی اتهام بهش زدن.تمام ۱ل های ارتباطی ايشون با مردم دستگير شدن..بايد چيکارکرد؟؟
June 26, 2009 11:46 PM
یک نفر اینجا جواب بده چطوری بادکنک باد کنم با گاز شهری نمیشه!!!!!!!
June 26, 2009 10:50 PM
سلام مجدد . احمد جان به غير از زمان برای اون چيزی که شما گفتيد فکر کنم اگر برای کسانی که از هر جهت ميان مثلن شمال وجنوب نزديک ترين نقطه به محل اصلی رو در همون جهت انتخاب کنيم يعنی بچه های که از غرب ميان فلان جا وغيره .. تجمعات اوليه زودتر شکل ميگيره وزودتر احساس امنيت ميکنيم که اين خودش در زمان هم تاثير داره يعنی فرصت بيشتری بدست مياد برای رسيدن بقيه والبته بايد بازم زمانبندی رو جدی بگيريم وگرنه اينم به مشکل بر ميخوره وفکر ميکنم در انتخاب نقاط اوليه بايد مسير های خيابون وامکان حرکت وتجمع ونقاط کور وراه های در رو را هم برسی کنيم .فقط بگم که به هزاران مورد وترفند ميشه رسيد ولی هر کدوم در عمل بايد مشخص بشه
June 26, 2009 8:53 PM
همه منتظریم بقیه چه کار میکنن
ما یه رهبر میخوایم وظیفه تعین کنه
June 26, 2009 8:48 PM
http://entekhabatj88.blogspot.com/2009/06/6.html
http://blog.360.yahoo.com/blog-3YJ_7D8zerQSRWfYlGs0a1hi?p=243http://blog.360.yahoo.com/blog-3YJ_7D8zerQSRWfYlGs0a1hi?p=246
http://blog.360.yahoo.com/blog-3YJ_7D8zerQSRWfYlGs0a1hi?p=248
http://blog.360.yahoo.com/blog-3YJ_7D8zerQSRWfYlGs0a1hi?p=249
http://m3hr.blogfa.com/post-67.aspx
http://shirzad.ir/2009/06/post_148.html#more
http://feedproxy.google.com/~r/vahidnikgoo/~3/u-nKiA3iFY4/126
http://stockholmian.com/news/persiska/2009/06/043_encrypt.htm
June 26, 2009 6:18 PM
بادکنک هوا کردين؟ من می گم از اين به بعد بهشون شعار و اعلاميه وصل کنيم که بعد از سقوط هم کارايی داشته باشه. خودمم اينکارو کردم امروز.
June 26, 2009 6:05 PM
یه شبکه رادیویی موج اف ام و در صورت امکان ماهواره ای چاره تمام پراکندگی هاست ..همون کاری کا زمان انقلاب خود اینا کردن ..
June 26, 2009 5:56 PM
گیرم این مردک تا چها سال دیگه که نه مادام العمر بشه رئیس این مملکت اینهایی که گفتم میشه نافرمانی آرام مدنی
June 26, 2009 4:48 PM
خواهشن روی تک تک اسکناسهایی که این روز ها به دستتان می رسد یا از عابر بانک میگیرید یا هر چیز دیگری عبارت رای من چه شد؟ رای من کو؟ و رای مرا پس ده را بنویسید هیچ چیزی از هیچ کداممان کم نمی شود . هر کدام که به 10 نفر این را بگوییم و او را مجاب به انجام این اعتراض آرام کنیم این حرکت عاری از خشونت زمانیکه به سطح هفتم برسد میشود 10 میلیون نفر و میتوانید تصور کنید این یعنی چه ؟ يک دولت هرگز نمی تواند اين همه اسکناس را معدوم کند و اين رای او يعنی يک افتضاح ملی . چرا فکر ميکنيد حتمن بايد به خيابانها رفت و کشته شد ؟پس اعتراض عاری از خشونت کجا معنا پیدا ميکند ؟ احساس می کنم مردم خسته شده اند. اين را به وضوح ميبينم ديگر کسی شبها الله اکبر نميگويد . کسی بادکنک هوا نميکند بابا اگر شبها بادکنک ها را باد کنيم هر کدام ده تا .۲۰۰۰ نفر که اين کار را بکنند صبح ميتوان ۲۰۰۰۰ بادکنک در آسمان تهران هوا کنيم چرا اين روشها را بی اثر می دانيم . والا به خدا خيلی موثر است کافی است امتحان کنيم. ضمنن از بمب ايميلی به سمت صدا وسيما نبايد غافل شويم . ميتواند روحيشان را تضعيف کند وآنها را بشکند . آنها جنسشان از فولاد نيست آدمند و اگر روزی چند هزار ايميل حاوی اعتراض و حتی جملات محبت آميز حاوی اعتراض دريافت کنند اعتماد به نفسشان شکسته ميشود اگرچه روششان تغييری نکند. خواهش ميکنم اطلاع رسانی کنيد خواهش عاجل دارم از همه .
June 26, 2009 4:30 PM
ميرحسين هم در بيانيه های اولش از مردم خواسته با خلاقيتشان اين راه را به پيش ببريم...خلاقيت.
June 26, 2009 2:04 PM
این شعر از اسماعیل خویی است و یکی از زیباترین شعرهای اوست
June 26, 2009 1:44 PM
درود شراگیم شعر زیبا وبجاییست .در مورد این طرحهایی که دوستان عزیز مطرح کردند برای هماهنگی در برگذاری تجمعات بزرگ عرض میکنم که هر دو نظر تقریبن یکی است البته یکی به سر ساعت اومدن همگی اشاره کرده ودیگری به تمرکز جمعیت در اراف محل برگذاری که اگه زمانبندی رو همگی رعایت کنند فکر میکنم همون چیزی که احمد گفته خود به خود اتفاق بیفته واگه همه اون زمان رو در نظر داشته باشن یک جمعیت بزرگ را خواهیم داشت . بچه ها عالیه فکر کنم باید اطلاع رسانی بشه
June 26, 2009 1:40 PM
احمدی ترور می شود
http://www.doomdam.com/archives/000658.php#more
June 26, 2009 1:04 PM
توجه! همکاری در تحریم صدا و سیما
صدا و سیما این روزها دروغگویی ها و تحقیرهایش را به اوج رسانده..
یک راه که برای مقابله مدنی با این رسانه دروغ پرداز توسط گروهی از مردم پیشنهاد شده و کاملا نیز عملی است تحریم خرید کالاهایی است که در صدا و سیما تبلیغ میشود.
کافیست کالایی که تبلیغ میشود را در خاطر داشته و به هنگام خرید از آنها نخرید و حتا ممکن است به فروشنده نیز بروز بدهید که این کالا را به دلیل تبلیغ شدن در صدا وسیما نمی خرید.
مطمئن باشید همین حرکت مدنی که کوچکترین هزیته ای هم برایتان ندارد و هیچ آسیبی به شما و عزیزانتان نمیرساند در صورت همه گیر شدن میتواند بسیار کارساز باشد.
صدا و سیما در سال دست کم 300 میلیارد تومان از تبلیغات درآمد دارد. از چیپس و پفک گرفته تا لوازم خانوادگی.
پس همراهی کنید و دیگران را نیز به این حرکت مدنی دعوت کنید.
اگر جرات به خیابان رفتن وشعار دادن نداریم دست کم از این راههای ساده استفاده کنیم. اینرا برای دیگران نیز ارسال کنید.
June 26, 2009 12:45 PM
توجه! همکاری در تحریم صدا و سیما
صدا و سیما این روزها دروغگویی ها و تحقیرهایش را به اوج رسانده..
یک راه که برای مقابله مدنی با این رسانه دروغ پرداز توسط گروهی از مردم پیشنهاد شده و کاملا نیز عملی است تحریم خرید کالاهایی است که در صدا و سیما تبلیغ میشود.
کافیست کالایی که تبلیغ میشود را در خاطر داشته و به هنگام خرید از آنها نخرید و حتا ممکن است به فروشنده نیز بروز بدهید که این کالا را به دلیل تبلیغ شدن در صدا وسیما نمی خرید.
مطمئن باشید همین حرکت مدنی که کوچکترین هزیته ای هم برایتان ندارد و هیچ آسیبی به شما و عزیزانتان نمیرساند در صورت همه گیر شدن میتواند بسیار کارساز باشد.
صدا و سیما در سال دست کم 300 میلیارد تومان از تبلیغات درآمد دارد. از چیپس و پفک گرفته تا لوازم خانوادگی.
پس همراهی کنید و دیگران را نیز به این حرکت مدنی دعوت کنید.
اگر جرات به خیابان رفتن وشعار دادن نداریم دست کم از این راههای ساده استفاده کنیم. اینرا برای دیگران نیز ارسال کنید.
June 26, 2009 12:43 PM
انتقام خون هزاران جوان به خاک افتاده را باید گرفت . نداهای ما منتظر آن روزی هستند که در این مملکت ندای آزادی سر دهند . ندا جان یاد تو همیشه در قلب هم ما زنده است . بیاد تو و بیاد هزاران جوانان در خون تپیده به ایرانی آزاد میاندیشیم .
June 26, 2009 12:35 PM
نظر مارکوس اورليوس درباره اهميت قاضي
مارکوس اورليوس آنتونيوس بيستم آوريل سال121 ميلادي به دنيا آمد و از سال 161 تا 180 ميلادي امپراتور انتخابي روم بود و بيش از هر امپراتور رومي ديگر به امر قضاوت و دادگاه توجه داشت. وي مي گفت يک قاضي خوب بهتر از سرباز مسلح مي تواند نظم جامعه را حفظ کند، زيرا نظم بدون عدالت را براي مدتي طولاني نمي توان حفظ کرد و عدالت به سرپنجه تدبير قاضي خوب و بي نظر برقرار مي شود.
June 26, 2009 12:27 PM
دوست عزیز شماره
۱۱. ممنون از توجه شما. حرف شما هم قابل قبول است. در استرتژی که من مطرح کردم لازم نیست که هیچ قراری گذاشته بشه. هدف این است که تعداد قابل توجهی از افراد بتونند در جایی، نه لزومن نقطه اولیه مثل میدون انقلاب، به هم ملحق بشن. ما بایستی روی این استراتژیها واقعا فکر کنیم و ابتکار عمل رو از اونها بگیریم. بایستی همگی فکر کنیم و راه حالی سریع و مورد توافق همه پیدا کنیم.
June 26, 2009 12:22 PM
دوستان ظلم برای ابد ماندنی نیست. در ضمن یک دوستی در کامنتای پست قبلی به پس فرستادن کتاب فرهاد جعفری برای نشر چشمه اشاره کرده بود. منم با این حرکت موافقم. این نوشته ناتور هم در این مورد قابل توجه و خواندنی و صدالبته منصفانه است:
http://www.natoor.com/2009/06/1565.php
June 26, 2009 12:04 PM
بايد مبارزه را عميق کرد مثلا .
کليه کالاهايی را که از طريق راديو و تلويزيون و روزنامه های دولتی تبليغ ميشود تحريم کنيم تا تبليغ به يک ضد ارزش تبديل شود و درآمد آنها از اين راه از بين برود .
راديو و تلويزيون و روزنامه های دولتی را تحريم کنيم تا موتور تبليغاتی حکومت از کار بيفتد .
تا حد امکان پولها را از بانکهای دولتی و شبه دولتی بيرون بکشيم .
هر کس در کار خودش راه هايی برای ضرر زدن به حکومت بدون خطر برای خود و مردم سراغ دارد . از تمام اين راه ها هر چند کوچک استفاده کنيم .
مثل الله اکبر که الان به شعاری بر ضد رژيم تبديل شده است تمامی نماد های رژیم را برضد خودش بکار ببريم .
با شعار نويسی در هر جای ممکن که کمترين خطر را برای نويسنده داشته باشد احترام و ابهت دروغين حاکمان را از بين ببريم و چهره واقعی آنها را به مردم نشاندهيم .
شاعر ميگويد .
پشه چو پر شد بزند پيل را
با همه سختی و صلابت که اوست
ما بيشماريم و من به چشم خود آب شدن و از بين رفتن تدريجی حکومت شاه را ديده ام . مهم نيست که با چه سلاحی به ميدان ميرويم ، مهم آنست که تا کی در ميدان ميمانيم . هر کس ديرتر بيرون بيايد ، او برنده است . تحمل و صبر خودمان را زياد کنيم .
June 26, 2009 11:29 AM
سلام......
دیروز پنجشنبه به وقت محلی لس انجلس مایکل جکسون پادشاه موسیقی پاپ دارنده بهترین رکورد فروش البوم موسیقی و معروفترین سلبریتی celebrity امریکا و جهان در گذشت .
تمام مطالبت رو این چند وقته دنبال میکردم.......
فکر نمیکنی بعد از این سکوت وخاموشی موقت یه طوفان به پا خواهد شد.....؟؟؟یه طوفان واقعی.......
June 26, 2009 10:58 AM
آره بچه ها اگه سر وقت بریم دیگه نمیتونن متفرقمون کنن.از همدیگه دفاع میکنیم.کاملآ درسته
June 26, 2009 10:49 AM
http://www.zshare.net/audio/6185553275e7aec2/
اولین فایل صوتی دکتر سازگارا بعد از جدایی از صدای آمریکا
لطفا گوش کنید ده دقیقه است
و لینک بدید تا بقیه هم بشنون
آقای مخملباف که سخنگوی ستاد میرحسین در خارج از کشوره اعلام کردند امشب هرجاهستید به یاد ندا و بقیه شمع روشن کنید و شام غریبان بگیرید
June 26, 2009 10:37 AM
http://www.zshare.net/audio/6185553275e7aec2/
اولین فایل صوتی دکتر سازگارا بعد از جدایی از صدای آمریکا
لطفا گوش کنید ده دقیقه است
و لینک بدید تا بقیه هم بشنون
آقای مخملباف که سخنگوی ستاد میرحسین در خارج از کشوره اعلام کردند امشب هرجاهستید به یاد ندا و بقیه شمع روشن کنید و شام غریبان بگیرید
June 26, 2009 10:36 AM
من همین امروز نیم ساعت پیش داشتم دنبال این شعر میگشتم منتها اسم شاعرشو نمی دونستم
June 26, 2009 9:50 AM
توجه توجه سلام شراگیم ومرسی.در جواب دوست عزیز شماره ۳ باید بگم بهترین کار اینه که چون بچه ها یک جوری میان که تجمع شکل گرفته باشه تا در بین جمعیت احساس امنیت کنن معمولن کمی دیر تر از ساعت معین شده حرکت میکنند ویا میرسن به محل .در این چند روز گذشته چماق دارها با متفرق کردن نفرات اولیه وهمچنین نفرات بعدی که میرسن وخود را کم جمعیت میبینند توانسته از تجمع جلوگیری کنه ودر پخش اخبار توسط خود بچه ها هم اشاره میشده که مامورها خیلی زیادن ودر همون لحظه عده ای که قبلن امده بودن هم درکوچه های اطراف مشغول دور زدن هستند تا بقیه بیان ویا منصرف شدن ودر حال رفتننددر نتیجه مامورها تکه تکه با افراد برخورد میکردن وبا پخش خبر دیگران هم اصلن نمیامدنند . فکر کنم بهترین راه این باشه که همگی به این توافق برسیم که مثلن بین پنج تا پنج وربع اونجا باشیم اینجوری در فاصله زمانی کوتاه با یک جمعیت زیاد روبرو میشن که هی زیاد تر هم میشه در واقع فاصله زمانی متفرق کردن رو ازشون میگیریم باید همگی بدونن کهخ این یک تاکتیک خیلی مهمه وباید سر ساعت همگی اونجا باشن فکر میکنم فرقش با طرح شما این باشه که به هماهنگی گروههای مختلف در چند نقطه نیازی نداره کخه البته کار مشگلیه برای ما که الان هیچ سازماندهی نداریم .بازم نظر بدین .به امید موفقیت
June 26, 2009 5:59 AM
کی یادش میمونه این شعر...گرچه درست ترین قوانین جهان رو گوشزد میکنه.
June 26, 2009 4:08 AM
سلام .
شعر زيبا و پر مفهومی انتخاب کرديد
همواره سلامت و موفق باشين
June 26, 2009 2:51 AM
در حال حاضر که خيابونها نا امن هستند چرا به جای خيابون از پشت بامها استفاده نکنيم!هر مجتمع مسکونی مي تونه تبدیل به یک تجمع کوچیک ودر نهایت به هزاران تجمع تبدیل بشه ولازم نیست کسی بخواد با هزارخطر به خیابون بیاد.میشه به جای الله اکبر گفتن نیم ساعته به گونه ای متحد شد که کل راهپیمایی هاو تجمعات رو به خونه های خودمون ببریم و همون شعارها رو البته با هماهنگی وگستردگی بیشتر و مدت زمان بیشتر روی پشت بامها بگیم.این راه حل می تونه تا مدتی جوابگو باشه.البته با اطلاع رسانی خوب...می شه به جای خیابونها؛آسمون تهران رو به لرزه دراورد...
June 26, 2009 2:12 AM
در حال حاضر که خيابونها نا امن هستند چرا به جای خيابون از پشت بامها استفاده نکنيم!هر مجتمع مسکونی مي تونه تبدیل به یک تجمع کوچیک ودر نهایت به هزاران تجمع تبدیل بشه ولازم نیست کسی بخواد با هزارخطر به خیابون بیاد.میشه به جای الله اکبر گفتن نیم ساعته به گونه ای متحد شد که کل راهپیمایی هاو تجمعات رو به خونه های خودمون ببریم و همون شعارها رو البته با هماهنگی وگستردگی بیشتر و مدت زمان بیشتر روی پشت بامها بگیم.این راه حل می تونه تا مدتی جوابگو باشه.البته با اطلاع رسانی خوب...می شه به جای خیابونها؛آسمون تهران رو به لرزه دراورد...
June 26, 2009 2:10 AM
به نقل از سایت بالاترین:
وعده بچه های غرب تهران در میادین پونک و سعادت آباد برای شنبه
میرحسین ما را امیدوار نگاه داشته. امشب الله اکبرها وحشتناک بود و حتما تن خیلیا رو لرزونده. بچه های غرب تهران برای ساعت 17 روز شنبه در دو میدان پونک و سعادت آباد قرار گذاشتن. یه سری از بچه ها هم از کرج دارن میان. اونقدر می آییم و راه می ریم و به جلوی مامورا قدم می زنیم تا ببینیم کی زودتر خسته میشه. این پیغام رو به بچه های غرب تهران برسونید. / یه خبر هم اینکه پنجشنبه قطعه 257 بهشت زهرا پر از مامور نظامی و لباس شخصی بود و هر کی رو که می گفت آشنای خونواده های مقتولینه می گرفتن و می بردن. اونجا چادر زده بودن و مراقب اینکه کسی به هوای زیارت قبور مقتولین جولان نده.
June 26, 2009 1:54 AM
دوستان عزیزی که تو کار ریاضیات، منطق، اقتصاد، علوم کامپیوتر، فیزیک، و غیره هستید. لطفا فکر کنید و سریعا یک راه حل برای مشکل تجمعات داخل ایران پیدا کنید. این موضوع رو جدی بگیرین لطفا. این مساله شماست، نشون بدید که چیزهایی به درد بخور هم بلدید! لطفا این مطلب رو تو بالاترین بزارید
یکی از مشکلات بسیار جدی که در راه راهپیمایهای مسالمت آمیز مردم وجود دارد این است که ماموران مسلح دولتی همزمان با دیگران از مکان و زمان راهپیماییها خبر دار میشوند و با حضور زود هنگام در محل مورد نظر از تشکیل هسته اولیه این تجمعات جلوگیری میکنند. سوالی که مطرح میشود این است که چه راه حلی برای این مشکل وجود دارد. من متخصص نظریه بازیها نیستم اما فکر میکنم که بشود یک استراتژی پیدا کرد که امکان تشکیل تجماتی با تعداد قابل توجهی از مردم رو بده. صورت مساله اینه: فرض کنید پانصد هزار نفر میخواند در جائی، مهم نیست کجا مثلا در یکی از میادین تهران، تجمع کنند. فرض کنید صد هزار نفر نیروی ضد شورش هم وجود داره. مردم چه جوری رفتار کنند که در یکی از میادین حدود صد هزار نفر بتونند تجمع کنند؟ برای اینکه موضوع روشن بشه استراتژی زیر رو در نظر بگیریید:
فرض کنید که مردم قرار است ساعت ۴ بعد از ظهر در میدان انقلاب جمع بشن. حالا قرار میزاریم که هرکسی بره در اولین میدونی که در فاصله حد اکثر ۵ کیلومتری میدون انقلاب است تجمع کنه و وقتی که تعداد تجمع کنندگان به مثلا ۱۰۰ نفر رسید به میدون نزدیکتر حرکت کنند. و قرار میزاریم که اگر کسی به مانع برخورد کرد(مثلا پلیس ضد شورش یا...) راهش رو کجع کنه ولی عقب نره. در این صورت چه اتفاقی میافتد؟ به نظر من امکان اینکه تعداد قابل توجهی از مردم بتونن در یک جا همدیگر رو پیدا کنند بسیار زیاد است. شما فکر کنید چرا و ببینین آیا استراتژیهای بهتری پیدا میکنید؟
June 26, 2009 1:19 AM
اتفاقا هفته ی پیش دنبال اين شعر می گشتم که بذارم تو وبلاگم ولی پيداش نکردم.
به ارسطو: ما برای دموکراسی میجنگیم نه برای عشقها ونفرتهای احمقانه ای که تو وامثال تورو به پای صندوق میبره یا ازاون دور میکنه. bbc یا هر شبکه خبری دنیا فقط بازتاب اخبار و نظرات مردم هستند تو و همفکرات فکر خودتون باشید که استفراغ حکومت آدمکشها را وحی منزل میدانید.البته در دموکراسیی که ما به دنبالش هستیم و به دستش میاریم برای شماها هم جا هست ما انحصار طلب نیستیم اما مهم اینه دیگه کسی شمارو نمیخواد
June 28, 2009 7:58 PM