یکی از آرزوهای همیشگی من رو در رو شدن با محمد قائد بوده...یکبار فکر کنم همین مهیار خودمان بود که وقتی از شوق من برای دیدن او با خبر شد گفت که طرف بلااستثناء سه شنبه شب ها میرود رستوران فلانجا و لوبیا پلو میخورد...چند بار شال و کلاه کردم که بروم سر وقتش و حتی اگر رویم نشود جلو بروم و حال و احوالی کنم از دور لوبیا پلو خوردن و جنبیدن سبیلهایش را تماشا کنم...اما هر بار اتفاقی افتاد و قسمت نشد...اینها را میگویم که بدانید چقدر برایم اسطوره است این آدم...اولین بار دو- سه سال پیش بود که کتاب دفترچه خاطرات و فراموشی اش را خواندم (اینجا در موردش نوشته ام)...و بعد از آن تقریبا همه کتابهایش را چه انها که تجدید چاپ شدند و چه آنها که نشدند گیر آوردم و بلعیدم...بعد تر ها وبلاگ و یا سایتش را کشف کردم و شدم مشتری دائمی نوشته هایش...
اما گریز دوباره ام به محمد قائد دو علت دارد...اولی تجدید چاپ "دفترچه خاطرات و فراموشی" ست که یک خبر خوب است برای آنهایی که تا امروز موفق به تهیه اش نشده اند و یا آنهایی که از ذوقشان به هر کس و ناکسی کتاب را امانت داده اند و نهایتا کتابشان ملاخور شده...دومین دلیلش هم نوشته ها و تحلیل های خوب قائد پس از انتخابات است که در سایت قرار میدهد...به عنوان مثال اولین واکنش قائد به اعلام نتایج انتخابات اخیر نوشته ای بود با نام "شیشکی ارواح" که برای خالی نبودن عریضه بخشی از آن را می آورم...:
"يخ در آفتاب با چنان سرعتی آب نمیشود كه ستونهای ظاهراً ستبر نظام مقدس در مدت زمانی چنين كوتاه به باد رفت. نسيم ِ آزادی با خاموششدن پنكه به قوطی برنگشت. باد شد و طوفان شد.
در ايران ِ قرن نوزدهم بسياری يقين يافتند در اينگيليس عقول قوم مینشينند نقشههايی برای ادارۀ جهان طی صد سال بعد میكشند و در دولابچهای سرّی میگذارند، و سياسيون هر چند وقت يك بار سر وقت آن گنجه میروند و طبق دستور عمل میكنند.
جلسات سرّی در سراسر جهان بسيار بوده و هست اما در آن خرافات سياسی دستكم دو نكته باورنكردنی به نظر میرسد. اول اينكه افرادی بتوانند تا زمانی چنان دور را پيشبينی كنند. حتی پيشبينی تحولات چند ماه آينده فوق قوۀ تصور بشر به نظر میرسد، تا چه رسد به دهها سال بعد.
دوم، كه مخهايی چنان سترگ ناشناس بمانند. در عرصۀ شطرنج به كسی كه قادر به پيشبينی دهپانزده حركت باشد قهرمان جهان میگويند (در مقابل ِ چهل ميليون حركت در برنامۀ كامپيوتر شطرنجباز).
درهرحال، در ايران اكنون يك سؤال بزرگ اين است كه بازی فعلی را چه كسانی طراحی كردهاند، سكان در دست چه محافلی است و اين مخهای عظيم چرا ”نقاب ز رخ بر نمیكشند“. اين سناريوی ناشيانه كجا به دست چه كسانی تهيه شد و بازيگران جلو صحنه جزو بازيگردانان پشت صحنه هم هستند؟
در اين مورد كه چند حركت را پيشبينی كردهاند البته نمیتوان انتظار پوكر ِ روباز داشت اما از قمارباز ارقه كه ورق از آستين در میآورد انتظار میرود در جمع و تفريق بتواند نمرۀ ناپلئونی بگيرد. ارقامی كه بهعنوان نتيجۀ انتخابات بيرون دادند بيش از آنكه در مقولۀ رياضيات بگنجد از نوع شيشـَكی بود ــــ آن هم دستساز نه مهندسیساز، اما كشيده و پرصدا و حاكی از اعتمادبهنفسی غيرعادی، مشخصاً به منظور تحقير چند ده ميليون نفر.
در يادآوری ِ اعتقادات خرافی پدران ِ رندمان نمیتوان از پوزخند و حسرت خودداری كرد: آن جلسات فراماسونی عقلای توطئهگر ِ وطنخواه و دولابچهها و نقشههای صدساله در كپیكاری ِ تحت ليسانس ما تبديل به شيشكیای شده است كه انگار يك مدّاح بدصدا پشت ”اكو“ی ارزانقيمتی كه دم ميدان بهارستان كرايه میدهند اجرا كند.
آيا مدّاح فقط لب میزند در همان حال كه نوار ِ شيشـَكی پخش میشود؟ اگر اين طور باشد، نورافكن بر اشباح شيشـَكیساز هم خواهد افتاد؟"
پ.ن:
یکی نیست به من بگوید مردک تو بخشی از نوشته را آورده ای یا کل نوشته را منهای چند خط شعر اولش؟ خب بابا...چرا می زنید؟ شعرش را هم در پانوشت می آورم که بشود کل نوشته:
" قشونى خلق را با نيزه راندند
ولى مردم به جاى خويش ماندند
رضاخان را به جاى خود نشاندند
به جاى گـُل، بر او آجر پراندند
نشايد كرد با افكار پيكار
ببايد خواست از مخلوق زنهار
دريغ از راه دور و رنج بسيار
. . . .
وكيلان اين تشرها چون شنيدند
ز جاى خويش از وحشت پريدند
به تنبانهايشان از ترس ريدند
نود رأى موافق آفريدند
بر اين جمعيتِ مرعوبِ گـُـهكار
سليمانبنمحسن شد علمدار
دريغ از راه دور و رنج بسيار
از ترجيعبند جمهورینامه، سرودۀ بهار و عشقی، فروردين 1303
ای مانده در یاد
ای خسته از درد
ما و تو از این بیقراری ناگزیریم
ای ساکن شهر جدایی
آخر چه باید کرد
این درد زمان است......
July 26, 2009 10:59 AM
ای مانده در یاد
ای خسته از درد
ما و تو از این بیقراری ناگزیریم
ای ساکن شهر جدایی
آخر چه باید کرد
این درد زمان است......
July 26, 2009 10:58 AM
شراگیم خان ارجمند : وقتی همه خواب بودیم و فکرش رو نمی کردیم که حتی اعتراضی به وضع اسف بار خودمون کنیم ، شما و امثال شما که از نخبه ها و پیشرو های جامعه ما هستید ( بدون تعارف ) با نوشته هاتون همیشه این وجدان خواب ما رو یه جور هایی قلقلک می دادین ، حال با متاثر کردن یا خندوندن ماها ، اما الان که یه جورایی شور و نشاط بیدار شدن بچه ها رو احاطه کرده و میل به اعتراض و آگاهی بالا رفته ، اونوقت متاسفانه شما خیلی کم کار شدید و دیر به دیر آپ می کنید . اگه از آمار بازدید کننده های خودتون اطلاع دارید ، حداقل برای دل اونها هم که شده باید ، باید ، و باید حضور مستمر داشته باشید. بنویسید و نگذارید اون دلایلی رو که واسه ننوشتن آقای معروفی ( که از طریق شما با سایت رفیعش آشنا شدم، ممنون ) رو آوردم ، برای شما هم بیارم. خوشبختانه شما جزو برگزیده گان جامعه روشنفکر تحت وب هستید و این مسئولیت کمی نیست. بنویسید حتی اگه نقل قول باشه .دست پر مهرت رو می فشارم و امید به آینده ای که همه ما ها بتونیم همدیگر رو از نزدیک دیدار کنیم.
July 26, 2009 9:14 AM
Live broadcast: Green Scroll in Paris
Several dedicated people with an enthusiastic team behind them, have prepared a real "National Treasure" for Iran. More than 190 cities in the world sent their petitions to Paris to be gathered into one piece of 2 km long "Green Scroll" to be displayed in front of the Eiffel Tower.
Watch the scroll display ceremony live on Saturday July 25 at 10:00am PST on this page:
http://www.ustream.tv/channel/where-is-my-vote---paris
See the preparations:
http://www.iranian.com/main/2009/jul/green-scroll-preparations
July 25, 2009 9:48 PM
http://4.bp.blogspot.com/_HhUFdxPulDI/SmjFDp9T-QI/AAAAAAAAAQs/rLCKWf5VJKQ/s1600-h/d.jpg
این عکس واقعا دیدنیه.
می گن نصف جمعیتی که توی عکس ا.ن دیده میشه، زائر هایی هستن که اومدن استقبال کنندکان ا.ن رو تماشا کنن!!!
July 25, 2009 2:30 PM
مجلس ختم محسن روحالامینی: یکشنبه ۴ مرداد، ساعت ۴ بعدازظهر - مسجد بلال (خیابان ولیعصر، بالای صدا و سیما، پایینتر از پل پارک وی)
شنیده می شود دانشجویان دانشگاه تهران تصمیم گرفته اند با شرکت در این مجلس ختم ضمن همدردی با خانواده هم کلاسی خود نسبت به فجایع پس از انتخابات اعتراض کنند. و از طریق فیس بوک برای حضور گسترده در این مجلس ختم فراخوان داده اند.
لطف بیدرنگ اطلاعرسانی کنید.
July 25, 2009 1:42 PM
سلام شراگیم..در صورت تمایل از طرح دولت امید حمایت کن
http://fardaaye-roshan.persianblog.ir/post/293/
...به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
July 24, 2009 5:47 PM
شنبه سوم مرداد ماه همزمان با ایرانیان خارج از کشور در تهران بعد از ظهر میدان ونک به سمت ولی عصر تجمع آرام و اعتراض آمیز خواهیم داشت البته در سکوت لطفا اطلاع رسانی کنید. رسانه شمایید
July 24, 2009 8:50 AM
شنبه 3 مرداد دنیا به خاطر ایران متحد می شه، خجالت آور خواهد بود اگر ما تو خونه هامون بنشینیم. شنبه ساعت 4 بعدازظهر میدان ونک همگام با مردم جهان برای آزادی ایران اجتماع میکنیم ( اطلاع رسانی کنید ).
July 23, 2009 8:18 PM
این تکه ش خیلی نظرم رو جلب کرد:
ارقامی كه بهعنوان نتيجۀ انتخابات بيرون دادند بيش از آنكه در مقولۀ رياضيات بگنجد از نوع شيشـَكی بود ــــ آن هم دستساز نه مهندسیساز، اما كشيده و پرصدا و حاكی از اعتمادبهنفسی غيرعادی، مشخصاً به منظور تحقير چند ده ميليون نفر.
....
اصولا می گن دروغ هر چی بزرگتر باورش آسون تر
بعدش هم گفتن حالا که داریم می گیم ، خب کروبی رو هم چون زیاد حرف می زنه بزاریم بعد از آرای باطله یه کم بهش بخندیم.
به قول ایشون حتی اسم مهندسی رو هم نمی شه روش گذاشت چون از سیستم : ده و نه و هشت و هفت و شش با پنج تا می شه یازده تا استفاده شده.
July 23, 2009 5:15 PM
این تکه ش خیلی نظرم رو جلب کرد:
ارقامی كه بهعنوان نتيجۀ انتخابات بيرون دادند بيش از آنكه در مقولۀ رياضيات بگنجد از نوع شيشـَكی بود ــــ آن هم دستساز نه مهندسیساز، اما كشيده و پرصدا و حاكی از اعتمادبهنفسی غيرعادی، مشخصاً به منظور تحقير چند ده ميليون نفر.
....
اصولا می گن دروغ هر چی بزرگتر باورش آسون تر
بعدش هم گفتن حالا که داریم می گیم ، خب کروبی رو هم چون زیاد حرف می زنه بزاریم بعد از آرای باطله یه کم بهش بخندیم.
به قول ایشون حتی اسم مهندسی رو هم نمی شه روش گذاشت چون از سیستم : ده و نه و هشت و هفت و شش با پنج تا می شه یازده تا استفاده شده.
July 23, 2009 5:00 PM
ببخشید دوبار نظرم رسید. ایمیلم رو نباید نشون بده به همه اسپم بارون میشه.
July 23, 2009 3:42 PM
سلام
سایت آقای محمد قائد لینک پی دی اف کتاب رو گذاشته.
http://www.mghaed.com/books/diaries&oblivion.htm
July 23, 2009 3:40 PM
سلام
سایت آقای محمد قائد لینک پی دی اف کتاب رو گذاشته.
http://www.mghaed.com/books/diaries&oblivion.htm
Az doosti nAshenAs! be dastam resid in she'r-e ziba:
[ما که دادیم دل و دیده به توفان بلا>>>گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر]
دست مزن! چشم، ببستم دو دست
راه مرو! چشم، دو پايم شکست
حرف مزن! قطع نمودم سخن
نطق مکن! چشم، ببستم دهن
هيچ نفهم! اين سخن عنوان مکن
خواهشِ نافهمیِ انسان مکن
لال شوم، کور شوم، کر شوم
ليک مُحال است که من خر شوم
چند روی همچو خران زير بار؟
سر ز فضای بشريت برآر
نسیم شمال
July 26, 2009 11:15 AM