شراگیم
« روشنفکر تخم عسلی...! | صفحه اصلی | آب بینی بز... »
خواننده های نانجیب...!

چند روز پیش روزبه خودمان زنگ زد که شراگیم چرا دیگر نمینویسی؟ آه جگر سوزی از اعماق دل کشیدم که خدا سایه فیلترینگ را از سر همه کم کند...اینطور که اینجا سوت و کور شده آدم حس میکند دارد گل لگد می کند...یک پست به آن باحالی و کولی و پر از لطایف و ظرایف نوشتیم بعد از یکماه تازه کانتر کامنتش رسید به سی تا...!وقتی مشتری ندارم مگر خلم یک لنگه پا بایستم سر دکان حرافی؟ گفت تو مشتری نداری!؟ برو توی گوگل ریدرت ببین ملت چه سر و دستی می شکنند برایت...دو هزار و هشتصد نفر ریدر داری... اصلا یک گوگل ریدر است و یک شراگیم...چند وقت دیگر از "بالاترین" هم میفتی جلو... سر و ته بحث را هم آوردم و دستپاچه نشستم پای لپ تاپ و گوگل ریدرم را زیر و رو کردم تا با چشم خودم ببینم که چقدر آدم مهمی بوده ام و خبر نداشتم...البته به آن شوری ها هم که روزبه میگفت نبود اما دو هزار و هشتصد تا را راست میگفت...رقمش دهان پر کن است اما یکی به من بگوید خواننده ای که نه بتواند کامنت بگذارد و نه روی کانتر وبلاگ رد پایش بیفتد و نه آدم بتواند دو کلام باهاشان اختلاط کند به چه دردی میخورد؟ روح و جن و از ما بهتران هم گاه گداری یک چیزهایی از خودشان نشان میدهند که آدم ملتفت وجودشان بشود...چند وقت پیش کیوان یک پستی نوشته بود و در ارتباط با گوگل ریدر به سبک امام صراحتا اعلام خطر کرده بود...آن زمان من اصلا متوجه نشدم که ماجرا چیست و لابد خیلیهای دیگر هم متوجه نشدند...اما الان که میبینم هشتاد درصد خواننده های اینجا گوگل ریدری شده اند و آسه می آیند و آسه می روند به عمق فاجعه پی برده ام...
یادتان است خواننده های اینجا را به چند دسته تقسیم کرده بودم؟ یادتان است؟ چطور یادتان است؟ خود من هم به زور یادم می آید...فقط همینقدر یادم است که آن دسته آخری که اسفل السافلین بودند طیف " بی آزار و بی خاصیت" را تشکیل میدادند و منظور آنهایی بودند که می آمدند و مفت مفت مطلب را میخواندند و یک کلمه هم توی نظر خواهی نمی نوشتند که فلانی مثلا دمت گرم که آدم دلش الکی خوش باشد...آنها با همه بی خاصیتی شان چه میخواستند و چه نمیخواستند لااقل رد پایشان روی کانتر وبلاگ می افتاد و خب در نهایت که آدم کانتر وبلاگش را نگاه میکرد که چهار رقمی شده ذوق میکرد و انگیزه پیدا میکرد که بیشتر و بهتر بنویسد...الان به لطف تکنولوژی و البته کمیته مبارزه با اراذل و اوباش اینترنتی یک دسته دیگر به وجود امده که عملا این دسته آخری را حسابی رو سفید کرده...اسم علمی این دسته " خواننده های گوگل ریدری" ست و در جدول طبقه بندی "زندلیف" چون هیچ چیزشان به سایر عناصر نمی رود در ستونهای جداگانه ای قرار میگیرند که "خواننده های نا نجیب" نام دارد...این دسته نه تنها بی آزار و بی خاصیت است بلکه مفتی خوان و بی چشم و رو نیز هست...حالا گیرم به علت فیلترینگ دسترسی اینها به صفحه نظر خواهی مسدود شده باشد...نباید ماهی یکبار یک ایمیل خشک و خالی بزنند و اعلام وجود کنند؟ اگر این روزبه نبود که با نبوغ و پشتکار و علم لدنی خودش این دسته را کشف کند اصلا کسی متوجه حضور اینها می شد...؟

اوه...چقدر چیز گفتم به این گوگل ریدریهای بی نوا...الان دوباره رفتم نگاه کردم دیدم انگار یک چیزکی توی همان گوگل ریدر است که هرکس میتواند برای هر نوشته ای روی آن کلیک کند و نشان دهد از آن نوشته خوشش امده...چیز بی مزه ایست...چون اگر کسی از نوشته ای بدش آمده باشد نمیتواند آن را نشان دهد...تازه همین خوش امدنش را هم نمیتواند توصیف کند که مثلا چقدر خوشش آمده و آیا مثلا حالی به حالی شده یا همینجور الکی خوشش آمده... اما به هر حال نشان میدهد که بالاخره یک راههایی برای ارتباط با آنها هست و من باید منبعد بیشتر حواسم به ریدر باشد و حالا که با دنیای نانو خواننده هایم آشنا شده ام شاید راههای بیشتری هم برای بعضی ارتباطات دو سویه وجود داشته باشد...

اما برویم سر اصل مطلب...اصل مطلب چیست؟ حال و اوضاع خودم؟ حال و اوضاع خانم شین؟حال و اوضاع مملکت؟

از خودم شروع میکنم که روزگارم بد نیست...فعلا داریم اندرونمان را از طعام خالی میداریم بلکه در ان نور معرفتی ببینیم که تا به امروز چیزی ندیده ایم...در روز نهم رژیم غذایی دشمن شکنم هستم...5 روز دیگر مانده...به غیر از یک شب که این خانوم شین نامرد رفت و کلی کیک خامه ای خوشمزه خرید و ما پاک شرمنده دکتر اتکینز شدیم بقیه روزها مو لای درزمان نرفت...!
خانم شین هم البته دو سه روزی پا به پای من آمد...یک برنامه غذایی زده ایم روی یخچال که هر بار کسی از رژیمش تخطی کرد باید جلوی اسمش ضربدری زده شود و نوع و مقدار تخطی اش هم خیلی ریز زیرش نوشته شود...روز چهارم دیدم اگر خانم شین بخواهد ادامه دهد عملا دیگر همه برنامه غذایی زیر ضربدرها و تخلفاتش به کل ناخوانا خواهد شد و به اصرار من از ادامه رژیم انصراف داد... البته خانم شین بزنم به تخته یکجورهایی مانکن بی ساکشن است و نیازی به این چیزها ندارد و به طور افتخاری و برای دلخوشی ما به میدان امده بود...

خانم شین هم شکر خدا خوب است...رامین تقریبا دو ماه دیگر به دنیا می آید و خانوم شین این روزها باید خیلی مراقب خودش باشد...دیروز رفتیم و کلی برای اتاق بچه مان خرید کردیم...زحمت سیسمونی اش را هم البته مادر خانومم کشیدند...

چی؟ فکتان افتاد؟ هه هه هه...سر کارتان گذاشتم! بنده تا اخرین نفس جلوی هر موجود دیگری که بخواهد وارد این دنیای کثیف شود خواهم ایستاد...حالا اگر خبر مرگش احمدی نژاد به درک واصل شد و رهبر هم دور از جان شما به ملکوت اعلی پیوست و مردمسالاری حاکم شد شاید یک بچه گربه ای چیزی بیاوریم بزرگ کنیم...ولی با این شرایط و اوضاع و احوال از بچه مچه فعلا خبری نیست...

و اما اوضاع مملکت...قاراشمیش است دیگر...این چیزها که دیگر گفتن ندارد...

توسط در December 8, 2009 4:07 PM |
نظرات
کرو   ( web | email )

به خوانندگان نانجیب شما پیوستیم!!


December 31, 2009 11:17 AM
رضا 206   ( web | email )

آخ الهی ذلیل بشن اونایی که فیلترینگ رو درست کردند....بعد از دو ماه موفق شدم یه فیلتر شکن دو زاری گیر بیارم و باز بیام به شما سر بزنم....لامصب دیگه از gprs هم نمیشه سایتتون رو باز کرد...ولی دوستتون راست گفته تو چند سایت معروف که رفتم از طریق گوگل ریدر به شما لینک داده بودند...توجه داشته باشید مبارزه بها داره و ما هم داریم بهاشو می دیم...موفق باشی شراگیم عزیز....با اینکه فیلتر هستی هیچ وقت فراموشت نمی کنیم


December 29, 2009 6:05 PM
دختر نارنج و ترنج   ( web | email )

سلام
خوبی شما؟ آخ که دست به دلمان گذاشتی بدجور!! این رفتارهای ناشایست داره من یکی رو هم که همیشه با سر زدن به وبلاگ دیگرون نوشته هاشون رو می خونم از این کار شایسته پشیمون می کنه و به جمع ریدری ها می افزاید.. کسی که وبلاگت رو حتی باز نمی کنه حقش اینه که همون وبلاگش رو از ریدر بخونی این به اون در بشه! والله!!!!


December 26, 2009 4:36 PM
Alirood   ( web | email )

کیپ ورایتینگ. یو ار ریلی گووووود.


December 23, 2009 12:11 AM
حاجی جون   ( web | email )

خیلی وقت بود بروز تمی شدی ما هم دیگه اینورا نمیومدیم. این رامین باعث درآمدن چشممان از حدقه شد. راستش بعد شک ازدواجت تصور استهاله شدن و در جرگه جماعت پوپولیست شدنت دور از ذهن نبود ولی با این سرعت دیگه واقعا فاجعه بود. در ضمن خانم شین! شرمنده شما هم شدیم این شراگیم خان با این شوخیش همچین شما را در مظان تهمت و افکار پلید ما قرار داد. زنده باشید


December 22, 2009 3:26 PM
سحر- یک نانجیب   ( web | email )

وبلاگت را دوست دارم. بخصوص وقتی خیلی دلم میگیره و هیچ کسی پیدا نمیکنم باهاش فارسی حرف بزنم یه سری به عمو شری میزنم.
خوب باشی


December 18, 2009 6:36 PM
ليلا   ( web | email )

منم يكي ديگه از مفتخورهاي تقريبن 2 ساله يا بيشتر هستم :D


December 17, 2009 5:38 PM
گرگ تهنای مهربون   ( web | email )

آقا ما که اولبین بار اومدیم و از این به بعد هم میخوایم با گودر شما رو دنبال کنیم آیا در دسته فوق الذکر قرار میگیریم آیا ؟


December 17, 2009 11:12 AM
خشایار   ( web | email )

آقای محترم شما شاه‌کاری. اگر کامنت بیش‌تر هم دلت می‌خواهد به خواننده‌ها هم فکر کن. یک کامنت‌دونی درست و حسابی بذار که هر بیست تا را بکند یک صفحه و این‌طور پدر آدم در نیاید برای لود شدن آن‌ها.


December 16, 2009 7:02 PM
ترانه   ( web | email )

برای اینکه نجابتم رو ثابت کنم می نویسم .......شما واقعا همتا نداری . عالی می نویسی و امیدوارم همیشه بنویسی ........


December 16, 2009 6:51 PM
عرعری   ( web | email )

اولین بار است میخوانیمتان، خوشمان آمد. من بعد میخوانمتان ریدمانی! نه ، ببخشید: ریدری!


December 16, 2009 2:17 PM
عرعری   ( web | email )

من هم اولین بار است با وبلاگ شما آشنا شدم! خوشمان آمد. من بعد میخوانیمت ریدمانی! نه ببخشید ریدری!


December 16, 2009 2:14 PM
Slim shady   ( web | email )

salam
man avalin bare blogeto mikhunam.
ama esmeto ye jayi shenidam nmidunam chera?
zendegie. dge. saro tah nadare ke


December 15, 2009 9:50 PM
Slim shady   ( web | email )

salam
man avalin bare blogeto mikhunam.
ama esmeto ye jayi shenidam nmidunam chera?
zendegie. dge. saro tah nadare ke


December 15, 2009 9:49 PM
فاطمه   ( web | email )

منم چند ماهي ميشه كه به وبلاگتون سر مي زنم ، اين دفعه خواستم با خاصيت باشم كه بهتون ثابت بشه قلم زيبا و تاثيرگذاري دارين ....
البته يكي دو بار ديگه هم تلاش كردم اما چون فيلترشكن خوبي نداشتم نمي تونستم بفرستم


December 15, 2009 5:19 PM
شیما   ( web | email )

من امروز واسه اولین بار وبلاگت رو دیدم و خوندم. نظر هم دادم :دی


December 15, 2009 2:19 PM
ناشناس   ( web | email )

شراگیم دمت گرم!!!!
اینم واسه این که نگی ما مفت خونیم!


December 15, 2009 1:42 PM
مک   ( web | email )

من خودم هم می نویسم اما نه برای اینکه کامنت بخونم بعدش (ولی نه دیگه اینکه کامنت واسم بشه ان دماغ بز!)، با اینکه گودر آدم ها رو از هم دور می کنه موافقم اما بدلیل اینکه خیلی بخش مطالعه توی وب رو برای من سازماندهی کرده همچنان از گودر استفاده می کنم. الان یه چند ماهی هست که بلاگت رو می خونم و دوست دارم


December 14, 2009 8:41 PM
محسن   ( web | email )

من 4 یا 5 ساله که پایه ی وبلاگتم
تا حالا هم واست کامنت نذاشته بودم
ولی این بار خیلی شرمنده شدم و اومدم یه عرض ادبی کنم
برو خوش باش که بالاخره من هم واست کامنت گذاشتم


December 14, 2009 4:33 PM
shiva   ( web | email )

کامنت گذاشتم. من با فيلتر شکن ميخونم.


December 14, 2009 2:38 PM
کلاغ   ( web | email )

من 2 ،3 سالی هست که اینجا رو می خونم ولی کامنت نمیزارم و البته از این به بعد هم کامنت نخواهم گذاشت !!!


December 14, 2009 1:59 PM
مرجان   ( web | email )

ما هم هستیم


December 14, 2009 12:43 PM
ستاره   ( web | email )

يه خواننده نانجيب ديگه به شما ، قلمتون ( ببخشین کیبوردتون)و خانم شين عرض ادب و احترام می کنه. توی اين قحط سالی يه وقت ترکمون نکنی شراگيم جان


December 14, 2009 10:46 AM
toto & tani from Vancouv   ( web | email )

hi sharagim, we always read your blog, keep writing, we never put any comments, we love you so much,


December 14, 2009 8:30 AM
ناشناس   ( web | email )

shom ke inghadar sari up mikoni baiad ham az khanandeha narazi bashi ke chera camment nemizaran


December 14, 2009 6:04 AM
سرندیپیتی   ( web | email )

جناب اقای شراگیم

سلا م علیکم،


اولا بی آزار بی خاصیت خودتی ثانیا بازم میام مطالب را می خونم کامنت نمی ذارم تا چشت دراد.
با تشکر


December 13, 2009 4:26 PM
مانا   ( web | email )

سلام شراگيم ، من يك خواننده نا نجيب هستم، به خاطرت با فيلتر شكن اومدم كه موجوديتمو ثابت كنم


December 13, 2009 4:14 PM
زهره   ( web | email )

چند روز پیش تیتر پستت رو از وبلاگی که reader داشت دیدم ولی امروز با هزار فلاکت یه فیل.تر شکن پیدا کردم که واسه سایت تو فقط ناز نکرد و بازش کرد .
من نانجیب نیستم به خدا
این قضیه رامین باورم شده بود همینطور که میخوندم هزار تا فکر کردم که شراگیم چه بی فکره خانوم شین رو با این وضعیت توی اون اعترا.ضات بیرون میبرد؟؟؟


December 13, 2009 4:01 PM
azy   ( web | email )

بی شخصیت ، بی خاصیت خودتی و جد و ابادت و رامین:دی بی شوخی بابا شراگیم جان چرا ناز می می کنی. هم می خونیم و هم خوشمون می یاد و هم پیگیری می کنیم. حالا یه کامنت نمی ذاریم انقدر باید بارمون کنی:دی


December 13, 2009 12:44 PM
-.-   ( web | email )


***** *****
******* *******
******** ** ********
******************
****************
**************
************
*********
*******
*****
***

we love you sharagim


December 13, 2009 2:59 AM
Lily   ( web | email )

سلام.
می خواستم بگم فکر نکنین اگه کامنت نمی دیم یعنی بلاگتون رو نمی خونیم. ما همیشه حواسمون هست که ببینیم مطلب جدید نوشتین یا نه. شاید به قول خودتون بی خاصیت هستیم، ولی می خونیم. اگه شماها هم ننویسین ماهایی که ایران نیستیم چه جوری بفهمیم اونجا چه خبره. دیگه با تلفن هم نمی شه حرف ها رو درست و حسابی گفت. کوتاه نیاین. بنویسین. وقتی نمی نویسین آدم فکر می کنه سرتون شلوغه یا چیزی برای نوشتن ندارین یا کلا وبلاگ رو گذاشتین کنار. با این همه کامنتی که براتون گذاشتن فکر کنم الان دیگه بهانه ای ندارین، چون این همه آدم منتظر نوشتن شما بودن ((:


December 12, 2009 9:43 PM
من به شوهرم خيانت مي كنم   ( web | email )

يك ساله مي خونمت


December 12, 2009 8:06 PM
من به شوهرم خيانت مي كنم   ( web | email )

يك ساله مي خونمت.


December 12, 2009 8:04 PM
قلامنكو   ( web | email )

فقط جهت اثبات نجابت!


December 12, 2009 6:14 PM
یکتا   ( web | email )

حالا قهر نکن ن ن ن


December 12, 2009 5:15 PM
so so   ( web | email )

hazer


December 12, 2009 1:52 PM
carin   ( web | email )

که چی خودترو لوس کردي؟ هر کی اومده يه چيزی نوشته که خوشحال بشی؟ خوب باشه منم يکی از همون بی خاصيتام


December 12, 2009 12:28 PM
بوف بصیر   ( web | email )

هه! می‌بینم که خواننده های خاموش گودری همه حسابی به صحنه آمده اند تا شما را با لطف خود شرمنده کنند. لایک فیدتان در ریدر از 100 تا بالاتر رفته است. حالا انگیزه داری بنویسی یا نداری؟! درست است که گودری‌ها کامنت نمی‌گذارند و روی کانتر وبلاگ هم شمرده نمی‌شوند. اما یک برتری نسبت به دیگران دارند. آنان به محض به روز رسانی وبلاگ‌ها مطلع می‌شوند و مطالب را زودتر از دیگران می‌خوانند.


December 12, 2009 11:47 AM
مانیل( آقایی)   ( web | email )

دیگه خجالت زده کردی مارو ! البته حق داری . پستت رو خوندم احساس مفت خوری شدید کردم !
همیشه موفق باشی عالی مینویسی


December 12, 2009 10:31 AM
سروستان   ( web | email )

من این جا رو همیشه می خونم
در مورد رامین باهات کاملا مخالفم. بذار بچه بیاد چه کارش داری شاید از پا قدم بچه تو و خانم شین آرزوهای تو و ما محقق شد.


December 12, 2009 10:17 AM
فرزاد   ( web | email )

سلام
آقا بنده جز اون عده ای هستم که مستقیما" صفحه شما رو میخونم،البته از فرنگ.
همیشه از نوع نوشتنتون لذت میبرم.از همین فرصت استفاده میکنم و ازین بابت تشکر میکنم.
خداوند شما رو برای اسلام و مسلمین حفظ کنه.


December 12, 2009 5:32 AM
goli   ( web | email )

manam hastam


December 12, 2009 3:09 AM
Babak   ( web | email )

آقا ما هم از این گوگل ریدر ی های هستیم كه چراغ خاموش مییایم . خواستیم بگیم كه هستیم بابا شما تخت گاز ادامه بده!
ممنون


December 11, 2009 11:53 PM
الناز   ( web | email )

(اینم 99‌امین! دیگه چی می‌خوای؟!)

سلام
دفعه آخرت باشه که ما رو میترسو نی ها!
من خاموش می خوندمت

این هم از برای رفع عذاب وجدان !

شاد باشید (تو و خانوم شین)


December 11, 2009 8:59 PM
سارا   ( web | email )

من هر وقت حال هیچ کاری رو نداشته باشم یا هر وقت خیلی حالم خوب باشه ! احتمالا میام سراغ وبلاگ تو و چندتا وبلاگ دیگه ! کامنت هم نمی ذارم ! یادمه یه بار تو حال بدم اومدم اینجا یه چیزی نوشته بودی حس کردم تو هم آدمیD:کلی غصم گرفت ...یعنی دیدم تو هم واقعی هستی، یه آدم .
بگذریم .حالا که چی منتظر خواننده ای؟وا!
در مورد بچه گربه !!! سعی کن نارنجی باشه حتما:)) بعدا که گرفتیش می فهمی چرا!


December 11, 2009 7:56 PM
سعید   ( web | email )

من هم سالهاست که از خوانندهای پرو پا قرص ولی‌ بی‌ خاصیت تو هستم ... خیلی خوب مینویسی ... دمت گرم!


December 11, 2009 6:19 PM
hossein   ( web | email )

ye khanande na najib e dge ke bare avale comment mizare


December 11, 2009 12:23 PM
یک شیدا   ( web | email )

تو بنویس چی کار داری که کی کامنت می زاره
من که روزی یک بار و سر می زنم


December 11, 2009 10:49 AM
Nader Alviri   ( web | email )

Hi Dear friend
your weblog is so popular.I am from north of california (santa cruz ) so I am hopeing see you in US
yoy take care


December 11, 2009 8:40 AM
فرزاد میم   ( web | email )

آقاجان می خوانمت مدتها هم هست که می خوانمت...این ها را گفتم نگویی خوانندگانت بی معرفتند خلاصه که شراگیم خان نوشته هایت بویژه پس از انتخابات و روایت دلاوریهایت برایم از همه نوشته های چند ساله ات صادقانه و صمیمی تر می نماید...مانا باشی و سرت خوش باد


December 11, 2009 4:01 AM
مهتاب   ( web | email )

سلام شراگیم
این دفعه دیگه نشد کامنت نذارم...
باید بگم خیلی از خوندن مطالبت لذت می برم و....اینکه منم از طرفدارای وبلاگت هستم :)


December 11, 2009 1:38 AM
وحید   ( web | email )

شراگيم خان عزيز عجالتا شما مهندس عمران نيستيد؟
و باز هم عجالتا خدمت سربازیتون توی نيروی هوايی نبوده؟


December 11, 2009 1:31 AM
نازی   ( web | email )

فقط جهت اثبات نجابت! دستت درد نکنه...خوب شد؟


December 10, 2009 11:55 PM
دیلماج   ( web | email )

سلام
خوب بلدی به مردم عذاب وجدان بدی ها!
ما نیز خاموش می خوندیمت

این هم از برای رفع عذاب وجدان خودمان.


December 10, 2009 8:27 PM
ayda...   ( web | email )

سلام...
مدتهاست تو را میخانم.چرا کامنت ندادم؟ چون فکر نمیکردم مهمه!
اما پست هات رو خیلی دوست دارم! لطفا بیشتر بنویس!
شاد زی


December 10, 2009 7:55 PM
آرمین   ( web | email )

خدایی دمت گرم آدم مجبور میکنی یه چی بهت بگه منم از همون نانجیبام منتها نه از نوع گوگل ریدریش .این حرفای آخرتو کم کم داشتم باور می کردم چون دیدم بعد از قرنی اومدی چیزی نوشتی مشکوک شدم بهت لااقل قبل از تاهل بیشتر می نوشتی ,من از خانم شین تمنا دارم باز هم مثل گذشته گوش شمارو زود به زود بکشه
از همین جا هم جا داره از کیوان پشت یک سومم تشکر کنم چون یکی از خواننده های پرو پا قرصشم خودمم یه زره به روز کردن سایت و از اون یاد بگیر


December 10, 2009 4:42 PM
محسن   ( web | email )

ممنون از نوشته هات


December 10, 2009 1:51 PM
ava   ( web | email )

آقا ما هم از اون نا نجيبا ايم! به جون رامينتون خيلی دوستون داريم اما می گيم مصدع اوقاتتون نشيم


December 10, 2009 1:35 PM
نگین   ( web | email )

شراگیم عزیز هر روز به اینجا سر میزنم به امید اینکه نوشته باشی. زیبا مینویسی. خواهش میکنم بیشتر بنویس. ممنون


December 10, 2009 1:20 PM
علی   ( web | email )

بنویس برادر بنویس! ما که پایه ثابت وبلاگتیم!


December 10, 2009 12:39 PM
فاطمه   ( web | email )

من خيلي وقته ميخونمت اما دو سه بار بيشتر كامنت نذاشتم
چندوقتي بعلت فيلترينگ نخوندم وبلاگتو
كي ازدواج كردين؟ مباركه!


December 10, 2009 12:04 PM
آراد   ( web | email )

سلام، من هم جزو اونا هستم که می خونم ولی کامنت خیلی کم میزارم شاید تا حالا 2 بار. شرمنده.
آخه من همش فکر می کنم که خودت مگه چقدر وقت داری که بخواهی برای هر پست این همه کامنت را هم بخونی؟
در هر حال نوشته هات خیلی جالبه و من از خوندنش لذت می برم.


December 10, 2009 10:51 AM
ناشناس   ( web | email )

خیلی خوشحالم که با دست پر برگشتی، در ضمن اون روشنفکر تخم عسلی هم فوق العاده بود!
:-D


December 10, 2009 10:21 AM
sina   ( web | email )

اینم برای بیشتر شدن کنتورت


December 10, 2009 10:13 AM
فهيمه   ( web | email )

سلام خوبي شري؟من رو كه اصلا يادت نمياد نه؟يكي از خواننده هاي قديمي ام.باورت نميشه چند تا كليك تو گوگل كردم تا رسيدم به اين آدرس ناشناس تا بخونم نوشته هاتو.خب قبول كن فيلترينگ پدرمون رو در آورده ديگه.به اميد آزادي...
راستي اسم رامين رو كه آوردي گفتم اي دل غافل مگه من چند وقته نيومدم كه اينا رامين دار هم شدن؟ :دی


December 10, 2009 9:43 AM
میثم الله‌داد   ( web | email )

سلام. با خوندن متنت تازه یادم افتاد که شش هفت ماهی می‌شه که قیافه وبلاگت رو ندیدم.
یادش به خیر قبل از انتخابات پاتوق من بود.
در هر صورت اگه ما رو نمی‌بینی خداییش روی حساب بی‌مهری نذار. کمتر با فیلترشکن کاری انجام می‌دم. چون سرعت رو افتضاح می‌کنه.
خداییش این‌همه به گودری‌ها بد گفتی!
اگه گودر نبود فک کنم خونده نمی‌شدی این چند وقت. خوبه که یه چیزی هست که فیلتر اینا رو از کار انداخته. نه؟
حالا ایشالا یواش یواش باید یه کاری بکنن از همون گودر بشه کامنت داد.
دیگه هم فاله هم تماشا، هم چیزای دیگه.
خلاصه ارادتمندیم.


December 10, 2009 4:28 AM
سهیل   ( web | email )

سلام
من حدود 1 سالی هست با نوشته های شما آشنا شدم ولی خب به قول شما همیشه خواننده بودم و نظر نمیزاشتم. اینو گفتم که بدونی خیلی ها مثل من هستن که نوع نوشته های شما رو دوست دارن ولی خب کامنت نمیزارن :دی

موفق باشی


December 10, 2009 3:25 AM
هوس مبهم   ( web | email )

سیب زمینی خودتی!!! فهمیدی؟


December 10, 2009 3:21 AM
Marco   ( web | email )

khanade kharejie ham dari bade mage


December 10, 2009 12:11 AM
Green   ( web | email )

شراگیم‌عزیز

از کانادا پست‌هایت را هر روز میخوانم و لذت میبرم. بنواز و بنویس که خوب مینوازی.


December 10, 2009 12:02 AM
اسفل السافلین   ( web | email )

امروز زد بسرم که بیام برای اولین بار کامنت بدم که زنده ای یا نه که دیدم آپ کردی..بعدش هم که مفت مفت مطلب رو خوندم و رفتم پی کار خودم اما دیدم تمام روز جلوی چشممی دیگه کلافه شدم و عذاب وجدان و این حرفا اومدم کامنت گذاشتم خلاصه که دمت گرمممم


December 9, 2009 10:53 PM
سجاد   ( web | email )

سلام ودرود
این برای دل خوش کنک شراگیم
نظرات تکمیلی بعدا...


December 9, 2009 9:06 PM
خرچسونه سابق   ( web | email )

خاطراتت خیلی قشنگ بود قبلا، ولی مثل اینکه ته کشیده و در واقع با مطالب سبک و در پیتی میخوای کار رو ادامه بدی و گناهش رو هم بندازی گردن خواننده ها!!!! ولی در عین حال قلمت گر چه شرتی پرتی شده و فقط صفحه رو اخیرا پر میکنی ولی جاذب هست هنوز هم!؟


December 9, 2009 9:00 PM
shiva   ( web | email )

akhe bi ensaf ta hala javabe ye doone kament ro dadi ke inghad tavagho dari,mano be khanande haye na najib ama vafa daret ezafe kon choon har rooz behet sar mizanam,albate ke bishtare oghat daste khali bar migardam,az ro nachari zadam be arshivet va hamasho shokhm zadam


December 9, 2009 8:53 PM
جلیل   ( web | email )

شراگیم جان خوب ... ام میومد برات کامنت بزارم، اما خداییش خیلی باحالی، مواظب خودت باش آقای بزودی پدر


December 9, 2009 8:42 PM
میترا   ( web | email )

دمت گرمممم :))))


December 9, 2009 8:17 PM
ساسان افسری   ( web | email )

عالی بود روشنفکر تخم عسلی !


December 9, 2009 8:11 PM
Mimimal   ( web | email )

وای جیگرم کباب شد پسر
ما گفتیم بی خار باشیم که شما اذیت نشی ولی از این به بعد خار دار می شیم! خوب شد؟ حالا زود به زود آپ کن.


December 9, 2009 7:32 PM
بهار   ( web | email )

آقا ما بسی شرمنده شدیم. زین پس اینجا که میایم یه جیک جیکی هم می کنیم و بعد تشریف میبریم.
دمت گرم داداچ


December 9, 2009 5:12 PM
صابر   ( web | email )

فلانی مثلا دمت گرم..
دلم آتیش گرفت اینو خوندم و به عنوان یک گوگل ریدری احساس شرم کردم!


December 9, 2009 4:52 PM
سپیده   ( web | email )

خوب مثل اینکه منم باید خودمو معرفی کنم بله منم از اون خواننده های خاموشتان هستم که درعرض سه یا چهارروز وبلاگتان رو کامل خوندم و بسیار بسیار از نگارشتان لذت بردم بخصوص این اواخر پست های سیاسی که داشتید و از اوضاع و احوال شهر می نوشتید ...
به امید آزادی


December 9, 2009 4:33 PM
فرزانه ر   ( web | email )

ممنون شراگیم

منم از طریق گودری می خوانمتان. متاسفم که فیلتر شده اید، دست به قلمتان حیف است. حالا نمی شه تو یه وب دیگه بنویسید؟


December 9, 2009 4:08 PM
Negar   ( web | email )

خيلی با مزه بود اين دفعه دلم نيومد کامنت نذارم . کلی خنديدم.هميشه شاد باشی


December 9, 2009 2:57 PM
خرمگس   ( web | email )

لول!بند رامين و خريد سيسمونی شوک بزرگی بود؛کم مونده بود لپ تاپو ول کنم دست دعا بلند کنم خدا بلای پوپوليسم رو از سر تو و خانواده دور کنه


December 9, 2009 12:16 PM
وستا   ( web | email )

lمنم از همون ریدری هام.....اما همیشه خواننده...والبته دعای خیر فراموشم نمیشه.....


December 9, 2009 11:07 AM
هونیا   ( web | email )

اقا جان دست زیاد شده و وقت نوشتن کم


December 9, 2009 9:50 AM
يه سابقا نانجيب   ( web | email )

در راستاي مبارزه با نانجيبيسم!


December 9, 2009 9:32 AM
آزاده   ( web | email )

آدم رو وادار ميکنی که با فيلتر شکن پاشه بياد اينجا بنويسه نانجيب نيستم.
الآن احساس خوبی داری اونوقت!!


December 9, 2009 9:17 AM
تازه وارد   ( web | email )

شراگیم جان دمت گرم :دی


December 9, 2009 9:10 AM
عرشيا   ( web | email )

حالا اومديم و هيچ يك از اون شرايط محقق نشد، اون وقت اون بچه گربه هه بايد بره بميره!


December 9, 2009 8:57 AM
Lilo   ( web | email )

راستی یادم رفت بگم اون تکیه ی رامین رو خوب اومدی واقعا ،چشم هام چسبید به صفحه ی مانیتور !!!!


December 9, 2009 7:51 AM
Lilo   ( web | email )

سلام استاد من هم جزو همان طیف نانجیب و بیخاصیت هستم البته همیشه كه نه فقط در امرخواندن وبلاگ :)ولی بدون اغراق هر روز بهت سر زدم و دست از پا درازتر صفحرو بستم !!!در مورد تعریف و تمجید کارت حرف نداره ،از این به بعد قول میدم از این طیف خارج شم ...ولی تو هم زود به زود up کن !


December 9, 2009 7:47 AM
بهاران   ( web | email )

اینم رد پای من!


December 9, 2009 7:27 AM
خواننده نجیب محفوظ   ( web | email )

من تا بحال فکر می‌کردم تو برای دل خودت می‌نویسی؟؟؟


December 9, 2009 6:01 AM
مریم   ( web | email )

اینم کامنت خوشحال شدی؟ من یک دفعه با خودم گفتم چه خبرا شده ما نفهمیدیم!


December 9, 2009 4:49 AM
ستاره نقره‌ای   ( web | email )

کامنت مي‌ذارم تا منو جزء نجبا محسوب کنید.
پست‌هاتون فوق‌العاده است. شاید علت کامنت نذاشتن این باشه که در برابر قلم شما دچار عجز می‌‌شیم.
خرید سیسمونی رامین خیلی جالب و شوک‌آور بود.
پایدار باشید.


December 9, 2009 3:21 AM
نوری شهری   ( web | email )

هنوز تا آخر نخوندم ولی دلم کباب شد با همون جملات اولیه گفتم زود برات کامنت بزارم حال کنی


December 9, 2009 3:20 AM
یک درد دل   ( web | email )

اول سلام
بعد هم صبر کن اینقدر تند نرو! وقتی شما میگی خواننده ها من هم حق دارم بگم وبلاگ نویسها، حالا وبلاگ نویس ها چی؟ اونی که من دیدم و تجربه کردم اینه: یه عده زیادشون ، بخصوص خانم ها (حتی اون معروف هاشون)، یه عده از دوست و آشناهاشون رو جمع کردن دورشون که برای هر پستشون به به و چه چه بنویسن. تا هم یه نظر مخالف براشون میزاری یا داد میزنن "آی من کامنت توهین آمیز! گرفتم" یا میگن "ناراحتی اینجا رو نخون" (انگار نظر مخالف گذاشتن به راحتی و ناراحتی ربط داره) یا مثلا فکر می کنن خیلی با حالن میگن "اون ضربدر اون بالا رو می بینی ، اون رو بزن عزیزم ، مگه خود آزاری داری اینجا رو می خونی" یکی هم که این بالایی رو می گفت بعلاوه اینکه "چون غلط املایی داری جوابتو نمی دم" هه (بگذریم که خودش چندین دفعه سوتی داده غلط محتوایی داشته) یا وقتی یکی می نویسه "گوساله ها..." یا یکی دیگه می نویسه "چشمتون در آد ..." و همه این ها هم برای گذاشتن نظر مخالفه ، نه فحش نه توهین نه هیچ چیز بدی . وقتی من وقت میگذارم کامنت می نویسم معلومه به من بر می خوره وقتی جواب می گیرم "اینجا دیگه ننویس!" من هم میگم باشه نمی نویسم جهنم بذار طرف تو حال خودش بمونه کیف کنه چهار تا دوست و آشناش قربون صدقه اش برن. اتفاقا دقیقا همین باعث میشه که من بشم همون خواننده نا نجیب ، یعنی مفتی مفتی بخونم ، استفاده ام رو بکنم و بعد بی تفاوت رد بشم. و از این نا نجیبی خیلی هم خوشحالم چون طرف خودش خواسته. وقتی بعضی وبلاگ نویس ها اینقدر نمی فهمن نوشته توی یه وبلاگ عمومی برای همه هست نه برای فقط مامانم اینا ! و نمی تونه برای خوندن یا نخوندنش اجازه صادر کنه.
من فقط درد دل کردم که بد نیست ببینی چرا بعضی خواننده ها بی خیال میشن. تمام مثال هایی هم که بالا آوردم برخورد بعضی وبلاگ نویس های مطرح هست که سند و مدرکش هم موجوده.
موفق باشی


December 9, 2009 3:20 AM
رسا   ( web | email )

http://www.khorshidkhanoom.com/archives/002636.php
اینجا هم درد دلی در رابطه با گودر شده بود
"...اين‌جوری‌ست که تو ديگر نمی‌دانی رفيق‌ات من‌باب رفاقت و معاشرت و بلاه‌بلاه است که فلان نوشته‌ات را شر کرده، يا واقعن دوست‌اش داشته و به نظرش نوشته‌ی مقبول‌ای آمده. می‌خواهم بگويم بخش مهمی از نقدهای سازنده را از دست داده‌ايم ديگر، اين روزها، به واسطه‌ی رفاقت‌ها و معاشرت‌های گرمابه و گلستان..."


December 9, 2009 2:52 AM
مانا   ( web | email )

ها ها شراگیم جون شما بنویس ما هستیم... من تقریبا تمام وبلاگها رو از طریق ریدر می خونم به غیر از وبلاگ تو... نوع نوشتنت طوریه که آدم باید وارد وبلاگت بشه.. انگار میشه توی وبلاگت خانوم شین و حتی اون رژیم غذایی رو دید... ریدر فایده نداره.... سگ و گربه به جای بچه رو هستم بدجور... مادر خوانده خواست من داوطلب میشم....
:)


December 9, 2009 2:30 AM
چکاوک آزاد   ( web | email )

عجب متن توپی نوشتی پسر
امسال هم DW-blogمسابقه داره مث همیشه یادش بخیر اون پستی که در باره مسابقه و برنده شدنت نوشته بودی

این خواننده ها هم میبینن نمی نویسی دیگه!!

با او تیکه آخرهم خیلی حال کردم , ببینم واقعا پا حرفت وا میستی یا دو روز دیگه به بهانه عشق پدر و مادرانه و احساس نقص در زندگی یک نفر دیگه به این دنیا ی عجیب و کثیف میاد!!!

میگم می دونی باید ارتباط کاملا دو طرفه باشه دیگه نه؟


December 9, 2009 2:09 AM
منم آرش   ( web | email )

بفرمایین گوگل ریده خیال همه راحت شه دیگه


December 9, 2009 1:51 AM
baran   ( web | email )

هميشه ميخونمت و حال ميکنم.

اما بی مزست هر بار بگم

واي . چقدر باحالی

بنويس

خواندنی هستی


December 9, 2009 1:46 AM
sara   ( web | email )

فلانی مثلا دمت گرم ۲


December 9, 2009 1:35 AM
sara   ( web | email )

خطاب به شیدای کوچک:عزیزم "نذر"درست است "نظر"غلط است.با این اشتباهت کلاس شراگیم رو پایین اوردی


December 9, 2009 1:03 AM
sara   ( web | email )

من هم اسفل السافلين هستم هم نانجيب!از حالا به بعد هر پستی گذاشتی فرض کن من يه کامنت گذاشتم باهات موافقت کردم و ازت تعريف کردم.فقط تو رو خدا زود به زود اسمتو توی ليست گودرم بولد کن.باقی بقايت....جانم فدايت!!


December 9, 2009 1:00 AM
بی آزار و بی خاصیت (nas)   ( web | email )

بابا دم شما گرم خیلی با حالی


December 9, 2009 12:40 AM
خسته   ( web | email )

فلانی مثلا دمت گرم


December 9, 2009 12:16 AM
شیدای کوچک   ( web | email )

آخه نه که اونایی هم که پای ثابت کامنتات هستند، تحویلشون می گیری .... ! فحش !


December 9, 2009 12:08 AM
سمانه   ( web | email )

سلام شراگیم عزیز/من واستون میل هم زدم/اینا هر کاریم کنن ما دور میزنیم فیلترشونو و میایم
مرسی


December 9, 2009 12:07 AM
شیدای کوچک   ( web | email )

وای نظر و نیاز کرده بودم برا زنده بودنت
همین الان آش برده بودم به همسایه ها بدم که اومدم دیدم آپ کردی
نظر و نیاز ها و گریه های شبونه ام رو پاسخ آمد.
.
.
ناز نازی نازک نارنجی


December 8, 2009 11:57 PM
سارینا   ( web | email )

سلام... من زیاد اهل کامنت دادن نیستم ولی همچنان به روال 7-8 سال گذشته ارادت کامل دارم خدمتتوت اقای زند!!!


December 8, 2009 11:50 PM
پدرام   ( web | email )

(اینم سی‌امی! دیگه چی می‌خوای؟!)

بابا تو هم گیریااا!
بیشتر میل به کامنت داشتن، برمی‌گرده به تنهایی نهادینه شده‌ی بلاگرها.
تو که الان زنت ور دلته! یکم توقعاتت رو تعدیل کن دیگه.
بَده تا می‌نویسی، میاد تو گوگل ریدرمون و سه سوت می‌خونیم و شاد می‌شیم؟
بَده خیرت می‌رسه؟!
ما هم اگه تو وبلاگ‌هامون هم لینک ندیم، به سبک همین دنیای گودری، مطلب‌هاتو لایک می‌زنیم یا اصلا شِیر می‌کنیم ملت حال کنن و تازه برات مشتری تازه‌تر هم جور می‌کنیم!
;)

تو که از «تیرهای چوبی» انتقاد می‌کردی، دیگه خودت خوب می‌دونی که هر کی جلوی امواج جدید، مقاومت کنه، محکوم به فناست!
;)


December 8, 2009 11:43 PM
لیتیوم   ( web | email )

به به....نیگاه کن با دوتا نانجیب گفتن 28 کامنت تا حالا جمع کردی،به نظرم محمود هم همینطوری رای جمع کرده یعنی برگشته فحش داده به ملت....اون وقت اون عزیز دلش،محصولی،واسش یک کارهایی کرده که وقتی بزرگ شد نشه یک بزه کار و عامل بدبختی جامعه!
در هر حال میشه یکی به من بگه چرا همه تو وبلاگستان چشمشون یجوری دنبال گربه ها هست؟شراگیم جان تویی که گنده ما هستی بیا بگو و یک جور بگو حالیمون بشه که من از بز کم تر هستم....
بعدشم چرا از شرح دلاوریهات انقدر کم گفتی....میدونی رژیم چقدر سخته و منم میدونم اما شاید یکی پاشه بیاد این جا تا رژیم بگیره اونم با اسپشیال کی و ندونه که چقدر سخته.....بر تو واجب است که بگویی.


December 8, 2009 11:21 PM
sara   ( web | email )

Ghashang bood, vali aay negarane mamlekat gharamshimish hastam :-(


December 8, 2009 11:05 PM
آنا   ( web | email )

خیلی نوشته هات رو دوست دارم ولی کامنت گذاشتن را دوست ندارم. دلیل نمیشه که ننویسی.
لطفا زود به زود بنویس.


December 8, 2009 8:56 PM
azarfakhr   ( web | email )

شراگيم عزيز ...
مهمولا وبلاگت پر است از کامنت .. بيشتر وقتها ميبينم حرفی را که برای گفتن داشتم يکی گفته . در نتيجه نميخواستم با تکرار وقتت را بگيرم . فکر ميکنم همان دو هزار و اندی اگر سه چهارمشان موافق باشند را هم بايد جزو خوانندگان موافقت حساب کنی ولی اگر بخواهی سرت را درد بياوريم ؟ با نهايت خرسندی (نه هادی ) خواهم نوشت چون واقعا انگشت روی نقاط قابل ذکر ميزاری .


December 8, 2009 8:38 PM
خواننده نانجیب   ( web | email )

ای بابا چقدر چیز بارمون کردی ها... حالا بی سر و صدا می اومدیم و میخوندیم و می رفتیم به دوستامونم هم می گفتیم که برید پست جدید شراگیم و بخونید که شاهکار است...چیکارمون داری...


December 8, 2009 8:28 PM
حامد   ( web | email )

Hey. Totally in contrast of your other posts, I didn't like this one.

A bloger writes for the sake of himself not his readers.


December 8, 2009 8:26 PM
et   ( web | email )

الهی بمیرم! اگه میدونستم اینقدر عاشق کامنتی تو این مدت که خواننده وبلاگت بودم اینقدر نانجیبی نمی کردم.قسم می خورم از این به بعد واسه هر پستت حتما یه نظر بدم.واسه این دفعه باید بگم که بچه یه موجود خیلی موذیه که هر چی بیشتر ازش فرار کنی اون با سرعت بیشتری دنبال مامان باباش میاد.ولی قضیه رو از این زاویه هم میشه دید که با به دنیا اومدن بچه تو یه دشمن به دشمنای ا.ن اضافه میشه !


December 8, 2009 8:26 PM
Sedi   ( web | email )

دقیقن به خاطر اوضاع قاراشمیشه که فقط ریدر جواب میده یه همه کارات برسی. خواننده های خاموش و جن و پری گونه صد برابر نجیب تر از قربونت برم قربونم بری هان. مثلن من. خیلی نجیبم و صد ساله دارم وبلاگ شما رو از تو ریدر میخونم. در این حد که میدونم یکی از کسایی که باعث شد بمب گوگلی
ahmadinejad president of iran

اول شه شما بودی که خوب خودت هم احتم نمیدونی:)


December 8, 2009 8:02 PM
samin   ( web | email )

سلام همیشه فکر می کردم که چه فایده داره برات کامنت بذارم که چی بشه ولی حالا که فهمیدم برات مهمه همیشه برات می نویسم.
بری جوجه (ازین رنگیا ) بیاری بزرگ کنی بهتر از بچه دار شدنه.


December 8, 2009 7:56 PM
سیما   ( web | email )

منم همیشه می خونمت. کلا به نظرم این توهمات دیگه برای تو نباید پیش بیاد. فیلترینگ که کلا تاثیری نداره!!!


December 8, 2009 7:48 PM
یاسمین   ( web | email )

پس با این حساب کلی کامنت از من طلب داری. اگه تا اینجاش رو بی خیال شی از این به بعد قول میدم کامنتم ترک نشه.


December 8, 2009 7:45 PM
naghmeh   ( web | email )

منم از اون خواننده های بی آزارم ولی بی خاصيت نيستم. گفتم بيام و رد پايی از خودم بزارم و برم.


December 8, 2009 7:44 PM
ستی   ( web | email )

واییییی! شراگیم عاشششقتم! خیلی باحالی! خیلی توپی...دمت قیییییژ!
هان! خرکیف شدی!


December 8, 2009 7:42 PM
ماری   ( web | email )

مطالبتونو میخونم فقط امدم سلامی بکنم که نگید ما مفت مفت مطلب میخونیم و می رویم ممنون و موفق باشید


December 8, 2009 7:34 PM
دختر طلاق   ( web | email )

تو داری قضیه رو برعکس جلوه میدی ... من به عنوان خواننده انقدر که اومدم اینجا و دیدم پستی در کار نیس کلی حرص خوردم و قتی هم آپ کردی به عنوان تنبیه چیزی برات ننوشتم !! :دی ( آیکون خباثت)
خب خودت یه نگا به تاریخ آپ کردنات بنداز !! یه زمانی خیلی اکتیو بودی ... من کلی برات نوشته بودم که ایمیل کنم واست ولی وقتی دیدم تو دیگه مث قدیم اکتیو نیستی از خیرش گذشتم و لابد وقتی سرت شلوغه و آپ نمیکنی فرصت ایمیل چک کردن هم نداری :دی

با همه ی اینا ... اون قضیه ی رامین خیلییییییییی خدا بود !! شاخ در آوردم ! البته باید به سرعت عمل ذهنم تبریک بگم که تند تند داشت جمع و تفریق میکرد که حساب کنه چقد از ازدواجت گذشته که بچه دار هم شدی !! البته وجدانا باید بگم یه لحظه افکار پلیدی هم به ذهنم رسید !! :دی
ولی همین قضیه ی رامین باعث شد خنده م بگیره و برات کامنت بذارم :دی قدر بچه تو بدون ((:


December 8, 2009 7:28 PM
سعید   ( web | email )

می گم ممکنه گربه مربه نیارید؟! من خودم عاشق گربه بودم ولی دیگه از بس وبلاگ هر کی رو باز می کنی می بینی از قصه هاش با گربه ش نوشته دیگه حالم داره به هم می خوره! شما مثلا کرگدن بیارید بزرگ کنید که یه ایده جدیدی هم زده باشید. راستی نمی دونم چی جور فیلترت کردن که با فیلترشکن های معمولی هم باز نمی شی! خلاصه به هر زحمتی بوده وبلاگتو باز کردم که بگم عاااااااااااالی بود اون قضیه رامین! (آیکون خواننده باحال و بامرام!)


December 8, 2009 6:27 PM
سعید   ( web | email )

می گم ممکنه گربه مربه نیارید؟! من خودم عاشق گربه بودم ولی دیگه از بس وبلاگ هر کی رو باز می کنی می بینی از قصه هاش با گربه ش نوشته دیگه حالم داره به هم می خوره! شما مثلا کرگدن بیارید بزرگ کنید که یه ایده جدیدی هم زده باشید. راستی نمی دونم چی جور فیلترت کردن که با فیلترشکن های معمولی هم باز نمی شی! خلاصه به هر زحمتی بوده وبلاگتو باز کردم که بگم عاااااااااااالی بود اون قضیه رامین! (آیکون خواننده باحال و بامرام!)


December 8, 2009 6:24 PM
Sam   ( web | email )

Man tahala az dasteye asfalo safeline bibokharioon boodam, az shedate kamboode senjed too belade farang...
vali be khatere in postet majboor shodam ham biaramesh ye commente fingilish alal hesab bendazam paye neveshtat!


December 8, 2009 6:21 PM
شنگول   ( web | email )

من البت مديد مدتي نيست که وبلاگتو پيدا کردم. چون فيلت بود خودم لينک آر‌اس‌اسش را گذاشتم توي فيد برنر و از اونجا ميخونمت.
يه باز هم گفتيم گفتيم ببين لپ‌تاپت حالا قيمتش چنده و نبين چند خريد که نزديک بود مارو بفرستي زير گل!
اينجا هم انقدر ناز داري و بايد يه ساعت صبر کنيم با اين فيلترشکن‌هاي زپرتي کد ظاهر بشه و بعد که وارد ميکنيم ميگه حالا بيا بخور! چون مدت زيادي از لود شدنش گذشته و بي‌اعتباره و از اين چرنديات!
خلاصه بينيبيس برادر ما ميخونيم و همچنان بي‌خاصيت خواهيم ماند! ;)


December 8, 2009 6:13 PM
PINK   ( web | email )

salaam pink hastam yek naa najib !!! vay be halet age ye rooz naa omid shi az inja va nakhai benevisi ,,,,,,,,,,, mersi ke hasti .... man hammmmmishe mikhoonamet


December 8, 2009 6:01 PM
Zati   ( web | email )

شراگیم عزیز راستش من هم دلم خیلی برای نوشتتون تنگ شد بود. هر روز ۳-۴ بار به سایت شما سر میزدم ولی هربار دل شکسته و نا امید برمیگشتم. برای من دانستن تجزیه و تحلیلات و آنالیز شخص دورنگاری مثل شما بسیار مهم است. خوشحالم كه هستید و مینویسید.
دوستدار نوشتهای شما
زری


December 8, 2009 5:46 PM
یک فتحی   ( web | email )

در اینجا باید به روح پرفتوحت سلامی عرض کنم شراگیم به خاطر قضیه رامین :)))


December 8, 2009 5:43 PM
سمیرا   ( web | email )

فلانی دمت گرم. اوه نه. عیناً کپی شد. شراگیم دمت گرم :دی


December 8, 2009 5:39 PM
salma   ( web | email )

salam manam 2 sali hastinja ro mikhonam va jozve hamon bi bokharha hastam vali vaghean az sabke neveshanet khosham miad va har vaght ap mikoni be hamsaram ham migam baham mikhonim va koli mikhandim khabar be donia omadan agh romin ham kheili bahal bod va gheire montazerebe anyway omidvaram amishe shad bashid dar kenare khonom shin


December 8, 2009 5:37 PM
خواننده نانجيب 125   ( web | email )

قلم خوبي داري، دست مريزاد.
هميشه مي گفتم آخه يه (ايول) گفتن يا (كلي حال كردم با وبلاگت) نوشتن چه فايده اي داره. ولي ظاهرا براي دلگرمي بسيار مفيده. به همين خاطر با كلي سعي و تلاش تونستم وارد وبلاگت بشم و كامنت تشكري بذارم و برم.
منتظر پست هاي جديدت هستم


December 8, 2009 5:32 PM
ياسمن   ( web | email )

كامنت*


December 8, 2009 5:16 PM
ياسمن   ( web | email )

از خوانند هاييت كه كانت تلفني ميزارن نگفتي!!! ضمنا ما رو اد نكردي تو فيس بوك !


December 8, 2009 5:14 PM
خواننده نا نجیب   ( web | email )

I enjoy reading your blog! Thanks and keep it up!


December 8, 2009 5:11 PM
مژگان   ( web | email )

من مدتهاست که وبلاگ شما رو می خونم. ولی فکر کنم جزو همون آدم های بی بخار بی خاصیت وبلاگ خون هستم. البته از تو ریدر نمی خونم. به زور فیلتر شکن یا هر چیه دیگه میام و با اشتیاق همه پستها رو می خونم. می خواستم بگم درسته ما بی بخاز و بی خاصیت هستیم اما خواننده های بدی نیستیم.


December 8, 2009 5:01 PM
نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.