اگر فکر کردید با همین صد و بیست سی کامنت من اینجا را زود به زود به روز میکنم اشتباه کرده اید...حالا که فهمیده ام 2800 تا گوگل ریدری دارم باید تک تک بیایند اینجا و کامنت بگذارند و تعهد بدهند و تجدید بیعت کنند...کلکم راع و کلکم مسئول...! الکی که نیست...حالا گیرم چهار پنج درصدتان واقعا عذر موجه داشته باشید و نتوانید کامنت بگذارید... گیرم دویست نفر چلاق و احول و ناقص العقل و فرتوت و کم سواد و مافنگی و دائم الخمر و کیبورد شکسته و انگشت توی چرخ گوشت رفته و مرض گرفته و مرده شور برده باشند....دیگر 2600 تا کامنت که باید داشته باشم...من تا تک تک این ریدریها را از سوراخشان نکشم بیرون دست بردار نیستم...من اگر ریشه این فرهنگ مفتی خوانی را از عرصه وبلاگها نخشکانم شراگیم دات نت نیستم...(تکبیر)
این فیلتر بودن و این چیزها را هم بهانه نکنید که اصلا توی کت من یکی نمی رود... توی این دوره زمانه و با وجود اینهمه نرم افزار فیلتر شکن و سایتهای معجزه گری مثل AOL و... اگر کسی هنوز پشت دیوار فیلترینگ بماند دیگر واقعا شاهکار خلقت است...
بگذریم...مخصوصا با توپ پر آمدم که یک وقت فکر نکنید ما کامنت ندیده هستیم و تا صد و خورده ای کامنت یکجا دیدیم ذوق مرگ شده ایم و دیگر منبعد تند تند مینویسیم...به جان عزیزتان کامنت برای من از آب بینی بز هم کم ارزش تر است و اگر نبود مبارزه با پدیده مفتی خوانی وبلاگی افسار کامنت و کامنتدانی را بر پشتش می انداختم...به زودی در این ارتباط کمپینی نیز به راه خواهم انداخت...
اما بعد...ما که مشغول زندگی خودمان بودیم یک حرکتهایی در این وبلاگستان شروع شد که آقایان وبلاگ نویس چادر سر میکنند و عکس محجبه ای از خودشان را روی وبلاگ و یا سایتشان قرار میدهند...البته این چیزها برای من تازگی ندارد و خانوم شین وقت و بی وقت که بیکار می شود و حوصله اش سر می رود جعبه آرایشش را بر میدارد و میفتد به جان من...! خداوکیلی کارش هم خوب است طوریکه یکوقتهایی خودم با دیدن خودم توی آینه قلبم به طپش می افتد...البته کلا ما زندها چون به جد مقتولمان لطفعلی خان رفته ایم علاوه بر انکه قد و هیکلی به هم زده ایم یک بر و رویی هم داریم که با هنر خانوم شین چند برابر بیشتر به چشم می آید...اینها را گفتم که بگویم این چیزها برای بنده مسبوق به سابقه است و یک بار هم نشده که خانوم شین با خط چشم و ریمل بیاید سراغم و من غرور مردانه ام بجنبد و مانع کارش شوم... خلاصه که من هم به زودی به این حرکت خواهم پیوست و خانه که برسم کمی بزک دوزک کرده و در پست بعدی (احتمالا همین امشب) شاهد یکی از نادرترین، بدیع ترین و سکسی ترین عکسهای تا به حال منتشر شده از شراگیم زند خواهید بود.
راستی چقدر خوب است که آدم فیلتر باشد و دیگر از ترس بعضی موتورهای احمق و دگم جستجو مجبور نباشد سکسی را س ک س ی بنویسد...دیگر بالاتر از سیاهی که رنگی نیست و حداقل در عرصه اینترنت فیلتر تر از این دیگر نمیتوانند ما را بکنند...!
این را هم بگویم و بروم...یادتان است نوشته بودم کارم را ول کرده ام و دیگر حوصله و تحمل نگاههای از بالا و زیر دست بودن و این چیزها را ندارم و میخواهم آقا و نوکر خودم باشم؟ خب گه زیادی خورده بودم...چون با یک پیشنهاد خوب باز آب از لک و لوچه ام سرازیر شد و مجددا راهی شرکتمان شدم...ولی پیشنهادش پیشنهاد بود ها...بالاخره هرکسی یک قیمتی دارد...
khob chera az google reader darkhaast nemikoni ke az tarighe google reader beshe ham payam baraye post bezari ham amare site ro neshoon bedeh? fekr konam in behtarin ravesh baashe
------------------
والا ما که بلد نیستیم از این کارا بکنیم...شما اگه واردی بشو وکیل من و درخواست کن
December 20, 2009 10:00 PM
چه جالب که تو دنیا یک شراگیم زند دیگه هست که بر اساس روایات معتبر ایشون هم جونوری(البته اصطلاحه) شدیدا وحشتناک هست
البته خیلی اتفاقی به وجودش پی بردم یک روز در خانه صحبت از حضرتعالی و وبلاگتون بود که یکی از آشنایان که بازنشسته ارتش هست گفت من هم سربازی داشتم به همین اسم وفامیل که در (همان اصطلاح مذکور) شهره پادگان بود من هم به یقین رسیدم که ایشون صددرصد شمایید.در هرصورت جالبه!
December 19, 2009 12:32 PM
agha ma ro jozv e moft khanha nazari ha...har chand shoma ke bazdid e ma ro pas nemidi hamvatan.
December 18, 2009 6:36 AM
خوب من الان کلی دچار شرمندگی و وجدان درد شدم!
من حدود 6 ساله که اینجا رو میخونم وبی سر و صدا میرم.یه جورایی هون مفتی خوانی.
ولی راستش این به این معنی نیست که لذت نبردم و حالی نبردم.همه نوشته هاتو دوست دارم و حتی قبلا ها از اونایی که از نزدیک دیدنت در موردت سوال کردم که چه مدل آدمی هستی.(نویسنوه های وبلاگهای مورد علاقه ام رو ذوست دارم از نزدیک ببینم)
با کلی از اتفاقات زندیگیت خندیدم گریه کردم شاد شدم ...ولی اصولا آدمی نیستم که فقط جهت تایید کامنت بزارم.
الان نوشتم که بدونی خواننده های قدیمی داری که همیشه از نوشتنت خوشحال میشن. دمت گرم و سرت خوش باد
December 17, 2009 5:19 AM
من تو ددهن اين ريدر ميزنم من يکی ديگه تعيين ميکنم !!!!!!!!!!!!۱ حالا تکبير....
December 17, 2009 2:55 AM
این قرار بود پست بعدی باشد که فیلتر شکنهایم بازی در آوردند...محض اطلاع رسانی:
ميدانيد استند آپ کمدي چيست؟ مطمئن نيستم ولي فکر کنم يک جور سياه بازي مدرن و روشنفکر پسند باشد...محمود فرجامي که سابق بر اين مموتي خودمان بود ولي الان شخص بسيار شخيص و محترمي شده و مسعود بهنود يک شب در ميان اسمش را توي بي بي سي ميگويد، فردا پنجشنبه 26 آذر توي يک فرهنگسرا حوالي ميدان وليعصر قرار است در ملاء عام يک استند آپ کمدي داشته باشد...
حوصله نداريد برويد؟ دل من خوش است؟ به من چه!؟ يکي ديگر خوشي زده زير دلش و معرکه راه انداخته من را مواخذه ميکنيد؟ واقعا نميخواهيد برويد؟ ولي بدانيد که اين يک بار شرکت در اين استند آپ کمدي کاملا رايگان است و از قديم الايام هم گفته اند که مفت باشد...کوفت باشد..!(در برخي نسخ کلفت باشد)...و البته خيلي بي انصافي ست که اجراي آدم خوش ذوق و باريک بيني مثل محمود فرجامي را به کوفت و يا چيزهاي ضخيم تشبيه کنيم...از ذوق هنري و باريک بيني او همين بس که تا به حال تقريبا سه بار مستقيم و غير مستقيم در سايتش به تعريف و تمجيد از نوشته هاي من پرداخته است...
خب اصلا نرويد...به من چه! سر پيازم؟ ته پيازم؟ ما گفتيم يک جا شوي مجاني اجرا ميکنند شما هم برويد حالش را ببريد...بيشتر از اين هم اصرار نميکنم....من اين وسط فقط در نقش شيپورچي انجام وظيفه ميکنم...پس براي اينکه از ساعت و محل دقيقش مطلع شويد بايد به خود فرجامي به آدرسي که در نوشته آخرش ) http://www.debsh.com/archives/2009/12/13/003417 )
گذاشته ايميل بزنيد..احتمالا تا فردا نزديکهاي ساعت سه و چهار به ايميلها ترتيب اثر داده مي شود...
چرا موضوع را عوض ميکنم؟ مگر موضوع چه بوده؟!....نکند منظورتان عکس محجبه من است؟ راستش يک تعدادي پريسنت گرفته ام و پشتشان را هم امضا کرده ام...فردا در بين شرکت کنندگان در اين استند آپ کمدي توزيع خواهد شد...
December 17, 2009 1:21 AM
بهتون حق ميدم ... هرچند که من خودم از همین ریدریها بودم اما دلیل من برای کامنت نذاشتن چیز دیگه ای بود.. خب همیشه من فکر میکردم ( و میکنم ! ) که برای همچین وبلاگ هایی من حرفی ندارم که بزنم ، و کلا از سیستم چرت و پرت گویی در کامنت هم اصلا خوشم نمیاد ، برای همین سکوت میکنم .
December 17, 2009 12:12 AM
شراگیم جان از صبح تا حالا این اولین بار بود خندیدم. این روزهام پر از ناامیدی و غصه است. ازت ممنونم. تو دوست عزیز تنهائی هام هستی! لطفا بیشتر بنویس!
December 16, 2009 11:09 PM
ای ول به خانم شین !!!!!!!!!!!!پس کو عکس فکر نکن حالا که ما رو مجبور به نوشتن کردی می تونی سرمون رو زیر آب کنی و وعده وعید الکی بدی .؟؟؟؟؟عکس و زودتر بذار تا اون روی نانجیب انگشت تو چرخ گوشت گیر کردمون بالا نیومده !!!!!!!!!
December 16, 2009 7:01 PM
خداييش دمت گرم. تو اين هواي گرفته و اين همه خبر بد و اين همه بغض...اگر نوشته هاي تو نبود دق مي كرديم..
به قول محمود فرجامي: خنده توتم ماست.
عجيب بااستعدادي پسر.....
كي كشف مي شوي؟
December 16, 2009 3:16 PM
سلام. من تازه اینجا رو پیدا کردم و از نوشته هاتون لذت بردم. فقط یه سوال داشتم. شراگیم یعنی چی؟ پروفایلی چیزی پیدا نکردم که در این مورد یا در مورد خودتون توضیحی بده. امیدوارم از این به بعد بیشتر ازتون بخونم.
December 16, 2009 1:27 PM
لبیک یا شراگیم! مدت مدیدی بود که عدوی فیلترکننده ما را به کنج ریدر و مفتیخوانی فرستاده بود. الیوم پشیمان شده و به ای نحو کان فیلترشکن فراهم نموده و به وب بیت مکرم جنابعالی مشرف شدیم.فی الحال محظوظ شده و این سیاهه جهت اعلام بیعت مجدد یا به قول فرنگیها «Bey at Refreshment» قلمی شد. خداوند همه را شر مومنینش برهاند.
شانزدهم دسامبر المبارک ۲۰۰۹
مدینه مزخرفه قم
December 16, 2009 11:53 AM
بابا کامنت ما به چه دردت ميخوره؟ امشب عکس ميذاريد؟
من شوهرم هم از اداره شما رو ميخونه. يه بار گفتم همسر جان يه وبلاگی هست اسمش شراگيمه...
گفت خودم ميخونمش!!!! گفتم تخم عسلی...
گفت خوندمش! :)
پس ما دو نفر هستيم که شما رو ميخونيم. کامنت منو دو تا حساب کنيد.
December 16, 2009 11:14 AM
اتفاقا توی جای جدیدم دو نفر هستن فامیلشون زنده! محمد و حجت زند!شکم دارن مثل شعبون بی مخ ،لر هم هستن ولی نمیدونم چرا هر چی میخوام یک ربطی پیدا کنم که اینا از طایفه لطفی جون هستن تو سرم نمیره.
یعنی منم ناز کنم بعد با یک قیمت دیگه با ناز و کرشمه بیام ؟
December 16, 2009 10:43 AM
Zand, amoo jan! man readeri nistam vali kam comment gozashtam. hala mikham yechizi begam ke hich rabti be postat nadare... yani rabtesh kame. hazeram shart bebandam madreseye nesbatan maroofi mirafti. azoonaee ke hamchin ye name (ya shayadam bishtar) mazhabi ham hastan! age eshtebah kardam bem begoo, agar doros migam nemikhad chizi benvisi!! :) khosh bashi
December 16, 2009 5:31 AM
سلام
وبلاگ شما یک روز از ساعت 7 عصر تا 6 صبح فردا من را در حالت پشت مانیتور قرار داد!! البته همه اش به حالت نشسته نگذشت!
همه آرشیوتان را خوانده ام ولی تا به حال نظر نداده بودم، خواستم بگویم که خیلی نوشته هایتان را دوست دارم، به نظرم در حد شاهکار می نویسید...
فقط ممنون که می نویسید...
December 16, 2009 3:18 AM
آقا اجازه ما هم ريدری هستيم...اگر لازم باشه پول هم ميديم اين که عصبانيت نداره....
December 16, 2009 2:50 AM
طرحی برای راهپیمائی تاسوعا و عاشورا
1- مسیر شکل گیری اولیه راهپیمائی بسیار طولانی و از امام حسین تا آزادی خواهد بود.
2- این مسیر صدها ورودی از شمال و جنوب دارد و هر کسی باید سعی کند از نزدیکترین مسیر خود را به این مقصد برساند.
3- همه راهپیمایان سعی کنند ساعت یازده صبح خود را به این مسیر طولانی برسانند.
4- پس از رسیدن به این مسیر از هر ورودی ممکن به سمت میدان آزادی حرکت کنند.
5- از مراجع و شخصیتهای خوشنامی مانند آیت.. صانعی و طاهری اصفهانی برای نماز ظهر عاشورا دعوت شود.
از تمام گروههای اجتماعی و صاحبنظران دعوت می شود این طرح را مورد بررسی قرار دهند اشکالات آن را بررسی کنند و پیشنهادهای تکمیلی ارائه دهند. برای شهرستانهای مختلف مسیرهای مناسب پیشنهاد کنید، مانند بلوار وکیل آباد برای مشهد و یا چهارباغ برای اصفهان.
مزیت بزرگ این طرح شکل گیری سریع موج جمعیت و ورودیهای بی شمار آن است که امکان سرکوب را به صفر می رساند.
پاینده باشید - سارا محمد زاده
December 15, 2009 9:40 PM
manam ye modatiye moteasefane weblogeto mikhunam vali khoshbakhtane ziad enerzhimo vase coment gozoshtan sarf nemikonam in dafe ham estesna bud ,be ezafe inke bazi vaghta postat maliam nist,in comentam zakate on postaye nimche mosbatet bud ,omidvaram ke ..vasalamo alayk.
December 15, 2009 7:03 PM
سلام شراگیم عزیز
منم هم گوگل ریدری هستم.....پست قبلی رو که خوندم دلم واست سوخت ولی حسش نبود کامنت بذارم.....اما اینبار دیدم بی معرفتیه که خودی نشون ندم
از خوندن نوشته هات لذت میبرم.....البته دیگه مثل سابق نمینویسی که بخوام دلم و بگیرم و رو زمین غلت بزنم.....اما هنوز نوشته هات شیرین و دوست داشتنی هستن
به امید موفقیت روز افزونت
منتظر عکست هستم
خانم شین رو هم ماچ کن :-*
December 15, 2009 4:48 PM
ولی واقعاً کجا دیدهای که طراوشات ذهنی خوانندهای به آب بینی بز تشبیه شود و آن خواننده باز طراوش کند و کامنت بگذارد؟
ببال به خوانندههای نمونهای چون ما!
December 15, 2009 4:15 PM
ای بابا، ما مثل انسان توی google reader داشتیم زندگیمان را میکردیم و -مفت- میخوانیدم.
حالا شما با هر مطلبت هی ما رو اینجا بکش و انگشتانمان را کیبردی کن! به قول بعضیها.. مملکته داریم؟!
December 15, 2009 4:13 PM
کاشکی یه جوری تو بالاترین اعلام کنیم امشب قراره عکس بزاری ..چون خداییش دیدن داره ...
December 15, 2009 2:48 PM
۱.من هر وقت فيلتر شکن داشته باشم مطالبتون رو ميخونم.۲.گاهی هم نظر مينويسم۳.چه طور ميتونم از توی گوگل ريدر بفهمم که خواننده های وبلاگم چند نفر هستن؟۴.شوهرم مهندس مکانيک هست که ۷ سال سابقه مهندسی داره که ۳ سالش سابقه ی مدير فنی هست.خيلی هم با تجربه است.خيلی ادم مسول و کاردرستيه(البته پيش خودمون بمونه چون اگه نظرم رو در مورد خودش بدونه پر رو ميشه)دنبال يه کار تازه ميگرده.سابقه اش در خودرو سازی و ماشين سازيه.البته همه کاری از دستش بر مياد.ماهی ۱۲۰۰ ميگيره اما بد جوری لنگيم و دنبال يه کار ب حقوق بيشتر هستيم.ميشه کمکون کنی؟
December 15, 2009 2:40 PM
ببين من وبلاگت رو از وبلاگ عبدالقادر بلوچ(ريگي) پيدا كردم!!!! حالا برو ببين واسه چي ازت خوشش اومده و اينا...
ديديم به زور مي گي نظر بنويسين ما هم چون حروم خور نيستيم وبلاگت و خونديم و گفتيم يه وري زده باشيم... موفق باشي
December 15, 2009 2:00 PM
ببین ما حوصله ناز کشیدن نداریم ها. خیلی بخوای کلاس بذاری نه تنها دیگه برات کامنت نمیذاریم اصلاً دیگه به وبلاگت یه نگاه هم نمی کنیم!!!!!!! گفته باشم
December 15, 2009 1:58 PM
>
این رو هستم چون عین حقیقته خدایش ......
قول میدم بزودی با پیشنهاد بهتری از محل کار دوم روبرو میشی!!!!!!!!
December 15, 2009 1:56 PM
>
این رو هستم چون عین حقیقتا خدایش ......
قول میدم بزودی با پیشنهاد بهتری از محل کار دوم روبرو میشی!!!!!!!!
December 15, 2009 1:53 PM
ببین هر کاری کنی اونایی که تو سوراخ اند نمیان بیرون (به جز عده ای) اون تو بهشون خوش می گذره!
December 15, 2009 1:11 PM
یک کامنت پر محتوا به از صد کامنت بی معنا و لوس!!!
December 15, 2009 12:29 PM
مُشک آن است که خود ببويد جنابِ از نسلِ لطفعلی خان! D:
December 15, 2009 12:08 PM
آب بینی بز که هیچ شاش بز هم خودتی. اِنقدر قیافه واسمون نگیر تو رو خدا. راستی پس عکست کو ؟
December 15, 2009 11:04 AM
:)))))))))
آقا این جهت اینکه شما زود به زود آپ بفرمایید
محض رضای خدا و بندگان گودری خدا
December 15, 2009 10:58 AM
اول، تکبیر بخش اول رو بگم : الله اکبر الله اکبر.(تکبیرش دنباله نداره همین و تمام)
دوم، می خواید بنویسید می خواید ننویسید، ما هم دلمون خواست نظر میذاریم نخواست هم نمیذاریم. بیخودی شلوغش نکنید لطفا.
سوم، چه عکسی شود شراگیم زند بزک دوزک شده با روسری سرخابی.به به.
December 15, 2009 10:22 AM
اندکی با مخاطبینت مؤدب تر باش. وبلاگ نویس جز خوانندگانش چیزی ندارد.
December 15, 2009 9:59 AM
شراگيم خودت رژيم گرفتي يا وبلاگت؟ نوشتههات تو يك ستون باريك مياد. فكر كردم اين بغل قراره عكسي نمايان بشه كه نشد.
ضرب المثل يدي يعني چه؟؟ ها؟
در ضمن عزير جان بنده كه اصلا گودر مودر بلد نيستم. نگران نباش. خودم هر 5 ثانيه يكبار صفحه رو ريفرش ميكنم تا آمارت بره بالا. ميخواي؟ جون من ميخواي؟ :)
December 15, 2009 9:53 AM
به خانم شین تبریک میگم که شما رفتید سرکار ... هیچی بدتر از این نیست که مرد خونه بشینه ور دل خانم خونه ....
December 15, 2009 9:14 AM
ما هم گوگل ریدری هستیم .اومدیم یه نظری عرض کنیم و بریم!
December 15, 2009 8:17 AM
آمدیم یک آب بینی بز تقدیم کنیم که هی به ما نگویید مفت خوان!!!
December 15, 2009 5:15 AM
من هم از اون مفت خوان های درجه یک هستم! اما به چشم، از این به بعد اعلام حضور می کنم
December 15, 2009 4:01 AM
بابا جان شما عکس رو بگذار ما قول می دهیم به سایت مرتب سر بزنیم
December 15, 2009 2:34 AM
نه، همان بهتر که دیگر ننویسی! مدتهاست که دیگر نوشته هایت چنگی به دل نمی زند. لوس و نازل شده ای. انگار ته کشیده ای. انگار دیگر چیزی برای گفتن نداری. نوشته هایت بی عار و درد شده اند! لوده و عوامانه و خاله زنکی شده اند. انگار خیلی از خودت دور افتاده ای آقای زند!چه حیف!
December 15, 2009 1:55 AM
حالا که صد و چند تا کامنت گرفتی انقدر قیافه واسمون نگیر سر جَدت و اینقدر بارمون نکن. تازه خیلی هم دلت بخواد برات کامنت بذاریم. ولی از شوخی گذشته حال کردی همه نازتو کشیدن و تند تند واست کامنت نوشتن. طفلی خانم شین چقدر باید نازتو بکشه. شراگیم جان بنویس آفا بنویس.
December 15, 2009 1:14 AM
شراگیم جان من سوک سوک کردم وترو خدا عکس بلا گرفتت رو بذار.
December 15, 2009 12:31 AM
رخ بنمای جانا که سخت منتظریم، مخصوصا" دیدن شاهکار سرکار خانم شین.
December 15, 2009 12:16 AM
آخه رواست تا وقتی گوگل ريدر هست آدم بره ۳ ساعت فيلتر شکنشو راه بندازه بعد سرعت اينترنتش بياد پايين بعد بياد اينجا کامنت بذاره آقا دمت گرم؟ نه خدايی رواست؟
December 14, 2009 11:12 PM
آخه رواست تا وقتی گوگل ريدر هست آدم بره ۳ ساعت فيلتر شکنشو راه بندازه بعد سرعت اينترنتش بياد پايين بعد بياد اينجا کامنت بذاره آقا دمت گرم؟ نه خدايی رواست؟
December 14, 2009 11:10 PM
تا حالا این نوشته رو خوندی؟
http://www.sharagim.net/archives
/2006/12/post_81.html
اون وقت از گوگل ریدری ها می خوای برات کامنت چی بذارن؟(به کلبه من هم زنگ بزن؟؟؟؟؟) نوشته هات افت نکردن سقوط کردن!
December 14, 2009 11:10 PM
تا حالا این نوشته رو خوندی؟
http://www.sharagim.net/archives
/2006/12/post_81.html
اون وقت از گوگل ریدری ها می خوای برات کامنت چی بذارن؟(به کلبه من هم زنگ بزن؟؟؟؟؟) نوشته هات افت نکردن سقوط کردن!
December 14, 2009 11:03 PM
man yeki az unaei ke mikhai az surakh bekeshi biroon
December 14, 2009 10:25 PM
آقا یه خبری از نتیجه ی رژیمت به ما بده. من هی دارم در موردش تحقیق میکنم اما همه جا از خطرات و عوارض بعدیش میخونم. به هر حال خواستم از تجربه ی کسی که انجامش داده باخبر بشم.
December 14, 2009 10:25 PM
خوب البته من زیاد مفت خورم نیستم و جزو دسته ی آمار بالا بر محسوب میشم.
December 14, 2009 10:02 PM
فقط محض خاطر اینکه تند تند آپ کنید ، ما نیز به عنوان یک گوگل ریدری از سوراخمان درآمدیم . باشد که شما خوچحال گشته و تند تند آپ نمائید .
December 14, 2009 9:54 PM
تجدید بیعت شراگیم جان
گیر نده بذار تو همون ریدرمون بمونیم از این به بعد
December 14, 2009 9:39 PM
دیدم سیزدهتا کامنت داری گفتم اگه کانتر کامنتهات روی همین عدد بمونه این رو هم به حساب خوانندگان ناجور و اینها میذاری گفتیم رفع سوء تفاهم کنیم.
بعدشم برادرجان این بی کامنتی از عوارض دوران مابعد 22 خرداد هم هست. ملت یا زدند توی کار فعالیتهای مربوط به این دوره، یا مثل بنده پاک عصبی شدن و حوصله کامنت ماممنت ندارن. بخش عمده کامنت گذارهای سرکار هم که از نسوان بودند که به دو دلیل شدیدن ریزش کردند. بخش عمدهای حالا دیگه موتر محرکه جنبش سبز هستند و وقت این کارها را ندارند. بخش بزرگی هم خب بعد از فولی کامیتت شدن سرکار دیگه انگیزه منگیزه براشون نمونده.
December 14, 2009 9:38 PM
منهم از همون گودریام
ترسیدم
گفتم یه کامنتی بذارم
مشتاقانه منتظر عکست هستم
December 14, 2009 9:17 PM
ما هم در این کمپین به شما می پیوندیم .
ما رو هم خبر کن حاجی.
.........................
اون پستت در مورد برای خودت کار کردن رو که خونده بودم نمی دونی چقدر بهت آفرین گفتم و از خودم بدم اومد.
تو به من مدیونی بایت تمام لعنت هایی که به خودم فرستادم.
December 14, 2009 8:46 PM
ما هم در این کمپین به شما می پیوندیم .
ما رو هم خبر کن حاجی.
.........................
اون پستت در مورد برای خودت کار کردن رو که خونده بودم نمی دونی چقدر بهت آفرین گفتم و از خودم بدم اومد.
تو به من مدیونی بایت تمام لعنت هایی که به خودم فرستادم.
December 14, 2009 8:43 PM
سلام.
من که خیلی دوست دارم این عکسی که گفتین رو زودتر ببینم.
بعد هم که تبریک میگم بابت برگشتن سر کارتون ولی یه سوال داشتم...
میشه بگین چه ایده ای تو ذهنتون بود برای کاری که میخواستین به عنوان بیزینس شخصی ( یا چیزی تو این مایه ها) راه بندازین؟
با تشکر
یک گوگل ریدری اما از نوع نجیب
December 14, 2009 8:31 PM
ببین شراگیم... تو که میدونی من جزو همون چهار پنج درصد ِ عذر موجه دار هستم... الان هم اگر بدانی با کجایم دارم برایت کامنت میگذارم، شام بر تو حرام میشود...
حالا هم فقط خواستم بگم ما چهار پنج درصد رو دست کم نگیر به هر حال
December 14, 2009 8:22 PM
salam,razi bashin,man ham az belgium shoma ro mofti mikhhoonam
December 14, 2009 8:20 PM
آقای شراگيم خان...ما شما را دوست داريم!لوس نشويد و بنويسيد لطفا!!!از پيوستنتون به گروه من مجيدم اصلا تعجب نکردم!
December 14, 2009 8:13 PM
راستی کارت هم مبارکه و ميخواستم بگم اگه برای عقب افتاده هايی مثل من که هنور با بلاگ رولینگ کار ميکنند پينگ کنی هم بد نيست
Hi Dear friend
I sent you a coment from santa cruz california .your weblog is one of the best .so I am hopeing any time you come to USA pick you upfrom LAX and give you a tour to norh of california so you should know how popular you are.
shamy Naderi
santa cruz ca
-----------------------
oh my GoD!
thank you very much :*
December 22, 2009 6:02 AM