شراگیم
« خون به پا خواهد شد... | صفحه اصلی
خروش ميليونها تهراني عاشق ولايت...!

اين روزها شنيدن خبرهاي تلويزيون ضرغامي و دار و دسته اش خالي از لطف نيست...باور کنيد مزه اش از خواندن برخي سرمقاله هاي روزنامه کيهان هم خستگي در آر تر است...همه چيز در تلويزيون شده است بچه بازي...انگار مردم ايران همين ديروز با فضا پيما از يک سياره ديگر آمده اند که ندانند اينجا چه خبر است! فکرش را بکنيد...بيت الغزل خبرهاي تلويزيون اين روزها اين است...:
عده اي آشوبگر و عمال بيگانه و برخي از عناصر گروهکهايي مثل منافقين (حداکثر دويست سيصد نفر) وقتي ديده اند همه مردم تهران رفته اند سينه زني و داخل تکايا و مساجد دارند حسين حسين ميکنند و قيمه امام حسين را ميخورند از خلوتي خيابانها استفاده کرده اند و به اموال عمومي و خودروهاي مردم خسارت زده اند و قرآنها را سوزانده اند و دو نفر را هم با ماشين زير گرفته اند و يک نفر را هم از روي پل پرت کرده اند و يکي را هم که دست بر قضا از خودشان بوده با تير زده اند و بعد هم که مردم تهران خبردار شده اند و سر به دنبالشان گذاشته اند فلنگ را بسته اند...همزمان تصوير مردم تهران پخش مي شود که همه با يک من ريش و لباسهاي روي شلوار انداخته و در حالي که هرکدام يک عکس يک متر در دو متر از رهبر فرزانه شان در دست دارند پابرهنه دارند توي خيابان مي دوند و پشت سرشان هم البته اهل منزلشان...!

يکي نيست به اينها بگويد اصلا گيرم همين دويست سيصد نفر بوده اند و اصلا گيرم که براي مظلوم نمايي خودشان خودشان را زده اند و کشته اند و اصلا از همان اول هم اين قوم لوط در بازداشتگاهها خودشان به خودشان تجاوز ميکرده اند و بعد مي انداختند گردن برادران ارزشي...اصلا من قبول دارم که اينها همه دجال زمان و آنتي خدا و آنتي پيغمبر و آنتي قرآن و آنتي اسلام و آنتي مقدسات و آنتي ايران بوده اند و نهايتا هم همان دويست سيصد نفر بوده اند...فوق فوقش پانصد نفر...خدا لعنتشان کند...ولي آخر من بدبخت نبايد بپرسم اين مردم تهران که در حسينيه ها مشغول سينه زدن و قيمه خوردن بوده اند وقتي خبردار شدند و از حسينيه ها و تکايايشان بيرون زدند و سر به دنبال اين جانيان بي همه چيز گذاشتند هرکدام يک عکس از رهبر فرزانه شان چسبيده بر سر يک چوب گنده را از کجايشان در آورده بودند؟...من نبايد بگويم که خاک بر سر اين نيروي انتظامي و بسيج و سپاه پاسداران و نيروهاي يگان ويژه و ضد شورش که از پس اين دويست سيصد نفر بر نيامدند و مردم تهران را از پاي سفره حضرت ابوالفضل براي دفع شر بلند کردند؟ من نبايد بپرسم شما که ساعت سه و چهار بعد از ظهر يک عده از اغتشاشگران را گرفته ايد چطور در ساعت هفت شب خبر از دستگيري اعضاي گروهک منافقين ميدهيد؟ اينها که گرفتيد توي جيبشان کارت عضويت سازمان منافقين بوده؟ خالکوبي داشتند؟ خودشان تا سوار ون شده اند اعتراف کرده اند که تازه از عراق و اردوگاه اشرف آمده اند؟نه...واقعا توي اين سه چهار ساعتي که از دستگير شدنشان گذشت شما چظور فهميديد که منافق بوده اند؟
بگذريم...بعد از گند قبلي صدا و سيما در به تصوير کشيدن حرکت خروشان مردم تهران در اعتراض به پاره کردن عکس خميني که حتي يک نماي درست و حسابي از انبوه جمعيت نتوانست نشان بدهد اين بار آقا مجتبي گوش ضرغامي و مسئولين بسيج و آدم جمع کن ها را حسابي کشيده و قرار است فردا چند صد هزار نفري را به هر قيمتي که شده در خيابان آزادي جمع کنند تا بتوانند چند تا عکس با هلي کوپتر به خورد جهانيان بدهند، بلکه آبي باشد بر سوختگيهاي اخير...

نمايشنامه تک پرده اي:
مکان بيت رهبري ساعت 9 شب:
آقا مجتبي همينطور دارد با ماشين حساب تند و تند ميزند...100 هزار تا مدرسه هاي پسرونه...100 هزار تا دخترونه...80 هزار تا سرباز از دوازده تا پادگان اطراف تهران...بسيج تهران و خانواده هاي محترم 30 تا...بسيج کرج و متعلقات 20 تا...بسيج شهر ري 15 تا...10 تا فيروزکوه...5 تا دماوند...10 تا حومه کرج...قوه قضائيه 15 هزار تا کارمند...نيروي انتظامي کادري20 هزار تا...نيروي انتظامي وظيفه 65 هزار تا...نيروي انتظامي اداري......سازمان زندانها......شهرداريها...استانداري...اعضاي مجلس و خانواده هاي محترمشان...برادران شاغل در سپاه...بانکها و موسسات مالي و اعتباري...اممم...سازمان تامين اجتماعي...اداره اوقاف...نهاد رياست جمهوري...وزارت خارجه...ادارات برق مناطق...سازمان توزيع برق مناطق...سازمان اب...اداره کل هواشناسي...اداره آمار...سازمان جنگلها و مراتع....سازمان ميراث فرهنگي...سازمان فلان...وزارت بهمان...
...يک ساعت بعد....
هزار و پونصد تا هم که بيت خودمون و همساده ها هستن...ميکنه به عبارتي...بله 588 هزار تا...آقا مجتبي ميرود نزديک آقا که مشغول راز و نیاز است......

- بابا...بابا...!
- جان بابا؟
- 588 هزار تا خوب است؟
- 588 هزار ميليون؟ براي حماس؟
- نه بابايي...فردا را ميگويم...588 هزار تا آدم بياوريم روي اين سبزیها و بي بي سي کم می شود؟
آقا به وضوح متغير مي شوند...
- چه!؟؟ 588 هزار؟ در اين مملکت امام زمان پيروان ولايت 588 هزار نفرند؟ آخر من از دست تو چه کار کنم پسره ي الدنگ! تو مثلا قرار است خبر مرگ دشمنان ما بشوي رهبر کل مسلمين جهان...نائب امام زمان...آن طلحه و زبير زمانه بدون هيچي و با آنهمه تهديد ها و بگير و ببند ها دو سه ميليون آدم آوردند توي خيابان و پاک آبرو و حيثيت ما را بردند...آنوقت تو ميگويي 580 هزار تا...؟
آقا مجتبي که توي ذوقش خورده و ناراحت شده لب ور ميچيند و توي لک مي رود...پس از چند دقيقه رو به آقا ميکند...
- اه...خب مگر تقصير من است...؟ بابا به خدا بس است...تازه ما اصلا مردم طرفدار خودمان را حساب نکردیم...اینجوری که شب و روز حاجی دارد تبلیغ میکند بالاخره یک شصت هفتاد هزار نفر هم برای کنجکاوی هم که شده می آیند... برای ما که توفیری نمیکند...توي اخبار آخر سر ميگوييم که بگويند حضور ميليوني...به خدا حاجي بلد است جوري فيلمبرداري کند که به نظر يک ميليون بيايد...
- حاجی بلده؟ اون کعب بن حمير!؟** پريشب نديدي چه گندي زد به پيروان ولايت؟ من با همين چشمهاي عليلم توانستم از پای تلویزیون بشمارمشان...
آقا مجتبي که با شنيدن کلمه عليل از زبان آقا منقلب شده سرش را پايين مي اندازد و شانه هايش را به شدت ميلرزاند يعني دارد گريه ميکند...بعد از چند لحظه موفش را بالا ميکشد و رو به آقا ميکند.
- بابا...خب تو ميگويي چه کنيم...؟
- اين ليستت را يک بار برايم بخوان تا بگويم!

مجتبي ليست بلند بالايش را براي آقا ميخواند و آقا به دقت گوش مي دهد و گاه گاهي چيزي روي کاغذ مينويسد...وقتي نوبت به بسيجيان علي آباد کتول مي رسد آقا که انگار ناگهان ياد چيزي افتاده حرف مجتبي را قطع ميکند...

- مجتبي جان...پدر جان...يک جواني توي بسيج اين علي آباد کتول هست که واقعا هم جوان خوب و مخلصي ست...ولي شخصا هيئتي را بفرست و جلوي آمدنش را بگير...هر بار که مي آيد ناخواسته يک عکسي مي اندازد که سبب تمسخر پيروان ولايت ميشود...اين اموي ها به او بسيجي دهان گشاد ميگويند بس که با عشق و ارادت اسم ما را فرياد مي زند..تازگيها هم چهار تيغه کرده که همين هم باز دست آويز دشمنان و مايه آبرو ريزي شده...بقيه ليست را هم نميخواهد بخواني...قم و تهران را يکجا ميگيريم...از آمل و ساری و نور و نکاء هم عده ای را می آوریم...تو ترتيب انتقال اتوبوسها را خودت بده...به اين ضرغامي پدرسوخته هم بگو فردا خودش شخصا برود و توي هلي کوپتر بنشيند و از آن بالا يک نما مثل آن نماي بيست و چند خرداد اموي ها از خيابان آزادي بگيرد...بهش بگو آقا گفته اگر نگرفتی با همان هلي کوپتر از ايران خارج شو...توي اخبار هم بگو چند بار بگويند حضور پرخروش ميليونها تهراني...بگو آن مجري قديميه که صورتش مثل اسب است بيايد و بگويد...او خوب بلد است چطور بگويد و فاز بدهد...آدم خوش خوشانش مي شود...البته دروغ هم نيست...تو ايمان درست و حسابي نداري پسر...به تعداد همين آدمهايي که فردا مي آيند ملائکه هم حضور دارند و آنها را ياري ميکنند...قرآن را بخواني ميفهمي چه ميگويم...البته توي اخبار اينها را نگوئيد...فقط بگوئيد حضور پر خروش ميليونها تهراني عاشق ولايت...!

** در کتب تاريخي اين اسم شناخته نشد. ولي از آنجا که متشرعين عادت دارند هميشه آدمهاي امروزي را به يکی از اعراب در زمان صدر اسلام (حالا خوب يا بد) منتسب کنند حتما براي خودش يک زماني يک خري بوده است.

توسط در December 30, 2009 8:54 AM |
نظرات
رضا   ( web | email )

با سلام
بعد از اینهمه خبرای بد با خواندن وبلاگت واقعا خندیدم


December 30, 2009 9:33 AM
anar   ( web | email )

اقا من رسما روده بر شدم. دست شما درد نکنه با اين طنز قوی. با اجازه من تو فيس بوک لينک ميدم.


December 30, 2009 9:29 AM
نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.