از وقتی به لطف برادران عزیز ارزشی وبلاگ این حقیر بی ارزش حتی قابل رویت در گوگل ریدر هم نیست این سوال برای من به وجود آمده که یعنی این پدرسوخته ها انقدر پیشرفته شده اند که فید وبلاگ را هم فیلتر میکنند؟ و اگر شده اند پس چرا زورشان فقط به من بدبخت رسیده؟ چرا هزار تا سایت و وبلاگ دیگر را هم که خنجرها را از رو بسته اند و هر روز کلی فحش پایین تنه حواله دولت خدمتگذار میکنند را به این بلا دچار نکردند؟
توی این هاگیر واگیر هم سر و کله یک بنده خدایی توی کامنتها پیدا شده به نام اشرت که در یک دستش چماق است و در دست دیگرش هویج...آن هم هویجی به این کلفتی...گیر داده است که یا بیا به آغوش اسلام یا میفرستمت جایی که عرب نی انداخت...حالا من مانده ام حیران و مردد بین چماق او وهویج او...انتخاب سختی ست چرا که این قومی که من دیده ام که مثل آدمیزاد آب هویج را نمیگیرند و نمی ریزند توی لیوان و تعارف کنند به آدم و در نهایت آدم فقط درد وجدان بگیرد...اینها کلیت ماجرا را که همان چماق و هویج است از غرب گرته برداری کرده اند و باقی اش را خودشان و به روش خودشان انجام میدهند...مثل همه کارهای دیگرشان...مثل همین انتخابات که کلیت ماجرا را که انتخابات و شعبات رای گیری و صندوقهای لاک و مهر شده بود را از غرب وام گرفتند و باقی ماجرا را که شمارش صندوقها و اعلام نتایج آراء بود را به شیوه سنتی و آقا پسند اجرا کردند...یا مثل همین قانون اساسی شان که در آن به صراحت و با تقلید از قوانین غرب آزادی اجتماعات و تحصنات و غیره و ذالک جزء حقوق مردم شناخته شده و در عمل با وانت از روی همین آدمها که جمع شده اند رد می شوند و و با باطوم و اسپری فلفل و گاز اشک آور و گلوله به استقبالشان می روند و آخر سر هم همان لت و پار شده ها و کشته مرده ها را به عنوان حرمت شکنان روزهای محرم معرفی میکنند...یا چرا راه دور برویم...کهریزک بغل گوشمان است...میگویند کهریزک را برای اراذل و اوباش ساخته بودند و اشتباه نیروی انتظامی این بود که ماجراهایی که بر سر اراذل و اوباش می آوردند عینا بر سر یک عده بچه سوسول که دنبال رایشان آمده بودند اوردند و همین هم باعث شد یک عده شان که بنیه نداشتند بمیرند و رسوایی به بار بیاورد...باز هم گرته برداری ناقص از غرب... اینها احتمالا تنبیه و زندان میشل فوکو را خوانده بودند و تصمیم گرفتند که مراکز خاصی برای دور نگه داشتن اشرار و اصلاح و تربیت بعضی از آنها دایر کنند اما بقیه اش را دیگر آقامحمدخانی ادامه دادند و شد کهریزکی که تعریفش را شنیده ایم...
جالب اینجاست که اینها به تیریج قبایشان هم بر میخورد اگر بهشان بگوییم طالبان...فکر میکنند خیلی بیشتر میفهمند...خیلی مدرن تر و امروزی ترند...خیلی بهترند...حالا اگر ازشان بخواهیم دو تا مثال بیاورند که نشان بدهد که با پیروان طالبان که زمانی عهده دار امور افغانها بودند چه فرقی دارند تویش می مانند...فرق طالبان با اینها این است که طالبان خالص بود...حداقل دروغ نمیگفتند...همانی بودند که نشان میدادند...اما اینها جز دروغ چیز دیگری نمیگویند...
همین اشرت عزیز که شده است پای ثابت وبلاگ من بیاید و به نمایندگی از امت خداجوی و شهید پرور و چیز فهم و ولایت مدار به همه بگوید فرقش با آن ملا محمد عمر گور به گور شده در چیست؟ چه چیزی بیشتر و بهتر از او در دین اسلام یافته است؟ چه فهمیده است جز شاخ و شانه کشیدن و غیرت به خرج دادن؟ جز زدن و کشتن و بستن و تهدید کردن؟ بیاید و قبل از اینکه به قول خودش من را پیدا کند و پای میز بازجویی و یا جلوی دوربینهای تلویزیونی من به اشتباهاتم اقرار کنم و به راه راست هدایت شوم به من بگوید که چه چیزی در این دین معرفی شده و رسمی وجود دارد که من راغب شوم که در آغوشش آرام بگیرم؟ چه مایه از خرد و شعور و انصاف و زیبایی در آن است که من جذب آغوش گشوده اش شوم؟
این حرفها چه فایده ای دارد؟...جای اشرت خان و همفکرانش گرم و نرم است...چه نیازی دارند که بیایند و برای یک لا قباهایی که جور دیگری فکر میکنند توضیح بدهند...چه نیازی هست که بخواهند قانعشان بکنند...آخرین حرف اینها همیشه از لوله اسلحه خارج شده است...ساده تر و سر راست تر از گلوله دیگر چیست؟... کسانی که بر مسند قدرتند این روزها حجت را بر همه تمام کرده اند...معترض یعنی معاند و سزای معاند نیز مرگ است...حالا جرئت دارید بیائید راهپیمایی کنید...بیائید مطالبات خود را بخواهید...
شهر برای مدتی آرام خواهد شد...اما فراموش نمیکنیم که این راه را قبل از ما خیلیهای دیگر رفته اند...داستان همان داستان تکراری گذار به دموکراسی ست... فرقی نمیکند حکومت خودش را با کدام زره نفوذ ناپذیر کرده باشد...مکاتب خلل ناپذیر سیاسی، نژاد و قومیت، ملیت و یا مذهب...مکانیزم همیشه همین بوده...اول تو را نادیده میگیرند...بعد مسخره ات میکنند و دست آخر تمام قد به مقابله با تو بر میخیزند...آنگاه تو پیروز می شوی...
دلمون واسه اشرت تنگ می شه
شراگیم تو رو خدا بهش بگو برگرده :ی
January 10, 2010 4:07 PM
سلام شراگیم... من هنوز هم نوشته هاتو می خونم ببخشید که هیچ وقت کامنت نمیزارم! من همونم که یه روزی که هوس ساندویچی توی سرت بود یه ساندویچی خوب بهت معرفی کردم....
January 9, 2010 4:17 PM
واييييييييي اين اشرت چرا سينوسي رفتار ميكنه؟ اول خوب و خوش داشت نظرش رو ميگفت بعد يهو تهديد كرد و براي پهناي باند قمه كشيد آخرش هم معذرت خواست ! عشرت جون بيا حرفت رو بزن شري هم جواب بده. ديگه وارد فاز 2 و 3 نشو. آخه قربونش خراب كاري، چه تو پهناي باد ديگران (با ابزار DoS) چه تو روح و روانشون (با ابزار تقلب و شانتاژ) چه تو جسم و جانشون (با ابزار باتوم، گاز فلفل، گلوله، پاترول ) كار خوبي نيست.
January 9, 2010 10:21 AM
به شماره 62 و کسانی که هنوز دجار توهم هستند.
دوران فریب و شانتاژ بپایان رسیده است.
انقلاب سال 57 برخلاف نظر شما حرکتی بود برای آزادی " رفاه" و عدالت اجتماعی" جنبش اسلامی نه تنها محصول این انقلاب نبود بلکه سلاحی بود که کاملا اگاهانه و هدفمند برای سرکوب انقلاب 57 بکار گرفته شد.دولتهای غربی بخصوص شیطان بزرگ و شیاطین کوچک پتانسیل رادیکالیزه شدن و دست چپی در آمدن انقلاب ایران را بدرستی می شناختند و از اعتصابات کارگران صنعت نفت خطر را حس کرده بودند و به ایجاد یک کمربند سبز در ان دوران (جنگ سرد) نیاز داشتند . دوست عزیز معماران این رژیم استراتژیستها و سیاست گذاران غربی بودند و خمینی را با جمبوجت از فرانسه آوردند . و او از همان ابتدا با دروغ و حیله که در ذات آخوند جماعت است همه را فریب داد. اسنادش موجود است و میتوانید آنها را بخوانید... امام جاکش ( تو بخوان راحل) فرمودند1- در حجاب اجباری در کار نیست. 2- مارکسیستها آزادند. آب و برق را مجانی میکنیم و چه و چه.......
و انگونه بود که اسلام ناب محمدی را به مردم ایران حقنه کردند . و دیدیم که چه کردند با مبارزین و وارثان اصلی انقلاب . یک نسل کشی کامل از کمونیستها ( پاکترین و شریفترین انسانها) و دیگر اندیشان. جامعه ای که به برکت وجود این اسلام و حامیانش بر ترس " دروغ " رشوه " دزدی وجنایت بنا شده . جامعه ای که زن بودن در آن جرم بزرگی است . و انسان بودن و درست زندگی کردن سخت و اعتراض به بی حقوقی انسان پاسخش گلوله.
با تمام این تفاصیل معرکه گیران اسلامی تنها توانستند وقفه ای در انقلاب ایجادکنند و هنوز بعد از گذشت سی سال می بینیم که دینامیسم انقلاب هنوز پابرجاست . آنهم توسط نسلی که در این جهنم چشم باز کرده اند.
و این نسل دیگر فریب نخواهد خورد.
پرچم آزادی سرخ سرخ است . بسرخی خون همه جان باختگان راه آزادی.
زنده باد آزادی
زنده باد برابری
سرنگون باد جمهوری اسلامی
January 8, 2010 11:47 PM
دوستان هر کس از من رنجیده منو ببخشین و از این به بعد سعی خواهم کرد در این وبلاگ هیچ گونه کامنتی نذارم
از مستر سایت "شراگیم " نیز در خواستم می کنم منو ببخشه
مواظب باشید
January 8, 2010 4:06 PM
ضمنا من نقدی هم به این قسمت از صحبتهای شما دارم که می گویید {در غرب نیز هرگز بر سر نظام خود چانه نمی زنند و هرگونه حرکت در جهت تغییر نظام شدیدا سرکوب می شود ، ولی آزادی بیان در چهاچوب نظامشان تا حد زیادی وجود دارد}
در غرب چیزی به نام (نظام) اساسا وجود ندارد و ساختار حکومتی آنها از اساس بر مبنای انتخابات تعریف می شود و کلیه مناصب پس از دوره های مشخص از فرد یا حزبی به فرد یا حزب دیگر منتقل می شود. در یک حکومت دموکراتیک اصولا مقامهای مادم العمر وجود ندارد. ضمنا اختیارات فراقانونی نظیر {حکم حکومتی} به کسی داده نمی شود. بنابراین تغییر دادن حکومت در این نظامها نیازی به آشوب و خونریزی ندارد و با رای گیری قابل حل است. نظیر آنچه در ترکیه اتفاق افتاد.
به نظر من آنچه در ایران می تواند به طور مسالمت آمیز اتفاق بیفتد توافق همگانی برای بازنگری قانون اساسی و تغییر آن است. این می تواند هدف اولیه جنبش سبز باشد.
January 8, 2010 2:57 PM
آقا یا خانم شماره ۶۲
باید دید شما چه کسی هستید و در چه مقامی این تحلیل را ارائه می دهید. اگر یک فرد سیاسی داری منصبی در این حکومت باشید حرفهای شما امیدوار کننده است ولی چنانچه فردی عادی و مثل بقیه افراد فاقد قدرت اجرایی باشید چیزهایی که گفتید فقط بیان بخشی از مشکلات است و نه چیز دیگر.
کاری که ما و همفکران ما در عرصه رسانه غیر دولتی )اینترنت و شبکه های اطلاع رسانی( می کنند جایگزینی برای آزادی بیان است. درست است که در مقایسه با رسانه فراگیری مثل صدا و سیما کندتر عمل می کند ولی بالاخره به نتیجه می رسد.
خوب حالا راهکار پیشنهادی شما چیست؟
January 8, 2010 2:47 PM
غرب امروز مولود نهضت روشنفکری قرن هجدهم است . این نهضت تحت تاثیر انقلاب علمی قرن هفدهم ، با تمام آموزه های مدرسی (schoolastic )، آموزه های یونان باستان و آباء کلیسا خداحافظ
غرب امروز مولود نهضت روشنفکری قرن هجدهم است . این نهضت تحت تاثیر انقلاب علمی قرن هفدهم ، با تمام آموزه های مدرسی (schoolastic )، آموزه های یونان باستان و آباء کلیسا خداحافظی می کند. علت این برخورد نافیانه ، فساد آباء کلیسا و جنگ هایی که پشت قضیه ، کلیسا قرار داشت ، عدم برخورداری مسیحیت از قوانین اجتماعی ، و نارسایی آموزه های آنان بود.
بزرگان نهضت روشنفکری ( هیوم ، آدام اسمیت ، ژان ژاک روسو ، مونتسکیو و ...) تا اینجا پیش می روند که می گویند: بهشت موعودی که آباء کلیسا به دروغ وعده می دادند را در زمین می سازیم. لذا کتابهایی با عنوان (( شهر بهشتی )) (( مدینه فاضله )) و مانند آن در آثار این دوره به چشم می خورد . مثلا سن سیمون می گوید : ما جامعه و انسان را مهندسی می کنیم همانگونه که یک پل و امثال آن را مهندسی می کنیم ، یا لاپلاس می گوید که اگر ابزار ترسیم را به من بدهند ، عالم را تبیین میکنم بدون نیاز به خدا.
القصه ، غرب امروز بر مقولاتی استوار است که ریشه در نهضت روشنفکری قرن هجدهم دارد. لذا سکولاریزم و اومانیسم و لیبرالیسم را به ارمغان می آورد . مثلا اگر اکثریت جامعه ، ازدواج همجنس را بپزیرد ، به صورت قانون در می آید (چنان که شده) ، وبه طور خلاصه می توان گفت که خوبی و بدی گزاره ها ( که آموزه های دینی استوار بر آن است) از بین می رود و خواست اکثریت به صورت هنجار پذیرفته می شود ، و اقلیت مجبور به تبعیت آن هستند ، ولی آزادی بیان دارند
مثلا اگر فردا در انگلستان داشتن حجاب کامل ، مورد خواست اکثریت باشد ، هنجار می شود و اقلیت مجبور به تبعیت خواهند بود.
اکثریت در کشور ما ، نه دین را نفی می کنند (به تفاوت اسلام و مسیحیت دقت شود) و نه خواهان حذف آموزه های دین هستند ، و حتی انقلاب سال 57 برای برپایی احکام دین و برداشتن استبداد و برپایی دموکراسی دینی بود ، و قانون اساسی هم در سال 58 و هم اصلاحیه آن در سال 68 مورد قبول اکثریت قرار گرفت
نقطه ضعف کنونی نظام ما ، عدم آزادی بیان است . یعنی طبق اصول دموکراسی اقلیت باید تابع اکثریت بوده و هنجارهای (قوانین) جامعه را رعایت کنند، ولی آزادند که در مطبوعات آزاد مثلا مضرات حجاب و سایر هنجارها را بگویند و نقد کنند و پیشنهادات خود را مطرح سازند.( چیزی که در سیره امامان نیز دیده می شود که مثلا یک ماتریالیست در کنار کعبه به امام جعفر صادق می گوید : چرا دور یک تکه سنگ طواف می کنی ؟ و امام به او با نرمی پاسخ می دهد.
( دقت کنید ، در آن زمان اسلام تا قلب اروپا گسترده بوده و در اوج قدرت بوده ، با این حال شخص به راحتی ابراز عقیده میکند ، البته نقد و آزادی بیان به نظر بنده دارای محدوده است).
لذا بزرگترین ضعف نظام را عدم آزادی بیان ، عدم وجود مطبوعات آزاد ، عدم وجود احزاب و تشکل های سیاسی آزاد (در چهارچوب نظام) می دانم. ( البته شاید مسئولین ادعا کنند که شرایط ما با غرب متفاوت است ، ما دشمنانی داریم که میلیاردها دلار برای سرنگونی ما هزینه می کنند ، و شاید این آزادی در بیان و عمل ، سوراخی برای نفوذ و بر اندازی شود.)
.) دوستان عنایت دارند که در غرب نیز هرگز بر سر نظام خود چانه نمی زنند و هرگونه حرکت در جهت تغییر نظام شدیدا سرکوب می شود ، ولی آزادی بیان در چهاچوب نظامشان تا حد زیادی وجود دارد.
بی گمان هیچ کشوری و نظامی خیر خواه و عاشق چشم و ابروی نظام دیگری نیست (حتی ایران نسبت به فلسطین) ، بلکه منافع آن نظام است که روابط را رقم می زند ، لذا روشن است که آمریکا و ... نه دلسوز ما هستند و نه به دنبال احقاق حقوق ما و آزادی ما ، فقط و فقط منافعشان است که آنها را به توجه به ما وا داشته
یک نمونه واقعی و خیلی ساده : مثلا آقای x را در آفرقا دیکتاتور و ناقض حقوق بشر و ... معرفی می کردند ، چون منافعشان را تامین نمی کرد ، ولی همین آقا وقتی دست دوستی با آنان داد ، از فردا شد دموکرات ترین آدم ، استبداد ستیز و گل و سمبل. رسانه های غرب نیز طبق منافع نظامشان عمل میکنند ( مخصوصا خبرگزاری های پر مخاطب و قدرت مندشان) و کاملا طبیعی است که این گونه باشند ، هیچ خبری و برنامه ای پخش نمی کنند مگر اینکه برای آن برنامه ریزی و سناریو چیده باشند ، حق هم دارند ، به سود نظام و مردم خود عمل می کنند.
January 8, 2010 1:30 PM
من عاشق سبنه چاک خمینی نیستم ولی می بینیم اینها همه اش همه کارشان را به او نسبت می دهند . در یکی از سایتها یک نفر کامتی گذاشته بود با مضمون زیر . دیدم انگار بنده خدا یک حرفهای خوبی هم زده. گفتم اینجا هم نقلش کنم.
امام خمینی گفته :
” اگر عکس من را پاره کردند ، به من فحش دادند ، حتی مرا زدند ، کسی حق تعرض به این افراد را ندارد ، به قرآن و سنت نباید توهین شود ” یا اینکه امام در صحیفه نور ، جلد ۳ ، ص ۲ می فرماید ” سپاه و ارتش باید پشت مردم باشد ، اصل مردمند اگر بگویند جانم فدای رهبر این انحراف است ، رهبر هم جانش فدای مردم است ، ما همه برای مردمیم ، سپاه باید از حقوق مردم دفاع کند ، اگر بگویند جانم فدای رهبر این میشود همان زمان شاه ، پس مردم چرا انقلاب کردند ؟!!” اینها هم حرفهای همان امام هست ، شما باید دست از قرآن سر نیزه کردن ، توهین به شعور مردم ، ادعای دینداری قلابی دست بردارید.
January 8, 2010 10:47 AM
شراگیم جان! بحث جالبه تو و آشرت را دنبال کردم. احساس میکنم هر زمان که حریف استدلالهای تو نمیشود عصبانیتر میشود. با او با دلیل منطقی نمیتوان بحث کرد چون دلبسته و مسموم عقاید خود است. میگویم مسموم چون هر زمان نه توانی جواب انتقاد را بدهی و منتقد را قانع کنی پس باید در مورد عقیدت شک کنی وگرنه ذهنت نتوانسته آزادانه فکر کند و خود را گرفتار زندان کرده. اسلام طالبانی یا غیر طالبانی راه را بر روی شک و پرسش مسدود میکند. بسیاری از مباحث دینی اصلا محلی برای پرسش نمیگذارد و پرسشگر را شکاک و کافر میخواند بدون اینکه جواب منطقی به آن بدهد. مثال آن همین ولایت فقیه خودمان! این تفکر راه را بر اصلاح خود بسته چون خود را از همه برتر میداند و دیگران را با همان "چماق و هویج" وادار به پذیرش میکند.اگر میتوانست مردمی را که در خیابانها هستند با منطق و گفتگو قانع کند هرگز صدای مخالف را با خشونت خاموش نمیکرد.
January 8, 2010 7:56 AM
بنام نامی انسان....... قابل توجه اراذل و اوباش جیره خواران بیت رهبری..... بیهوده جنگهای زرگری راه نیاندازید . واقعیتی که شما لاشخورها باید بدانید اینه که نظام فاسد جمهوری اسلامی هیچ گونه مشروعیتی از طرف اکثریت مردم ایران ندارد و باید گورش رو گم کنه. مردم را با تهدید و ارعاب تجاوز وکشتار نمیتوانید خاموش کنید . کار نمیکنه دیگه.
در ضمن اگر بازگو کردن این واقعیات شعاره شما چرا دردت میاد عزیز؟ تو هم شعار بده. ماهم هرجا لازم باشه اطلاع رسانی میکنیم .
زنده باد آزادی
زنده باد برابری
سرنگون باد جمهوری اسلامی
January 7, 2010 11:59 PM
اشرت عقده چی رو داری تو ها؟
چی کارش داری؟ناراحتی نیا...باباجان برو زیر عبای آقا.اینجا چی کار داری آخه تو/
January 7, 2010 10:24 PM
To Eshrat: It seems that Sharagim is your only concern at the moment!!! Just wanted to remind you that Iran has lots of Sharagims! You cannot restrict all of them. What you do is nonsense
January 7, 2010 9:14 PM
عززیز شماره 53 اینو بدون اگر شراگیمتون خاموش بشه دیگه نوشته هاشو نخواهید خوند با صفحه سفیدی روبرو خواهید شد که نوشته TCP_error سایت گرداب یادته که شما باهاش این کارو کردین یک لینک میدم در حدود دو ساعت ترافیک پهنای باند یک ساله ات مصرف میشه
January 7, 2010 7:58 PM
سلام شراگیم. آقا تو این وضعیت خطرناک و بذتر از اون دردناک که چماق بالاسرته و هویج هم پشت سر ، باز حرفات باعث شد که لبخندی بر لبانمون بیاد. چیکارش داری این اشرت رو بذار کامنتشو بده نذار حرفاش باعث شه که از مسیر همیشگیت دور شی. کامنت گذاشتم که بدونی تو این روزگار محدودیت زیاد بازم خوانندهاتو داری. حالا که کامنتگدارای همشگیت اینجا نیستند ما که با چراغ خاموش همیشه میومدیم و میرفتیم جورشونو میکشیم. زنده باشی.
January 7, 2010 7:31 PM
شراگیم جان . کتابها رو معرفی کن عزیز. ولی از قدیم گفتن جواب بعضیها خاموشیست.
January 7, 2010 6:22 PM
چه ایرادی دارد معرفی کن شاید عقاید ما هم تغری کرد.
شما خودتان هیچ تبلیغی در مورد تئوری آزادی خود هیچ حرفی نزده اید
January 7, 2010 6:16 PM
اشرت جان عقيده ت رو نگه دار...کسی جلوت رو نگرفته...ولی اینکه بخوای عقیده ت رو به همه تحمیل کنی اونوقته که باید چماق بگیری دستت...همون کاری که طالبان میکرد... ظاهرا دست به چماقت هم بد نیست...میخواستم چند تا کتاب خوب بهت معرفی کنم که بخونی...ولی علی الظاهر به دردت نخواهد خورد...
January 7, 2010 5:59 PM
شما دنبال آزادی تون هستین منم همینطور شما هر کاری از دستتون بر بیاد بخاطر آزادی تون انجام می دین خوب پس منم همینطور نهایت تلاش خودمو برای نگه داری عقیده خودم انجام خواهم داد
در نهایت آخرین تذکر خودمو دادم.
پهنای باند هاستت چقدره ؟ دوبابر اون رو ازش کار خواهم کشید در نهایت با پیام TCP_error مواجه خواهی شد همان کاری که برای فید تو انجام شد ایجاد ترافیک در پهنای باند
January 7, 2010 3:22 PM
عجب جفنگی شده این قصه اشرف و شری و ...
من به شما یه قول میدم از عر عر های اول اشرف تا اینکه معتدل شده و داره بحث میکنه. و شراگیم هم 100 خط جواب میده من نتیجه میگیرم که اشرف یه دختره مسلمونه که شری خوشش میاد و این حرفها تو مسنجر به یه جریان تخمی یه دوست دارم با همه سبیلام(اشرف) ...
تموم میشه.
این مطلب مسلما سانسور میشه. اما توکه خودت میخونی بدون این بازی یه که گیر بندازندت یادت باشه اینو کی بهت گفتم.
January 7, 2010 3:11 PM
http://www.tehranpic.net/images/u1aiyq4xmc2a4xcbmje.jpg
یاد بازی ایران - آمریكا افتادم كه منافقین استادیوم رو پر كرده بودند.
January 7, 2010 1:24 PM
دقیقا دارن به اسم اسلام خون مردم رو تو شیشه می کنن. و بعد هم اگه کسی چیزی بگه بهش میگن تو حرمت شکنی و مخالفی و ....
اما مسئله ی حجاب...
حجاب اجباری باشه یا نه .. ما هم مسلمان باشیم یا نه.. بازم هیچ چیز اجباری نمیشه. من نمی دونم چه اصراریه ؟ بهشت اجباری که نمیشه؟
یکی دوست نداره و یکی هم دوست داره. حالا دولت شده دایه ی دلسوزتر از مادر؟
به نظر من وقتی یه چیز اختیاری باشه و اجباری نباشه ارزش پیدا می کنه.
January 7, 2010 1:21 PM
اين نازنين کشت ما رو با اين آگهی های میان برنامه اش! جان شراگيم برو يه چرخ بزن توی آرشيو و همه کامنتهاش رو بذار بغل هم .کلمات کليديش جانوران اسلامی و زباله دان تاريخ و جوانان قهرمان و نظام ننگين و جنایتکار و نابود باد و برقرار باد هست. باقی ش هم يه سری حرف ربط هست که اين کلمه ها رو به هم وصل ميکنه!
چي کاره ست؟ سخن گوي حزب منجمد شده ي کمونيست کارگريه؟
January 7, 2010 9:28 AM
بی بی سی و دولت فخیمه اینگلیس وشرکا ( اربابان آخوندها) دارند بشدت تلاش میکنند که نظام جمهوری ننگین اسلامی را در سراشیبی سقوط با رنگ و لعاب اسهال طلب ها هرطوری که هست نجات دهند. ولی کور خوانده اند .... مردم همیشه قهرمان ایران دشمنان خود و حامیان انان را بخوبی میشناسند وکل این سیستم فاسد و جنایتکار را به فاضلاب تاریخ خواهند افکند.
زنده باد آزادی
زنده باد برابری
سرنگون باد جمهوری اسلامی
January 7, 2010 7:58 AM
هر کاری کردم ديشب کامنت بزارم نشد . حالا اينو امتحانی بفرستيم ببينيم چی ميشه
January 7, 2010 5:13 AM
من بهایی هستم و میدونم تنها کاری که بهایی ها نمیکنند اینه که به سیاست کاری ندارن.از بعد از انقلاب تو ملا عام به خاطر بهایی بودن مردم و اعدام کردن اما بهایی ها صداشون در نیومد حالا هم دیواری کوتاه تر از بهایی ها گیر نیاوردن.از اونجایی که من تو ایران نیستم اگه میشه یه خبری از بهایی های تو ایران بدید چون شنیدم خونه و زندگی براشون نذاشتند.ممنونم شراگیم جان.یه دونه ایی...
January 7, 2010 3:49 AM
بابا شراگیم چقدر دیر دیر پست می زاری ولی در هر حال ممنون
January 6, 2010 11:49 PM
با سلام به شراگیم عزیز
فکر میکنم اگر یک پست را به معنی و محدوده آزادی بیان و عمل اختصاص دهید اولی باشد .
January 6, 2010 11:30 PM
یلی قبول همه حرف های شما رو قبول دارم من
من الان کاملا پشیمانم اون موقع کسی الان این حرف ها رو به من می زد می زدم تو دهنش (مثل شما که منو مورد تمسخر قرار دادید) . می گم کاری نکنید که فردا پشیمان بشید چون با توجه به تجربه خودم می گم اخر این راه پشیمانی هست
January 6, 2010 8:58 PM
اشرت عزیز تو انگار همه رو سر کار ذاشتی ۲ ساعت نشستم هم من و هم بقیه برات نوشتیم ...خوب اينها رو خوندی ..جوابت به اینها چی هست ؟...منتظر چی هستی که دیگه چی بگیم ...من برای همه اونایی که کفن پوشیدن و برای ایران و یا اسلام جنگیدند احترام قائلم ...ولی این آیا چیزی نبود که خودت انتخاب کردی ؟ چرا الان همه مردم باید تقاص این فداکاری رو پس بدهند...راهی بود که خیلیها هم در راهش کشته شدند .... ..مردم حق تظاهرات اعتراض آمیز دارند...این را به دلیل انقلاب ۵۷ داریم ....اون موقع مگه مردم کشته ندادند چرا اعتراض آرام مردم رو امسال به خاک و خون کشیدند ....تو میتونی بگی؟
January 6, 2010 7:35 PM
خووب عزیز شماره 30 خود من هم مثل شما آیا بالاتر از این آزادی خواهیی که کفن بپوشی بخاطر عقایدتت بری جلوی گلوله ولی حالا چی چی شد جرز اینکه عمرمون زندگیمون دوستان دبیرستان همه همه رفتن آیا منی که چنین با دل جان آزادی می خواستم رسیدم به آزادیم یا ظلم نابود شد؟نخیر جز اینکه لعنت بعضی از این ملت که بخاطر اونا تلاش کردم پشتم هست (که چرا نقلاب کردیم).
حالا این را بدان که همه اش همینه ببین بعد انقلاب مردم چی ها کشیدن...
باز منتظر جوابم
January 6, 2010 5:07 PM
این آقا یا خانم اشرت آنقدر از عقایدش بد و ضعیف دفاع می کند که ادم می ماند واقعا جدی می گوید یا شوخی می کند. آخر عزیز من ! وای بر اسلامی که سپر بلای فاسدین و جنایکاران و دروغگویان باشد. حرف ما هم همینست که باید دین را از منجلاب حکومت زورگویان فاسد و جانی نجات داد. مگر معاویه پشت سپر اسلام پنهان نشده بود ایا امام حسین به خاطر اینکه اسلام ضربه نخورد سکوت کرد؟ شما ببین این حکومت چقدر در پیدا کردن بهانه برای مخالفت جنبش سبز با اسلام عاجز و ناتوان بوده که چند تا سوت و کف زدن را که ان هم در واقعیت داشتنش جای تردید است ، دستاویز قرار داده.
پیشنهاد می کنم شما بیش از این از عقایدت دفاع نکن چون دفاع بد بهترین حمله است.
January 6, 2010 3:27 PM
اشرت جان (شماره ۲۸):
من ميگويم اسلام نبايد دستاويزی برای حاکمان باشد تا با آن هر جنايت و رذالتی را توجيه کنند...تا پشت آن سنگر بگيرند و هر صدای مخالف و معترضی را دشمن اسلام و خدا معرفی کنند و در نطفه خفه اش کنند...من میگویم حکومت باید زمینی باشد و سرانش هم از جنس آدمهای همین دنیا باشند و نه از جنس قدیسین و مقربین الهی...من باید بتوانم انتخابشان کنم و بعد یخه شان را بگیرم و بدون اینکه ترس داشته باشم که به عنوان دشمن خدا و دین سرم بالای دار برود حرفم را بزنم...نقدشان کنم...بازخواستشان کنم...خواهان تغییرشان بشوم...
اشرت جان...در تمام جوامع غير دموکراتيک خط قرمزهايی وجود دارد که اين خط قرمزها در اصل سلاحی برای صاحبين قدرت هستند تا با آن پايه های حکومتشان را استوار تر و خودشان را در برابر انتقاد و مخالفت و احیانا تغییر و سپردن زمام امور به دیگران نفوذ ناپذير تر کنند...تاريخ را بخوانی همه تاريخ پر است از چنين حکومتهايی که با دستآويز قراردادن مقدسات و شبه مقدسات! (مانند ایدئولوژیهای مارکسیستی در شوروی سابق) بدترین جنایات را در حق مخالفینشان انجام داده اند...دوره اين حرفها گذشته است...من ميخواهم اداره جامعه ام را کسانی از جنس خودم عهده دار باشند...من و امثال من با اسلام مشکلی نداريم...با قدرتهای انحصارگری مشکل داريم که سرتا پا خودشان را با دين روئين تن کرده اند و شده اند سخنگوی خداوند بر روی زمین و با این دستاویز دمار از روزگار هرکس که به ستونهای قدرتشان چپ نگاه کند در می آورند...
January 6, 2010 3:11 PM
اشرت اگه دلیلی باشه که مردم از حسین و اسلام برگشتند که رفتار این حکومت با مردم هست من یکی که خودم دیگه مسلمون نیستم با اینکه یکی از کسانی بودم که پشت خمینی بودم و در همه تظاهراتهای ۵۷ هم شرکت کردم الان فکر میکنم چقدر ساده بودم که فکر کردم آدمهای حقه بازی که آدم به عباشون نگاه میکنه و میگه چقدر ساده اند و ساده زندگی میکنند اینها... ولی بعد میفهمه که پول همین عبا یه روستایی رو میتونه یکسال نون بده و ۲ تا مدرسه هم براشون بسازه میفهمم چه کلکی خوردم ...که فکر کردم اینها بخوان اسلام رو در دنیا پیاده کنند...الان به حکومتی اعتقاد دارم که نه تنها مسلمانها بلکه همه مذهب و اعتقادی رو زیر حمایت بگیره ...چرا مسلمان باید به بقیه زور بگه و قانون اسلام در ایران حکومت کنه ...از مردم بپرس ببین چند درصد الان مسلمون هستند ...همه باید در مقابل قانون برابر باشند ...من خودم در جزیزه ای زندگی میکنم که آزادی مطلقه... در دانمارک... هیچ هرج و مرجی نیست مردم خیلی هم با تمدن و با پوشش و دخترا بعضی اوقات خیلی نجیبتر از دخترای ایران هستند چون بزور در پوشش نگهشون نذاشتند آزادند خودشون انتخاب میکنند ...انسان هم طبیعتش اینه که دوست داره خودش رو بپوشونه ....اما اگه بزور اونو در چاقچور نگه داری حتما دوست داره خودش رو بیشتر در معرض دید بذاره ...تو اگه میخوای مسولینی که اسلام رو خراب کردند رو بگیری و ببندی اول برو سراغ همین حکومت !
January 6, 2010 2:07 PM
شراگيم عزيز بسیار عالی با طرف روبرو شدی و به بقیه عزیزانی که فکر میکنند اینها حرف حالیشون نمیشه میخوام بگم من فکر ميکنم با منظق هر ماری رو ميشه از سوراخ بيرون کشيد(یا ضرب المثل دیگه ای بود یادم نیست ) اما ما نباید خسته بشیم اینها ۳۰ ساله که شستشوی مغزی شدند . تو اگه اینطوری که امروز فکر میکنی هستی بدلیل خیلی مسائل بوده که اون طرف مقابل شاید نداشته ....شاید اون هر روز جلوی تلویزیون بوده و مغزش حسابی صابون خورده ...شستشوی مغزی رو نباید دست کم گرفت در همه ما کم و بیش وجود داره...ما همه از پیر و جوان زادگان حکومت دیکتاتوری بوده ایم و هرگز در آزادی مطلق نبودیم ....به هر حال باید اونقدر گفت و گفت تا اونا هم بفهمند و از خواب بیدار بشن ...اونها هم یه قسمت از ملت هستند .... اگه به خودمون هم نگاه کنیم حتما در خود ما هم قضاوت در مورد دیگران پیدا میشه ...مثلا راجع به مجاهدین سلطنت طلبها و یا کمونیستها و یا دیگران ...خودمون رو هم در عین حال نکاهی بیاندازیم
January 6, 2010 1:28 PM
آقا گفته هایت قبول می گویم نظام هرچی می گوید آن است آیا کسانی پشت اسلام قایم شده اند را هدف قار می دهید یا اول اسلام را تخریب می کننید تا به کسانی که پشت آن هستند برسین والله شما اسلام را هدف گرفته اید (یعنی چی حجاب اجباری نیست مگر مسلمان نیستین یعنی چه با نماز هم می توان نماز خواند یعنی چه بی حجاب هم می توان نماز خواند)
من در طول عمرم حتی آزارم به یک مورچه هم نرسیده ولی وقتی می بینم ددینی که حسین بخاطرش جان داد تا بدست ما برسد اینقدر ناچیز جلوه می شود (منظورم حرمت شکنی ها نیست ,کلا من حرمت شکنی رو قبول ندارم)خونم به جوش می آیند یعنی اکثرا مردم اینطور هستن
شمارو بفرسند به یک جزیره بگن هر کاری دلت می خواهد بکن آیا آن موقع آزادی را احساس خواهی کرد ؟؟؟
آخر تعریف شما از آزادی چیست
January 6, 2010 1:18 PM
به زودی در دهه فجر دوباره لرزه به تن چپاولگران مينداريم.
هه هه هه لابد باز ميخوان بگن راه پيمايی ۲۲ بهمن نياين
January 6, 2010 12:15 PM
پس واویلا. همیشه یکی دو تا از این کامنت ها طبق تجربه گرانبهای بنده همـــــــــنه!
January 6, 2010 11:58 AM
شراگیم جان
داداش به خودت زحمت نده ، من تا حالا با چندتا از این موجودات در وبلاگهای مختلف ( مثل قناسه و بهشت خوبان ) یه ماهی از همین قبیل صحبتها رو انجام دادیم و خودمو جر واجر دادم . دیدم نرود میخ آهنین بر سنگ . اصل قضیه اینه که مبناهای فکری ما در دو جهت مخالفه و دوستان خودشونو به خواب زدن و کسی که خودشو بخواب زده عمرا بشه بیدارش کرد. پس بهتره از همون اول با چنین کسانی روراست صحبت کنیم که داداش ما میاییم تو خیابون و حرفمون رو میزنیم و شما هم داداش وضوت رو بگیر بهمراه چوب و جماق چاقو بیا بویظفه شرعی و ولایی خودت برس .
January 6, 2010 11:22 AM
شراگیم. زبان استدلالی بی نظیری داری و در کوتاهترین حجم بهترین جواب را به دوستمان دادی که با نادانیشش بدترین دفاع را از اسلام و عقیده خود کرده .
به نظر من یک بخش مهم مبارزات جنبش سبز آگاهی رسانی و روشن کردن ذهن بخشی از جامعه است که به دلیل انحصار رسانه ای هنوز به جمهوری اسلامی نزدیکند و در مواقعی هم همانطور که دیدید نقش پیاده نظام آنرا بر عهده می گیرند. پیشنهاد من اینست یا در همین سایت یا ترجیحا در جایی دیگر(با رعایت مسائل ایمنی) بحث هایی را به صورت هدفمند برای پرداختن به اصول مورد استناد افرادی مثل اشرت شروع کنی. می دانم در حال حاضر سایتهای بیشماری این کار را می کنند ولی زبان نوشتاری شما حقیقتا دلنشین و تاثیرگذار برای همه طیفهاست.
January 6, 2010 11:04 AM
از اعتصابات عمومی حمایت کنیم.
اعتصابات کارگران و دانشجویان در حال گسترش است و اطلاعاتیهای رژیم بشدت از انتشار اخبار آن جلوگیری میکنند ودر وحشت از سراسری شدن آن هستند.
اعتصاب کارگران نساجی مازندران
اعتصاب کارگران ذوب آهن اصفهان
کارگران ایران خودرو
لوله سازی اهواز
لاستیک البرز
کارگران نیشکر هفت تپه و بازداشت اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و شرکت واحد.
اعتصاب غذای دانشجویان و شرکت نکردن در امتحان پایان ترم . دانشحویان پلی تکنیک علم و صنعت دانشگاه امیر کبیر و دانشگاه رازی کرمانشاه...
ما زنان خود را در کنار جنبش دموکراتیک مردم ایران و در صف اول مبارزه برعلیه بیحقوقی انسان " آپارتاید جنسی " فقر و تبعیض میدانیم و تا بزیر کشیدن کل حاکمیت این نظام تا مغز استخوان فاسد و ارتجاعی عقب نخواهیم نشست . و به کمتر از آزادی برابری رضایت نخواهیم داد. مارا مرعوب نکنید که بی حاصل است. ما بیشمارانیم...... ما بیشمارانیم.
January 6, 2010 9:55 AM
بنام نامی انسان....... اشتباه شماها ( شراگیم و همفکرانش ) در همین جاست دعوا بر سر دین و اسلام نیست عزیز دعوا بر سر لحاف ملاست و ماندن در قدرت و چپاول بیشتر .. خلیفه مسلمین و دستگاه ولایت برای ماندن در قدرت حاضرند مقدسترین مقدسات خودشان را هم زیر پا بگذارند . 99% کسانی هم که اطراف بت بزرگ به مزدوری مشغول هستند اموراتشون برقراره و نفع مادی دارند و به هیچ چیز چز پول و قدرت اعتقادی ندارند.
یک چیز مسلم است نظام فاسد و چنایتکار جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوط است و پرسش اساسی اینجاست که جایگاه مردم با این حکومت و تمام جناح بندیهایش در کجاست ؟
اتحاد و سازماندهی درست رمز پیروزی مردم است.
اعتصابات عمومی میتواند به روند مبارزه سرعت بیشتری بدهد. سرانجام پیروزی ار آن مردم است بی تردید.. که این حکم تاریخ است.
زنده باد آزدی
زنده باد برابری
سرنگون باد جمهوری اسلامی
January 6, 2010 4:14 AM
اشرت خانم(یا آقا).ولایت فقیه 30 ساله که مطرح شده.ولایت فقیهی که در اسلام مطرح شده چند مورد خاص هست مثل: ولایت فقیه بر یتیم بی سرپرست،ولایت فقیه بر زمین های موات و یکی دو مورد دیگر.شما هم به نظر من برو یه کم دیگه در مورد اسلام مطالعه کن.البته نه فقط توی کتابایی که تو سی سال اخیر چاپ شده.کتاب های فقهای قبل از انقلاب رو بخون.ببینم یعنی به نظر شما همه اونایی که قبل از انقلاب مردند و این سیستم ولایت فقیه رو درک نکردند و طبعا اعتقادی هم به اون نداشتند کافر از دنیا رفتند؟
در ضمن بی خود نیا توی بلاگ من شاخ و شونه نکش و تهدید نکن.اگه داری این متنو می خونی پس حتما خودتم یه جوری فیل/ تر// ینگ رو دور زدی اومدی تو و خلاف کردی.چیه واسه شما جرم نداره فقط واسه ما اخه و بده؟
January 6, 2010 12:50 AM
واسه من هم گاهی پيغام
You don't have permission to view this feed.
میاد ولی گاهی هم نشون می ده.
........
سخت گرفتن اوضاع رو سخت می کنه حاجی
January 6, 2010 12:31 AM
اشرت جان: (شماره ۶)
۱- نوشته ای: طرفداران موسوی از همان زمان انتخابات اصلی ترين حکم اسلام يعنی حجاب را رعايت نميکردند...
مگر عکسهای خبرگزاری فارس را نديدی از طرفداران ولايت؟ اگر توی سايت ديگری آن عکسها را ديده بودم ميگفتم کار فوتو شاپ است و برای خراب کردن وجهه اسلام و مسلمين...همين اصلی ترين حکم اسلام به زن مسلمان وقتی پای تبلیغات در میان امد شد بازيچه ای در دست آقایان برای تبليغات که آی...دنيا ببينيد که همين خانومهای فشن و مکش مرگ ما هم پیرو ولايتند و فکر نکنيد که فقط چادر چاقچوريها يا پير پاتال ها و از مد افتاده ها سنگ نظام را به سينه می زنند...
اول يک سوزن به خودتان بزنيد بعد يک جوالدوز به جنبش سبز و طرفدارانش...حالا اصلا وارد اين بحث نمی شويم که کجای اسلام گفته که حجاب بر زن مسلمان واجب است و اين حکم اسلام است يا حکم زعمای قوم که به اسم اسلام به خورد ملت داده اند...(در مورد حجاب اجباری در اسلام قبلا بحث مفصلی با استناد به قرآن داشتم که اگر برايت جالب بود باز از اول از سر ميگيرمش...)
در ضمن با کفش نماز خواندن هم به خودی خود چيز جديدی نيست و در مواقع اضطرار که هر لحظه بيم حمله می رود می شود اینگونه نماز خواند گو اینکه در جبهه ها هم رزمندگان با پوتین نماز میخواندند...باز هم بحث بر سر این نیست...بحث بر سر این است که چرا یک سلیقه و برداشت از دین باید به خود این حق را بدهد که هرچه خودش از دین فهمیده را به ضرب و زور در جامعه پیاده کند و هرکس تلقی و برداشت ديگری داشت و خواست به گونه ای ديگر زندگی کند را دشمن بداند يا عرصه را چنان بر او تنگ کند که طرف سر به بیابان بگذارد...
۲- نوشته ای که من اگر کتاب دينی خوانده ام احتمالا فقط کتابهای نقد دين بوده...و لابد شما هم فقط کتب تفسير دين و رسالات مراجع را مطالعه کرده ايد...هان؟
۳- من وقتی تو را با طالبان مقايسه کردم که برايم نوشته بودی يا به دامان اسلام برميگردی يا چنان ميکنم و بهمان ميکنم...انگار که جنابعالی عصاره و افشره خالص اسلام هستی و شاخص مرجع برای سنجش دینمداری مردم...اين ادبيات اگر طالبانی نيست پس چيست؟
۴- بلايی سر من بيايد؟ چرا بايد بلايی سر من بيايد...؟ به خاطر اينکه جور ديگری فکر ميکنم؟ تضمين سلامت افراد در جامعه دينی شما اين است که مثل شما فکر کنند؟ مثل شما حرف بزنند؟ و عقايد شما را داشته باشند؟...زندگی کردن در مدينه فاضله شما خودش بدترين بدبختی ست که خانم شین فی الحال گرفتارش است...!
۵- من هيچوقت طرفدار انقلاب و بلبشو نيستم...هيچکدام از کسانی هم که ميشناسم و پای ثابت تجمعات هستند هم دنبال انقلاب کردن نيستند... در بيانيه های مختلف جنبش سبز مواضع خودش را اعلام کرده...در هيچکدام از تجمعات شروع کننده درگيری مردم نبوده اند...ولی نبايد از مردمی که راهپيمايی سکوت ميکنند انتظار داشت وقتی از همه طرف و با انواع سلاحهای سرد و گرم و توسط نظامی و غیر نظامی و انیفورم پوش و لباس شخصی مورد حمله قرار ميگيرند خويشتندار باشند...اين هرج و مرج و بلبشو خواسته مردم سبز نبوده و نيست...اشرت جان اين يک شعار نيست...يک واقعيت است...واقعيت اين است که حاکمان نميتوانند ببييند که ميليونها نفر در يک راهپيمايی آرام و در سکوت اعتراض خودشان را به دنیا نشان ميدهند...حکومت دینی تحمل مخالف را ندارد...برای همين آدم می فرستد برای زدن..برای کشتن...برای اينکه درگيری ايجاد کند...چرا...؟ برای اینکه برنده درگيری هميشه کسی ست که سلاح در دست دارد...برنده درگيری هميشه کسی ست که رسانه در اختيار دارد...در روز عاشورا ميزند و ميکشد و بعد هم شب در تلويزيون جای ضارب و مضروب را عوض ميکند و وقيحانه کشته شده ها و کتک خورده ها را حرمت شکنان روز عاشورا مينامد...
اشرت جان...من دشمن تو نيستم...من دشمن هيچ کسی نيستم...اما در همه راهپيمايی ها هم بوده ام...تا به امروز حتی يک سنگ برای پرتاب کردن به کسانی که با انواع تجهيزات برای زدن و کشتنم آمده اند بلند نکرده ام و به این افتخار میکنم...اما قبول دارم که همه به خويشتنداری من نبوده اند...قبول دارم که خیلیها مثل من مجسمه نبوده اند تا باطوم آن افسر گارد روی شقیقه شان بنشیند و انها بهت زده نگاه کنند...من از هرج و مرج و بی قانونی وحشت دارم...من از دعوا و خشونت بيزارم...اما چيزی که من را هنوز به خيابان ميکشاند اميد به اين است که يک روز خودم...يا بچه هايم...يا نوادگانم...يا بچه های خواهرم...يا بچه همسايه مان...یا بچه هایی که اصلا نمیشناسمشان... در کشوری زندگی کنند که جهل و خرافه و تعصب سد راه شادی هايشان نباشد...اشرت جان...ما به قول تو روشنفکر ها هم بعضی وقتها برای خودمان واژه های مقدسی داريم...درست به تقدس همان يا زهرا ها و يا حسين های شما...و درست مثل شما وقتی به آن واژه فکر مي کنيم و يا به زبانش می آوريم اشک در چشمانمان جمع می شود...برای ما ((آزادی)) مقدسترين واژه هاست...موتور محرک ماست...قوت قلب ماست...مرهم ماست...نويد بخش ماست...و مطمئن باش همين واژه یک روز...دیر یا زود...ما را به هدفمان می رساند...هميشه اينطور بوده و هميشه اينطور خواهد بود...
January 6, 2010 12:17 AM
بابا این اشرت از خودمونه ، ما رو گذاشته سر کار. خداییش بهتر از این مطلبی که این بنده خدا نوشته کسی میتونست پنبه اسلام و جمهوری اسلامی رو بزنه! خداییش نه! اشرت دمت گرم.
January 5, 2010 11:54 PM
شراگيم عزيزم ... اينجا من مثل هميشه براحتی وبلاگت را ميخوانم . ايا فکر ميکنی کاری از من بر ميايد ؟ با کمال ميل حاضرم . ضمنا .. مثل هميشه اين پستت هم محشره . زنده باشی و ساد با همسر نازنينت که حتما مثل تو خوبست و نی تظير .
January 5, 2010 9:52 PM
بسم الله
با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد
از کجا شروع کنم...
آقای عزیز از خود جناب عالی شروع کنیم . در این یک هفته که کل آرشیو شما رو مورد مطالعه قرار داده ام من اینطور متوجه شما یک فرد روشنفکر و آزادی طلب می باشید من این را قبول دارم
یک -ایران ما یک کشور اسلامی هست و مردم با اسلام بزرگ شده اند. طرفداران سبز از روهای قبل انتخاب شروع به طرفداری از کاندیدای مورد علاقه خود کردن که اکثر این دوستان از همان روز ها حداقل حجاب که اصلی ترین حکم برای یک زن مسلمان است را رعایت نمی کردن . دور از هر مسئله جناهی خانوم ها و آقایان محترم شروع به شکستن احکام اسلام از همان روز های اول کردن(حتی مادر من که از دنیا بی خبر هست فرق سبز زرد قرمز آبی را نمی دانست البته از نظر گروهی وقتی دوستان شما را دید گفت آخر زمان هست) موضع گیری پشت اسلام بد تیرین کار ممکن است چه از طرف شما چه بقول شما ما.ولی این طرفداران دولت لااقل حرمت ظاهری اسلام را نشکستن (در نماز جمعه دختر پسر دست به دست هم نماز بخوانند, با کفش نماز بخوانند,با روسری که حتی نصف سر را نگرفته نماز بخوانندو...)آیا این ها بد بینی از نوع شدید ایجاد نمی کند
دو-دوست عزیز شمایی که از اسلام و حکومت اسلامی انتقاد می کنید حتی دو درصد از اصل اسلام و ولایت فقیه نمی دانند(با راست درست بودنش کاری ندارم) شما خودت عزیز آنهمه کتاب خواننده ای آیا حداقل پنج تا کتاب در مورد دین خوانده ای که در مورد دین بیایی اینقدر صریح اظهار نظر کنی. فکر نکنم! اگر هم خوانده باشی حتما کتاب نقد بوده. جالبه بودن دانستن تئوری مردم کتاب نقد می خوانند.
سه- شما بدون اینکه مرا بشناسی مرا با ملا عمر یکی دانستی حالا مردمی که با شما مبارزه می کنند آیا حق ندارند مثل خودت همینطور راحت اظهار نظر کنند چون شما ها هم مثل کامنت های من خودتون رو نشناسوندید
چهار-عزیز من بخاطر خودت میام این حرف ها رو می زنم بخدا برات خودت اگر مجرد بودی من خودم می گم برو حقت رو طلب کن ولی شما مجرد نیستی الان میدونی الان اگر بلایی سرت بیاد خانوم شین چی میشه صریح می گم بدخت میشه به همین راحتی
پنج- شما خودت اجاره نیشینی از اوضاع یکم به هم بخوره آیا می تونی پول اجارتو در بیاری می تونی نان شبتو در بیاری گیریم تو بتونی آیا مردیمی از تو ضعیف تر نیست (کاری نداریم موجب این بدبختی کیه) الان مثل سال 57 نیست بابات بره بیرون حقشو بخواد همسایه ها و مردم به همدیگه کمک کنن هیچ کس گرسنه نمونه الان مردم چشمشون به جیب همدیگست
حالا باشد که من عضو کدوم جناهم خودت حقو بگو
اگر غلط املایی بود ببخشید حا ندارم از اول بخونم
January 5, 2010 9:45 PM
پیامی که گوگل ریدر نشون میده
You don't have permission to view this feed.
January 5, 2010 8:40 PM
من که برای خوندن نوشته هات از گوگل ریدر هیچ مشکلی ندارم!!
من الان چند وقته به وبلاگایی که سر می زنم می بینم تو قسمت کامنت ها یه نفر هست که می یاد حالا یا به یک نام یا چند تا هی چرت و پرت می نویسه گاهی بحث عقلانی می کنه گاهی فقط فحش می ده و جالب هم اینجاست که به نظرم این نوع کامنت گذاشتن برنامه تازشونه. شما به نظرم اینا رو جدی نگیرید. اینا اگه اهل منطق و گفتگو بودند حال و روز امروز ما این نبود.
January 14, 2010 2:30 PM